الإمام ناصر محمد اليماني
12 - 03 - 1430 هـ
09 - 03 - 2009 مـ
12:04 صبـاحاً
ــــــــــــــــــ


اساس دعوت امام ناصراز مسلمانان و تمام مردم

بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..


ای بنده خدا؛پروردگار بصیرت تو را فزوني دهد پس در حیرت نباش ؛ سزاوار نیست جز حق به خداوند نسبت دهم ودر مورد مادرم؛ او از "یکلا" که موطن خانواده اش است ، با پدرم ازدواج کرده و بین قبائل معروف است که خانواده مادرم از قریشیان بنی هاشمی هستند.اما من به یقین نمی دانم از کدام نسل كدام بنی هاشم و برایم مهم هم نیست که بدانم مادرم از نسل کدام بنی هاشم است.آنچه که درباره آن می توانم فتوا دهم این است که نسل دائي هايم ( خانواده مادرم ) به حق به قریشیان بنی هاشمی می رسد.
ای بنده خداوند درمورد حق دچار تردید مباش و سزاوار است که از حق پیروی شود و بعد از حق جز گمراهی نیست. ای بنده خدا؛ پروردگار به تو بصیرت عنایت نموده است؛پس چرا به حقی که خداوند به تو نشان داده است؛یقین نمی آوری ؛ آیا بعد ازحق جز گمراهی می ماند؟!برای برخی از حق جویان روشن می شود که من امام مهدی هستم که هادی به سوی حق است؛ اما می ترسند که مبادا من امام مهدی نباشم و آنها به علت تصدیق کردن من گناه کرده باشند!! سبحان الله!! ای بندگان خدا؛آیا تصور می کنید اگر تصدیق کردید که من امام مهدی هستم؛حتی اگر امام مهدی نباشم؛ خداوند شما را برای تصدیق حق مورد محاسبه قرار می دهد؟!شما دربرابر خداوند حجت دارید.حجت شما این است که شما به سوی کتاب خداوند و سنت حق رسولش دعوت شده اید؛و اگر کتاب خداوند و سنت حق رسولش را تصدیق کنید؛ خداوند این تصدیق را حجت دربرابر خود می داند و به خاطر این باور شما را مورد محاسبه قرار نخواهد داد ولو اینکه ناصر محمد یمانی؛امام مهدی نباشد؛چون شما حجت ناصر محمد یمانی را که همان کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست که با واسطه آنها برای علمايتان دلیل می آورد را تصدیق کرده اید .چطور ممکن است خداوند شما را به خاطر تصدیق حق مورد محاسبه قرار دهد؟ مگر فکر نمی کنید!! اگر از دعوت ناصر محمد یمانی که همان رجوع به کتاب خداوند و سنت حق رسول است ؛ روبرگردانید ؛ ناصر محمد یمانی را تکذیب نکرده اید،بلکه حقی را که از جانب پروردگار تان آمده است یعنی کتاب خداوند و سنت حق رسولش را تکذیب کرده اید واین برهان خداوند در برابر شماست و همراه کافرانی که از کتاب خدا و سنت حق رسول روگردانده اند؛ عذاب خواهید شد؛آیا پروا نمی کنید!!درمورد کافران نیز به همین گونه بوده است.زمانی که آنها محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را تکذیب می کردند؛ در حقیقت محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – را تکذیب نمی کردند؛آنها کلام حق خداوند را تکذیب می کردند و تکذیب کلام حق خداوند؛ حجت پروردگار بر آنان است و بخاطر همین در دنیا و آخرت آنان را مورد عذاب قرار می دهد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ } صدق الله العظيم [الأنعام:33]
{ آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند}
ای علمای امت؛ ای حق جویان، حق را به شما می گویم و سزاوار نیست جز حق به خداوند نسبت دهم؛ اگر ناصر محمد یمانی با سخنانی که از جانب شخص خودش است و با ظن و اجتهاد و بدون علم و استدلال برای مردم سخن بگوید؛خداوند کافران و مسلمانان را به خاطر تکذیب ناصر محمد یمانی هرگزعذاب نخواهد کرد.اما اگر برایشان روشن شود ناصر محمد یمانی با کتاب خداوند و سنت حق رسولش سخن گفته و حجت می آورد و مردم را به رجوع و بازگشت به کتاب خداوند و سنت حق رسولش دعوت می کند و با وجود این کافران و مسلمانان از آنچه که ناصر محمد یمانی مردم را به سوی آن می خواند، روبرگردانند؛ آنگاه عذاب تمام آبادی های کافر و مسلمان را دربرخواهد گرفت.علت عذاب تکذیب بنده خداوند ناصر محمد یمانی نیست؛ بلکه روگردانی مردم از حجت خداوند برای آنان یعنی کتاب خدا و سنت حق رسولش؛ باعث نزول عذاب می شود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾ } صدق الله العظيم [النساء]
{ پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، و خداوند، توانا و حکیم است}
بنابر این حجت خداوند بر شما آن است که با بنده و رسول وخاتم أنبياء او فرستاده شده است یعنی کتاب خدا و سنت حق رسولش که برای تمام بشریت نازل شده است.وبی شک خداوند امام مهدی را برمی انگیزد تا یاری دهنده(ناصر) به محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم باشد؛یعنی یاری دهنده به آنچه که محمد رسوالله صلی الله علیه و آله و سلم با خود برای مردم آورده است.برای همین امام مهدی با حجت خداوند بر شما یعنی کتاب خداوند و سنت حق رسولش برای شما دلیل و حجت می آورد و این حجت حق خداوند بر شماست که اگر حق آمده از پروردگار را تکذیب نمایید؛ حجتی به خداوند داده اید تا عذاب تان کند و این که بگویید:" ما یقین نداشتیم که ناصر محمد یمانی مهدی منتظر است یا دروغ گویی گستاخ" حجتی در برابر خداوند نخواهد بود.حجت بالغه از آن خداوند است و درپاسخ شما خواهد گفت:آیا از آیات خداوند برایتان حجت نیاورد و آیات پروردگارتان را به تفصیل برایتان توضیح نداد واز حقیقت بودن نشانه های خداوند در عالم واقعی به شما خبر نداد؛ آیا برای تصدیق آنچه که در ذکر-قرآن – آمده است،برایتان روشن نکرد زمین های هفت گانه کجا هستند و به شما نگفت این هفت زمین بعد از سیاره زمین که روی آن هستید قرار گرفته اند؛ آیا حقیقت این سخن مرا : { رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ } [الرحمن:17] برایتان روشن نساخت و نگفت مقصود زمینی است که داخل زمین (زير خاك ) شما قرار دارد(تحت الثری) و ملک خداوند است نه دشمن تان(شیطان) گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾ } صدق الله العظيم [طه]
{از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در داخل زمین(زمین مفروشه) است!}
خداوند نشانه های حق خويش را در عالم واقعی به شما نشان داد و او ( امام مهدي ) برای دانشمندان نجوم تان روشن ساخت که خورشید به ماه رسیده(ادراک) و چگونگی آن را به شما یاد داد.او نشانه های تصدیق خداوند را قبل از اینکه رخ دهند برایتان بیان کرد و با وجود غیر ممکن بودن رؤیت هلال از جانب اهل علم؛ از رؤيت آن سخن گفت و سپس خداوند درستی سخن بنده اش را به حق ثابت نمود؛ پس برایتان روشن شد که او بر حق است؛اما بعد از روشن شدن آن؛از حق آمده از نزد پروردگارتان رو برگرداندید! وقتی بنده ام را که با آیات پروردگارتان برای شما حجت می آورد تکذیب کردید؛دیگر چه حجتی دارید؟ شما بنده مرا تکذیب نکردید؛ بلکه به ناحق نشانه های پروردگارتان را انکار می نمودید؛ پس می گویید : پروردگارا ما به خود ظلم کردیم و اگر گوش می دادیم یا فکر می کردیم از اهالی آتش نبودیم.(اشاره به آیه کریمه:وقالوا لو كنا نسمع او نعقل ما كنا في اصحاب السعير(10) سوره الملک)

سپس خداوند و رسولش به شما می گویند: لعنت بر اهالی آتش؛ کسانی که نشانه های پروردگارشان را تکذیب کردند و به آنچه که مخالف آیات محکم خداوند است تمسک جسته و تصور می کردند هدایت یافته اند.
ای مردم ! به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم که اگر حقیقت بودن نشانه هاو آیات خداوند را تکذیب کنید؛ با ان برایتان حجت آورده و در دنیا و آخرت عذاب تان خواهد کرد و جز خداوند ولی و نصیری برایتان نمی یابم.
ای امت اسلام؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛اگر بیان حق پروردگارتان را تکذیب کنید؛ ازبیان حق ذکر-قرآن- به عنوان حجت دربرابرتان استفاده خواهد کرد؛ این حجت خداوند بر شما و
محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - و ناصر محمد اليماني است که اگر آیات پروردگارمان را تکذیب کنیم؛ بجز خداوند ولی و نصیری نخواهیم داشت.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مستقيم ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾ } صدق الله العظيم [الزخرف]
{آنچه را بر تو وحی شده محکم بگیر که تو بر صراط مستقیمی. (۴۳) و این مایه یادآوری تو و قوم تو است و بزودی (درباره آن) سؤال خواهید شد. (۴۴)}
ای علمای امت؛ آیا شما ناصر محمد یمانی را از این جهت گمراه می دانید که به قرآن عظیم و سنت حق نبوی که مخالف آیات محکم قرآن عظیم نباشد،پای بند است و ناصر محمد یمانی را دروغ گویی گستاخ می بینید نه امام مهدی منتظر!بگو اگر راست می گویید برهان تان را بیاورید؟ اکنون و قبل قرار گرفتن در پیشگاه خداوند در حالی که تندرست هستید(اشاره به آیه کریمه:خَاشِعَةً أَبْصَارُ‌هُمْ تَرْ‌هَقُهُمْ ذِلَّةٌ ۖ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُونَ ﴿٤٣﴾ سوره القلم)؛ به یاد روزی بیفتید که هرکس تنها برای دفاع از خود به مجادله می پردازد(اشاره به آیه کریمه:يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿١١١﴾ سوره النحل)حجت شما برای روگرداندن از ناصر محمد یمانی چیست؛آیا حجت منطقی که خداوند آن را بپذیرد دارید؟یا حجت ناصر محمد یمانی است که حق است و از سوی پروردگار آمده است؟ پس بیایید ببینیم ناصر محمد یمانی شما را از چه چیزی نهی می کند، وآیا حتی یک مورد هست که امر او با امر خداوند و رسولش یکی نباشد؟اگر چنین بود؛ خداوند برای شما در مقابل ناصر محمد یمانی دلیلی روشن قرار داده است و حق با شماست که او را تکذیب کرده اید و حق دارید که بگویید:" تو نه مهدی منتظرحق که فردی دروغگو و گستاخی . چگونه ما را به اعمالی فرمان می دهی که خداوند و رسولش نداده اند؟ما می دانیم خداوند امام مهدی را به عنوان یک نبی که کتاب و سنت جدید داشته باشد ؛نمی فرستد.بی شک امام مهدی برای یاری(ناصر) محمد رسول الله نبی امی صلی الله علیه و آله و سلم می آید و تا زمانی که تو ما را به اموری فرمان دهی که خداوند و رسولش به ما امر نکرده باشند؛حجتی برما نداری و خداوند ما را بخاطر تکذیب امور باطلی که امر خداوند و رسولش نیستند؛عذاب نخواهد کرد.اما اگر با همان اوامر خداوند و رسولش، به ما امر کنی یعنی ما را به آنچه که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – آورد یعنی کتاب خداوند و سنت حق رسول دعوت کنی وما رو برگردانیم؛ این حجت خداوند بر علیه ما خواهد بود ".

امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ تان می گوید: این قرار میان من و شما باشد اگر من شما را به اموری فرمان دادم که خداوند و رسولش نداده اند، برشما نیست که از من اطاعت کنید و اجازه ندارید که مرا تصدیق و یا یاری دهید و ناصر محمد یمانی مستحق است که مورد لعنت خداوند و لعنت ملائکه و تمام مردم قرار گیرد و این جزای کسی است که به خداوند نسبت دروغ بزند و غیراز آنچه را بگوید که با
خاتم الأنبیاء و مرسلین محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – آمده است، یعنی کتاب خداوند و سنت حق رسولش .

