الإمام ناصر محمد اليماني
29 - 11 - 1435 هـ
24 - 09 - 2014 مـ
1393-07-02ه.ش.
05:09 صباحاً
ـــــــــــــــــــ



پاسخ امام مهدی ناصر محمد به یکی از اعضاء بنام (قول الحق) و هم چنین به یکی از انصار که درباره یکی از آیات محکم در قرآن عظیم با ما مجادله می کند...




نوشته اصلی توسط قول الحق


بسم الله الرحمن الرحیم


امام عزیز شما می فرمایید اهالی اعراف مردمانی هستند که قبل از برانگیخته شدن رسول بر مردمشان از دنیا رفته اند و از "بعث"( برانگیخته شدن مردگان) بی اطلاعند...


سؤالی که مطرح می شود این است که چگونه اهالی اعراف از برانگیخته شدن بعد از مرگ بی اطلاعند و رسول محمد علیه الصلاة و السلام ؛ زمانی که مردمش را مورد انذار و هشدار قرار می دهد و به آنها می گوید که خداوند آنها را بعد از مرگ برخواهد انگیخت..جواب مردم این است که وعده برانگیخته شدن ، پییش از این به آنها و پدرانشان داده شده است و این دلیل آن است که از قبل خبر برانگیخته شدن در آخرت به آنها و پدران شان و تمامی مردم رسیده است و آنها از برانگیخته شدن آگاه بوده اند و خداوند تعالی می فرماید:
( وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٧٩﴾ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٨٠﴾ بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿٨١﴾ قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾ قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨٤﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّـهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ )
و خداوند تعالی می فرماید: قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّـهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿٦٥﴾ بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ ۚ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا ۖ بَلْ هُم مِّنْهَا عَمُونَ ﴿٦٦﴾ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ ﴿٦٧﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا هَـٰذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِي )
و اما مقصود از این فرموده خداوند: ( وما كنا معذبين حتى نبعث رسو لا )
یعنی خداوند سبحان و تعالی تا زمانی که مردم غافل باشند و برایشان رسولی فرستاده نشده باشد که به آنها هشدار دهد؛ ایشان را در دنیا به عذاب دردناک دچار نمی کند.


خداوند تعالی می فرماید ( ذَٰلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ )
خداوند تعالی می فرماید ( وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَىٰ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ )


پس خداوند رسولان را به سوی مردم می فرستد تا به آنها هشدار داده و انذارشان کنند که دچار گمراهی هستند و عذاب خداوند بسیار نزدیک است و در آستانه دروازه هاست تا مردم بعد از فرستاده شدن رسولان دربرابر خداوند حجتی نداشته باشند و خداوند بر آنها حجت داشته باشد که رسولان را برای دادن هشدار به سوی آنها فرستاده است که بدانند عذاب خداوند در آستانه دروازه هاست.


خداوند تعالی می فرماید( رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمً )


واگر خداوند سبحان و تعالی قبل از فرستادن رسولان و دادن هشدار به مردم درباره نزدیک بودن خطر فرود عذاب؛ انسان ها را هلاک نماید ؛ آنها دربرابر خداوند حجت داشته و خواهند گفت...

خداوند تعالی می فرماید:

( وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى )
صدق الله العظيم
از امام ناصر محمد یمانی تمنا می کنیم درباره آیات روشن و محکمی که از اهالی اعراف صحبت می کند بیانات بیشتری ارائه فرمایند...و آیا اهالی اعراف از کسانی هستند که ایمان خود را به ظلم شرک آلوده نکرده و قبل از برانگیخته شدن رسولان از دنیا رفته اند....


و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله من الإنس والجن من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليهم وسلّموا تسليماً لا نفرق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أما بعد..

ای عزیز من "الباحث" می بینم در برابر امامت در باره این فرموده خداوند تعالی حجت می آوری که :
{وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٧٩﴾ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٨٠﴾ بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿٨١﴾ قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾ قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨٤﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّـهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ}
صدق الله العظيم [المؤمنون].
{و او کسی است که شما را در زمین آفرید؛ و به سوی او محشور می‌شوید! (۷۹) و او کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند؛ و رفت و آمد شب و روز از آن اوست؛ آیا اندیشه نمی‌کنید؟! (۸۰) بلکه آنان نیز مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند. (۸۱) آنها گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! (۸۲) این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده؛ این فقط افسانه‌های پیشینیان است!» (۸۳) بگو: «زمین و کسانی که در آن هستند از آن کیست، اگر شما می‌دانید؟!» (۸۴) (در پاسخ تو) می‌گویند: «همه از آن خداست!» بگو: «آیا متذکّر نمی‌شوید؟۸۵)}.
به این فرموده خداوند تعالی استناد می کنی که می فرماید: {قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم.
{آنها گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! (۸۲) این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده؛ این فقط افسانه‌های پیشینیان است!» (۸۳)}


