الإمام ناصر محمد اليماني
30 - 07 - 1434 هـ
09 - 06 - 2013 مـ
۱۹-خرداد- ۱۳۹۲ه.ش.
05:57 صباحاً
ـــــــــــــــــــــــــ



پرسش و پاسخ درباره اینکه چگونه مسلمانان درمورد تعداد رکعت های نمازهای واجب گمراه شدند...

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله المكرمين في الإنس والجنّ أجمعين وآلهم الطيبين وعلى من تبعهم فاستجاب لدعوتهم في عبادة الله وحده لا شريك له وإلى التنافس في حبّه وقربه وابتغاء رضوان الله، والله أكبر والله بصير بالعباد، أمّا بعد..



ما می دانیم بسیاری از علما و همچنین عامه مسلمانان به هنگام بیان تعداد رکعت های نماز توسط انصارمان، چه پاسخی می دهند. زمانی که انصار می گویند تعداد رکعت ها در هر نماز واجب (در اصل ) دو رکعت است و در حضر ( آبادي = غير از سفر ) دو ركعت سنت بزرگداشت خانه هاي خدا (مساجد ) كه در بين اذان و اقامه خوانده مي شود ، (به اشتباه ) به آن اضافه گرديد و همان گونه مانده ، دو ركعت در سفر و يك ركعت در زمان خوف (ترس ) مگر برای امام جماعت که باید دو رکعت بخواند.
اکثر علمای مسلمین و امت‌شان می گویند:" چگونه ممکن است درحالی که نماز از زمان نبی خداوند و صحابه ایشان وبین مسلمانان نسل به نسل منتقل شده است؛ مسلمین درمورد تعداد رکعت نمازها گمراه شده باشند؟."از کتاب خداوند به آنها پاسخ می دهیم و می گوییم: نبی خداوند نوح علیه الصلاة و السلام بعد از آنکه در زمان برانگیخته شدنش، قریب به هزار سال-پنجاه سال کم- مردم را به سوی خداوند دعوت نمود،بر علیه کافران دست به دعا بلند کرد و این اصرار
برای آن بود که احدی از کافران زنده نماند تا بتواند بعد از او امتش را گمراه کند.خداوند تعالی می فرماید:
{ وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا ﴿٢٦﴾ إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ﴿٢٧﴾ } صدق الله العظيم [نوح]
{ نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار! (۲۶) چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‌آورند! (۲۷)}
خداوند دعای نبی خود نوح را مستجاب نمود و تمام انسان های کافر را هلاک نمود و هیچکس از آنان نجات نیافت؛ از طرفی پروردگار مؤمنان را که همراه نبی الله نوح علیه الصلاة و السلام و آله و سلم بودند نجات داد و نسل و ذریه بشر با آنان حفظ شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَآيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ( 41 ) } صدق الله العظيم [يس]
{عبرتى ديگر براى آنها آنكه نياكان‌شان را در آن كشتى انباشته شده سوار كرديم.}
مدتی بعد از توفان؛ نبی الله نوح از دنیا رفت و امتش را در حالی ترک نمود که در مسیر درست و کاملا روشن –راهی که شبش مانند روز نورانی و روشن بود- قرار داشتند.آنها بر دین اسلام بوده و خداوند را بدون شریک عبادت می کردند ودر بینشان هیچ کافر یا منافقی که تظاهر به ایمان کند و کفر و مکر خود را پنهان نماید؛ وجود نداشت.او امتش را در حالی ترک نمود که همگی به خداوند ایمان داشتند و هیچ چیزی را با وی شریک نمی گرفتند و درمیانشان؛ انسان کافر یا منافقی باقی نمانده بود؛چون خداوند تمام انسان هایی که نسبت به نبی او نوح علیه الصلاة و السلام کافر بودند را هلاک نموده و احدی از آنان باقی نمانده بود.نبی الله نوح تصور می کرد اگر خداوند تمام کافران را هلاک کند، دیگر کافرانی که اولیاء شیطان هستند؛ درمیان امتش وجود نخواهند داشت و لذا مردم بعد از او گمراه نمی شوند.برای همین هم نبی الله نوح چنین گفت:
{ وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا ﴿٢٦﴾ إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ﴿٢٧﴾ } صدق الله العظيم [نوح]
{ نوح گفت: «پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار! (۲۶) چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی فاجر و کافر به وجود نمی‌آورند! (۲۷)}
اما برخي مؤمنان خود ، خودشان را گمراه كرده وبا مبالغه درحق انبیاء و اولیاء باعث گمراهی دیگر مؤمنان شدند و تعداد انسان ها در آن زمان بسیار کم بود...در هر حال، تمام علمای مسلمین می دانند که در زمان نبی الله نوح ، تنها او و مؤمنان - صلّى الله عليه وعليهم وأسلّم تسليماً- از توفان جان بدر بردند.
سؤالی که مطرح می شود این است: اولین امت که فرزندان اصحاب کشتی بودند کدام امت بود؟ و جواب را در آیات محکم کتاب می یابید؛ آنها امت نبی الله هود علیه الصلاة و السلام و آله الأطهار بودند. زمانی که نبی خداوند هود آنها را به عبادت بدون شرک خداوند فرا خواند؛ از دعوت به عبادت بدون شرک خداوند، دهشت کردند و به شدت متعجب شدند و نبی الله هود در پاسخ قومش یعنی قوم عاد گفت:
{ أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ ۚ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(69)} صدق الله العظيم [الأعراف]