بیایید تا ببینیم من شما را به سوی چه دعوت می کنم وآیا ناصر محمد یمانی مدعی،به چیزی جز امر خداوند و رسولش؛امر می کند؟ آنچه که در زیر می آید اساس دعوت من از مسلمانان و تمام مردم است:
1-خداوند را به یگانگی عبادت کرده و شریکی برایش نگیرید و هرکس به خداوند شرک آورد درحق خود ظلم نموده است و جز خداوند برایش ولی نصیری نیست...
2- ایمان داشته باشید این دعوت همان دعوتی است که خداوند تمام انبیاء و رسولان را با آن برانگیخته است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿٢٥﴾ } صدق الله العظيم [الأنبياء]
{ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید}
3- بین هیچ یک از رسولان خداوند تفاوتی قائل نشویم که خداوند همگی آنان را با یک دعوت واحد برانگیخته است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُولَٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿١٥٢﴾ }صدق الله العظيم [النساء]
{ کسانی که به خدا و رسولان او ایمان آورده، و میان احدی از آنها فرق نمی‌گذارند، پاداششان را خواهد داد؛ خداوند، آمرزنده و مهربان است.}
و خداوند تعالی می فرماید:{ وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا ۚ قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿٨١﴾ فَمَن تَوَلَّىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٨٢﴾ أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿٨٣﴾ }صدق الله العظيم [آل عمران]
{ و هنگامی که خداوند، از پیامبران پیمان مؤکّد گرفت، که هرگاه کتاب و دانش به شما دادم، سپس پیامبری به سوی شما آمد که آنچه را با شماست تصدیق می‌کند، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید! سپس به آنها گفت: «آیا به این موضوع، اقرار دارید؟ و بر آن، پیمان مؤکّد بستید؟» گفتند: اقرار داریم گفت: پس گواه باشید! و من نیز با شما از گواهانم. (۸۱) پس کسی که بعد از این روی گرداند، فاسق است. (۸۲) آیا آنها غیر از آیین خدا می‌طلبند؟! و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابرِ او تسلیمند، و همه به سوی او بازگردانده می‌شوند. (۸۳)}
و خداوند تعالی می فرماید:
{ قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِن ربّهم لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿٨٤﴾ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٨٥﴾ }صدق الله العظيم [آل عمران]
{بگو به خدا ایمان آوردیم؛ و به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسی و عیسی و پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمی‌گذاریم؛ و در برابرِ او تسلیم هستیم.» (۸۴) و هر کس جز اسلام آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است. (۸۵)}
خداوند تعالی بعد از ذکر دعوت خلیلش ابراهیم به سوی توحید و ذکر رسولانی که با او هستند می فرماید:

{ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ۚ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿٨٩﴾ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ ۗ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾ }صدق الله العظيم [الأنعام]
{ آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند، کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند. (۸۹) آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این پاداشی از شما نمی‌طلبم! این چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! (۹۰)}

4-دعوت از تمام مسلمانان؛ مسیحیان؛ یهودیان؛ زرتشتیان؛ ملحدین و تمامی انسان ها به سوی کلامی که تمام انبیاء ورسولان آورده اند.گواه از فرموده خداوند تعالی:
{ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٦٤﴾ }صدق الله العظيم [آل عمران]
{بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را به خدایی نپذیرد هرگاه سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»}
5- تصدیق اینکه دین در نزد خداوند اسلام است؛ همان دینی که محمد رسول الله و مسیح عیسی بن مریم و سلیمان و تمام انبیاء و رسولان قبل او ؛مردم را به سوی آن فرامی خواندند.نگاه کنید به دین داوود که مردم را به سوی آن می خواندند و دینی که سلیمان ملکه سبا را به سوی آن دعوت می کرد:
{ إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ﴿٣٠﴾ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مسلمين ﴿٣١﴾ } صدق الله العظيم [النمل]
{این نامه از سلیمان است، و چنین می‌باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان‌ (۳۰) نسبت به من برتری‌جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که مسلم هستید!» (۳۱)}

به دین رسول الله مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة والسلام نظر کنید و ببینید بنی اسراییل را به سوی چه می خواند:
{ إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿٤٥﴾ وَيُكَلِّمُ النَّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿٤٦﴾ قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿٤٧﴾ وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ ﴿٤٨﴾ وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن ربّكم أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٤٩﴾ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ ۚ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن ربّكم فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿٥٠﴾ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۗ هَٰذَا صِرَاطٌ مستقيم ﴿٥١﴾ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٥٢﴾ }صدق الله العظيم [آل عمران]
{هنگامی را که فرشتگان گفتند: «ای مریم! خداوند تو را به کلمه‌ای از طرف خودش بشارت می‌دهد که نامش «مسیح، عیسی پسر مریم» است؛ در حالی که در این جهان و جهان دیگر، صاحب شخصیّت خواهد بود؛ و از مقرّبان است. (۴۵)و با مردم، در گاهواره و در حالت میانسالی سخن خواهد گفت؛ و از شایستگان است.» (۴۶) گفت: «پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد، در حالی که انسانی با من تماس نگرفته است؟!» فرمود: «خداوند، این‌گونه هر چه را بخواهد می‌آفریند! هنگامی که چیزی را مقرّر دارد فقط به آن می‌گوید: «موجود باش!» آن نیز فوراً موجود می‌شود. (۴۷) و به او، کتاب و دانش و تورات و انجیل، می‌آموزد. (۴۸) ورسول و فرستاده به سوی بنی اسرائیل ؛ من نشانه‌ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‌ام؛ من از گِل، چیزی به شکل پرنده می‌سازم؛ سپس در آن می‌دمم و به فرمان خدا، پرنده‌ای می‌گردد. و به اذن خدا، کورِ مادرزاد و مبتلایان به برص [= پیسی‌] را بهبودی می‌بخشم؛ و مردگان را به اذن خدا زنده می‌کنم؛ و از آنچه می‌خورید، و در خانه‌های خود ذخیره می‌کنید، به شما خبر می‌دهم؛ مسلماً در اینها، نشانه‌ای برای شماست، اگر ایمان داشته باشید! (۴۹) و آنچه را پیش از من از تورات بوده، تصدیق می‌کنم؛ و تا پاره‌ای از چیزهایی را که بر شما حرام شده، حلال کنم؛ و نشانه‌ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‌ام؛ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید! (۵۰) خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را عبادت کنید این است راه راست!» (۵۱) هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوی خدا گردد؟» حواریان گفتند: «ما یاوران خداییم؛ به خدا ایمان آوردیم؛ و تو گواه باش که ما اسلام آورده‌ایم. (۵۲)}

من دینی برای مسیحیان غیر از اسلام نمی شناسم که با رسول الله مسیح عیسی بن مریم صلّى الله عليه وآله وسلّم آمده وهم چنین با محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - خاتم الأنبياء والمرسلين برای تمام مردم آمده است .دینی که در کتاب خداوند قرآن عظیم آمده وکتاب جامعی که دربرگیرنده کتب تمام انبیاء و رسولان است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الحقّ فَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٤﴾ }صدق الله العظيم [الأنبياء]
{ آیا آنها معبودانی جز خدا برگزیدند؟! بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و روی گردانند.}
و بخاطر اینکه قرآن کتاب جامع ودربرگیرنده کتب تمام انبیاء و رسولان است؛خداوند تعالی می فرماید:

{ هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رسل ربّنا بِالْحَقِّ } صدق الله العظيم [الأعراف:53]
{آیا آنها تنها انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند}

6- اینکه دین خود را پراکنده نسازید و فرقه فرقه نشوید و هریک به داشته های خود دل شاد باشید که اگر چنین کنید؛ با فرمان خداوند و رسولش مخالفت کرده اید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ } صدق الله العظيم [الشورى:13]
{ دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید}
و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاس عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاس لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٣١﴾ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿٣٢﴾ }
صدق الله العظيم [الروم]
{ پسروی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند! (۳۰)به او بازگرديد، و از او بترسيد، و نماز بگزاريد و از مشركان مباشيد. (۳۱) از آنان مباشيد كه دين خود را پاره‌پاره كردند و فرقه‌فرقه شدند و هر فرقه‌اى به هر چه داشت دلخوش بود. (۳۲)}
و گواه از فرموده خداوند تعالی:

{ شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿١٣﴾ }
صدق الله العظيم [الشورى]
{ آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت می کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند. (۱۳)}
و همین طور فرموده خداوند تعالی:
{ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿١٥٩﴾ } صدق الله العظيم [الأنعام]
{ کسانی که دین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند.}
و گواه از فرموده خداوند تعالی:
{ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٠٣﴾ }
صدق الله العظيم [آل عمران]
{و همگی به ریسمان خدا [قرآن]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ پرتگاه از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید}
و گواه از فرموده خداوند تعالی:
{ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ } صدق الله العظيم [الأنفال:46]
{و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت شما از میان نرود}

اما شما علمای امت؛ با تمام اوامری که خداوند در آیات محکم و بنیادی کتاب قرآن عظیم به شما دا ه است؛مخالفت کردید و همگی تان از آنها روگردانده ایدو از حدیث شیطان رجیم پیروی کرده اید [اختلاف أُمّتي رحمة]،[اختلاف امت من رحمت است] و گمان کرده اید که محمد رسول الله آن را گفته است!حتی کسانی کهاو را انکار می کنند هم از این حدیث آمده از جانب شیطان رجیم پیروی می کنند که بر زبان اولیائش که شیاطین بشر و منافقینی هستند که تظاهر به داشتن ایمان و پیروی از محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – می نمایند، جاری شده است.آنها بعد از آنکه از نزد او خارج می شدند؛ احادیثی غیر از آنچه که ایشان علیه الصلاة و السلام فرموده بودند را پنهان می کردند تا راه خدا را منحرف سازند، کما اینکه ما شما را به راه خدا دعوت می کنیم؛ اما شما سرپیچی کرده و از آن احادیث پیروی می کنید و از راه حق خداوند دور می شوید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣﴾ وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ ﴿٤﴾ }صدق الله العظيم [المنافقون]
{هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)}

بعد از آن خداوند به شما می آموزد که راه دور کردن شما از حق آمده از جانب پروردگارتان با شمشیر نیست،اگر قراربود با شمشیر باشد که دلیل نداشت در پیشگاه محمد رسول الله شهادت به مسلمان بودن بدهند؛چون بالاخره به جنگ او آمده و امرشان فاش می گردید.پس راه دورکردنی که مقصود خداوند است کدام است که می فرماید:
{ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ }
صدق الله العظيم
{
آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند} .
اما خداوند حجت خود را کامل می گرداند و به شما آموخته است که روش آنان برای انحراف از حق آمده از نزد پروردگارتان چیست؛آنها با نسبت دادن احادیث و روایات دروغی که رسول الله علیه الصلاة و السلام نفرموده اند؛ وارد می شوند.خداوند تعالی می فرماید:
{ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ }

صدق الله العظيم [النساء]
{و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)}

بیایید تا به شما بیاموزم چرا خداوند به نبی خود فرمان داده است که از آنهاروبگرداند و طردشان نکند؟ برای اینکه بتوانند به مکر خود ادامه دهند تا روشن شود چه کسی به حق پای بند می ماند و چه کسی به آنچه که مخالف کتاب خداوند و سنت حق رسول است تمسک می جوید؛چون خداوند به شما یاد خواهد داد چگونه دریابید حدیث نبوی حق است و از جانب خداوند است و یا حدیثی شیطانی و باطل است که از نزد خدا نیست و برای انحراف شما از راه خداوند آورده شده است.
برای همین خداوند به علمای مسلمین امر نموده است تا در احادیث نبوی راه اختلاف نپویند و به مطمئن بودن یا نبودن راوی تکیه ننمایند(الثقات و غیرالثقات).و به صحابه رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - طعنه نزده و ایراد نگیرند که خداوند بهتر از تقوای مردمان آگاه است.خداوند امر نموده است که احادیث وارده را به صورت عام از تمام صحابه رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - بگیرید و سپس آن را با آنچه که درمحکمات قرآن عظیم آمده است تطبیق دهید.از آنجا که سنت نبوی نیز همانند قرآن عظیم از جانب خداوند آمده است و از آنجا که خداوند شما را از محفوظ بودن قرآن عظیم از تحریف مطلع نموده است ولی احادیث سنت نبوی از تحریف مصون نیستند؛ برای اینکه بدانید کدام حدیث نبوی در سنت از نزد خداست و کدام حدیث سنت نبوی دروغ بوده و از جانب خدا نیست؛ به شما فرمان داده شده که آیات محکم قرآن عظیم را به عنوان حکم خداوند درنظر بگیرید.خداوند به شما آموخته است که هر حدیث نبوی که از جانب خداوند نباشد؛ حتما و بی شک و تردید خواهید دید که با آیات محکم قرآن اختلاف زیادی دارد و همیشه حق و باطل با یکدیگر تفاوت زیادی دارند.
خداوند تعالی می فرماید:
{ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ القرآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾ }صدق الله العظيم [النساء]
{و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}

این امری است که خداوند در آیات محکم کتابش قرآن عظیم به شما می کند؛ محکمات قرآن را داور و حَکَم قرار دهید تا حجتی برایتان نماند که بگویید:" همانا که منافقین در سنت نبوی به رسول تو دروغ بسته اند و ما نمی دانیم کدام حق و کدام باطل است و از راه راست منحرف شده ایم" برای همین رسول خداوند نیز همان فرمانی را به شما می دهد که خداوند تعالی داده است.
محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه ]
[به راستی که به من قرآن و چیزی که مانند آن است داده شده است].
محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ اعرضوا حديثي على الكتاب فما وافقه فهو مني وأنا قلته ]
[حدیث مرا با کتاب مقایسه نمایید اگر موافق آن بود از من است و من آن را گفته ام]
محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ وإنها ستفشى عني أحاديث فما أتاكم من حديثي فاقرأوا كتاب الله واعتبروه فما وافق كتاب الله فأنا قلته وما لم يوافق كتاب الله فلم أقله ]

[ از جانب من احادیثی برای تان آورده می شود.زمانی که حدیثی از جانب من برایتان بیان شد ؛کتاب خداوند را بخوانید و در آن تدبر کنید.اگر با کتاب خداوند موافق بود, من آن را گفته ام و آنچه با کتاب خداوند موافق نباشد را من بیان نکرده ام]
محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ ستكون عني رواة يروون الحديث فاعرضوه على القرآن فإن وافق القرآن فخذوها وإلا فدعوها ]
[ راویان احادیثی را از من نقل خواهند کرد؛ آنها را به قرآن عرضه کنید.اگر با قرآن همسان بودند بپذیرید و درغیر اینصورت کنارشان بگذارید]

محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ عليكم بكتاب الله وسترجعون إلى قوم يحبون الحديث عني ومن قال علي ما لم أقل فليتبوأ مقعده من النار فمن حفظ شيئاً فليحدث به ]
[ شما را به کتاب خداوند فرا می خوانم؛ کسانی خواهند آمد که دوست دارند از من احادیثی را نقل کنند و هرکس چیزی را بگوید که من نگفته باشم جایگاهش در آتش است وهمچنین اگر کسی حدیثی را حفظ کرده باشد می تواند آن را نقل کند]

محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ عليكم بكتاب الله فإنكم سترجعون إلى قوم يشتهون الحديث عني فمن عقل شيئاً فليحدث به ومن افترى علي فليتبوأ مقعداً وبيتاً من جهنم ]
[بر شماست که به کتاب خداوند پای بند باشید ومطمئنا کسانی خواهند آمد که دوست دارند از من چیزی نقل کننداگر کسی چیزی را از حفظ داشت(به خاطر داشت) بگوید و کسي که به من نسبت دروغ بدهد؛ جایگاه و منزلش در آتش است ]

محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ ألا إنها ستكون فتنة قيل ما المخرج منها يا رسول الله قال كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وحكم ما بينكم هو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبار قصمه الله ومن ابتغى الهدى في غيره أضله الله وهو حبل الله المتين وهو الذكر الحكيم وهو الصراط المستقيم وهو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تلتبس به الألسنة ولا تشبع منه العلماء ولا يخلق عن كثرة الرد ولا تنقضي عجائبه، هو الذي لم تنته الجنّ إذ سمعته حتى قالوا‏:‏ ‏{‏إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ‏}‏ من قال به صدق ومن عمل به أجر، ومن حكم به عدل ومن دعا إليه هدي إلى صراط مستقيم ]
[«بي گمان فتنه اي در پيش است . گفتم: يا رسول الله ! پس راه بيرون رفت از آن فتنه چيست؟ فرمودند: راه بيرون رفت از آن فتنه، كتاب خداي تبارك و تعالي است؛ در قرآن خبر پيشينيان شما، خبر پسينيان شما و داوري در ميان شماست، قرآن سخني است قاطع و فیصله بخش كه شوخي و بازيچه نيست و عجايب و شگفتي هاي آن به پايان نمي آيد و قرآن است كه چون جنيان آن را شنيدند، بي درنگ گفتند: (ما قرآن عجيبي را شنيديم كه به سوي رشد راه مي نمايد) « سوره جن». و هر كس به قرآن سخن گفت، راست گفت و هر كس به آن عمل نمود پاداش گرفت هر كس به سوي قرآن دعوت كرد، به سوي راه راست هدايت شد».]

محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ يأتي على النَّاس زمان لا تطاق المعيشة فيهم إلا بالمعصية حتى يكذب الرجل ويحلف فإذا كان ذلك الزمان فعليكم بالهرب قيل يا رسول الله وإلى أين المهرب قال إلى الله وإلى كتابه وإلى سنة نبيه‏ الحق ]
[دورانی برای مردم می رسد که معیشت آنها بر اساس معصیت است و مرد به دروغ سخن گفته و سوگند می خورد.پس اگر چنین زمانی فرارسید برشماست که بگریزید.سؤال شدای پیامبر خدا به کجا بگریزیم و ایشان پاسخ دادند به سوی خداوند و کتابش و سنت حق پیامبرش بگریزید]

محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ ما بال أقوام يشرفون المترفين ويستخفون بالعابدين ويعملون بالقرآن ما وافق أهواءهم، وما خالف تركوه، فعند ذلك يؤمنون ببعض الكتاب ويكفرون ببعض يسعون فيما يدرك بغير سعي من القدر والمقدور والأجل المكتوب والرزق المقسوم، ولا يسعون فيما لا يدرك إلا بالسعي من الجزاء الموفور والسعي المشكور والتجارة التي لا تبور‏ ]
[مردم را چه شده است که به مترفان احترام می گذارند و عابدان را حقیر می شمارند و اگر قرآن بر طبق امیالشان باشد به آن عمل می کنند و هرچه بر خلاف خواسته شان باشد فرو می گذارند در آن زمان آنها به قسمتی از کتاب ایمان داشته و به قسمتی از آن کافرند.آنها به دنبال چیزی هستندکه بدون تلاش و بر اساس تقدیرمقدر شده و اجل نوشته شده و رزق تقسیم شده به آنها خواهد رسید ولی به دنبال چیزی که جز با تلاش به دست نخواهد آمد نیستند چیزی که پاداش فراوان تلاشی است که مورد تقدیر و تشکر قرار می گیرد و تجارتی است که در آن زیانی وارد نمی شود]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:

[ من اتبع كتاب الله هداه الله من الضلالة، ووقاه سوء الحساب يوم القيامة، وذلك أن الله يقول‏: ‏{‏ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ‏ }]
[ کسی که از کتاب خداوند پیروی کند؛ توسط پروردگار از گمراهی رها شده و هدایت می یابد و از سختی حساب در روز قیامت رهایی می یابدو برای همین خداوند می فرماید{کسی که از هدایت من پیروی نماید گمراه نشده و به سختی نمی افتد}]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:
[ يا حذيفة عليك بكتاب الله فتعلمه واتبع ما فيه]
[ ای حذیفه برتوست که کتاب خداوند را بیاموزی و از آنچه که در آن آمده است پیروی کنی]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:

[ مهما أوتيتم من كتاب الله فالعمل به لا عذر لأحد في تركه، فإن لم يكن في كتاب الله فسنة مني ماضية]
[ به هر آنچه که برایتان در کتاب خداوند آمده است باید عمل کنید و هیچ کس بهانه ای برای ترک آن ندارد و اگر در کتاب خداوند نبود سنت من جاری می شود ]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:

[ ما هذه الكتب التي يبلغني أنكم تكتبونها، أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه ]
[ این چیز هایی که باخبر شده ام آنها را نوشته اید چیست؛ ایا با کتاب خداوند کتاب دیگری هست؟ نزدیک است که خداوند برای کتاب خود خشمگین شود]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:

[ يا أيها الناس، ما هذا الكتاب الذي تكتبون‏: أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه قالوا: يا رسول الله فكيف بالمؤمنين والمؤمنات يومئذ‏؟‏ قال‏: من أراه الله به خيراً أبقى الله في قلبه لا إله إلا الله ]
[ ای مردم این چیزها چیست که می نویسید: آیا کتابی با کتاب خداوند (لازم) است؟ نزدیک است که خداوند به خاطر کتابش خشمگین شود.گفتند: ای پیامبر خدادر آن روز وضع مؤمنان و مؤمنات چگونه است؟ فرمودند خداوند در هر یک از آنان که خیری ببیند در قلبش لا اله الا الله را ثابت می گرداند]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:

[ لا تكتبوا عني إلا القرآن، فمن كتب عني غير القرآن فليمحه، وحدثوا عن بني إسرائيل ولا حرج ومن كذب علي فليتبوأ مقعده من النار ]
[ از من مطلبی بجز قرآن ننویسید و هرکس چیزی غیر از قرآن از من نوشته آن را از بین ببرد نقل روایت از بنی اسراییل ایرادی ندارد اما هرکس به من نسبت دروغ بدهد در آتش خواهد بود]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:

[ لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإني أخاف أن يخبروكم بالصدق فتكذبوهم أو يخبروكم بالكذب فتصدقوهم، عليكم بالقرآن فإن فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وفصل ما بينكم ‏]
[ از اهل کتاب چیزی نپرسید می ترسم راست بگویند و شما آن را تکذیب کنید و یا دروغ بگویند و شما باورد نمایید.پس شما راست به قرآن که از گذشته و آینده خبر می دهد و فصل الخطاب شماست]
محمَّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم می فرماید:

[ لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإنهم لن يهدوكم وقد ضلوا، إما أن تصدقوا بباطل وتكذبوا بحق، وإلا لو كان موسى حيا بين أظهركم ما حل له إلا أن يتبعني‏ ]
[ از اهل کتاب چیزی نپرسیدآنها گمراه شده اند و نمی توانند شما را هدایت کنندباطل را پذیرفته و حق را تکذیب می کنند .جز این نیست که اگر موسی درمیانشان زنده بود راه جز پیروی از من نداشت]
صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
ای حق جویان!آیا کوچکترین اختلافی بین بیان محمد
رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - و بيان امام مهدي ناصر محمد اليماني می بینید، هردو قرآن را با قرآن بیان می کنند. بیان حق قرآن از خود قرآن را برایتان آوردیم؛سپس بیان حق قرآن از جانب خداوند رحمان را آوردیم که در سنت هدایتگر از زبان محمد رسول الله بیان شده است و شاهد بودید که اختلافی با بیان ناصر محمد یمانی نداشت لذا شما هیچ حجتی دربرابر مهدی منتظر ناصر محمد یمانی ندارید و اکنون هر کس با من با مطالبی مجادله کند که مخالف آیات محکم کتاب خدا و محکمات سنت بیان است که از زبان محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – بیان شده اند؛ بر او شهادت دهید ( شاهد باشید) کافر است و از ذکر-قرآن- روگردان. او در برابر خداوند و رسول خدا و مهدی منتظر سرکشی کرده است و بعد از حق؛جز گمراهی نمی ماند.

برای تمام بشریت فتوا می دهم که در کتاب خداوند شدیدترین کفر بعد از "کفر یهود"؛ کفر مسلمانانی است که به قرآن عظیم ایمان دارند؛ امام مهدی منتظر با قرآن عظیم سخن گفته و برایشان حجت می آورد و با آیات محکمی که برای عالم و جاهل شان قابل درک است با آنهان مجادله کرده و دلیل می آورد؛ اما علمای مسلمین که در عصر امام مهدی حق آمده از جانب پروردگارشان هستند،از آن روگردانده وبجای گفتن حق،سکوت می کنند و بعد از آنکه برایشان روشن شد که او حجت او حق است و در گمراهی آشکار نیست،حاضر نیستند اعتراف کنند.از حق رومی گردانند یا در برابر آن سکوت می کنند تا زمان وعده حق خداوند فرا رسد و خود و امتشان را هلاک نمایند؛ و همان گونه که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – درباره آنان فتوا داده است؛ بدترین علما در میان تمام خلق خداوندند.
برای همین محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –درباره مسلمانان امروز و علمای شان فرموده است:
[ يأتي على النَّاس زمان بطونهم آلهتهم ونساؤهم قبلتهم، ودنانيرهم دينهم، وشرفهم متاعهم، لا يبقى من الإيمان إلا اسمه، ومن الإسلام إلا رسمه، ولا من القرآن إلا درسه، مساجدهم معمورة، وقلوبهم خراب من الهدى، علماؤهم أشر خلق الله على وجه الأرض . حينئذ ابتلاهم الله بأربع خصال: جور من السلطان، وقحط من الزمان، وظلم من الولاة والحكام، فتعجب الصحابة وقالوا: يا رسول الله أيعبدون الأصنام ؟ قال: نعم، كل درهم عندهم صنم ]
[ زمانى براى مردم فرا رسد که شکمهاشان خدایانشان است و زنانشان، قبله آنان و دینارهایشان، دینشان و شرف و افتخارشان، کالاهایشان است از ایمان فقط نامى و از اسلام تنها نشانى و از قرآن فقط درسى باقى می ‏ماند ساختمان مساجدشان آباد و قلبهایشان از هدایت خراب و ویران است.علمای شان بدترین مردمان روى زمینند. در این هنگام خداوند آنان را به چهار خصلت آزمایش و مبتلا می کند، ستم سلطان و قحطى دوران و ظلم والیان و حکمرانان و قاضیان.پس صحابه تعجّب کردند و گفتند: اى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله! آیا آنان بتها را می پرستند فرمود: آرى، هر درهمى نزد آنان بتى است‏.]
صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم
وقال محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - عن أُمة اليوم وعلمائهم:
[ يأتي على النَّاس زمان وجوههم وجوه الآدميين، وقلوبهم قلوب الشياطين، كأمثال الذئاب الضواري، سفّاكون للدماء، لا يتناهون عن منكر فعلوه، إن تابعتهم ارتابوك، وإن حدثتهم كذّبوك، وإِن تواريت عنهم اغتابوك، السُّنة فيهم بدعة، والبدعة فيهم سُنة، والحليم بينهم غادر، والغادر بينهم حليم، والمؤمن فيما بينهم مستضعف، والفاسق فيما بينهم مشرّف، صبيانهم عارم، ونساؤهم شاطر، وشيخهم لا يأمر بالمعروف ولا ينهى عن المنكر، الالتجاء إليهم خزي، والاعتزاز بهم ذل، وطلب ما في أيديهم فقر، فعند ذلك يحرمهم الله قطر السماء في أوانه، وينزّله في غير أوانه، يسلط عليهم شرارهم فيسومونهم سوء العذاب]

[زمانى براى مردم فرا رسد که صورتهاشان به شکل‏ آدمى است و قلبهاشان قلبهاى شیطانى است همچون گرگهاى گرسنه خونریزند، از انجام کارهاى منکر دست برنمى‏ دارند اگر از آنان پیروى کنى به تو شک می کنند و اگر با آنان سخن گویى تو را تکذیب کنند و اگر از آنان غائب شوى تو را غیبت کنند.سنّت در میان آنان بدعت است و بدعت، سنّت. صبور و حلیم نزد ایشان حیله‏ گر و خائن است و خائن نزد ایشان حلیم و صبور، مؤمن در میان آنان مستضعف است و بدکار، بلند مرتبه است، جوانانشان شرورند و زنانشان خبیث و بدجنس و پیرشان امر به معروف و نهى از منکر نمى‏ کند.پناه بردن به آنان خوارى است و تکیه کردن به آنان ذلت و زارى است. و طلب کردن از آنچه در دستانشان است فقر و نادارى است. به همین جهت، خداوند بارش آسمان را در زمان مناسب بر ایشان حرام کرده و در زمان غیر مناسب باران مى‏ بارد و بدترینشان را بر ایشان مسلّط گرداند تا عذابى سخت بر آنان وارد سازند]
صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم

مگر علمایی از امت که پروردگارم رحم نماید و بر آنان منت نهاده و ایشان را از امر من در اینترنت جهانی آگاه کند وآنها نیز مستکبرانه عمل نکنند و بگویند:" روی در سخنانی که این مرد می گوید،تفکر می کنیم.کتاب خداوند و سنت نبوی بین من او باشد؛اگر دیدیم بر راه هدایت است؛از او پیروی می کنیم وبه حق بودن آن اعتراف می نماییم؛چه امام مهدی باشد که منتظر او هستیم و چه کسی باشد که از سوی خداوند راه راست را نشان می دهد.برایم مهم نیست امام مهدی منتظر باشد یا نباشد؛مهم این است که من او را برحق یافته و می بینم راه راست-صراط مستقیم-را نشان می دهد.چگونه بعد از اینکه حق برایم روشن شد که او حق است؛از آن روبرگردانم؟! و می گویند:آیا بعد از حق؛جز گمراهی چیزی می ماند؟! بعد از این فرد که کتاب خداوند را به تفصیل شرح می دهد و از کتاب خداوند و سنت حق رسولش برای مان حجت می آورد و سنت نبوی را از بدعت پاک کرده و فتوا با اجتهاد و بدون علم و دلیل را حرام می نماید و نسبت نادانسته به خداوند دادن را بر مسلمانان حرام می کند؛ دیگر چه مهدی می خواهیم؛آیا پروا نمی کنید! به من بگویید منتظر کدام مهدی هستید!؟آیا می خواهید به شما بگوید من رسولی از جانب خداوندم؟!یا بگوید من یاری دهنده(ناصر) به همان چه که در اختیار شماست،یعنی کتاب خداوند و سنت حق رسولم؟! مگر فکر نمی کنید!"
ای مردم به شما فتوا می دهم که شرط پیروی از من این نیست که به امام مهدی بودن من اعتراف کنید،بلکه از حق تبعیت کنید که اگر از حق آمده از جانب پروردگارتان پیروی کردید؛همین اعتراف شما به این است که من امام هدایت کننده به سوی حق هستم(امام مهدی) و آیا بعد از حق؛ چیزی جز گمراهی باقی می ماند؟
ای مردم؛این منطقی نیست که من در کنار رکن یمانی حاضر شده و بگویم ای مسلمانان؛با من بیعت کنید،من امام مهدی حق پروردگارتان هستم.اگر قبل از این با"گفتگو قبل از ظهور" شما را دعوت نکرده باشم؛ازکجا می توانید بدانید که من امام مهدی حق پروردگارتان هستم؟ بعد از تصدیق است که در کنار بیت العتیق حاضر خواهم شد؛آیا این عاقلانه و منطقی نیست؟ یا اینکه فکر نمی کنید!ای مردم!برشماست که عقل خود را بکار بندید؛خداوند عقل را عامل تمیز شما از حیوانات قرار داده است.تفکر کنید و بعد از آن تصمیم بگیرید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿٤٦﴾ }صدق الله العظيم [سبأ]
{بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و یار شما [= محمّد] هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است!»}
گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿١٨٤﴾ أَوَلَمْ يَنظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿١٨٥﴾ }صدق الله العظيم [الأعراف]
{آیا فکر نکردند که همنشین آنها [= پیامبر] هیچ‌گونه جنون ندارد؟! او فقط بیم دهنده آشکاری است (۱۸۴) آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، نظر نیفکندند؟! شاید پایان زندگی آنها نزدیک شده باشد؟! بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟! (۱۸۵)}
گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٦٤﴾ } صدق الله العظيم [النحل]
{ما قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را در آن اختلاف دارند، برای آنها روشن کنی؛ و (این قرآن) مایه هدایت و رحمت است برای قومی که ایمان می‌آورند}
گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بالحقّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿٧٠﴾ } صدق الله العظيم [المؤمنون]
{یا می‌گویند او دیوانه است؟! ولی او حق را برای آنان آورده؛ امّا بیشترشان از حق کراهت دارند}
ای مردم؛ همانا که خداوند مرا برای یاری به آنچه که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –برایتان آورده است؛برمی انگیزد و شما از حق آمده از جانب خداوندتان سرپیچی کرده و گفتید او مهدی منتظر نیست؛بلکه دروغ گویی گستاخ است!ای مردم!آیا نمی بینید که ناصر محمد یمانی را تکذیب نکرده اید؛شما آنچه را که او شما را به آن دعوت می کند را تکذیب کرده اید، و اگربه کار خود ادامه داده و دعوت حق به سوی کتاب خداوند و سنت حق رسولش را هم چنان تکذیب کنید،چگونه خدا عذابتان نکند؟ای قوم اینکه" تا ناصر محمد یمانی را نبینید؛او را تصدیق نمی کنید"؛برای شما حجت نخواهد بود.این حجت نیست که تا مرا نبینید؛مرا تصدیق نمی کنید! هدایت شما نه در دیدن من است و نه در شنیدن صدای من؛هدایت در کلام خداوند است و هرکس آن را تکذیب نماید؛خداوند وی را گمراه کرده و عذاب می نماید.خداوند تعالی می فرماید:

{ وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُم بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٤١﴾ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾ وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿٤٣﴾ } صدق الله العظيم [يونس]
{اگر تو را به دروغ نسبت كردند، بگو: عمل من از آن من است و عمل شما از آن شما. شما از كار من بيزاريد و من از كار شما بيزارم. (۴۱) گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند (؛ امّا گویی هیچ نمی‌شنوند و کرند)! آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند (امّا گویی هیچ نمی‌بینند)! آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳)}
زیراکه عده ای به نگاه کردن به محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – مشغول شده و به سخنان ایشان گوش نمی دادند!هدایت در چهره ایشان علیه الصلاة و السلام نیست واگر هرکس ایشان را می دید؛خدا هدایش می کرد؛باید تمام کفار ایمان می آوردند،بلکه هدایت با گوش سپردن به کلام خداوند و فهم ان میسر می شود، وبعد ازحدیث خداوند وآیاتش به چه چیزی ایمان می آورید.خدایا شاهد باش که من ابلاغ کردم..خدایا شاهد باش....

ای علمای امت! من شما را به سوی حکمیت بر اساس کتاب خداوند فرامی خوانم.پس اگر از امیال شما پیروی کرده وآن را پشت سرم بیندازم،شما دربرابر خداوند به کار من نمی آیید و محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم –نیز چنین بود؛اگر ایشان از دروغ گویان پیروی می نمود و حکم عربی و مبین خداوند را رها کرده و پشت سر می انداخت،کسی دربرابر خداوند به کار او نمی آمد.بنگرید که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – چگونه از جانب پروردگارش تهدید می شود و او از شما بهتر و داناتر است پس علمای شما که از ایشان علیه الصلاة و السلام پایین ترند چه طور ؟ گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ ﴿٣٧﴾ } صدق الله العظيم [الرعد]
{و همچنین ما قرآن را کتابی با حکمت و فصاحت عربی فرستادیم، و اگر با این علم و دانش که بر تو آمد باز پیرو میل جاهلانه آنها شدی دیگر مدد و نگهبانی از خدا نخواهی داشت.}
ای علمای امت اسلام که مستکبرانه رو می گردانید؛ به کجا می روید؛یا کسانی که عهده دار تبلیغ ما هستند؛به شما خبری نرسانده اند؟!اگر اینگونه باشد که درباره تصدیق امام مهدی منتظرناصر محمد یمانی دروغ گفته اند؛اگر صادق باشند چرا باید خسته شده و درتبلیغ حق بصورت شبانه روزی به هر راه و وسیله ای و یاری حق آمده از جانب پروردگارکوتاهی کنند. آیا انصارپیشگام برگزیده که خداوند آنان را از راه اینترنت جهانی از این خبر بزرگ آگاه نموده،نمی دانند که خداوند می دانست که آنها درپی حق هستند لذا آنان را به سوی یافتن حق رهنمون شد وخداوند صادقان آنها را برمی گزیند و آنها را نایبان تبلیغ و وزرای مکرم وولیان من بر عالمیان قرار می دهد؟!هریک از آنان از حق روگرداند؛ازنعمت و کرم و رحمت پروردگارش روبرگردانده و خداوند او را گرفتار عذاب بسیار شدیدی خواهد کرد وهریک را که بخواهد با نشان دادن کوکب عذاب ( در رویا ) ؛موعظه می کند تا اگر درپی حق باشد؛ او را در راه حق ثابت قدم نماید و بداند ناصر محمد یمانی به دروغ به آنان هشدار نداده وبه پروردگار عالمیان افترا نزده است خداوند اینگونه به آنان خبر می دهد تا به حق پای بند بمانند و کسانی که علم و هدایت و کتابی منیر ندارند و با ظن سخن می گویند-درحالی که ظن کسی را ازحق بی نیاز نمی کند-؛آنان را از راه حق دور نسازند .با کمال تأسف تنها تعداد کمی از انصار پیشگام برگزیده ؛تصدیق کرده و حق را یاری کرده و بیانات حق پروردگارشان را تبلیغ می کنند ( در زمان نوشتن بیان ) پس امام مهدی به سایت های دیگر رفته و عضو آن می شود تا بیان حق را تبلیغ کند.اگر تمام انصار شب و روز از راه پایگاه های اینترنتی و پایگاه های اسلامی در حال تبلیغ بودند؛خبر درمورد دعوت به گفتگو به اطلاع تمام مسلمانان و علمای شان می رسید...