ای مرد،آیا تو می بینی که حجت بر آنها اقامه (تمام ) شده است چون در داستان های امت های پیشین از برانگیختگی بعد از مرگ خبر داده شده است؟ ولی آنها نمی دانستند چه کسی بعد از مرگ آنها را برخواهد انگیخت ؛ آنها در داستان های پیشین شنیده بودند که بعد از مرگ برانگیخته می شوند؛ و تمام آنچه که می دانستند این کلمه بوده است که "کسانی که در قبرها هستند برانگیخته خواهند شد" اما نمی دانستند چه کسی عامل آن خواهد بود, بلکه فقط از برانگیخته شدن بعد از مرگ چیزهایی شنیده بودند؛ولی نمی دانستند اگر برانگیختگی واقعا رخ دهد؛چه کسی آنها را بعد از مرگ شان برخواهد انگیخت؛ چون رسولی از جانب خداوند نیامده بود تا دعوت حق پروردگارشان را برایشان روشن سازد و آنچه را که خداوند به سویشان فرستاده برایشان توضیح داده و روشن کند. بلکه تنها چیزی که شنیده بودند و آن را اساطیر و افسانه های پیشینیان می دانستند این بود که به آنها وعده داده شده بود که بعد از مرگ برانگیخته خواهند شد.
و من می دانم که امت هایی که قبل از برانگیخته شدن رسول درمیانشان از دنیا رفته بودنداز داستانهای پیشینیان درمورد وعده برانگیخته شدن بعد از مرگ شان خبر داشته اند؛ من این را می دانم؛ اما باز فتوای خود را به حق تکرار می کنم؛ که آنها از اینکه چه کسی بعد از اینکه تبدیل به استخوانهای پراکنده و پوسیده شدند ؛ آنها را باز می گرداند خبر نداشتند..آنها با وجود اینکه داستان را از پیشینیان شنیده بودند اما باور نداشتند که وعده برانگیخته شدن بعد از مرگ درست باشد؛ چون از جانب پروردگارشان توضیحی درباره اینکه چه کسی آنها را از قبرهایشان بازخواهد گرفت به آنها نرسیده بود؛ فقط داستانی هایی درباره برانگیخته شدن بعد از مرگ شنیده بودند که آنها را نیز اساطیر و افسانه می دانستند.از این جا استنباط می شود که از اینکه چه کسی آنها را از قبرها بازخواهد گرداند بی خبر بوده اند و این را می توان از جریان جدال فرزندانشان با انبیاء خداوند از جمله محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم دریافت و خداوند تعالی می فرماید:

{وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51)} صدق الله العظيم [الإسراء].

{و گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!» (۴۹) بگو: «شما سنگ باشید یا آهن، (۵۰) یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‌تر است. آنها خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد! (۵۱)}
به عدم آگاهی آنها و پدرانشان توجه نماییدهمچنین نمی دانستند بازگشتن آنها بعد از مرگشان توسط چه کسی انجام خواهد شد و این را از پاسخ آنها به رسولان خداوند می توان دریافت : {وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51)} صدق الله العظيم.
{و گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!» (۴۹)بگو: «شما سنگ باشید یا آهن، (۵۰) یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‌تر است .آنها خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد! (۵۱)}
پس به عدم اطلاع آنها از آنکه چه کسی آنها را از قبرهای شان برخواهد انگیخت نظر کنید{فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که شما را آفرید } از اینجا برایمان روشن می شود که پدران آنها که قبل از برانگیخته شدن رسولان پروردگار مرده بودند نمی دانستند چه کسی آنها رااز قبرهایشان برخواهد انگیخت؛ برای همین؛ روزی که خداوند آنها را برمی انگیزد خواهند گفت: {قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} [يس:52] {می‌گویند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟!}از خلال این گفتار درمی یابیم که آنها در داستان های مردمان پیش از خود؛ درباره وعده برانگیخته شدن بعد از مرگ خبر داشتند و برای همین به آن "بعث" می گفتند چون در داستان پیشینیان خبر برانگیخته شدن بعد از مرگ را شنیده بودند و برای همین نیز به درستی نام "بعث" یا برانگیخته شدن را به آن می دادند.{قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} [يس:52] {می‌گویند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟!}چون خبر آن را در داستان های پیشینیان شنیده بودند؛ و این داستان برانگیخته شدن بعد از مرگ است؛ اما تفاصیل موضوع و اینکه چه کسی آنها را برخواهد انگیخت را نمی دانستند و برای همین می گویند: {قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} [يس:52] {می‌گویند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟!}

اما در مورد کسانی که خداوند درمیان شان رسول فرستاده بود؛ به آنها توسط رسولان فتوا داده شده بود که این پروردگارشان است که بعد از مرگ آنها را برخواهد انگیخت و خداوند تعالی می فرماید:

{وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51)} صدق الله العظيم[الإسراء]
{و گفتند: «آیا هنگامی که ما، استخوانهای پوسیده و پراکنده‌ای شدیم، دگر بار آفرینش تازه‌ای خواهیم یافت؟!» (۴۹)بگو: «شما سنگ باشید یا آهن، (۵۰) یا هر مخلوقی که در نظر شما، از آن هم سخت‌تر است. آنها خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمی‌گرداند؟!» بگو: «همان کسی که نخستین بار شما را آفرید.» آنان سر خود را به سوی تو خم می‌کنند و می‌گویند: «در چه زمانی خواهد بود؟!» بگو: «شاید نزدیک باشد! (۵۱)}
برای همین است که می بینید، کافرانی که از طرف خداوند برایشان رسول فرستاده شده است فتوای رسولان را در باره کسی که بعد از مرگ آنها را برمی انگیزد می دانند و برای کافرانی که از آن خبر ندارند فتوا می دهند.برای همین می گویند: {هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52)} صدق الله العظيم [يس]. { این همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند}
این پاسخ از جانب کسانی است که خداوند با برانگیختن رسول در بین آنها؛ حجت را برایشان تمام کرده است و آنچه که خداوند برایشان فرستاده توسط رسولان خداوند توضیح داده شده و روشن گردیده است؛ لذا می بینید که به حقی که از جانب پروردگارشان آمده است اعتراف می کنند و در جواب سؤال کننده ها می گویند: {هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52)}.
{ این همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند}
و اما سؤال کننده ها؛ کافرانی هستند که پیش از آنان از دنیا رفته و درمورد برانگیخته شدن مرده ها داستان هایی از پیشینیان خود شنیده اند؛ اما تصور می کردند این مطالب تنها اساطیری و افسانه است و خداوند برایشان کتاب و رسولی نفرستاده بود تا آن را برایشان روشن سازد. و می دانیم آنها از افسانه های درگذشتگان مطالبی درباره وجود برانگیختگی بعد ازمرگ شنیده بودند؛ ولی حقا نمی دانستند چه کسی آنها را برمی انگیزد و به خاطر همین می گویند{قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} ؟{می‌گویند: «ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت؟!}و کافرانی که با برانگیخته شدن رسولان در میانشان خداوند حجت برایشان اقامه کرده است به آنها پاسخ می دهند که : {هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52)}.{ این همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند}
عزیز من انصاری "الباحث"؛ به راستی که تو با فرموده خداوند تعالی دراین آیه محکم و روشن از کتاب با امامت بحث می کنی که:
{قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
{ آنها گفتند: «آیا هنگامی که مردیم و خاک و استخوانهایی (پوسیده) شدیم، آیا بار دیگر برانگیخته خواهیم شد؟! (۸۲) این وعده به ما و پدرانمان از قبل داده شده؛ این فقط افسانه‌های پیشینیان است!» (۸۳)}
و برایت به حق روشن گردید که در بیان قرآن با قرآن امام مهدی ناصر محمد؛ تناقضی وجود ندارد و متوجه شدی که اهالی اعراف واقعاً کسانی هستند که قبل از برانگیخته شدن رسولان درمیانشان از دنیا رفته اند چون آنها نه در بهشتند و نه در آتش.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً} صدق الله العظيم [الإسراء:15]. { و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم}
وبا وجود آنکه فکر نمی کردی ؛ما با پاسخ حق درباره آیه ای که برای ما به عنوان حجت آوردی برایت حجت حق آورده و بر تو غلبه کردیم؛ نزدیک بود به علت نفهمیدن این آیه ؛ در حالی که از انصار پیشگام و برگزیده ومکرم شده بود؛ خداوند قلب او را ازحق منحرف کند و به گذشته خود بازگشته و از کسانی دیگر پیروی نماید!پس آنهایی که دارای بصیرت هستند ؛تمام انصار در دوران"گفتگوی قبل از ظهور" ؛ عبرت بگیرند؛ ممکن است ببینید بیانی از نظر شما با بیانی دیگرکه به شما آموخته ایم تناقض دارد؛ در این حالت شاید یقین و باور برخی انصار نسبت به اینکه ناصر محمد یمانی همان مهدی منتظر است ضعیف شود وبه آرامی عقب کشیده و بگوید" ضرورت ندارد با ناصر محمد مجادله کنم و نشان دهم که درباره او دچار شک شده ام " سپس بی سروصدا عقب نشسته و بگوید:" اگر ناصر محمد یمانی همان مهدی باشد ؛ که من قبلاً با او بیعت کرده ام وخود را از انصار او می دانم؛ پس لازم نیست خود را به زحمت انداخته و مانند گذشته که به او یقین داشتم در بیانات تدبر کنم چون آیه ای پیدا کرده ام که با یکی از بیانات دیگر تناقض دارد".ای کسی که بی سروصدا عقب کشیده ای و فکر کرده ای این نشانه هوش توست که نمی خواهی با وجود شکت درمورد اینکه او مهدی منتظر است؛ناصر محمد یمانی را از دست بدهی! به تو می گوییم اشتباه می کنی؛ اگر از خردمندان باشی حق داری با امام مهدی ناصر محمد یمانی درباره هر آیه ای که با بیان ناصر محمد یمانی متفاوت می بینی مجادله کنی تا ببینی آیا بر او غلبه کرده و با قانع شدن از اینکه ناصر محمد یمانی امام مهدی نیست روبرگردانی و برایت روشن شود که با تصمیمی اشتباه؛ در حق خود ظلم نکرده ای و یا ناصر محمد یمانی با برهان علمی قاطع بر تو غلبه کرده وایمانت درباره اینکه ناصرمحمد یمانی حقا امام مهدی ناصر محمد است قوی تر از قبل بازگردد.