{ آيا تعجب كرديد كه بر مردى از خودتان، پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را هشدار دهد؟ و به خاطر آوريد زمانى را كه شما را پس از قوم نوح، جانشينان [آنان‌] قرار داد، و در خلقت، بر قوّت شما افزود. پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد، باشد كه رستگار شويد.}
در اینجا این سؤال برای خردمندان مطرح می شود: چگونه قوم هود از عبادت بی شریک خداوند گمراه شدند؛آنان که از فرزندان امتی بودند که به خداوند یگانه و بی شریک ایمان داشتند؟ سؤال را بار دیگر مطرح می کنیم:با اینکه رسول الله هود اولین رسول بعد از نوح عليهم الصلاة والسلام بود و امت نبی الله هود نسل امتی مؤمن بودند که در کشتی همراه نبی الله نوح نجات یافته بودند، چگونه گمراه شدند؟ برای بار سوم این سؤال مطرح می شود: چگونه قوم عاد که قوم نبی الله هود بودند از عبادت کردن بی شریک خداوند به بیراهه رفته بودند؛ آنها که از نسل مردمانی بودند که همگی به خداوند ایمان داشتند؛ تمام اهالی کشتی مؤمن بودند و احدی از کافران و منافقان درمیانشان نبود؟
اینجا تعجب کرده و می گویيد:"واقعاً چگونه اولین اقوام عاد کاملاً به بیراهه کشیده شده و بجای خداوند بت پرست بودند، آنها که فرزندان مردم مؤمنی بودند که همراه با نبی الله نوح بر کشتی سوار ونجات یافتند؟ یعنی قوم عاد فرزندان قومی بودند که به خداوند ایمان داشته و برای او شریکی قائل نمی شدند . چگونه شد که قوم عاد به کلی از دین خداوند به انحراف کشیده شدند وبعد از این گمراهی بزرگ؛ خداوند برادرشان هود را به میان ایشان فرستاد . نبی الله نوح آنان را درحالی ترک نمود که همگی به دین اسلام ایمان داشته و شریکی برای خداوند قائل نبودند؟ چگونه فرزندانشان گمراه شده وبه جای عبادت خداوند، به بت پرستی بازگشتند ؟ خداوند تعالی می فرماید:
{ قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِّنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (48) تِلْكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَٰذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ (49) وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ (50) يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ (51) وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ (52) قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (53) } صدق الله العظيم [هود]
{ (به نوح) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهايی نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‌رسد (۴۸) اینها از خبرهای غیب است که به تو وحی می‌کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‌دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است! (۴۹) به سوی (قوم) عاد، برادرشان «هود» را فرستادیم؛ گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! و شما افترا زننده‌ای بيش نيستيد. (۵۰) ای قوم من! من از شما برای این (رسالت)، پاداشی نمی‌طلبم؛ پاداش من، تنها بر کسی است که مرا آفریده است؛ آیا نمی‌فهمید؟! (۵۱) و ای قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوی او بازگردید، تا آسمان را پی در پی بر شما بفرستد؛ و نیرویی بر نیرویتان بیفزاید! و گنهکارانه، روی بر نتابید!» (۵۲) گفتند: «ای هود! تو دلیل روشنی برای ما نیاورده‌ای! و ما خدایان خود را بخاطر حرف تو، رها نخواهیم کرد! و ما به تو ایمان نمی‌آوریم! (۵۳)}
ممکن است کسی سؤال کند:" مقصود از امت هایی که در این فرموده خداوند به آنها اشاره می شود که :{قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِّنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ ۚ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (48) گفته شد: «ای نوح! با سلامت و برکاتی از ناحیه ما بر تو و بر تمام امتهایی که با تواند، فرود آی! و امتهايی نیز هستند که ما آنها را از نعمتها بهره‌مند خواهیم ساخت، سپس عذاب دردناکی از سوی ما به آنها می‌رسد} صدق الله العظيم؛ و از نعمتها بهره مند شده و سپس عذاب دردناکی از سوی خداوند به آنان می رسد چیست؟"اینها مردمانی هستند که در پشت مؤمنانی(في ظهور المؤمنین) قرار داشتند که بر کشتی سوار شده بودند. آنها هنوز درعالم "منوی" بوده و برخی مؤمن و برخی کافر بودند؛ هدف ما در این بیان،تعمق و غور دراین موضوع نیست؛بلکه بیان درباره این سؤال است که چطور شد کسانی که به اسم قوم عاد نامیده می شوند، گمراه شدند؟ قوم عاد که قوم نبی الله هود بودند چه کسانی هستند؟ چگونه با اینکه از نسل قومی مؤمن بودند به بیراهه کشیده شدند؟ چگونه قوم عاد بت پرست بودند درحالی که پدرانشان مؤمن بوده و تنها خدا را عبادت می نمودند ؟ آیا فکر نمی کنید ؟ تازه از دعوت برادرشان هود؛ تعجب هم کرده و می گفتند:
{ يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (53) }
صدق الله العظيم [هود]
{ای هود! تو دلیل روشنی برای ما نیاورده‌ای! و ما خدایان خود را بخاطر حرف تو، رها نخواهیم کرد! و ما به تو ایمان نمی‌آوریم}

