بـــيانــات هـــامّـة وعــــاجــلة

العربية  فارسى  اردو  English  Français  Español  Türk  Deutsh  Italiano  русский  Melayu  Kurdî  Kiswahili

تحذيرٌ إلى كافة المؤمنين بالله ثم ألبسوا إيمانهم بظلمِ الشرك بالله؛ إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ

Warning to the entire believers in Allah then they cover their belief with wrongdoing of association with Allah; indeed polytheism is a grievous injustice

The Awaited Mahdi is calling to the global peace among the human populations

The fact of Planet-X, the planet of chastisement from the decisive Book as a reminder to the possessors of understanding-minds

A brief word about The Insolent (Antichrist) the Liar Messiah

Donald Trump is an enemy to the original American people, and an enemy to all Muslim and Christian people and their Governments, and an enemy to human populations altogether except the human satans the extremest ones in satan’s party

عــــاجل: تحذيرٌ ونذيرٌ لكافة البشر

تذكيـرٌ من محكم الذّكر لصُنّاع القرار من المسلمين

الإمام المهديّ يعلن غرّة الصيام الشرعيّة لعامكم هذا 1439 بناء على ثبوت هلال رمضان شرعاً

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يحذّر الذين يخالفون أمر الله ورسوله من غضب الله ومقته وعذابه

سوف تدرك الشمس القمر أكبر وأكبر في هلال رمضان لعامكم هذا 1439 تصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكُبر وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني

إعلان مفاجأةٌ كبرى إلى كافة البشر لمن شاء منهم أن يتقدّم أو يتأخّر، والأمر لله الواحد القهار

النتائج 1 إلى 7 من 7

الموضوع: فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه.. بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....

  1. الترتيب #1 الرقم والرابط: 173077 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه.. بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 07 - 1428 هـ
    25 - 07 - 2007 مـ
    ۳-مرداد-۱۳۸۶ه.ش.
    10:56 مساءً
    ــــــــــــــــــ


    فتوای مهدی منتظر درمورد دیدن آشکار خداوند جل ثناؤه...
    بیانی مهم و بشارت برای مؤمنان....


    بسم الله الرحمن الرحيم، من المهديّ المنتظَر خليفة الله في الأرض إلى جميع المُسلمين والناس أجمعين، والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط المُستقيم، وبعد..
    ای علمای مسلمین؛ من درمورد عقیده دیدن آشکار خداوند به شما هشدار جدی می‌دهم. من با قرآن عظیم برای‌تان حکم می‌آورم تا شما را از شرّ فتنه مسیح دجال، شیطان رجیم نجات دهم . او می‌خواهد خود را مسیح عیسی بن مریم بنامد در حالی که فرزند مریم نیست و به همین دلیل نیز به وی مسیح کذاب گفته می‌شود. او یک چشم نیست و روي پیشانی‌اش لفظ کافر نقش نبسته است، ذکر چنین نشانه‌ها‌یی، مکر کسانی است که در برابر رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- تظاهر می‌کردند ایمان دارند و از مومنان هستند تا مردم را از راه خداوند بازدارند و چقدر عمل آنان زشت و بد است. گفته‌اند مسیح کذاب یک چشم دارد و روی پیشانی‌اش لفظ کافر نوشته شده؛ علت هم این است که می‌دانند چنین چیزی روی صورت مسیح کذاب وجود ندارد و هدف‌شان این است که شما باور نمایید او خداوند وپروردگار عالمیان است؛ خداوند از چنین نسبتی منزه و مقامش بسیار بالاتر از این گونه نسبت هاست.ای مسلمانان؛ آیا شما تصور می‌کنید خداوند؛ انسان است و قادر نیستید بين حق و باطل تمايز قائل شويد؛ مگر این که مسیح دجال یک چشم باشد و خداوند شما یک چشم نیست؟ عقل‌تان کجا رفته است؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}
    صدق الله العظيم [الشورى:11]
    {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست
    !}.
    من مهدی منتظر دو عقیده از عقاید شیعیان را تأیید می‌کنم؛ اول این که خداوند را نمی‌توان آشکارا و رو در رو دید و دوم این که گروهی از مردگان رجعت داشته و به زندگی باز می‌گردند. البته با عقایدی که از جانب خداوند برای آن دلیلی نیامده است مخالفم و به گروهی از آنان که قرآن را بر حسب میل خود تفسیر می‌کنند هشدار می‌دهم؛ تمام مسلمانان را از تفسیر کتاب قرآن بر اساس ظن و گمان برحذر می‌دارم که ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و این عملی شیطانی و امر شیطان است که ندانسته به خداوند نسبت دهید ولو این که بخواهید آیات کتاب را تأویل نمایید. چون منظور ازتأویل ؛ معنا و مقصود خداوند از کلام است. لذا جناب علما، اگر تأویل شما درست و حق نباشد؛ به خداوند نسبت ناحق داده‌اید و خداوند شما را به خاطر مخالفت با فرمانش مورد محاسبه قرار خواهد داد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ ربّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحقّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {بگو: «خداوند، اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید.»}
    پس جناب عالم؛ تو از فرمان شیطان که مخالف امر خداوند است پیروی کرده‌ای. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩)} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    آیا من بجز کلام خداوند تأویل دیگری برای کلام خدا می‌آورم؟ شما را چه می‌شود که حاضر نیستید باور کرده وبپذیرید؟ آیا شما برای تشخیص خداوند حق از باطل شرط می‌گذارید و تصور می‌کنید فرق دجال باطل با خداوند حق در این است که دجال یک چشم دارد و خداوند یک چشم نیست؟ آیا باور کرده‌اید که خداوند به شکل انسان است و فرق او با دجال دراین است که خداوند یک چشم نیست و دجال یک چشم بیشتر ندارد! شما را چه می‌شود؛این چگونه حکمی است؟ آیا حکم حق خداوند درمثالی که درباره کوه بزرگ برای‌تان آورده، کافی نیست؟ وقتی کوه نتواند دیدن خداوند را تاب بیاورد؛ چگونه انسانی ضعیف قادر به تحمل دیدن روی خداوند باشد؟ و انسان ضعیف آفریده شده است[اشاره به آیه کریمه:
    وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿٢٨﴾سوره النساء]
    این عقیده باطلی است و ازجانب خداوند هیچ دلیلی برای اثبات آن نیامده است.خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ ربّه قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:۱۴۳].
    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! بگذار، تا تو را ببینم! گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دیداما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم! }
    نمی‌بینید بعد از آنکه موسی به هوش آمد چه گفت:
    {فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}
    صدق الله العظيم
    {چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}

    معنی گفته موسی کاملا روشن و واضح است؛ او پروردگار خود را که هیچ مثل و مانندی ندارد منزه از آن می‌داند که قابل رؤیت باشد و حتی کوهی بزرگ قادر به تحمل دیدن آشکارعظمت خداوند نیست؛
    الله أعظم سُبحانه وتعالى علواً كبيراً...خداوند توانایی کوه را شرط قرار می‌دهد که اگر کوه توانست در برابر مشاهده آشکار خداوند تاب بیاورد؛ انسان می‌تواند امیدوار باشد که بتواند خداوند را آشکارا ببیند. لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى ربّه لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:۱۴۳].
    { گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم! }.
    وموسی عظمت بی‌انتهای خداوند را درک نمود و گفت:
    {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}صدق الله العظيم {عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}
    ای جماعت مسلمانان؛ شما نیز مانند موسی توبه کنید و هریک از شما همان سخن موسی را بر زبان بیاورد که گفت:
    {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}صدق الله العظيم {عرض کرد: خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}
    یعنی من اولین مؤمنی هستم که باور دارم خداوند از دیده‌ها آگاه است اما دیدگان قادر به درک او نیست؛من سخن گفتن خداوند از ورای حجاب را رد نمی‌کنم اما ای مردم، این سخن گفتن آشکار و رودر رو نیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}
    صدق الله العظيم [الشورى:51۵۱].
    { و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    آیا خداوند سبحان روز قیامت رو در رو با شما سخن خواهد گفت ؟ سبحان الله. بلکه آسمان با ابرهایی که حجاب خداوندند از هم شکافته شده و فرشتگان فرود می‌آیند وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُور}
    صدق الله العظيم [البقرة:٢١٠].
    {آیا جز این انتظار دارند که خدا با ملائکه در پرده‌های ابر بر آنها در آید و حکم فرا رسد؟ و کارها همه به سوی خدا باز گردد.}
    می دانم
    کسی هست که بگوید:" صبر کن؛ مگر خداوند تعالی نفرموده است:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ *﴿٢٣﴾}
    صدق الله العظيم [القيامة].؟"
    { در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲)
    در انتظاررحمت پرودگارشان هستند (۲۳)}
    در پاسخش می گوییم: شما باید عقاید خود را با آیات محکم و واضح و روشنی که هر عرب زبانی آنها را می‌فهمد، تطبیق دهید. اما اگر احادیث را با آیات متشابه تطبیق دهید گرفتار فتنه خواهید شد؛ آیا شما نیز مانند اهل کتاب شده‌اید که به بخشی از قرآن ایمان داشته و نسبت به بخش های دیگر آن کافرید؟ و لذا اگر احادیث را با آیات متشابه تطبیق دهید؛ خداوند آیات محکم خود را در کمین‌تان می‌گذارد. چون اگر به محکمات کتاب مراجعه نمایید خواهید دید با این حدیث اختلاف و با آیه متشابه‌ای که شبیه حدیث فتنه انگیز است تفاوت دارد. لذا بر شما واجب است که به آیات محکم روشن و واضح کتاب تمسک جویید؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس و بنیاد کتاب قرار داده تا هرکس که به آنها تمسک جوید به ریسمان مطمئنی-العروة الوثقی-تمسک جسته که گسستی در آن نیست.
    اما کسانی که قلب‌شان منحرف و بیماراست به دنبال آیاتی می‌روند که ظاهری شبیه حدیث دروغ دارد و از آنجایی که می‌خواهند ثابت کنند حدیث ازجانب رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است؛ بر روی آیاتی که ظاهری مشابه حدیث دروغین دارند تکیه می‌کنند؛ در حالی که این احادیث با مکر شیاطین بشر وارد روایات شده اند، و تأویل آیاتی که ظاهری مشابه آن دارند ؛می‌بایست توسط راسخین در علم کتاب از قرآن عظیم استنباط گردند. اما کسانی که قلب‌های منحرف دارند قصد نسبت ناحق به خدا را ندارند اما گمان می‌کنند این حدیث در موافقت با این آیه آمده است. آن چه که برایشان مهم است اثبات این حدیث است نه قرآن و لذا ولو این که در قرآن به دنبال تأویل آیات بگردند قلب‌شان از محکمات قرآن منحرف می‌شود و به سراغ آیاتی می‌روند که نیاز به تأویل دارند و قلب‌شان از آیات محکم و واضح قرآن دور می‌شود؛ درحالی که خداوند این آیات را بصورت واضح و روشن و به عنوان آیات بنیادی کتاب -ام الکتاب-معین نموده است و اصل دین حنیف اسلام را بر اساس آنها بنا نموده است. خداوند تعالی می فرماید:
    {هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ(۷)}
    صدق الله العظيم [آل عمران].
    { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، فتنه‌انگیزی کرده و تفسیر برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}
    مقصود خداوند این نیست که یهود و کفار به دنبال آیات متشابه می‌افتند؛ کسی که نسبت به قرآن کافر است چگونه به دنبال تأویل آن می‌رود؟ و شیاطین بشر از قوم یهود نیز می‌دانند که قرآن به حق از جانب پروردگار آمده است و تلاش می‌کنند نور خداوند را با دهان‌شان خاموش سازند؛ مقصود خداوند گروهی از علمای مسلمین است که به دنبال تأویل قرآنند و نمی‌خواهند تعمداً آن را به خطا تأویل نمایند؛ ولی اصرار دارند که ثابت کنند فلان حدیث از جانب رسول الله است و با این که می‌بینند حدیث با آیات محکم کتاب هماهنگی ندارد؛ آن آیات را رها کرده و بر روی آیاتی که با حدیث‌شان شباهت دارد تکیه می‌کنند. آنها نمی‌دانند این موضوع برای مسلمانان فتن
    ه است ومنظور از انحراف در اين آيه؛ انحرافی است که در قلب این علما نسبت به آیات محکم و واضح و روشن کتاب وجود دارد. با این کار آیات محکم را انکار کرده و از آیاتی که ظاهری شبیه به حدیث دروغین دارند پیروی می‌کنند. اما راسخین در علم می گویند:
    {
    يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كلّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم.
    {مي‌گويند: «ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگار ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمي‌شوند }
    اما من مهدی منتظر تأویل آیات متشابه را که پروردگارم به من آموخته است؛ می‌دانم ودر وهله اول تعریف این آیات را برای‌تان می‌آورم:
    این آیات دارای تشابه لغوی هستند ولی تأویل آنها به کل با ظاهرشان فرق دارد.

    زمانی که قاری این آیات خداوند تعالی را می‌خواند که:
    {
    وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴿٢٣﴾}صدق الله العظیم
    { در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲)
    در انتظاررحمت پرودگارشان هستند (۲۳)}
    گمان می کند این آیه از آیات محکم و واضح است؛ ولی با تدبر در قرآن درمی یابد گمانش به کلی غلط است
    {لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌} [الأنعام:103]،
    {
    چشمها او را نمى‌بينند و او بينندگان را مى‌بيند.}
    و هم چنین رد کامل و ازلی سخن گفتن خداوند با انسان مگر از ورای حجاب را در قرآن می‌یابد.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ(۵۱)}
    صدق الله العظيم [الشورى].
    {
    و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    اینجاست که باید از گمانی که درباره:{وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ﴿٢٣﴾}{ در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد! (۲۳)} کرده بود بازگردد چرا که تأویل آن مانند ظاهرآیه نیست و سپس بگوبد:" الله اعلم".واین جا است که خداوند او را برمی‌گزیند و از راسخین در علم کتاب قرارش می‌دهد و برهان فرقان را به وي عنایت خواهد کرد و این نوری از جانب خداوند است تا تأویل این آیه را دریابد. می‌دانید چرا؟ چون از خدا می‌ترسد و نمی‌خواهد غیر حق به خدواند نسبت دهد و خداوند به شما وعده داده است که نوری به شما عطا خواهد نمود تا بتوانید حق و باطل را از یکدیگر جدا کنید.خداوند تعالی می فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّـهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ(۲۹)}
    صدق الله العظيم [الأنفال]
    {
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از خدا بپرهیزید، برای شما فرقان(وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل )قرارمی‌دهد و گناهانتان را می‌پوشاند؛ و شما را می آمرزد؛ و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است!}
    این زمانی است که خداوند ببیند اودر نفس خود متألم بوده و خواهان حق است وخداوند حق است؛ لذا تا زمانی که به دنبال حق باشد؛ خداوند او را به راه درست و حق هدایت می‌نماید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}
    صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].
    {
    و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) تلاش کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است}
    بازمی گردیم به تأویل {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ} صدق الله العظيم [القيامة:٢٢].
    شایسته نیست که من تأویل خود را از جایی غیر از قرآن عظیم بیاورم تا به ناحق برعلیه خود حجت به دست شما ندهم.
    اما مقصود از "وجوه" که در این آیه به آن اشاره شده است؛ قلب هاست و به وجه باطنی انسان اشاره می کند.انسان دو وجه دارد:وجه ظاهری و وجه باطنی که همان قلب اوست .اگر زبان و قلبش یکی باشند و یک‌سان سخن بگویند فرد تنها یک صورت دارد؛ اما اگر به زبان چیزی بگوید و در قلبش چیز دیگری باشد دو چهره خواهد بود. خداوند در آیات دیگر برای‌تان روشن نموده که منظور از "وجوه" قلب هاست. برای مثال این هشداری که به یهودیان و مسیحیان می‌دهد و می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا(۴۷)}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه بر قلبهای‌شان پرده بکشیم و به عقب برگردانیم یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است!}
    و اما بخش اول آيه خطاب به مسیحیانی است که به رسول الله مسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام ایمان دارند:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه بر قلبهای‌شان پرده بکشیم و به عقب برگردانیم}
    در اینجا مسیحیان تهدید می‌شوند تا به مبالغه در مورد مسیح عیسی بن مریم ادامه ندهند و بین رسولان خداوند تفاوت قائل نشده و او را خدا نخوانند و اگر دست برندارند؛ خداوند فرزند مریم را براي آنان آشکار خواهد ساخت و او نیز آنان را به اسلام دعوت خواهد نمود؛ و آنان به او کافر می‌شوند و سپس خداوند بر قلبهای‌شان پرده می‌کشد و به رسولی که پیش از این از جانب خداوند به سوی‌شان فرستاده شده بود ؛ کافر می‌شوند. خداوند بر قلبهای‌شان پرده می‌کشد و آنها را به گذشته-قبل از ایمان آوردن- باز می‌گرداند پس پیرو دشمن خداوند و دشمن رسول او یعنی مسیح دجال که ادعا می‌کند مسیح عیسی بن مریم و پروردگار عالمیان است؛ می‌گردند. خداوند آنها را به خاطر مبالغه به ناحق درشأن فرزند مریم گرفتار فتنه می‌نماید و آنها به فرزند واقعی و حق مریم کافر می‌شوند. او با آنان سخن گفته و ایشان را به سوی اسلام و قرآن فرا می‌خواند؛ اما نسبت به او کافر شده و از دشمنش یعنی مسیح دجال که تصور می‌کنند مسیح عیسی بن مریم است –و عقیده باطل آنها را تأیید می‌کند-پیروی می‌نمایند. مسیح کذاب می‌گوید که مسیح عیسی بن مریم و پروردگار عالمیان است؛ درحالی که فرزند مريم چنین ادعایی نمی‌تواند بکند. و این مدعی مسیح کذاب شیطان رجیم است و اما شیاطین بشر از قوم یهود از اولین کسانی هستند که از او پیروی می‌نمایند و برای همین نیز مانند گذشتگان‌شان مورد لعن واقع شده و مسخ می‌شوند و تنها تفاوت در این است که گذشتگانٔشان به بوزینه تبدیل شدند و اینان به خوک تبدیل خواهند شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [المائدة:60۶۰].،
    {(و مسخ کرده،) و از آنها، بوزینه و خوکهایی قرار داده، و بنده طاغوت}
    و اما بوزینه ها؛ پیشینیان شان به بوزینه مسخ شده اند.خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:٦٥].
    {
    ما به آنها گفتیم: «به صورت بوزینه‌هایی طردشده درآیید!} .
    اما ازاین گروه که بعد از روشن شدن حق؛ بر کفر خود اصرار داشته و بر آن پایدار می‌مانند؛ به خواست خداوند عده ای به خوک مسخ می‌شوند و انذار دهنده معذور است. اما من برای گروهی از مسلمانان نگرانم که ممکن است به اراده خداوند به خوک مسخ شوند؛ آنها کسانی هستند که ۹۹ درصد مطمئن هستند که من مهدی منتظر حق هستم ولی با این وجود تعصب و غرور آنها را به گناه می‌کشاند و به افسانه سرداب سامراء می‌آویزند با این که خود می‌دانند در نفسشان چه می‌گذرد... با این که من عقیده آنان در مورد عدم امکان دیدن رو در روی خداوند و در مورد بازگشت گروهی از کفار از مرگ - تا توسط ما به راه راست هدایت گردند- را تأیید می‌کنم ولی انذار دهنده معذور است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {عَسَى ربّكم أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء:٨].
    {
    امید است پروردگارتان به شما رحم کند! هرگاه برگردید، ما هم بازمی‌گردیم؛ و جهنّم را برای کافران، زندان سختی قرار دادیم.}
    اما با کمال تأسف؛ گروهی از کافران مجدد به همان راهی می‌روند که از آن منع شده بودند و خداوند باردیگر آنها را هلاک می‌کند و در جریان برانگیختگی فراگیر(بعث شامل) مجدد زنده می‌شوند و خداوند خطاب به آنان می فرماید:
    {كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [البقرة:28].
    {چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مرده بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را ‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.}
    خداوند پاسخ آنها را در جایی دیگر می‌آورد.خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالُوا رَ‌بَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَ‌فْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُ‌وجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿١١﴾ ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّـهُ وَحْدَهُ كَفَرْ‌تُمْ ۖ وَإِن يُشْرَ‌كْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّـهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ‌ ﴿١٢﴾}
    صدق الله العظيم [غافر].
    {آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟» (۱۱) این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است (۱۲)}
    نمی‌خواهم گفتار درباره دلایل رجعت و بازگشت اموات را طولانی کنم؛ دلایل و برهان‌های زیادی وجود دارد اما اگر در اين باره مجادله نماييد آنها را در پايگاه ارائه خواهم کرد و مجادله کنندگان را به سکوت خواهم کشاند. فعلا خطاب به مسلمانان می‌گویم: ای جماعت مسلمانان؛ از مسیح دجال برحذر باشید؛ او از رجعت سوءاستفاده کرده و می‌گوید امروز؛همان روز جاودانگی است و این اوست که مردگان را برمی‌انگیزد. اما او دروغ‌گوی بی شرمی است که می‌خواهد از برانگیخته شدن اول سوءاستفاده کند و بگوید این همان روز جاودانگی است و آتش و بهشت در دست من است! اما آتش؛ همان آتشی است که هر یک از شما می‌تواند آن را برافروزد و بهشت؛ همان باغی است که در باطن زمین ؛ یعنی در زمین مفروشه و زیر زمین شما قرار دارد . این باغ بهشت همان جنتی است که مسیح دجال پدر شما آدم را از آن بیرون راند؛ مراقب باشید که شما را نیز مانند پدرتان گرفتار فتنه نکند.
    ممکن است کسی سخن مرا قطع کرده و بگوید:"خیر؛ آدم خلیفه خداوند در جنت المأوی و نزد سدرة المنتهی بود".در پاسخ به او می‌گوییم: آدم خلیفه خداوند در زمین بود نه در جنت المأویدر کنار سدرة المنتهی.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَة قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ(۳۰)} [البقرة].
    {هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، خلیفه ای قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾} [الحجر].
    { ما آدمى را از گل خشك، از لجن بويناك آفريديم. (۲۶) و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم! (۲۷) و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌آفرینم. (۲۸) هنگامی که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!» (۲۹) همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند... (۳۰) جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد. (۳۱)گفت: اى ابليس، چرا تو از سجده‌كنندگان نبودى؟ (۳۲) گفت: من براى بشرى كه از گل خشك، از لجن بويناك آفريده‌اى سجده نمى‌كنم. (۳۳) گفت: از آنجا بيرون شو كه مطرود هستى. (۳۴) تا روز قيامت بر تو لعنت است. (۳۵) گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى كه دوباره زنده مى‌شوند مهلت ده. (۳۶) گفت: تو در شمار مهلت‌يافتگانى. (۳۷) تا آن روزى كه وقتش معلوم است. (۳۸) گفت: اى پروردگار من، چون مرا گمراه كردى، در روى زمين بديها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم، (۳۹) مگر آنها كه بندگان با اخلاص تو باشند. (۴۰) گفت: راه اخلاص راه راستى است كه به من مى‌رسد. (۴۱) تو را بر بندگان من تسلطى نيست، مگر بر آن گمراهانى كه تو را پيروى كنند. (۴۲) و جهنم ميعادگاه همه است. (۴۳) هفت در دارد و براى هر در گروهى از آنان معين شده‌اند. (۴۴)}
    اما خداوند به شیطان رجیم مهلت داد و او را اخراج نکرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾}
    صدق الله العظيم [طه].
    {پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    اگر خداوند به ابلیس فرصت نداده و او را بیرون کرده بود؛ چگونه شیطان توانست با آدم و حواء صحبت کند؟خداوند تعالی می فرماید:
    {وقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:٢٠].
    {گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!»}
    ممکن است کسی از شما با من مجادله کند و بگوید که خداوند تعالی فرموده است:
    {وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ}
    صدق الله العظيم [البقرة:۳۶].
    {«همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.}
    در جواب می‌گوییم: این هبوط از نعمت به شقاوت و سختی بوده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ}
    صدق الله العظيم [طه:١١٧].
    {پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    و شما را از آن به جایی راند که فعلا در آن ساکنید؛ پس مراقب مسیح دجال که پدرتان را از جنت بیرون راند باشید.خدایا شاهد باش که من ابلاغ کردم و خبر را به آنها رساندم.
    ابن عمر می بینم که بعد از خواندن این بیان دهشت کرده ای؛ مهم نیست.این بیان حاوی فتاوی بسیار مهم عقیدتی است و برای به شکست کشاندن مكر شیاطین جن و انس و نجات امتی از فتنه مسیح دجال آورده شده است که مسلمانند.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخو أحباب الله وأوليائه الإمام ناصر محمد اليماني..
    -----------------------------
    مترجم:* در ترجمه قرآن ناظرة به اشتباه به عنوان نگریستن ترجمه شده است در حالی که معنای در انتظار بودن است

    اقتباس المشاركة: 4541 من الموضوع: فتاوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه..




    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 07 - 1428 هـ
    25 - 07 - 2007 مـ
    10:56 مساءً
    ــــــــــــــــــــ



    فتوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه
    بيانٌ هـــــــامٌّ وبشرى للمـؤمنيـــــن ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، من المهديّ المنتظَر خليفة الله في الأرض إلى جميع المسلمين والناس أجمعين، والسلام على من اتَّبع الهادي إلى الصراط ـــــــــــــ المستقيم، وبعد..

    يا معشر علماء المسلمين إنّي أحذّركم من عقيدة رؤية الله جهرةً، فلنحتكم إلى القرآن العظيم حتى أنقذكم من فتنة المسيح الدجّال الشيطان الرجيم والذي يريد أن يقول أنّه المسيح عيسى ابن مريمَ! وما كان ابن مريمَ بل هو كذابٌ لذلك يُسمَّى المسيح الكذاب، ولا أعلم بأنّه أعورُ ولا مكتوبٌ على جبينه كافرٌ؛ بل ذلك من مكر الذين تظاهروا بالإيمان بين يدي رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ليصدّوا عن سبيل الله، ألا ساء ما يفعلون! وقالوا إنّه أعورُ ومكتوبٌ على جبينه كافرٌ وذلك لأنّهم يعلمون بأنّكم لن تروا ذلك في وجه المسيح الكذاب، ولعلكم تُصدِّقون بأنّه الله ربّ العالمين سبحانه وتعالى علواً كبيراً، فهل تظنّون يا معشر المسلمين بأنّ الله إنسانٌ فلا تستطيعون التمييز بين الحقّ والباطل إلاّ أنّ المسيح الدجال أعورُ وربّكم ليس أعورَ؟! فأين ذهبت عقولكم؟ وقال الله تعالى: {{لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ۖ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}} صدق الله العظيم [الشورى:11].