ای جوینده حق ؛تو حق را یافته ای پس بدان پای بند باش؛ ای عزیز من؛ مانند بندگان نعیم اعظم عمل کن؛ چون بندگان نعیم اعظم زمانی که در بیانات ناصر محمد به نکته ای برخوردند که آن را نمی فهمند و یا اینکه زمانی که اثری از تردید در خود پیدا می کنند ؛ حقیقت نعیم اعظم را بخاطر می آورند و درمی یابند که به حق به ملکوت بهشتی که عرض آن به اندازه آسمان ها و زمین است راضی نمی شوند تا پروردگاری که از هر چیزی در نزد آنها محبوب تر است ؛ بدون حسرت و حزن در نفس خود راضی باشد؛ مهم نیست که در چه موضوعی از بیانات دچار شک شده اند –با بخاطر آوردن این امر- بصیر می شوند؛ پسبه محض آنکه حقیقت نعیم اعظم را بیاد آوردند بصیرت پیدا می کنند که بی شک و تردید ناصر محمد یمانی همان امام مهدی منتظر است.آنها رااز کسانی می یابی که اگر نکته ای از یک بیان را درک نکردند می گویند مشکلی نیست؛ ما نمی خواهیم وقت امام را که برای گفتگو و قانع کردن دیگران اهمیت دارد بگیریم؛ باشد که به اذن خداوند بیان جدیدی آورده شود و این نکته ای را که درک نکرده بودیم بفهمیم.آنها ابداً نمی خواهند بخود اجازه دهند در مورد امام مهدی ناصر محمد یمانی دچار شک شوند؛ این بخاطر محبت شدید آنها به امام ناصر محمد یمانی نیست؛ بلکه این ناشی از محبت بسیار عمیق و شدید آنها نسبت به پروردگارشان است چرا که نمی خواهند به سوی چیزی بجز نعیم اعظم هدایت شوند! بلکه در باره آنها چنین فتوا می دهیم که حتی اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی درنزد خود دچار تردید شد و برایش روشن گردید که او امام مهدی نیست و به آنها گفت: خداوند را بخاطر طمع به بهشتی عبادت کنید که عرض آن به اندازه آسمان ها و زمین است ؛ خواهند گفت:" هیهات هیهات که آنچه را که به یقین از نعیم اعظم می دانیم با نعیم کوچکتر عوض کنیم! پس ناصر محمد گوش کن؛ به خدایی که جز او خدای نیست قسم که تو بر راه حق و روشن بودی؛ حتی اگر خداوند و پروردگار عالمیان ما را از ورای حجاب مورد خطاب قرار دهد و به ما بگوید :
[[ ای انصار ناصر محمد یمانی؛ مرا به طمع نعیم بهشتم عبادت کنید چون رضوان نفس خداوند آن چنان که ناصر محمد برایتان فتوا داده است رخ نخواهد داد. جواب می دهند: اگر چنین است پس ای خداوند ارحم الراحمین ؛ ما را برای چه آفریده ای؟ و جواب حق پروردگارشان حتماً این خواهد بود که: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (56)} صدق الله العظيم [الذاريات:56].
{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}
سپس می گویند: ما بر این شاهدیم و رضوان نفس ترا عبادت می کنیم و برای تو که جز تو خدایی نیست سجده می کنیم که معبودی بجز تو نیست ای خداوند ارحم الراحمین؛ ما به حق دانسته ایم که تو ارحم الراحمین هستی و برای همین ترا نسبت به بندگانی که در حق خود ظلم کرده اند متحسر و حزین یافته ایم با وجود اینکه تو در حق آنها هیچ ظلمی نکرده ای و آنها خود به خود ستم کرده و با مأیوس شدن از رحمت تو به خود ظلم کرده اند, خدایا پاک و منزهی تو....
تا اینکه پروردگارشان در جواب آنها می گوید: پس به این ترتیب شما بهشتی که به شما وعده داده شده است را نمی خواهید و این به خود شما مربوط است .خواهند گفت: یا رب، تو فرموده ای و فرموده تو حق است {وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم}و اگر نعیم اعظم تو برای ما محقق نمی شود از تو خداوند ارحم الراحمین می خواهیم که ما را بین بهشت و آتش قرار دهی و ما تا زمانی که محبوب ترین چیز درنزد ما متحسر و حزین باشد ناله و واویلا می کنیم, ناله و واویلایی بسیار بیشتر از کافرانی که – در آتش- جاودان هستند.اما اگر از ما می خواهی هدف نهایی و غایت خود را عوض کرده و نعیم اعظم را وسیله بدست آوردن نعیم کوچک تر کنیم ؛ عذر ما را بپذیر چون قلب های ما راضی نمی شود که تغییر و تبدیلی انجام دهد؛ ما نمی توانم در حالی که محبوب ترین چیز در نزد ما در نفس خود حزین و متحسر است به نعیم بهشت راضی شویم.
و حتی اگر حبیب قلبشان؛ پروردگارشان بفرماید: اما خدای شما بر هر چیز قادر است و اوست که بین انسان و قلبش حائل می شود ولذا قلب شما را به نعیم بهشت راضی می کند تا رضوان خداوند را وسیله تحقیق نعیم بهشت کنید؛ خواهند گفت: ای پروردگار ما ؛ به حق "لا اله الا انت"وبه حق رحمتی که بر خود نوشته ای و فرض نموده ای و به حق بزرگی نعیم رضوان نفست؛ با قلب ما چنین مکن که ما نمی خواهیم قلب ما چنین تغییری کند.
و حتی اگر پروردگارتان بگوید: آیا این بهتر از آن نیست که درخواست شما را اجابت کرده و بین بهشت و آتش رهایتان کنم که شدیدتر از کفار جاودان -در آتش- ناله و واویلا کنید؟ درجواب خواهند گفت : اگر نعیم اعظم برایمان محقق نشود ؛ ما راضی هستیم که بین بهشت و آتش رها شویم و تا زمانی که خداوند ارحم الراحمین متحسر و حزین است ناله و واویلایی دائمی کنیم]] پایان
ای جماعت مسلمانان! اگر کسی از این بیان من آگاه شود ، مرا مجنون خواهد خواند! در جواب به آنها می گوییم" چه جنون خوبی! آیا این از مجنون شدن برای" لیلی " بهتر نیست؟ به خداوندی که خدایی جز او نیست؛ بجز قوم محبوب خدا و محب او(یحبهم الله و یحبونه ) کسی حقیقت بیان نعیم اعظم را درک نمی کند؛ آنها بر کلمه کلمه این سخنانی که درباره گفتگوی فرضی بین آنها و پروردگارشان آوردم شاهدند و پاسخ هایی که در این گفتگوی فرضی به خداوند داده شد را بی شک و تردیدهمان پاسخ خود می یابند. در اینجا پرسشگران درنگ کرده و می گویند:" آیا در میان عالمیان کسانی هستند که مانند تو مجنون باشند؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخشان می گوید: قومی که محبوب خداوندند و محب او(قوم یحبهم الله و یحبونه )...