ممکن است یکی از انصار بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:"صبر کن امام ناصر،من چیزی ندارم که برای خرید شبکه ماهواره ای(منبر مهدی منتظر) بدهم؛با اینکه از پیشگامان تصدیق کننده شما هستم".درپاسخ وی به حق می گوییم:"آیا خداوند هرکس را بیشتر از قدرت وتوانش مکلف می کند؟اگر نمی توانی در خرید منبر مهدی منتظر شراکت کننی؛اما می توانی مانند یک عضودر پایگاه های اسلامی ثبت نام کنی وبیان حق را در پایگاه های اسلامی تبلیغ نمایی و این راه تو برای یاری رساندن و حداقل کار است؛اگر واقعا از انصار صادق برگزیده هستی که ما آنها را از بهترین آفریده ها و برترین انسان ها و از انصار نیک پیشگام برگزیده به حساب می آوریم..تصدیق به تنهایی و گفتن اینکه:من تصدیق می کنم ناصر محمد یمانی مهدی منتظر است؛کافی نیست.بلکه باید با عمل آن را ثابت کند و با تمام امکانات و قدرت و در حد توان و جهدش به حقی که از جانب پرورگارش آمده است یاری رساند و خداوند هرکس را به اندازه توان و طاقت و قدرتش مکلف می کند...
ای حق جویان!اگر از خردمندان هستید؛آیا حق را می خواهید؟!پس فتوا دهید منتظر کدام امام مهدی هستید؛آیا انتظار دارید با کتاب ودین و دعوت جدیدی بیاید و حجت تازه ای داشته باشد که محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم آن را نیاورده باشد؟جواب خردمندان شما را می دانم؛آنان خواهند گفت:"ناصر محمد!برتوست که بدانی خداوند بی شک امام مهدی را برای یاری(ناصر) محمد رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم؛ نبی امی و خاتم الأنبیاء و مرسلین،برمی انگیزد.بعد از او کتاب جدیدی نخواهد آمد و برای همین امام مهدی برای یاری (ناصر) به محمد رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم خواهد آمد.یعنی یاری رساندن به آنچه که محمد رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم باآن آمد.یعنی برای یاری به دعوت محمد رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم می آید."سپس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ تان می گوید:اگر چنین است و راست می گویید؛پس چرا ازامام مهدی حق ناصر محمد یمانی رومی گردانید؟ آیا حکمت همراهی نام محمد و نام امام مهدی ناصر محمد برایتان روشن شده است؟آیا برای تان روشن شده که چرا خداوند همراهی و مرافقت نام مرا با نام محمد در نام پدرم نهاده است"ناصر محمد"؟ بدان جهت که این اسم حامل پیام دعوت امام مهدی منتظرباشد.اما درباره حکمت اینکه محمد رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم نام مهدی را بیان ننموده اند باید گفت این امر حکمت بالغه خداوند و رسول اوست.چون خداوند می داند بعد از فوت محمد رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم نسل اندر نسل کسانی پیدا خواهند شد که ادعا کنند امام مهدی هستند تا نوبت به نسلی برسد که امام مهدی حق پروردگار درمیان آنان است.صدها نفر هستند که اسم اغلب آنها نیز "محمدبن عبدالله" یا "احمدبن عبدالله" و همینطور نام های دیگر خواهد بود.اما درمیان این دروغ گویان یک نفر نیست که نامش"ناصر محمد "باشد،مگر امام مهدی حق پروردگارتان و اوست که چگونگی مرافقت و همراهی نام محمد با نام امام مهدی را بیان خواهد کرد ؛هم چنان که امور بسیار زیاد دیگری را نیز برایتان روشن خواهد کرد؛ کتاب خداوند و سنت رسول را به تفصیل شرح خواهد داد واز شما دعوت می کند تا بعد از تفرقه و فرقه گرایی ودلشاد بودن هر فرقه به داشته های خود؛ با یکدیگر متحد شوید.این فرقه گرایی باعث تضعیف شوکت و ناتوانی شما شده است؛ خداوند دشمنان تان را بر شما غالب ساخته و علمای مسلمین در تمام زمین در هراسند که به بهانه تروریسم؛مردم آنها را بربایند و حاضر نیستند با صدای بلند آشکارا از حق دفاع کنند مگر عده کمی از آنها که جز از خدا از هیچ چیز نمی ترسند؛اینان بعد از آنکه برای شان روشن شود که امام مهدی به حق از جانب پروردگارشان آمده است آشکارا از حق سخن خواهند گفت و سپس دربرابر امت به شأن او اعتراف می کنند و از سرزنش هیچ ملامت گری نمی هراسند.این گروه از علمای امت،متقیان و تابعین هستند؛از کسانی اند که به عنوان میهمانان مکرم در پیشگاه خداوند رحمن محشور می شوند؛آنها کسانی هستند که حق را تصدیق کرده اند و حداقل مقام شان درنزد خداوند همانند مقام نبی الله یونس است اینان "الآخرین" هستند که هنوز ملحق نشده اند(اشاره به آیه کریمه:وَآخَرِ‌ينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿٣﴾ سوره الجمعه)،و مثلشان همانند اولین پیروان محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - اند که غریب بودند؛آنان به علت تصدیق نبی امی درمیان مردم غریب بودند و در زمان امام مهدی نیز علمایی که برایشان روشن می شود او به حق از جانب پروردگارشان آمده است در غربتند؛ آنها به حق عالمند وگروهی از علمای امت هستند که به حق آمده از جانب پروردگارشان باور داشته و آن را تصدیق می کنند و می دانند این بیان حق قرآن است لذا به آن یقین می کنند.آنها"الآخرین" هستند که هنوز ملحق نشده اندو مثال آنها همانند اولین پیروان و تصدیق کنندگان محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است. اما گروهی از آنان که درک نمی کنند و با اینکه –قرآن را- از حفظ دارند و به آن مؤمنند اما بیان حق پروردگارشان را انکار می نمایند و مثل آنان همانند درازگوشی است که بر پشت خود کتاب حمل می کند ولی نمی داند آنچه که بر پشت حمل می کند چیست.گواهی آن فرموده خداوند تعالی است:
{ يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿١﴾ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢﴾ وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿٣﴾ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿٤﴾ مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ۚ بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥﴾ قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاس فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٦﴾ وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿٧﴾ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨﴾ }صدق الله العظيم [الجمعة]
{آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همواره تسبیح خدا می‌گویند، خداوندی که مالک و حاکم است و از هر عیب و نقصی مبرا، و عزیز و حکیم است! (۱) و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند! (۲) و (همچنین) گروه دیگری که هنوز به آنها ملحق نشده‌اند؛ و او عزیز و حکیم است! (۳) این فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می‌بخشد؛ و خداوند صاحب فضل عظیم است! (۴) کسانی که مکلف به تورات شدند ولی حق آن را ادا نکردند، مانند درازگوشی هستند که کتابهایی حمل می‌کند، (آن را بر دوش می‌کشد اما چیزی از آن نمی‌فهمد)! گروهی که آیات خدا را انکار کردند مثال بدی دارند، و خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند! (۵) بگو: «ای یهودیان! اگر گمان می‌کنید که (فقط) شما دوستان خدائید نه سایر مردم، پس آرزوی مرگ کنید اگر راست می‌گویید (۶) ولی آنان هرگز تمنای مرگ نمی‌کنند بخاطر اعمالی که از پیش فرستاده‌اند؛ و خداوند ظالمان را بخوبی می‌شناسد! (۷) بگو: «این مرگی که از آن فرار می‌کنید سرانجام با شما ملاقات خواهد کرد؛ سپس به سوی کسی که دانای پنهان و آشکار است بازگردانده می‌شوید؛ آنگاه شما را از آنچه انجام می‌دادید خبر می‌دهد!» (۸)}
آنان مقربان درگاه پروردگارشان هستند،گروهی از پیشینیان و همان طور که می بینید تعداد قلیلی ازاقوام آخر-زمان- وهمیشه و درهمه زمان ها حق درمیان مردم غریب است؛علت غربت حق در نزد مردمان این است که شیاطین پدران آنها را از راه حق دور کرده اند و آنها راه پدران خود را پی می گیرند و این امر نسل بعد از نسل ادامه می یابد تا خداوند هدایت کنندگان (مهدیون) به سوی حق از انبیاء و رسولان و ائمه حق را برانگیزد تا مردم را به راه درست و راست هدایت کنند.دعوت آنها در ابتدای امربرای کسانی که از راه راست گمراه شده اند به شدت غریب است تا اینکه کم کم مردم به راه راست-صراط مستقیم-بازگردند تا اینکه هدایت گران به راه راست از دنیا بروند.بعد از مرگ آنها؛شیاطین جن و انس با مکر و بدعت و مبالغه ناحق درباره بندگان صالح خداوند کارخود را شروع می کنند تا مردم این بندگان صالح را به جای خداوند بخوانند و به آنها متوسل شوند تا به خدا نزدیکشان سازند و باز به گمراهی قدیمی خود بازگردند؛این امر ادامه دارد تا زمانی که خداوند بخواهد و باز کسی را برانگیزد که مردم را به راه راست بازگرداند-صراط مستقیم- و دعوت او برای مردم عصرش غریب است .علت غریب بودن دعوت برای مردمان این است که شیاطین با دروغ های خود انان را از راه راست-صراط مستقیم- خارج کرده اند.این امر درمورد دعوت آخرین خلیفه خداوند امام مهدی ناصر محمد یمانی نیز صدق می کند.او مردم را به بازگشت به کتاب خداوند و سنت حق رسولش فرا می خواند و پاسخ علمای امت-بجز کسی که خدا به او رحم کند- به ما این است که:"ما به تو نصیحت می کنیم به بیمارستان امراض روحی مراجعه کنی؛ مس شیطان رانده شده درتو سرگردان است! یا به سراغ شیخی برو که قرآن بر تو بخواند؛ ناصر محمد یمانی تو مجنونی ودیوانه آسمان ریسمان می بافد­!"پس امام مهدی حق پروردگاردرپاسخ می گوید: به تمام انبیاء و رسولان هدایت گری که خداوند برمی انگیخت تا مردمی را که از راه راست منحرف شده بودند به سوی حق راهنمایی کنند؛نیز همین سخن گفته می شد.خداوند تعالی می فرماید:

{ كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿٥٢﴾ أَتَوَاصَوْا بِهِ ۚ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٥٣﴾ } صدق الله العظيم [الذاريات]
{این گونه است که هیچ پیامبری قبل از اینها بسوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند: «او ساحر است یا دیوانه!» (۵۲) آیا یکدیگر را به آن سفارش می‌کردند (که همه چنین تهمتی بزنند)؟! نه، بلکه آنها قومی طغیانگرند. (۵۳)}

امام مهدی ناصر محمد یمانی نیز مسلمانان و تمام مردم را به بازگشت به مسیر و منهاج اولیه نبوت فرامی خواند راهی که محمد رسول الله و کسانی که با دل وجان با وی بودند در آن قرار داشتند وجواب اکثر کسانی که از امر من باخبر می شوند این است که ناصر محمد یمانی مجنون است و بعضی ها مرا نصیحت می کنند که به بیمارستان امراض عقلی و روحی بروم؛برخی دیگر خوانده شدن قرآن بر من را توصیه می کنند و عده ای دیگر می گویند او در علم نجوم مهارت دارد و منجم است!درجوابشان می گویم ازخدا بترسید و این نسبت ها را به کسی که شما را به بازگشت به کتاب خداوند و سنت حق رسولش فرا می خواند؛ ندهید.او شما را به گفتگو دعوت کرده و از شما می خواهد در حالیکه در خانه هایتان نشسته اید؛وارد میزگرد گفتگوی جهانی شوید.کامپیوترتان راروشن کنید و میز گفتگو را نزد خود داشته باشید و از بیانات نامبرده ناصر محمد یمانی با خبر شوید.اگر برایتان روشن شد که حق می گوید؛ به حق اعتراف کرده و حق آمده از نزد پروردگارتان را یاری نمایید.واگر برایتان روشن شد که ناصر محمد یمانی؛آشکارا در گمراهی است؛ بر تمام علمای امت اسلام واجب است که برای دفاع از حدود دین برخیزند و بخاطر دین شان دست از کبر خود بردارند و بر سر میز گفتگوی جهانی در پایگاه امام ناصر محمد یمانی حاضر شوند وسپس با دانشی که هدایت گر تر و استوارتر(اقوم قیلا)از سخنان اوست؛با وی مجادله کنند.ممکن است مفتریان بناحق نسبت دروغ به ما داده و بگویند او بیانات علمای امت را حذف کرده و بیانات خود را باقی می گذارد!در پاسخ شان می گویم:من پیش از این به شما وعده داده و بر عهد خود پایدارم.من بیان هیچ یک از علمای امت را ولو مخالف نظرم باشد حذف نمی کنم.فقط یک شرط دارم.در پایگاه من به من و انصارم توهین نشود که اگرکسی چنین کند،به اداره کنندگان سایت اجازه داده ام نه تنها مانع ورود او به سایت شوند،بلکه مانند "شجره خبیثه" او را از سطح زمین کنده و فرصت به او ندهند.این خط قرمز میان ماست.هیچ عالم و جاهلی حق ندارد درپایگاه ما به ما بی احترامی کند .با علمی که هدایتگرتر و استوارتر از دانسته های ماست با ما مجادله کند تا روشن شود راه ما منحرف است و اگر نتواند؛ برایشان روشن می شود که آنها در راه انحرافی هستند و واجب است از کسی که مردم را به سوی حق فرامی خواهد و راه راست-صراط مستقیم- را نشان می دهد یعنی امام مهدی ناصر محمد یمانی؛پیروی کنند. وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
خليفة الله وعبده الإمام المهدي الذليل على المؤمنين العزيزُ على الكافرين ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 5083 من الموضوع: أساس دعوة الإمام ناصر للمسلمين والنَّاس أجمعين ..




الإمام ناصر محمد اليماني
12 - 03 - 1430 هـ
09 - 03 - 2009 مـ
12:04 صبـاحاً
ــــــــــــــــــ



أساسُ دعوةِ الإمام ناصر للمسلمين والنَّاس أجمعين ..

بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسَلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
ويا أَمَة الله زادك الله بصيرةً فلا تكوني في حيرةٍ، حقيقٌ لا أقول على الله غير الحقّ، وبالنسبة لوالدتي فهي تزوجت من أبي من يكلا بلاد أهلها، وأهلها نسلهم معروفٌ بين القبائل أنّهم من قريش من بني هاشم ولكنّي لا أعلمُ عِلم اليقين من نسل أيّ بني هاشم ولا يهمّني أن أعلم من نسل أيّ بني هاشم أهل والدتي، وما أستطيع أن أفتيك فيه هو إنّ أخوالي أهل والدتي هم حقاً نسلهم من قريش من بني هاشم.

ويا أَمَة الله لا تكوني في ريبةٍ من الحقّ والحقّ أحقّ أن يُتّبع وما بعد الحقّ إلّا الضلال. ويا أَمَة الله المباركة لقد وهبك الله بصيرةً فكيف لا توقنين بما أراك الله من الحقّ وهل بعد الحقّ إلّا الضلال؟ وبعض الباحثين عن الحقّ يتبيّن لهم أنّي الإمام المهديّ إلى الحقّ ومن ثُمّ يخشون أن يُصَّدقوني وأنا لست الإمام المهديّ وكأنّ عليهم إثماً، ويا سبحان الله! ويا عباد الله فإن صدّقتم أنّي الإمام المهديّ وحتى ولو لم أكن الإمام المهديّ فهل تظنّون بأنّ الله سوف يحاسبكم على التصديق بالحقّ؟ ذلك لأنّ لكم حجّة على الله وهي ما أدعوكم إليه كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، فإن صدّقتم بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ فقد جعل الله لكم الحجّة عليه ولن يحاسبكم على التصديق حتى ولو لم يكن الإمام المهديّ هو ناصر محمد اليماني وذلك لأنّكم إنّما صدّقتم حُجّة ناصر محمد اليماني التي يحاجِج بها علماءكم من كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، فكيف يحاسبكم الله على التصديق بالحقّ؟ أفلا تعقلون! وإن أعرضتُم عمّا يدعوكم إليه ناصر محمد اليماني بالرجوع إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ فإنّكم لم تكذِّبوا ناصر محمد اليماني بل كذبتم بالحقّ من ربّكم كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ ثُمّ تجعلون لله عليكم سلطاناً فيُعذّبكم مع الكفار المعرضين عن كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، أفلا تتّقون! وكذلك الكفار حين يكفرون بمحمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - فإنهم لم يكذّبوا محمداً رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - وإنما كذّبوا بكلام الله الحقّ، ولذلك وبتكذيبهم لكلام الله الحقّ جعلوا لله عليهم سلطاناً أن يعذِّبهم في الدنيا والآخرة. تصديقاً لقول الله تعالى:
{فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:33].