    وأنا المهديّ المنتظَر أعترف بعقيدتين لدى الشيعة وهما: (الحُكْمُ في عدم رؤية الله جهرةً، والحُكم في الرجعة لفريقٍ من الأموات)، وأخالفهم فيما لم يُنزِّل الله به من سلطانٍ، وأحذِّر طائفةً منهم يفسرون القرآن على حسب هواهم، وأحذِّر جميع المسلمين من تفسير كتاب الله بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً، وذلك من عمل الشيطان وأمْرِهِ أنْ تقولوا على الله ما لا تعلمون حتى ولو كان تأويلاً لآيات الكتاب، وذلك لأنّ التأويل هو المعنى المقصود في نفس الله من كلامه، فإذا لم يكن تأويلك أيّها العالم حقًّا فقد قُلت على الله غير الحقّ وسوف يحاسبك الله على ذلك لأنّك خالفت أمره. وقال الله تعالى: {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ومن ثم اتَّبعتَ أيها العالِم أمر الشيطان المُخالف لأمر الله. وقال الله تعالى: {وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    فهل ترونني آتيكم بالتأويل لكلام الله من غير كلام الله؟ فما خطبكم لا تُصدِّقون؟ فهل جعلتم الفرق بين الله (الحقّ) والباطل فجعلتم التمييز بأنّ الدجال أعور والله ليس أعورَ؟ إذاً صدَّقتم بأنّ الله إنسانٌ وإنّما الفرق في نظركم أنّه ليس أعورَ والدجال أعورُ! فما خطبكم كيف تحكمون؟ ألم يكفِكم بأنّ الله ضرب لكم الحُكْمَ الحقّ في الجبل العظيم؟ فإذا لم يتحمّل الجبل رؤية الله وهو جبلٌ فكيف يتحمله الإنسان الضعيف؟ وخُلق الإنسان ضعيفاً. فهذه عقيدةٌ باطلةٌ ما أنزل الله بها من سلطانٍ. وقال الله تعالى: {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    أفلا ترون موسى حين أفاق ما كان قوله: {فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم، ومعنى قول موسى واضحٌ وبيِّنٌ، فقد نزّه ربَّه بأنّه ليس كمثله شيءٌ يتحمل رؤيته فحتى الجبل العظيم لم يتحمل رؤية عظمة الله جهرةً، وذلك لأنّ الله أعظم سبحانه وتعالى علواً كبيراً، وقد جعل الله برهان عدم الرؤية في الجبل فإذا استقرَّ مكانه بعد أن يتجلّى الله له فهنا فيه أملٌ أن يرى الناسُ ربَّهم جهرةً، لذلك قال تعالى: {قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}، فأدرك موسى مدى عظمة ربّه التي ليس لها حدودٌ، وقال: {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}.

    فتوبوا كما تاب موسى يا معشر المسلمين، وكُلٌّ منكم يقول كما قال موسى: {قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}، أيْ أوّل المؤمنين بأنّ الله يُدرك الأبصار ولا تُدركه الأبصار، ولا أنكر بأنّ الله يُكلِّم عباده ولكن من وراء حجابٍ وليس جهرةً يا معشر البشر. وقال الله تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الشورى].

    فهل ترون بأنّ الله يُكلّمكم يوم القيامة جهرةً؟ سبحانه! بل تشقَّق السماء بغمام الحجاب ونُزّل الملائكة تنزيلاً. وقال الله تعالى: {هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّـهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ ۚ وَإِلَى اللَّـهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴿٢١٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وأعلم بأنّ هناك من يريد الآن أن يقول لي: "مهلاً مهلاً، ألم يقل الله تعالى: {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة]؟ ومن ثم نردّ عليه ونقول: يا معشر المسلمين عليكم بتطبيق العقائد على الآيات المحكمات الواضحات البيِّنات لكل ذي لسانٍ عربيٍّ مبينٍ، أما إذا طبَّقتم الأحاديث على الآيات المتشابهة فسوف تقعون في الفتنة، فهل تكفرون ببعض القرآن وتؤمنون ببعض كما يفعل أهل الكتاب؟ وذلك بأنّكم إذا قمتم بتطبيق الأحاديث مع الآيات المتشابهات فقد جعل الله لكم الآيات المحكمات لكم لبالمرصاد، ذلك بأنّه إذا رجعتم للمحكم سوف تجدونه قد اختلف مع الحديث ومع هذه الآية المتشابهة في ظاهرها مع حديث الفتنة، إذاً عليكم أن تتمسّكوا بما جاء في الآيات المُحكمات الواضحات البيّنات والتي جعلهنّ الله هنّ أمّ الكتاب من تمسّك بهنّ استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها.

    وأما الذين في قلوبهم زيغٌ فسوف يتّبعون المُتشابه منهُ مع حديث الفتنة، وذلك لأنّه يريد أن يثبت أنّ هذا الحديث ورد عن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، فعمد إلى المتشابه من القرآن في ظاهره مع هذا الحديث الموضوع بمكرٍ فجعله شياطين البشر يتشابه مع ظاهر آيةٍ لا تزال بحاجةٍ للراسخين في العلم يستنبطون تأويلها من القرآن العظيم، ولكنّ الذين في قلوبهم زيغٌ لا يريدون أن يفتروا على الله؛ بل يظنون بأنّ هذا الحديث قد جاء موافقاً لهذه الآية وليس الأهم عنده القرآن بل إثبات هذا الحديث فأصبح في قلبه زيغٌ عن القرآن المُحكَم حتى ولو كان يبتغي تأويل آياتٍ في القرآن، والتي لا تزال بحاجةٍ إلى تأويل، ولكنّ قلبه زاغ عن الآيات المُحكمات الواضحات قد جعلهن واضحات بيِّنات لأنّهنّ أمّ الكتاب وأصل هذا الدين الإسلاميّ الحنيف، وقال الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ولا يقصد من الذين يتّبعون المتشابه أنّهم اليهود أو الكفار، ولكنّ الكفار كفارٌ بالقرآن فكيف يبحثون عن التأويل! وكذلك شياطين البشر من اليهود يعلمون أنّه الحقّ من ربّهم ويريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم؛ بل يَقصد طائفةً من علماء المسلمين وأنّهم يبتغون تأويل القرآن ولا يريدون أن يُأوِّلونه خطأً بتعمدٍ منهم، ولكنّهم مُصرّون على أن يثبتوا هذا الحديث أنّه عن رسول الله وهم قد رأوه مخالفاً لآياتٍ مُحكماتٍ فتركوهنّ وعمدوا للمتشابه من القرآن مع حديث الفتنة وهو لا يعلم بأنّه موضوعٌ فتنةً للمسلمين، والزيغ المذكور في الآية في قلب هؤلاء العلماء هو الزيغ عن المحكم الواضح والبين، وهم بهذا أنكروا المحكم واتَّبعوا المتشابه مع حديث الفتنة ولكنّ الرّاسخين في العلم يقولون: {يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم.

    ولكنّ المهديّ المنتظَر يعلم التأويل الحقّ للآيات المُتشابهات مما علّمني ربّي، وأقوم أولاً بتعريفٍ لهنّ:
    هنّ الآيات ذات التشابه اللغويّ، ولكن تأويلهنّ مختلفٌ عن ظاهرهن جملةً وتفصيلاً.


    وحين يَمرّ القارئ على قول الله تعالى: {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾} [القيامة]، فسوف يظنّ بأنّ هذه الآية مُحكمةٌ وواضحةٌ، ولكنّه إذا تدبّر القرآن سوف يجد ما ينفي ظنّه بالنفي القاطع {لَّا} نافية {لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ} [الأنعام:103]، وكذلك النفي الأزليّ بأنّ الله لا يُكلِّم أحداً جهرةً. وقال تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿٥١﴾} صدق الله العظيم [الشورى].

    وهنا عليه أن يتراجع عن ظنّه {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾}، فليست كظاهرها ثم يقول: "الله أعلم"، وعندها سوف يصطفيه الله فيجعله من الراسخين في العلم فيؤيّده ببرهان الفرقان فهو نورٌ من ربّه فيعلم تأويل هذه الآية، وهل تدرون لماذا؟ ذلك لأنّه اتقى الله وخاف أن يقول على الله غير الحقّ، وقد وعدكم الله بنورٍ يؤيِّد به البصيرة لتفرِّقوا بين الحقّ والباطل. وقال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللَّـهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَاللَّـهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].

    وذلك إذا رآه ربّه بأنّه مُتألمٌ في نفسه يريد الحقَّ والله هو الحقُّ، وسوف يهديه إلى سبيل الحقِّ ما دام يريد الحقَّ. وقال الله تعالى: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [العنكبوت].

    ونعود لتأويل {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم، ولا ينبغي لي أن أستنبط تأويل ذلك من غير القرآن العظيم، حتى لا تكون لكم عليّ الحجة بغير الحقّ، فأما الوجوه المقصودة في هذه الآية هي القلوب وهو الوجه الباطن للإنسان، وللإنسان وجهان: وجهٌ ظاهرٌ ووجهٌ باطنٌ وهو القلب، وكلاهما وجهٌ واحدٌ إذا اتّفقا في القول، أما إذا قال بلسانه ما ليس في قلبه فصار (أبو وجهين)، وقد بيّن الله لكم في آياتٍ أخرى تتكلم عن وجوه القلوب. كمثال قول الله تعالى مُحذِّراً النصارى واليهود: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فأما الشطر الأول من الآية فموجَّهٌ للنصارى المؤمنين برسول الله المسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا}، وذلك تهديدٌ للنصارى إذا استمروا في التفريق بين رسل ربّهم والمبالغة في دينهم فيقولون بأنّ الله هو المسيح عيسى ابن مريم، فإذا لم ينتهوا سوف يظهر الله ابن مريم فيدعوهم إلى الإسلام فيكفرون به ومن ثم يطمس الله على قلوبهم فيكفرون برسولهم المبعوث إليهم من قبل فينكرونه فيطمس الله على قلوبهم فيردّها على أدبارها فيتّبعون عدوّ الله وعدوّه المسيح الدجال والذي يقول أنّه المسيح عيسى ابن مريم وأنّه الله ربّ العالمين، وفتنهم الله بسبب مُبالغتهم في ابن مريم بغير الحقّ، فيكفرون بابن مريم الحقّ وهو يُكلّمهم ويدعوهم إلى الإسلام والقرآن فيكفرون به فيتّبعون خصمه المسيح الدجال بظنّهم أنّه هو المسيح عيسى ابن مريم لأنّه جاء مؤيّداً لعقيدتهم الباطلة، وقال أنّه المسيح عيسى ابن مريم وأنّه الله ربّ العالمين وما كان لابن مريم أن يقول ذلك؛ بل هو (المسيح الكذاب الشيطان الرجيم)، وأما شياطين البشر من اليهود فسوف يكونون أوّل التابعين للمسيح الكذاب وهم يعلمون أنّه المسيح الكذاب وأنّه الشيطان الرجيم فيتّبعونه لذلك سوف يلعنهم كما لعن الذين من قبلهم، إلا أنّه لن يمسخهم إلى قِرَدة كما مسخ الذين من قبلهم وإنّما هؤلاء يمسخهم إلى خنازير تصديقاً لقول الله تعالى: {وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [المائدة:60].

    فأمّا القردة فقد سبق مسخ الذين قبلهم. وقال الله تعالى: {فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:65].

    وأما هؤلاء إن استمروا في كفرهم من بعد ما تبيّن لهم الحقّ فسوف يمسخهم إلى خنازير وقد أعذر من أنذر، ولكنّي أخشى على طائفةٍ من المسلمين أن يمسخ الله من يشاء منهم إلى خنازير وهم الذين يشكّون في شأني بأنّي قد أكون المهديّ المُنتظَر الحقّ بنسبة 99%، ورغم ذلك تأخذهم العزّة بالإثم فيتمسّكون بأسطورة سرداب سامرّاء وهم يعلمون ما بأنفسهم، وقد أعذر من أنذر وأنا أُصدّقهم بعدم رؤية الله جهرةً وكذلك بالرجعة لطائفةٍ من الكفار لنهديهم صراطاً ـــــــــــ مستقيماً تصديقاً لقول الله تعالى: {عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ ۚ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا ۘ وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ولكن للأسف، مِن الكفار مَن سوف يعودون لما نُهوا عنه ثم يهلكهم الله مرةً أخرى ثم يُحييهم في البعث الشامل ثم يخاطبهم فيقول الله تعالى: {كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّـهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٢٨﴾} [البقرة].

    ومن ثم بيَّن الله جوابهم في موضعٍ آخر. وقال الله تعالى: {قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿١١﴾ ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّـهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ ۖ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّـهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [غافر].

    ولا أريد أن أطيل عليكم في براهين الرجعة فهي كثيرةٌ إلا أن تجادلوا فسوف أنزلها في موقعي تنزيلاً وألجم المجادلين إلجاماً وأقول: يا معشر المسلمين حذاري... إنّ المسيح الدجال سوف يستغل الرجعة فيقول إنّ هذا ليوم الخلود وأنّه هو الذي بعث الموتى؛ بل هو كذّابٌ أشِرٌ يريد أن يستغل البعث الأول ويقول هذا يوم الخلود ولدينا جنةٌ ولدينا نارٌ! فأما النار فهي نارٌ كما النار التي تورون يستطيع أن يصنعها أحدكم، وأما الجَنّة فهي جَنّة الله في الأرض توجد في الأرض المفروشة من تحت الثرى في باطن أرضكم والتي أَخرج منها المسيحُ الدجالُ أبويكم من قبل فلا يفتنكم كما أخرج أبويكم من الجنة.

    وقد يودّ أحدكم أن يُقاطعني فيقول: "بل جعل الله آدم خليفة في جنة المأوى عند سدرة المُنتهى"، ومن ثم أرد عليه وأقول: بأنّ الله جعل آدم خليفةً في الأرض وليس في جنة المأوى عند سدرة المنتهى. وقال الله تعالى: {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾} [البقرة].

    وقال الله تعالى: {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾} [الحجر].

    ولكن الله أَنْظَرَ الشيطان الرجيم ولم يخرجه. وقال الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾} صدق الله العظيم [طه].

    ولو لم يُنظِره الله في الجنة وطرده إذاً كيف كلّم الشيطان آدم وحواء؟ وقال الله تعالى: {وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ} [الأعراف:20].

    وقد يودّ أحدكم أن يجادلني فيقول: "قال الله تعالى: {وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ} صدق الله العظيم [البقرة:36]". فنقول إنّما الهبوط هو من النعيم إلى الشقاء تصديقاً لقول الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾} [طه]، فأخرجكم إلى حيث أنتم الآن، فلا يفتنكم المسيح الدجال كما أخرج أبويكم من الجنة، اللهم قد بلغتُ اللهم فاشهد.

    وما بالي وكأنّي أراك في دهشةٍ واستغرابٍ يا ابن عمر بعد قراءة خطابي هذا والذي يحمل فتاوى الحقّ في مسائل عقائديّة هامّة جداً جداً وذلك لإفشال مكر جميع شياطين الجنّ والإنس وإنقاذ الأمّة من فتنة المسيح الدجال، فهل هم مسلمون؟

    وسلامٌ على المرسَلين، والحمد لله ربِّ العالمين..
    أخو أحباب الله وأوليائه الإمام ناصر محمد اليماني..
    __________________



  2. الترتيب #2 الرقم والرابط: 173103 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي


    -2-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - 07 - 1428 هـ
    28 - 07 - 2007 مـ
    ۶-مرداد-۱۳۸۶ه.ش.
    10:46 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    توضیحات بیشتر درباره"ارض الراحة و الأنام"...


    بسم الله الرحمن الرحيم، وبه نستعين، وأتلقّى التّفهيم للبيان الحقّ لأسرار القُرآن العظيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين وجميع المُسلمين الموحدين لربّ العالمين، أما بعد..
    به راستی که مقصود از "ارض الراحة و الأنام"زمین مفروشه ( زمین آباد و سرسبز) است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الرَّحْمَنُ].
    { زمین را برای خلایق آفرید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای پرشکوفه است، (۱۱) و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگی است که بصورت کاه درمی‌آید، و گیاهان خوشبو! (۱۲)}
    و ساکنان آن جنیان بودند و خداوند پدر ما آدم را خلیفه عالم جنیان قرار داد؛ و برای همین به فرشتگان امر نمود تا از امر خلیفه خداوند در زمین اطاعت کنند؛ اما ابلیس از خداوند خواست تا به او فرصت دهد چراکه مورد لعن خداوند قرار گرفته و از آنجا طرد شده بود .خداوند به خواسته او پاسخ مثبت داد تا بر میزان گناه او افزوده شود و به او وعده داد که او با خواری و سرشکستگی از آنجا اخراج خواهد شد. این وعده در جدال نهایی بین حق و باطل محقق خواهد شد و زمان مقدر شده آن در کتاب مسطور فرا رسيده است. خداوند تا روز رستاخیز اول؛ اخراج او را به تأخیر انداخته است:
    {قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾}
    صدق الله العظیم [الحجر]
    {فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (۳۷) (امّا نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معیّنی.» (۳۸) }
    اما این سخنان از روی تحدی و مبارزه طلبی بین خداوند و دشمنش رد و بدل گردید؛ چون شیطان برای جبران و طلب رحمت خداوند؛ چنین تقاضایی را مطرح نکرد؛ بلکه این از روی ستیزه‌جویی بود و خداوند نیز او را لعنت کرده و فرمود:
    {لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا}
    صدق الله العظيم [النساء:١١٨].
    { خدا او را لعنت واز رحمت خویش دور ساخته؛ و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معیّنی خواهم گرفت}
    و سپس خواسته او را اجابت نمود و به او گفت با سرشکستگی و خواری از آن بیرون خواهی شد.خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:١٨].
    {فرمود: از آن (مقام)، با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! (}
    ولی اگر در متن قرآن پیشتر بروید؛خواهید دید خداوند بیرون راندن او را تا روز مشخصی به تأخیر انداخته است و آن زمان که رسید با خواری و سرشکستگی بیرون رانده خواهد شد. دلیل به تأخیر افتادن خروج او امتحان کردن آدم و همسرش بود. خدواند تعالی می‌فرماید:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾}
    صدق الله العلي العظيم [طه].
    { پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت(بهشت باطن زمین) بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد!» (۱۱۹)}
    مدت کوتاهی بعد؛ شیطان تظاهر کرد که از عصیان پروردگارش پشیمان و نادم است؛ با ظاهری خیرخواهانه به سراغ آدم رفته وخود را مطیع امر او خواند تا این تصور پیش بیاید که او به درگاه خداوند توبه کرده وحال به نصیحت کننده امین آنها تبدیل گردیده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿١١﴾قالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾ وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾ يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا ۖ وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّـهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٢٦﴾ يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود. (۱۱)فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۱۲) گفت: «از آن فرود آی! تو حقّ نداری در آن تکبّر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! (۱۳) گفت: «مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده (۱۴) فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!» (۱۵) گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم! (۱۶) سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷) فرمود: «از آن با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! (۱۸) و ای آدم! تو و همسرت در بهشت(بهشت باطن زمین) ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!» (۱۹) سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰) و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱) و به این ترتیب، آنها را با فریب فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!» (۲۲)گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!» (۲۳) فرمود: فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.» (۲۴) فرمود: «در آن [= زمین‌] زنده می‌شوید؛ و در آن می‌میرید؛ و از آن خارج خواهید شد.» (۲۵) ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می‌پوشاند و مایه زینت شماست؛ اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها از آیات خداست، تا متذکّر شوند! (۲۶) ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت(بهشت باطن زمین) بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همتایش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند! (۲۷)}
    ابن عمر؛ سؤال این است که اگر خداوند شیطان را اخراج كرده بود؛ او چگونه توانست به بهشت بازگردد و با آدم و همسرش سخن گفته و قسم بخورد که خیرخواه آنهاست؟ جوابت را از قرآن عظیم می‌آوریم که خداوند اجازه داد شیطان در بهشت و نزد آدم و همسرش بماند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾} صدق الله العلي العظيم [طه].
    { پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت (بهشت باطن زمین)بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد!» (۱۱۹)}
    يا تصور می‌کنی که ابلیس بلافاصله بعد از این؛ آدم را مورد خطاب قرار داد و گفت:
    {مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾}
    صدق الله العلي العظيم
    {«پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰) و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱)}؟
    بلکه او این سخنان را بعد از گذشت مدتی به آدم و همسرش گفت. تظاهر کرد از عصیان پروردگار و سرپیچی از اطاعت از آدم پشیمان است، و خود را تابع و متیع و خیرخواه آنان نشان داد تا مکر او را باور نمایند. او بعد از آنکه اعتماد آنان را جلب کرد؛ حرف خود را زد.برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِن النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾
    صدق الله العلي العظيم [الأعراف]
    {و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم.}
    این چنین بود که آنها را به گمراهی کشاند.علت اشتباه شما نیز این است که تصور کرد‌ه‌اید بهشتی که در این داستان به آن اشاره می‌شود؛ جنت المأوایی است که در نزد سدرة المنتهی قرار دارد. در حالی که در قرآن صحبتی از خلافت آدم در آن بهشت نمی‌شود؛ بلکه قرآن بارها تکرار می‌کند که آدم خلیفه خداوند در زمین است و بارها در قرآن به جنتی زمینی اشاره می‌شود. برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
    {فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}
    [الشعراء:٥٧]،
    {و ما آنها را از باغها و چشمه‌ها بیرون راندیم}
    و مقصود آل فرعون است.
    و همین طور این فرموده خداوند تعالی:

    {إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ}
    [القلم:17].
    { ما آنها را آزمودیم، همان گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردی
    م،}
    اما شما تصور کرده‌اید نام "الجنة" تنها به بهشت خداوند یعنی "جنة المأوی " اطلاق می‌گردد! خیر لفظ "الجنة" به زمین سرسبز پوشیده از درخت و میوه اطلاق می‌گردد و از جمله زمین "مفروشه" که مسطح نیست بلکه به صورت یک‌دست مفروش شده و در آن میوه و نخل و انار و ریحان است. این زمین مفروشه در باطن زمین و بعد از آتشفشان‌ها قرار دارد. طبقه‌ای از زمین که آتشفشان ها در آن قرار دارند از سطح زمین دور نیست و زمین مفروشه بعد از آن قرار دارد. یعنی طبقه آتشفشان‌ها نزدیک سطح زمین و طبقه مربوط به زمین مفروشه دورتر از سطح زمین قرار دارد. قرآن در یک آیه ؛ از چندین عالم صحبت می‌کند؛ عالمی در آسمان؛ عالمی در زمین؛ عالمی پایین‌تر از آسمان و عالمی در داخل و بطن زمین: {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ} صدق الله العظيم [طه:٦].
    { از آن اوست آن چه در آسمانها، و آن چه در زمین، و آن چه میان آن دو، و آن چه در داخل زمین است!}
    و این همان زمینی است که در قرآن ذکرش به میان آمده:

    {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾}
    صدق الله العظيم [الرحمن].
    { زمین را برای خلایق آفرید، (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخلهای پرشکوفه است، (۱۱) و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگی است که بصورت کاه درمی‌آید، و گیاهان خوشبو! (۱۲)}
    ساکنان آن جنیانی هستند که خداوند آدم را به جای ابلیس در آن به خلافت برگزید؛ ابليسی که در آن خونریزی کرده و فساد بپا مي‌کرد برای همین ابلیس گفت:
    {قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا(۶۲)}
    صدق الله العظيم [الإسراء].
    { گفت این کسی را که بر من برتری داده‌ای می‌بینی؟ اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت}.
    و این زمین مفروشه ؛ زمینی هموار و یک‌دست است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالْأَرْضَ فَرَشْناهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿٤٨﴾‏}
    صدق الله العظيم [الذاريات].
    {و زمين را گسترانديم چه نيكو گستراننده‏ ايم‏}.
    این زمین دو ورودی دارد یکی در منتهی اليه شمالی کره زمین و دیگری در منتهی اليه جنوبی کره زمین و کره زمین کاملا گرد نیست بلکه شبه کروی است. این زمین مفروشه-که در باطن زمین ماست- دو ورودی دارد و دارای دو مشرق و دو مغرب است و وقتی خورشید در دروازه جنوبی غروب می‌کند؛ باز از دروازه شمالی بر آن طلوع می‌کند و وقتی در دروازه شمالی غروب می‌کند باز از دروازه جنوبی طلوع می‌نماید. برای این زمین دو ورودی وجود دارد و دورترین مسافت در زمین؛ فاصله بین این دو دروازه است. برای همین انسان به شیطان قرین و همراهش می گوید:
    {يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ}
    [الزخرف:38]
    { ای کاش میان من و تو فاصله دومشرق بود}
    چون طولانی‌ترین مسافت در زمین؛ فاصله بین این دو دروازه است. یک دروازه شمالی است و در منتهی اليه شمالی کره زمین قرار دارد و دروازه دیگر جنوبی است و در منتهی اليه جنوبی کره زمین قرار گرفته است و سد ذوالقرنین بین دو سد یعنی در بین دو نیمه زمین قرار گرفته است و به آنها دو سد گفته می‌شود ؛ چون هریک مانع رسیدن نور خورشید به دیگری می‌گردد و نیمی از آن روشن و نیمی از آن در تاریکی قرار می‌گیرد؛ البته در سطح زمین چنین است. اما سد در تنگه بین این دو در بطن زمین ساخته شده است و به عنوان حد فاصلی بین آنهاست؛ یأجوج و مأجوج در یک طرف و عالم دیگر در طرف مقابل سد است. این زمین به خاطر این دو ورودی دارای دو مشرق و دو مغرب است. اما در سطح زمین (براي هر مكان ) تنها یک مشرق و در برابر آن یک مغرب وجود دارد. اما زمین مفروشه دو مشرق و دو مغرب دارد؛ برای همین نیز خداوند تعالی می‌فرماید:

    {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ}
    صدق الله العظيم [الرحمن:١٧].
    { پروردگاردو مشرق و پروردگار دو مغرب }
    اما در سطح ظاهر زمین تنها یک مشرق و یک مغرب دارد و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {رَّ‌بُّ الْمَشْرِ‌قِ وَالْمَغْرِ‌بِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿٩﴾}
    صدق الله العظيم [المزمل]
    {همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن}

    ای مردم شما درباره حقایق آیاتی بامن مجادله می‌کنید که در عالم واقعیات و حقیقت موجودند؛ اما شما از آنها آگاه نیستید. اگر از آنها باخبر می‌شدید؛ درمی‌یافتید که این تأویل حقیقی آیات خداوند است و ذوالقرنین در سفر خود به منتهی اليه شمالی و جنوبی کره زمین از آن باخبر شد. سپس وارد باطن زمین گردید و در آنجا مردمی را یافت. شما را به خدا پس بگویید یأجوج و مأجوج کجا هستند؟ آنها همان جایی هستند که سد ذوالقرنین ساخته شده است. سد ذوالقرنین کجاست؟ چرا ماهواره ها آن را پیدا نمی‌کنند؟ اگر در سطح زمین بود , فضانوردان آن را می‌دیدند. بلکه در داخل کره زمین و همان جایی است که یأجوج و مأجوج در آن هستند . آنها از هر پشتی زاد و ولد می‌نمایند و این شریعت زشت و منکر مسیح دجال است و زنان آنها فرزندان زیادی دارند که مخلوطی از شیاطین جن و انس هستند آنها بطور مستمر این عمل زشت را مرتکب می‌شوند و مرتب فریاد می‌زنند چون شياطين آنها را به اين كار وادار مي‌كنند
    دانشمندان روسی بعد از حفر چاهی در زمین که هزاران متر عمق داشت و برای یافتن معادن زمین حفر شده بود؛ صداهای آنها را شنیده‌اند. آنها از شنیدن صداهایی که از عالم دیگر می‌آمد دهشت کردند. "الزندانی" درباره این قضیه مقاله‌ای نوشته و اصوات را به جهنمیان نسبت داده است. اما من با این سخن مخالفم و می‌گویم این ها از جانب یأجوج و مأجوج است. مقدار کمی از فریادها و ضجه‌ها بخاطر عمل زشت و منکری است که بطور مستمر انجام می‌دهند و اکثر صداها ؛ صدای هیاهو جیغ است که در باطن زمین انعکاس پیدا می‌کند. اما "الزندانی" تصور می‌کند این صداها متعلق به ساکنان جهنم است. ما پیش از این در بیانات خود درباره اين که آتش کجاست سخن گفته‌ایم و عذاب داخل حفره قبر را رد کرده‌ایم. جهنمیان در قبر عذاب نمی‌شوند بلکه روح آنان در آتش عذاب می‌شود و فرقی بین درک عذاب توسط روح و جسم نیست؛ حواس همگی متعلق به روح است و زمانی که از بدن خارج می شود؛ دیگر جسد چیزی إحساس نمی‌کند حتی اگر سوزانده شده و خاکسترش به باد داده شود. پیش از این درمورد جای‌گاه آتش صحبت کرده‌ایم .این آتش بالای زمین و پایین‌تر از آسمان است.خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾ وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾ هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿٦٠﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿٦١﴾وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿٦٥﴾ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾}
    صدق الله العظيم [ص].
    { این و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است: (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است [= دو مایع سوزان و تیره رنگ‌] که باید از آن بچشند! (۵۷) و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (۵۸) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا چشمها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴) بگو: «من تنها یک بیم‌دهنده‌ام؛ و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهّار نیست! (۶۵) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفّار!» (۶۶) بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که (اهل دوزخ ) مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰) } .
    کسی که در این آیات که به تخاصم اهالی آتش اشاره می‌شود تدبر کند و سپس به این آیه برسد که :
    {مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾
    }
    {من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم}
    ،
    برایش حقیقت معراج مُحمدٍ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- روشن می‌شود و این که آتش واقعیت داشته و پایین‌تر از آسمان و بالاتر از زمین قرار دارد و اهالی آتش نسبت به ساکنان زمین در ملأ اعلی قرار گرفته‌اند. در این آیه از تخاصم میان فرشتگان سخن گفته نمی‌شود؛ بلکه دعوا میان ساکنان آتش است واگر قاری درست دقت کند سخن نهایی درباره عذاب روز قیامت و عذاب برزخی را در می‌یابد که در این فرموده خداوند تعالی آمده است:

    {وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾} صدق الله العظيم،

    { و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند}

    و سپس به دعوای ساکنان آتش می‌رسد:
    {مَمَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾}
    صدق الله العظيم [ص]،
    {من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰) } .
    از محققان می‌خواهیم درباره" صداهای داخل زمین" تحقیق کنند؛ نوار صوتی را پیدا خواهند کرد که در آن صدای ضجه میلیونها نفر از داخل زمین شنیده می‌شود که بی شک و تردید حقیقت است. فتوای من این است که صداها متعلق به یأجوج و مأجوج است و با فتوای شیخ عبدالمجید الزندانی مخالفم. آیه کاملا روشن و واضح است و می‌گوید ساکنان آتش نسبت به زمینیان در ملا اعلی قرا دارند. قرآن سخنی از وجود آتش در باطن زمین نمی‌زند؛ بلکه صحبت از آتشی می‌کند که بالای زمین و پایین‌تر از آسمان است و مُحمد رسول الله در جریان معراج از کنار آنان عبور کرده است تا سخن خداوند تعالی مورد تصدیق قرار گیرد که می فرماید:
    {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:٩٥].
    { وبی‌شک ما مى‌توانیم آنچه را به آنان وعده مى‌دهیم، به تو نشان دهیم}
    در اینترنت به دنبال "صداهای باطن زمین" بگردید و واقعیت آن را درخواهید یافت.
    أخوكم
    الإمام ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 4944 من الموضوع: جوف الأرض جنّة الله من تحت الثرى خلق الله فيها أبانا آدم وأمّنا حواء ..