ای قوم من مجنون نیستم؛ ولی به خداوند عظیم قسم؛ آنچه که در این گفتگوی فرضی برایتان گفتم را در نزد محبوبان و محبان خداوند با همین کلمات پیدا می کنید.ممکن است آنها در چشمان شما خوار باشند و بگویید: آیا اینان کسانی از میان ماهستند که به زعم شما خداوند با شناساندن نعیم اعظم بر آنها منت گذاشته است!و یکی تان بگوید:" من فلانی را می شناسم و می دانم قبل از این چه کارها می کرده است و او دوست و همراه من در سفرهای تفریحی بوده است و بخوبی از کارهایش خبر دارم؛ پس چگونه ممکن است که به گمان خودش تبدیل به نیکوترین مردم و بهترین مخلوقات شده باشد و از قومی شده باشد که محبوب خداوندند و محب او (قوم یحبهم الله و یحبونه )؟" پاسخ جاهلان را مستقیم به خداوند تعالی می سپاریم:

{إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ} [البقرة:222].
{خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد، و پاک شوندگان را (نیز) دوست دارد.}


وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



اقتباس المشاركة: 159780 من الموضوع: ردُّ الإمام المهديّ ناصر محمد على العضو ( قول الحقّ ) وكذلك على أحد أنصارنا الذي يجادلنا بإحدى الآيات المحكمات في القرآن العظيم..





[ لمتابعة رابط المشاركـــــــــــــة الأصليّة للبيــــــــــــــان ]

الإمام ناصر محمد اليماني
29 - 11 - 1435 هـ
24 - 09 - 2014 مـ
05:09 صباحاً
ـــــــــــــــــــ


ردُّ الإمام المهديّ ناصر محمد على العضو ( قول الحقّ ) وكذلك على أحد أنصارنا الذي يُجادلنا بإحدى الآيات المحكمات في القرآن العظيم ..


اقتباس المشاركة الأصلية كتبت بواسطة قول الحق مشاهدة المشاركة
بسم الله الرحمن الرحيم ..

امامي الحبيب انت تقول ان اصحاب الاعراف هم اناس ماتوا من قبل مبعث الرسل إليهم ، ولا يعلمون بان هناك آخره و لا يعلمون بالبعث...
والسوال الذي يطرح نفسه كيف ان اصحاب الاعراف لا يعلمون بانه يوجد بعث من بعد الموت و الرسول محمد عليه الصلاة و السلام عندما أنذر قومه وعندما قال لهم ان الله سيبعثهم من بعد موتهم... وكان رد قومه أنهم قد وعدوا هم و آبائهم من قبل بالبعث والدليل على ان علم الأخره البعث قد وصل إليهم وإلى آبائهم وإلى جميع الناس و كانوا على علم بالبعث
قال الله تعالى ( وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٧٩﴾ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٨٠﴾ بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿٨١﴾ قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾ قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨٤﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّـهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ )
وقال الله تعالى ( قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّـهُ ۚ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿٦٥﴾ بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ ۚ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا ۖ بَلْ هُم مِّنْهَا عَمُونَ ﴿٦٦﴾ وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَإِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُونَ ﴿٦٧﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا هَـٰذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِي )
واما المقصود من قول الله تعالى ( وما كنا معذبين حتى نبعث رسو لا )
اي ان الله سبحانه وتعالى لا يهلك قوم بعذاب اليم في الدنيا وهم غافلون إلا من بعد ان يبعث إليهم رسول لينذرهم
قال الله تعالى ( ذَٰلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ )
وقال الله تعالى ( وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَىٰ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ )
فيبعث الله الرسل لينذروا الناس انهم ضلوا وان عذاب الله على الأبواب حتى لا يكون للناس على الله حجة بعد الرسول فيقيم الله الحجه على الناس بان يبعث إليهم رسول لينذرهم ان عذاب الله على ألأبواب
قال الله تعالى ( رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمً )
ولو ان الله سبحانه و تعالى يهلك قوم بعذاب اليم من قبل أن يبعث إليهم رسول لينذرهم ان عذاب على الابواب... ستكون لهم حجه على الله وسيقولون ....
قال الله تعالى :
( وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى )
صدق الله العظيم
واتمنى من الامام ناصر محمد ان يزيدنا بيان من الأيات البينات المحكمات يبين فيه منهم أصحاب الأعراف ... وهل اصحاب الأعراف هم الذين لم يلبسوا أيمانهم بظلم الشرك وماتوا من قبل مبعث الرسل إليهم ..
وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين..
بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله من الإنس والجنّ من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليهم وسلّموا تسليماً، لا نفرق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أما بعد..