آیا این باعث تعجب شدید نیست ، امتی که از فرزندان نسلی مؤمن و اصحاب کشتی بودند! چگونه فرزندان آنها به بت پرستی بازگشتند؟ ای امت اسلام! آیا تعجب آنها از تعجب شما درباره گمراه شدنتان درمورد نماز شدیدتر نیست؟ اما تعجبی نیست؛ چون محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم امتش را در حالی ترک نمود که درمیانشان هم مؤمن وجود داشت و هم منافق؛ کسانی که تظاهر می کردنند؛ ایمان دارند اما کفر و مکرشان را پنهان نگه می داشتند؛ در میان آنان مشرکان مسیحی و یهودی و دیگر مشرکان نیز زندگی می کردند.هم عصر آنان مشرکان زندگی کرده و مسلمانان با مشرکان و یهودیان هم عصربودند! یهودیان هم چنان و نسل بعد از نسل تلاش می کنند با هر وسیله و ترفندی که شده مؤمنان را از راه هدایت دور نمایند و مشرکان نیز تلاش می کنند تا اگر بتوانند مردم را منحرف سازند.
گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاس عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا } صدق الله العظيم [المائدة:82]
{بطور مسلّم، یهود و مشرکان را دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان ، خواهی یافت؛}
به خداوند قسم که اگر پروردگار قرآن عظیم را از تحریف مصون نگاه نداشته بود؛ بسيار پیش از این بجای عبادت خداوند به بت پرستی بازگشته بودید، گر چه آنها با روش های دیگر شما را به شرک بازگردانده اند و باعث شده اند مسلمانان نسبت به تمام ایات محکم کتاب که شفاعت بنده در برابر خداوند و پروردگار و معبود را رد می کنند؛ کافر شوید.با اینکه مسلمانان به آیات مربوط به نفی شفاعت بنده ایمان دارند؛ اما آنها را پشت سر انداخته و ازآیات متشابهی پیروی می کنند که از تحقق شفاعت پروردگار برای بندگان گمراهش سخن می گوید که بعد از چشیدن نتیجه اعمال‌شان؛ به واسطه شفاعت رحمت خداوند در مقابل عذابش نجات می یابند.آنها از راز تحقق شفاعت درنفس خداوند آگاه نیستند؛ ای کسانی که به شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار و معبود باور دارید شما به خداوند شرک آورده اید! آیا پروا نمی کنید؟ آیا ایمان نمی آورید؟ آیا می دانید که خداوند نبی خود محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم را برانگیخته است تا با قرآن عظیم، به کسانی که به شفاعت انبیاء و اولیاء درپیشگاه رب المعبود باور دارند؛ هشدار بدهد؟ گواه ان فرموده خداوند تعالی است:
{ وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ } صدق الله العظيم [الأنعام:51]
{و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!}
شما از این فرموده خداوند تعالی روبرمی گردانید:
{ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ (4) }
صدق الله العظيم [السجدة]
{خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش قرار گرفت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید}
ای امت اسلام؛ ای مسیحیان و یهودیان و تمامی مردم؛ بیایید تا با بیان حق قرآن مجید شما را از عبادت بندگان به سوی یکتا پرستی و عبادت پروردگار و معبود برده و به راه پروردگار عزیز و حمید هدایت نماییم.
ممکن است یکی از انصارعزیزم سؤال کند:" ای امام من ، علت به فتنه افتادن قوم عاد را برایمان روشن نمی کنید ؟ آنها فرزندان صحابه نبی الله نوح علیه الصلاة و السلام بودند؛ اما چه چیزی باعث گمراهی وبازگشت دوباره آنها به بت پرستی شد؟"امام مهدی در جواب به پرسشگران می گوید: علت بازگشت آنها به بت پرستی؛ مبالغه درمورد پدرانشان بود که از صحابه نبی الله نوح علیه الصلاة و السلام بودند. چون آنها را بندگانی می دانستند که در نزد خداوند مکرمند؛از آنها مجسمه هایی به شکل بت ساختند تا کار به جایی رسید که نسل بعد از نسل،به جای خداوند آنها را خواندند.سپس در پی گذشت نسل ها؛ سرّ بت پرستی از یاد رفت و پنهان شد در حالی که راز آن در نزد اولین مشرکان بود؛چون آنها بودند که مجسمه انبیاء و اولیائشان که بندگان مقرب پروردگار بودند را ساخته وبا عبادت انبیاء و اولیاء انتظار داشتند به پروردگار نزدیک شوند.و تنها حجت‌شان هم این بود که :
{ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ }
صدق الله العظيم [الزمر:3]
{اینها را نمی‌پرستیم مگر بخاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند؛ خداوند آن کس را که دروغگو و کفران‌کننده است هرگز هدایت نمی‌کند}
ای امت اسلام، دست از پیروی کورکورانه گذشتگان تان بردارید وباورهای آنان را به آیات محکم کتاب خداوند عرضه نمایید.از خدا پروا کرده و اطاعت نمایید تا هدایت یابید.پیروی کورکورانه را رها سازید که من نصیحت کننده امین شما هستم؛ دعوت به حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را بپذیرید تا در موارد اختلاف درمیانتان داوری کنیم.ما وحی جدیدی برایتان نیاورده ایم؛ بلکه شما را به تبعیت از قرآن مجید، فرا می خوانیم و از تمام بندگان خداوند دعوت می کنیم برای حب و قرب به خداوند با یکدیگر رقابت کنند.درمورد تورات و انجیل و احادیث سنت نبوی محمدی نیز چنین است، شما را دعوت می کنیم تا آنها را نیز به قرآن عرضه نمایید.هرچه را که دیدید با آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم مغایر بود؛ هر چیزی که در آنها با آیات محکم قرآن عظیم مخالف بود از جانب خداوند نبوده و نسبت دورغ است، فرقی ندارد در تورات باشد یا انجیل یا احادیث نبوی. من چیزی جز فرمایشات خداوند و رسولش درنزد خود ندارم؛ و هیچ چیزی را از پیش خودم نمی گویم، خداوند مرا به عنوان نبی جدید مبعوث نکرده بلکه خبرم را در نامم نهاده است: "ناصر محمد" و برای همین نام محمد در نام پدرم اسمم را همراهي مي كند چون محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم خاتم الأنبیاء است.
شاید انصار پیشگام برگزیده خواهان این باشند که به مناسبت اسراء و معراج بیانی بنویسیم. به آنها می گوییم:
به راستی که امام مهدی؛ به اين دليل که مناسبت ها باعث مبالغه در حق انبیاء و اولیاء می گردند ؛جشن سالگرد اين مناسبتها را تاييد نمي كند.امام مهدي عید تولد انبیاء را تاييد نمی کند چون منجر به ادامه مبالغه درشآنشان می گردد.امام مهدی جشن سالگرد اعیاد مربوط به ائمه کتاب را نیز تاييد نمی کند؛ چون نسل های متوالی در حق آنها مبالغه کرده و کار را به جایی می رسانند که بجای خداوند آنها را خوانده و دچار شرک می شوند.آیا علت بازگشت امت ها به شرک؛ چیزی جز مبالغه در حق انبیاء و اولیاء و بزرگداشت مناسبت ها و اعیاد تولد آنها بوده است؟ از خداوند پروا و اطاعت کنید؛ باشد که هدایت گردید.
ممکن است "عادل الکاف" یکی از انصار پیشگام و برگزیده بخواهد بگوید:" امام من ، اگر اجازه بدهی من فقط می خواهم یک سؤال درباره معراج و اسراء مطرح کنم، آیا شبی که محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به اسراء و معراج رفت و نماز بر وی و امتش مقرر گردید؛ این معراج با جسد و روح بود؟ چون من از اینکه ایشان با جسم خود به معراج رفته باشند؛ تعجب می کنم؛ شاید فقط روحشان رفته باشد،چون بین زمین و نزدیک ترین اسمان ها هزاران سال نوری فاصله است، چه برسد به جنت که در بالاترین مکان هاست!! چگونه جسم محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم میلیاردها سال نوری را پشت سر گذاشته و به سدرة المنهی رسیده است؟"امام مهدی ناصر محمد یمانی در جواب پرسشگران می گوید: محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم با جسم و روح به معراج رفته و می دیدند و می شنیدند. او آیات بزرگ پروردگارش از جمله آتش و بهشت را دیده است؛ از اهالی آتش و کفاری که در آتش عذاب می شدند عبور کرده و بهشتی را که نیکان در آن جای دارند؛ دیده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَإِنَّا عَلَى أَنْ نُرِيك مَا نَعِدهُمْ لَقَادِرُونَ }
صدق الله العظيم [المؤمنون:95]
و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم!}
ایشان؛ انبیاء و رسولان را دربهشت یافته و به آنها گفته است: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای عبادت قرار داده اند ؟ و آنها جواب داده اند: سبحان الله عمّا يشركون وتعالى علواً كبيراً! محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم فرموده اند: من شاهد -صحت-این سخن شماهستم. سؤال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم برای انجام امر خداوند به رسولش بود؛ چون خداوند تعالی، پیش از آن در قرآن عظیم به او فرمان داده بود:
{ ‏‏وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ }
‏‏صدق الله العظيم [الزخرف:45]
{از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای عبادت قرار دادیم}
بدانید فرمانی که خداوند در این آیه به نبی خود داده اند؛از عجیب و غریب ترین فرمان های خداوند است.محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم بسیار تعجب کرده و زمانی که رسول خداوند جبریل با امر خداوند می آید که:
{ ‏‏وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ }
‏‏صدق الله العظيم [الزخرف:45]
{از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای عبادت قرار دادیم}
محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله از او سؤال می کند: برادر من جبریل! چگونه از رسولان خداوند سؤال کنم، آنها پیش ازاین فوت کرده و به علیین درنزد پروردگارشان رفته اند؟ رسول الله جبريل كه صلوات و سلام خداوند براو و فرشتگان مقرب باد در پاسخ گفت: ما نمی دانیم که به تو بگوییم! (معلم تو نيز نمي داند ) و حق در شب معراج که فرمان معراج و اسراء به محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم داده شد؛ براي آن دو (جبرئيل و محمد عليهم الصلوات و السلام ) روشن گردید. رسول الله جبریل؛ جسم و روح ایشان را حمل کرد و از زمین به سدرة المنتهی برد.
وهمین جبریل رسول خداست که تخت ملکه سبا را در چشم برهم زدنی از مأرب به سرزمین شام و به نزد نبی الله سلیمان برد و گفت:
{ أنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ }
صدق الله العظيم النمل:40]
{پیش از آنکه چشم بر هم زنی، آن را نزد تو خواهم آورد!» و هنگامی که (سلیمان) آن را نزد خود ثابت و پا برجا دید گفت: «این از فضل پروردگار من است، تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را بجا می‌آورم یا کفران می‌کنم؟! و هر کس شکر کند، به نفع خود شکر می‌کند؛ و هر کس کفران نماید پروردگار من، غنیّ و کریم است}
جبریل علیه الصلاة و السلام؛ همچنین محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم را تریلیونها سال نوری حمل کرد و از زمین به سدرة المنتهی رساند؛ او قدرت عظیمی داشته{ شَدِيدُ الْقُوَىٰ }و بال های فراوان دارد{الْحَمْدُ لِلَّـهِ فَاطِرِ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُ‌سُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُ‌بَاعَ ۚ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ‌ سوره فاطر:1 }، او استاد و معلم محمدٍ رسول الله است صلّى الله عليهم وأسلم تسليماً. السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
ای جماعت انصار من سخنانی از یکی از انصار پیشگام نیک دیدم که بسیار برایم ناگوار بود او از امام ناصر محمد یمانی بخاطر دعوت مبارکش تشکر می کرد.امام مهدی در جواب او می گوید: از کسی تشکر کن که علمی را که امام مهدی نداشته به اوآموخته تا او نیز چیزهایی که شما و پدرانتان نمی دانستید به شما بیاموزد.تنها شکرگذار خداوند باشید که امام مهدی ناصر محمد را برانگیخته که شما را از اعتقاد مشرکانه به"شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار و معبود" رها سازد تا بجز خداوند کسی را نخوانید. برای این دعوت مبارک تنها باید از پروردگار تشکر کرد نه از امام مهدی ناصر محمد یمانی .من بیان حق قرآن را از خودم نیاورده ام که بخواهید از من تشکر کنید؛ این خداوند است که بیان حق قرآن را با تفهیم و ازخود همین قرآن به من آموخته است.این وسوسه شیطان نیست؛ پس آیا من نباید بنده شاکر خدا باشم؟ و شما نیز شکرگذار خداوند و پروردگار عالمیان باشید و درمورد امام مهدی مبالغه نکنید که او نیز مانند شما بشر است.
و به خداوند قسم که بدانید، کسی از شما نزد خداوند محبوب تر و به او نزدیکتر خواهد بود ، که برای رسیدن به حب و قرب خداوند بیشتر با امام مهدی رقابت کند،. شما در ذات خداوند همان حقي را دارید كه امام مهدي دارد درمورد امام مهدی مبالغه نکنید که برایتان بهتر است و برای نزدیکتر شدن به خداوند به دنبال وسیله باشید.خداوند را به بنده اش امام مهدی پيشكش نکنید و نگویید:" ما چگونه با امام مهدی برای حب و قرب خداوند رقابت نماییم، آیا او خلیفه پروردگار نیست وبرای حب و قرب خدا نسبت به ما اولی تر نمی باشد؟"که اگر چنین کنید خداوند شما را به سختی عذاب خواهد کرد.پس برحذر باشید؛ برحذر باشید.. آیا علت شرک پیشینیان چیزی جز مبالغه در حق بندگان مکرم خدا بود؟خداوندا شاهد باش که من ابلاغ کردم؛ خداوندا شاهد باش که من ابلاغ کردم.
ممکن است کسی سؤال کند:" ناصر محمد مگر مردم به خاطر اعمال نیک از یکدیگر تشکر نمی کنند؟" امام مهدی درپاسخ می گوید: کسی که از مردم تشکر نکند از خدا تشکر نکرده است .وقتی کسی کار خوبی برایتان انجام داده و درحقتان احسان می کند؛ از او تشکر کنید و از خدا كه اين احسان را براي او مقدر كرد نيز سپاس‌گذار باشيد .مگرخداوند تعالی نفرموده است:
{ وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ } صدق الله العظيم [الأحزاب:37]
{زمانی که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی}
اما این دعوت و بیان حق قرآن عظیم؛ کار زیبا و لطفی از جانب امام مهدی نیست که در حق شما انجام شده باشد.بلکه فضل خداوند است پس او را شکر گذارید که در میان شما امام مهدی را برانگیخته تا با بیاناتش مردم بجای بندگی بندگان به سوی عبادت پروردگار و معبود رو کنند و با بیان حق قرآن مجید به راه خداوند عزیز و حمید هدایت شوند.

وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 103037 من الموضوع: تساؤلات وإجابات للسائلين كيف ضلّ المسلمون عن عدد الركعات المفروضات في الصلوات..






الإمام ناصر محمد اليماني
01 - 08 - 1434 هـ
09 - 06 - 2013 مـ
05:57 صباحاً
ـــــــــــــــــــــــ


تساؤلات وإجابات للسائلين كيف ضلّ المسلمون عن عدد الركعات المفروضات في الصلوات ..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله المكرمين في الإنس والجنّ أجمعين وآلهم الطيبين وعلى من تبعهم فاستجاب لدعوتهم في عبادة الله وحده لا شريك له وإلى التّنافس في حبِّه وقربِه وابتغاء رضوان الله، والله أكبر والله بصير بالعباد، أمّا بعد..

نحن نعلم ردَّ كثيرٍ من علماء المسلمين وعامّتهم على أنصارنا إذا بيّنوا لهم أنّ الصلوات ركعتان لكلّ فرضٍ فزيدت في الحضر ركعتي السّنة في بيوت الله بين الأذان والإقامة، وبقيت على ما هي عليه ركعتان في السفر وركعةٌ واحدةٌ في الخوف إلا الإمام ركعتان في صلاة الخوف.

وما كان ردّ كثيرٍ من علماء المسلمين وأمّتهم إلا أن قالوا:"وكيف ضلّ المسلمون عن صلاة النّبي وصحابته والمسلمين يصلّون أمّة من بعد أمّةٍ؟". ومن ثم نجيب عليهم من الكتاب ونقول: لقد دعا نبيّ الله نوح عليه الصلاة والسلام وآله على كافة الكافرين في عصر بعثه بعد أن دعاهم ألف سنة إلا خمسين عاماً، وذلك حرصاً من نبيّ الله نوح على أن لا يبقى من الكافرين أحداً فيضلّون أمّته من بعده، وقال الله تعالى:
{وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا ﴿٢٦﴾ إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [نوح].

فاستجاب الله لدعاء نبيّه نوح في هلاك الكافرين أجمعين فأهلك الكافرين من البشر ولم ينجُ منهم أحدٌ، ونجّى الله المؤمنين مع نبيّ الله نوحٍ عليه الصلاة والسلام وآله وسلّم، وحملوا معهم ذرّيات البشر في ظهورهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَآيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ( 41)} صدق الله العظيم [يس].

وترك نبيّ الله نوح أمّته من بعد الطوفان بزمنٍ فمات وهم على المَحَجّة البيضاء ليلُها كنهارها يدينون بدين الإسلام يعبدون الله وحده لا شريك له فلا يوجد بينهم أحدٌ من الكافرين أو المنافقين الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر؛ بل ترك أمّةً مؤمنةٌ بالله لا يشركون بالله شيئاً ولا يوجد بينهم كافرٌ من البشر ولا منافقٌ لكون الله قد أهلك كافة الكافرين من البشر بنبيّ الله نوحٍ عليه الصلاة والسلام ولم يُبقِ منهم ديّاراً.

وكان نبيّ الله نوح يظنّ أنّ الله لو يُهلك كافة الكافرين فإنّه لن يوجد من يُضلّ الأمّة من بعده من الكافرين أولياء الشياطين، ولذلك قال نبيّ الله نوح:
{رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا ﴿٢٦﴾ إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [نوح].

ولكنْ من المؤمنين من يُضلّون أنفسَهم بأنفسِهم ويُضلّون المؤمنين بسبب المبالغة في الأنبياء والأولياء، وكان البشر قليلاً آنذاك. وعلى كل حالٍ لقد علم كافةُ علماء المسلمين أنّه لن ينجو من البشر في الطوفان في عصر نبيّ الله نوح إلا نبيّ الله نوحٍ والذين آمنوا معه صلّى الله عليه وعليهم وأسلّم تسليماً. والسؤال الذي يطرح نفسه: فمن هم أوّل أُمم الأنبياء من ذرّيات المؤمنين أصحابَ السفينة؟ والجواب تجدونه في محكم الكتاب بأنّها أمّة نبيّ الله هود عليه الصلاة والسلام وآله الأطهار، إذ دعاهم إلى عبادة الله وحده لا شريك له فأخذتهم الدّهشة من دعوة نبيّ الله هود إلى عبادة الله وحده لا شريك له ونالهم العجب الشديد، فردّ نبيُّ الله هود على قومه عادٍ فقال لقومه:
{أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ ۚ وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (69)} صدق الله العظيم [الأعراف].

والسؤال الذي يطرح نفسه لأولي الألباب هو: فكيف ضلّ قومُ هودٍ عن عبادة الله وحده لا شريك له وهم من ذرّيات أمّة مؤمنةٍ تعبد الله وحده لا شريك له؟ والسؤال مرةً أخرى: فبرغم أنّ أوّل رسولٍ من بعد رسول الله نوح هو رسول الله هود عليهم الصلاة والسلام وأمّة نبيّ الله هود من ذريّة أمّةٍ مؤمنةٍ من الذين أنجاهم الله في السفينة مع نبيّ الله نوح، والسؤال الذي يطرح نفسه للمرة الثالثة هو:
كيف ضلّ عادٌ قومَ نبيّ الله هود عن عبادة الله وحده لا شريك له برغم أنهم من ذرّيات أمّة يؤمنون بالله جميعاً وهم أصحاب السفينة فلم يبقَ بينهم كافرٌ ولا منافقٌ؟

وهنا تعجبون فتقولون:"فعلاً كيف ضلّ عادٌ الأولى من بعد قوم نوح عن دين الله برُمّته فعبدوا الأصنام برغم أن عاداً من ذرّيات المؤمنين الذين نجوا مع نبيّ الله نوحٍ في السفينة؟". بمعنى أن عاداً قومَ هودٍ من ذرّيات قوم مؤمنين بالله لا يشركون بالله شيئاً، فكيف إذاً ضلّ عادٌ قوم هودٍ عن دين الله برمته فبعث الله إليهم أخاهم هوداً بعد أن ضلّوا عن دين الله برُمّته برغم أنَّ نبيّ الله نوح ترك آباءهم وهم على دين الله الإسلام يعبدون الله وحده لا يشركون به شيئاً؟ فكيف ضلّت ذرّياتهم من بعدهم فعادوا لعبادة الأصنام من جديدٍ من دون الله؟ وقال الله تعالى:
{قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِّنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (48) تِلْكَ مِنْ أَنبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلَا قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَٰذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ (49) وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ (50) يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ (51) وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَىٰ قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ (52) قَالُوا يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (53)} صدق الله العظيم [هود].

وربّما يودّ أحد السائلين أن يقول:"ومن هم الأمم الذين سوف يمتّعهم ويمسّهم من الله عذابٌ أليمٌ في قول الله تعالى:
{قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِّنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ ۚ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (48)} صدق الله العظيم؟" ومن ثم نفتيه بالحقّ أنّ تلك الأمم هم في ظهور المؤمنين؛ أصحاب السفينة؛ عوالم منويّة في ظهورهم منهم المؤمنون وفيهم الكافرون، وليس هدفنا الخوض في هذا الموضوع في هذا البيان بل للتساؤل كيف ضلّ من تسمّونهم قوم عادٍ، وهم عادٌ قوم هود؟ كيف ضلّوا عن دين الله الحقّ وهم من ذرّيات قومٍ مؤمنين؟ فكيف عادوا لعبادة الأصنام وهم من ذرّيات قوم مؤمنين لا يشركون بالله شيئاً؟ أفلا تتفكرون؟ بل عجبوا من دعوة أخيهم هود فقالوا: {يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (53)} صدق الله العظيم [هود].

أليس ذلك من أشدّ العجب عودة الأمّة إلى عبادة الأصنام برغم أنّ عاداً من ذرّيات المؤمنين أصحاب السفينة! فكيف عادت ذرّياتهم إلى عبادة الأصنام؟ أيا أمّة الإسلام أليس ذلك أشدّ عجباً من عجبِكم كيف ضلّ المسلمون عن الصلوات؟ ولكن لا عجب كون محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم ترك أمّةً مؤمنةً وبينهم المنافق من يُظهر الإيمان ويُبطن الكفر والمكر ليصدّ عن الذّكر، وكذلك يعيش معهم المشركون من النّصارى واليهود وغيرهم، ويوجد في عصرهم وقد عاصرهم أممٌ مشركون، واليهود؛ ولا يزال اليهود أمّةً بعد أمّةٍ يصدّونهم عن الهدى بكل حيلةٍ ووسيلةٍ، والذين أشركوا يسعون ليصدّوا المسلمين عن دينهم الحقّ إن استطاعوا.
تصديقاً لقول الله تعالى:
{لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاس عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا} صدق الله العظيم [المائدة:82].

ألا والله لولا أنْ حفظ الله القرآن العظيم من التحريف لكانوا ردّوكم إلى عبادة الأصنام من دون الله منذ أمدٍ بعيد، برغم أنّهم ردّوكم إلى الشرك بالله بطريقةٍ أخرى فجعلوا المسلمين يكفرون بكافة آيات الكتاب المحكمات التي تنفي شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود على الرغم من أنّ المسلمين يؤمنون بآيات نفي الشفاعة ثم يتركون اتّباعها ويتّبعون الآيات المتشابهات في ذكر تحقيق شفاعة الربّ لعباده الضالين فتشفع لهم رحمته من عذابه بعد أن ذاقوا وبال أمرهم، ولا تحيطون بسرّ تحقيق الشفاعة في نفس الله علماً يا أصحاب عقيدة شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود إنكم لمشركون بالله! أفلا تتقون؟ أفلا تؤمنون؟ أفلا تعلمون أن الله ابتعث نبيّه محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم لينذر بالقرآن العظيم أصحاب عقيدة شفاعة الأنبياء والأولياء بين يدي الربّ المعبود؟ تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51].

وأعرضتم عن قول الله تعالى:
{اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ (4)} صدق الله العظيم [السجدة].

ويا أمّة الإسلام والنّصارى واليهود والنّاس أجمعين، تعالوا لنخرجكم من عبادة العباد إلى عبادة الربّ المعبود بالبيان الحقّ للقرآن المجيد فنهديكم به إلى صراط العزيز الحميد.

وربّما يودّ أحد أحبتي الأنصار السابقين الأخيار أن يقول:"يا إمامي، أفلا تُعْلِّمنا عن سبب فتنة قوم عادٍ وهم من ذرّيات صحابة نبيّ الله نوحٍ عليه الصلاة والسلام وآله وسلم؟ ولكن ما الذي أضلّ أمماً من ذرّياتهم حتى عادوا لعبادة الأصنام من جديدٍ". ومن ثم يجيب الإمام المهديّ على السائلين ونقول: إنّ سبب عودتهم إلى عبادة الأصنام هي المبالغة في آبائِهم صحابة نبيّ الله نوحٍ عليه الصلاة والسلام، فجعلوا لهم تماثيل لصورهم أصناماً لكونهم من عباد الله المكرمين حتى دعوهم من دون الله جيلاً بعد جيل، ومن ثم يختفي السرّ في عبادة الأصنام جيلاً بعد جيل برغم أنّ سرّها لدى المشركين الأوّلين بأنها تماثيل لعباد الله المقرّبين من الأنبياء وأوليائهم، فيعبدون أنبياءَ الله وأولياءه قربةً إلى ربّهم، وما كانت حجّتهم إلا أن قالوا:
{مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ} صدق الله العظيم [الزمر:3].

أيا أمّة الإسلام، ذروا اتّباع سلفكم الذين من قبلكم الاتّباع الأعمى حتى تردّوا ما وجدتموهم عليه إلى محكم كتاب الله القرآن العظيم، فاتّقوا الله وأطيعوني تهتدوا، وذروا الاتّباع الأعمى إنّي لكم ناصحٌ أمينٌ، فأجيبوا دعوة الاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم لنحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون، وما جئناكم بوحيٍ جديدٍ بل الدعوة إلى اتّباع القرآن المجيد، وندعو جميع العبيد إلى التنافس إلى الربّ المعبود أيّهم أقرب، ولذلك أدعوكم إلى أن نقوم بعرض التّوراة والإنجيل وأحاديث السُّنة النبويّة المحمديّة فما وجدناه قد جاء مخالفاً لمحكم كتاب الله القرآن العظيم؛ فكل ما خالف لمحكم كتاب الله القرآن العظيم فهو باطلٌ مفترى من عند غير الله سواء كان في التّوراة أو في الإنجيل أو في أحاديث السُّنة النبويّة. وما عندي غير قال الله وقال رسوله، ولن أقول لكم شيئاً من عندي، وما جعلني الله نبيّاً جديداً بل جعل في اسمي خبري
(ناصر محمد)، ولذلك جاء الاسم محمد موافقاً في اسمي في اسم أبي كون خاتم الأنبياء هو محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

وربّما كان بودّ الأنصار السابقين الأخيار أن نكتب بياناً بمناسبة ذكرى الإسراء والمعراج، ومن ثم نقول لهم :
إنّ الإمام المهديّ لا يؤيّد ذكرى المناسبات ما دامت تجلب المبالغة في الأنبياء والأولياء، ولا نؤيّد أعياد ميلاد الأنبياء كونها تستمر بها المبالغات في الأنبياء، ولا أعياد أئمة الكتاب فيبالغون فيهم في كل عيدٍ جيلاً بعد جيل حتى يدعونهم من دون الله فيقعوا في الإشراك، وهل سبب عودة الأمم إلى الشرك مرّةً بعد مرةٍ وبين كلّ نبيّ ونبيٍّ أممٌ مشركةٌ بالله إلا بسبب المبالغة في الأنبياء والأولياء وبذكرى مناسباتهم وأعياد مواليدهم؟ فاتقوا الله وأطيعوني لعلكم تهتدون.


وربّما يودّ عادل الكاف أحد الأنصار السابقين الأخيار أن يقول:"يا إمامي لو سمحت لدي سؤالٌ واحدٌ فقط حول الإسراء والمعراج، فهل أُسري بمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم جسداً وروحاً ليلة فرض الله عليه وعلى أمّته الصلوات؟ لكوني متعجبٌ أن يُسرى به جسداً بل ربّما روحاً فقط كون بين الأرض وأقرب السماوات مسافة آلاف السنين الضوئيّة، فما بالك بالجنّة في علّيّين! فكيف اخترق جسم محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم مليارات السنين الضوئيّة إلى سدرة المنتهى؟". ومن ثم يردّ على السائلين الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: بل أُسري بمحمدٍ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلم- بجسده وروحه وهو يسمع ويرى، ولقد رأى من آيات ربّه الكبرى ومنها النّار والجنّة فمرّ بأصحاب النّار والكفار يتعذبون فيها وزار الجنّة فوجد الأبرار يتنعمون فيها. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَإِنَّا عَلَى أَنْ نُرِيك مَا نَعِدهُمْ لَقَادِرُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:95].

فوجد في الجنّة الأنبياء والمرسلين فقال لهم: أجعل من دون الرحمن آلهة يعبدون؟ قالوا: سبحان الله عمّا يشركون وتعالى علواً كبيراً! فقال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم: وأنا على ذلك من الشاهدين. وإنما سؤال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم هو تنفيذٌ لأمر الله إلى رسوله من قَبْلُ في القرآن العظيم في قول الله تعالى:
{‏‏وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ} ‏‏صدق الله العظيم [الزخرف:45].

ألا وإنّ الأمر في هذه الآية كان أغرب وأعجب أمرٍ من الله إلى رسوله، فنال العَجَبُ محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، فحين جاء رسول الله جبريل بما أمره به ربّه بقول الله تعالى:
{وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ} صدق الله العظيم، فقال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم: وكيف أسأل رسل الله عليهم الصلاة والسلام وقد ماتوا يا أخي يا جبريل وصاروا عند ربّهم في علّيّين؟ فقال رسول الله جبريل عليه الصلاة والسلام والملائكة المكرمين قال: لا علم لمعلمك! وتبيّن لهما الحقّ ليلة جاء الأمر بالإسراء بمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم بالجسد والروح، فحمله رسول الله جبريل جسداً وروحاً، فأحضره من الثرى إلى سدرة المنتهى.

وكذلك رسول الله جبريل عليه الصلاة والسلام هو من حمل عرش ملكة سبأ من مأرب إلى نبيّ الله سليمان في بلاد الشام في أقرب من لمح البصر، فقال:
{أنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قَالَ هَٰذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ} صدق الله العظيم [النمل:40]. وكذلك جبريل عليه الصلاة والسلام هو من حمل محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم مسافة تريليونات السنين الضوئيّة من الثرى إلى سدرة المنتهى، ذلكم شديد القوى؛ ذو الأجنحة الكثيرة؛ الأستاذُ معلم محمدٍ رسول الله صلّى الله عليهم وأسلم تسليماً. السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

ويا معشر الأنصار، لقد وجدت لفظاً أساءني كثيراً لأحد الأنصار السابقين الأبرار يقول أنّه يشكر الإمام ناصر محمد اليماني على دعوته المباركة. ومن ثم يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: بل اشكر الذي علّم الإمام المهديّ ما لم يعلم ليعلِّمكم ما لم تكونوا به تعلمون أنتم ولا آباؤكم، فاشكروا الله وحده الذي بعث الإمام المهديّ ناصر محمد ليخرجكم من عبادة العبيد في عقيدة الشفاعة إلى عبادة الربّ المعبود، فلا تدعوا مع الله أحداً ولا شكر للإمام المهديّ ناصر محمد اليماني على دعوته المباركة بل الشكر لله وحده، ولم أقل البيان الحقّ للقرآن من عندي حتى تشكرونني؛ بل الله من علّمني البيان الحقّ للقرآن بالتّفهيم من ذات القرآن وليس وسوسة شيطانٍ، أفلا أكون عبداً شكوراً؟ وكذلك أنتم كونوا من الشاكرين لله ربّ العالمين فلا تبالغوا في الإمام المهديّ، وما هو إلا بشرٌ مثلكم.

ألا والله إنّ أحبّكم إلى الله وأقربَّ هو مَنْ كان أشدّ منافسٍ للإمام المهديّ في حبّ الله وقربه، ولكم الحقّ في ذات الله ما للإمام المهديّ فلا تبالغوا في الإمام المهديّ خيراً لكم، فابتغوا إلى ربّكم الوسيلة أيّكم أقرب، ولا تتفضلوا بالله لعبده الإمام المهديّ فيقول أحدكم: "وكيف ننافس الإمام المهديّ في حبّ الله وقربه، أليس هو خليفة الله وهو أولى أن يكون أحبّ إلى الله منّا وأقرب؟"، فمن ثم يعذبكم الله عذاباً نُكراً، فاحذروا ثم احذروا. فهل سبب إشراك الذين من قبلكم إلا المبالغة في عباد الله المكرمين؟ اللهم قد بلغت اللهم فاشهد، اللهم قد بلغت اللهم فاشهد.

وربّما يودّ أحد السائلين أن يقول:"يا ناصر محمد، أفلا يشكر النّاس بعضهم بعضاً في معروفٍ؟". ومن ثمّ يردّ على السائلين الإمام المهديّ وأقول: من لا يشكر النّاس لا يشكر الله، فمن فعل لك معروفاً وجميلاً وإحساناً فاشكره وأشكر الله الذي قدّر أن ينعم عليك بذلك الإحسان. ألم يقل الله تعالى:
{وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ} صدق الله العظيم [الأحزاب:37].

ولكن الدعوة والبيان الحقّ للقرآن العظيم ليست جميلاً من الإمام المهديّ تفضّل به عليكم؛ بل الشكر والفضل لله الذي بعث إليكم البيان الإمام المهديّ ليخرج العباد من عبادة العباد إلى عبادة الربّ المعبود فيبصِّرهم بالبيان الحقّ للقرآن المجيد إلى صراط العزيز الحميد.

وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
ــــــــــــــــــــ