    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 – 07 – 2007 مـ
    10:46 مساءً
    ________



    أرض الأنام والمزيد من التفصيل حول جوف الأرض وعوالمها ..

    بسم الله الرحمن الرحيم وبه أستعين وأتلقَّى التفهيم للبيان الحقّ لأسرار القرآن العظيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين، وآله الطيبين الطاهرين وجميع المسلمين الموحِّدين لربّ العالمين، أمّا بعد..

    إنّ أرض الراحة والأنام هي الأرض المفروشة، وقال الله تعالى: {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الرحمن].

    وسُكّانها عالَم الجنّ، ومن ثمّ جعل الله أبانا آدم خليفةً على عالَم الجنّ، وكذلك أمر الملائكة أن يطيعوا أمر خليفة الله في الأرض. وأمّا إبليس فطلب من الله أن ينظره وذلك لأنّ الله لعنه وأمره أن يخرج منها ولكن الله لبَّى طلبه ليزيده إثماً، ووعده الله ليخرجه منها مذءوماً مدحوراً، وتلك نتيجة معركةٍ بين الحقّ والباطل وقد جاء أجلها المقدور في الكتاب المسطور، وقد أخّر الله خروجه إلى يوم البعث الأول؛ قال: {قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [ص].

    ولكنَه كان تحدِّياً بين ربّ العالمين وعدوّه وذلك لأنّ الشيطان طلب منه أن يُنظره ولم يسأله من باب طلب رحمته؛ بل من باب التحدي، فلعنه الله في قوله تعالى: {لَّعَنَهُ اللَّـهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا ﴿١١٨﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ومن ثمّ أجاب الله طلبه وقال اخرج منها مذؤوماً مدحوراً. قال الله تعالى: {قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ولكن إذا تابعتم نصّ القرآن تجدون بأنّ الله فعلاً قد أخّر خروجه إلى يوم الوقت المعلوم فيخرجه منها مذءوماً مدحوراً، والدليل على أنّ الله أخرّ خروجه امتحاناً لآدم وزوجته. قال الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾} صدق الله العلي العظيم [طه].

    وبعد زمنٍ قصيرٍ تظاهر الشيطان بأنه نادمٌ على عصيان أمر ربّه، وأظهر النُصح لآدم وأنه مطيعٌ لأمره وذلك حتى يظنّا بأنه تاب إلى الله وأنه قد أصبح لهم ناصحاً أميناً، وكل ذلك كذبٌ ليغرر آدم وزوجته بأنه قد أصبح لهما ناصحاً أميناً، وقال الله تعالى: {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿١١﴾ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾ وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾ يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا ۖ وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّـهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٢٦﴾ يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ولي سؤال يا ابن عمر، إذا كان الله قد أخرج الشيطان فكيف عاد إلى الجنّة وكلَّم آدم وزوجته وقاسمهما إني لكما لمن الناصحين؟ وسوف أجيبك عليه من القرآن العظيم بأنّ الله فعلاً ترك الشيطان في الجنّة عند آدم وزوجته، وقال الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾} صدق الله العلي العظيم [طه].

    أم تظن بأنّ إبليس خاطب آدم فوراً فقال: {مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾} صدق الله العلي العظيم [الأعراف]؟ فلَم يَقُلْ لآدم هذا إلا بعد زمنٍ بعد أن تظاهر لآدم وزوجته بالندم على عصيان ربّه بعدم إطاعة أمر آدم، ثمّ تظاهر لهما بالطاعة والانقياد والنُصح حتى يصدقوه في المكر الذي سوف يقول بعد أن يمنحوه ثقتهم لذلك قال الله تعالى: {وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾} صدق الله العلي العظيم. ودلّاهما بغرور. ولكن الذي غرّكم في الأمر هو ذكر الجنّة في القصة فظننتم بأنها جنّة المأوى ولكنها عند سدرة المُنتهى، ولم يَرِدْ في القرآن بأنّ الله جعل آدم خليفةً فيها بل كرَّر ذلك القرآن بأنه جعل آدم خليفةً في الأرض؛ بل ويذكر القرآن جناتٍ في الأرض كمثل قوله تعالى: {فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿٥٧﴾} [الشعراء]؛ ويقصد آل فرعون، وكذلك قوله تعالى: {إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ} [القلم:17].

    ولكنكم ظننتم بأنّ اسم {الْجَنَّةِ} لا يُطلق إلا على جنّة المأوى! بل يُطلق على كلّ أرضٍ مخضرَّة بالأشجار والفواكه، وهي الأرض المفروشة وليست مسطحةً بل مفروشةً مستويةً فيها فاكهةٌ ونخلٌ ورمانٌ؛ بل هي الريحان، وتوجد باطن الأرض ما وراء البراكين فليست طبقة البراكين ببعيد، والجنة تحت الثرى بمسافةٍ كبيرةٍ والبراكين دونها قريبٌ إلى السطح، وقد ذكر القرآن عدّة عوالمٍ في آيةٍ واحدةٍ عالَمٌ في السماء وعالَمٌ في الأرض وعالَمٌ دون السماء وعالَمٌ تحت الثرى: {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [طه].

    وهي الأرض التي ذكرها الله في القرآن: {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]. ويسكنها عالَم الجنّ وهم الذين استخلف الله آدم عليهم بدلاً عن إبليس الذي يُفسد فيها ويسفكُ الدماء، لذلك قال: {قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    وهذه الأرض المفروشة هي قاعٌ مستويةٌ، وقال الله تعالى: {وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿٤٨﴾‏} صدق الله العظيم [الذاريات].

    وهي على بوّابتين، بوابةٌ في مُنتهى طرف الأرض شمالاً وبوابةٌ أخرى في منتهى طرف الأرض جنوباً، وذلك لأنّ الأرض ليست كرويةً تماماً بل شبه كرويةٍ، ولهذه الأرض بوابتان ولها مشرقان ومغربان فإذا غابت الشمس عن البوابة الجنوبيّة أشرقت عليها مرةً أخرى من البوابة الشّماليّة، وإذا غابت عن الشّماليّة تُشرق عليها مرةً أخرى من الجنوبيّة، فأصبح لهذه الأرض بوابتان، وأعظم مسافةٍ في الأرض هي المسافة بين هاتين البوابتين، لذلك قال الإنسان لقرينه الشيطان: {يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ} صدق الله العظيم [الزخرف:38]. وذلك لأنّ أعظم مسافةٍ في الأرض هي المسافة التي بين البوابتين، وهنّ بوابة الأرض الشّماليّة وتوجد في مُنتهى أطراف الأرض شمالاً، والأخرى في منتهى أطراف الأرض جنوباً.

    وسَدّ ذي القرنين بين السدين أي بين نصفي الكرة الأرضية، وسمّاهم السّدين لأنّ كلًّا منهما يسدُّ على الآخر ضوء الشمس، فيكون نصفٌ مُظلماً والنصف الآخر نهاراً وهذا بالنسبة لسطح الأرض، وأما السدّ فَبينهما في مضيقٍ في التجويف الأرضيّ، فجعل بَينهُما ردماً، ويأجوج ومأجوج إلى جهةٍ وعالمٌ آخرُ إلى جهةٍ أُخرى.

    وهذه الأرض ذات المشرقين وذات المغربين بسبب البوابتين، وأمّا سطح الأرض فليس لها إلا مشارق إلى جهةٍ ومغارب تقابلها، أمّا الأرض المفروشة فلها مشرقان ومغربان، لذلك قال الله تعالى: {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [الرحمن]، وأما ظاهر الأرض فليس له سوى جهةٍ شرقيّةٍ واحدةٍ وجهةٍ غربيّةٍ واحدة. وقال الله تعالى: {رَّبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [المزمل].

    ويا قوم إنكم لتُجادلوني في حقائقِ آياتٍ لها تصديقٌ على الواقع الحقيقيّ لو كنتم تعلمون، لو اطّلعتم عليها لوجدتم حقيقة التأويل على الواقع الحقيقيّ كما وَجد ذلك ذو القرنين في رحلته إلى مُنتهى أطراف الأرض شمالاً وجنوباً، ثمّ قام برحلةٍ في التجويف الأرضيّ فوجد من دونهما قوماً. وبالله عليكم أين يأجوج ومأجوج؟ وإنهم ليوجدون حيث يوجد سدّ ذي القرنين، فأين سدّ ذي القرنين؟ ولماذا لم تكشف ذلك الأقمار الصناعيّة؟ ولو كان ذلك على سطح الأرض لشاهده أهل الفضاء؛ بل هو تحت الثّرى حيث يأجوج ومأجوج وهم من كلّ حدبٍ ينسلون، وتلك شريعة المسيح الدجال إباحة الفاحشة فتحمل الأنثى بعدّة أولادٍ من هذا وذاك مخلوطين شياطين جنٍّ وإنسٍ؛ بل يُمارسون الفاحشة بشكلٍ مستمرٍّ وهم يصرخون لأنّ الشياطين تؤزّهم أزّاً، وقد سمع الباحثون الروس أصوات هذا العالَم الذي في باطن الأرض بعد أن حفر علماء الرّوس آلاف الكيلومترات وهم يبحثون عن معادن الأرض، ولكنهم سمعوا أصواتاً لعالَمٍ آخرَ وأدهشهم ذلك، وقال الزّندانيّ تعليقاً على ذلك الموضوع بأنهم أصحاب النّار، وطلب من العلماء البحث عن حقيقة تلك الأصوات فهو يرى بأنهم أصحاب النّار. ولكنّي أخالفه في هذا القول وأقول بأنهم يأجوج ومأجوج، وأما الصراخ فقليلاً ما يصدر من أحدهم بسبب ممارسة الفاحشة وأكثر الأصوات ضجيج أصواتٍ ولها صدىً في باطن الأرض ولكن الزندانيّ يزعم بأنهم أصحاب النار وقد سبق وبيّنّا لكم أين تكون النّار في الخطاب الذي نفيت فيه عذاب القبر في حُفرة السوءة بل يُعذّبون في النّار والعذاب على الروح فقط، ولا فرق بين عذاب الرّوح والجسد وكُلّ الحواس هي للروح فإذا خرجت لا يشعر الجسد بشيءٍ حتى لو احترق وصار رماداً.

    وسبق أن بيّنّا موقع النّار وأنها فوق الأرض ودون السّماء، وقال الله تعالى: {هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾ وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾ هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿٦٠﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿٦١﴾ وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿٦٥﴾ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [ص].

    فمن يتدبّر هذه الآيات التي تتكلم عن تخاصم أهل النار، ومن ثمّ يجد قوله: {مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾}، ومن ثمّ يتبيّن له حقيقة إسراء محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بأنّ النّار حقاً توجد دون السماء وفوق الأرض، وأهل النّار ملأٌ أعلى بالنسبة لأهل الأرض، ولم تتكلّّم الآيات عن تخاصم الملائكة بل عن تخاصم أهل النار، ولو تدبّر القارئ القول الفصل بين عذاب يوم الحساب وعذاب البرزخ وهو قوله تعالى: {وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾} صدق الله العظيم، ومن ثمّ يسرد تخاصم أهل النّار إلى قوله: {مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم.

    وقد أخبركم رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بأنه ليلة الإسراء والمعراج مرَّ على أهل النّار فوجدهم في النّار جميعاً وليسوا أشتاتاً في قبورهم، وأرجو من الباحثين عن الحقيقة أن يضعوا بحث (أصوات باطن الأرض) وسوف يجدون شريطاً مسجّلاً لأصواتِ وضجيجِ ملايين باطن الأرض وهذه حقيقةٌ بلا شكٍّ أو ريب، وأُفتي في أمرهم بأنهم يأجوج ومأجوج وأُخالف الشيخ عبد المجيد الزندانيّ في قوله بأنهم أصحاب النار.

    والآية جليّةٌ وواضحةٌ تقول بأن النّار ملأٌ أعلى بالنسبة لأهل الأرض ولم يقل القرآن بأنّ النّار التي وعد بها الكفار باطن الأرض؛ بل من أعلى الأرض ودون السماء، وقد مرَّ عليهم محمدٌ رسول الله في المعراج تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿٩٥﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    فاذهبوا إلى البحث في قوقل (أصوات باطن الأرض) وسوف تجدون ذلك على الواقع.

    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
    _____________


  3. الترتيب #3 الرقم والرابط: 173104 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 08 - 2007 مـ
    26 – رجب - 1428 هـ

    ۱۹-مرداد-۱۳۸۶ه.ش.
    08:28 مساءً
    ــــــــــــــــ



    پاسخ به یکی از اعضا به نام الحبيب :
    ای حبيب آیا صبح نزدیک نیست ؛ آیا خداوند هرکس را به درگاه او انابه کند هدایت نمی‌کند؟


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وعلى الذين من قبله أجمعين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، أما بعد..
    حبیب؛ می‌بینم به زعم خود مرا نصیحت می‌کنی که از امر و دعوتم دست بردارم؛ ولی نصیحت من به تو این است که به درگاه خدا انابه کنی تا حق را به تو نشان دهد و پیروی از آن را روزی‌ات نماید و باطل را به تونشان داده و دوری از آن را روزی‌ات فرماید و از نزد خود به تو فرقان داده و روحی از جانب خود برقلبت نازل کند و با روحی از نزد خود تو را یاری کند تا سینه‌ات گشاده گردد وراهت را روشن نماید و هرکس که خداوند نوری برایش قرار ندهد؛ نوری ندارد وهرچقدر خداوند با آیاتش مرا یاری کند؛ تا زمانی که گمانت این باشد که درصورت آمدن آیات، تصدیق خواهی کرد؛ چنین نخواهد شد. از کجا می‌دانی ایمان می‌آوری- شاید- همان طور که بار اول ایمان نیاوردی با دیدن نشانه‌ها هم ایمان نیاوری؟ هدایت به دست خداوند است نه به دست تو....
    معجزه مهدی منتظر بیان حق این قرآن عظیم است و از بیاناتی که در اینترنت گذاشتیم؛ آیات و نشانه‌های بینه‌ای درعالم واقعیات و حقایق وجود دارند. برو و در یمن به دنبال تابوت سکینه بگرد. ما محل تابوت را به صورت مفصل برای‌تان شرح دادیم و اگر من مهدی نباشم؛ تابوت سکینه و محتوای آن و نشانه‌هایی که در کنار آن برای عالمیان قرار داده شده؛ پیدا نخواهی کرد و ریسمان دروغ کوتاه است. اما در یمن کسی باید این امر را برعهده بگیرد که از مسؤلان باشد؛ از کسانی که خداوند آنان را حاکم یمن قرار داده و قدرت دارند، چون اهالی این قریه‌ای که تابوت در آن است اکثراً چیزی نمی‌دانند و در برخی ازآن مردم خیری نیست. ممکن است به معارضه با کاوشگران برخاسته و بگویند شما به دنبال گنج ما هستید؛ آنها شیفته این دنیا هستند و سهم‌شان از علم همین قدر است. لذا کاوش باید زیر نظر حکومت یمنی باشد چون این امر اهمیت بسیار بزرگی دارد. کسانی که از آن باخبر می‌شوند به جزعده کمی؛ اکثراً به آن اهمیتی نمی‌دهند و قدرت جستجوی حقیقت را ندارند.
    از رئیس جمهور یمن علی عبدالله صالح تقاضا می‌کنم دستور دهد حقیقت سخن ناصر محمد یمانی بررسی شود؛ تا روشن گردد آیا بیان حق را می‌آورد یا سخنانش نوعی بازی و شوخی است[اشاره به آیه کریمه سوره الأنبیاء: قالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ ﴿٥٥﴾] و پناه برخداوند و پروردگار عالمیان. من و دیگر مردم عالم منتظر حقیقتی هستیم که رئیس جمهور یمن به آن اعتراف خواهد کرد؛ این که سخن ناصر محمد یمانی درست است و ما در عالم واقعیات و حقایق آن را پیدا کردیم و اینها آیات شگفت انگیز ازمیان خود مردم هستند شاید یقین آورده و تسلیم پروردگارشان گردند. ریاست محترم جمهور علی عبدالله صالح؛ صبر و انتظار طولانی شده است. پاسخ شما در مورد تابوت سکینه و جسد گرا‌نقدر – داخل آن- چیست تا برای "حبیب" و دیگران روشن شود ناصر محمد یمانی جز حق برزبان نمی‌آورد؟ و این از آیات تصدیق در قرآن عظیم است که نشان می‌دهد من واقعا مهدی منتظرم؛ ای "حبیب" آیا صبح نزدیک نیست؟ و خداوند هرکس را که به درگاه او انابه کند هدایت می‌فرماید....
    الإمام ناصر محمد اليمانيّ.

    اقتباس المشاركة: 4543 من الموضوع: فتاوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه..


    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 08 - 2007 مـ
    26 - 07 - 1428 هـ
    08:28 مساءً
    ــــــــــــــــ



    الردّ على العضو الحبيب :
    يا حبيب أليس الصبح بقريب ويهدي الله إليه من يُنيب ؟


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وعلى الذين من قبله أجمعين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، أما بعد..

    يا حبيبُ، إني أراك تزعم بأنّك تنصحني بالتراجع عن أمري، ولكنّي أنصحك بأن تُنيب إلى ربّك ليريَك الحقّ حقاً ويرزقك اتّباعه، ويريك الباطل باطلاً ويرزقك اجتنابه، ويجعل لك فرقاناً وروحاً منه تتنزَّل إلى قلبك فيؤيِّدك بروحٍ منه نور يشرح به صدرك لينير دربك، ومن لم يجعل الله له نوراً فما له من نورٍ، ومهما أيَّدني الله من الآيات لا أظنّك سوف تُصدِّق ما دُمت تَظنّ بأنها إذا جاءت سوف تُصدِّق، وما يدريك والهُدى هُدى الله وليس هداك كما لم تؤمن به أول مرةٍ يا حبيب؟

    ومعجزة المهديّ المنتظَر هو البيان الحقّ لهذا القرآن العظيم ومن البيان الذي أنزلناه في الإنترنت آياتٌ بيناتٌ على الواقع الحقيقيّ، فاذهب وابحث عن تابوت السكينة في اليمن فقد علّمتكم بموقعه وفصّلت لكم تفصيلاً، وإذا لم أكن المهديّ فلن تجد تابوت السكينة وما فيه وما جاوره آيات للعالمين والكذب حباله قصيرة، ولكن من ذا الذي كلّف نفسَه بهذا الأمر من المسؤولين في اليمن من الذين مكنّهم الله في اليمن ولهم السُلطة وذلك لأنّ القرية التي فيها التابوت أكثرهم لا يعلمون، ومنهم أناس لا خير فيهم لربما يُعارضون فيقولون للباحثين إنما تريدون البحث عن كنوزنا مفتونين بالحياة الدُنيا وذلك مبلغهم من العلم فلا بُدّ أن يكون البحث بإشراف الحكومة اليمنيّة نظراً للأهمية العُظمى لهذا الأمر الذين أكثر من اطلعوا عليه لا يقيمون لهُ وزناً إلا قليلاً، وليس لهم القُدرة على البحث عن الحقيقة.

    وإني لأناشد السيد الرئيس اليمنيّ علي عبد الله صالح أن يصدر أوامره للبحث عن حقيقة ما يقوله ناصر محمد اليمانيّ، هل جاء بالبيان الحقّ أم كان من اللاعبين والعياذ بالله ربّ العالمين، فأنا وغيري من العالمين مُنتظرون للحقيقة التي سوف يعترف بها رئيس اليمن بأنّ ما قاله ناصر اليمانيّ حقاً وجدناه على الواقع الحقيقي وآياتٍ للناس من أنفسهم عجباً لعلهم يوقنون ولربهم يسلمون، فقد طال الصبر والانتظار يا فخامة الرئيس علي عبد الله صالح، فما ردكم علينا في شأن تابوت السكينة والجسد المُكرّم لكي يتبيَّن لحبيبٍ وغيره الأمرُ بأنّ ناصر محمد اليمانيّ لا ينطق بغير الحقّ؟ وتلك الآيات من آيات التصديق في القرآن العظيم بأنّي حقاً المهديّ المنتظر، يا حبيب أليس الصُبح بقريب؟ ويهدي الله إليه من يُنيب..

    الإمام ناصر محمد اليمانيّ.
    ـــــــــــــــــــــ




  4. الترتيب #4 الرقم والرابط: 173105 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 07 - 1428 هـ
    13 - 08 -2007 مـ


    ۲۲-مرداد-۱۳۸۶ه.ش.
    10:56 مساءً
    ـــــــــــــــــــ
    ای حبيب تدبّر وتفكّــــــــر کن..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وجميع المرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وجميع الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد..
    حبیب؛ این خداوند است که بیان حق قرآن عظیم را به من آموخته است تا بخصوص مسلمانان را از فتنه مسیح دجال حفظ کنم و احادیث دروغ و نادرستی را که با مکر و دسیسه شیاطین بشر از قوم یهود وارد سنت رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- شده‌اند برای‌شان روشن نمایم. از من تبعیت کن تا تورا به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نمایم.

    در قرآن عظیم در یک جا از مهدی منتظر و مسیح دجال باهم سخن گفته شده است و البته در مواضعی دیگر جداگانه ذکر آنها آمده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویندو اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(۸۳)}

    حال تأویل حق این آیات را برایتان می‌آوریم.این تأویل از روی ظن و اجتهاد من نیست و ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی‌کند؛ بلکه تأویل از نص خود قرآن است که درباره همان موضوع آمده است، تأویل نه با قیاس آورده می‌شود و نه با اجتهاد؛ بلکه بیان حق قرآن از خود قرآن است. وحی جدیدی نیز در کار نیست؛ بلکه بازگشت به کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست. به اذن خداوند این شما و این تأویل حق آیات که به صورت سؤال فرضی آورده می‌شود:
    س1: این کدام گروه از مؤمنان هستند که در مجالس رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- و برای شنیدن احادیث رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- جمع می‌شوند؛ اما بعد از خروج از این مجالس چیزی غیر از آن چه که ایشان –سلام و صلوات بر او باد-فرموده‌اند را نزد خود پنهان می‌کنند؟
    ج1: این گروه ؛ دسته‌ای از منافقان یهودی و شیاطین بشرند که در حضور رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- و در برابر ایشان به وحدانیت خداوند و رسالت رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- شهادت می‌دهند؛ دلیل آن هم این است که در ظاهر امر بتوانند از صحابه رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- باشند و مکر خود را پنهان می‌نمایند. می‌خواهند از راویان احادیث رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- بشمار آیند تا بعضی از مؤمنان به احادیث آنها گوش دهند.سپس مطالبی را نقل می‌کنند که رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- نفرموده اند.هدف‌شان نیز منحرف کردن مؤمنان از راه خداوند و به فتنه انداختن آنها با کمک احادیث است؛ چون می‌دانند از طریق قرآن قادر به این کار نیستند؛ چرا که خداوند به مؤمنان وعده داده است که آن را از تحریف محفوظ نگاه می‌دارد. این گروه؛ همانانی هستند که در سوره دیگری مکر و کردارشان آشکار شده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾}
    صدق الله العظيم [المنافقون].