ويا حبيبي في الله الباحث إنّي أراك تحاجِج إمامك بقول الله تعالى: {وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٧٩﴾ وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٨٠﴾ بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ ﴿٨١﴾ قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾ قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨٤﴾ سَيَقُولُونَ لِلَّـهِ ۚ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون]. وتستدلُ بقول الله تعالى: {قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم.

ويا رجل، فهل ترى أنّه قد أقيمت الحجّة عليهم لكونهم سمعوا عن قصص الأمم الغابرة بأنّهم وعدوا ببعثهم من بعد الموت؟ ولكنهم لا يعلمون من يبعثهم من بعد موتهم وإنّما سمعوا عن قصص الأولين أنّهم وعدوا ببعثهم من بعد موتهم؛ بل كل ما يعلمونه هي كلمة "بعث من في القبور" ولكنهم لا يعلمون من سيبعثهم؛ بل فقط سمعوا عن البعث من بعد الموت ولكنّهم لا يعلمون من سيبعثهم من بعد موتهم إن كان البعث حقاً كونهم لم يأتِهم رسولٌ يفصّل لهم دعوة الحقّ من ربِّهم ويبيّن لهم ما أُنزل إليهم من ربِّهم؛ بل فقط سمعوا كما يسمونها "أساطير" عن الأمم الغابرة من قبلهم بأنّهم وُعِدوا ببعثهم من بعد موتهم.

وإنّي أعلمُ أنّ الأمم التي تموت من قبل بعث رسول ربّهم إلى قومهم أعلمُ أنّهم لا يجهلون قصص الأولين بأنّهم وُعِدوا ببعثٍ من بعد موتهم، ولكنّني أكرر الفتوى بالحقِّ أنّهم لا يعلمون من الذي سوف يعيدهم بعد أنْ كانوا عظاماً ورفاتاً، فبرغم أنّهم غير مصدّقين ما سمعوه من قصص الأولين بأنّهم وعِدوا ببعثهم من بعد موتهم؛ وبما أنّه ليس لديهم تفصيلٌ من ربِّهم مَنْ الذي سوف يعيدهم من قبورهم؛ بل فقط سمعوا عمّا يسمّونها أساطير الأولين بقصص البعث من بعد الموت، فمن ذلك نستنبط عدم علمهم مَنْ الذي سوف يُعيد خلقهم من قبورهم؟ ونرى ذلك من خلال جدال ذرّياتهم لأنبياء الله كما جادلوا محمداً رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم. وقال الله تعالى: {وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51)} صدق الله العظيم [الإسراء].

فانظر إلى عدم علمهم وآباؤهم كذلك فإنّهم لا يعلمون من سيعيدهم من بعد موتهم، ونستنبط ذلك من خلال ردّهم على رسول ربّهم في قول الله تعالى: {وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51)} صدق الله العظيم.

فانظر إلى عدم علمهم من الذي سيبعثهم من قبورهم من خلال قولهم: {فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ}، فمن خلال ذلك تبيّن لنا أنّ آباءهم الذين ماتوا قبل بعث رسول ربّهم إليهم كذلك لا يعلمون من الذي سوف يبعثهم من قبورهم، ولذلك قالوا يوم يبعثهم الله: {قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} [يس:52]، ونعلم من خلال قولهم أنّهم كانوا يسمعون عن قصص الأمم الغابرة من قبلهم بأنّهم وُعِدوا بالبعث من بعد موتهم، ولذلك يسمّونه بعثاً لكونهم فِعلاً سمعوا عن قصص الأولين وعن بعثهم من بعد موتهم، ولذلك تجدهم يسمونه باسمه الحقّ " بعثٌ ". ولذلك {قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا}، لكون هذا شيء سمعوا به في قصص الأولين وهي قصة بعث الأموات، ولكنّ التفصيل مفقود لديهم من الذي يبعثهم من بعد موتهم؟ ولذلك قالوا: {قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا}؟

وأما بالنسبة للذين بعث الله رسولاً إليهم فقد أفتاهم رسلُ ربّهم من الذي سيبعثهم من بعد موتهم. وقال الله تعالى: {وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَرُفَاتاً أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً (49) قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيداً (50) أَوْ خَلْقاً مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيباً (51)} صدق الله العظيم [الإسراء]، ولذلك تجد الكفار الذين أفتوهم رسلُ ربّهم عن من الذي سيبعثهم من بعد موتهم تجدهم كذلك هم من أفتوا الكفارَ الذين لا يعلمون من سيبعثهم. ولذلك قالوا: {هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52)} صدق الله العظيم [يس]. فهذا جاء جواباً من الذين أقيمت عليهم الحجّة ببعث الرسل وبيّنوا لهم ما أُنزل إليهم من ربِّهم وكفروا به، فتجدهم اعترفوا بالحقِّ من ربِّهم وردوا على السائلين: {هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ (52)}.