ويا معشر علماء الأُمّة وكافة الباحثين عن الحقّ أقول لكم الحقّ والحقّ أقول حقيقٌ لا أقول على الله إلّا الحقّ لا ولن يعذّب الله الكفار والمسلمين بسبب تكذيبهم لناصر محمد اليماني إن كان ناصر محمد اليماني يُحاجِجهم من كلامه هو شخصيّاً بالظنّ والاجتهاد بغير علمٍ ولا سلطانٍ، أمّا إذا تبيّن لهم أنّ المدعو ناصر محمد اليماني يُحاجِج النَّاس بكتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ ويدعو المسلمين إلى الرجوع إلى كتاب الله وسُنّة رسوله الحقّ ومن ثُمّ يعرض الكفّار والمسلمون عمّا يدعوهم إليه ناصر محمد اليماني، وعند ذلك فسوف يكون العذاب يشمل كافة قرى الكفار والمسلمين، ولم يكن السبب للعذاب في الكتاب بسبب تكذيبهم لعبده ناصر محمد اليماني بل بسبب إعراضهم عن حُجّة الله عليهم كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ. تصديقاً لقول الله تعالى:
{رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

إذاً حُجّة الله عليكم هو ما ابتعث الله به عبده ورسوله وخاتم أنبيائه بكتاب الله وسنّة رسوله إلى النَّاس كافة، وإنّما يبتعث الله الإمام المهديّ ليكون ناصراً لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، أيّ ناصراً لما جاءكم به محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ولذلك يُحاجِجكم الإمام المهديّ بحُجّة الله عليكم كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ وتلك هي حُجّة الله عليكم لئن كذّبتم بالحقّ من ربّكم فقد جعلتم لله عليكم سلطاناً أن يعذبكم ولا حُجّة لكم على الله بقولكم: "إننا لم نعلم علم اليقين هل ناصر محمد اليماني هو الإمام المهديّ المنتظَر أم كذابٌ أشر" ولكن لله الحُجّة البالغة وسوف يقول لكم: ألم يُحاجِجكم بآيات ربّكم وفصّل لكم آيات ربّكم تفصيلاً وعلّمكم بحقائق آيات ربّكم على الواقع الحقيقي وتبيَّن لكم أين تكون الأراضين السبع تصديقاً لما جاء في ذكري وإنّهُنّ من بعد أرضكم، وبيّن لكم حقيقة قولي:
{رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ} [الرحمن:17]، وأنّها أرضٌ من تحت الثرى وأنّها لربكم وليست لعدوّي تصديقاً لقول الله تعالى: {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [طه].

وأراكم الله آياته الحقّ على الواقع الحقيقي وبيّن لعلماء الفلك منكم أنّ الشمس أدركت القمر وعلّمكم كيف يكون ذلك، وأعلن لكم حدوث آية التصديق من ربّكم من قبل الحدث برغم استحالة حدث رؤية هلال الشهر من قِبَلِ كافة الذين أوتوا العلم منكم ومن ثُمّ أصْدَقَ عبدَه بالحقّ، وتبيّن لكم أنّه الحقّ ثُمّ أعرضتم عن الحقّ من ربّكم من بعد ما تبيّن لكم! فما هي حُجّتكم حتى كذّبتم عبدي الذي يُحاجِجكم بآيات ربكم؟ فإنّكم لم تكذبوا عبدي ولكنّكم بآيات ربّكم تجحدون بغير الحقّ، ومن ثُمّ تقولون ربّنا ظلمنا أنفسنا ولو كنا نسمع أو نعقل ما كُنّا في أصحاب السعير، ثُمّ يقول لكم الله ورسوله: فسُحقاً لأصحاب السعير الذين كذّبوا بآيات ربّهم وتمسّكوا بما يخالف لمُحكم آيات ربّهم ويحسبون أنهم مهتدون.
ويا قوم والله الذي لا إله إلّا هو لئن كذّبتم بحقائق آيات ربّكم أنّ الله سوف يُحاجِجكم بها فيُعذّبكم في الدُّنيا والآخرة ولن تجدوا لكم من دون الله ولياً ولا نصيراً.

ويا أُمّة الإسلام، والله الذي لا إله إلّا هو لئن كذّبتم بالبيان الحقّ من ربّكم فإنّ الله سوف يُحاجّكم بالبيان الحقّ للذكر حُجّة الله عليكم وعلى محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - وعلى ناصر محمد اليماني فإن كذّبنا بآيات ربّنا فلن نجد لنا من دون الله ولياً ولا نصيراً. تصديقاً لقول الله تعالى:
{فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مستقيم ﴿٤٣﴾ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

ويا معشر علماء الأُمّة فهل ترون ناصر محمد اليماني على ضلالٍ مبين لأنّه مُستمسكٌ بالقرآن العظيم والسُّنة النَّبوية الحقّ التي لا تخالف لمحكم القرآن العظيم ومن ثُمّ ترون ناصر محمد اليماني كذابٌ أشِر وليس الإمام المهديّ المُنتظَر؟ قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين، والآن وأنتم سالمون قبل الوقوف بين يدي الله، وتذكّروا يوم تأتي كُل نفسٍ تُجادل عن نفسها ما هي حُجّتكم على ناصر محمد اليماني حتى أعرضتم عنه حتى تنظروا هل هي حُجّة منطقيّة سوف يقبلها الله؟ أم أن حُجّة ناصر محمد اليماني هي الحقّ من ربكم؟ فتعالوا لننظر ما ينهاكم عنه ناصر محمد اليماني، وتدبّروا هل أمركم بأمرٍ واحدٍ فقط لم يأمركم به الله ولا رسوله؟ إذاً فقد جعل الله لكم على ناصر محمد اليماني سلطاناً مُّبيناً، والحقّ معكم لئن كذّبتم به ولكم الحقّ أن تقولوا: "بل أنت كذابٌ أشِر ولستَ المهديّ المنتظَر الحقّ، فكيف تأمرنا بما لم يأمرنا به الله ولا رسوله؟ فنحن نعلم أنّ الإمام المهديّ لم يجعله الله نبيّاً يوحى إليه بكتابٍ جديدٍ ولا سُنَّة جديدةٍ وإنّما يأتي الإمام المهديّ ناصرَ محمدٍ رسول الله النَّبي الأُميّ صلّى الله عليه وآله وسلّم، فلا حُجّة لك علينا ما دمت أمرتنا بما لم يأمرنا الله به ولا رسوله ولن يعذّبنا الله شيئاً ما دمنا كذّبنا بالباطل الذي لم يأمر به الله ولا رسوله، وأمّا إذا أمرتنا بما أمرنا الله به ورسوله ثُمّ أعرضنا عنك فتلك هي حجّة الله علينا؛ ما جاء به محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ".

ومن ثُمّ يردُّ عليكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: ذلك بيني وبينكم، فإن أمرتُكم بما لم يأمركم به الله ولا رسوله فلا طاعة لي عليكم ولا يجوز لكم أن تصدّقونني ولا تنصرونني واستحق ناصر محمد اليماني لعنةَ الله ولعنةَ ملائكته والنَّاس أجمعين، وذلك على من افترى على الله كذباً بغير ما جاء به خاتم الأنبياء والمرسَلين محمد - صلّى الله عليه وآله وسلّم - كتاب الله والسُّنّة الحقّ من عنده.
فتعالوا لننظر سوياً إلى ما أدعوكم إليه، وهل يأمركم المدعو ناصر محمد اليماني بأمر يخالف ما أمركم به الله ورسوله؟ وما يلي أساس دعوتي للمسلمين والنَّاس أجمعين:

1 - أن تعبدوا الله وحده لا شريك له، ومن أشرك بالله فقد ظلم نفسه ولن يجد له من دون الله وليّاً ولا نصيراً.

2 - أن تؤمنوا بأنّ هذه الدعوة هي التي ابتعث الله بها كافة الأنبياء والمُرسَلين. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

3 - أن لا تُفرّقوا بين رسل الله أجمعين الذين ابتعثهم الله بهذه الدعوة الموحدة. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُولَٰئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿١٥٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

وقال الله تعالى:
{وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَىٰ ذَٰلِكُمْ إِصْرِي قَالُوا أَقْرَرْنَا ۚ قَالَ فَاشْهَدُوا وَأَنَا مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ ﴿٨١﴾ فَمَن تَوَلَّىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٨٢﴾ أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

وقال الله تعالى:
{قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِن ربّهم لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿٨٤﴾ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٨٥﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

وقال تعالى بعد ذكره دعوة خليله إبراهيم إلى التوحيد وذكر من معه من المرسَلين:
{أُولَٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ۚ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿٨٩﴾ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ ۗ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

4 - الدعوة للمسلمين والنّصارى واليهود والمجوس والملحدين والنَّاس أجمعين إلى هذه الكلمة التي جاء بها كافة الأنبياء والمرسَلين. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

5 - التصديق أنّ الدين عند الله هو الإسلام الذي يدعو إليه محمدٌ رسول الله والمسيح عيسى وسليمان وكافة الأنبياء والمرسَلين من قبله. فانظروا لدين داوود الذي يدعو النَّاس إليه وسليمان لملكة سبأ: {إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ﴿٣٠﴾ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مسلمين ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [النمل].

وانظروا لدين رسول الله المسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام وما يدعو بني إسرائيل إليه:

{إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿٤٥﴾ وَيُكَلِّمُ النَّاس فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿٤٦﴾ قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿٤٧﴾ وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ ﴿٤٨﴾ وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن ربّكم أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٤٩﴾ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ ۚ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن ربّكم فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿٥٠﴾ إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۗ هَٰذَا صِرَاطٌ مستقيم ﴿٥١﴾ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٥٢﴾}
صدق الله العظيم [آل عمران].

ولا أعلمُ بدينٍ للنصارى غير الإسلام الذي جاء به رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم، والذي جاء به محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - خاتم الأنبياء والمرسَلين إلى النَّاس كافة بكتاب الله القرآن العظيم الكتاب الجامع لكافة كُتب الأنبياء والمرسَلين. تصديقاً لقول الله تعالى:
{أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَٰذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الحقّ فَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٤﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

وبما أنَه الكتاب الجامع لكافة كتب الأنبياء والمرسَلين إلى الأمم قال الله تعالى:
{هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رسل ربّنا بِالْحَقِّ} صدق الله العظيم [الأعراف:53].

6 - أن لا تُفرّقوا دينكم شيعاً وكُلُّ حزبٍ بما لديهم فرحون، فإن فعلتم فقد خالفتم أمر الله ورسوله. تصديقاً لقول الله تعالى: {أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ} صدق الله العظيم [الشورى:13].

وتصديقاً لقوله تعالى:
{فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاس عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاس لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٣١﴾ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [الروم]

وتصديقاً لقول الله تعالى:
{شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿١٣﴾} صدق الله العظيم [الشورى].

وكذلك في قوله تعالى:
{إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿١٥٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

وتصديقاً لقوله تعالى:
{وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

وتصديقاً لقوله تعالى:
{وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ} صدق الله العظيم [الأنفال:46].

ومن ثُمّ خالفتم يا معشر علماء الأُمّة كافة أوامر الله إليكم المُحكمة في أُمِّ الكتاب القرآن العظيم وأعرضتم عنها أجمعين واتّبعتم حديث الشيطان الرجيم:
[اختلاف أُمّتي رحمة]، وزعمتم أنّ مَنْ قاله هو محمدٌ رسول الله! بل حتى الذين أنكروه فكذلك اتّبعوا هذا الحديث الذي جاء من عند الشيطان الرجيم على لسان أوليائه من شياطين الإنس المنافقين الذين يُظهرون الإيمان والاتّباع لمحمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - حتى إذا خرجوا من عنده فيُبيِّتون أحاديث غير التي يقولها عليه الصلاة والسلام فصدّوا عن سبيل الله، وكم أدعوكم إليه فأبيتم أن تتّبعوه واتّبعتم أحاديثهم فصدّوكم عن سبيل الله الحقّ. تصديقاً لقول الله تعالى: {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣﴾ وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].

ومن ثُمّ علّمكم الله طريقةَ تصْدِيَتِهم عن الحقّ من ربّكم أنّه ليس بالسيف، فإذاً لو كان بالسيف فلا داعي أن يأتوا ليشهدوا بين يدي محمدٍ رسول الله بإسلامهم لأنّهم سوف يقاتلونه فينكشف أمرهم. إذاً ما هي طريقة تصْدِيَتِهم المقصودة في قول الله تعالى:
{اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم، ولكن لله الحُجّة البالغة فقد علّمكم كيف هي طريقة صدّهم عن الحقّ من ربّكم أنّها بالافتراء بأحاديث وروايات لم يقُلها عليه الصلاة والسلام. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾} صدق الله العظيم [النساء].

وتعالوا لأُعلّمكم لماذا أمر الله نبيّه أن يُعرض عنهم فلا يطردهم؟ وذلك ليستمر مكرهم ليعلم من يتّبع الحقّ ممّن يستمسك بما خالف لكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، وذلك لأنّ الله سوف يُعلّمكم كيف تعلمون الحديث النّبويّ الحقّ الذي جاء من عند الله والحديث الشيطاني الباطل الذي جاء من عند غير الله ليصُدّوكم به عن سبيل الله.

ولذلك أمر الله علماء المسلمين أن لا يختلفوا في الأحاديث النَّبوية وأن لا يعتمدوا على الثقات أو غير الثقات، ولا تطعنوا في صحابة رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - كيف ما كانوا هو أعلمُ بمن اتّقى، وأمركم الله أن تأخذوا الأحاديث الواردة بشكل عامٍ عن كافة صحابة محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ومن ثُمّ يتمّ تطبيقها مع ما جاء في مُحكم القرآن العظيم، وبما أنّ السُّنة النَّبوية جاءت من عند الله كما جاء القرآن العظيم، وبما أنّ الله علّمكم أنّ القرآن محفوظٌ من التحريف وأنّ أحاديث السُّنة النَّبويّة ليست محفوظةً من التحريف، وحتى تعلموا أيّ الحديث النّبوي في السّنة جاء من عند الله وأيّ الحديث في السُّنة النَّبوية مُفترًى من عند غير الله ولذلك أمركم أن تجعلوا مُحكم القرآن هو الحكم من الله في هذه القضية، وعلّمكم أنّ أيّ حديث نبويٍّ جاء من عند غير الله فحتماً بلا شكّ أو ريبٍ سوف تجدون بينه وبين مُحكم القرآن اختلافاً كثيراً، ودائماً الحقّ والباطل يأتي بينهما اختلافاً كثيراً.


وقال الله تعالى:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ القرآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

وهذا هو ما أمركم به الله في مُحكم كتابه القرآن العظيم أن تجعلوا مُحكمَ القرآن المُحكم هو الحَكَم حتى لا تكون لكم حُجّة بـ : " إنّ المنافقين افتروا على رسولك بالسُّنة النَّبوية ولم نعلم أيُّهم الحقّ وأيُّهم الباطل فأضلّونا عن سواء السبيل"، وكذلك أمركم رسول الله بذات الأمر الذي أمركم به الله تعالى.

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[اعرضوا حديثي على الكتاب فما وافقه فهو مني وأنا قلته].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[وإنها ستفشى عني أحاديث فما أتاكم من حديثي فاقرأوا كتاب الله واعتبروه فما وافق كتاب الله فأنا قلته وما لم يوافق كتاب الله فلم أقله].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[ستكون عني رواة يروون الحديث فاعرضوه على القرآن فإن وافق القرآن فخذوها وإلا فدعوها].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[عليكم بكتاب الله وسترجعون إلى قوم يحبون الحديث عني ومن قال علي ما لم أقل فليتبوأ مقعده من النار فمن حفظ شيئاً فليحدث به].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[عليكم بكتاب الله فإنكم سترجعون إلى قوم يشتهون الحديث عني فمن عقل شيئاً فليحدث به ومن افترى علي فليتبوأ مقعداً وبيتاً من جهنم].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[ألا إنها ستكون فتنة قيل ما المخرج منها يا رسول الله قال كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وحكم ما بينكم هو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبار قصمه الله ومن ابتغى الهدى في غيره أضله الله وهو حبل الله المتين وهو الذكر الحكيم وهو الصراط المستقيم وهو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تلتبس به الألسنة ولا تشبع منه العلماء ولا يخلق عن كثرة الرد ولا تنقضي عجائبه، هو الذي لم تنته الجنّ إذ سمعته حتى قالوا‏:‏ ‏{‏إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ‏}‏ من قال به صدق ومن عمل به أجر، ومن حكم به عدل ومن دعا إليه هدي إلى صراط مستقيم].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[يأتي على النَّاس زمان لا تطاق المعيشة فيهم إلا بالمعصية حتى يكذب الرجل ويحلف فإذا كان ذلك الزمان فعليكم بالهرب قيل يا رسول الله وإلى أين المهرب قال إلى الله وإلى كتابه وإلى سنة نبيه‏ الحق].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[ما بال أقوام يشرفون المترفين ويستخفون بالعابدين ويعملون بالقرآن ما وافق أهواءهم، وما خالف تركوه، فعند ذلك يؤمنون ببعض الكتاب ويكفرون ببعض يسعون فيما يدرك بغير سعي من القدر والمقدور والأجل المكتوب والرزق المقسوم، ولا يسعون فيما لا يدرك إلا بالسعي من الجزاء الموفور والسعي المشكور والتجارة التي لا تبور].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[من اتبع كتاب الله هداه الله من الضلالة، ووقاه سوء الحساب يوم القيامة، وذلك أن الله يقول‏:‏ ‏{‏ فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ }].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[يا حذيفة عليك بكتاب الله فتعلمه واتبع ما فيه].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[مهما أوتيتم من كتاب الله فالعمل به لا عذر لأحد في تركه، فإن لم يكن في كتاب الله فسنة مني ماضية].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[ما هذه الكتب التي يبلغني أنكم تكتبونها، أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[يا أيها النَّاس، ما هذا الكتاب الذي تكتبون‏:‏ أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه قالوا يا رسول الله فكيف بالمؤمنين والمؤمنات يومئذ‏؟‏ قال‏:‏ من أراه الله به خيرا أبقى الله في قلبه لا إله إلا الله].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[لا تكتبوا عني إلا القرآن، فمن كتب عني غير القرآن فليمحه، وحدثوا عن بني إسرائيل ولا حرج ومن كذب علي فليتبوأ مقعده من النار].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإني أخاف أن يخبروكم بالصدق فتكذبوهم أو يخبروكم بالكذب فتصدقوهم، عليكم بالقرآن فإن فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وفصل ما بينكم ].

قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
[لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإنهم لن يهدوكم وقد ضلوا، إما أن تصدقوا بباطل وتكذبوا بحق، وإلا لو كان موسى حيا بين أظهركم ما حل له إلا أن يتبعني].
صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم

ويا معشر الباحثين عن الحقّ، فهل وجدتم اختلافاً شيئاً بين بيان محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - وبين بيان الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني للقرآن من ذات القرآن؟ فلا حُجّة لكم على المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني بعد إذ حاججتُكم بالبيان الحقّ للقرآن من ذات القرآن ثُمّ بالبيان الحقّ من عند الرحمن على لسان محمدٍ رسول الله في السنة المُهداة فلم تجدوها تختلف مع بيان ناصر محمد اليماني للقرآن، ومن حاجّني الآن بما خالف لمُحكم كتاب الله وبما خالف لمُحكم سُنّة البيان على لسان محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - فاشهدوا عليه بالكفر والإعراض عن الذِّكر وقد عصى الله ورسوله والمهديّ المنتظَر وما بعد الحقّ إلّا الضلال.

وأُفتي كافة البشر أنّ أشدّ كفراً في الكتاب من بعد كفر اليهود هو كفر المسلمين المؤمنين بالقرآن العظيم والذي يُحاجِجهم به الإمام المهديّ المنتظَر من ربّهم ويجادلهم بآياته المُحكمات البيّنات لعالِمهم وجاهلهم ومن ثُمّ يُعرض عنه علماء المسلمين في عصر الإمام المهدي الحقّ من ربّهم أو يسكتون عن الحقّ والاعتراف به بعدما تبيَّن لهم أنّه لا يحاجج إلّا بالحقّ ولم يكن على ضلالٍ مُّبين، ثُمّ يُعرِضون عن الحقّ أو يسكتون عنه حتى جاء وعد الله بالحقّ فأهلكوا أنفسهم وأُمّتهم أولئك أشرّ علماء من بين خلق الله أجمعين كما أفتاكم في شأنهم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

وكذلك قال محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - عن المسلمين اليوم وعُلمائهم:
[يأتي على النَّاس زمان بطونهم آلهتهم ونساؤهم قبلتهم، ودنانيرهم دينهم، وشرفهم متاعهم، لا يبقى من الإيمان إلا اسمه، ومن الإسلام إلا رسمه، ولا من القرآن إلا درسه، مساجدهم معمورة، وقلوبهم خراب من الهدى، علماؤهم أشر خلق الله على وجه الأرض . حينئذ ابتلاهم الله بأربع خصال: جور من السلطان، وقحط من الزمان، وظلم من الولاة والحكام، فتعجب الصحابة وقالوا: يا رسول الله أيعبدون الأصنام ؟ قال: نعم، كل درهم عندهم صنم] صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

وقال محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - عن أُمّة اليوم وعلمائهم:
[ يأتي على النَّاس زمان وجوههم وجوه الآدميين، وقلوبهم قلوب الشياطين، كأمثال الذئاب الضواري، سفّاكون للدماء، لا يتناهون عن منكر فعلوه، إن تابعتهم ارتابوك، وإن حدثتهم كذّبوك، وإِن تواريت عنهم اغتابوك، السُّنة فيهم بدعة، والبدعة فيهم سُنة، والحليم بينهم غادر، والغادر بينهم حليم، والمؤمن فيما بينهم مستضعف، والفاسق فيما بينهم مشرّف، صبيانهم عارم، ونساؤهم شاطر، وشيخهم لا يأمر بالمعروف ولا ينهى عن المنكر، الالتجاء إليهم خزي، والاعتزاز بهم ذل، وطلب ما في أيديهم فقر، فعند ذلك يحرمهم الله قطر السماء في أوانه، وينزّله في غير أوانه، يسلط عليهم شرارهم فيسومونهم سوء العذاب ] صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

إلّا من رحم ربي من علماء الأُمّة فمنّ الله عليه وأظهره على أمرنا في الإنترنت العالميّة فلم يستكبر وقال: "سوف أتدبّر ما يقوله هذا الرجل وبيني وبينه كتاب الله والسُّنة النَّبويّة، فإن وجدته على الهُدى اتّبعته واعترفتُ أنّه الحقّ سواءً يكون الإمام المهديّ الذي ننتظر له أو هاديّاً من الله إلى الصراط المستقيم، فلا يهمُّني يكون الإمام المهديّ المنتظَر أم لم يكن هو، المهم إنّي وجدته على الحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيم، فكيف أُعرضُ عن الحقّ بعدما تبيَّن لي أنه الحق؟" فيقول: "وهل بعد الحقّ إلّا الضلال؟ فأيّ مهديٍّ نبغي بعد هذا الذي يُفصّلُ كتاب الله تفصيلاً ويُحاجِجنا بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ ويُطهّر السُّنة النَّبوية من البُدع تطهيراً ويُحرّم الاجتهاد في الفتوى بغير علمٍ ولا سلطانٍ، ويُحرّم على المسلمين أن يقولوا على الله ما لا يعلمون. أفلا تتّقون! فأخبروني أيّ مهديّ تنتظرونه؟ فهل تريدون أن يقول لكم إنّي رسولٌ من الله إليكم، أم ناصراً لما بين أيديكم كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ؟ أفلا تعقلون!".

ويا قوم أُفتيكم أنّه ليس شرطٌ عليكم أن تتّبعوني حتى تعترفوا أنّي الإمام المهديّ؛ بل اتّبعوا الحقّ وإذا اتَّبعتم الحقّ من ربّكم فذلك اعترافٌ منكم أنّي الإمام المهديّ إلى الحقّ، فهل بعد الحقّ إلّا الضلال؟

ويا قوم ليس المنطق أن أظهر لكم عند الركن اليماني وأقول يا معشر المسلمين بايعوني إنّي الإمام المهديّ الحقّ من ربِّكم، وما يُدريكم أنّي الإمام المهدي الحقّ من ربّكم ما لم أدعُكم للحوار من قبل الظهور؟ وثمّ ومن بعد التصديق أظهر لكم عند البيت العتيق، أليس هذا هو العقل والمنطق؟ أم إنّكم لا تعقلون! ويا قوم عليكم باستخدام عقولكم التي ميَّزكم الله بها عن الأنعام وهو التفكير واتّخاذ القرار من بعد التفكير. تصديقاً لقول الله تعالى:
{قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [سبأ].

وتصديقاً لقول الله تعالى:
{أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿١٨٤﴾ أَوَلَمْ يَنظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿١٨٥﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

وتصديقاً لقول الله تعالى:
{وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [النحل].

وتصديقاً لقول الله تعالى:
{أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءَهُم بالحقّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

ويا قوم إنّما ابتعثني الله ناصراً لما جاءكم به محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - الحقّ فأبيتُم الحقّ من ربّكم وقلتم هذا كذابٌ أشِر وليس المهديّ المُنتظَر! ويا قوم أفلا ترون أنّكم لم تكذّبوا ناصر محمد اليماني بل كذّبتم بما يدعوكم إليه؟ فكيف لا يعذّبكم الله إن استمرَرْتُم بالتكذّيب بالدعوة الحقّ إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ؟ ويا قوم ليست حُجّةً لكم إذ لم تروا ناصر محمد اليماني فليست حُجّةً لكم أن لا تُصدّقوني حتى تنظروا إليّ! فليس الهدى في رؤيتي ولا في صوتي بل الهدى في كلام الله ومن كذّب به أضلّه الله وعذّبه. وقال الله تعالى:
{وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُم بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٤١﴾ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾ وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿٤٣﴾} صدق الله العظيم [يونس].

وذلك لأنّ بعضهم ينشغل بالنظرة إلى محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم – دون أن يصغي إلى ما يقول! وليس الهدى في صورته عليه الصلاة والسلام، ومن نظر إليه هداه الله إذاً لآمن الكفار أجمعون؛ بل الهدى الاستماع إلى كلام الله وفهمه، فبأيّ حديثٍ بعد الله وآياته تؤمنون، اللهم قد بلغت، اللهم فاشهد..

ويا معشر علماء الأُمّة إنّي أدعوكم إلى الاحتكام إلى كتاب الله فإنّ اتّبعتُ أهواءكم وتركته وراء ظهري فلن تُغنوا عني من الله شيئاً، وكذلك محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - لو اتّبع المفترين وترك حُكم الله العربيّ المُّبين وراء ظهره فلن تُغنوا عنه من الله شيئاً. فانظروا للتهديد الذي تلقّاه محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - من ربه وهو خيرٌ منكم وأعلمُ، فما بالكم بعُلمائكم الذين هم من دونه عليه الصلاة والسلام، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَمَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [الرعد]؟

فأين تذهبون يا معشر علماء أُمّة الإسلام المستكبرين، أم إن نوُّاب التّبليغ لم يُبلّغوكم شيئاً؟ إذاً فهم كاذبون بتصديق الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني ولو كانوا صادقين لما وهنوا ولما استكانوا في التبليغ عن الحقّ ليلاً نهاراً على كافة البشر بكُلّ حيلةٍ ووسيلةٍ ولنصروا الحقّ من ربهم، أفلا يعلم السابقون الأنصار من الذين أعثرهم الله على النبأ العظيم بالإنترنت العالميّة أنّ الله علِم أنّ منهم باحثون عن الحقّ فأعثرهم على الحقّ ليصطفي الله الصادقين منهم فيجعلهم نوّابَ التبليغ والوزراء المُكرّمين وولاتي على العالمين؟ ومن أعرض منهم عن الحقّ فقد أعرض عن نعمة ربِّه وكرمِه ورحمته فيعذّبه الله عذاباً نُكراً، ويوعظ من يشاء منهم برؤية كوكب العذاب ليثبّته به على الحقّ إن كان يريد الحقّ ليعلم أنّ ناصر محمد اليماني لا يُحذّرهم كذباً وافتراءً على ربّ العالمين، فيُنبِّههم الله بذلك لكي يلزموا الحقّ فلا يفتنهم الذين يصدّون عن سبيل الحقّ بغير علمٍ ولا هُدًى ولا كتابٍ مُّنير؛ بل بالظنّ الذي لا يغني عن الحقّ شيئاً. وللأسف لم أرَ من الأنصار السابقين الأخيار الذي صدّقوا ونصروا وبلّغوا بيانات الحقّ من ربّهم إلّا قليلاً! ومن ثُمّ يقوم الإمام المهديّ بالذهاب إلى مواقعٍ أخرى فيُسجّل كعضوٍّ فيها ويُبلّغ بيان الحقّ ولو كان كافة الأنصار يشتغلون ليلاً نهاراً بالتبليغ عن طريق المواقع العالميّة والمُنتديات الإسلاميّة لانتشر الخبر بالدعوة للحوار إلى كافة المسلمين وعلمائهم.

ولربّما يودُّ أحد الأنصار أن يُقاطعني فيقول:" مهلاً مهلاً أيها الإمام ناصر، فأنا لا أملك بما أنصرك به في شراء القناة الفضائيّة (منبر المهديّ المنتظَر) برغم أنّي من السابقين المُصدّقين". ومن ثُمّ أردُّ عليه بالحقّ وأقول: وهل يُكلّفُ الله نفساً إلّا وسعها حسب قدرتها؟ فإذا كنت لا تستطيع أن تشارك في شراء منبر المهديّ المنتظَر ولكنّك قادر أن تسجّل كعضو في المنتديات الإسلاميّة ثُمّ تُبلّغ البيان الحقّ في المنتديات الإسلاميّة وذلك نصرةً مِنك وأضعفُ الإيمان إن كنت حقاً من الأنصار الصادقين الأخيار من الذين نحسبهم خير البريّة وصفوة البشرية الأنصار الأبرار السابقين الأخيار،
ولا ينفع التصديق لوحده: [أنا صدّقت ناصر محمد اليماني أنه الإمام المهدي المُنتظر]؛ بل يتوجّب عليه أن يصدق إيمانه بالحقّ من ربه بالعمل ونُصرة الحقّ من ربه بكُلّ ما أوتي من قوة وبكُلّ حيلةٍ ووسيلة حسب قُدرته وجُهده ولا يُكلف الله نفساً إلّا وسعها وحسب طاقتها وقُدرتها..

ويا معشر الباحثين عن الحقّ فهل تريدون الحقّ إن كنتم من أولي الألباب؟ فأفتوني في شأن الإمام المهديّ الذي له تنتظرون، فهل سوف يأتي بكتابٍ جديد ودينٍ جديد ودعوةٍ جديدةٍ وحُجّةٍ جديدةٍ لم يأتِ بها محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم؟ وأعلم جواب أولي الألباب منكم فيقولون: "يا ناصر محمد عليك أن تعلم إنّما يبتعث الله الإمام المهديّ ناصرَ محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - النَّبي الأُميّ خاتم الأنبياء والمرسَلين، فلا كتابٌ جديدٌ من بعده ولذلك يأتي الإمام المهديّ ناصراً لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم. أيّ ناصراً لما جاء به محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم. أيّ ناصراً لدعوة محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم". ومن ثُمّ يردُّ عليكم الإمام المهديّ ناصر محمد وأقول: إذاً لماذا تُعرضون عن الإمام المهديّ الحقّ ناصر محمد اليماني إن كنتم صادقين؟ فهل تبيَّن لكم الحكمة من تواطؤ الاسم محمد في اسم الإمام المهديّ ناصر محمد؟ وهل تبيّن لكم لماذا جعل الله موضع التواطؤ للاسم محمد في اسمي في اسم أبي (ناصر محمد)؟ وذلك لكي يحمل الاسم الخبر لدعوة الإمام المهديّ المنتظَر. وأما الحكمة من عدم بيان محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - في اسم المهديّ وفي ذلك حكمةٌ بالغةٌ من الله ورسوله وذلك لأنّ الله يعلمُ أنّه سوف يفتري شخصيّة الإمام المهديّ كثيرٌ من النَّاس في كلّ جيلٍ من بعد موت محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - إلى جيل الإمام المهديّ الحقّ من ربهم، فإنّهم بالمئات وأغلبهم ما كان اسمه (محمد بن عبد الله) أو (أحمد بن عبد الله) وكذلك أصحاب أسماءٍ أُخرى، ولكنّكم لا ولن تجدوا شخصاً واحداً من المفترين اسمه ((ناصر محمد)) إلّا الإمام المهديّ الحقّ من ربّكم والذي يُبيّن لكم كيف تواطأ الاسم محمد في اسم الإمام المهديّ؛ بل ويُبيّن لكم كثيراً من كثيرٍ من الأمور ويُفصّل لكم كتاب الله وسنّة رسوله تفصيلاً ويدعوكم إلى توحدكم من بعد تفرّقكم إلى شيعٍ وأحزاب، وكُلّ حزبٍ بما لديهم فرحون، فضعُفت شوكتكم وفشلتم وذهبت ريحكم وأظهر الله عليكم عدوّكم ويخشى علماء المسلمين أن يتخطفهم النَّاس في كُلّ بقاع الأرض بحُجّة الإرهاب ولا يصدع بالحقّ إلّا قليلٌ من علماء المسلمين من الذي لا يخشون إلّا الله، ولكنكم سوف تجدونهم يصدعون بالحقّ في شأن الإمام المهديّ الحقّ من ربّهم بعدما تبيَّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم فأعلنوا اعترافهم للحقّ لأمتِّهم فلا يخافون لومة لائم، أولئك المُتّقون من التابعين من علماء الأُمّة من الذين يُحشَرون إلى الرحمن وفداً مُباركاً أولئك هم الصدّيقون للحقّ أقلهم درجةً عند الله كدرجة نبيّ الله يونس أولئك هم الآخرين لمّا يلحقوا بهم مثلهم كمثل التابعين الأولين الصديقين لمحمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - وكانوا غرباء، والغريب لدى النَّاس هو تصديقهم لهذا النبي الأُمي، وكذلك الغُرباء في عصر الإمام المهديّ من علماء الأُمّة الذين تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم أولئك علماء حقاً بالحقّ أولئك من علماء الأُمّة الصّدّيقين المصدّقين بالحقّ من ربّهم وعلموا أنّ هذا هو البيان الحقّ للقرآن فهم به موقنون أولئك هم الآخرون لمّا يلحقوا بهم مثلهم كمثل التابعين الأوّلين الصديقين لمحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم. وأما الذين لم يفقهوه منهم وهم له حافظون وبه مؤمنون ثُمّ ينكرون البيان الحقّ من ربّهم فمثلهم كمثل الحمار يحمل الأسفار في وعاء على ظهره ولكنّه لا يفهم ما يحمل على ظهره. تصديقاً لقول الله تعالى:
{يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ ﴿١﴾ هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢﴾ وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿٣﴾ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿٤﴾ مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ۚ بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٥﴾ قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاس فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٦﴾ وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ۚ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ﴿٧﴾ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الجمعة].

أولئك هم المُقرّبون عند ربّهم ثُلَّةٌ من الأولين وقليلٌ من الآخرين كما ترون، وكذلك في كلّ زمان يبدأ الحقّ غريباً لدى النَّاس وسبب غربة الحقّ لديهم هو لأنّ الشياطين قد أخرجوا آباءهم عن الحقّ فهم على أثارهم يهرعون، وتعوّدوا على ذلك جيلاً من بعد جيلٍ حتى إذا بعث الله المهديّين إلى الحقّ من الأنبياء والرسل والأئمة الحقّ من ربّهم ليهدوهم إلى سواء السبيل فتكون دعوتهم بادئ الأمر غريبةً جداً على الذين ضلّوا عن الصراط المستقيم، وشيئاً فشيئاً حتى يعود النَّاس إلى الصراط المستقيم، حتى إذا مات مهديّهم على الصراط المستقيم ومن ثم يبدأ شياطين الجنّ والإنس بمكرهم وبدعهم ومُبالغتهم في عباد الله الصالحين بغير الحقّ وذلك حتى يدعوهم النّاس من دون ربّهم ويتوسلوا بهم ليُقرّبوهم إلى الله زُلفاً ليعيدوا النَّاس إلى ما كانوا عليه في ضلالهم القديم إلى ما يشاء الله، ومن ثُمّ يبعث الله من يعيدهم إلى الصراط المستقيم فتكون دعوته غريبةٌ على النَّاس في عصره وسبب غرابة دعوته لدى النَّاس لأنهم قد أخرجتهم الشياطين بافترائهم عن الصراط المستقيم وهكذا إلى دعوة خاتم خُلفاء الله أجمعين الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني الذي يدعو النَّاس إلى الرجوع إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ ، فإذا علماء أُمته - إلّا من رحم ربي منهم - ما كان ردهم علينا إلّا قولهم: "إننا ننصحك أن تذهب إلى مستشفى الأمراض النفسيّة فإنّه يتخبّطك مسّ شيطانٍ رجيمٍ، أو اذهب إلى شيخٍ يقرأ عليك القرآن فإنّك يا ناصر محمد اليماني لمجنون والجنون فنون". ومن ثُمّ يردُّ عليهم الإمام المهديّ الحقّ من ربّهم وأقول:" كذلك قيل لكافة الأنبياء والمُرسَلين المهديّين الذين ابتعثهم الله ليهدوا النَّاس إلى الحقّ بعد أن ضلّوا عن الصراط المستقيم. وقال الله تعالى:
{كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿٥٢﴾ أَتَوَاصَوْا بِهِ ۚ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].

وكذلك الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني الذي يدعو المسلمين والنَّاس أجمعين إلى الرجوع إلى منهاج النبوّة الأولى كما كان عليه محمد رسول الله والذين معه قلباً وقالباً، وما كان ردّ كثيرٍ من الذين أظهرهم الله على شأني إلّا أن قالوا إنّ ناصر محمد اليماني مجنونٌ، فبعضهم ينصحني أن أذهب إلى مستشفى الأمراض العقليّة وآخرون النفسيّة وآخرون القُرآنيّة وآخرون يقولون بل عنده علمٌ بارعٌ في التنجيم بل هو مُنجّم! ومن ثُمّ أردُّ عليهم وأقول: ألا تخافون الله أن تصفوا بهذا من يدعوكم إلى الرجوع إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ؟ ويدعوكم للحوار والدخول إلى طاولة الحوار العالميّة وأنتم في بيوتكم ثُمّ تفتحوا أجهزتكم فإذا أنتم لدينا في طاولة الحوار فتطّلعوا على بيانات المدعو ناصر محمد اليماني، فإن تبيَّن لكم أنّه الحقّ فاعترفوا بالحقّ وانصروا الحقّ من ربِّكم، وإن تبيَّن لكم أنّ ناصر محمد اليماني على ضلالٍ مُّبين فعلى كافة علماء الأُمّة الإسلامية أن يهبّوا للدفاع عن دينهم ويتنازلوا عن كِبرهم من أجل الذّود عن دينهم فيدخلوا إلى طاولة الحوار العالمية (موقع الإمام ناصر محمد اليماني) ثُمّ يجادلوا ناصر محمد اليماني بعلمٍ هو أهدى من علمه وأقوم قيلاً.

ولربّما المفترون يقولون علينا بغير الحقّ:" ولكنّه سوف يحذف بيانات علماء الأُمّة ويترك بياناته". ومن ثُمّ أردُّ عليهم وأقول: لقد وعدتكم من قبل ولا أزال عند وعدي أنّي لا ولن أحذف بيان أحد علماء الأُمّة أبداً مهما كان يخالفني الرأي، غير أنّ لي شرطٌ واحدٌ فقط وهو أن لا يهينني وأنصاري بموقعي، فإن فعل فقد جعلنا لأعضاء مجلس الإدارة عليه سلطاناً وليس فقط يحظروه بل يجتثوه من الموقع كشجرةٍ خبيثةٍ اجّتُثت من فوق الأرض ما لها من قرار، وذلك هو الخط الأحمر لا ينبغي لا لعالمٍ ولا لجاهلٍ أن يتعدّاه فيُهيننا في موقعنا ولكن يجادلنا بعلمٍ هو أهدى من علمنا وأقوم سبيلاً حتى يُبيّن أنّ سبيلنا معوجٌ، وإن لم يستطيعوا فقد علموا أنّهم هم على سبيل معوجٍّ ووجب عليهم أن يتّبعوا الذي يدعو إلى الحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني، وسلامٌ على المرسَلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

خليفة الله وعبده الإمام المهديّ الذليل على المؤمنين العزيزُ على الكافرين ناصر محمد اليماني.
____________