    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند(۱)آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند!(۲)}
    این مکر آنها برای منحرف ساختن مردم از راه خداوند و رسول اوست؛ آنها مطالبی غیر از آن چه که رسول الله عليه الصلاة والسلام، فرموده‌اند را نزد خود مخفی می‌کنند؛ اما درپیش روی ایشان چنان از حق سخن می‌گویند که باعث تعجب رسول الله می‌گردد و صحابه حق رسول نیزاز اعجاب ایشان تحت تاثیر قرار می‌گیرند و این برای جلب اعتماد و پذیرفتن کلام آنهاست. اما منافقان بعد از خروج از حضور رسول الله مطالبی غیر از گفته‌های ایشان را پنهان می‌کنند تا مؤمنان را بخصوص بعد از مرگ محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم از راه حق منحرف سازند.
    س2: ولی خداوند در سوره منافقان برای محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم موضوع را روشن نموده است، پس چرا ایشان؛ آنان را طرد نکردند؟
    ج2: رسول الله آنها را طرد نکردند؛ چون فرمان خداوند این بود که طرد نشوند؛ اما از ایشان خواست که از آنها روبرگرداند و برحذر باشد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا﴿٨١﴾}
    صدق الله العظيم [النساء]،
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)}.
    لذا خداوند به رسول خود فرمان می دهد از آنان روبرگرداند.

    س3: چرا خداوند به رسول خود فرمان می‌دهد از آنها روبرگرداند و طردشان نکند؟
    ج3:خداوند به رسول خود فرمان طرد آنان را نمی‌دهد تا روشن گردد چه کسانی بیان حق قرآن را تکذیب نکرده و به ریسمان الهی قرآن عظیم تمسک می‌جویند و چه کسانی از آن روگردانده و با وجودی که خود را مؤمن می‌پندارند؛ به احادیثی متوسل می‌شوند که به کلی با احادیث خداوند متفاوتند. چون قرآن مرجع سنّت محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم، است و هرچیز که از سنت نباشد؛ از جانب خداوند و رسولش نیست و مؤمنان خواهند دید که بین احادیث جعلی و قرآن اختلاف زیادی وجود خواهد داشت و البته برای این امر باید در آیات محکم و واضح و روشن قرآن تدبر نمایند؛ نه در آیات متشابه. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ } صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲)}

    س4: قضیه امر خداوند "مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ "چیست ؟
    ج4: اما{أمر مِّنَ الْأَمْنِ} این کلام خداوند تعالی است که :
    {وَمَا آتَاكُمُ الرَّ‌سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ}
    صدق الله العظيم [الحشر:۷]
    {آن چه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید}
    چراکه هرکسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند در حیات دنیا و در روز قیامت در امان است.
    اما منظور این کلام { أَوِ الْخَوْفِ } مکر و فریب شیاطین بشر یهودی است که مسلمانان گمان کنند که این روایت از جانب رسول الله صلى الله عليه وسلم است .

    اما معنی کلام { أَذَاعُوا بِه} ، این اختلاف علمای امت در باره صحت این حدیث است .عده‌ای آن را از جانب رسول الله می‌دانند و عده‌ای تکذیب می‌کنند، عده دیگری نیز آن را ضعیف دانسته واز راوی ایراد می‌گیرند و لذا بین علمای امت اختلاف بروز می‌کند. در حالی که اگر آن را در معرض قضاوت قرآن عظیم قرار دهند کسانی که صاحب امر و از ائمه و پیشوایان هستند ،حقیقت را درخواهند یافت و درباره آن حدیث ،حکم حق را استنباط کرده و با دلایلی که از نص قرآن می‌آورند، ثابت می‌کنند روایت از جانب خدا و رسولش است و یا با دلایلی از نص قرآن دروغ بودن آن را نشان می‌دهند چرا که اگر حدیث از جانب خدا و رسولش نباشد با حدیث خداوند (قرآن) اختلاف زیادی خواهد داشت . از اینجاست که صاحبان امر (أولوا الأمر) و اهل ذکر متوجه می‌شوند که حدیث از جانب خدا و رسولش نیست وبا حدیث خداوند اختلاف دارد، و چه کسی راست‌گوتر از خداوند است؟
    س5: معنی این کلام در همان آیه {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨۳)}
    {و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}

    چیست؟

    ج5: منظور مسلمانان است که اگر فضل و رحمت خدواند نبود، جز اندکی بقیه پیرو شیطان می‌شدند .از آنجا که یهودیان توانستند سنت رسول الله - صلى الله عليه وسلم – را با احادیث باطل آلوده سازند؛ به طوری که بر ضد مهدی منتظر باشد و منجر به تکذیب او از سوی مسلمانان و پیروی از دشمن او شیطان رانده شده -که همان مسیح کذاب است - گردد؛ مهدی منتظر کتاب جدیدی را با خود نیاورده است ؛بلکه با بیان راستین و حق از قرآن ؛ و با مرجعیت قرار دادن بیان حق قرآن حدیث حق را برای‌تان از حدیث باطل جدا می‌کند و به همین دلیل هم هست که مردم را با (آیات) قرآن مورد خطاب قرار داده و توصیه می‌کند همان طور که خداوند امر نموده با تدبر به آن بنگرند. یمانی منتظر همان مهدی منتظر است. او فضل و رحمت خداوند برشماست تا به اذن خداوند شما را نجات دهد؛ درغیر این صورت ای مسلمانان ( آگاه باشید) بجز عده کمی بقیه پیرو شیطان (مسیح کذاب) خواهید شد. به همین به مهدی منتظر "منجی" گفته می‌شود ، نجات از چه ؟ از فتنه شیطان رانده شده که همان مسیح کذاب است. قبلاً برای‌تان روشن کردیم چرا به مسیح کذاب گفته می‌شود ؛ او ادعا خواهد کرد که عیسی مسیح پسر مریم است و با سوءاستفاده از رستاخیز اولیه ( بعث اول) و بهره گرفتن از اعتقاد مسیحیان ( درمورد ربوبیت مسیح) خود را خدا خواهد خواند ، تا به مردم نشان دهد که "مغضوب علیهم" و "ضالین" بر حق‌اند و مسلمان که خدا بودن عیسی علیه السلام را انکار می‌کنند بر باطل هستند. به این دلیل است که خداوند تعالی به تنها مسلمانان می‌فرماید:
    {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾}صدق الله العظيم
    {و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}
    یعنی فرستاده شدن مهدی منتظر فضل و رحمت خداوند برشماست که اگر نبود؛ همگی پیرو مسیح دجال می‌شدید؛ اما در بخش‌های دیگر قرآن نیز از مهدی منتظر ذکر به میان آمده است؛ اما خوشایند تو و سایر کسانی که به این امر ایمان آورده‌اند نخواهد بود.
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ ﴿١٠٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار گردد، شما را ناراحت می‌کند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‌شود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (۱۰۱) جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس نسبت به آن کافر شدند (۱۰۲)}
    و معنی این فرموده:
    {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ}صدق الله العظيم
    {جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس نسبت به آن کافر شدند}
    این است که عده‌ای بعد از ایمان آوردن کافر شدند چون امر برای عقل‌شان ثقیل بود لذا باور نکردند و بعد از ایمان اولیه از آن بازگشتند.

    و معنی این فرموده:
    {وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾}

    و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال کنید، برای شما آشکار می‌شود؛ خداوند آنها را بخشیده (و نادیده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است}

    این است که بعد از نزول آیه بر رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- درباره معنی آیه سؤال کنند تا رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم-نیز بیان حق آن را برای‌شان روشن نماید و فرمان خداوند اجرا گردد که می‌فرماید:
    {لتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ}
    [النحل:44]،
    {تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی}
    البته خداوند از رسول الله برای بیان بعضی از آیات که مردم آن زمان علم آن را در اختیار نداشتند درگذشت .برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
    {وَتَرَ‌ى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ‌ مَرَّ‌ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِيرٌ‌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾}
    [النمل].

    {کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را ساکن و جامد می‌پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را به کمال آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام می‌دهید مسلّماً آگاه است!}
    که اگر بعد از نزول این آیه از رسول الله درخواست می‌کردند بیان حق آن را برایشان روشن سازد و ایشان می‌فرمودند منظور این است که چون زمین به دور خود می‌چرخد لذا شما می‌بینید که خورشید و ماه از شرق طلوع کرده و در غرب غروب می‌کنند که برعکس مسیر دوران زمین است ؛ همان طور که هنگام عبور ابر از مقابل ماه شما شاهدید که ماه به سمت شمال یا جنوب در حرکت است و گویا که این ماه است که به سمت جنوب یا شمال می‌رود؛ درحالی که حقیقت امر این است که ابرها هستند که از جلوی ماه می‌گذرند ؛ و اگر ابر به سمت جنوب برود؛ شما تصور می‌کنید ماه است که دارد به سمت مخالف یعنی شمال می‌رود و این معنی فرموده خداوند است که :
    {وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ}
    صدق الله العظيم،
    {کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را ساکن و جامد می‌پنداری، در حالی که مانند ابر در حرکتند؛ این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را با دقت آفریده؛ او از کارهایی که شما انجام می‌دهید مسلّماً آگاه است!}

    این برخلاف تصور کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند درباره وصف روز قیامت نیست و سخن آنها با این فرموده خداوند نقض می‌گردد که می‌فرماید:
    {صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ}
    صدق الله العظیم
    {این صنع و آفرینش خداوندی است که همه چیز را با دقت آفریده}
    یعنی این از صنع خداوند است و اشاره به استمرار حرکت این پدیده است

    چیزی که می‌خواهیم بگوییم این است که اگر محمد رسول الله بعد از نزول آیه در پاسخ به درخواست کسانی که تأویل آن را می‌خواستند؛ معنای آیه را بیان می‌فرمودند باعث می‌شد عده‌ای بعد از ایمان کافر شوند؛ چون از نظر آن مردم؛ زمین و کوه‌ها ثابت بودند و حرکت دائمی نداشتند. تصدیق این فرموده خداوند تعالی:
    {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ (۱۰۲)} صدق الله العظیم[المائدة]
    {
    [از این­گونه سؤال‌ها] گروهى از پیشینیان نیز پرسیدند و [چون طاقت عمل نداشتند،] نسبت به آن منکر و کافر شدند}
    یعنی آن را انکار کردند و این مسئله فقهی نیست بلکه موضوعی عقیدتی است.

    حبیب به خداوندی که جانم در دستان اوست؛ اگر از آیاتی که درباره مهدی منتظر آمده است برای‌تان بگویم؛ باعث بدبینی کسانی می‌شود که به امر من ایمان آورده‌اند؛ چون موقعیت من در نزد پروردگارم بسیار عظیم است ولی اکثر مسلمانان قدر مرا ندانسته و از راز من آگاهی ندارند و نمی‌دانند که مهدی منتظر در نزد پروردگارش چه مرتبه و درجه رفیعی دارد. مرا مجبور نکنید تا آن را برای‌تان توضیح دهم چون باعث خواهد شد کسانی که به من ایمان آورده‌اند گرفتار فتنه شوند. و اگر إصرار کنی؛ به فتنه افتادن کسانی که مرا باور کرده‌اند بر گردن توست. من هرچقدر هم از این امر برای‌تان بگویم ؛ مهم این است که حق ندارم از عبودیت پروردگارم خارج شوم؛ حال هرچقدر هم که خداوند مرا گرامی داشته و مقام مرا بالا برده باشد؛ من بازهم تنها بنده ام و بنده خواهم مرد و بنده برانگیخته می‌شوم.
    الإمام ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 4544 من الموضوع: فتاوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه..




    - 4 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 07 - 1428 هـ
    13 - 08 -2007 مـ
    10:56 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    يا حبيب تدبّر وتفكّــــــــر ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وجميع المرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وجميع الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملإ الأعلى إلى يوم الدين، أما بعد..

    يا حبيب، إنّما علمني ربّي البيان الحقّ للقرآن العظيم لأنقذ المسلمين بالذات من فتنة المسيح الدجال وأبيّن لهم الأحاديث المدسوسة في سنة رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بمكرٍ خبيثٍ من قبل شياطين البشر من اليهود فاتّبعني أهدك صراطاً ـــــــــــ مستقيماً.

    وقد ذكر القرآن العظيم المهديّ المنتظَر والمسيح الدجال في موضعٍ واحدٍ معاً جاء ذكرهم وفي عدة مواضع متفرقة. وقال الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    وإليكم التأويل الحقّ لهذه الآية وليس بالظنّ اجتهاداً مني والظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً بل بنَصِّ القرآن العظيم في نفس الموضوع وليس قياساً ولا اجتهاداً بل بالبيان الحقّ من نفس القرآن ولا وحيٌ جديدٌ بل العودة إلى كتاب الله وسنة رسوله الحقّ. وإليكم التأويل الحقّ بإذن الله بسؤالٍ افتراضيٍّ:

    ســـ 1: وماهي الطائفة من المؤمنين الذين يحضرون مجلس رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - للاستماع إلى أحاديث الرسول - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ومن ثم إذا خرجوا من عنده يُبيّتون غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام؟
    جـــ 1: إنّ تلك الطائفة هي طائفةُ المنافقين من اليهود من شياطين البشر حضروا إلى محمدٍ رسول الله - صلى عليه وآله وسلم - وشهدوا بين يديه لله بالوحدانية ولمحمدٍ صلى الله عليه وسلم بالرسالة، وذلك حتى يكونوا من صحابة رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ظاهر الأمر ويُبطنون المكر ويريدون أن يكونوا من رواة الحديث عن رسول الله - صلى الله عليه وسلم - حتى يستمع إليهم بعض المؤمنين فيَرْوُون لهم أحاديثَ غير الذي قالها محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وسلم، وذلك ليَصدُّوا المؤمنين عن سبيل الله فيفتنوهم عن طريق الحديث لأنهم علموا بأنهم لن يستطيعوا أن يفتنوهم عن طريق القرآن الذي وعد الله المؤمنين بحفظه من التحريف، وهذه الطائفة هي الطائفة التي ذكرها الله في سورةٍ أخرى فأنزل سورةً في شأنهم ومكرهم. قال الله تعالى: {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].

    وذلك هو صدُّهم عن الله ورسوله يُبيِّتون غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام، وأما بين يديه فيقولون الحقَّ فيُعجِب رسولَ الله قولُهم وكذلك ليرَى صحابتُه الحقَّ بأنه أعجب رسولَ الله قولُهم وذلك حتى يثقوا فيهم فيأخذوا عنهم، وذلك لأنهم سوف يُبيِّتون بعد الخروج غير الذي يقوله عليه الصلاة والسلام حتى يصُدُّوا المؤمنين عن الحقّ وخصوصاً من بعد موت محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.

    ســـ 2:
    ولكن الله بيّن لمحمدٍ رسول الله شأنهم في سورة المنافقون فلماذا لم يطردهم؟
    جـــ 2: لم يقم رسول الله بطردهم، وذلك لأن الله أمره أن لا يطردهم وأن يُعرض عنهم وإنما ليحذر منهم فقط. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء]، إذاً قد أمر الله رسوله بالإعراض عنهم.

    ســ 3: ولماذا أمر الله رسوله أن يعرض عنهم فلا يطردهم؟
    جـــ 3: لقد أمر الله رسوله أن لا يطردهم ليعلم من الذي سوف يُصدِّق بالبيان الحقّ للقرآن فيستمسك بحبل الله القرآن العظيم ممن سوف يعرض عنه ويزعم أنه يؤمن به ثم يستمسك بأحاديثَ تُخالف حديث الله جملةً وتفصيلاً، وذلك لأن القُرآن هو المرجع لسنة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وسلم، وما كان من السنة ليس من عند الله ورسوله، فإن المؤمنين سوف يجدون بين الأحاديث المُفتراة وبين القُرآن اختلافاً كثيراً وذلك إذا تدبروا القرآن المُحكم والواضح والبيّن وليس المُتشابه. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ســـ 4: وما هو الأمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به؟
    جـــ 4: أمّا أمرُ {الْأَمْنِ} فهو قوله تعالى: {وَمَا آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا} صدق الله العظيم [الحشر:7]، وذلك لأنه من أطاع الله ورسوله فله الأمن في الحياة الدنيا ويأتي يوم القيامة آمناً.
    وأما قوله
    {أَوِ الْخَوْفِ}: فذلك هو مكر شياطين البشر من اليهود ليظن المسلمون بأنه أمرٌ عن رسول الله صلى الله عليه وسلم.
    - وأما المعنى لقوله
    {أَذَاعُوا بِهِ}: وذلك اختلاف علماء الأمّة في شأن الأمر في هذا الحديث، فمنهم من يقول إنه حقٌّ عن رسول الله، ومنهم من يُكذِّب أنه عن رسول الله، ومنهم من يُضعِّفه أو يطعن في راويهِ ومن ثم يذيع الخلافُ بين علماء الأمّة ولكنهم إذا ردّوه إلى القرآن العظيم فسوف يعلم حقيقةَ هذا الحديث أئمتُهم أولو الأمر منهم فيستنبطون لهم الحكم الحقّ في شأن هذا الحديث فيثبتون أنه حقّاً من عند الله ورسوله بالبرهان بنَصِّ القرآن أو ينفوه فيقدمون البرهان بنَصِّ القرآن بأنه مُفترًى ولم يكن من عند الله ورسوله نظراً لأنهم وجدوا بأنّ بين هذا الحديث المُفترى وبين حديث الله اختلافاً كثيراً، ومن هنا علم أولو الأمر والذين هم أهل الذكر بأن هذا الحديث لم يكن من عند الله ورسوله نظراً لاختلافه مع حديث الله، ومن أصدق من الله حديثاً؟

    ســـ 5: وما معنى قولِه في نفس الآية: {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا}؟
    جـــ 5: ويَقصِد المسلمين، فإنّه لولا فضل الله عليكم ورحمته لاتّبعتم الشيطان إلا قليلاً، وذلك بأن اليهود استطاعوا أن يدسّوا أحاديث الباطل في سنة رسول الله - صلى الله عليه وسلم - لتكون ضدّ المهديِّ المنتظَر، فيُكذِّبه المسلمون فيتّبعون خصمه الشيطان الرجيم الذي هو نفسه المسيح الكذاب وذلك لأن المهديّ المنتظَر لم يأتِ بكتابٍ جديدٍ بل البيان الحقّ للقرآن، فيُبيّن لهم الحديث الحقّ من الحديث الباطل بمرجعيّة البيان الحقّ للقرآن، ولذلك أخاطب الناس بالقرآن والرجوع إليه ناظرين فيه نظرة التدبر كما أمرهم الله بذلك.

    واليمانيُّ المُنتظَر الذي هو نفسه المهديُّ المنتظَر هو فضل الله عليكم ورحمته والمُنقِذ لكم ولولاه بإذن الله لاتَّبعتم الشيطان (المسيح الكذاب) يا معشر المسلمين إلا قليلاً، ولذلك يُسمّى المهديّ المنتظر
    (المنقِذ) أيْ المُنقذ للمسلمين من فتنة الشيطان الرجيم والذي هو نفسه المسيح الكذاب وقد بيّنا لكم لماذا يُسمّى المسيح الكذاب: وذلك لأنه سوف يقول أنه المسيح عيسى ابن مريم ويقول أنه الله مُستغِلاً البعث الأول ومُستغِلاً عقيدة النصارى، حتى يُري الناسَ بأنّ المغضوب عليهم والضالين على الحقّ وأنّ المسلمين الذين أنكروا ألوهية ابن مريم على الباطل، ولذلك قال الله تعالى مخاطباً المسلمين وليس غيرهم فقال: {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:83]. أي لاتَّبعوا المسيح الدجال لولا فضل الله عليهم ورحمته بالمهديّ المنتظَر والمنقِذ، وأما ذكر المهديّ في المواضيع الأخرى في القرآن العظيم فقد يسيئك ويسيء من قد صدّق بهذا الأمر.

    وقال الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ ﴿١٠٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    ومعنى قوله
    {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ} أي منكرين فارتدّوا بعد إيمانهم كافرين نظراً لأن عقولهم كبُر عليها الموضوع فلم يصدِّقوا وسبب ذلك تراجعهم عن إيمانهم.

    ومعنى قوله:
    {وَإِن تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّـهُ عَنْهَا ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ﴿١٠١﴾} أي يسألون رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - حين ينزل القرآن ما معنى هذه الآية ثم يُبديها لهم رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بالبيان الحقّ فيبيّنها لهم تنفيذاً لأمر الله {لتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ} [النحل:44]، ولكن الله قد عفا رسوله عن بيان بعض الآيات نظراً لأنهم لا يحيطون بها علماً، وعلى سبيل المثال قوله تعالى: {وَتَرَ‌ى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ‌ مَرَّ‌ السَّحَابِ ۚ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ ۚ إِنَّهُ خَبِيرٌ‌ بِمَا تَفْعَلُونَ ﴿٨٨﴾} [النمل].

    فلو سألوا محمداً رسول الله حين نزول هذه الآية عن معناها لأبداها لهم بالبيان الحقّ وقال لهم بأن الأرض تدور حول نفسها فترون القمر والشمس يشرقان من الشرق ويغيبان في الغرب بعكس دوران الأرض كما ترون السحاب والقمر، فترون القمر متجهاً شمالاً أو جنوباً وكأنَّ القمر هو من يتجه شمالاً أو جنوباً ولكن الحقيقة تعلمونها بأنها هي السحب تمر على وجه القمر، فإذا كانت متجهةً جنوباً فترون القمر متجهاً شمالاً بعكس اتجاه السحاب وذلك هو معنى قوله تعالى:
    {وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ} صدق الله العظيم، وليس ذلك يوم القيامة كما يزعم الذين يقولون على الله ما لا يعلمون، وسوف ينفي تأويلَهم قولُه تعالى: {صُنْعَ اللَّـهِ الَّذِي أَتْقَنَ كلّ شَيْءٍ} بأن ذلك من صنع الله حدثٌ مُستمرّ الحركة.

    وما أريد قوله بأنَّ محمداً رسول الله لو قام بتأويل هذه الآية إن سُئِل عنها حين نزولها لأساءت من قد آمن معه نظراً لأنهم لا يحيطون بعلمها ويحسبون الأرض والجبال جامدة ولا حركةً مُستمرةً وسوف يرتدّون بعد إيمانهم كافرين. تصديقاً لقوله تعالى:
    {قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ} أي منكرين لها وهذه ليست مسألة فقهيّة بل آيةٌ عقائدية.

    ويا حبيب، والذي نفسي بيده لو أذكرُ لك المواضع القرآنية التي تكلمت عن المهديّ المنتظَر بأنه قد يستاء من قد آمن بشأني نظراً للشأن العظيم الذي سوف يناله المهديّ المنتظَر عند ربّه، ولكن أكثر المسلمين يجهلون قدره ولا يحيطون بسرِّه، وقدره عند ربّه ومقامه الرفيع في الدرجة الرفيعة فلا تجبرني على أن أفصِّلها تفصيلاً فتكون سببَ فتنةِ من قد آمن، فإنْ أصرَرْتَ فإلى ذمّتك من افتتن من الذين قد آمنوا بشأني، ومهما فصّلتُ لكم فلا ينبغي لي أن أتجاوز العبودية لربي مهما كرّمني ربّي ورفع مقامي فلا أزال عبداً وأموت عبداً وأُبعث عبداً لله ربّ العالمين..

    الإمام ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ




  5. الترتيب #5 الرقم والرابط: 315290 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 5 -

    الإمام ناصر محمد الیمانی
    19 - محرم - 1429 هـ
    18 - 12 - 2008 مـ

    ۲۸-آذر-۱۳۸۷ه.ش.
    03:21 صباحاً

    ــــــــــــــــــ



    بیان امام مهدی درمورد بهشتی که پدرمان آدم علیه الصلاة و السلام از آن خارج شد...