وأما السائلون فهم الكفار الذين ماتوا من قبلهم وكانوا يسمعون عن بعث الأموات من قصص الأولين، ولكنهم كانوا يظنّونها مجرد أساطير ولم يتنزّل عليهم كتابٌ من ربِّهم ورسولٌ يفصّل لهم ما أُنزل إليهم من ربِّهم. ونعلم أنّهم فعلاً كانوا يسمعون من قصص الأولين بأنّه يوجد هناك بعثٌ من بعد الموت ولكنّهم حقاً يجهلون من الذي سيبعثهم ولذلك {قَالُوا يَا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا}؟ فردّ عليهم الكفار الذين أقيمت عليهم الحجّة من ربِّهم ببعث الرسل فقالوا: {هَٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُون}.

ويا حبيبي في الله الباحث الأنصاري، إنكّ حقاً تجادل إمامك بآيةٍ محكمة بيّنةٍ بقول الله تعالى: {قَالُوا أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿٨٢﴾ لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَـٰذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

وتبيّن لك الحقّ أنّه حقاً لا يوجد أيّ آيةٍ تناقض بيان الإمام المهديّ ناصر محمد للقرآن بالقرآن، وعلمتَ أنّ أصحاب الأعراف هم حقاً الذين ماتوا من قبل بعث رسل ربّهم إلى أقوامهم لكونهم ليسوا في الجنة وليسوا في النار. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً} صدق الله العظيم [الإسراء:15].

وأقمنا عليك الحجّة بالحقِّ برغم أنّه ما كان في تصورك أنّ الإمام ناصر محمد اليماني سوف يغلبك بالحقِّ بالردّ على الآية التي حاججتنا بها، وكاد الله أن يزيغ قلبه عن الحقّ فينقلب على عقبيه فلا يتّبع الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني فمن ثم يتّبع قوماً آخرين بسبب عدم فهمه لهذه الآية من بعد أن كان من المكرمين الأنصار السابقين الأخيار! فاعتبروا يا أولي الأبصار من كافة الأنصار في عصر الحوار من قبل الظهور، فأيّما آيةٍ رأيتم أنّ بيانها مناقضٌ لما علمتم به في بيانات أخرى حسب ظنّكم؛ فلربما بعض الأنصار يضعف يقينه في أنّ ناصر محمد اليماني هو المهديّ المنتظَر فينسحب بهدوء فيقول: "لا داعي أن أجادل ناصر محمد وأُشهر نفسي بأنّي صرت في شكٍ منه مريبٍ". ثم ينسحب بهدوء فيقول: "إن كان ناصر محمد اليماني هو المهديّ فقد بايعته وعلم أنّني من أنصاره، ولكن لا داعي أن أتعب نفسي في تدبّر بياناته كما كنت موقناً به من قبل لكوني وجدت آيةً مناقضةً لنقطةٍ بيَّنها في أحد بياناته". فمن ثم نقول: "فيا من انسحبت بهدوءٍ وظننت أنّ ذلك ذكاءٌ منك بأنّك لا تريد أن تخسر ناصر محمد اليماني برغم أنك شككت في أنّه الإمام المهديّ، فمن ثم نقول لك إنّك من الخاطئين فإذا كنت من أولي الألباب فلك الحقّ أن تحاجج الإمام المهديّ ناصر محمد بأيّ آيةٍ تراها مضادةً لِما بيّنه ناصر محمد اليماني، حتى ترى هل سوف تغلبه فيها فتتولى وأنت مقتنعٌ أنّ ناصر محمد اليماني ليس الإمام المهديّ؟ ويتبيّن لك أنك لم تظلم نفسك بقرارك الخاطئ. أو يغلبك ناصر محمد اليماني ويهيّمن عليك بسلطان العلم الملجم، فمن ثم يعود إيمانك أشدّ من ذي قبل أنّ ناصر محمد اليماني هو حقاً الإمام المهديّ ناصر محمد.

ويا أيّها الباحث عن الحقّ فقد وجدت الحقّ فالزم، ويا حبيبي في الله كن كمثل عبيد النَّعيم الأعظم لكون عبيد النَّعيم الأعظم إذا واجهتهم نقطةً في بيانات ناصر محمد لم يفهموها أو أثارت الشكّ في أنفسهم فمن ثم يتذكرون حقيقة النَّعيم الأعظم فيجدون أنّهم حقاً لن يرضوا بملكوت الجنة التي عرضها السماوات والأرض حتى يكون ربّهم أحبّ شيء إلى أنفسهم راضياً في نفسه لا متحسراً ولا حزيناً، فإذا هم مبصرون مهما شكّوا في أيّ شيء من البيانات، فمن ثم يتذكرون حقيقة النَّعيم الأعظم فإذا هم مبصرون، فبمجرد تفكّرهم في حقيقة النَّعيم الأعظم فإذا هم مبصرون أنّ ناصر محمد اليماني هو الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربِّهم لا شك ولا ريب. وتجدهم إذا لم يفهموا نقطةً في أحد البيانات فيقولون لا مشكلة فلا نريد أن نشغل إمامنا عن حوار وإقناع قومٍ آخرين، وعسى أن يأتي بيانٌ جديدٌ بإذن الله فأفهم تلك النقطة التي لم أفهمها من قبل لكونهم أصلاً لا يريدون أن يسمحوا لأنفسهم أنْ تشكّ في الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني، وليس ذلك من عظيم حبّهم للإمام ناصر محمد اليماني؛ بل من عظيم حبّهم لله ربّ العالمين لكونهم لا يريدون أن يهتدوا إلى شيء غير النَّعيم الأعظم! بل سوف نفتيكم في شأنهم بالحقِّ، فحتى ولو شكّكَ الإمامُ المهديّ ناصر محمد اليماني في نفسه أنه تبيّن له أنّه ليس الإمام المهديّ ثم يقول لهم: بل فاعبدوا الله طمعاً في نعيم جنته التي عرضها السماوات والأرض لقالوا: "هيهات هيهات أن نبدل ما علمناه علم اليقين أنّه النَّعيم الأعظم من نعيم الجنة الأصغر! فاسمع يا ناصر محمد، فوالله الذي لا إله غيره إنّك على الحقّ المبين، ألا والله لو خاطبنا الله ربّ العالمين من وراء الحجاب ، وقال لنا:

[[ يا أنصار ناصر محمد اليماني فاعبدوني طمعاً في نعيم جنتي لكونه لن يتحقق رضوان نفس الرحمن كما أفتاكم ناصر محمد، لقالوا: إذاً فلماذا خلقتنا يا أرحم الراحمين؟ وحتماً يكون جواب ربّهم عليهم بالحقِّ: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ (56)} صدق الله العظيم [الذاريات:56].

ثم يقولون: ونحن على ذلك من الشاهدين، فرضوان نفسك نعبد؛ ولك نسجد؛ لا إله غيرك؛ ولا معبودَ سواك يا أرحم الراحمين، فقد عرفناك أنّك حقاً أرحم الراحمين، ولذلك نجدك متحسراً وحزيناً على عبادك الذين ظلموا أنفسهم برغم أنّك لم تظلمهم شيئاً ولكن ظلموا أنفسهم وزادوا أنفسهم ظلماً باليأس من رحمتك، سبحانك!

وحتى وإن ردّ عليهم ربّهم فقال: إذاً لا تريدون نعيم الجنة التي وعدتكم بها، فهذا شأنكم. لقالوا: يا رب، إنك قلت وقولك الحقّ: {وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ}، فإذا لم تحقق لنا النَّعيم الأعظم من جنتك فلنا منك طلبٌ يا أرحم الراحمين أن تجعلنا بين الجنة والنار لندعو ثبوراً وليس ثبوراً واحداً بل ثبوراً كثيراً أعظم من دعاء ثبور الكفّار خالدين ما دام أحبّ شيء إلى أنفسنا متحسراً وحزيناً، وأمّا أنك تريدنا أن نستبدل غايتنا فنجعل النَّعيم الأعظم وسيلةً لتحقيق النَّعيم الأصغر فنعتذر إليك ربنا فقلوبنا لن ترضى أن تبدل تبديلاً، فلا نستطيع أن نرضى بنعيم الجنة وأحبّ شيء إلى أنفسنا متحسرٌ وحزينٌ.

وحتى وإن قال لهم ربّهم حبيب قلوبهم: ولكن ربكم على كلّ شيء قدير الذي يحول بين المرء وقلبه فسوف أجعل قلوبكم ترضى بنعيم الجنة حتى تتخذوا رضوان الله وسيلةً لتحقيق نعيم الجنة. لقالوا: سألناك ربنا بحقّ لا إله إلا أنت، وبحقّ رحمتك التي كتبت على نفسك، وبحقّ عظيم نعيم رضوان نفسك أن لا تفعل بقلوبنا ذلك فلا نريد أن نبدل تبديلاً.

وحتى وإن قال لهم ربّهم: أليس ذلك خيراً من أن لو أجبت طلبكم فأجعلكم بين الجنة والنار تدعون ثبوراً أعظم من دعاء الكفار بالثبور خالدين؟ لقالوا: إذا لم يتحقق لنا النَّعيم الأعظم من نعيم الجنة فنحن راضين أن تجعلنا بين الجنة والنار ندعو ثبوراً خالدينَ ما دمت متحسراً وحزيناً يا أرحم الراحمين ]] انتهى.

ويا معشر المسلمين، فمن أطلع على بياني هذا فسوف يصفني بالجنون! فمن ثم نقول لهم: فنِعْمَ الجنون! أليس ذلك خيراً من مجنون ليلى العامريّة؟ فوالله الذي لا إله غيره لا يفقه بيان النَّعيم الأعظم إلا قومٌ يحبهّم الله ويحبونه وهم على كل كلمةٍ قلتها في الحوار الافتراضي بينهم وبين ربّهم لمن الشاهدين، فيجدون أنّه حقاً كان الردُّ على الربّ في الحوار الافتراضي هو ذاته ما كانوا سوف يردون به وبالضبط لا شك ولا ريب. وهنا يتوقف السائلون فيقولون: "وهل يوجد في العالمين مجنونٌ على شاكلتك؟" فمن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: قومٌ يحبّهم الله ويحبّونه.

و يا قوم لست بمجنون، ولكن ما نطقت به لكم في الحوار الافتراضي فأقسم بالله العظيم أنّكم سوف تجدونه بنفس الكلمات لدى قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه وربما تزدريهم أعينكم فتقولون: أهؤلاء منَّ الله عليهم من بيننا بمعرفة النَّعيم الأعظم كما يزعمون! أو يقول أحدكم: "أنا أعرف فلان وما كان يفعله من قبل، وكان صديقي في رحلات الإجازة الترفيهية، وأعلم ما كنا نفعله سويا، فكيف يمكن أن يرتقي (حسب ظنه) إلى صفوة البشرية وخير البرية قوماً يحبهم الله ويحبونه؟!" فمن ثم نترك الرد من الله على الجاهلين، قال الله تعالى:
{إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ} [البقرة:222].

وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
___________