    بسم الله الرحمن الرحیم
    والصلاة والسلام على خاتم الأنبیاء والمُرسلین مُحمد رسول الله صلى الله علیه وآله وسلّم والتابعین للحق إلى یوم الدین، وبعد..
    این سئوال من است ای سئوال كننده :
    آیا خداوند سبحان به ملائكه گفت كه خلیفه اش را در بهشت مأوى (جنة المأوى) نزد سدرة المنتهی جای می‌دهد وسپس او را خلق کرد و از كلمات قدرتش در او دمی‌د و به آنان (ملائكه ) دستور داد كه برای او سجده كنند ؟ و جواب تو را می‌‌دانم ، خواهی گفت كه خداوند می‌‌فرماید :
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یفْسِدُ فِیهَا وَیسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ یا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ ﴿٣٤﴾ وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمی‌نَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّیطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖوَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿٣٧﴾ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمی‌عًا ۖ فَإِمَّا یأْتِینَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَای فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾ وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیاتِنَا أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٣٩﴾ }صدق الله العظیم [البقرة]
    { هنگامی‌‌را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [= نماینده‌ای‌] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آیا کسی را در آن قرار می‌‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌‌آوریم، و تو را تقدیس می‌‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌‌دانم که شما نمی‌‌دانید.(۳۰)سپس علم اسماء [اسامی خلیفه های خداوند در زمین] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌‌گویید، اسامی‌‌اینها را به من خبر دهید!(۳۱)فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی‌.»(۳۲)فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی‌‌این موجودات آگاه کن.» هنگامی‌‌که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را می‌دانم؟! و نیز می‌دانم آنچه را شما آشکار می‌کنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید!(۳۳)هنگامی‌‌را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانی و تکبرش) از کافران شد(۳۴).و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌‌خواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد.(۳۵) پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و به آنها گفتیم: «همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.(۳۶)سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است(۳۷).گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند.(۳۸)و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و همی‌شه در آن خواهند بود(۳۹).}
    پس جواب خداوند را ببین كه می‌فرماید :
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً }صدق الله العظیم
    {هنگامی‌‌را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [= نماینده‌ای‌] قرار خواهم داد.»}
    و هم چنین این فرموده خداوند تعالی :
    { وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الجنَّة وَكُلَا مِنْهَا رَغَداً حَیثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنْ الظَّالِمی‌نَ. فَأَزَلَّهُمَا الشّیطان عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ }صدق الله العظیم
    {و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت(بهشت باطن زمین)، سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌خواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد}.
    پس در همه آیاتی كه در این باره آمده است تدبر كنید تا از چیزی باخبر شوید که پیش از این نمی‌دانستید، در آیات محکم كتاب كه در این موضوع آمده است تدبر كنید و خواهید دانست، خداوند تعالی می‌فرماید :
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یفْسِدُ فِیهَا وَیسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ یا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ ﴿٣٤﴾ وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمی‌نَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّیطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖوَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿٣٧﴾ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمی‌عًا ۖ فَإِمَّا یأْتِینَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَای فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾ وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیاتِنَا أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٣٩﴾ }صدق الله العظیم [البقرة]
    { هنگامی‌‌را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [= نماینده‌ای‌] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آیا کسی را در آن قرار می‌‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌‌آوریم، و تو را تقدیس می‌‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌‌دانم که شما نمی‌‌دانید.(۳۰)سپس علم اسماء [اسامی خلیفه های خداوند در زمین] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌‌گویید، اسامی‌‌اینها را به من خبر دهید!(۳۱)فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی‌.»(۳۲)فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی‌‌این موجودات آگاه کن.» هنگامی‌‌که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را می‌دانم؟! و نیز می‌دانم آنچه را شما آشکار می‌کنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید!(۳۳)هنگامی‌‌را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانی و تکبرش) از کافران شد(۳۴).و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌‌خواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد.(۳۵) پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و به آنها گفتیم: «همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.(۳۶)سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است(۳۷).گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند.(۳۸)و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و همی‌شه در آن خواهند بود(۳۹).}
    خداوند تعالی می‌‌فرماید :
    { إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَیكُونُ } صدق الله العظیم [آل عمران:59]
    مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فورا موجود شد.
    خداوند تعالی می‌فرماید :
    { یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَتَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَیكُمْ رَقِیباً (۱)}صدق الله العظیم [النساء]
    {ای مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که هنگامی‌‌که چیزی از یکدیگر می‌‌خواهید، نام او را می‌‌برید! و نزدیکان؛ زیرا خداوند، مراقب شماست.}
    هم چنین می‌‌فرماید :
    { یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ }صدق الله العظیم [الحجرات:۱۳]
    {ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی‌‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است}
    خداوند می‌‌فرماید :
    { هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیسْكُنَ إِلَیهَا }صدق الله العظیم [الأعراف:۱۸۹]
    {او خدایی است که (همه) شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید.}
    خداوند می‌‌فرماید :
    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یكُن مِّنَ السَّاجِدِینَ ﴿١١﴾ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَیرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِی إِلَىٰ یوْمِ یبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِینَّهُم مِّن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِینَ ﴿١٨﴾ وَیا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمی‌نَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطَانُ لِیبْدِی لَهُمَا مَا وُورِی عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَینِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِیهَا تَحْیوْنَ وَفِیهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾ }صدق الله العظیم [الأعراف]
    {ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود.(۱۱)(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل(۱۲)گفت: «از آن (بهشت باطن زمین)، فرود آی! تو حق نداری در آن تکبر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی!(۱۳)گفت: «مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند مهلت ده (۱۴)فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!» (۱۵)گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم! (۱۶)سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷)فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! (۱۸)و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!» (۱۹)سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰)و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱)و به این ترتیب، آنها را با فریب فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [= عورتشان‌] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!» (۲۲)گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!» (۲۳)فرمود: «فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! ( و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.» (۲۴)فرمود: «در آن [= زمین‌] زنده می‌شوید؛ و در آن می‌میرید؛ و (در رستاخیز) از آن خارج خواهید شد.» (۲۵)}
    هم چنین در آیه دیگری خداوند می‌‌فرماید :
    { مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِیهَا نُعِیدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى }صدق الله العظیم [طه:۵۵]
    {ما شما را از آن [= زمین‌] آفریدیم؛ و در آن بازمی‌‌گردانیم؛ و بار دیگر (در قیامت) شما را از آن بیرون می‌‌آوریم!}
    خداوند می‌‌فرماید :
    { وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٦﴾ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ﴿٢٧﴾ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ أَن یكُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣١﴾ قَالَ یا إِبْلِیسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِیمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَیكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ یوْمِ الدِّینِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَىٰ یوْمِ یبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیتَنِی لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَی مُسْتَقِیمٌ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِی لَیسَ لَكَ عَلَیهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِینَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾ }صدق الله العظیم [الحجر]
    {ما انسان را از گل خشکیده‌ای (همچون سفال) که از گل بد بوی (تیره رنگی) گرفته شده بود آفریدیم!(۲۶) و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم!(۲۷)و هنگامی‌‌که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌‌آفرینم.(۲۸)هنگامی‌‌ که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!»(۲۹)همه فرشتگان، بی استثنا، سجده کردند(۳۰)...جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد.(۳۱)(خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲)گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!»(۳۳)فرمود: «از صف آنها بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (۳۴).و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود!»(۳۵)گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (۳۶)»فرمود: «تو از مهلت یافتگانی!(۳۷) تا روز وقت معینی.»(۳۸)گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من (نعمتهای مادی را) در زمین در نظر آنها زینت می‌‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت(۳۹)، مگر بندگان مخلصت را.»(۴۰) فرمود: «این راه مستقیمی‌‌است که بر عهده من است(۴۱)که بر بندگانم تسلط نخواهی یافت؛ مگر گمراهانی که از تو پیروی می‌‌کنند(۴۲) و دوزخ، می‌عادگاه همه آنهاست!(۴۳)هفت در دارد؛ و برای هر دری، گروه معینی از آنها تقسیم شده‌اند(۴۴)!}
    وخداوند می‌فرماید :
    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَأَیتَكَ هَـٰذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَی لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ یوْمِ الْقِیامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیتَهُ إِلَّا قَلِیلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورًا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیهِم بِخَیلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا یعِدُهُمُ الشَّیطَانُ إِلَّا غُرُورًا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِی لَیسَ لَكَ عَلَیهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِیلًا ﴿٦٥﴾ } صدق الله العظیم [الإسراء]
    {زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!»(۶۱)(سپس) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‌ای اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی‌، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت!(۶۲)فرمود: «برو! هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفری است فراوان!(۶۳)هر کدام از آنها را می‌‌توانی با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده‌ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی! و آنان را با وعده‌ها سرگرم کن! -ولی شیطان، جز فریب و دروغ، وعده‌ای به آنها نمی‌‌دهد- (۶۴) تو هرگز سلطه‌ای بر بندگان من، نخواهی یافت (و آنها هیچ‌گاه به دام تو گرفتار نمی‌‌شوند)! همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنها باشد.»(۶۵)}
    خداوند می‌‌فرماید :
    { وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِیسَ كَانَ مِنْ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمی‌نَ بَدَلاً } صدق الله العظیم [الكهف:50]
    {و زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس -که از جن بود- و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا (با این حال،) او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران!}
    و خداوند تعالی فرمود:
    { وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَیهِ الشَّیطَانُ قَالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ } صدق الله العظیم [طه]
    {پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ اما او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم!(۱۱۵) و به یاد آور هنگامی‌‌را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶)! پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت (بهشت باطن زمین)، بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!(۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد(۱۱۸)؛ و در آن تشنه نمی‌‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌‌دهد!»(۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‌‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟!»(۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند! آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد(۱۲۱)!سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود(۱۲۲)}

    وبعد از تدبرمطالبی را درمی‌یابید که پیش از این نمی‌دانستید. این موضوعات در ادامه می‌آیند:
    خداوند آدم را در جنت المأوی و در کنار سدرةالمنتهی جای نداد؛ بلکه او خلیفه خدا در زمین شد، این بدان معنی است که بدون شک و تردید خداوند در زمین بهشتی دارد و برای جنیان ساکن آن خلیفه‌ای تعیین کرده است، به همین جهت به ملائکه فرمان میدهد که از فرمان خلیفه پیروی و برای خداوند سجده کنند. از خلال این آیات می‌توان استنباط کرد که از همان آغاز (آدم) به عنوان خلیفه‌ای برای زمین برگزیده شده بود ودلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً }صدق الله العظیم
    پس استنباط می‌‌كنیم كه این زمین (زمین ما ) بهشتی از(بهشت های) خدا را در خود دارد و دلیل آن فرموده خداوند است
    :
    { وَیا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الجنَّة فَكُلاَ مِنْ حَیثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنْ الظَّالِمی‌نَ }صدق الله العظیم
    {و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت(بهشت باطن زمین)، سکونت کن؛ و از (نعمتهای) آن، از هر جا می‌‌خواهید، گوارا بخورید؛ (اما) نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد.}
    سپس استنباط می‌‌كنیم كه خداوند به ابلیس (شیطان ) دستور داد كه از آن ( همان بهشت زمینی) خارج شود، سپس ابلیس درخواست كرد تا خداوند به او مهلت دهد تا درهمان جا كسی را كه خداوند بر او مكرم كرده (آدم ) فریب دهد .شیطان از روی مبارزه طلبی این (مهلت ) را درخواست كرد ، و خداوند نیز درخواست او را اجابت كرد اما آدم را از او برحذر داشت و آدم (نیز) مبارزه طلبی ابلیس و اعلان دشمنی با آدم و همسرش وتمامی فرزندان‌شان را شنید و این از فرموده خداوند تعالی استنباط می‌‌شود كه می‌‌فرماید :
    {فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَىٰ﴿١١٩﴾فَوَسْوَسَ إِلَیهِ الشَّیطَانُ قَالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ }صدق الله العظیم [طه]
    {پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت (بهشت باطن زمین)، بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!(۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد(۱۱۸)؛ و در آن تشنه نمی‌‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌‌دهد!»(۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‌‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟!»(۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند!(آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد(۱۲۱)!سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود(۱۲۲)}
    ولی خداوند به شیطان وعده داد كه او را با سرافكندگی و خواری و شكستی خفت بار از بهشت (داخل زمین ) اخراج و وارد جهنم می‌‌كند و این چه بد عاقبتی است. خداوند تعالی می‌‌فرماید :

    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یكُن مِّنَ السَّاجِدِینَ ﴿١١﴾ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَیرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِی إِلَىٰ یوْمِ یبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِینَّهُم مِّن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِینَ ﴿١٨﴾ وَیا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمی‌نَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطَانُ لِیبْدِی لَهُمَا مَا وُورِی عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَینِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِیهَا تَحْیوْنَ وَفِیهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ﴿٢٥﴾ }صدق الله العظیم [الأعراف]
    {ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود.(۱۱)(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل(۱۲)گفت: «از آن (بهشت باطن زمین)، فرود آی! تو حق نداری در آن تکبر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی!(۱۳)گفت: «مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند مهلت ده (۱۴)فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!» (۱۵)گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم! (۱۶)سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷)فرمود: «از آن (مقام)، با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! (۱۸)و ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!» (۱۹)سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه (اگر از آن بخورید،) فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰)و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱)و به این ترتیب، آنها را با فریب فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [= عورتشان‌] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!» (۲۲)گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!» (۲۳)فرمود: «فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! ( و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.» (۲۴)فرمود: «در آن [= زمین‌] زنده می‌شوید؛ و در آن می‌میرید؛ و (در رستاخیز) از آن خارج خواهید شد.» (۲۵)}
    سپس برای شما آشكار می‌‌شود كه ( این) خروج از زمین به زمین است یعنی از داخل زمین به خارج آن و آن همان تنزل (هبوط ) از زندگی راحت و مرفه (نعیم ) به معیشت سخت (حضیض ) ودر حقیقت خروج از بهشت (داخل زمین ) به بدبختی و مشقت و سختی است (یعنی همان ) جائی كه شما هم اكنون زندگی می‌‌كنید .زیرا كه خداوند به ابلیس مهلت داد تا در این بهشت بماند . درخواست ابلیس از روی مبارزه طلبی بود تا آدم و همسرش را به فتنه اندازد تا جایی که از فرمان خداوند سرپیچی کرده و تابع اوامر ابلیس گردند. سپس خداوند با درخواست ابلیس موافقت کرد و آدم و همسرش را از ابلیس برحذر داشت تا آنها را از عزت و رفاه خارج و به سوی شقاوت و بدبختی نکشاند و بنابراین خداوند تعالی می‌فرماید :
    { وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَیهِ الشَّیطَانُ قَالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ }صدق الله العظیم [طه]
    {پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ اما او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم!(۱۱۵) و هنگامی‌‌را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶)! پس گفتیم: «ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت (بهشت باطن زمین)، بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!(۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد(۱۱۸)؛ و در آن تشنه نمی‌‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌‌دهد!»(۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‌‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟!»(۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگهای (درختان) بهشتی جامه دوختند!(آری) آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و از پاداش او محروم شد(۱۲۱)}
    مسلمانان و تمامی مردم بدانند او همان شیطان است ؛ او مسیح دجال است و هم چنان در بهشت خداوند درزمین و زیر خاک مانده است و آن جا بهشت فتنه است. مسیح دجال آنجاست و می‌خواهد با آن شما را فریب دهد؛ ولی خداوند وعده (دست یابی به ) آن را درهمین دنیا وقبل از بهشت آخرت به شما داده است. خداوند در آن زندگی خوبی برای شما تدارک دیده؛ در زمینی که (تاکنون) پای شما به آن نرسیده و خداوند شما را وارث این زمین و دیار قرار خواهد داد. خداوند به مسلمین وعده فرموده است که:
    { وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَئُوهَا }صدق الله العظیم [الأحزاب:۲۷]
    {و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و (همچنین) زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست}
    و آن زمین همان زمینی است كه (تاکنون) هیچ مسلمانی از امت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به آنجا گام ننهاده است. پس چنانچه از شیطان پیروی كنید و در برابر خلیفه خداوند امام مهدی نافرمانی كنید آن را از دست خواهید داد و شیطان جز دروغ، وعده‌ای به شما نمی‌‌دهد و اگر از مسیح دجال شیطان رجیم پیروی كنید آن را بدست نخواهید آورد. آن (زمین) در دست آدم و همسرش بود تا این كه از فرمان پروردگارشان سرپیچی و حرف شیطان را باور كردند پس از آن مقام عزت و آسایش خارج شدند و شما نیز چنان چه از فرمان خداوند نافرمانی (عصیان ) كرده ووعده شیطان رجیم را باور كنید (از آن) محروم خواهید ماند. پس شیطان با آن باعث فتنه شما نشود همان طور كه والدین شما را از آن اخراج كرد كه خداوند تعالی شما را از فتنه او برحذر داشته و می‌‌فرماید :
    {یا بَنِی آدَمَ لَا یفْتِنَنَّكُمُ الشَّیطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیكُم مِّنَ الْجَنَّةِ ینزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیرِیهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ یرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾}صدق الله العظیم [الأعراف]
    {ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت (بهشت باطن زمین)، بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همتایش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ (امّا بدانید) ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند}
    و محمد رسول الله شما را از (طول مدت) روز( در) آن زمین كه شیطان ساكن آن است آگاه نموده و فرموده كه روز دجال مانند یك سال از سال‌های شماست ایشان فرموده است : [ یومه كسنة ] یعنی روز دجال مانند یك سال از سالهای شماست .
    ای مردم من با علم حقیقی با شما صحبت می‌‌كنم و شما در همین زندگی دنیا آن را در واقعیت خواهید دید. من از خزعبلات شما كه عقل و منطق آن را نمی‌‌پذیرد، پیروی نمی‌‌كنم و ما بهشت فتنه را كه باعث فتنه آدم شد را برای‌تان شرح دادیم آدم می‌‌خواست در آنجا بماند ولی شیطان او را ترساند و به او گفت كه خداوند آنها را به این دلیل از خوردن از آن درخت منع كرده است كه آن دو (آدم و همسرش ) در آن بهشت فرشته جاودان نمانند و آنها (نیز) به طمع جاودانگی از آن درخت خوردند . پس شیطان همان طور كه والدین‌تان را از آن بهشت خارج كرد شما را فریب ندهد و من ناصح امین شما هستم . این بهشت در زیر خاك قرار داشته (داخل زمین ) وازآن خداوند است طبق فرموده خداوند تعالی:

    { لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَافِی الأَرْضِ وَمَا بَینَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى }صدق الله العظیم [طه:6]
    {از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه می‌ان آن دو، و آنچه در زیر خاک (پنهان) است!
    و این زمین دارای دو مشرق از دو جهت مقابل است و همان زمین ذات المشرقین (دارای دو مشرق) است و مشرق‌های آن همان دو مغرب آن است و پروردگار آن الله است نه دشمن خدا و دشمن شما مسیح دجال؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { رَبُّ المَشْرِقَینِ وَرَبُّ المَغْرِبَینِ }صدق الله العظیم [الرحمن:17]
    {پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب}
    به این معنی كه آن زمین دارای دو دروازه است یكی درطرف جنوب و دیگری در منتهی الیه طرف شمال و بزرگترین فاصله بین دو نقطه بر روی زمین بین این دو دروازه است طبق فرموده خداوند تعالی :
    { حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یا لَیتَ بَینِی وَبَینَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَینِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ }صدق الله العظیم [زخرف:38]
    {تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق؛ چه بد همنشینی بودی!}
    زیرا كه ببیشترین فاصله بین دو نقطه در این زمین؛ فاصله بین دو نقطه مشرق است زیرا در دو جهت متقابل قراردارند و خورشید از دروازه جنوبی بر آن طلوع می‌‌كند و اشعه خورشید از این زمین پوشیده (مفروش ) رد شده و از دروازه شمالی خارج می‌‌شود زیرا كه خداوند این زمین را صاف و هموار نموده و با سبزه پوشانده است طبق فرموده خداوند تعالی :
    {وَالسَّمَاءَ بَنَینَاهَا بِأَیدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ (۴۷)وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ (۴۸)}صدق الله العظیم [الذاریات]
    و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و البته ما گسترش دهنده [ى آن‌] هستيم (۴۷)و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم!
    به این معنی كه خداوند آن را صاف و هموار نموده به طوری كه اگر یكی از شما در یكی از دروازه‌ها باشد خورشید را در آسمان در مقابل دروازه دیگر خواهد دید طبق فرموده خداوند تعالی:
    { وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ }صدق الله العظیم.
    و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم!
    آن زمینی است كه خداوند آن را برای استراحت قرار داده است و که در آن میوه‌ها و نخلهای پرشکوفه است، و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگ‌اند، !! و گیاهان خوشبو طبق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ (۱۰)
    فِیهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ (۱۱)وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّیحَانُ (۱۲)فَبِأَی آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ(۱۳)}صدق الله العظیم [الرحمن]
    زمین را برای خلایق آفرید،(۱۰)که در آن می‌وه‌ها و نخلهای پرشکوفه است(۱۱)،و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگی است که بصورت کاه درمی‌‌آید، و گیاهان خوشبو(۱۲)!پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌‌کنید (شما ای گروه جن و انس)(۱۳)}؟!
    و این فرمایش خداوند را به شما یادآوری می‌‌كنم:
    { فَبِأَی آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ }صدق الله العظیم

    {پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌‌کنید}
    این زمینی است كه پای شما به آن جا نرسیده است. در این زمین تونلی در مقابل و پیشگاه شماست که از آیات خداوند و از آیات تصدیق به این قرآن عظیم است؛ قرآنی كه شما آن را مهجور و متروک قرار دادید پس كدامین نعمت خداوند را تكذیب می‌‌كنید ای جماعت كافر از انس و جن ؟
    وخداوند تعالی می‌‌فرماید :
    { فاذكروا آلاء الله لعلكم تفلحون }صدق الله العظیم.
    {پس نعمت‌های خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید!»}
    و می‌‌بینم كه جاهلان به این دلیل كه خود را به آنها نشان نمی‌دهم؛ مرا تكذیب می‌‌كنند با وجود این كه من از كتاب خداوند با آنها را سخن می‌‌گویم و آنان به آن ایمان دارند اما آن را مهجور و متروک رها کرده‌اند و حجت‌شان این است كه چرا علناً برای آنها ظاهر نمی‌‌شوم؟ آیا اگردر برابر آنان ظاهر شوم؛ سخن دیگری به آنان خواهم گفت؟ پس چه فرقی می‌‌كند مادامی ‌‌كه آنها به حقّ كه جلوی آنهاست ایمان نمی‌‌آورند .روی پیشانی من هم نوشته نشده است :امام مهدی منتظر. من بشری مثل شما هستم كه بیان حق قرآن را به شما یاد می‌‌دهم وآن را از خود قرآن استنباط می‌‌كنم . آیا شما زمینی را كه به شكل تونلی در داخل زمین است و آیات خداوند در آن نهاده شده است تصدیق نمی‌‌كنید ؟ طبق فرموده خداوند تعالی :
    { فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِی نَفَقًا فِی الْأَرْ‌ضِ } [الأنعام:35]
    و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، چنین کن)
    و من می‌‌خواهم قبل از این كه مسیح دجال به جنگ ما بیاید به جنگ او بروم و منتظر نمی‌مانم او به جنگ ما بیاید، چون می‌ترسم با مُلكوتی كه شما را از آنجا بیرون رانده شما را به فتنه انداخته و بتواند از مردم امت واحدی بر پایه كفر بسازد. ما بر آنها پیروزیم و خداوند می‌‌خواهد شما را امت واحدی بر پایه حق قرار دهد و چنان چه مسیح دجال شما را به كفر دعوت كند (با توجه به فتنه مُلكی كه در داخل این زمین است )، از او تبعیت خواهید كرد اما آن (تنها) زینت و زخرف و زرق وبرق زندگی دنیوی است و شیطان نمی‌‌خواهد كسی جز کسانی که به خدا كفرورزیده و پیرو شیطان شده و نسبت به امام مهدی نافرمان هستند، وارد آن شوند، به پروردگاربا عزت و جلال قسم كه او را با خواری و سرافكندگی از آنجا بیرون خواهم كرد او وهمه سربازانش از نسل بشر از یهود را كه پدرا‌ن‌شان بشر و مادران‌شان از شیاطین مؤنث جن هستند؛ آنان با تغییر خلقت خدا با شیاطین مؤنث جماع می‌‌كنند و حاصل آن نزد مسیح دجال شیطان رجیم به دنیا می‌آید. و ما به اذن خداوند عزیز و حكیم بر آنها پیروزیم و خداوند من و یارانم را وارث زمین و دیار و اموال آنها (درسر زمینی كه در آن پا نگذاشته اید) میکند تصدیق وعده حق خداوند تعالی كه می‌‌فرماید :
    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضاً لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیراً(۲۷)}
    صدق الله العظیم [الأحزاب]
    و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست!
    اما این فرموده خداوند تعالی:
    { وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ }

    {و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت،}
    به محمد رسول الله -صلى الله علیه وآله وسلم- و یارانش اختصاص دارد
    اما فرموده خداوند تعالی :
    { وَأَرْضاً لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیراً }
    {و زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست!}

    مقصود خداوند امام مهدی و حزبش هستند و اینان همان حزب محمد رسول الله -صلى الله علیه وآله وسلم هستند و همه ما حزب خداوند هستیم و حزب خداوند پیروز است. خداوند ما را وارث ملكوت آن زمین و اموال خواهد كرد. آن زمینی است كه خداوند به شما وعده آن را داده و پای هیچ مسلمانی تاکنون به آن نرسیده است و آن بهشت فتنه است كه كاخ‌هایش از نقره است و در كاخ‌ها از طلا و زخرف و زرق و برق و آسانسورهائی که با آنها بالا می‌‌روند . مسیح دجال كه مردم را به كفر دعوت می‌‌كند و به ناحق ادعای خدایی می‌‌كند بر آن تسلط یافته است و به كفار این دیار كه سقف‌هایش از نقره و دربهایش طلاست وعده می‌‌دهد و می‌‌خواهد مردم را به امتی واحد بر پایه كفر مبدل سازد اما وعده شیطان چیزی جز دروغ و فریب نیست، و این همان بیان فرموده خداوند تعالی است كه می‌‌فرماید :
    { وَلَوْلَا أَن یكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن یكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُیوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَیهَا یظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾ وَلِبُیوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَیهَا یتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِینَ ﴿٣٥﴾ } صدق الله العظیم [الزخرف]
    اگر سبب نمی‌‌شد که همه مردم امت واحد ( در مسیرگمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌‌شدند خانه‌هایی قرار می‌‌دادیم با سقفهایی از نقره و نردبان‌هایی که از آن بالا روند،(۳۳)و برای خانه‌هایشان درها و تخت‌هایی قرار می‌‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛(۳۴)و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است!(۳۵)}
    و اگر خداوند با بعثت مهدی منتظر و بیان حق قرآن شما مسلمانان را شامل فضل خود نکرده بود شما نیز به جز عده قلیلی همراه مردم از شیطان تبعیت می‌‌كردید زیرا كه شیطان همان مسیح دجال است كه می‌‌خواهد مردم را به یک امت واحد کافر بدل کند و خداوند مرا بر ضد او مبعوث كرده تا ازمردم امتی واحد تشکیل دهم که در مسیر هدایت و در صراط مستقیم هستند.

    و چنان چه خداوند همه سربازانش از پشه و مافوق را در حضور بنده اش(مهدی) گرد آورد، حاصلی جزکفر و انکار بیشترمسلمان امروز ندارد؛ چون آیات تصدیق در كتاب، در نزد مسلمانان تغییر یافته و آنان به خداوند دروغ بسته و معتقدند خداوند با آیات و نشانه‌های خود دعوت باطل را تایید می‌كند. آنها می‌گویند خداوند مسیح دجال را با آیاتش تایید می‌‌كند؛ چگونه خداوند باطل را با آیات تصدیقش تایید می‌‌كند آیا اندیشه نمی‌‌كنید ؟
    پس اگر خداوند لشکریان خود را از پشه گرفته تا مافوق آن و هم چنین تمام مخلوقات آسمان‌ها و زمین را بر ضد مسیح دجال و سپاهش و برای یاری امام مهدی بفرستد، مسلمانان خواهند گفت كه او همان مسیح دجال است با وجود این كه من ادعای ربوبیت نمی‌‌كنم و پناه می‌‌برم به خداوند. ولی آنها به دعوت حقم نگاه نخواهند كرد بلكه به زیادی آیات تصدیق از آسمان‌ها وزمین می‌نگرند؛ پس چنان چه خداوند سربازان مهدی را از همه آسمان‌ها و زمین بر آنها محشور سازد خواهند گفت كه این امام كه خداوند او را با همه این آیات تایید نموده مسیح دجال است كه محمد ما را از او برحذر داشته و گفته كه خداوند ملكوت همه چیز را به او خواهد داد.پس ای مسلمانان امروزی آیات تصدیق حاصلی جز بیشتر کردن کفر شما ندارد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی :
    { وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیهِمُ الْمَلائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَیهِمْ كُلَّ شَیءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِیؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ یشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ یجْهَلُونَ(۱۱۱) } صدق الله العظیم، [الأنعام]

    {و اگر فرشتگان را بر آنها نازل می‌‌کردیم، و مردگان با آنان سخن می‌‌گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع می‌‌نمودیم، هرگز ایمان نمی‌‌آوردند؛ مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها نمی‌‌دانند!}
    و علت این است که شما روش و قاعده حق کتاب را تغییر داده و باطل را تصدیق و حق را تکذیب نمودید و از باطل ودروغ تبعیت کردید و قسم به حقّ و سزاوار است که حق را بگویم: کسانی که معتقدند خداوند باطل را با آیاتش تایید می کند از سر سخت‌ترین کافران نسبت به حقّ در کتاب هستند؛ بلکه کفار امت‌های پیشین از آنها عاقل‌ترند حتی فرعون از آن مسلمانی که عقیده دارد خداوند با آیاتش باطل را تایید کند عاقل‌تر است زیرا فرعون می‌داند که پروردگارحقّ با آیات تصدیق، دعوت حقّ اولیای خود را تایید می‌‌كند ، پاسخ فرعون به رسول خدا موسی علیه السلام كه او را به پروردگار جهانیان دعوت می‌‌كند ببینید :
    { قَالَ فِرْ‌عَوْنُ وَمَا رَ‌بُّ الْعَالَمینَ ﴿٢٣﴾ قَالَ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَینَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِینَ ﴿٢٤﴾ قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿٢٥﴾ قَالَ رَ‌بُّكُمْ وَرَ‌بُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِینَ ﴿٢٦﴾ قَالَ إِنَّ رَ‌سُولَكُمُ الَّذِی أُرْ‌سِلَ إِلَیكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿٢٧﴾ قَالَ رَ‌بُّ الْمَشْرِ‌قِ وَالْمَغْرِ‌بِ وَمَا بَینَهُمَا ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٢٨﴾ قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَـٰهًا غَیرِ‌ی لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ ﴿٢٩﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَیءٍ مُّبِینٍ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿٣١﴾ فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِی ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ ﴿٣٢﴾ وَنَزَعَ یدَهُ فَإِذَا هِی بَیضَاءُ لِلنَّاظِرِ‌ینَ ﴿٣٣﴾ }صدق الله العظیم [الشعراء]
    فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!»(۲۳) (موسی) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!».(۲۴)(فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمی‌‌شنوید (این مرد چه می‌‌گوید)؟!»(۲۵)(موسی) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»(۲۶)(فرعون) گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلما دیوانه است!(۲۷)»(موسی) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است می‌‌باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می‌‌گرفتید!»(۲۸) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!»(۲۹) گفت: «حتی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم ؟!»(۳۰) گفت: «اگر راست می‌‌گویی آن را بیاور!»(۳۱)در این هنگام موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛(۳۲) و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود.(۳۳)}
    پاسخ فرعون به موسى را نگاه كنید:

    { قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَیءٍ مُّبِینٍ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿٣١﴾ }
    {گفت: «حتی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم ؟!»(۳۰) گفت: «اگر راست می‌‌گویی آن را بیاور!»(۳۱)}
    زیرا اگر خدای موسی پروردگار حقّ باشد ، دعوت حقّ را با آیات (معجزه ) تصدیق و تایید خواهد كرد و بنابراین فرعون حكم كرد كه چنان چه موسی آیات (معجزه ) تصدیق از پروردگار حقی كه او را فرستاده بیاورد از راستگویان خواهد بود وبنابراین فرعون قبل از این كه موسی آیات رابه او نشان دهد؛ آیات (معجزه ) را حكم‌‌ بین خود و موسی قرارداد.
    اما شما مسلمانانی كه اعتقاد دارید خداوند آیاتش را هم برای تصدیق دعوت باطل و هم برای تصدیق دعوت حق می‌‌فرستد... چهارپایان هم ازاینان عاقل‌ترند بلكه اینان از چهارپایان گمراهترند. ما این عقیده بسیار منکر و باطل را در هم کوبیدیم؛ عقیده‌ای که انکار ایمان آنها به پروردگارشان است؛ آنها به تمام آیات او کافر شده‌اند؛ آیات و نشانه‌ّهایی که جز خداوند؛ کسی آنها را نمی‌آورد و با آن باطل را یاری نمی‌کند؛ نشانه‌هایی که تنها برای یاری به کسی می‌آیند که مردم را به سوی حقّ دعوت می‌کند و خداوند با آیاتی و نشانه‌هایی از نزد خود او را یاری می‌دهد.

    اما مسلمانان امروز؛ ناموس و قاعده‌ی اعتقاد درست و حقّ را تغییر داده و از روایات فتنه یهودیان پیروی می‌کنند و بعد از ایمان آوردن، کافر شده‌اند مگر گروهی از مسلمانان که پروردگارم به آنان رحم کند؛ کسانی که قلب‌ و عقل‌شان حاضر نیست بپذیرد که خداوند با آیات و نشانه‌های تصدیق؛ به مسیح کذاب یاری رسانده و باطل را تصدیق می‌کند؛ در حالی که مسیح دجال مدعی ربوبیت شده و ادعا می‌کند آسمان‌ها و زمین را آفریده و به آسمان می‌گوید ببار و آسمان می‌بارد و به زمین می‌گوید: رویش کن و زمین می‌روید و زمین بهشت می‌شود! خدا شما را به خاطر دروغ‌هایی که می‌گویید بکشد. حتی –معتقدید- او مردی را ازوسط دو شقه کرده واز میان آن دو شقه عبور کرده و سپس بعد از مرگش روح را به آن بدن باز می‌گرداند و ثابت می‌کند که آغاز کننده و بازگرداننده است! ولی خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا یبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا یعِیدُ ﴿٤٩﴾}صدق الله العظیم [سبأ].
    { بگو حق آمد و باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد ونه بازآورنده آن}
    چطور از روایت باطلی پیروی می‌کنید که مخالف تمام آیات محکم قرآن عظیم درمورد برانگیختگی-بعث- است؟ خداوند باطل و هرچیزی جز خود را به چالش می‌کشد که اگر می‌توانند روح را به جسد مرده بازگردانند و می‌فرماید اگر آنان با وجود این که غیر او را می‌خوانند؛ بتوانند چنین کنند؛ دعوت باطل تصدیق شده است نه دعوت خداوند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِینَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَیرَ مَدِینِینَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظیم [الواقعة].
    { پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید ؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    و آن گاه شما می‌خواهید باطل دعوتش را به ناحق ثابت کند و روح را به جسد بازگرداند؟ آیا نمی‌بینید به تمام آیات محکم قرآن کافر شده‌اید؛ من نمی‌گویم آیات متشابه؛ بلکه نسبت به آیات محکم ام الکتاب کافر شده‌اید. مگر خداوند به شما نفرموده است که باطل حتی نمی‌تواند یک مگس بیافریند و قادر به اثبات دعوت خود نیست؟ اما شما با دروغی بسیار بزرگ‌تراز این به فتنه افتاده‌اید؛ و آن آفرینش آسمان‌ها و زمین است و سپس او با ادعای ربوبیت؛ دعوتش را در عالم واقع ثابت کرده و می‌گوید ای آسمان ببار و آسمان می‌بارد و ای زمین رویش کن و زمین می‌روید؛ آیا این برعکس فرموده خداوند تعالی نیست که می‌فرماید:
    {هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُونِی مَاذَا خَلَقَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ} [لقمان:11]،
    {این آفرینشِ خداست، پس به من نشان دهید که غیر او چه آفریده‌اند}
    - طبق باور شما- مسیح دجال می‌گوید اوست که آسمان و زمین را آفریده و سپس برهان می‌آورد و به آسمان می‌گوید ببار و می‌بارد و به زمین می‌گوید رویش کن و زمین می‌روید!!! لعنت خدا بر افترا زنندگان؛ لعنت بزرگ خدا بر آنان باد... و کسی که افتراهای آنان را باورو تصدیق کند؛ آیات محکمی که خداوند در قرآن عظیم نازل فرموده را تکذیب کرده است. خداوند باطل را به چالش و تحدی می‌کشد که مثقال ذره‌ای در آسمان و یا زمین وجود ندارد که از باطل اطاعت کند، چون باطل خالق چیزی حتی به اندازه مثقال ذره‌ای هم نیست؛ نه در آسمان‌ها و نه در زمین و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللهِ لاَ یمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِیهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِیرٍ} صدق الله العظیم [سبأ:22].
    {بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.}
    ای کسانی که باور دارید خداوند با نشانه‌ها وآیاتش؛ باطل را یاری می‌کند! آیا نمی‌بینید نسبت به آیات محکم قرآن عظیم کافر شده‌اید؟ و اگر نسبت به این افتراهای باطل کافر نشده و از حق پیروی نکنید؛ بشارت عذاب عظیمی را به شما می‌دهم.
    اما من برای‌تان روشن کردم "بهشت فتنه"؛ آن طور که شما گمان می‌کنید نیست؛ بلکه بهشت و جنتی است که خداوند زیر خاک و در باطن این زمین آفریده و در زمین دارای دو مشرق قرار دارد و پروردگار آن، پروردگار زمین دو مشرق است نه مسیح دجال. همانا که مسیح دجال بر آن زمین تسلط یافته و قصد دارد با آن شما را به فتنه بیندازد؛ به شرط کفر آوردن... این که نسبت به دعوت امام مهدی که فضل و رحمت خدا برشماست کافر شوید. اگر امام مهدی نبود؛ امامی که خداوند او را به خاطر رحمت به مسلمین برمی‌انگیزد؛ تمام مسلمانان پیرو مسیح دجال می‌شدند و تمام مردم هم دنباله‌رو آنان می‌گشتند؛ شما نسبت به حقّی که خداوند با تمام لشکر خود در تمام ملکوت او را یاری می‌دهد؛ کافر شده‌اید. برای همین از خدا می‌خواهم و امیدوارم الآن نشانه‌های تصدیق را نازل نفرماید؛ چون می‌دانم تنها باعث کفر بیشتر شما مسلمانی می‌شود که قاعده نزول آیات-نشانه‌های الهی- در کتاب را تغییر داده و گمان می‌کنید خداوند با این نشانه‌ها باطل را یاری می‌کند! اما من از آمدن چنین چیزی در کتاب خبر نداشته و درمورد قاعده-نزول آیات و نشانه‌ها- اصلا چنین چیزی در کتاب پیدا نمی‌کنم. بلکه کاملاً برعکس است و خداوند با نشانه‌های خود کسانی را تصدیق می‌کند که دعوت‌شان حقّ است مثل دعوت رسول الله موسی که مرده را زنده کرد تا نشانه تصدیق برای آن چیزی باشد که موسى صلّى الله علیه وآله وسلّم، مردم را به سوی آن دعوت می‌کرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ یحْی اللَّهُ الْمَوْتَى وَیرِیكُمْ آیاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ} صدق الله العظیم [البقرة:73].
    { سپس گفتیم: «قسمتى ازآن- گاو ذبح شده- را به مقتول بزنید [تا زنده شود]. خداوند این‌گونه مردگان را زنده مى‌کند و آیات خود را به شما نشان مى‌دهد، شاید بیندیشید.»}
    ولی مسلمانان امروزبه آن چه که در محکمات قرآن عظیم آمده؛ پشت کرده و از احادیث و روایاتی که از طرف یهودیان اهل کتاب به دروغ به خدا و رسولش نسبت داده شده پیروی کرده و بعد از ایمان‌شان حتی نسبت به آیات محکم قرآن عظیم کافر شده‌اند. از آیات محکم و ام الکتاب آن روگردانده و از آن منحرف شده‌اند و خداوند هم قلب‌های آنان را از حق دور و منحرف ساخت. و این ناصر محمد یمانی است که با آیات محکم قرآن عظیم آنها را مورد خطاب قرار می‌دهد و اگر به آن اعتنا نکرده واهتمام نورزند؛ خیری در آنان و پیروان‌شان نیست؛ چگونه است که حتی از آیات محکم قرآن عظیم رومی‌گردانند ولی بازهم یقین نمی‌کنند یهود آنها را از راه راست-صراط مستقیم- منحرف کرده‌اند؟ به خدا قسم که اگر مسلمانان هنوز در مسیر هدایت بودند؛ چرا باید دوران و ظهور من فرا می‌رسید؟ زمان مقدر برای آمدن مهدی منتظر فرا نمی‌رسد مگر این که یهود؛ مسلمانان از راه راست دور کرده باشند وسپس او؛ آنها را به راه حقّ بازمی‌گرداند برای همین هم نام او"مهدی" گذاشته شده است، یعنی دعوت کننده به سوی حقّ و او مردم را به سوی حقّ می‌خواند.
    چهارسال بر من گذشته است ومسلمانان هم چنان در شک و تردید هستند تا زمانی که سیاره عذاب را به چشم ببینند. حتی اگر در مورد یک موضوع واحد؛ یک تریلیون برهان از قرآن برای‌شان بیاورم؛ مردمی که مانند چهارپایان هستند –بلکه گمراه‌ترـ را نمی‌توانم هدایت کنم مگر کسی که پروردگارم به او رحم کند و از حقّ پیروی کرده و عقلش را به کار گیرد و ساده لوح نباشد که در مورد هیچ امری تفکر نمی‌کند. و اگر نسبت به حقّ یقین نداشته ومی‌ترسد ناصر محمد یمانی حقّ باشد و او از آن روبگرداند؛ پس فریاد زده و بگوید:" ای جماعت علمای مسلمین؛ در اینترنت جهانی مردی هست که می‌گوید امام مهدی منتظر است و میزی جهانی برای گفتگو مهیا کرده و نام آن را پایگاه امام ناصر محمد الیمانی گذاشته و آن را محلی برای گفتگو برای تمام بشریت قرار داده است. اگر مهدی منتظر نیست بلکه دروغ‌گویی گستاخ است؛ پس با قرآن عظیم او را ساکت کرده و صدایش را خاموش کنید و او را درقعر منزلش به شکست و هزیمت بکشانید تا اگر دروغ‌گویی گستاخ است و مهدی منتظرنیست؛ آن را ببندد و بگریزد و به پشت سرش هم نگاه نکند و اگر امام مهدی باشد؛ حتماً خدا با اوست و نمی‌توانید با علمی که هدایت‌گرتر از دانش او باشد او را شکست داده و ساکت کنید".
    و سزاواراست که امام هدایت‌گر-امام مهدی- به سوی حقّ باشد؛ او فضل و رحمت خدا برشماست. او با اذن خدا آمده است که اگراو نبود؛ شیطان تمام شما مسلمانان را به فتنه می‌انداخت مگر عده کمی که مرا تصدیق و باور کرده‌اند و تعداد آنها زیاد نیست. و امام مهدی کسی است که تمام احکام حقّ را که شما با آنها مخالفت کرده و به باطل گرویدید؛ برای‌تان استنباط می‌کند و قرآن را با قرآن بیان کرده و به تفصیل شرح می‌دهد؛ این امام مهدی و "أولی الامر" شماست؛ از کسانی که خداوند به شما فرمان داده تا بعد از خدا و رسولش از آنان اطاعت کنید و به آنها دانش بیشتری نسبت به شما درباره کتاب عطا نموده است تا درمواردی که دچاراختلاف شده‌اید؛ احکام حقّ را برای‌تان استنباط کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُم لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیطَانَ إِلاَّ قَلِیلاً} صدق الله العظیم [النساء:۸۳]
    {و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع كنند قطعا از میان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شیطان پیروى مى‏ كردید}
    چرا که امام مهدی از " اولی الامر" شماست؛ از کسانی که خداوند به شما فرمان داده تا بعد از خدا و رسولش از آنان اطاعت کنید و به آنها دانش بیشتری نسبت به شما در باره کتاب عطا نموده است و خداوند ملک خود را به هرکس که بخواهد عطا می‌کند که او واسع و علیم است.
    از حسین أبا الریم بسیار متشکریم و به مردم توصیه می‌کنیم به او نیکی کنند؛ هم چنین کسانی که قبل از او توصیه‌شان را کرده بودیم مثل حسین بن عمر؛ طراح تمام پایگاه‌های مهدی منتظر ناصر محمد یمانی و همین طور از یاور کریم و دوست صمیمی محمد الحاج الیمانی که خداوند با آنان مرا یاری و از من پشتیبانی نمود و آنان را در امر من شریک و از وزرای مکرم من قرار داد. و به پروردگار عالمیان قسم آنها درامت مهدی منتظر، دررأس افراد گرامی و مکرم بشرخواهند بود؛ آیا پاداش احسان؛ چیزی جز احسان است؟ تصدیق کردند و یاری کردند. چهارمین نفر "حمدی" است که او را هم به آنان اضافه می‌کنیم. مرد بسیار خوبی است بصیربوده و قلبی روشن دارد و خداوند به او فرقان عنایت کرده تا حق و باطل را تشخیص دهد. هم چنین کسانی که بعد از انها بیان حق قران عظیم را تصدیق نموده و یقین کردند و مرا یاری نموده و از دستوراتم اطاعت نمودند آنان در مثل( با کسانی که تصدیق نکردند ) یکسان نیستند .
    هم چنین از تمام انصار برگزیده که بهترین انسان‌ها ونیکوترین آفریدگان خداوند هستند؛ تشکر می‌کنم. کسانی که بیان حقّ قرآن عظیم را در قول و عمل تصدیق کردند و در عصر تأویل قرآن؛ مانند کافران عصر نزول نگفتند:" خدایا اگر این حق و از نزد توست؛ ازآسمان باران سنگ بر سر ما ببار" در این امت هم قلب‌هایی شبیه قلب آن کافران هست؛ کسانی که منتظرند باران سنگ از سیاره عذاب دردناک را ببینند بعد تصدیق کنند. چه فرقی بین آنها و کسانی هست که گفتند:" خدایا اگر این حق و از نزد توست؛ از آسمان باران سنگ بر سر ما ببار یا عذابی دردناک بر سر ما نازل کن"؟ می‌بینم بسیاری از مسلمانان منتظرند تا ببینند آیا واقعاً سیاره عذاب از راه رسیده و باران سنگ‌های آتشین بر زمین می‌بارد یا نه؛ بعد تصدیق کرده و شهادت دهند حق است!!!
    ممکن است یکی از شما سخن مرا قطع کرده و بگوید: " صبر کن صبرکن ناصر محمد یمانی؛ آیا تو هرکس را که نسبت به دعوت تو کفر ورزد؛ کافر می‌خوانی؟". در پاسخ او می‌گویم: به هیچ وجه؛ موضوع کفر نسبت به مهدی منتظر نیست؛ فاجعه بزرگ شما این است که نسبت به بیان حق قرآن عظیم کافر می‌شوید و در حالی که حق بودن آن را در عالم واقعیات و حقایق می‌بینید؛ از حقّ رومی‌گردانید؛ چقدر ایمان شما به قرآن عظیم که به شما امر می‌کند از بیان حق قرآن عظیم رو بگردانید؛ به شما بد فرمان می‌دهد[اشاره به بخشی ازآیه کریمه سوره بقره: قُلْ بِئْسَمَا یأْمُرُكُم بِهِ إِیمَانُكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ ﴿٩٣﴾].
    ای جماعت انصار پیشگام برگزیده؛ به حق شاهد باشید که خداوند امام مهدی را مانند بسیاری ازعلمای جبون و ترسوی شما قرار نداده است که هرچه می‌خواهند در پایگاه‌شان می‌نویسند و به مردم اجازه نمی‌دهند وارد پایگاه شده و به آنها پاسخ دهند؛ چون می‌ترسند در قعرخانه‌شان به آتش کشیده شوند. اما من خداوند و تمام انصار برگزیده را به شهادت می‌گیرم و شاهد بودن خدا کافی است؛ من پایگاه خود؛ پایگاه امام ناصر محمد یمانی را به عنوان میزی برای گفتگو برای تمام بشریت؛ قرار داده‌ام از عالم و جاهل تا یهودی و نصرانی و مسلمان و ملحد و همه آنان را -بدون استثناء- با بیان حق قرآن عظیم به چالش می‌کشم و به خداوند واحد قهار قسم می‌خورم حتی اگر به اندازه کسانی عمر کنند که نبی الله نوح در طول ۹۵۰ سال با آنها مجادله کرد؛ نمی‌توانند بیانی بهتر و درست‌تر از بیان ناصر محمد یمانی برای قرآن بیاورند.
    ای انصار پیشگام برگزیده؛ برحذر باشید برحذر باشید مبادا اگر دیدید علمای مسلمین بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کردند- حتی اگر یکی از علمای مسلمین بر ناصر محمد یمانی غلبه کرد- تعصب شما را به گناه بکشاند وبه پیروی از من ادامه دهید که در این صورت خداوند شما به سختی عذاب خواهد کرد؛ اگر چنین اتفاقی رخ بدهد؛ شما کورکورانه نسبت به من تعصب ورزیده‌اید یا –مثل- تعصب کسی که برایش روشن شود حقّ با شخص دیگری است و تعصب و غروراو را به گناه بکشاند؛ به خداوند بزرگ قسم می‌خورم اگر یکی از علمای امت با دانشی که بهتر و هدایت‌گرتر از دانش و تأویل من است؛ بر من غالب گردد من همان سخنی را به او خواهم گفت که کلیم الله موسی به مرد صالح گفت: «آیا اگراز تو پیروی کنم؛ از آن چه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟» «به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت؛ و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد!»[اشاره به آیات کریمه سوره کهف: قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ﴿٦٦﴾ قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِیعَ مَعِی صَبْرًا ﴿٦٧﴾ وَكَیفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴿٦٨﴾ قَالَ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّـهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِی لَكَ أَمْرًا ﴿٦٩﴾]
    ای مردم؛ همانا که برهان قیادت و رهبری اولی الأمر شما این است که بینید خداوند آنها را از نظر علمی بر شما برتری و فزونی بخشیده است. و امام مهدی هم اگردوران و زمان مقدر شده ظهورش فرا برسد؛ خواهید دید که به حق و واقعاً درآگاهی از کتاب خداوند و پروردگار عالمیان از شما داناتر است و با قرآن با او مجادله نمی‌کنید مگر این که برشما غالب گردد. اگر آیه‌ای را بیاورید و بخواهید در آن موضوع با او مجادله کنید؛ بی تردید بیان حقّ آن را برای‌تان می‌آورد و به حقّ آن را تفصیل و تشریح کرده و خداوند آن را برهان جدیدی برای دعوت حقّ قرار خواهد داد. کسی که فکر می‌کند این دروغ است امتحان کند و گفتگو از کتاب است. و اما روایات؛ بسیارند و روایات حقّ موافق بیان حقّ هستند و اما روایات باطل؛ با بیان حقّ اختلاف دارند.
    اگر ندانید چرا به مسیح کذاب لقب مسیح کذاب داده شده وفرق بین مسیح حقّ و مسیح کذاب چیست؛ از شما تعجب می‌کنم! برخی از شما افترا زده و می‌گویید اسمش مسیح کذاب است چون "ممسوح العین" است ( یک چشمش کور است ) و دیگری می‌گوید نه نه اسمش "مسیخ" است نه " مسیح" و خزعبلات و روایات پیرزنان را می‌آورند که خداوند برای آنها برهانی نازل نفرموده است. اما کسی که می‌داند حقّ چیست؛ فرق بین مسیح حقّ و مسیح کذاب را به شما یاد داده است. فرق این است که با این که هردوی آنها می‌آیند اما یکی از آنها می‌گوید مسیح عیسی بن مریم و بنده خدا ورسول اوست و دیگری می‌گوید مسیح عیسی بن مریم و خدا است؛ تا به کفر گروهی از نصاری- مسیحیان- که مشرک هستند؛ بیفزاید. کسانی که به ناحق درمورد مسیح عیسی بن مریم مبالغه کرده و گفتند او خداوند است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیمَ وَقَالَ الْمَسِیحُ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ یشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمی‌نَ مِنْ أَنصَار(۷۲)ٍ} صدق الله العظیم [المائدة].
    {آنها که گفتند: «خداوند همان مسیح بن مریم است»، به یقین کافر شدند، ومسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند}
    لذا مسیح بن مریمی که خواهد گفت خداوند است کذاب و دروغ‌گوست و مسیح عیسی بن مریم حق نیست و برای همین به او مسیح کذاب گفته می‌شود؛ یعنی او مسیح عیسی بن مریم حق نیست؛ مسیح عیسی بن مریم حق، ادعای ربوبیت نمی‌کند و مردم را به عبادت خداوند یکتا و بی‌شریک دعوت می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَالَ الْمَسِیحُ یا بَنِی إِسْرَائِیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ یشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمی‌نَ مِنْ أَنصَارٍ} صدق الله العظیم [المائدة:72].
    { ومسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید! زیرا هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جایگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، یار و یاوری ندارند}
    و این مسیح عیسی بن مریم حقّ صلّى الله علیه وآله وسلّم تسلیماً كثیراً وعلى أمّه الصدّیقة القدّیسة المُطهّرة المُباركة است و به خدا شهادت می‌دهم من از انصار مسیح عیسى ابن مریم -صلّى الله علیه وآله وسلّم تسلیماً كثیراً -هستم و به خدا شهادت می‌دهم من از انصار مُحمدٍ رسول الله -صلّى الله علیه وآله وسلّم تسلیماً كثیراً -هستم و به خدا شهادت می‌دهم من از انصار رسول الله وكلیم او موسى -صلّى الله علیه وآله وسلّم وعلى أخیه هارون وآلهم تسلیماً كثیراً- هستم و به خدا شهادت می‌دهم من از انصار رسول الله نوحٍ و تمام انبیاء و رسولان خدا بوده و میان هیچ یک از رسولان الهی فرقی قایل نبوده و از مسلمانان هستم.
    ای پسران و دختران جوان مسلمان؛ می‌بینم برخی از شما امام ناصر محمد یمانی را به خاطر طولانی بودن بیاناتش ملامت می‌کنید. در پاسخ‌شان می‌گویم: اگر کتابی به شما هدیه کنم که درمورد عشق خالد قیس و لیلی باشد یا داستان اسطوره‌ای الزیر سالم ابو لیلی المهلهل یا عنتربن شدّاد باشد که یک تنه با یک شمشیر بربیش از بیست هزارجنگجو غلبه کرد؛از صفحه اول تا آخرش را می‌خوانید. با این که می‌بینید مؤمن مجاهد راه خدا مُحمد رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم و همراهانش به اذن خدا تنها بر ده جنگجو غلبه می‌کنند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {یا أَیهَا النّبی حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ إِن یكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یغْلِبُواْ مِئَتَینِ وَإِن یكُن مِّنكُم مِّئَةٌ یغْلِبُواْ أَلْفاً مِّنَ الَّذِینَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یفْقَهُونَ(۶۵)} صدق الله العظیم [الأنفال].
    {ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می‌گردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی‌فهمند!}
    آن گاه خداوند دانست مؤمنان درمورد این که چگونه یک شمشیر می‌تواند به ده شمشیر-که مثل آن هستند- غلبه یابد؛ یقین ندارند( یقین‌شان ضعیف است) و این امر صبر و ثبات و یقین مؤمن را می‌طلبد که بداند به اذن خدا قادر است با شمشیرش بر ده مبارز مسلح به شمشیر پیروز گردد. خداوند دانست به این امر یقین ندارند و یقین‌شان ضعیف است؛ لذا به آنان تخفیف داد و به جای ده نفر؛ دو نفر درنظر گرفت. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیكُمْ ضَعْفاً فَإِن یكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ یغْلِبُواْ مِئَتَینِ وَإِن یكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ یغْلِبُواْ أَلْفَینِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ(۶۶)} صدق الله العظیم [الأنفال]
    {هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعفی است؛ بنابراین، هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز می‌شوند؛ و اگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است! (۶۶)}.
    ولی من یادم هست که خیلی وقت‌ها پیش داستان عنتر و عبلة را خوانده بودم و دیدم او بر بیست هزار نفر پیروز شده و بیست هزار نفر را اسیر گرفته و این داستان در نظرم عجیب بود که چطور کتاب‌هایی را باور می‌کنی که متن‌شان خیالی است و عقل انسان عاقل آن را نمی‌پذیرد! و از آن روز دست از خواندن این کتاب‌ها برداشتم و دانستم به جز بخش کمی؛ اکثر آنها دروغ است و اعتماد خود به این نوشته‌ها را از دست دادم و برای همین وقت خود را با خواندن کتاب‌ها نمی‌گذرانم و پیش خودم گفتم وقت خود را صرف تدبر و تفکر در درست‌ترین و صادق‌ترین کتاب یعنی کتاب خدا و پروردگار عالمیان کنم و پروردگارم به من آموخت و حق را به من الهام کرد. من تمام دانشمندان بشر در عرصه‌های مختلف علمی را در مورد مباحثی که در قرآن عظیم درباره آفرینش آسمان‌ها و زمین و خود انسان و آن چه در زمین می‌روید و آن چیزهایی که نمی‌دانند به چالش می‌کشم. ولی می‌بینم بسیاری از علمای امت در خانه‌های‌شان با کتاب‌خانه‌های بزرگی که دارند، در برابر میهمانان و بازدید کنندگان منزلش خودنمایی می‌کنند. مشکلی نیست که کتاب خانه داشته باشند ولی سؤالم این است که: آیا این کتاب خانه وقتی برایت می‌گذارد تا در کتاب خداوند قرآن عظیم تدبر کنی؟ خیر بلکه کتاب خانه تمام وقتت را می‌گیرد؛ کتابی که حاوی دروغ‌ها و مبالغه‌های ناحق زیادی است. پس مطالب مفید را گرفته و خزعبلات را که عقل‌تان نمی‌پذیرد- اگر اهل تعقل باشید- را دور بریزید و-مطالعه - آنها را نافله و بعد از قرائت کتابی- قرآن عظیم- قرار دهید که مطالعه آن برشما واجب شده است. ولی شما قرآن را در وهله دوم قرار داده و انگار هیچ نمی‌خواهید آن را مطالعه کنید و اگر آن را قرائت کنید؛ فقط به صورت مرور و روخوانی است بدون این که برطبق فرمانی که خداوند برای تدبر در کلامش به شما داده عمل و در آیاتش تدبر و تفکر کنید . خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیكَ مُبَارَكٌ لِّیدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَلِیتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ(۲۹)} صدق الله العظیم [ص].
    {این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!}
    الإمام ناصر محمد الیمانی.

    اقتباس المشاركة: 4545 من الموضوع: فتاوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه..



    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 12 - 1429 هـ
    18 - 12 - 2008 مـ
    03:21 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    بيان الإمام المهديّ عن الجَنَّة التي خرج منها أبونا آدم عليه الصلاة والسلام ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين مُحمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..

    إليك سؤالي أيها السائل ، والسؤال هو: هل الله سبحانه وتعالى قال لملائكته بأنه جاعلٌ في جنة المأوى عند سدرة المُنتهى خليفةً، فإذا سوّاه ونفخ فيه من روحه أمرهم الله أن يكونوا له ساجدين؟ وأعلم بجوابك علينا وسوف تقول: قال الله تعالى:
    {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٣٤﴾ وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ من ربِّه كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿٣٧﴾ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿٣٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    فانظر لقول الله تعالى:
    {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً} صدق الله العظيم، وكذلك إلى قول الله تعالى: {وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٣٥ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ} صدق الله العظيم [البقرة:35-36]، فتدبروا كافة الآيات التي وردت في هذا الشأن وسوف تعلمون ما لم تكونوا تعلمون، فتدبروا الآيات المُحكمات التي وردت في أمّ الكتاب في هذا الشأن وسوف تعلمون، قال الله تعالى:
    {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٣٤﴾ وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ من ربِّه كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿٣٧﴾ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿٣٩﴾} ، وقال تعالى: {إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ} صدق الله العظيم [آل عمران:59].


    وقال تعالى:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَتَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً}
    صدق الله العظيم [النساء:1].

    كما قال تعالى:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ} صدق الله العظيم[الحجرات:13].


    وقال تعالى:
    {هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا} صدق الله العظيم [الأعراف:189]، وقال تعالى: {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿١١﴾ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿١٢ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿١٣ قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿١٥ قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨ وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾}
    صدق الله العظيم [الأعراف].


    كما قال تعالى في الآية الأخرى:
    {مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى} صدق الله العظيم [طه:55].


    وقال تعالى:
    {وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٦﴾ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ﴿٢٧﴾ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ ربّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ ربّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم[الحجر].


    وقال تعالى:
    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورًا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِيلًا ﴿٦٥﴾} [الإسراء].

    وقال تعالى:
    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنْ الجنّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ ربّه أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً} صدق الله العظيم [الكهف:50].


    وقال تعالى:
    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَىٰ آدَمُ ربّه فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ ربّه فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾} صدق الله العظيم [طه].

    ومن بعد التدبر سوف تعلمون ما لم تكونوا تعلمون كما يلي:

    إنَّ الله لم يجعل آدم خليفةً في جنة المأوى عند سدرة المُنتهى بل جعله خليفةً في الأرض؛ بمعنى أنه يوجد لله جنةٌ في الأرض بلا شكٍّ أو ريبٍ وهي التي جعل الله فيها خليفةً على من كان فيها من الجنّ وكذلك أمر الملائكة بالطاعة لخليفة ربّهم سجوداً لله، ويُستنبط من تلك الآيات دليل الخلافة أنها في الأرض من بادئ الأمر، والدليل قول الله تعالى:
    {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً} صدق الله العظيم. ومن ثم نستنبط بأن هذه الأرض فيها جنةٌ لله، والدليل قول الله تعالى: {وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الجنَّة فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنْ الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:19].

    ثم نستنبط أنَّ الله قد أمر إبليسَ بالخروج منها، ثم طلب إبليسُ من الله أن يُنظِره فيها حتى يفتن من كرّمه الله عليه، وطلب الشيطانُ من الله هذا الطلب من باب التحدي لئن أخَّره، ثم أجابه الله لطلبه وحذَّر آدمَ منه وقد سمع آدمُ التحدي من إبليس وإعلانَ العداوة لآدم وزوجته وذريتهم أجمعين، ويستنبط ذلك من قول الله تعالى:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَىٰ آدَمُ ربّه فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ ربّه فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾} صدق الله العظيم [طه].

    ولكن الله وعد الشيطان ليخرجنّه منها مذءوماً مدحوراً بهزيمةٍ نكراءَ ومن ثم يدخله جهنمَ وساءت مصيراً. وقال الله تعالى:
    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿١١﴾ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾ وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾}
    صدق الله العظيم [الأعراف].

    ومن ثم يتبين لكم أنَّ الخروج من الأرض إلى الأرض أي من الداخل إلى الخارج، وذلك هو الهبوط من معيشة النّعيم إلى الحضيض في المعيشة، وفي الحقيقة هو الخروج من الجنة إلى حيث أنتم في كبَدٍ وعناءٍ وشقاءٍ، وذلك لأن الله أنظر إبليسَ في هذه الجَنّة حسب طلبه من باب التحدي لئن أخرّه الله لَيفتِنَ آدم وزوجته فيجعلهم يطيعون أمر إبليسَ ويعصون أمر ربّهم ثم أجاب الله طلب إبليسَ ومن ثم حذَّر الله آدم وزوجته من إبليسَ أن لا يخرجهم من العزّ إلى الشقاء، ولذلك قال الله تعالى:
    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَىٰ آدَمُ ربّه فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾} صدق الله العظيم [طه].

    ويا معشر المسلمين والناس أجمعين، ذلك هو الشيطان بذاته هو المسيح الدجال ولا يزال في جنة الله في الأرض من تحت الثرى وتلك هي جنة الفتنة وفيها المسيح الدجال يريد أن يفتنكم بها، ولكن الله وعدكم بها في الدنيا من قبل جنة الآخرة فيحييكم فيها حياةً طيبةً في أرضٍ لم تطؤوها فيرثكم الله أرضهم وديارهم في الدنيا. تصديقاً لوعد الله للمسلمين في قول الله تعالى:
    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَئُوهَا} صدق الله العظيم [الأحزاب:27].

    وتلك الأرض هي الأرض التي لم تدعسها قدم مسلمٍ من أمّة محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم، فإن أطعتم الشيطان وعصيتم خليفة الله الإمام المهديّ ذهبت عنكم فلا يعدكم الشيطان إلا غروراً، فإن أطعتم المسيح الدجال الذي هو ذاته الشيطان الرجيم فلن تنالوها وقد كانت في يد آدم وزوجته حتى إذا عصوا أمر ربّهم وصدَّقوا الشيطان خرجوا مما كانوا فيه من العزّ، وكذلك أنتم لئن عصيتم أمر الله وصدَّقتم الشيطان الرجيم فلا يفتنكم بها الشيطان كما أخرج أبويكم فقد حذركم الله فتنته. وقال الله تعالى:
    {يَا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:27]، وقد علَّمكم محمدٌ رسول الله عن يوم هذه الأرض التي يسكنها، وقال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم أن يوم الدجال كسنةٍ من سنواتكم وقال عليه الصلاة والسلام: [يومه كسنةٍ]. أي يومه كسنةٍ من سنواتكم.

    ويا أيها الناس إنّما أكلِّمكم بالعلم الحقّ الذي سوف تجدونه الحقّ على الواقع الحقيقي وأنتم لا تزالون في الدنيا ولا أتبع خزعبلاتكم التي لا يقبلها العقل والمنطق وقد فصَّلنا لكم جنة الفتنة التي كانت سبب فتنة آدم فحرص عليها وعلى البقاء فيها، وإنما خوَّفّه الشيطان أنّ الله لم ينهَه عن تلك الشجرة حتى لا يكونا ملكين خالدين في ذلك النّعيم الذي هم فيه، وحرصاً على ذلك أكلا من الشجرة، فلا يفتنكم الشيطان كما أخرج أبويكم من الجنة إني لكم ناصحٌ أمينٌ، وهذه الجنة هي من تحت الثرى وهي لله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَافِي الأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى} صدق الله العظيم[طه:6].

    ولها مشرقان من جهتين متقابلتين وهي الأرض ذات المشرقين ومشرقاها هما ذاتهما مغرباها وربّها الله وليس ربّها عدوّه وعدوّكم المسيح الدجال. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {رَبُّ المَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ المَغْرِبَيْنِ} صدق الله العظيم [الرحمن:17].

    بمعنى أنّ لها بوابتين إحداهما في أطراف الأرض جنوباً والأخرى في منتهى أطراف الأرض شمالاً، وأعظم بُعْدٍ بين نقطتين في هذه الأرض هو بين هاتين البوابتين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ} صدق الله العظيم [الزخرف:38].

    وذلك لأنّ أعظم بُعدٍ بين نقطتين في هذه الأرض هو بين نقطتي المشرقين لأنهما في جهتين مُتقابلتين، وتشرق عليها الشمس من البوابة الجنوبية فتخترق أشعة الشمس هذه الأرض المفروشة حتى تخرج أشعتها من البوابة الشمالية نظراً لأنّ هذه الأرض مستوية التضاريس قد مهدها الله تمهيداً وفرشها بالخضرة فمهّدها تمهيداً فتراها بارزةً وليس لها مناكبُ مختفيةٌ بل بارزةٌ مستويةٌ فرشها الله بالخضرة ومهّدها تمهيداً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَالسَّمَاءَ بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿٤٧وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿٤٨} صدق الله العظيم [الذاريات].

    بمعنى أنه جعلها بارزةً ممهدةً إذا كان أحدكم في أحد بواباتها فإنه سوف يرى الشمس في السماء مقابل بوابتها الأخرى وذلك هو وصف تضاريسها. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ} صدق الله العظيم، تلك الأرض التي وضعها الله للأنام فيها فاكهةٌ والنخل ذات الأكمام والحَبّ ذو العصف والريحان. تصديقاً لقول الله تعالى:{وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ﴿١٣} صدق الله العظيم [الرحمن].

    وأذكِّركم قول الله تعالى:
    {فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ} صدق الله العظيم، فها هي الأرض التي لم تطئُوها؛ نفقٌ في الأرض أمامكم بين أيديكم من آيات الله من آيات التصديق لهذا القرآن العظيم الذي اتخذتموه مهجوراً فبأيّ نعم الله تُكذبان يا معشر الكفار من الإنس والجان؟ قال تعالى: {فاذْكُرُوا آلَاءَ اللَّـهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    وأرى الجاهلين منكم يُكذِّبونَني بسبب عدم ظهوري لهم برغم أنّي أخاطبهم بكلام الله الذي هم به يؤمنون، فكذلك يتخذونه مهجوراً ثم يكذِّبوني ويحاجّوني لماذا لم أظهر فأواجههم. وهل لو ظهرت لهم سوف أقول لهم كلاماً غير هذا فيصدِّقوني، وما الفرق بين ظهوري ما داموا لم يصدِّقوا بالحقّ بين أيديهم وليس مكتوباً على جبيني الإمام المهديّ المنتظَر، وإنما أنا بشرٌ مثلكم أعلِّمكم البيان الحقّ للقرآن فأستنبطه من ذات القرآن أم إنّكم لا تُصدقون بأرضٍ هي نفقٌ في الأرض لم تطئُوها يا معشر المسلمين وفيها من آيات الله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ} [الأنعام:35].

    وإني أريد أن أغزوها فلا ننتظر حتى يغزونا المسيح الدجال خشية أن يجعل الناس أمّةً واحدةً على الكفر نظراً لفتنة الملكوت الذي أخرجكم منه وإنّا فوقهم قاهرون ويريد الله أن يجعلكم أمّةً واحدةً على الحقّ ولو يدعوكم المسيح الدجال إلى الكفر بالله يا معشر هذه الأمّة لاتبعتموه نظراً لفتنة المُلك الذي في هذه الأرض وإنما هي زينة الحياة الدُنيا وزُخرفها ولا يريد الشيطان أن يُدخِلها إلا من كفر بالله واتَّبعه وعصى الإمامَ المهديَّ المنتظَر.

    وأقسم بربّ العزة والجلال لأخرجنَّه منها بقدرة الله مذءوماً مدحوراً هو وجميع جيوشه الذي يعدّهم من ذُرّيات البشر من اليهود آباؤهم من البشر وأمهاتهم إناثٌ من شياطين الجنّ فيجامعوهن من الذين غيّروا خلق الله فيلدنَ عند المسيح الدجال الشيطان الرجيم، فإنا فوقهم قاهرون بإذن الله العزيز الحكيم فيورثني الله ومن معي أرضهم وديارهم وأموالهم بأرضٍ لم تطؤوها. تصديقاً لوعد الله بالحق:
    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَئُوهَا ۚ وَكَانَ اللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا ﴿٢٧} صدق الله العظيم [الأحزاب].

    فأمّا قوله:
    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ} فهو يخصّ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم ومن معه. وأما قول الله تعالى: {وَأَرْضاً لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً} فهو يقصد الإمام المهديّ وحزبه الذين هم أنفسهم حزب محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وجميعنا حزب الله ألا إن حزب الله هم الغالبون، ويورثنا ملكوت تلك الأرض من الديار والأموال، الأرض التي وعدكم الله بها ولم تطأْها قدم مسلمٍ من الأميّين بعد، تلك هي جنة الفتنة قصورها من الفضة وأبواب قصورها من الذهب وزخرفاً ومعارجَ عليها يظهرون، تسلّط عليها المسيح الدجال الذي يدعو الناس إلى الكفر بالله الحقّ ويدّعي الربوبيّة بغير الحقّ، ويعِدُ الكُفار بدعوة الحقّ بهذه الديار التي أسقفها من الفضة وأبوابها من الذهب، ويريد أن يجعل الناس أمّةً واحدةً على الكُفر وما يعدهم الشيطان إلا غروراً، وذلك البيان الحقّ لقول الله تعالى: {وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ﴿٣٣وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤وَزُخْرُفًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [الزخرف].


    ولولا فضل الله عليكم يا معشر المسلمين ببعث المهديّ المنتظَر بالبيان الحقّ للقرآن العظيم لاتبعتم الشيطان مع الناس إلا قليلاً، وذلك لأنّ الشيطان هو المسيح الدجال ذاته الذي يريد أن يجعل الناس أمّة كفرٍ واحدةٍ، فابتعثني الله له بالضدّ فأجعل الناس بإذن الله أمّةً واحدةً على الهُدى على صراطٍ مستقيمٍ.

    ولو يحشر الله لعبده جنودَه من البعوضة فما فوقها لما ازداد مُسلمو اليوم إلا كفراً وإنكاراً للحقّ نظراً لتغيير ناموس آيات التصديق بالكتاب فافتروا على الله أنه يؤيِّد دعوة الباطل بآيات التصديق من عنده، كقولهم إنَّ الله يؤيد المسيح الدجال بالآيات من عنده، سبحانه! فكيف يؤيِّد اللهُ الباطلَ بآيات التصديق أفلا تعقلون؟ إذاً لو يؤيِّد اللهُ الإمامَ المهديّ بجنوده من البعوضة وما فوقها من خلق الله في السماوات وفي الأرض ضدّ المسيح الدجال وجيوشه إذاً لقال المسلمون إن الإمام المهديّ هذا الذي أيَّده الله بهذه الآيات كُلّها؛ إذاً هو المسيح الكذاب! برغم أني لن أدّعي الربوبية وأعوذ بالله، ولكنهم لن ينظروا لدعوتي الحقّ؛ بل سوف ينظرون لكثرة آيات التصديق من السماء والأرض فيحشر الله عليهم جنود المهديّ المنتظَر من جميع أقطار السماوات والأرض إذاً لقالوا إنّ المهديّ هذا الذي أيَّده الله بكل هذه الآيات، إذاً هو المسيح الدجال الذي حذَّرنا منه محمدٌ رسول الله وأخبرنا بأنّ الله سوف يعطيه ملكوت كل شيء، إذاً لن تزيدكم آيات التصديق إلا كفراً يا معشر مُسلمي اليوم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:111].

    والسبب هو أنكم غيَّرتم ناموس الحقّ في الكتاب وصدّقتم الباطل وكذَّبتم الحقّ واتَّبعتم الباطل المُفترى، وأسمّي بالحقّ والحقّ أقول: إن الذين يعتقدون بأنّ الله يؤيّد الباطل بآياته فإنهم أشدّ كفراً بالحقّ في الكتاب؛ بل الكفار في الأمم الأولى أعقل منهم حتى فرعون أعقل من المسلم الذي يعتقد أنّ الله يؤيّد بآياته تصديقاً للباطل، بل فرعون أعقل منه لأنه يعلم إنما آيات التصديق يؤيّد بها الربّ الحقّ لأوليائه تصديقاً لدعوتهم إن كانوا على الحقّ فانظروا لردّ فرعون على رسول الله موسى الذي يدعوه إلى ربّ العالمين:
    {قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿٢٣قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿٢٤قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿٢٥قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٢٦قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿٢٧قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٢٨قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَـٰهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿٢٩قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿٣٠قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿٣١فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿٣٢وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ ﴿٣٣} صدق الله العظيم [الشعراء].

    فانظروا لردِّ فرعونَ على موسى:
    {قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿٣٠قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿٣١} وذلك لأن ربّ موسى إذا كان حقاً فسوف يؤيِّد دعوةَ الحقّ بمعجزة التصديق، ولذلك حَكمَ فرعونُ لئن جاء بآية التصديق من ربِّه الذي بعثه بالحقّ فقد أصبح من الصادقين، ولذلك كان ردّ فرعونَ على موسى؛ بل وجعله حكماً مُسبقاً بينهم بالحقّ قبل أن يريه موسى: {قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿٣٠قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿٣١}، وأمّا أنتم يا معشر المسلمين الذين يعتقدون أنّ الله يؤيِّد بآياته تصديقاً لدعوة الباطل، وكذلك تصديقاً لدعوة الحقّ، فأولئك الأنعام أعقل منهم؛ بل هم أضلّ سبيلاً فقد نسفت هذه العقيدةُ المُنكرة إيمانَهم بربهم فكفروا بجميع آياته التي لا يأتي بها سواه ولا يؤيِّد بها دعوة الباطل ولا يؤيِّد بها إلا من يدعو إلى الحقّ فيصدقه الله بآيةٍ من عنده.

    ولكنّ مسلمي اليوم قد غيّروا ناموس العقيدة الحقّ واتّبعوا روايات الفتنة اليهوديّة فردّوهم من بعد إيمانهم كافرين إلا من رحم ربي من المسلمين فأبى قلبُه وعقلُه أن يُصدّق أنَّ الله يؤيّد المسيح الدجال بآيات التصديق لدعوة الباطل مع أنه يدَّعي الربوبيّة وأنه من خلق السماء والأرض ويقول يا سماءُ أمطري فتمطر ويا أرضُ أنبتي فتنبت فيجعل الأرض جنةً! قاتلكم الله أنَّى تؤفكون؛ بل ويقطع رجلاً إلى نصفين فيمرّ بين الفلقتين ومن ثم يعيد روحه من بعد الموت وأثبت أنه يُبدئ ويعيد! ولكن الله قال:
    {قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩} صدق الله العظيم [سبأ].

    فكيف تتبعون روايةً تُخالف كافة الآيات المحكمات في القرآن العظيم في شأن البعث؟ ويتحدى الله الباطل من دونه أن يعيدوا الروح إلى جسد الميت، وقال لئن فعلوا مع أنهم يَدْعون إلى سواه فقد صدَقوا بدعوة الباطل من دون الله. وقال الله تعالى:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة].


    ومن ثم تريدون أن يثبت الباطل دعوته بغير الحقّ فيعيد الروح إلى الجسد، أفلا ترون أنّكم قد كفرتم بمحكم القرآن العظيم ولا أقول بالمُتشابه؛ بل كفرتم بالآيات المُحكمات أمّ الكتاب. ألم يقل الله لكم أنّ الباطل لا يستطيع أن يُثبت دعوته ولو بخلق ذبابةٍ واحدةٍ؟ ولكنكم فتنتكم فرية أكبر من ذلك؛ بل خلَقَ السماوات والأرض ومن ثم يثبتُ دعوته على الواقع مع أنه يدَّعي الربوبيّة فيقول يا سماء أمطري فتمطر ويا أرض أنبتي فتنبت، أليس ذلك معاكساً لقول الله تعالى:
    {هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ} [لقمان:11]، ثم يقول المسيح الدجال أنه الذي خلق السماء والأرض ثم يأتي بالبرهان ويقول يا سماء أمطري فتمطر ويا أرض أنبتي فتنبت! ألا لعنة الله على المُفترين لعناً كبيراً، ومن صدَّق افتراءهم فقد كذّب مُحكمَ ما أنزل الله في القرآن العظيم؛ بل الله يتحدى أن يطيع الباطلَ مثقالُ ذرةٍ في السماء أو في الأرض لأنه لم يخلق الباطلُ مثقالَ ذرةٍ لا في السماوات ولا في الأرض، وقال الله تعالى: {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللهِ لاَ يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ} صدق الله العظيم [سبأ:22].

    أفلا ترون أنكم يا معشر الذين يعتقدون أنّ الله يؤيّد الباطل بآياته قد كفرتم بمحكم القرآن العظيم؟ وأبشّركم بعذابٍ عظيمٍ ما لم تكفروا بالباطل المُفترى فتتبعوا الحقّ.

    ولكني بيّنت لكم أنّ جنة الفتنة ليست كما تعتقدون، بل هي جنةٌ لله خلقها الله من تحت الثرى في باطن أرضكم بالأرض ذات المشرقين وربُّها الله ربّ الأرض ذات المشرقين وليس المسيح الدجال؛ إنما تسلّط عليها ويريد أن يفتنكم بها بشرط الكفر بأن تكفروا بدعوة الإمام المهديّ فضل الله عليكم ورحمته، بل لولا الإمام المهديّ الذي ابتعثه الله رحمةً للمسلمين لاتَّبع كافةُ المسلمين المسيحَ الدجال فيتَّبعهم الناس وكفرتم بالحقّ الذي يؤيّد الله به كافة جنوده من ملكوت كُلّ شيء، ولذلك لا أرجو من الله آياتِ التصديق الآن لأني قد علمت أنّها لن تزيدكم إلا كفراً يا معشر المسلمين الذين غيّروا ناموس آيات الله في الكتاب فزعمتم أنّه يؤيّد بها الباطل! ولكني لا أعلم بذلك في الكتاب شيئاً ولم أجد في الناموس من ذلك شيئاً؛ بل العكس تماماً وهو أنَّ الله يؤيّد بآياته تصديقاً للذين يدعون إلى الحقّ كدعوة رسول الله موسى فأحيا ميتاً آية التصديق لما يدعو إليه موسى صلّى الله عليه وآله وسلّم، وقال الله تعالى:
    {فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:73].

    ولكن مسلمي اليوم قد انقلبوا عمَّا جاء في مُحكم القرآن العظيم واتّبعوا الأحاديث والروايات المفتراة على الله ورسوله من قِبل أهل الكتاب من اليهود فردّوهم من بعد إيمانهم كافرين حتى بمحكم القرآن العظيم، فأعرضوا عن آياته المُحكمات من أمّ الكتاب وأزاغوا عنها فأزاغ الله قلوبهم عن الحقّ. وها هو ناصر محمد اليماني يُخاطبهم بمحكم القرآن العظيم فإذا هم لا يعيرونه أيَّ اهتمام فلا خير فيهم ولا فيمن اتَّبعهم، فكيف يُعرضون حتى عن مُحكم القرآن العظيم ثم لا يوقنون أنهم قد أضلّهم اليهود عن الصراط المُستقيم؟ وأقسم بالله لو لايزال المسلمون على الهدى لما جاء قدر عصري وظهوري فلا يأتي قدر المهديّ المنتظَر إلا وقد أضلَّ اليهودُ المسلمين عن الصراط المستقيم ومن ثم يعيدهم إلى الحقّ، ولذلك يُسمّى (المهديّ) أي الداعي الى الحقّ فيدعو إليه.

    ومضى عليَّ أربعُ سنواتٍ ولا يزال المسلمون في ريبهم يتردَّدون حتى يروا كوكب العذاب الأليم، ولو حتى آتي بترليون بُرهانٍ من القرآن على موضوعٍ واحدٍ لما استطعت أن أقنع قوماً كالأنعام بل هم أضلُّ سبيلاً إلّا من رحم ربي واتبع الحقّ واستخدم عقله فلا يكون إمّعةً لا يُفكّر شيئاً، وإن كان لا يوقن بالحقّ ويخشى أن يكون ناصر محمد اليماني هو الحقّ وهو معرضٌ عن الحقّ ومن ثم يصرخ فيقول: "يا معشر علماء المسلمين يوجد رجلٌ في الإنترنت العالمية ويقول أنه الإمام المهديّ المنتظَر وجعل له طاولة الحوار العالمية تسمّى
    ( موقع الإمام ناصر مُحمد اليماني ) وجعله موقعاً يسمح لكافة البشريّة للحوار، فإن كان كذّاباً أشراً وليس المهديّ المنتظَر ألجموه بالقرآن العظيم وأخرسوا لسانه واهزموه في عقر داره حتى يُغلقه فيولِّي مُدبراً فلا يُعقِّب إن كان كذاباً أشراً وليس الإمام المهديّ المنتظَر، وإن كان هو الإمام المهديّ فحتماً معه الله ولا ولن تستطيعوا أن تلجموه بعلمٍ أهدى من علمه سبيلاً".

    وهكذا ينبغي أن يكون الإمام المهديّ إلى الحقّ بل هو فضل الله عليكم ورحمته ولولاه بإذن الله لفتنكم الشيطان يا معشر المسلمين إلا قليلاً من الذين صدّقوني، ولا أراهم إلا قليلاً، والإمام المهديّ الذي يستنبط لكم كافّة الاحكام الحقّ التي خالفتموها إلى الباطل من القرآن ويبيّن القرآن بالقرآن ويفصّله تفصيلاً ذلك هو الإمام المهديّ من أولي الأمر منكم من الذين أمركم الله بطاعتهم من بعد الله ورسوله وزادهم عليكم بسطةً في علم الكتاب ليستنبطوا لكم الأحكام الحقّ فيما كنتم فيه تختلفون. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُم لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً} صدق الله العظيم [النساء:83]. وذلك لأنّ الإمام المهديّ هو من أولي الأمر منكم من الذين أمركم الله بطاعتهم من بعد الله ورسوله فزادهم عليكم بسطةً في العلم، إنّ الله يؤتي مُلكه من يشاء والله واسعٌ عليمٌ.

    وأشكر حسين أبا الريم شكراً كبيراً وأستوصي الناس فيه خيراً وكذلك من سبق إلينا من قبله الحُسين بن عمر مُصمِّم كافة مواقع المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني، وكذلك الوليّ الكريم والصديق الحميم مُحمد الحاج اليماني من الذين أشدد الله بهم أزري وأشركهم في أمري وجعلهم من وزرائي المُكرمين، وأُقسم بربّ العالمين لأكرمهم على رؤوس البشر من أمّة المهديّ المنتظَر، فهل جزاء الإحسان إلا الإحسان؟ صدَّقوا ونصروا. وأضيف إليهم رابعهم (حمدي) ونعم الرجُل البصير ذو القلب المُنير جعل الله له فُرقاناً ليُفرق به بين الحقّ والباطل، وكذلك الذين من بعدهم فلا يستوون مثلاً من الذين صدقوا وأيقنوا بالبيان الحقّ للقرآن العظيم وشدّوا أزري وأطاعوا أمري.

    وكذلك أشكر كافة الأنصار الأخيار صفوة البشريّة وخير البريّة الذين صدَّقوا بالبيان الحقّ للقرآن العظيم قولاً وعملاً ولم يقولوا في عصر التأويل كما قال الذين كفروا في عصر التنزيل: "اللهم إن كان هذا هو الحقّ من عندك فأمطر علينا حجارةً من السماء" فتشابهت قلوبهم معهم من هذه الأمّة الذين ينتظرون التصديق حتى يروا مطرَ الحجارة من كوكب العذاب الأليم. وما الفرق بينهم وبين الذين قالوا "اللهم إن كان هذا هو الحقّ من عندك فأمطر علينا حجارةً من السماء أو إتنا بعذابٍ أليم "؟ وإني أرى كثيراً من المسلمين قد أنظروا التصديق بالبيان الحقّ للقرآن حتى يروا هل حقاً سوف يأتي كوكب العذاب فيمطر على الأرض حجارةً من نارٍ ومن ثم يشهد بالحقّ!

    ولربّما يودّ أحدكم أن يقاطعنى ويقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليماني أجعلت من يكفر بدعوتك كافراً؟". ومن ثم أردّ عليه وأقول: كلا ليست المشكلة الكفر بالمهديّ المنتظَر ولكن الكارثة عليكم هو الكفر بالبيان الحقّ للقرآن العظيم الذي ترونه حقاً على الواقع الحقيقي ومن ثم عن الحقّ تُعرضون، فبئس ما يأمركم به إيمانكم بالقرآن العظيم أن تعرضوا عن البيان الحقّ للقرآن العظيم.

    ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار كونوا شهداءَ بالحقّ فلم يجعل الله الإمام المهديّ جباناً كمثل كثيرٍ من علمائكم يكتب ما يشاء في موقعه ومن ثم لا يسمح للناس أن يدخلوا موقعه فيردّوا عليه لأنه يخشى أن يحرقوه في عقر داره، ولكني أُشهد الله وكفى وكافة الأنصار الأخيار وكفى بالله شهيداً إني قد جعلت موقعي (
    موقع الإمام ناصر محمد اليماني ) طاولة الحوار لكافة البشرية عالمهم وجاهلهم يهوديهم ونصرانيهم ومسلمهم وملحدهم وأتحداهم جميعاً عن بكرة أبيهم بالبيان الحقّ للقرآن العظيم، وأقسمُ بالله الواحد القهار لا يستطيعون أن يأتوا بالبيان للقرآن خيراً من بيان ناصر محمد اليماني وأحسن تفسيراً لو تعمَّروا عمر الذين جادلوا نبيّ الله نوحاً في دعوة الحقّ ألف سنة إلا خمسين عاماً.

    ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار إياكم ثم إياكم ثم إياكم إن رأيتم علماء المسلمين قد غلبوا الإمام ناصر محمد اليماني أو حتى واحداً من علماء المسلمين يغلب ناصر محمد اليماني ثم تأخذكم العزة بالإثم فتتّبعوني فيعذبكم الله عذاباً نكراً، فلو يحدث هذا فتتعصّبون معي تعصُّب الأعمى أو تعصُّب الذي يتبيّن له الحقّ مع الآخر ثم تأخذه العزّة بالإثم، وأقسم بالله العظيم لو يغلبني أحد علماء الأمّة بعلم هو أهدى من علمي وأحسن تأويلاً لقلت له كما قال كليم الله موسى للرجل الصالح هل أتّبعك على أن تُعلِّمني مما عُلِّمت رُشداً وسوف تجدني إن شاء الله صابراً فلا أعصي لك أمراً.

    ويا قوم إنما برهان القيادة لأولي الأمر منكم إن وجدوا هو أن يزيدهم الله بسطةً في العلم عليكم، وكذلك الإمام المهديّ إذا جاء عصره وقدر ظهوره فسوف تجدونه هو حقاً أعلمكم بكتاب الله ربّ العالمين فلا تُجادلونه من القرآن إلا غلبكم، فإن أتيتم بآيةٍ تريدون جداله بها في موضوعٍ ما إلاّ أتى بالبيان الحقّ لها وفصَّلها بالحقّ تفصيلاً فيجعلها الله كذلك برهاناً جديداً لدعوة الحقّ، ومن كذّب جرّب وحاور من الكتاب، وأما الروايات فهي كثيرةٌ وما كان حقاً منها فسوف تتوافق مع البيان الحقّ وما كان باطلاً فهو يختلف مع البيان الحقّ.

    ويا عجبي منكم إذ لم تعلموا لماذا يُسمّى المسيح الكذاب بـ ( المسيح الكذاب ) وما الفرق بين المسيح الحقّ والمسيح الكذاب! فمنكم من افترى وقال إنما يُسمّى بالمسيح الكذاب لأن عينه ممسوحة، وآخر قال كلا كلا بل يُسمى المسيخ وليس المسيح، وتأتون بخزعبلاتٍ وروايات عجائزَ ما أنزل الله بها من سلطانٍ، ولكن الذي يعلم الحقّ قد علّمكم الفرق بين المسيح الحقّ والمسيح الكذاب، فهما وبرغم أنهما سوف يأتيان الاثنين أحدهما يقول أنه المسيح عيسى ابن مريم عبد الله ورسوله والآخر يقول أنه المسيح عيسى ابن مريم ويقول أنه الله، وذلك حتى يزيد المشركين من النصارى كفراً إلى كفرهم من الذين بالغوا في المسيح عيسى ابن مريم بغير الحقّ وقالوا إنه الله، وقال الله تعالى:
    {
    لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۖ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ﴿٧٢} صدق الله العظيم [المائدة].

    إذاً المسيح عيسى ابن مريم الذي سوف يقول أنه الله فإنّه كذابٌ وليس المسيح عيسى ابن مريم الحقّ، ولذلك يُسمّى المسيح الكذاب أي أنه ليس المسيح عيسى ابن مريم الحقّ الذي لا يدّعي الربوبية ويدعو الناس لعبادة الله وحده لا شريك له، وقال الله تعالى:
    {وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ} صدق الله العظيم [المائدة:72]. وذلك هو المسيح عيسى ابن مريم الحقّ صلّى الله عليه وآله وسلّم تسليماً كثيراً وعلى أمّه الصدّيقة القدّيسة المُطهّرة المُباركة، وأُشهدُ الله أني من أنصار المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم تسليماً كثيراً، وأُشهدُ الله أني من أنصار مُحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم تسليماً كثيراً، وأُشهدُ الله أني من أنصار رسول الله وكليمه موسى صلّى الله عليه وآله وسلّم وعلى أخيه هارون وآلهم تسليماً كثيراً، وأُشهدُ الله أني من أنصار رسول الله نوحٍ وكافة الأنبياء والمُرسلين ولا أفُرِّق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المسلمين.

    ويا معشر شباب وشابات المسلمين إني أرى بعضكم يلوم الإمام ناصر محمد اليمانيّ على طول بياناته، ومن ثم أردّ عليه وهل لو أهديت لك كتاباً مكتوباً عليه الحُبّ الخالد قيس وليلى لقرأته من الغلاف إلى الغلاف أو أُسطورة الزير سالم أبو ليلى المهلهل أو أسطورة عنتر بن شدّاد الذي يغلب عشرين ألف مُقاتل وهو وحده بالسيف! بينما المؤمن المُجاهد في سبيل الله مُحمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم ومن معه لا نجده يغلب إلا عشرة فُرسان بإذن الله وقال الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا النّبيّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفاً مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ} صدق الله العظيم [الأنفال].

    ومن ثم علِم الله أن في المؤمنين ضعفَ اليقين إذ كيف يغلب واحدٌ سيّافٌ عشرةً معهم سيوفاً مثله وهذا يتطلب صبراً وثباتاً ويقيناً من المؤمن بأنه بإذن الله حتماً سوف يغلب بسيفه عشرةَ مُبارزين معاً بالسيوف، ولكن علم الله أنّ فيهم ضعفاً باليقين بذلك فخفف عنهم من عشرة إلى اثنين. وقال الله تعالى:
    {الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ} صدق الله العظيم [الأنفال:66].

    ولكني أتذكر أنّي قرأت قصة عنتر وعبلة منذ أمدٍ بعيدٍ فأجده يغلب عشرين ألف ويأسر عشرين ألف فأستغرب من ذلك الحديث! وكيف تُصدق الكُتب التي بهذه النصوص الخيالية التي لا يقبلها عقلُ إنسانٍ عاقلٍ! ومن يومها عزفت عن قراءة الكتب وعلمت أن فيها كذباً كثيراً إلا قليلاً منها فانتزعت الثقة مما يكتبون، ولذلك لم أُشغل نفسي بالكتب وقلت إذاً أُشغل نفسي بالتدبر والتفكر في أصدق الكُتب كتاب الله ربّ العالمين فعلَّمني ربي وألهمني الحقّ وأتحدى جميع علماء البشرية على مختلف مجالاتهم العلميّة والتي تحدث عنها القرآن العظيم في خلق السماوات والأرض وأنفسهم ومما تُنبت الأرض ومما لا يعلمون، ولكني أرى كثيراً من علماء الأمّة لديهم مكتباتٌ كبرى في منزله يتباهى بها أمام الضيوف والزوار لداره ولا بأس بذلك إن كانت له مكتبةٌ ولكن سؤالي هو: هل سوف تترك له تلك المكتبة وقتاً لتدبر كتاب الله القرآن العظيم؟ بل سوف تأخذ الكتب كُلَّ وقته وفي الكُتب كذِبٌ كثيرٌ ومُبالغةٌ بغير الحقّ فخذوا المفيد منها واتركوا الخزعبلات التي لن تقبلها عقولكم إن كنتم تعقلون واجعلوها نافلةً بعد الكتاب الفرض القرآن العظيم، ولكنكم جعلتموه كتاباً ثانوياً لا تكادون أن تقرأوه شيئاً وإن قرأتموه فتمرّون عليه مروراً بلا تدبر وتفكّر في آيات الله كما أمركم الله بالتدبر لكلام الله في الكتاب في قول الله تعالى:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:29].

    الإمام ناصر محمد اليمانيّ.
    ــــــــــــــــــــ







  6. الترتيب #6 الرقم والرابط: 315291 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد الیمانی
    16 - 01 - 1430 هـ
    13 - 01 - 2009 مـ
    ۲۴-دی- ۱۳۸۷ه.ش
    12:55 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    برادر"المنتظر" در بیانات حق امام مهدی از ذکر- قرآن عظیم - تدبر کن..

    بسم الله الرحمن الرحیم، وسلامٌ على المُرسلین والحمدُ لله ربّ العالمین، وبعد.

    برادر گرامی؛ بدان که "هبوط" به معنای رفتن انسان از بهترین وضعیت زندگی و معیشتی به بدترین و نازل ترین وضع زندگی و معیشت است، و خداوند حقیقتاً در بسیاری ازآیات برای‌تان روشن نموده است که هبوط به معنی خارج شدن از بهشت در باطن زمین و رفتن به جایی است که الان در آن هستید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظیم [طه:117].
    { پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}
    از خلال این آیات درمی‌یابیم که خداوند درخواست ابلیس را پذیرفته و به او فرصت ماندن در بهشت را داده است چون بهشت مذکور؛ جنت المأوایی که نزد سدرة المنتهی است نمی‌باشد برای همین خداوند درخواست ابلیس را پذیرفت و جنت المأوی را بر او حرام ساخت اما برای ماندن در جنت زمینی به او فرصت داد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {اذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن طِینٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّ‌وحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ﴿٧٢﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾ إِلَّا إِبْلِیسَ اسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ینَ ﴿٧٤﴾ قَالَ یا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیدَی ۖ أَسْتَكْبَرْ‌تَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِینَ ﴿٧٥﴾ قَالَ أَنَا خَیرٌ‌ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ‌ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ﴿٧٦﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِیمٌ ﴿٧٧﴾ وَإِنَّ عَلَیكَ لَعْنَتِی إِلَىٰ یوْمِ الدِّینِ ﴿٧٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِی إِلَىٰ یوْمِ یبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ینَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١)} صدق الله العظیم [ص].
    { هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل می‌آفرینم! (۷۱) هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!» (۷۲) در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند، (۷۳) جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران بود! (۷۴) گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟! (برتر از اینکه فرمان سجود به تو داده شود!)» (۷۵) گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۷۶) فرمود: خارج شو، که تو رانده درگاه منی! (۷۷) و مسلّماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود! (۷۸) گفت: «پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‌شوند مهلت ده!» (۷۹) فرمود: «تو از مهلت داده‌شدگانی، (۸۰) ولی تا روز و زمان معیّن!» (۸۱)}
    از کجا می فهمید که خداوند خواسته ابلیس را اجابت نموده و به او فرصت داده تا دربهشت فتنه بماند؟ جواب سؤال را در این فرموده خداوند تعالی می‌یابیم:
    {فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظیم،
    { پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}

    از خلال این آیه درمی‌یابیم که اگر ابلیس از بهشت بیرون شده بود، چگونه توانست آدم و حواء را به فتنه بیندازد؟ پس برای‌تان روشن می‌شود که بیان حق آیات این است که خداوند درخواست ابلیس را اجابت نموده و اجازه داد تا در بهشتی که آدم و حواء در آن ساکن بودند بماند و آنها را در مورد اطاعت از فرمان خداوند امتحان نماید؛ البته به آنها هشدار داد و فرمود:

    {فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظیم
    { پس گفتیم: ای آدم! این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!}

    و اما یأجوج و مأجوج؛ آنها از نسل بشرند؛ پدران‌شان شیاطین انس و مادران‌شان شیاطین مؤنث اند و تعداد آنها بسیار زیاد است و خداوند در روز حشر به آنان می‌فرماید:
    {وَیوْمَ یحْشُرُهُمْ جَمیعاً یا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِیآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَآ أَجَلَنَا الَّذِی أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِینَ فِیهَآ} صدق الله العظیم [الأنعام:128].
    {و روزی که همه آنان را گرد آورد [ومی‌فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) میگوید آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
    أخوك الإمام ناصر مُحمد الیمانی..

    اقتباس المشاركة: 4546 من الموضوع: فتاوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه..



    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    16 - 01 - 1430 هـ
    13 - 01 - 2009 مـ
    12:55 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    أخي المُنتظر تدبّر البيان الحقّ للذكر للمهديّ المنتظَر ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين، وبعد..

    أخي الكريم، إنّ الهبوط هو من أحسن تقويمٍ في المعيشة إلى أسفل سافلين في المعيشة، وفي الحقيقة قد بّين الله لكم في كثيرٍ من الآيات أنه الخروج من جنة لله في باطن أرضكم إلى حيث أنتم.
    وقال الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم [طه:117].

    ومن خلال هذه الآية تعلم أنّ الله أجاب دعوة إبليس فأخّره في الجنة لأنها ليست جنة المأوى التي عند سدرة المُنتهى، ولذلك أجاب إبليسَ وحرّم عليه جنّة المأوى، وإنما أخّره في جنةٍ لله في الأرض. وقال الله تعالى: {إِذْ قَالَ ربّك لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرً‌ا مِّن طِينٍ ﴿٧١﴾ فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّ‌وحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ ﴿٧٢﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٧٣﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ‌ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧٤﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ۖ أَسْتَكْبَرْ‌تَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ ﴿٧٥﴾ قَالَ أَنَا خَيْرٌ‌ مِّنْهُ ۖ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ‌ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿٧٦﴾ قَالَ فَاخْرُ‌جْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَ‌جِيمٌ ﴿٧٧﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٧٨﴾ قَالَ رَ‌بِّ فَأَنظِرْ‌نِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٧٩﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِ‌ينَ ﴿٨٠﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [ص].

    وكيف تعلم أنّ الله أجاب دعوة إبليس فأخّره في جنة الفتنة؟ وسوف تجد الإجابة في قول الله تعالى: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم، ومن خلال ذلك تجد إجابة سؤالك كيف استطاع أن يفتن الشيطانُ آدمَ وحواءَ، وقد تمّ طرده من الجنة، ومن ثم يتبيّن لك البيان الحقّ أنَّ الله أجاب دعوة إبليس فأخّرة في الجنة فتنةً لآدم وحواءَ واختبارَ الطاعة لأمر ربّهم غير أنّه حذّرهم وقال الله لهم: {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى} صدق الله العظيم.

    وأما يأجوجُ ومأجوجُ فهم من ذُريّات البشر آباءهم من شياطين البشر وأمهاتهم من إناث الشياطين وهم كثيرٌ، ويقول الله لهم يوم حشرهم: {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَآ أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَآ} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    أخوك الإمام ناصر محمد اليمانيّ.
    ـــــــــــــــــــــــــ


  7. الترتيب #7 الرقم والرابط: 315292 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 7 -
    الإمام ناصر محمد الیمانی
    20 - 02 - 1431 هـ
    05 - 02 - 2010 مـ

    ۱۶-بهمن-۱۳۸۷ه.ش.
    01:34 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    { لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ یدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ }صدق الله العظیم
    {چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند }

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
    {وَجَعَلُوا لِلَّـهِ شُرَ‌كَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَ‌قُوا لَهُ بَنِینَ وَبَنَاتٍ بِغَیرِ‌ عِلْمٍ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا یصِفُونَ ﴿١٠٠﴾ بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ یكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَیءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ ﴿١٠١﴾ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَیءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَیءٍ وَكِیلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ یدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ‌ ﴿١٠٣﴾}
    صدق الله العظیم [الأنعام].
    { آنان برای خدا همتایانی از جنّ قرار دادند، در حالی که خداوند همه آنها را آفریده است؛ و برای خدا، به دروغ و از روی جهل، پسران و دخترانی ساختند؛ منزّه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف می‌کنند! (۱۰۰) او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست. (۱۰۱)آری، این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}

    به تأکیداتی که حین تعریف صفات ذات خداوند سبحان می‌شود؛ توجه کنید، خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَیءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَیءٍ وَكِیلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ یدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ‌ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظیم،
    {آری، این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}

    بعد از حق مگر چیزی جز گمراهی هم وجود دارد؟ آیا عدم امکان مشاهده مستقیم خداوند جزو صفات ذات خدواند سبحان نیست؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ یكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَیءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ ﴿١٠١﴾ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَیءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَیءٍ وَكِیلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ یدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ‌ ﴿١٠٣﴾}
    صدق الله العظیم.
    { او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست. (۱۰۱) این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}

    اما خداوند سبحان از ورای حجاب خود با شما سخن می‌گوید و شما سخن خداوند سبحان را می‌شنوید! او با شما آشکارا سخن خواهد گفت و شاهد نور خداوند خواهید بود که به شدت از ورای حجاب تابان است.تمام زمین محشر از نور خداوند روشن خواهد بود و این نور از ورای حجاب نمایان می‌گردد.خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَنُفِخَ فِی الصُّورِ‌ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْ‌ضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّـهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْرَ‌ىٰ فَإِذَا هُمْ قِیامٌ ینظُرُ‌ونَ ﴿٦٨﴾ وَأَشْرَ‌قَتِ الْأَرْ‌ضُ بِنُورِ‌ رَ‌بِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِیءَ بِالنَّبِیینَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِی بَینَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا یظْلَمُونَ ﴿٦٩﴾ وَوُفِّیتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا یفْعَلُونَ ﴿٧٠﴾ وَسِیقَ الَّذِینَ كَفَرُ‌وا إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ یأْتِكُمْ رُ‌سُلٌ مِّنكُمْ یتْلُونَ عَلَیكُمْ آیاتِ رَ‌بِّكُمْ وَینذِرُ‌ونَكُمْ لِقَاءَ یوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا بَلَىٰ وَلَـٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِ‌ینَ ﴿٧١﴾ قِیلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا ۖ فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِ‌ینَ ﴿٧٢﴾ وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَ‌بَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ ﴿٧٣﴾ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیثُ نَشَاءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِینَ ﴿٧٤﴾وَتَرَ‌ى الْمَلَائِكَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْ‌شِ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَ‌بِّهِمْ ۖ وَقُضِی بَینَهُم بِالْحَقِّ وَقِیلَ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمی‌نَ ﴿٧٥﴾}
    صدق الله العظیم [الزمر].
    {و در کالبدها دمیده می‌شود، پس همه کسانی که در آسمانها و زمینند می‌میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد؛ سپس بار دیگر در کالبدها دمیده می‌شود، ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار هستند. (۶۸) و زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، و نامه‌های اعمال را پیش می‌نهند و پیامبران و گواهان را حاضر می‌سازند، و میان آنها بحق داوری می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد! (۶۹) و به هر کس آنچه انجام داده است بی‌کم و کاست داده می‌شود؛ و او نسبت به آنچه انجام می‌دادند از همه آگاهتر است. (۷۰) و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنّم رانده می‌شوند؛ وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود و نگهبانان دوزخ به آنها می‌گویند: «آیا رسولانی از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟!» می‌گویند: «آری، ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلّم شده است. (۷۱) به آنان گفته می‌شود: «از درهای جهنّم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید؛ چه بد جایگاهی است جایگاه متکبّران!» (۷۲) و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمتها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید!» (۷۳) آنها می‌گویند: «حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین بهشت را میراث ما قرار داد که هر جا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل کنندگان!» (۷۴)فرشتگان را می‌بینی که بر گرد عرش خدا حلقه زده‌اند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند؛ و در میان بندگان بحق داوری می‌شود؛ و گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانیان است!» (۷۵)}

    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَلْ ینظُرُونَ إِلاَّ أَن یأْتِیهُمُ اللّهُ فِی ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِی الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ} صدق الله العظیم [البقرة:210].
    {آیا انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از ابرها به سوی آنان بیایند و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد}

    به خداوند قسم که من در کتاب چیزی بزرگ تر از ذات خداوند سبحان که بر عرش عظیم تسلط داشته و بر ملکوت کیهان از شرق و غرب محیط است نمی یابم؛آیا شما فکر می‌کنید وجه خداوند همانند وجه شماست؟ سبحان الله ! خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَینَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ}
    صدق الله العظیم [البقرة:115].
    {مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر سو رو كنید، خدا آنجاست. آرى، خدا گشایش‌گر داناست.}.

    پیش از این امام مهدی ناصر محمد یمانی در بیانات خود به صورت مفصل از محکمات کتاب دلیل آورده وبا دانش و نور برگرفته از کتاب روشنگر فتوا داده است که امکان دیدن مستقیم خداوند وجود ندارد و خداوند از چنین توصیفاتی منزه است! ای کسانی که صحبت از دیدن آشکار خداوند کرده‌اید؛ شما نیز مانند موسی نبی خداوند که سلام و صلوات بر او باد بگویید:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَیكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ}
    {خداوندا! منزهی تو من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}

    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمی‌قَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیكَ قَالَ لَنْ تَرَانِی وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَیكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ} صدق الله العظیم [الأعراف:143].

    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! بگذار تو را ببینم! گفت: هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دیداما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: خداوندا! منزهی تو من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!}
    آیا می دانید چرا نبی الله موسی گفت:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَیكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ}؟
    {خداوندا! منزهی تو من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}؟

    چون پیش از آن گفته بود:
    {رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیكَ}
    {پروردگارا بگذار تو را ببینم}.

    آیا فکر نمی‌کنید؟ و بعد از حق آیا جز گمراهی چیزی هست؟
    وسلامٌ على المُرسلین، والحمدُ لله رب العالمی‌ن..
    أخوكم؛ الإمام المهدی ناصر محمد الیمانی.
    ــــــــــــــــــــــ

    اقتباس المشاركة: 4551 من الموضوع: فتاوى المهديّ المنتظَر في رؤية الله جلَّ ثناؤه..



    - 7 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    20 - 02 - 1431 هـ
    05 - 02 - 2010 مـ
    01:34 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ



    { لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ }
    صدق الله العظيـــم ..


    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ {وَجَعَلُوا لِلَّـهِ شُرَ‌كَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَ‌قُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ‌ عِلْمٍ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٠٠﴾ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام].

    فانظروا لتأكيد التعريف لصفات ذاته سبحانه، وقال الله تعالى:
    {ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم، وما بعد الحقّ إلا الضلال. أليست عدم رؤية الله جهرةً جاءت ضمن صفات ذاته سبحانه؟ وقال الله تعالى: {بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾}صدق الله العظيم.

    ولكنّه سبحانه يكلِّمكم من وراء الحجاب فتسمعون صوته سبحانه! ويكلِّمُكم تكليماً، وترون نوره يشرق بشدّةٍ من وراء الحجاب؛ بل تشرق أرض المحشر بنور ربِّها الذي يشرق نوره سبحانه من وراء الحجاب.
    وقال الله تعالى:
    {وَنُفِخَ فِي الصُّورِ‌ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْ‌ضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّـهُ ۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَ‌ىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُ‌ونَ ﴿٦٨﴾ وَأَشْرَ‌قَتِ الْأَرْ‌ضُ بِنُورِ‌ رَ‌بِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٦٩﴾ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٧٠﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُ‌سُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَ‌بِّكُمْ وَيُنذِرُ‌ونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا بَلَىٰ وَلَـٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِ‌ينَ ﴿٧١﴾ قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا ۖ فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِ‌ينَ ﴿٧٢﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَ‌بَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ﴿٧٣﴾ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِينَ ﴿٧٤﴾ وَتَرَ‌ى الْمَلَائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْ‌شِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَ‌بِّهِمْ ۖ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٧٥﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    وقال الله تعالى:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلآئِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ} صدق الله العظيم [البقرة:210].

    ألا والله إني لم أجد شيئاً في الكتاب هو أكبر من ذات الله سبحانه المستوي على العرش العظيم المحيط بالملكوت الكونيّ شرقاً وغرباً، أم تظنون وجهَ الله كمثل وجوهكم؟ سبحانه!
    وقال الله تعالى:
    {وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:115].

    وسبقت من الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ بياناتٌ قد فصّلناها تفصيلاً من محكم كتاب الله بعلمٍ وهدًى من الكتاب المنير وأفتينا بعلمٍ عن عدم رؤية الله جهرةً سبحانه! فقولوا يا من كنتم تعتقدون برؤية الله جهرةً كمثل قول نبيّ الله موسى عليه الصلاة والسلام:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}، وقال الله تعالى: {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:143].

    فهل تعلمون سبب قول نبيّ الله موسى:
    {سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}؟ وذلك لأنه قال: {رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ}، أفلا تتفكرون؟ وما بعد الحقّ إلا الضلال.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ.
    ــــــــــــــــــــــ





المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 1
    آخر مشاركة: 03-03-2018, 08:58 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 15-05-2015, 03:51 AM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 09-04-2015, 09:01 AM
  4. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 21-01-2015, 07:28 PM
  5. فتوای حق امام مهدی منتظر درباره نذر برای روزه
    بواسطة فاطمه في المنتدى فارسي
    مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 16-07-2014, 04:39 PM

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •