الإمام ناصر محمد اليماني
07 - 06 - 1432 هـ
11 - 05 - 2011 مـ
02:30 صباحاً
ـــــــــــــــــــ



خلاصه دعوت إمام مهديّ منتظَر ناصر محمد اليماني، وسؤال وجواب از ذکر الحكيم..


شما مجاز به پنهان کردن این بیان از جهانیان نیستید و با قرآن کسانی را که از وعده و تهدید خداوند هراسانند پند ده(فَذَكِّرْ‌ بِالْقُرْ‌آنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿٤٥﴾ سوره ق)کلام خداوند تعالی را به یاد داشته باشید که می فرماید: {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ (159) إِلا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وأنا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (160)} صدق الله العظيم [البقرة].
{کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹) مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و اصلاح نمودند من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم. (۱۶۰)}

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين النّبيّ الأمي الأمين مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله الطيبين والتابعين وسلّم تسليماً..
از مهدی منتظر؛ناصر و یاور به آنچه که محمدٌ رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- آورده است؛امام ناصر محمد یمانی به خادم حرمین الشریفین جناب ملک عبدالله بن عبد العزيز آل سعود حفظه الله و همچنین هیئت علمای بزرگ کشور عربستان سعودی:

سماحة الشيخ عبد العزيز بن عبد الله بن محمد آل الشيخ مفتي عام المملكة العربيّة السعوديّة ورئيس هيئة كبار العلماء ورئيس اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
سماحة الشيخ صالح بن محمد اللحيدان رئيس مجلس القضاء الأعلى وعضو هيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ أ.د. صالح بن عبد الله بن حميد رئيس مجلس الشورى وعضو هيئة كبار العلماء
معالي الشيخ د. عبدالله بن محمد بن ابراهيم آل الشيخ وزير العدل وعضو هيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ أ.د. عبد الله بن عبد المحسن التركي الأمين العام لرابطة العالم الإسلامي وعضو هيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ أ.د. صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ عبدالله بن عبد الرحمن بن غديان عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ أ.د. احمد بن علي سير المباركي عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ عبدالله بن سليمان بن منيع عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ أ.د. عبدالله بن محمد المطلق عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ محمد بن حسن بن عبد الرحمن آل الشيخ عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ عبدالله بن محمد بن سعد بن خنين عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشثري عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ د. يوسف بن محمد الغفيص عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ أ.د. عبد الوهاب بن ابراهيم أبو سليمان عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ الدراسات العليا بكلية الشريعة والدراسات الإسلامية بجامعة أم القرى.
معالي الشيخ أ.د. عبد الرحمن بن محمد بن فهد السدحان عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ أصول الفقه بكلية الشريعة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية.
معالي الشيخ أ.د. عبد الله بن سعد بن محمد الرشيد عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ الفقه بكلية الشريعة جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية.
معالي الشيخ أ.د. محمد بن عروس بن عبد القادر بن محمد عضو هيئة كبار العلماء والمدرس بالحرم المكي.
معالي الشيخ أ.د. علي بن سعد الضويحي عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ أصول الفقه بكلية الشريعة -الاحساء - جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامي.
معالي الشيخ د. عبد العزيز بن محمد العبدالمنعم الأمين العام لهيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ د . محمد بن سعد الشويعر مستشار بالرئاسة العامة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ عبد العزيز بن ناصر بن باز مستشار بالرئاسة العامة للبحوث العلمية والإفتاء وعضو مجلس الشورى.
و تمام مفتیان کشورهای اسلامی در جهان و تمام علمای مسلمین در تمام عالم و همچنین تمام ملت های اسلامی و رهبران عرب و غیر عرب و سلام بر پیروان حق تا روز دین و اما بعد...


خداوند به شما فرمان داده است اگر می خواهید حق را از باطل تشخیص دهید،قبل از شنیدن سخنان مدعی و تفکر در استدلال های علمی او که آیا به حق است؛ درباره وی قضاوت نکنید اینان هستند که خداوند در هر زمان و مکانی آنان را هدایت می نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:


{فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (18)} ‏ صدق الله العظيم [‏الزمر‏].
{پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}

ای مردم!من خلیفه خداوند بر شما هستم و همانی را به شما می گویم که تمام انبیاء و رسولان خداوند گفته اند:

{حَقِيقٌ عَلَى أَنْ لاّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاّ الحقّ} صدق الله العظيم [الأعراف:105]

{سزاوار است که بر خدا جز حق نگویم}

سزاوارامام مهدی نیست که در دین خداوند بجز حق فتوا دهد؛حقی که با استدلال های قاطع علمی و روشن از جانب خداوند آمده است؛او از روی اجتهاد و ظن سخن نمی گوید که این کار کسی را از حق بی نیاز نمی کند.در این بیان بطور مختصر (خلاصه دعوت امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی برای تمام بشریت ) را خواهیم آورد و درآن چیزی که برخلاف روش انبیاء و رسولان باشد؛نخواهید یافت وبرای آسان ترفهمیدن آن؛بیان به صورت سؤال و جواب ازآیات محکم کتاب آورده خواهد شد ،باشد که ذکری باشد برای خردمندان:
سؤال1:
ناصر محمد یمانی!تو مردم را به سوی عبادت چه کسی فرا می خوانی؟
جواب1:
من مهدی منتظر،بشریت را به سوی عبادت خداوند واحد قهار که خدایی جز او نیست و شریکی ندارد فرا می خوانم و دعوت مهدی منتظر،همان دعوت تمام انبیاء و رسولانی است که به سوی جن و انس فرستاده شده اند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ} [الأنبياء:25].

{و پيش از تو هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه: «خدايى جز من نيست، پس مرا بپرستيد.»}

و خداوند تعالی می فرماید:

{قُلْ إِنَّمَا يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ (108) فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَى سَوَاء وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُونَ (109)} صدق الله العظيم [الأنبياء].
{بگو: «تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که معبود شما خدای یگانه است؛ آیا تسلیم می‌شوید؟ (۱۰۸) اگر روی گردان شوند، بگو: «من به همه شما یکسان اعلام خطر می‌کنم؛ و نمی‌دانم آیا وعده ای که به شما داده می‌شود نزدیک است یا دور! (۱۰۹)}
سؤال2:
انبیاءو پیروان آنها،خداوند را چگونه عبادت می کردند؟


جواب 2: جواب کسانی که از چگونگی عبادت انبیاء و پیروان شان سؤال می کنند را مستقیم از آیات محکم کتاب می آورم.خداوند تعالی می فرماید:

{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].
{ وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}

سؤال3: از آنجا که خداوند رسولان خود را با کتاب و پشت سرهم به سوی بشر می فرستدغرسول جدید مردم را به حکمیت براساس کتابی که بر رسول قبل از او فرستاده شده بود،فرامی خواند ؛یا اینکه از آنان می خواست براساس کتابی که پروردگارش بر او نازل نموده بود حکمیت کنند؟

جواب3: رسول جدید خداوند آنان را به حکمیت بر اساس کتابی فرامی خواند که همراه او فرستاده شده است،چراکه کتاب جدید مرجع و حکم کتاب های قبلی است .چون شیاطین بشر کتاب های قبل از او راتحریف کرده اند و مردم درباره آنچه که قبل از او آمده است،دچار اختلاف شده اند.خداوند تعالی می فرماید:

{كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بالحقّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمْ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الحقّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ} صدق الله العظيم [البقرة:213].
{مردم یک امت بودند؛ خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‌کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. تنها کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‌های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.}
سؤال4:
خداوند وعده حفظ کدام کتاب را از تحریف و دستکاری داده است؟

جواب4: خداوند تعالی می فرماید:

{وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ} صدق الله العظيم [يونس:37]

{نشايد كه اين قرآن را جز به خدا نسبت كنند، بلكه تصديق چيزى است كه پيش از آن آمده است و توضيح آن كتاب است. شكى نيست كه از جانب پروردگار جهانيان است.}

چون این آخرین رساله ای است که خداوند برای تمام مردم با آخرین نبی خود فرستاده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِـي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النّبيّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:158]

{بگو: اى مردم، من فرستاده خدا بر همه شما هستم. آن خدايى كه فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست و هيچ خدايى جز او نيست. زنده مى‌كند و مى‌ميراند. پس به خدا و رسول او، آن پيامبر امى كه به خدا و كلمات او ايمان دارد، ايمان بياوريد و از او پيروى كنيد، باشد كه هدايت شويد.}

این رساله خداوند برای جنیان نیز هست و کسانی از جنیان که آن را شنیدند به آن ایمان آورده و عالم جن را به پیروی از آن دعوت کردند.خداوند تعالی می فرماید:

: {وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِنَ الجنّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ (29) قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الحقّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ (30) يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُمْ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (31) وَمَنْ لا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءُ أُولَئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ (32)} صدق الله العظيم [الأحقاف].

{و گروهى از جن را نزد تو روانه كرديم تا قرآن را بشنوند. چون به حضرتش رسيدند گفتند: گوش فرادهيد. چون به پايان آمد، همانند بيم‌دهندگانى نزد قوم خود بازگشتند. (۲۹) گفتند: اى قوم ما، ما كتابى شنيديم كه بعد از موسى نازل شده، كتابهاى پيشين را تصديق مى‌كند و به حق و راه راست راه مى‌نمايد. (۳۰) اى قوم ما، اين دعوت‌كننده به خدا را پاسخ گوييد و به او ايمان بياوريد تا خدا گناهانتان را بيامرزد و شما را از عذابى دردآور در امان دارد. (۳۱) و هر كس كه به اين دعوت‌كننده جواب نگويد نمى‌تواند در روى زمين از خداى بگريزد و او را جز خدا هيچ ياورى نيست و در گمراهى آشكارى است. (۳۲)}

و به خاطر اینکه بعد از محمد رسول الله رسولی فرستاده نخواهد شد تا کتاب او را با کتابی جدید تصحیح نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ} صدق الله العظيم [الأحزاب:40]،

{ محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست. او رسول خدا و خاتم پيامبران است}

و به خاطر اینکه بعد از قرآن مجید کتاب جدیدی نخواهد بود؛برای همین خداوند آن را از تحریف و دستکاری و اضافات حفظ نموده است تا مرجع وحکم کتاب های پیشین باشد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} صدق الله العظيم [الحجر:9].

{ما قرآن را خود نازل كرده‌ايم و خود نگهبانش هستيم.}
خداوند این کتاب را به عبث حفظ ننموده است؛بلکه برای پیروی از آن وکافر بودن نسبت به هرچه که مخالف محکمات آن است؛چه درتورات و انجیل باشد یا در احادیث سنت نبوی حفظ شده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:155].

{اين كتابى است مبارك. آن را نازل كرده‌ايم. پس، از آن پيروى كنيد و پرهيزگار باشيد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد.}
خداوند آن را مرجع و دانش نامه تمام کتب پیش از آن قرار داده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الحقّ فَهُم مُّعْرِضُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:24].

{بگو: حجت خويش بياوريد. در اين كتاب سخن كسانى است كه با من هستند و سخن كسانى كه پيش از من بوده‌اند. اما بيشترينشان چيزى از حق نمى‌دانند و از آن اعراض مى‌كنند}
و به مردمان فرمان داده است که به برهان حق آمده از جانب پروردگارشان که آنها را به سوی خدایشان فرا می خواند و خداوند تعالی می فرماید:

{يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً (174) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطاً مُسْتَقِيماً (175)} صدق الله العظيم [النساء].

{ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به آن تمسک جستند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
خداوند مهدی منتظر را هم برانگیخته است تا بشریت را به پیروی از ذکر محفوظ از تحریف دعوت نماید و وقتی می بینید تورات یا انجیل یا احادیث سنت نبوی با آیات محکم قرآن اختلاف دارند؛خداوند به شما هشدار می دهد که از آنچه که مخالف ذکر محفوظ از تحریف خداوند است پیروی نکنید؛بلکه خداوند به شما امر می کند که به آیات محکم قرآن عظیم تمسک جسته و پای بند باشید.گواه از فرموده خداوند تعالی: {وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ} [آل عمران:103].

{و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد، و پراكنده نشويد؛}

و خداوند تعالی می فرماید:

{يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً (174) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطاً مُسْتَقِيماً (175)} صدق الله العظيم [النساء].

{ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به آن تمسک جستند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
سؤال 5:
آیا قرآن عظیم تأیید کننده کتاب تورات و انجیل است؟
جواب5:
قرآن عظیم برای تصدیق کتابهای قبل از آن یعنی تورات و انجیل آمده است و بی شک خداوند آن را بر تمامی آنها برتری داده و مهیمن ساخته تا مرجع حل اختلافاتی باشد که برای معتقدان به تورات و انجیل پیش آمده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الحقّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} صدق الله العظيم [المائدة:48].

{وما اين كتاب [=قرآن‌] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم، در حالى كه تصديق‌كننده كتابهاى پيشين و حاكم بر آنهاست. پس ميان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن، و از هواهايشان از حقى كه به سوى تو آمده، پيروى مكن. براى هر يك از شما شريعت و راه روشنى قرار داده‌ايم}
سؤال 6 : آیا شریعت هر امت با شریعت جدیدی که خداوند می فرستد،متفاوت است؟

جواب 6: خداوند تعالی می فرماید:

{إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُوراً} [النساء:163].

{ ما به تو وحی فرستادیم؛ همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم؛ و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایّوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم؛ و به داوود زبور دادیم.}
و خداوند تعالی می فرماید:


{يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [النساء:26].

{ خداوند می‌خواهد برای شما روشن سازد و شما را به سیره و سنت پیشینیان راهبر شود و از شما درگذرد و خداوند دانای فرزانه است‌}
براستی که خداوند به بنده و نبی خود محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم امر می نماید تا از شریعت و روش کسانی که پیش از وی هدایت شده اند؛پیروی نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ المُشْرِكِينَ} صدق الله العظيم [النحل:123].

{ به تو نيز وحى كرديم كه: از آيين حنيف ابراهيم پيروى كن كه او از مشركان نبود}
سؤال 7: آیا روش وشریعت انبیاء با روش و شریعت پیروان شان تفاوت دارد،یعنی آیا خداوند به خاتم الأنبیاء و مرسلین امر نموده است تا تنها از روش ابراهیم علیه الصلاة و السلام پیروی نماید یا به خاتم الأنبیاء و مرسلین امر نموده که از طریقه تمام انبیاء وپیروان آنها در عبادت پروردگارشان پیروی کرده و خداوند را بدون شریک مورد عبادت و پرستش قرار دهند؟ چون اگر طریقه انبیاء روشی انحصاری باشد؛ تنها سزاوار خود آنهاست و می دیدیم که خداوند به نبی خود فرمان می داد تا تنها از طریقه انبیاء پیروی نماید ولی اگر دیدیم خداوند به محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم امر می کند تا از همان روش هدایت انبیاء و طریق هدایت پیروان شان تبعیت کند، و این یعنی روش و مسیر هدایت تنها یک مسیر است و فرقی میان نبی و پیروانش نیست.

جواب 7: خداوند تعالی می فرماید:

{وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَىٰ قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿٨٣﴾ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَارُونَ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿٨٤﴾ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿٨٥﴾ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿٨٦﴾ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿٨٩﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
{ اینها دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر کس را بخواهیم بالا می‌بریم؛ پروردگار تو، حکیم و داناست. (۸۳) و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم؛ و هر دو را هدایت کردیم؛ و نوح را پیش از آن هدایت نمودیم؛ و از فرزندان او، داوود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسی و هارون را این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم! (۸۴) و زکریّا و یحیی و عیسی و الیاس را؛ همه از صالحان بودند. (۸۵) و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را؛ و همه را بر جهانیان برتری دادیم. (۸۶) و از پدران و فرزندان و برادران آنها و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. (۸۷) این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (۸۸) آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند، کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند. (۸۹) آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! بگو: «در برابر این پاداشی از شما نمی‌طلبم! این چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! (۹۰)}
به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:

{وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]،

{و از پدران و فرزندان و برادران آنها و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. (۸۷) این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (۸۸)}

به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:

{أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

{آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! بگو: «در برابر این پاداشی از شما نمی‌طلبم! این چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست!}
یعنی روش عبادت پروردگار توسط آنها روشی واحد است،چون انبیاء و پیروان شان همگی بنده خداوند هستند و همگی به یک اندازه درباره خداوند حق دارند.خداوند انبیاء را به عنوان فرزند خود قرار نداده است -که خداوند پاک ومنزه و بسی بالاتر این توصیفات است- تا راه خاصی برای هدایت به سوی پروردگارشان برایشان قائل شود بلکه راه انبیاء و پیروان شان یکسان است چون همگی به یک اندازه درمورد خداوند حق دارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:


{وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ} صدق الله العظيم [المؤمنون:52].
{ و این امّت شما امّت واحدی است؛ و من پروردگار شمايم؛ پس، از من پروا داريد.}
سؤال8:
با توجه به فرمان خداوند در محکمات کتابش به محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم :
{أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}
صدق الله العظيم،{
آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن!}
سؤال این است که:آیا خداوند دقیقا به ما فتوا داده است که انبیاء و پیروانشان چگونه پروردگارشان را عبادت می کرده اند تا ما به آنها اقتدا کرده و از شیوه آنان پیروی کنیم؟

جواب 8: خداوند در آیات محکم کتاب خود درباره چگونگی عبادت انبیاء و پیروانش فتوا داده است.خداوند تعالی می فرماید:

{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].
{ وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}
سؤال 9:
پس آیا این یعنی مقام "وسیله "به سوی خداوند برای رقابت در راه حب و قرب الهی واینکه چه کسی به خداوند نزدیکتر و محبوب تر درنزد اوست؛منحصر به انبیاء و رسولان نیست و این امری عمومی برای تمام بندگان خداست که "وسیله" را بجویند و در راه حب و قرب معبود و روشن شدن اینکه چه کسی مقرب تر و محبوب تر است رقابت نمایند؟ چون علمای مسلمین و امت شان وسیله را برای محمد رسول الله درخواست می کنند نه خودشان ؛کما اینکه ما دعای آنان را حین اذان یا اقامه نماز می شنویم؟

جواب 9: خداوند تعالی می فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ} صدق الله العظيم [المائدة:35].

{ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را برای تقرب به او بجوئید}
سؤال 10:
ناصر محمد یمانی!هدف از "این وسیله برای خدا" چیست؟
جواب 10:
خداوند تعالی می فرماید:


{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].
{ وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}


سؤال 11:
ناصر محمد!گو اینکه درنزد عرش الهی درجه و مقامی وجود دارد که خداوند صاحب آن مقام را ناشناخته گذاشته است تا تمام بندگان در راه معبود با یکدیگر رقابت نمایند و برای همین می فرماید:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ}
صدق الله العظيم
{وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛}
و از آنجا که این آیه اساس عقیده هدایت را درخود دارد؛آیا محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم آن را در سنت بیان،توضیح داده است؟

جواب 11: محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم می فرماید: [سَلُوا اللَّهَ الْوَسِيلَةَ فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الْجَنَّةِ لاَ تَنْبَغِي إِلاَّ لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ وَأَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَنَا هُوَ].

[ از خداوند وسیله را درخواست کنید.آن منزلی در بهشت است که تنها سزاوار یکی از بندگان خداوند است و امیدوارم من آن بنده باشم]

صدق عليه الصلاة والسلام.
بخاطر اینکه خداوند بنده ای راکه به این درجه رفیع و عالی نایل می شود،مشخص ننموده است؛لذا تمام کسانی که به خداوند ایمان داشته وازشریعت هدایت انبیاء و رسولان پیروی می کنند؛ ملائکه باشند یا جن و انس؛امیدوارند که آن بنده مجهول باشند فرقی ندارد که از رسولان خداوند باشند یا از پيروان آنها و هیچ بنده ای را برای رسیدن به ذات پروردگار بر خود ترجیح نمی دهند چون محبتی که درقلب آنان نسبت به خداوند هست؛ بسیار بیشتر از محبت شان به انبیاء خدا ورسولان اوست.شایسته نیست که پیروان؛وسیله را برای نبی خود بخواهند نه برای خود؛ که اگر چنین کنند و به خاطراینکه نبی شان مقرب ترین و محبوب ترین بنده درنزد خدا باشد؛ دست از رقابت بکشند،به این معناست که ازخدا گذشته اند.اگرچنین است،پس علت خلقتشان چیست؟ و جواب از آیات محکم کتاب:
{وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56].
{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}
سپس خداوند به شما روش حق عبادت و هدایت شدن شان به سوی پروردگار حق شان را به شما می آموزد :
يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ}
صدق الله العظيم.

{ وسیله‌را برای تقرب بیشتر به پروردگارشان می‌جویند،}

آیا اثری از اینکه بندگان هدایت شده خداوند؛ درمقام قرب الهی دیگری را بر خود ترجیح دهند می یابید؟ جواب حق از پروردگار در آیات محکم قرآن عظیم این است که آنها در( رسيدن به ) مقام قرب الهی یکدیگر را برخویشتن ترجیح نمی دهند.سبحان الله؛ چراکه حب شان نسبت به خداوند بیش از محبت شان به انبیاء است و برای همین است که می بینید بندگانی که خداوند هدایت شان نموده است؛هریک می خواهند خودشان مقرب ترین و محبوب ترین بنده درنزد پروردگارشان باشند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ}
صدق الله العظيم.
{
وسیله‌را برای تقرب بیشتر به پروردگارشان می‌جویند،}

از آنجا که علمای مسلمین و امت شان دیگر در مسیر و طریق محمد رسول الله وپیروانش -که بر همه آنان سلام و صلوات باد- نیستند؛اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی بگوید: ای علمای مسلمین؛ ای امت مسلمان؛ آیا کسی از شما آرزو دارد که از محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم به خداوند مقرب تر بوده و از ایشان در نزد خداوند محبوب تر باشد؟ تمام علمای مسلمین و امت شان ؛جواب یکسانی خواهند داد و می گویند:" دیوانه شده ای ناصر محمد یمانی! برای هیچ کس از مسلمانان سزاوار نیست که طمع داشته باشد از خاتم الأنبیاء و مرسلین محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم مقرب تر و محبوب تر در نزد خدا باشد؛ او برای اینکه مقرب ترین و محبوب ترین بنده در نزد پروردگار باشد، بر دیگران اولویت دارد".

پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید: چرا نزدیک ترین درجه در حب و قرب الهی شایسته کسی جز محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نیست؟مگر او پسر خداوند سبحان است که بیش از شما نسبت به پدر اولویت داشته باشد! جواب علمای مسلمین و امت شان چنین خواهد بود:" سبحان الله العظیم، ما مانند یهودیان و مسیحیان نیستیم که خداوند درباره ایشان می فرماید:

{وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ عُزَيْرٌ ٱبْنُ ٱللَّهِ وَقَالَتْ ٱلنَّصَارَى ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ ٱللَّهِ ذٰلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ ٱللَّهُ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ}صدق الله العظيم [التوبة:30]؛

{یهود گفتند: «عزیر پسر خداست!» و نصاری گفتند: «مسیح پسر خداست!» این سخنی است که با زبان خود می‌گویند، که همانند گفتار کافران پیشین است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند}

بلکه اعتقاد ما مسلمانان امی که پیرو نبی امی -صلّى الله عليه وآله وسلّم- هستیم درباره محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم یک عقیده واحد است و همگی معتقدیم ایشان بشری مانند ما و بنده ای از بندگان خداوند و انسان است: پس مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید:پس چرا حق قربت به ذات پروردگاری که بر عرش عظیم احاطه دارد را تنها برای او قائل می شوید نه خودتان؟اگرتک تک شما علمای مسلمین و امت شان به خاطر خداوند از حق خود برای رسیدن به این درجه عالی و رفیع به نفع محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم کناره گیری کنید تا درنفس خود شما را بیشتر دوست داشته باشد و نعیم بزرگ تر از نعیم بهشت ( نعيم اعظم ) خود را برایتان محقق ساخته و راضی شود؛ کار درستی کرده اید و برای همین نیز خلق شده اید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ}
صدق الله العظيم [الذاريات:56]،
{ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}
وبرای همین هم به این مقام عالی و رفیع در بالاترین مکان بهشت وسیله گفته می شود؛چون هدف خلقت تان نیست! خداوند شما را برای وارد شدن به بهشت یا آتش نیافریده است.بلکه راز آفرینش شما در نفس خداوند است تا راه عبادت رضوان او را درپیش گیرید تا راضی شود؛چون رضوان او را بزرگتراز نعیم بهشت او می یابید(نعیم اعظم).گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72]؛

{خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته)؛ و (خشنودی و) رضوان خدا، (از همه اینها) بزرگ تر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

به این معنی که رضوان خداوند بهشتی در قلب های شماست و آن را از نعیم جنت او بزرگ تر می یابید و برای همین خداوند تعالی می فرماید: {وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم
{
رضوان خدا، (از همه اینها) بزرگ تر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
یعنی نعیمی بزرگ تر از نعیم جنت.این را ربانیونی درک می کنند که در حالیکه هنوز در این دنیا زندگی می کنند، قدر خداوند را آنگونه که باید شناخته اند .ای کسانی که فزون طلبی در حیات دنیا شما را به خود مشغول کرده است؛روزی در باره این نعیم اعظم مورد سؤال قرار خواهید گرفت.خداوند تعالی می فرماید:

{أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿١﴾ حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿٢﴾ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ﴿٣﴾ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ﴿٥﴾ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿٦﴾ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿٧﴾ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النّعيم ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [التكاثر].

{فزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. (۱) تا آنجا که به دیدار قبرها رسیدید (اجلتان رسید)(۲) چنین نیست که می‌پندارید، (آری) بزودی خواهید دانست! (۳) باز چنان نیست که شما می‌پندارید؛ بزودی خواهید دانست! (۴) چنان نیست که شما خیال می‌کنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمی‌کرد)! (۵) قطعاً شما جهنّم را خواهید دید! (۶) سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید. (۷) سپس در آن روزاز نعیم (اعظم )پرسیده خواهید شد! (۸)}

نام آن نعیم اعظم گذاشته شده است؛چون آن را نعیمی بزرگ تر از نعیم جنت خواهید یافت و خداوند سبحان،آن صفت " النعيم الاعظم " را صفتي براي رضوان الله قرار داده است زيرا از اسماء صفاتی خداوند است. العزیز والحمید نیز از اسامی صفاتی خداوندند.اگر سؤالی از شما بکنم و بپرسم عزیز و حمید کیست؟ جواب می دهید "الله " . خداوند تعالی نیز می فرماید:
{الر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ ربّهم إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (1) اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ (2)}
صدق الله العظيم [ابراهيم].
{الر، (این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی بفرمان پروردگارشان در آوری، بسوی راه خداوند عزیز و حمید. (۱) همان خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ وای بر کافران از مجازات شدید (۲)}
به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:
{لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ ربّهم إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (1) اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ (2)} صدق الله العظيم
، {تا مردم را از تاریکیها به سوی روشنایی بفرمان پروردگارشان در آوری، بسوی راه خداوند عزیز و حمید}
و از اسامی بشر حمید و عزیز است مثل این فرموده:

{وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(30)}
صدق الله العظيم [يوسف].

{ گروهی از زنان شهر گفتند: «همسر عزیز، جوانش [= غلامش‌] را بسوی خود دعوت می‌کند! عشق این جوان، در اعماق قلبش نفوذ کرده، ما او را در گمراهی آشکاری می‌بینیم}
اما خداوند تعالی در آیات محکم کتابش می فرماید:

{رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً} صدق الله العظيم [مريم:65].

{پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دوست. او را عبادت کن و در عبادت او شكيبا باش. آيا همنامى براى او مى‌شناسى؟}
اما می بینید که خداوند اسم العزیز را به بشر اطلاق می کند و می فرماید: امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ همسر عزیز، جوانش [= غلامش‌] را بسوی خود دعوت می‌کند!} [يوسف]، لذا اسم عزیز از اسامی است که بین بندگان وپروردگار و معبود مشترک است چون از اسامی صفات خداوند سبحان است و برای همین در کتاب کسی را می یابید که عزیز نامیده می شود برخی صفات بین خداوند و بندگان مکرم او مشترک است از جمله آنها صفت "رحمت" است و لذا خداوند تعالی می فرماید:
{فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}
صدق الله العظيم [يوسف:64]

{ خداوند بهترین حافظ، و ازهمه رحم کنندگان مهربان تر است}

رحم کنندگان ( راحمين ) چه کسانی اند؟ بندگانی هستند که خداوند در قلب شان صفت رحمت را قرارداده است ولی خداوند ارحم الراحمین؛از آنان رحیم تر است و لذا خداوند تعالی می فرماید:
{فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}
صدق الله العظيم [يوسف:64].

{ خداوند بهترین حافظ، و ازهمه رحم کنندگان مهربان تر است}

از دیگر صفت های مشترک بین بندگان و پروردگار ومعبود،صفت غفران است؛ غفران کنندگان چه کسانی هستند؟آنها بندگان خداوند رحمان هستند که با آرامش و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام می‌گویند(اشاره به آیه کریمه: وَعِبَادُ الرَّ‌حْمَـٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْ‌ضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا(63) سوره الفرقان)اینان هستند که خداوند تعالی در آیات محکم کتاب خود درباره آنان می فرماید:

{وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ} صدق الله العظيم [الشورى:37].

{هنگامی که خشمگین شوند عفو می‌کنند}

اما این صفات در کسانی که با آنها آراسته شده اند،محدود به خودشان است و مطلق نیست،چون غفران و بخشش آنها محدود به حقوق خودشان است.آنها نمی توانند از حق خود و حق خدای خود یا حق بندگانی که ولی آنها نیستند که به آنها اجازه داده باشند ؛درگذرند ولی خداوند می تواند حق خود و تمام بندگانش را مورد مغفرت قرار دهد بدون اینکه نیاز به اجازه آنها داشته باشد،همانطور که خداوند نبی الله موسی را به خاطر قتل به ناحق مورد مغفرت قرار داد .خداوند تعالی می فرماید:

{وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴿١٦﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [القصص].

{ او به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد؛ ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند؛ یکی از پیروان او بود و دیگری از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود؛ موسی ضربه محکمی بر او زد و کار او را ساخت موسی گفت: «این از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‌کننده آشکاری است» (۱۵) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است! (۱۶) عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتی که به من دادی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!» (۱۷)}
ولی خداوند "خیر الغافرین" است و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِي مَن تَشَاء أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ}
صدق الله العظيم [الأعراف:155].

{آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اندهلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی!}
و
این از صفاتی است که بین بندگانی که به این صفت آراسته اند و پروردگار و معبود مشترکند.همین طور صفت کرم ،ولی خداوند اکرم الأکرمین است.همین طور صفت رزق که خداوند رزق شما را می دهد و گروهی از شما نیز رزق می دهید اما او خیر الرازقین است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ} صدق الله العظيم [سبأ:39].

{و هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد و او بهترین روزی‌دهندگان است}

چون صفت رزق بین بندگانی که دارای این صفت هستند و پروردگار و معبود؛مشترک است، و خداوند تعالی می فرماید:
{وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا}صدق الله العظيم [النساء:8].

{و چون به هنگام تقسيم، خويشاوندان و يتيمان و مسكينان حاضر آمدند به آنان نيز چيزى ارزانى داريد و با آنان به نيكويى سخن گوييد.}

ولی خداوند است که خیر الرازقین است وگواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ} صدق الله العظيم.
{و هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد و او بهترین روزی‌دهندگان است}

و اسامی صفات الله،اسمی هستند که بین خداوند و بندگانی که به آن صفت،موصوفند؛مشترک اند.ازجمله صفت حیات و تمام موجودات زنده این صفت را دارند ولی موجودات زنده حیات محدودی دارند که به مرگ منتهی می شود ولی خداوند زنده ای است که نمی میرد(الله حيٌّ لا يموت،) ولی آیا شنیده اید نام کسی الله یا الرحمن باشد؟ جواب این است که چنین امری مجاز نیست چون این اسامی مربوط به ذات خداوند است نه صفات و مقصود خداوند سبحان از این فرموده
{رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً}
صدق الله العظيم [مريم:65].
{
پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دوست. او را عبادت کن و در عبادت او شكيبا باش. آيا همنامى براى او مى‌شناسى؟}
اسامی ذات خداوند سبحان است و مجاز نیست که کسی به جز خداوند با نام الله یا الرحمن خوانده شود ، چون از اسامی ذات خداوند است و از نام هایی که بین خداوند وبندگانی که به آن صفت آراسته اند نمی باشد.از اسامی ذات خداوند "الله" و "الرحمن" است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَنَ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى} صدق الله العظيم [الإسراء:110].

گو: چه اللّه را بخوانيد چه رحمان را بخوانيد، هر كدام را كه بخوانيد، نامهاى نيكو از آن اوست. }

خداوند را با اسامی صفات او نیز می خوانید.از اسامی صفات او "الرحیم و النعیم" است. ولی "النعیم" صفتی برای ذات بهشت است و توصیفی برای" رضوان الله" ولی صفت "رضوان الله بر بندگانش" رادر قلب آنان (بندگان) نعيمي بزرگ تر از نعیم جنت او می یابند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم.

{خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشتهای جاودان (نصیب آنها ساخته)؛ و (خشنودی و) رضوان خدا، (از همه اینها) بزرگ تر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

و این همان نامی است که به اسم اعظم وصف می شود چون بین اسماء الحسنی الهی تفاوت وجود ندارد و تمام اسامی خداوند عظیم هستند فرقی ندارد اسامی ذات او باشند یا اسامی صفات او.حتی اسامی صفات که بین بندگان و پروردگار و معبود مشترکند؛ برای بندگان محدود است .اگر آنان از اموال خود به انسان ها رزق می دهند؛ رزق شان محدود است و خداوند "خیر الرازقین" رزقش محدود نبوده و به همه چیز رزق می دهد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ} صدق الله العظيم [هود:6].

{هيچ جنبنده‌اى در روى زمين نيست، جز آنكه روزى او بر عهده خداست، و موضع و مكانش را مى‌داند، زيرا همه در كتاب مبين آمده است}
و ان شاء الله امام مهدی ناصر محمد یمانی بیانی خاص درباره اسامی خداوند رحمن خواهد داد و از آیات محکم قرآن آن را برایتان استنباط خواهیم کرد و از آیات محکم و بینه کتاب که ام الکتاب هستند ؛تمام اسامی ذات و صفات خداوند را برایتان بیان خواهیم کردولی تا زمانی که به تعریفی که برای اسم اعظم الهی از آیات محکم کتاب برایتان آورده ایم اعتراف نکنید؛ قولی درمورد زمان صدور آن بیان به شما نمی دهیم.

سؤال 12- ای کسی که خود را مهدی منتظر می نامد؛اولین چیزی که ما را از تدبر در بیانات تو در مورد ذکر باز می دارد؛ اختلاف نام تو با نام مهدی منتظر است.چون نام تو مخالف فتوای محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم پیرامون نام مهدی منتظراست.ما اهل سنت و شیعیان در مورد حدیث حقی که درباره نام مهدی منتظر از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نقل شده اتفاق نظر داریم .ایشان می فرمایند:
[لا تقوم الساعة حتى يملك رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي يملأ الأرض عدلا وقسطا كما مُلئت ظلماً وجوراً]
. صدق عليه الصلاة والسلام.

جواب 12:
خداوند و رسولش راست گفته اند و درستی این حدیث حق در عالم واقعیات به اثبات رسیده است ومن امام مهدی "ناصر محمد" هستم و چه کسی می تواند انکار کند که نام "محمد" همراه و در موافقتنام امام مهدی "ناصر محمد" نیست؟


سؤال 13: صبرکن ناصر محمد؛ کجا نام تو با نام نبی یعنی "محمد بن عبدالله" عليه الصلاة والسلام مطابقت دارد؟ چون مقصود از[يواطئ اسمه اسمي] مطابق بودن نام او با نام من است وبرای همین می بینیم که تمام اهل سنت و جماعت متفق اند که اسم اما مهدی "محمد بن عبدالله" است .آیا "التواطوء" از نظر لغوی و شرعی به معنای تطابق نیست؟

جواب 13: و این جواب حق شماست؛اگر تمام علمای مسلمین از مذاهب و فرقه های مختلف شان توانستند از نظر لغوی و شرعی ثابت کنند که معنی کلمه "التواطؤ" تطابق است-که قادر به چنین کاری نیستند- امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی؛ مهدی منتظر نبوده و چیزی جز یک دروغ گوی گستاخ نیست.پیش از این در تعداد زیادی از بیانات برای تان مثال زده بودیم که آیا از نظر لغوی و شرعی درست است که بگوییم: محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه و ارضاه در زمان هجرت به سوی یثرب با هم تطابق داشتند؟جواب تمام علمای دین و لغت عربی را می دانیم چیست؛ همگی آنها یک زبان و و بدون هیچ اختلاف نظری خواهند گفت:این درست نیست که بگوییم : محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه و ارضاه در زمان هجرت به سوی یثرب با هم تطابق داشتند؛ بلکه از نظر لغوی و شرعی درست این است که بگوییم: : محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه و ارضاه در زمان هجرت به سوی یثرب همراه و موافق یکدیگر بودند.

سؤال 14: ومی گویم:آیا درست است که هم معنی "تواطؤ" را به جای کلمه "تواطؤ" بکار بریم؟
جواب 14: البته که می توان ناصر محمد؛ از کلمات هم معنی با "تواطؤ" کلمه توافق است و درست است که بگوییم: محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ابوبکر رضی الله عنه و ارضاه در زمان هجرت به سوی یثرب همراه و همدست یکدیگر بودند. پس ناصر محمد برای تان به حق حجت آورده و می گوید: آیا نمی بینید که مقصود ایشان که سلام و صلوات بر او باد از اینکه می فرماید: [يواطئ اسمه اسمي]این است که اسم "محمد" همراه و در مرافقت نام مام مهدی است"ناصر محمد" وخداوند حکمت همراه بودن نام محمد و نام امام مهدی را دراین نهاده است که اسمش از کارش خبر دهد و نامش نشانه عنوان دعوتش برای مردم باشد؛چون خداوند امام مهدی را به عنوان رسولی که کتاب جدیدی باخود بیاورد؛برنمی انگیزد؛ بلکه "ناصر محمد" را برای یاری رساندن(ناصر) به محمدٍ رسول الله خاتم الأنبياء والمرسلين صلى الله عليه وآله وسلم بر می انگیزد.

لذا من شما را بازگشت و رجوع به شیوه و منهاج اولیه نبوت و پیروی از آنچه که خاتم الأنبياء والمرسلين (محمد) صلّى الله عليه وآله وسلّم با خود آورده است یعنی قرآن عظیم و هم چنین پیروی از بیان حق آن در سنت نبوی فرا می خوانم و هرگاه در تورات و انجیل و سنت نبوی مخالفت و مغایرتی با قرآن عظیم دیدید ؛از شما دعوت می کنم که به آیات محکم قرآن عظیم پای بند باشید.خداوند قرآن عظیم را تنها بصیرتی برای محمد رسول الله قرار نداده؛ بلکه این کتاب بصیرت محمد رسول الله و تمام کسانی است که تا روز "دین" و قيامت از ایشان پیروی می نمایند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}
صدق الله العظيم [يوسف:108].

{بگو: طریقه من و پیروانم همین است که خلق را به خدا با بینایی و بصیرت دعوت کنیم، و خدا را از شرک و شریک منزه دانم و هرگز به خدای یکتا شرک نیاورم. (۱۰۸)}

سؤال 15:آیا ناصر محمد به سنت نبوی باور دارد؟

جواب 15: البته که باور دارد ، چراکه قرآن و سنت بیان هر دو از جانب خداوند رحمن آمده اند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

{فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)} صدق الله العظيم [القيامة]

{چون خوانديمش، تو آن خواندن را پيروى كن. (۱۸) سپس بيان آن بر عهده ماست. (۱۹)}

مگر چیزی از سنت بیان که مخالف آیات محکم قرآن باشد؛که دراین صورت از جانب خداوند رحمن نیست؛بلکه دروغ های شیطان است که از زبان اولیائش -که تظاهر به ایمان داشتن می کنند ولی برای دور کردن شما از پیروی از محکمات قرآن ؛کفر و مکر خود را پنهان نگه می دارند- نقل شده است.کما این که خداوند تعالی نیز به شما خبر داده است ومی فرماید:

{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ } صدق الله العظيم [النساء].

{و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود نگه میدارند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند رامی نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند.(82)}
سؤال 16: ناصر محمد؛ مقصود خداوند تعالی چیست که می فرماید:
{أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا}
صدق الله العظيم [النساء:82]
{آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند}؟
جواب 16: این از آیات محکم است و خداوند به شما به حق فتوا می دهد که قرآن و احادیث بیان آن در سنت نبوی همگی از جانب خدواند است و سپس از چگونگی کشف احادیثی که توسط منافقان به دورغ جعل و پنهان شده اند سخن می گوید.منافقینی که خداوند تعالی درباره ایشان می فرماید: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ}. {و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود نگه میدارند}از آنجا که قرآن از تحریف و دستکاری محفوظ است؛لذا خداوند به شما فرمان می دهد که به قرآن عظیم رجوع کنید و اگر حدیث از سوی خداوند و رسولش نباشد؛ با محکمات قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{
وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ } صدق الله العظيم [النساء].

{و آنان (در حضور تو) می گویند:«فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود نگه میدارند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند رامی نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند.(82)}
سؤال 17: آیا محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- این آیه را بیان و تشریح نموده اند تا صحابه نیکوکار ایشان بدانند که آیات محکم قرآن مرجع اختلاف در احادیث سنت بیان ایشان است؟

جواب 17: محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم می فرماید:
[ ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه ]
[به راستی که به من قرآن و چیزی که مانند آن است( سنت ) داده شده است].
و می فرماید:
[ اعرضوا حديثي على الكتاب فما وافقه فهو مني وأنا قلته ]
[حدیث مرا با کتاب مقایسه نمایید اگر موافق آن بود از من است و من آن را گفته ام]
و می فرماید:
[ وإنها ستفشى عني أحاديث فما أتاكم من حديثي فاقرأوا كتاب الله واعتبروه فما وافق كتاب الله فأنا قلته وما لم يوافق كتاب الله فلم أقله ]

[ از جانب من احادیثی برای تان آورده می شود.زمانی که حدیثی از جانب من برایتان بیان شد ؛کتاب خداوند را بخوانید و در آن تدبر کنید.اگر با کتاب خداوند موافق بود, من آن را گفته ام و آنچه با کتاب خداوند موافق نباشد را من بیان نکرده ام]
و می فرماید:
[ ستكون عني رواة يروون الحديث فاعرضوه على القرآن فإن وافق القرآن فخذوها وإلا فدعوها ]
[ راویان احادیثی را از من نقل خواهند کرد؛ آنها را به قرآن عرضه کنید.اگر با قرآن همسان بودند بپذیرید و درغیر اینصورت کنارشان بگذارید]

و می فرماید:
[ عليكم بكتاب الله وسترجعون إلى قوم يحبون الحديث عني ومن قال علي ما لم أقل فليتبوأ مقعده من النار فمن حفظ شيئاً فليحدث به ]
[ شما را به کتاب خداوند فرا می خوانم؛ کسانی خواهند آمد که دوست دارند از من احادیثی را نقل کنند و هرکس چیزی را بگوید که من نگفته باشم جایگاهش در آتش است وهمچنین اگر کسی حدیثی را حفظ کرده باشد می تواند آن را نقل کند]

و می فرماید:
[ عليكم بكتاب الله فإنكم سترجعون إلى قوم يشتهون الحديث عني فمن عقل شيئاً فليحدث به ومن افترى علي فليتبوأ مقعداً وبيتاً من جهنم ]
[بر شماست که به کتاب خداوند پای بند باشید ومطمئنا کسانی خواهند آمد که دوست دارند از من چیزی نقل کننداگر کسی چیزی را از حفظ داشت(به خاطر داشت) بگوید و کسي که به من نسبت دروغ بدهد؛ جایگاه و منزلش در آتش است ]

و می فرماید:
[ ألا إنها ستكون فتنة قيل ما المخرج منها يا رسول الله قال كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وحكم ما بينكم هو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبار قصمه الله ومن ابتغى الهدى في غيره أضله الله وهو حبل الله المتين وهو الذكر الحكيم وهو الصراط المستقيم وهو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تلتبس به الألسنة ولا تشبع منه العلماء ولا يخلق عن كثرة الرد ولا تنقضي عجائبه، هو الذي لم تنته الجنّ إذ سمعته حتى قالوا‏:‏ ‏{‏إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ‏}‏ من قال به صدق ومن عمل به أجر، ومن حكم به عدل ومن دعا إليه هدي إلى صراط مستقيم ]
[«بي گمان فتنه اي در پيش است . گفتم: يا رسول الله ! پس راه بيرون رفت از آن فتنه چيست؟ فرمودند: راه بيرون رفت از آن فتنه، كتاب خداي تبارك و تعالي است؛ در قرآن خبر پيشينيان شما، خبر پسينيان شما و داوري در ميان شماست، قرآن سخني است قاط
ع و فیصله بخش كه شوخي و بازيچه نيست و عجايب و شگفتي هاي آن به پايان نمي آيد و قرآن است كه چون جنيان آن را شنيدند، بي درنگ گفتند: (ما قرآن عجيبي را شنيديم كه به سوي رشد راه مي نمايد) « سوره جن». و هر كس به قرآن سخن گفت، راست گفت و هر كس به آن عمل نمود پاداش گرفت هر كس به سوي قرآن دعوت كرد، به سوي راه راست هدايت شد».]
و می فرماید:
[ يأتي على النَّاس زمان لا تطاق المعيشة فيهم إلا بالمعصية حتى يكذب الرجل ويحلف فإذا كان ذلك الزمان فعليكم بالهرب قيل يا رسول الله وإلى أين المهرب قال إلى الله وإلى كتابه وإلى سنة نبيه‏ الحق ]
[دورانی برای مردم می رسد که معیشت آنها بر اساس معصیت است و مرد به دروغ سخن گفته و سوگند می خورد.پس اگر چنین زمانی فرارسید برشماست که بگریزید.سؤال شدای پیامبر خدا به کجا بگریزیم و ایشان پاسخ دادند به سوی خداوند و کتابش و سنت حق پیامبرش بگریزید]


سؤال 18: نظرت درباره علمای شیعه و سنی امروزین و کسانی که شبیه آنها عمل می کنند،چیست؛ کسانی که در دین شان دچار پراکندگی و اختلاف شده و هر یک به داشته های خود دلشادند؟

جواب 18: نظر امام مهدی این است که آنان درست برعکس دستوری که خداوند داده است؛عمل می کنند مگر کسی که خدا به او رحم نماید.چون آنها به بخش هایی از قرآن ایمان داشته و نسبت به بخش هایی از آن کافرند؛کفر آنان نسبت به بخش هایی از قرآن در لفظ نیست بلکه تنها از بخش هایی از قرآن پیروی می کنند که با احادیث و روایاتی که دارند موافق باشد.ولی وقتی روایاتی بر خلاف آیات محکم قرآن عظیم داشته باشند،از آیات مخالف با روایات و احادیث روگردانده و از احادیث مخالف با آیات محکم قرآن پیروی می کنند؛حال هرچقدر هم آیات روشن و محکم باشند؛ فرقی نمی کند؛بعد هم می گویند که تأویل این آیات را جز خداوند کسی نمی داند؛ آنگاه از روایات و احادیث مخالف با قرآن سنت نبوی پیروی کرده و خود را هدایت شده هم می دانند.هم اینان هستند که محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم درباره ایشان فتوا داده است،چون کسانی که از آنچه که مخالف آیات محکم قرآن است پیروی می کنند؛حکم همانانی را دارند که به بخشی از کتاب ایمان داشته و به بخش دیگری از آن کافرند. ایشان که سلام و صلوات بر او باد فرموده اند:
[ما بال أقوام يُشرِّفون المترفين ويستخِفّونَ بالعابدين ويعملون بالقرآن ما وافق أهواءهم، وما خالف تركوه، فعند ذلك يؤمنون ببعض الكتاب ويكفرون ببعض]
.
[مردم راچه می شود که به مترفان احترام می گذارند و عابدان را حقیر می شمارند و اگر قرآن بر طبق امیالشان باشد به آن عمل می کنند و هرچه بر خلاف خواسته شان باشد فرو می گذارنددر آن زمان آنها به قسمتی از کتاب ایمان داشته و به قسمتی از آن کافرند]

صدق عليه الصلاة والسلام.
و خداوند تعالی می فرماید:

{أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:85].

{آيا به بعضى از كتاب ايمان مى‌آوريد و بعض ديگر را انكار مى كنيد؟ پاداش كسى كه چنين كند در دنيا جز خوارى نيست و در روز قيامت به سخت‌ترين وجهی عذاب مى‌شود و خدا از آنچه مى‌كنيد غافل نيست.}
سؤال 19:
ناصر محمد یمانی،آیا منظورت از چنین فتوایی این است که تمام علمای مسلمین گمراهند؟بالاخره یکی از فرقه ها باید بر حق باشند گواه آن حدیثی از محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است:
[افترقت اليهود على إحدى ـ أو اثنتي ـ وسبعين فرقة، والنصارى كذلك، وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة، كلهم في النار إلا واحدة].
[یهود 71 یا 72 فرقه شدند؛مسیحیان نیز همینطور؛و امت من به 73 فرقه تقسیم خواهند شد که همه آنها در آتشند مگر یک فرقه]
صدق عليه الصلاة والسلام.
ناصر محمد،سؤال این است که این فرقه از مسلمانان کدام فرقه است؟


جواب 19:جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می کنید؛فرقه نجات یافته (الطائفة الناجیه) کسانی هستند که در روز قیامت با قلبی سلیم و عاری از شرک در پیشگاه خداوند حاضر می شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{ يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾}
صدق الله العظيم [الشعراء].

{روزى كه نه مال سود مى‌دهد و نه فرزندان. (۸۸) مگر آن كس كه با قلبى رسته از شرك به نزد خدا بيايد. (۸۹)}
بدانید که فرقه نجات یافتگان از آتش کسانی هستند که ایمان خود را با ظلم شرک نیالوده اند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:82].

{كسانى كه ايمان آورده‌اند و ايمان خود را به شرك نمى‌آلايند، ايمنى از آن ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند)}
سؤال 20:ناصر محمد؛درمورد علمای مسلمین امروز و پیروان شان در فرقه ها و مذاهب مختلف اسلامی،چه نظری دارید؛ کدام یک فرقه ای هستند که از آتش نجات خواهند یافت؟

جواب 20: خداوند تعالی می فرماید:
{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ} صدق الله العظيم.
{كسانى كه ايمان آورده‌اند و ايمان خود را به شرك نمى‌آلايند، ايمنى از آن ايشان است و ايشان هدايت يافتگانند)}
سؤال 21:
مقصود خداوند تعالی چیست:
{وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍصدق الله العظيم
ايمان خود را به شرك نمى‌آلايند
} ؟
جواب 21: خداوند تعالی می فرماید: {لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} [لقمان:13].

{به خدا شرك مياور، زيرا شرك ستمى است بزرگ.}

وخداوند تعالی می فرماید: { يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

{روزى كه نه مال سود مى‌دهد و نه فرزندان. (۸۸) مگر آن كس كه با قلبى رسته از شرك به نزد خدا بيايد. (۸۹)}
سؤال 22:
ولی ناصر محمد؛مگر می شود کسی که به خدا مؤمن است و مسلمان است به خداوند شرک بیاورد؟

جواب 22: خداوند تعالی می فرماید: {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [ یوسف:106].

{و بيشترشان به خدا ايمان نمى‌آورند جز اينكه [با او چيزى را] شريك مى‌گيرند.}
سؤال 23:
اما ناصر محمد یمانی؛ بیاناتی از شما یافته ام که در آنها علمای مسلمین و امت آنها را به تندی مورد خطاب قرار داده و آنها را مشرک دانسته اید؛ از کجا دانسته ای که آنها به خدای خود شرک آورده اند آیا وارد قلب های شان شده و دریافتی که از شرک پاک نشده اند؟
جواب 23:
قبل از اینکه جواب بدهم ؛ می خواهم سؤالی از شما بپرسم.اگر ناصر محمد یمانی به آنها بگوید ای علمای مسیحی و ای مسیحیان؛ آیا شایسته کسی از شما هست که آرزو داشته باشد بیش از رسول الله مسیح عیسی بن مریم صلی الله علیه و آله و سلم؛ به قرب خداوند رسیده و نزد او محبوب باشد؟ جواب شان معلوم است.خواهند گفت:" ناصر محمد یمانی؛دیوانه شده ای؟شایسته نیست که هیچ یک از مسیحیان آرزو داشته باشد که از پسر خداوند سبحان در نزد او محبوب تر بوده و مقرب تر باشد؛ حق پسر به پدر بیشتر است و چون ما معتقدیم که أنّ رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم پسر خداوند است؛ چگونه ممکن است کسی از ما آرزو کند بیش از رسول الله مسیح عیسی بن مریم صلی الله علیه و آله و سلم؛ پسر خدا،به قرب خداوند رسیده و نزد او محبوب باشد!بلکه پسر-بیش از هرکس- نسبت به پدر در اولویت است"و اگر ناصر محمد یمانی این سؤال را از علمای مسلمین و امتشان کند و بگوید: آیا اعتقاد دارید که هر یک از شما حق دارد بخواهد از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به خداوند مقرب تر و نزد او محبوب تر باشد؟ فکر می کنید جواب شان چیست و می گویند درست می گویی؟خیر جواب شان روشن است.علمای مسلمین و امت شان-مگر کسی که خدا به او رحم نماید- خواهند گفت:" چگونه می خواهی که آرزو داشته باشیم یکی از ما در نزد خداوند محبوب تر و مقرب تر از محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم باشد؟دیوانه شده ای ناصر محمد یمانی؟ شایسته هیچ مسلمانی نیست که آرزو داشته باشد از محمد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم محبوب تر و مقرب تر به خداوند باشد." امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ شان می گوید:اگر چنین است؛پس تمام شما یهودیان و مسیحیان و مسلمانان به خداوند شرک آورده اید؛اما با درجات متفاوت.حب شما برای رسول خدا بیش از حب شما به خداوند است! آیا در حب نسبت به خداوند؛برای او شریک گرفته اید؟ خداوند تعالی می فرماید:

{وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [البقرة:165].

{بعضى از مردم خدا را همتايانى اختيار مى‌كنند و آنها را چنان دوست مى‌دارند كه خدا را. ولى آنان كه ايمان آورده‌اند خدا را بيشتر دوست مى‌دارند. و آنگاه كه اين ستم پيشگان عذاب را ببينند دريابند كه همه قدرت از آن خداست. هر آينه خدا به سختى عقوبت مى‌كند.}
و به خاطر آنکه رسولان خدا را بیش از خداوند دوست دارید؛ برای همین از بالاترین درجه قرب و حب خداوند بخاطر انبیاء او عقب نشسته و صالحان را محروم کرده اید.سبحان الله العظیم؛ انبیاء و رسولان؛فرزندان خداوند نیستند؛براستی که آنان نیز مانند شما بندگان خداوند؛انسان هستندو همان حقی که آنان در مورد خداوند دارند؛ شما نیز دارید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ}
صدق الله العظيم [الأنبياء:92].
{این (پیامبران و پیروانشان) همه امّت واحدی بودند (و پیرو یک هدف)؛ و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا پرستش کنید}
بیایید تا از شیوه هدایت انبیاء و پیروان شان برای تان بگویم؛ آنها کسی را برای رسیدن به نزدیک ترین درجه حب و قرب الهی به خود ترجیح نمی دادند؛بلکه همگی برای حب و قرب بیشتر به خداوند با یکدیگر رقابت می کردند و بر حسب فتوای خداوند در آیات محکم کتابش؛ این طریقه هدایت آنها بود وخداوند روش هدایت آنها به سوی پروردگارشان را به شما می آموزد و می فرماید:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}
صدق الله العظيم [الإسراء:57].

{ وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}
اما شما بر حسب عقیده تان،مقام "وسیله "به سوی خداوند و رقابت برای رسیدن به نزدیک ترین درجه حب و قرب الهی را به آنان منحصر کرده وخود را محروم کرده اید.درحالی که خداوند فرمان داده است که شما نیز مانند آنها به دنبال "وسیله" باشید و برای قرب به خداوند رقابت نمایید.خداوند تعالی می فرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:35].
{ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید!}

اما امام مهدی ناصر محمد یمانی شما را به سوی همان دعوت تمام انبیاء و رسولان خداوند فرا می خواند که خداوند را بدون شریک عبادت کرده و همگی همراه با امام مهدی برای اینکه محبوب تر و مقرب تر به پروردگار باشید؛ رقابت نمایید.هرکس امام مهدی ناصر محمد یمانی را تصدیق کند و سپس اعتقاد داشته باشد که حق ندارد بخواهد که خود بنده ای باشد که از امام مهدی به پروردگارش مقرب تر و محبوب تر است چراکه می بیند که ناصر محمد یمانی خلیفه خداوند در زمین است و بگوبد:" چگونه طمع داشته باشم که من از امام مهدی ناصر محمد یمانی به خداوند نزدیک تر بوده و درنزد او محبوب تر باشم؛ خداوند ایشان را امام مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام قرار داده است؟" پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ او می گوید: فلانی؛ تو امام مهدی را بیشتر از خدا دوست داری؟"می گوید:البته که نه؛ حب من به خداوند بیشتر از محبتم به امام مهدی است"می گویم: به خداوند قسم که دروغ می گویی؛اگر خدا را بیش از امام مهدی دوست داشتی؛ در قلبت بخاطر او احساس غیرت می کردی و آرزو داشتی کاش تو بیش از امام مهدی و تمام انبیاء و رسولان به مقام قرب و حب خداوند می رسیدی.اگر حب اعظم در قلبت باشد برای محبوبت احساس غیرت می کنی و این غیرت دربرابر تمام بندگانش از ملائکه و جن وانس خواهد بود.
ای بندگان خداوند؛از خدا پروا کنید و بدانید در نزد خداوند درجه ای است که تنها شایسته یکی از بندگان خداوند است .خداوند صاحب این مقام را مجهول گذاشته است و حکمت این امر این است که تمام بندگان خداوند از ملائکه و جن و انس؛ برای رسیدن به پروردگار ومعبود با یکدیگر رقابت کنند تا روشن شود چه کسی به آن درجه می رسد و بنده ای خواهد بود که مقرب ترین بنده به خداوند خواهد بود و این قاعده هدایت در آیات محکم کتاب برای بندگانی است که خداوند آنان را هدایت کرده است:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}
صدق الله العظيم

{ وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}

بین انبیاء اهل کتاب و پیروان شان و بین مسلمانان امی و نبی شان فرقي نیست و همگی بندگان پروردگار و معبودند و همه ما درمورد ذات پروردگار حق داریم چون همه ما بندگان خداوندیم و او پروردگار و رب المعبود است که همسری اختیار نکرده و وفرزندی ندارد و حقوق تمام بندگان در رب المعبود با یکدیگربرابر است؛خداوند شما را نیافریده که یکدیگر را عبادت کنید! بلکه خداوند تعالی می فرماید:
{وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ}
صدق الله العظيم [الذاريات:56].
{
من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند}

پس تعظیم و مبالغه درباره انبیاء ورسولان را رها کنید.براستی که آنها هم بندگانی همانند شما هستند و شما نیز در ذات خداوند سبحان همان حقی را داریدی که آنان دارد .آنها فرزندان خداوند نیستند و خداوند تعالی می فرماید:
{قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ}
صدق الله العظيم [آل عمران:64].

{ بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»}
و خداوند تعالی می فرماید:
{وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (30) اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (31) يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الحقّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كره المشركون (32)}
صدق الله العظيم [التوبة].

{یهود گفتند: «عزیر پسر خداست!» و نصاری گفتند: «مسیح پسر خداست!» این سخنی است که با زبان خود می‌گویند، که همانند گفتار کافران پیشین است؛ خدا آنان را بکشد، چگونه از حق انحراف می‌یابند؟! (۳۰) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و مسیح فرزند مریم را؛ در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتائی را که معبودی جز او نیست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار می‌دهند! (۳۱)آنها می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! (۳۲)}
سؤال 24: ولی ناصر محمد یمانی؛ مسلمانان امی که پیرو محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم-هستند محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- را مورد تعظیم قرار نداده و به ناحق درمورد ایشان مبالغه نمی کنند و نمی گویند که او فرزند خداوند سبحان است، بلکه محمد عبدالله و رسول اوست؛چگونه آنان را با مسیحیان و یهودیان مقایسه می کنید؟

جواب 24: امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید:خیر بلکه گرفتار شرک مبالغه در حق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم و تمام انبیاء و رسولان شده اند؛ درنظرآنان انبیاء و رسولان از صالحان مکرم تر بوده و برحسب اعتقادشان شایسته هیچ یک از پیروان نیست که از نبی مکرم تر باشد.برای همین هم احدی از علمای مسلمین یا امت شان را پیدا نمی کنید که آرزو و تمنی داشته باشد که او آن بنده ای باشد که بیش از همه به حب و قرب خداوند رسیده باشد،چون محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم را برای رسیدن به مقام حب و قرب خداوند از خود اولاتر می دانند؛ گرچه محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فتوا نداده اند که آن درجه عالی در نزد عرش تنها شایسته انبیاء است وهم چنین فتوا نداده است که این مقام جز ایشان؛شایسته بنده دیگری نیست.بلکه ایشان که صلوات و سلام برایشان باد فرموده است:
[سَلُوا اللَّهَ الْوَسِيلَةَ فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الْجَنَّةِ لاَ تَنْبَغِي إِلاَّ لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ وَأَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَنَا هُوَ].

[از درگاه خداوند "وسیله" را مسئلت کنید؛ که منزلی در بهشت است و تنها به یک نفر از بندگان خداوند تعلق خواهد گرفت وامید دارم من آن بنده باشم]
صدق عليه الصلاة والسلام.
وهمچنین تمام بندگانی که خداوند هدایت شان کرده است؛همگی امیدوارند آنها بنده ای باشند که به بالاترین درجه حب و قرب خداوند می رسد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}
صدق الله العظيم
{ وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}


نه خداوند و نه رسولش به شما امر نکرده اند که "وسیله" که نزدیک ترین درجه در حب و قرب الهی است به انبیاء اختصاص دارد نه صالحان تا آن را برای ایشان طلب کنید نه خودتان.بلکه خداوند تعالی می فرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}
صدق الله العظيم،

{ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید!}

و خداوند تعالی می فرماید:{إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} [الأعراف:194].
{آنهايى كه جز اللّه به خدايى مى‌خوانيد، بندگانى چون شمايند. اگر راست مى‌گوييد، آنها را بخوانيد، بايد شما را اجابت كنند.}
و خداوند تعالی می فرماید:
{قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً (56) أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا (57) وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا (58)} صدق الله العظيم.

{ بگو: آنهايى را كه جز او خدا مى‌پنداريد، بخوانيد. نمى‌توانند بلا را از شما دور سازند يا آن را نصيب ديگران كنند. (۵۶) آنهايى كه مى‌خوانند، خود وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکتر باشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است (۵۷) هيچ قريه‌اى نباشد مگر اينكه پيش از فرا رسيدن روز قيامت هلاكش مى‌كنيم يا به عذابى سخت گرفتارش مى‌سازيم. و اين در كتاب (قران ) نوشته شده است. (۵۸)}
سؤال 25:
چرا چنین تهدید و وعده ای برای فرود عذاب فراگیرقبل از برپایی قیامت که شامل تمام آبادی های مسلم و کافر می شود در همین آیات آمده است؟

جواب 25: علت این است که آنان از دعوت مهدی منتظر برای رقابت در راه حب و قرب خداوند رو می گردانند و به شفاعت بنده درپیشگاه رب المعبود ؛ عقیده دارند.به چیزی عقیده دارند که خداوند و رسولش محمد رسول الله صلى الله عليه در این فرموده خداوند تعالی،آنان را از آن منع کرده اند: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى ربّهم لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51].

{آگاه ساز به اين كتاب، كسانى را كه از گردآمدن بر آستان پروردگارشان هراسناكند، كه ايشان را جز او هيچ ياورى و شفيعى نيست. باشد كه پرهيزگارى پيشه كنند. }

اما آنها انبیاء خود را مورد تعظیم قرار داده و به ناحق در حق آنان مبالغه کرده و گفتند اینان شفیعان ما در نزد خداوند هستند و بیش از ما برای حب و قرب خداوند اولویت دارند و درپیشگاه خداوند شفاعت ما را خواهند کرد.اینان هستند که هم خود را گمراه کرده اند و هم امت شان را و خداوند تعالی می فرماید:
{يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا أنفِقُوا مِمَّا رَزَقنَاكُم مِنْ قَبْلِ أن يأتيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ ولا خُلّةٌ ولا شَفَاعَةٌ والكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ}
[البقرة:254].

{اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، پيش از آنكه آن روز فرا رسد، كه نه در آن خريد و فروشى باشد و نه دوستى و شفاعتى، از آنچه به شما روزى داده‌ايم انفاق كنيد. و كافران خود ستمكارانند.}
وخداوند تعالی می فرماید:
{هَلْ يَنْظُرُونَ إلا تَأويلَهُ يَوْمَ يَأتي تَأويلُهُ يَقُولُ الَّذين نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءتْ رُسُلُ رَبِنَا بالحقّ فَهَلْ لنا مِنْ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أو نُرَدُّ فَنَعمَلَ غَيْرَ الَّذي كُنّا نَعْمَلُ قد خَسِرُوا أنفُسَهُم وَضَلَّ عَنْهُم ما كانُوا يَفتَرُون} صدق الله العظيم [الأعراف:53].

{ آیا آنها جز انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» آنها سرمایه وجود خود را از دست داده‌اندو آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
به فرموده خداوند تعالی نظرکنید: {وَضَلَّ عَنْهُم ما كانُوا يَفتَرُون} صدق الله العظيم.
{
و آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}

وخداوند تعالى می فرماید:
{وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:94]،

{و شفيعانى را كه در [كار] خودتان، شريكان مى‌پنداشتيد با شما نمى‌بينيم. به يقين، پيوند ميان شما بريده شده، و آنچه را كه مى‌پنداشتيد از دست شما رفته است}
چون عقیده شفاعت بنده درپیشگاه رب المعبود؛ شرک به خداوند است و با صفتی از صفات خداوند تناقض دارد؛ چراکه خداوند ارحم الراحمین است؛چگونه به کسی التماس می کنید و انتظار رحمت دارید که از خداوند ارحم الراحمین؛رحم کمتری نسبت به آنان دارد؟ پس این شرک است چون آنها از خداوند ارحم الراحمین نسبت به آنان مهربان تر نیستند.لذا خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}
صدق الله العظيم [يونس:18].

{سواى خدا چيزهايى را مى‌پرستند كه نه سودشان مى‌رساند نه زيان. و مى‌گويند: اينها شفيعان ما در نزد خدايند. بگو: آيا به خدا از چيزى خبر مى‌دهيد كه در زمين و آسمان از آن سراغى ندارد؟ خدا منزه است و از آنچه با او شريك مى‌سازيد، فراتر است.}

و خداوند تعالی می فرماید:
{وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ} [البقرة:48].

{و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند.}
و خداوند تعالی می فرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ}
[البقرة:254].

{ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است، و نه دوستی و نه شفاعت؛ و کافران ( به اين سخن ) ، خود ستمگرند؛}
و خداوند تعالی می فرماید:
{وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ} [الأنعام:70].

{ و رها کن کسانی را که آیین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای! و هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد؛ آنها کسانی هستند که گرفتار اعمالی شده‌اند که خود انجام داده‌اند؛ نوشابه‌ای از آب سوزان برای آنهاست؛ و عذاب دردناکی بخاطر اینکه کفر می‌ورزیدند}
و خداوند تعالی می فرماید:
{اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَابَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ مَالَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَاشَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ}
صدق الله العظيم [السجدة:4].

{خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش آفرید، سپس بر عرش برآمد؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید}
آیا می دانید درکتاب خداوند راز عبادت بت ها چیست؛براستی که علت آن مبالغه در باره بندگان خداوند از انبیاء و اولیاء است و لذا خداوند تعالی می فرماید:
{وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ (17) قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا (18) فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا (19)} صدق الله العظيم [الفرقان].

{روزی که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا می‌پرستند جمع می‌کند، آنگاه به آنها می‌گوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!» (۱۷) (در پاسخ) می‌گویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمتها برخوردار نمودی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.» (۱۸) این معبودان، شما را در آنچه می‌گویید تکذیب کردند! اکنون نمی‌توانید عذاب الهی را برطرف بسازید، یا از کسی یاری بطلبید! و هر کس از شما ستم کند، عذاب شدیدی به او می‌چشانیم! (۱۹)}
نگاه کنید که شفاعت بنده درپیشگاه رب المعبود چگونه نفی شده است؛ خداوند و رسولانش عقيده آنان مبني براعتقاد به شفاعت بنده درپیشگاه رب المعبود را تکذیب کرده اند ولذا خداوند تعالی می فرماید:
{فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا (19)} صدق الله العظيم،

{این معبودان، شما را در آنچه می‌گویید تکذیب کردند! اکنون نمی‌توانید عذاب الهی را برطرف بسازید، یا از کسی یاری بطلبید! و هر کس از شما ستم کند، عذاب شدیدی به او می‌چشانیم}

و نمی گویند:"ما چنین می کنیم و همانگونه که شما می پندارید در پیشگاه خداوند شفیعان شماییم" خداوند از شرکی که برایش قائل می شوند پاک و منزه است.

ممکن است یکی از کسانی که قلبش از حق موجود در آیات محکم کتاب تنگ ومنحرف شده و از متشابهات قرآن درباره شفاعت پیروی می کند؛بخواهد بگوید:" مگر خداوند نمی فرماید:
{مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ}
صدق الله العظيم [البقرة:255]
{کیست که در نزد او شفاعت کند، جز به فرمان او}؟ ناصر محمد یمانی،به این چه پاسخی می دهید؟"در پاسخ او به حق می گوییم: خداوند به آنان اجازه شفاعت نداده است، بلکه برای تحقق شفاعت به ایشان اجازه می دهد؛ چه کسی بیش از خداوند ارحم الراحمین به شما رحم دارد و براستی این رحمت اوست که دربرابرغضبش شفاعت شما را می کند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}
صدق الله العظيم [الزمر:44].

{بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند}
کسانی که خداوند به آنها اجازه می دهد برای تحقق شفاعت سخن بگویند ؛ بندگانی هستند که رضوان خداوند هدف آنهاست نه وسیله ای برای رسیدن و تحقق بهشت؛ زمانی که خداوند به کسی از آنان که بخواهد اجازه سخن گفتن بدهد؛ او در پیشگاه پروردگار؛درخواست شفاعتی نمی کند!بلکه از پروردگارش می خواهد نعیم اعظم(نعیمی که بزرگ تر از بهشت است) محقق سازد،چون می داند رضوان خداوند درنفسش از نعیم بهشت او بزرگ تر است. با توجه به اینکه خداوند از کسی که به او اجازه سخن گفتن می دهد؛راضی است ولی چگونه قبل از تحقق رضوان خداوند در نفسش راضی شود مگر بندگانش وارد رحمتش گردند و اینجاست که شفاعت تحقق می یابد.گواه آن فرموده خداوند تعالی:
{وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}
صدق الله العظيم [النجم:26].

{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهدوراضی شود }
آیا می دانید مقصود از این فرموده خداوند تعالی چیست: {وَيَرْضَى} یعنی خداوند در نفس خود راضی می شود و غضب و حسرتی در نفس خداوند نسبت به بندگانی که درحق خود ظلم کرده و تصور می کردند هدایت شده اند باقی نمی ماند واگر رضوان خداوند در نفسش محقق گردد؛ شفاعت تحقق می یابد و این از جانب خداوند است،چون تمام شفاعت از آن خداست و رحمت او دربرابر غضب و عذابش شفاعت شما را خواهد کرد و دراینجاست که آن "شگفتی بزرگ" برای کسانی رخ می دهد که تصور می کردند بی تردید به جهنم خواهند رفت و به میهمانان مکرمی که درپیشگاه خداوندند می گویند: {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} [سبأ:23].

{می‌گویند: پروردگارتان چه دستوری داده؟» می‌گویند: حقّ را و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه}

و خداوند تعالی می فرماید:
{وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}
صدق الله العظيم [سبأ:23]،

{نزد او هیچ شفاعتی نیست بجز اینکه به کسی اجازه داده می شود(تا سخن گوید)، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» می گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}

این گونه نیست که خداوند به میهمان مکرم خود اجازه شفاعت می دهد!بلکه اجازه تحقق شفاعت را می دهد تا رحمتش برای بندگانش شفاعت کند چراکه خداوند ارحم الراحمین است.براستی که خداوند به آنان اجازه میدهد که سخن بگویند و از او برای تحقق نعیم اعظم برای خود؛ درخواست نمایند {وَيَرْضَى}.

به خداوندی که جز او خدایی نیست قسم؛ درکتاب خداوند میهمانان مکرمی هستند که نه به سوی آتش سوق داده می شوند ونه به سوی بهشت؛چون حاضر به ورود به بهشت نمی شوند و از خداوند درخواست می کنند تا نعیمی که بزرگ تر از نعیم بهشت است را برای ایشان محقق سازد و{وَيَرْضَى}. و اگر رضوان خداوند درنفسش محقق شود؛ شفاعت تحقق خواهد یافت.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى}
صدق الله العظيم [النجم:26]،

{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود }

اگر رضوان خداوند درنفسش تحقق یابد؛ شفاعت رخ خواهد داد و شفاعت، مستقیم از نفس خداوند می آید و خداوند تعالی می فرماید:
{وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}
صدق الله العظيم.

{نزد او هیچ شفاعتی نیست بجز اینکه به کسی اجازه داده می شود(تا سخن گوید)، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» می گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلندمقام و بزرگ مرتبه!»}
ای بندگان خداوند ازپروردگارتان پروا کنید و بدانید خدایتان از انبیاء و رسولان و مهدی منتظر به شما مهربان تر است،پس چگونه در پیشگاه پروردگاری که از تمام بندگانش به شما رحیم تر است و (الله) ارحم الراحمین است؛ از بندگانش التماس شفاعت دارید آیا فکر نمی کنید؟ بندگان خداوند از پروردگارتان پروا کنید و از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت نمایم.از شیطان"مسیح کذاب" تبعیت نکنید که او دربرابر خداوند رحمن عصیان کرده است.او که به شما نخواهد گفت مسیح کذاب است،بلکه خود را مسیح عیسی بن مریم معرفی می کند و می گوید او خداوند و پروردگار عالمیان است؛ سبحان الله العظیم! سزاوار نیست که مسيح عيسى ابن مريم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ادعای کند خدا یا فرزند خداست؛ این ادعای مسیح کذاب؛ شیطان رانده شده است.او را مسیح کذاب نامیده اند چون مسیح عیسی بن مریم حقیقی نیست و دروغ می گوید.از خدا پروا کنید و از بیان حق کتاب که ذکری برای خردمندان است پیروی نمایدد و به دعوت با گفتگو با مهدی منتظر در قبل از ظهور در میز گفتگوی جهانی در ( پایگاه اطلاع رسانی اسلامی امام مهدی ناصر محمد یمانی) پاسخ دهید و اگر ابا کردید؛بدانید که عذاب خداوند بر دروازه هاست.من شما را از سیاره عذاب و از "الراجفة " و بدنبال آن،" رادفة" بر حذر می دارم .
اللهم قد بلغت.. اللهم فاشهد.

أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني



اقتباس المشاركة: 14992 من الموضوع: خلاصة دعوة الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني، وسؤال وجواب من الذكر الحكيم ..


الإمام ناصر محمد اليماني
08 - 06 - 1432 هـ
11 - 05 - 2011 مـ
02:30 صباحاً
ـــــــــــــــــــ



خلاصة دعوة الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني، وسؤال وجواب من الذكر الحكيم ..

لا يجوز لكم كتم هذا البيان الحقّ للقرآن عن العالمين، وذكِّر بالقُرآن من يخاف وعيد، فتذكّروا قول الله تعالى:
{إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠} صدق الله العظيم [البقرة].

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسَلين النّبيّ الأمّيّ الأمين محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الطيّبين والتابعين وسلّم تسليماً..

من المهديّ المنتظَر الناصر لما جاء به محمدٌ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - الإمام ناصر محمد اليماني إلى خادم الحرمين الشريفين صاحب السمو الملكي الملك عبد الله بن عبد العزيز آل سعود حفظه الله، وكذلك إلى هيئة كبار العلماء بالمملكة العربيّة السعوديّة وهم:
سماحة الشيخ عبد العزيز بن عبد الله بن محمد آل الشيخ مفتي عام المملكة العربيّة السعوديّة ورئيس هيئة كبار العلماء ورئيس اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
سماحة الشيخ صالح بن محمد اللحيدان رئيس مجلس القضاء الأعلى وعضو هيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ أ.د. صالح بن عبد الله بن حميد رئيس مجلس الشورى وعضو هيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ د. عبدالله بن محمد بن ابراهيم آل الشيخ وزير العدل وعضو هيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ أ.د. عبد الله بن عبد المحسن التركي الأمين العام لرابطة العالم الإسلامي وعضو هيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ أ.د. صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.
معالي الشيخ عبدالله بن عبد الرحمن بن غديان عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ أ.د. احمد بن علي سير المباركي عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ عبدالله بن سليمان بن منيع عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ أ.د. عبدالله بن محمد المطلق عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ محمد بن حسن بن عبد الرحمن آل الشيخ عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ عبدالله بن محمد بن سعد بن خنين عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشثري عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ د. يوسف بن محمد الغفيص عضو هيئة كبار العلماء وعضو اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ أ.د. عبد الوهاب بن ابراهيم أبو سليمان عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ الدراسات العليا بكلية الشريعة والدراسات الإسلاميّة بجامعة أم القرى.
معالي الشيخ أ.د. عبد الرحمن بن محمد بن فهد السدحان عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ أصول الفقه بكلية الشريعة بجامعة الإمام محمد بن سعود الإسلاميّة.
معالي الشيخ أ.د. عبد الله بن سعد بن محمد الرشيد عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ الفقه بكلية الشريعة جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلاميّة.
معالي الشيخ أ.د. محمد بن عروس بن عبد القادر بن محمد عضو هيئة كبار العلماء والمدرس بالحرم المكي.
معالي الشيخ أ.د. علي بن سعد الضويحي عضو هيئة كبار العلماء وأستاذ أصول الفقه بكلية الشريعة -الاحساء - جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامي.
معالي الشيخ د. عبد العزيز بن محمد العبدالمنعم الأمين العام لهيئة كبار العلماء.
معالي الشيخ د . محمد بن سعد الشويعر مستشار بالرئاسة العامة للبحوث العلميّة والإفتاء.
معالي الشيخ عبد العزيز بن ناصر بن باز مستشار بالرئاسة العامة للبحوث العلميّة والإفتاء وعضو مجلس الشورى.
وكذلك إلى كافة المُفتين في الديار الإسلامية في العالمين، وكذلك إلى جميع علماء المسلمين في العالم كافّة، وكذلك إلى كافّة الشعوب الإسلاميّة، وكذلك إلى قادة العرب والعجم، والسلام على التابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..

فإذا أردتم أن تعلموا الحقّ من الباطل، فقد أمركم الله أن لا تحكموا من قبل الاستماع إلى القول وتحكيم العقل في سلطان علم الدّاعية، هل جاء بالحقّ؟ وأولئك هداهم الله إلى الحقّ في كلّ زمانٍ ومكانٍ، تصديقاً لقول الله تعالى:
{فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨} صدق الله العظيم [‏الزمر‏].

يا أيها الناس إنِّي خليفة الله عليكم وأقول لكم ما قاله كافة الأنبياء والمُرسَلين:
{حَقِيقٌ عَلَى أَنْ لاّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاّ الحقّ} صدق الله العظيم [الأعراف:105]، فلا ينبغي للإمام المهديّ أن يفتيكم في دين الله إلا بالحقّ من عند الله بسلطان العلم المبين وليس بقول الاجتهاد بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً وسوف نختصر في هذا البيان (خلاصة دعوة الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني إلى كافة البشر) ولن تجدوا أنّه يخالف منهج الأنبياء والمُرسَلين إلى البشر، ولتسهيل الفهم سوف نجعل البيان يتكون من سؤالٍ وجوابه من محكم الكتاب، ذكرى لأولي الألباب:

سؤال 1: إلى عبادة من تدعو يا ناصر محمد اليماني؟
جواب 1: إنّني المهديّ المنتظَر أدعو البشر إلى عبادة الله الواحد القهار لا إله إلا هو وحده لا شريك له ودعوة المهديّ المنتظَر هي ذات دعوة كافة أنبيائه ورسله إلى الجنّ والإنس، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ} [الأنبياء:25].

وقال تعالى:
{قُلْ إِنَّمَا يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَـٰهُكُمْ إِلَـٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿١٠٨فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ ۖ وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُونَ ﴿١٠٩} صدق الله العظيم [الأنبياء].

سؤال 2: وكيف كانت طريقة عبادة الأنبياء لربّهم ومن اتَّبعهم؟
جواب 2: والجواب مباشرةً من الربّ في محكم الكتاب للسائلين عن كيفية طريقة عبادة الأنبياء ومن اتَّبع دعوتهم؛ قال الله تعالى: {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].

سؤال 3: وبما أنّ الله ابتعث إلى البشر رسله بالكتاب تترى، فهل الرسول الجديد يدعوهم إلى الاحتكام إلى كتاب الله الذي تنزَّل على الرسول الذي من قبله أم يدعوهم إلى الاحتكام إلى الكتاب الذي تنزَّل عليه من ربِّه؟
جواب 3: بل يدعوهم رسول الله الجديد إلى الاحتكام إلى الكتاب الذي تنزَّل عليه كون الكتاب الجديد جعله الله المرجع والحكم للكتاب الذي من قبله لأنّ شياطين البشر قد حرَّفوا الكتاب الذي من قبله واختلف الذين أوتوه من قبل، وقال الله تعالى: {كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّـهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّـهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٢١٣} صدق الله العظيم [البقرة].

سؤال 4: وما هو الكتاب الذي وعد الله بحفظه من التحريف والتزييف؟
جواب 4: قال الله تعالى: {وَمَا كَانَ هَـٰذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَىٰ مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [يونس]. كونه رسالة خاتمة أنزله الله على النّبيّ الخاتم إلى الناس كافة، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٥٨} صدق الله العظيم [الأعراف].
بل كذلك رسالة من الله إلى الجنّ فآمنوا به الذين سمعوه منهم ودعوا عالم الجنّ إلى اتِّباعه، وقال الله تعالى:
{وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا ۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ ﴿٢٩قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَىٰ طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٣٠يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّـهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣١وَمَن لَّا يُجِبْ دَاعِيَ اللَّـهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءُ ۚ أُولَـٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٣٢} صدق الله العظيم [الأحقاف].

وبما أنّه لا رسول من بعد محمد رسول الله لتصحيح الكتاب بكتابٍ جديدٍ تصديقاً لقول الله تعالى:
{مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ} صدق الله العظيم [الأحزاب:40]، وبما أنّه لا كتابٌ جديدٌ من بعد القرآن المجيد، ولذلك حفظه الله من التحريف والتزييف ليكون المرجع والحكم لما قبله من الكتب، تصديقاً لقول الله تعالى: {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} صدق الله العظيم [الحجر:9].

ولم يحفظه الله عبثاً سبحانه؛ بل ليتّبعوه ويكفروا بما يخالف لمحكمه سواءً يكون في التوراة أو الإنجيل أو أحاديث السُّنة النّبويّة، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:155].

بل جعله الله الكتاب الموسوعة لكافة من قبله، تصديقاً لقول الله تعالى:
{قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الحقّ فَهُم مُّعْرِضُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:24].

وأمر الله الناس أن يعتصموا بالبرهان الحقّ من ربّهم للداعي إلى الله، وقال الله تعالى:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥} صدق الله العظيم [النساء].

وكذلك المهديّ المنتظَر ابتعثه الله ليدعو البشر إلى اتِّباع الذِّكر المحفوظ من التحريف وحين تجدون ما يخالف لمحكم القرآن في التوراة والإنجيل وأحاديث السُّنة النّبويّة فيحذّركم الله اتّباع ما يخالف لذكره المحفوظ من التحريف؛ بل أمركم الله بالاعتصام بمحكم القرآن العظيم، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ} [آل عمران:103].

وقال الله تعالى:
{يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥}صدق الله العظيم [النساء].

سؤال 5: وهل القرآن العظيم جاء مصدقاً لكتاب التوراة والإنجيل؟
جواب 5: بل جاء القرآن العظيم مصدقاً لما بين يديه كتاب التوراة والإنجيل وإنّما جعله الله المُهيمن عليهم ليكون هو المرجع لما اختلف فيه أهل التوراة والإنجيل، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا} صدق الله العظيم [المائدة:48].

سؤال 6: وهل تختلف شريعة كلّ أمّة عن شريعة الله الجديدة؟
جواب 6: قال الله تعالى: {إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَىٰ نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ ۚوَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ ۚ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا﴿١٦٣} [النساء].

وقال الله تعالى:
{يُرِيدُ اللَّـهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٢٦} صدق الله العظيم [النساء].

وإنّما أمر الله عبده ونبيّه محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم أن يتّبع مِلَّة الذين هدى الله من قبله، تصديقاً لقول الله تعالى:
{ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا ۖ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٢٣} صدق الله العظيم [النحل].

سؤال 7: وهل مِلَّة الأنبياء تختلف عن مِلَّة أتباعهم؛ بمعنى هل أمر الله خاتم الأنبياء والمُرسَلين أن يتّبع مِلَّة ابراهيم فقط عليه الصلاة والسلام أم أنّ الله أمر خاتم الأنبياء والمُرسَلين أنْ يتّبع طريقة الأنبياء جميعاً وطريقة من اتَّبعهم في عبادتهم لربّهم الله وحده لا شريك له؟ كونه إذا كانت طريقة الأنبياء طريقةً حصريّةً لا تنبغي إلا لهم فسوف نجد الله يأمر نبيّه أن يتّبع طريقة أنبيائه فقط، وأما إذا وجدنا أنّ الله يأمر محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم أنْ يقتدي بهدي الأنبياء وهدي من اتَّبعهم فهذا يعني أن طريقة الهدى واحدةً من غير تفريقٍ بين النّبيّ وأتباعه،
جواب 7: قال الله تعالى: {وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَىٰ قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿٨٣﴾ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَارُونَ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿٨٤﴾ وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿٨٥﴾ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿٨٦﴾ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿٨٩﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

فانظر لقول الله تعالى:
{وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]، وانظر لقول الله تعالى: {أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

بمعنى أنَّ طريقة عبادتهم لربّهم هي طريقةٌ واحدةٌ لكون الأنبياء وأتباعهم عبيداً لله ولهم الحقّ في ذات الله سواء، فالله لم يتّخذ أنبياءه أولاده سبحانه وتعالى علواً كبيراً حتى تكون لهم طريقة هدى خاصةً إلى ربّهم؛ بل طريقتهم هي ذات طريقة أتباعهم كون الحقّ لهم سواء في ربّهم، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَإِنَّ هَـٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ﴿٥٢} صدق الله العظيم [المؤمنون].

سؤال 8: نظراً لأمر الله تعالى إلى محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم في محكم كتابه: {أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ} صدق الله العظيم، والسؤال هو: ألم يُفتِنا الله بالضبط عن كيفية عبادة الأنبياء ومن اتَّبعهم حتى نقتدي بهديهم ونتّبع مِلّتهم؟
جواب 8: لقد أفتاكم الله في محكم كتابه القرآن العظيم عن كيفية طريقة عبادة الأنبياء ومن اتّبعهم، وقال الله تعالى: {أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧} صدق الله العظيم [الإسراء].

سؤال 9: فهل هذا يعني أنّ الوسيلة إلى الله للتنافس في حبّه وقربه أيُّهم أحبّ وأقرب حصرياً للأنبياء والمُرسَلين أم إنّه أمرٌ من الله بشكلٍ عامٍ إلى جميع العبيد أن يبتغوا إلى ربّهم الوسيلة للتنافس إلى الربّ المعبود أيُّهم أحبّ وأقرب لكون علماء المسلمين وأمّتهم يسألون الوسيلة المُثلى إلى الله لمحمدٍ رسول الله من دونهم كما نسمع بدعائهم هذا عند كل صلاة حين الأذان أو حين الإقامة للصلاة؟
جواب 9: قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ} صدق الله العظيم [المائدة:35].

سؤال 10: وما هدف الوسيلة إلى الله يا ناصر محمد اليماني؟
جواب 10: قال الله تعالى: {يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧} صدق الله العظيم [الإسراء].

سؤال 11: يا ناصر محمد فكأنّ هناك درجة إلى ذي العرش العظيم جعل الله صاحبها مجهولاً وذلك حتى يتمّ التنافس لكافة العبيد إلى الربّ المعبود، ولذلك قال الله تعالى: {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ} صدق الله العظيم، وبما أنّ هذه الآية تحمل أساس عقيدة الهدى من الله فهل بيَّنها محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم في سُنَّة البيان؟
جواب 11: قال محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [سَلُوا اللَّهَ الْوَسِيلَةَ فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الْجَنَّةِ لاَ تَنْبَغِي إِلاَّ لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ وَأَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَنَا هُوَ]. صدق عليه الصلاة والسلام.

وبما أنّ صاحب تلك الدرجة العالية الرفيعة إلى ذي العرش جعله الله عبداً مجهولاً، ولذلك فكلّ من يؤمن بالله واتَّبع طريقة هدي الأنبياء والمُرسَلين من الملائكة والجنّ والإنس يرجو أن يكون هو ذلك العبد المجهول سواءً من الرّسل أو من التابعين من غير تفضيلٍ لعبدٍ على عبدٍ إلى ذات الربّ لأنّ حبّهم لربّهم هو في قلوبهم الحبّ الأعظم من حبّهم لأنبياء الله ورسله، فلا ينبغي للأتباع أن يسألوا الوسيلة لنبيّهم من دونهم فإن فعلوا ذلك فهذا يعني أنّهم تنازلوا عن الله لنبيّهم أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الربّ منهم، إذاً فلماذا خلقهم الله؟ والجواب في محكم الكتاب:
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الذاريات].

ومن ثم علّمكم الله طريقة عبادتهم وهُداهم الحقّ إلى ربّهم الحقّ:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ} صدق الله العظيم. فهل وجدتم أنّ الذين هدى الله من عباده أنّهم فضّلوا بعضهم بعضاً في القرب من الله؟ وفتوى الجواب الحقّ من الربّ في محكم القرآن أنّهم لم يفضّلوا بعضهم بعضاً في القرب من الله سبحانه لكون حبّهم لربّهم هو الحبّ الأعظم من حبّهم لأنبيائه، ولذلك تجدون أنّ الذين هدى الله من عباده كلٌّ منهم يريد أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الربّ، تصديقاً لقول الله تعالى: {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ} صدق الله العظيم.

وبما أنّ علماء المسلمين وأمّتهم لم يعودوا على مِلَّة محمدٍ رسول الله ومن اتَّبعه عليهم جميعاً الصلاة والسلام، ولذلك فلو يقول الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يا معشر علماء المسلمين وأمّتهم، فهل يتمنّى أحدكم أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الربّ من محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم؟ لردَّ بجوابٍ موحّدٍ كافة علماء المسلمين وأمّتهم وقالوا: "فهل جننت يا ناصر محمد اليماني! فلا ينبغي لأحدٍ من المسلمين أن يطمع أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الربّ من خاتم الأنبياء والمُرسَلين محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم؛ بل هو الأولى أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الربّ".

ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: فلماذا لا تنبغي أقرب درجة في حبّ الله وقربه أن تكون إلا لمحمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم؟ فهل هو ولد الله سبحانه حتى يكون هو الأولى بأبيه من دونكم؟ ومن ثم يكون ردّ علماء المسلمين وأمّتهم سيقولون: "سبحان الله العظيم فلسنا كمثل اليهود والنصارى الذين قال الله عنهم:
{وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّـهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّـهِ ۖ ذَٰلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ ۖ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۚأَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ ﴿٣٠} صدق الله العظيم [التوبة]؛ بل عقيدتنا نحن المسلمون الأميّون أتباع النّبيّ الأمّيّ - صلّى الله عليه وآله وسلّم - عقيدةٌ واحدةٌ في شأن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم؛ إنّما هو بشرٌ مثلنا عبدٌ من عبيد الله مثل البشر" ومن ثمّ يردّ عليهم المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وأقول: ولماذا جعلتم الحقّ له وحده من دونكم إلى ذات الربّ المستوي على العرش العظيم؟ فإن كان تنازل كلّ واحدٍ منكم يا معشر علماء المسلمين وأمّتهم عن الدرجة العالية الرفيعة لمحمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - من أجل الله ليزيدكم بحبه في نفسه ويحقّق لكم النّعيم الأعظم من جنّته فيرضى فقد صدقتم، ولذلك خلقكم الله تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الذاريات]، ولذلك لا تزال الدرجة العالية الرفيعة في أعلى الجنة تسمّى بالوسيلة كونها ليست الهدف من خلقكم! وما خلقكم الله لكي يدخلكم جنّته أو يدخلكم ناره؛ بل سرّ الهدف من خلقكم يوجد في نفس الله لتتّبعوا رضوان الله فتكونوا لرضوان الله عابدين حتى يرضى لكون رضوانه ستجدونه هو النّعيم الأعظم من جنته، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّـهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢} صدق الله العظيم [التوبة]؛ بمعنى أنّ رضوان الله نعيمٌ على قلوبكم تجدون أنَّه نعيمٌ أعظمُ من نعيم جنّته، ولذلك قال الله تعالى: {وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم؛ أي نعيمٌ أعظمُ من نعيمِ جنتِه، ويدرك ذلك الربّانيون الذين قدَّروا الله حقّ قدره وهم لا يزالون في الحياة الدنيا، وعن ذلك النّعيم الأعظم سوف تُسألون يا من ألهاكم عنه التكاثر في الحياة الدنيا، وقال الله تعالى: {أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ ﴿١﴾ حَتَّىٰ زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ ﴿٢﴾ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٣﴾ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ﴿٥﴾ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿٦﴾ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿٧﴾ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النّعيم ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [التكاثر].

ويُسمّى بالنّعيم الأعظم كونكم ستجدونه نعيماً أعظم من نعيم جنّته، وجعل الله ذلك صفةً لرضوان الله لكونه من أسماء صفات الله سبحانه، ومن أسماء صفاته العزيز الحميد، فلو ألقي إليكم بسؤال وأقول فمن هو العزيز الحميد؟ لقلتم الله، وكذلك قال الله تعالى:
{الر ۚ كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿١اللَّـهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ﴿٢} صدق الله العظيم [ابراهيم].

فانظروا لقول الله تعالى:
{الر ۚ كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿١اللَّـهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيدٍ﴿٢} صدق الله العظيم، ومن أسماء البشر "العزيز وحميد" كمثل قول الله تعالى: {وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَتُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ ۖ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا ۖإِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٣٠} صدق الله العظيم [يوسف].

ولكن الله تعالى قال في محكم كتابه:
{رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً} صدق الله العظيم [مريم:65].

ولكنّكم تجدون اسم العزيز أطلقه الله على بشرٍ في قول الله تعالى:
{امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ} [يوسف]، إذاً فاسم العزيز هو من الأسماء المشتركة بين العبيد والربّ المعبود لكونه من أسماء صفات الله سبحانه، ولذلك تجدون في الكتاب من يُسمّى (العزيز)، وتشترك بعض الصفات بين الله وعبيده المكرّمين ومنها صفة الرحمة، ولذلك يقول الله تعالى: {فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:64]. فمن هم الراحمون؟ وهم العباد الذين أوجد الله في قلوبهم من صفة الرحمة، ولكن الرحمن الرحيم هو أرحم منهم، ولذلك قال الله تعالى: {فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:64].

وكذلك من الصفات المشتركة بين العبيد والربّ المعبود صفة الغفران، فمن هم الغافرون؟ وهم عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هوناً وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً، وهم الذين قال الله تعالى عنهم في محكم كتابه:
{وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ} صدق الله العظيم [الشورى:37]. ولكن هذه الصفات تُطلق على من يتّصفون بها ولكن هي صفةٌ محدودةٌ لهم وليست مُطلقة لكونهم لا يستطيعون أن يغفروا إلا في حقّهم، كونهم لا يستطيعون أن يغفروا في حقّهم وحقّ ربّهم أو حقّ عبيد ليسوا هم أولياؤهم إن أذنوا لهم، ولكنّ الله يقدر أن يغفر في حقه وحق عبيده أجمعين بغير إذنٍ منهم كما غفر لنبيّ الله موسى قتل نفس بغير الحقّ، وقال الله تعالى: {وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [القصص].

ولكنّ الله خير الغافرين تصديقاً لقول الله تعالى:
{أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖإِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ ﴿١٥٥} صدق الله العظيم [الأعراف].

وهذه من الصفات المشتركة بين العبيد الذين يوصفون بها والربّ المعبود، وكذلك صفة الكرم ولكنّ الله أكرم الأكرمين، وكذلك صفة الرزق يرزقكم الله ويرزق منكم وهو خير الرازقين، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ} صدق الله العظيم [سبأ:39]. كون صفة الرزق صفة مشتركة بين العبيد الذين يوصفون بذلك والربّ المعبود، وقال الله تعالى: {وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا} صدق الله العظيم [النساء:8]. ولكنّ الله هو خير الرازقين تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ} صدق الله العظيم.

وأسماء الصفات لله هي أسماء مشتركة بين الله وعبيده الذين يتّصفون بها، ومنها صفة الحياة ويتّصف بها كلّ حيّ ولكنّ هذه الصفة لدى الأحياء محدودة بالموت ولكنّ الله حيٌّ لا يموت.

ولكن هل قط سمعتم أحداً اسمه الله أو اسمه الرحمن؟ والجواب لا يجوز هذا كونها من أسماء الذات وليست من أسماء الصفات، ويقصد الله سبحانه بقوله تعالى:
{رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيّاً} صدق الله العظيم [مريم:65]؛ يقصد من أسماء ذاته سبحانه فلا يجوز أن يطلق على أحد اسم الله أو اسم الرحمن غير الله وحده كونها من أسماء ذاته وليست من أسماء صفاته المشتركة بينه وبين عبيده الذين يتّصفون بها، ومن أسماء الذات (الله) أو (الرحمن)، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلِ ادْعُوا اللَّـهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَـٰنَ ۖ أَيًّا مَّا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ} صدق الله العظيم [الإسراء:110].

وكذلك تدعونه بأسماء الصفات ومن أسماء صفاته "الرحيم والنعيم" ولكنّ النّعيم صفة لذات الجنة وصفة لرضوان الله ولكن صفة رضوان الله على عباده سيجدونها في قلوبهم نعيماً أكبر من نعيم جنته، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَعَدَ اللَّـهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾}صدق الله العظيم [التوبة]. وهو بما يوصف بالاسم الأعظم كونه لا يوجد فرق بين أسماء الله الحسنى، وكل أسمائه عظيمة سواء أسماء ذاته أو أسماء صفاته وحتى لو كانت من أسماء صفاته مشتركة بين العبيد والربّ المعبود فتلك الصفة محدودة لديهم فإن يرزقون الناس من أموالهم فرزقهم محدود وخير الرازقين لا حدود لرزقه يرزق كل شيء، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ} صدق الله العظيم [هود:6].

وإن شاء الله يصدر من الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني بياناً خاصاً في بيان أسماء الرحمن نستنبطها لكم جميعاً من محكم القرآن جميع أسماء الذات والصفات من آيات الكتاب المحكمات البيِّنات من آيات أمّ الكتاب، ولن نعدكم متى صدور هذا البيان من قبل الاعتراف بتعريف اسم الله الأعظم في محكم الكتاب.

سؤال 12: يا من يدعي أنّه المهديّ المنتظَر إنّ أول ما يصرف النظر عن تدبّر بيانك للذكر هو اختلاف اسمك عن اسم المهديّ المنتظَر؟ وذلك كون اسمك مخالفٌ عن فتوى محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم عن اسم المهديّ المنتظَر، فنحن متّفقون سُنّةً وشيعةً على الحديث الحقّ في شأن اسم المهديّ المنتظَر، قال محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [لا تقوم الساعة حتى يملك رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي يملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما مُلئت ظلماً وجوراً]. صدق عليه الصلاة والسلام.
جواب 12: صدق الله ورسوله وجاء تصديق هذا الحديث الحقّ على الواقع الحقيقي، وأنا الإمام المهديّ ناصر محمد، فمن ذا الذي يستطيع أن يُنكِر أنَّ الاسم (محمد) لم يواطئ في اسم الإمام المهدي (ناصر محمد)؟

سؤال 13: مهلاً مهلاً يا ناصر محمد فأين التطابق بين اسمك واسم النّبيّ (محمد بن عبد الله) عليه الصلاة والسلام؟ كون المقصود بقوله عليه الصلاة والسلام [يواطئ اسمه اسمي] أي يُطابق اسمه اسمي، ولذلك تجدنا معشر أهل السنة والجماعة نعتقد أنّ اسم الإمام المهدي (محمد بن عبد الله) لكون التواطؤ لغةً وشرعاً يقصد به التطابق؟
جواب 13: وإليكم الإجابة بالحقّ: لئن استطاع كافة علماء المسلمين على مختلف مذاهبهم وفرقهم أن يثبتوا لغةً وشرعاً أنّ المقصود من كلمة التواطؤ تعني التطابق! فإن فعلوا ولن يفعلوا فقد أصبح الإمام المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني كذاباً أشراً وليس المهديّ المنتظَر، وسبق أن ضربنا لكم على ذلك مثلاً في كثير من البيانات، فهل يصحّ لغةً وشرعاً أن نقول: تطابق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وأبو بكر الصديق رضي الله عنه وأرضاه على الهجرة إلى يثرب"؟ ونحن نعلم جواب كافة علماء الدين واللغة العربية أنّ جوابهم سوف ينطق بمنطقٍ واحدٍ لا اختلاف فيه بين اثنين فيقولون بلسانٍ واحدٍ: ليس الصحيح أن نقول تطابق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وأبو بكر الصديق رضي الله عنه وأرضاه على الهجرة إلى يثرب، بل الصحيح لغة وشرعاً أن نقول: تواطأ محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وأبو بكر الصديق رضي الله عنه وأرضاه على الهجرة إلى يثرب.

سؤال 14: وأقول: هل مرادفات التواطؤ يصح أن نستبدلها بدل كلمة التواطؤ؟
جواب 14: اللهم نعم يا ناصر محمد فمن مرادفات كلمة التواطؤ كذلك كلمة التوافق، ولذلك يصح أن نقول: "توافق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وأبو بكر الصديق رضي الله عنه وأرضاه على الهجرة إلى يثرب". ومن ثم يقيم عليكم الإمام ناصر محمد الحجّة بالحقّ وأقول: أفلا ترون أنّ المقصود بقوله عليه الصلاة والسلام [يواطئ اسمه اسمي]. ويقصد أنّ الاسم (محمد) يوافق في اسم الإمام المهديّ (ناصر محمد) وجعل الله الحكمة من التوافق للاسم محمد في اسم الإمام المهديّ ناصر محمد ليجعل الله خبره في اسمه فيكون اسمه هو عنواناً لدعوته للناس كون الإمام المهديّ لن يبعثه الله رسولاً بكتاب جديد؛ بل يبعثه الله (ناصرَ محمد) أي ناصراً لمحمدٍ رسول الله خاتم الأنبياء والمُرسَلين صلى الله عليه وآله وسلم.

ولذلك أدعوكم إلى الرجوع إلى منهاج النبوّة الأولى واتِّباع ما جاء به خاتم الأنبياء والمُرسَلين (محمد) صلّى الله عليه وآله وسلّم هذا القرآن العظيم واتّباع بيانه الحقّ في السُّنة النّبويّة والاعتصام بمحكم القرآن العظيم حين تجدون ما يخالفه في التوراة أو الإنجيل أو السُّنة النّبويّة، ولم يجعل الله القرآن العظيم البصيرة الحصرية لمحمدٍ رسول الله من دون أتباعه؛ بل بصيرة محمد رسول الله ومن اتَّبعه إلى يوم الدين، تصديقاً لقول الله تعالى:
{قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:108].

سؤال 15: وهل يا ناصر محمد تؤمن بسُنّة البيان النّبويّة؟
جواب 15: اللهم نعم، كون القرآن وسُنّة البيان جميعاً من عند الرحمن، تصديقاً لقول الله تعالى: {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ﴿١٨ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩} صدق الله العظيم [القيامة]. إلا ما خالف من سُنّة البيان محكم القرآن فهو جاءكم من عند غير الرحمن؛ بَلْ وافتراء من الشيطان على لسان أوليائه الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر ليصدّوكم عن اتِّباع محكم الذكر كما نبّأكم الله بذلك في قول الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا﴿٨٢} صدق الله العظيم [النساء].

سؤال 16: وما المقصود يا ناصر محمد بقول الله تعالى: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:82]؟
جواب 16: إنَّ هذه من الآيات المحكمات يفتيكم الله بالحقّ أنّ القرآن وأحاديث البيان في السنة جميعهم من عند الله، ومن ثم علَّمكم الله كيف تستطيعون أن تكشفوا الأحاديث التي بيَّتها المنافقون الذين قال الله عنهم: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ}. وبما أنّ القرآن محفوظ من التحريف والتزييف ولذلك أمركم الله بالرجوع إلى محكم القرآن، فإذا كان الحديث النّبويّ ليس من عند الله ورسوله فسوف تجدون في محكم قرآنه اختلافاً كثيراً، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا﴿٨٢}صدق الله العظيم.

سؤال 17: وهل كذلك بيَّن هذه الآية محمدٌ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - فعلَّم صحابته الأبرار أنّ محكم قرآنه هو المرجع لما اختلفوا فيه من أحاديث سُنّة بيانه؟
جواب 17: قال محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه].

وقال:
[اعرضوا حديثي على الكتاب فما وافقه فهو مني وأنا قلته].

وقال:
[وإنها ستفشى عني أحاديث فما أتاكم من حديثي فاقرأوا كتاب الله واعتبروه فما وافق كتاب الله فأنا قلته وما لم يوافق كتاب الله فلم أقله‏].

وقال:
[ستكون عني رواة يروون الحديث فاعرضوه على القرآن فإن وافق القرآن فخذوها وإلا فدعوها].

وقال:
[عليكم بكتاب الله وسترجعون إلى قوم يحبون الحديث عني ومن قال علي ما لم أقل فليتبوأ مقعده من النار فمن حفظ شيئاً فليحدث به‏].

وقال:
[عليكم بكتاب الله فإنكم سترجعون إلى قوم يشتهون الحديث عني فمن عقل شيئاً فليحدث به ومن افترى علي فليتبوأ مقعداً وبيتاً من جهنم‏].

وقال:
[ألا إنها ستكون فتنة قيل ما المخرج منها يا رسول الله قال كتاب الله فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وحكم ما بينكم هو الفصل ليس بالهزل من تركه من جبار قصمه الله ومن ابتغى الهدى في غيره أضله الله وهو حبل الله المتين وهو الذكر الحكيم وهو الصراط المستقيم وهو الذي لا تزيغ به الأهواء ولا تلتبس به الألسنة ولا تشبع منه العلماء ولا يخلق عن كثرة الردّ ولا تنقضي عجائبه، هو الذي لم تنته الجنّ إذ سمعته حتى قالوا‏:‏ {إنا سمعنا قرآنًا عجباً يهدي إلى الرشد فآمنا به‏} ‏ [الجن:1]. من قال به صدق ومن عمل به أُجر، ومن حكم به عدل ومن دعا إليه هُديَ إلى صراط مستقيم‏].

وقال:
[يأتي على الناس زمان لا تطاق المعيشة فيهم إلا بالمعصية حتى يكذب الرجل ويحلف فإذا كان ذلك الزمان فعليكم بالهرب قيل يا رسول الله وإلى أين المهرب قال إلى الله وإلى كتابه وإلى سنة نبيّه الحقّ].
صــــــدق عليه الصلاة والســـــــلام.

سؤال 18: وما هو رأيك في علماء الشيعة والسُّنة اليوم ومن كان على شاكلتهم من المسلمين الذين فرّقوا دينهم شيعاً وأحزاباً وكل حزبٍ بما لديهم فرحون؟
جواب 18: إنّ رأي الإمام المهديّ فيهم أنّهم على العكس لِما أمرهم الله به تماماً إلا من رحم ربي، كونهم يصدِّقون ببعض القرآن ويكفرون ببعض، وكفرهم ببعض القرآن ليس كفرهم بلفظه بل كفراً باتِّباعه كونهم لا يتّبعون من القرآن إلا ما وافق ما لديهم في الأحاديث والروايات، ولكن ما وجدوه جاء مخالفاً في الروايات لمحكم القرآن فمن ثم يعرضون عن الآيات المخالفة لما لديهم في الأحاديث ويتّبعون الأحاديث المخالفة لمحكم قرآنه مهما كانت الآية محكمةٌ بيّنةٌ فسوف يقولون لا يعلم بتأويلها إلا الله، ثم يتّبعون ما يخالفها في أحاديث سُنة البيان ويحسبون أنّهم مهتدون؛ أولئك قد أفتاكم محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم بأنّ الذين يتّبعون ما يخالف لمحكم قرآنه فإنّ الحكم فيهم كحكم الذين يؤمنون ببعض الكتاب ويكفرون ببعض، وقال عليه الصلاة والسلام: [ما بال أقوام يُشرِّفون المترفين ويستخِفّونَ بالعابدين ويعملون بالقرآن ما وافق أهواءهم، وما خالف تركوه، فعند ذلك يؤمنون ببعض الكتاب ويكفرون ببعض] صدق عليه الصلاة والسلام.

وقال الله تعالى:
{أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:85].

سؤال 19: فهل يا ناصر محمد اليماني تقصد بفتواك هذه أنّ جميع علماء المسلمين على ضلالٍ؟ بل لا بد أن تكون أحد طوائفهم على الحقّ، تصديقاً لحديث محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [افترقت اليهود على إحدى ـ أو اثنتي ـ وسبعين فرقة، والنصارى كذلك، وتفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة، كلهم في النار إلا واحدة]. صدق عليه الصلاة والسلام. والسؤال يا ناصر محمد: فمن هم هذه الطائفة بين المسلمين؟
جواب 19: الجواب تجدونه في محكم الكتاب أنّ الطائفة الناجية يوم القيامة هم الذين جاءوا إلى ربّهم بقلوبٍ سليمةٍ من الشرك بالله، تصديقاً لقول الله تعالى: {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩} صدق الله العظيم [الشعراء].

ألا وإنّ الطائفة الناجية الآمنة من النار هم الذين لم يُلبِسوا إيمانهم بظلم الشرك، تصديقاً لقول الله تعالى:
{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:82].

سؤال 20: فما ظنّك يا ناصر محمد اليماني بعلماء المسلمين اليوم وأتباعهم في مختلف المذاهب والفرق الإسلاميّة، فأيُّهم الطائفة الآمنة من النار؟
جواب 20: قال الله تعالى: {الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ} صدق الله العظيم.

سؤال 21: وما يقصد الله تعالى: {وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ} صدق الله العظيم؟
جواب 21: قال الله تعالى: {لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ} [لقمان:13]. وقال الله تعالى: {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩} صدق الله العظيم.

سؤال 22: ولكن يا ناصر محمد فهل يمكن أن يشرك بالله مؤمنٌ بالله وهو من المسلمين؟
جواب 22: قال الله تعالى: {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [106].

سؤال 23: ولكن يا ناصر محمد اليماني إنّي أجد لك بيانات شديدة اللهجة على علماء المسلمين وأمّتهم وتصفهم بالشرك، وكيف علمت شركهم بالله، فهل دخلت قلوبهم ولم تجدها سليمةً من الشرك؟
جواب 23: وإليك سؤالي أيها السائل من قبل أن أجيبك، فهل لو يقول لهم ناصر محمد اليماني يا معشر علماء النصارى وأمّتهم فهل ينبغي لأحدكم أن يتمنّى أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الله من رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم؟ ومعلوم جوابهم فسوف يقولون: "أجُنِنتَ يا ناصر محمد اليماني؟ فلا ينبغي لأحد النصارى أن يتمنّى أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الله من ولد الله سبحانه، بل الابن هو الأولى بأبيه ولذلك نعتقد أنّ رسول الله المسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم هو ابن الله، فكيف يحقّ لأحدنا أن يتمنّى أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الله من ابنه المسيح عيسى ابن مريم! بل الابن هو الأولى بأبيه".
ومن ثم لو يوجّه ناصر محمد اليماني بالسؤال إلى علماء المسلمين وأمّتهم وأقول: فهل تعتقدون أنه يحقّ لكلّ واحدٍ منكم أن يتمنّى لو يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الله من محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فهل تراهم سوف يقولون صدقت؟ بل جوابهم معلوم فسوف يقول علماء المسلمين وأمّتهم إلا من رحم ربي: "وكيف تريدنا أن يتمنّى أحدنا لو يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الله من محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم؟ أجُنِنت يا ناصر محمد اليماني! فلا ينبغي لمسلم أن يتمنّى أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الله من محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم".
ومن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: إذاً فقد أشركتم بالله جميعاً اليهود والنصارى والمُسلمون ولكن بدرجاتٍ متفاوتةٍ وأصبح حبّكم لرسل الله هو أعظم من حبّكم لله! أجعلتم لله أنداداً في الحبّ؟ وقال الله تعالى:
{وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [البقرة:165].

وبما أنّ حبّكم لرُسل الله هو أعظم من حبّكم لله ولذلك تنازلتم عن أقرب درجة في حبّ الله وقربه لأنبيائِه من دون الصالحين التابعين، ويا سبحان الله العظيم ولكنّ الأنبياء والرسل ليسوا أولاد الله وإنّما هم بشرٌ عبيدٌ لله مثلكم ولكم من الحقّ في ربّكم ما لهم، تصديقاً لقول الله تعالى:
{إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الأنبياء:92].

فتعالوا لنعلمكم عن منهاج الهدى للأنبياء ومن اتّبعهم فلن تجدوا أنّهم يفضلون بعضهم بعضاً في أقرب درجةٍ في حبّ الله وقربه؛ بل تجدونهم يتنافسون إلى ربّهم أيهم أحبّ وأقرب، وتلك هي طريقة هداهم حسب فتوى الله في محكم الكتاب الذي علمكم بطريقة هداهم إلى ربّهم، وقال الله تعالى:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:57].

ولكنّكم حصرتم الوسيلة إلى الله في التنافس إلى أقرب درجة في حبّه وقربه هي لهم من دونكم حسب عقيدتكم؛ بل الله أمركم أن تبتغوا كذلك مثلهم الوسيلة إلى الله فتكونوا مع المتنافسين إلى ربّهم أيهم أقرب، وقال الله تعالى:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:35].

ولكنّي الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني أدعوكم إلى ما دعاكم إليه كافة الأنبياء والمُرسَلين أن تعبدوا الله وحده لا شريك له وتتنافسوا جميعاً والإمام المهديّ إلى الربّ أيُّنا أحبّ وأقرب، ومن صدّق الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني ومن ثمّ اعتقد أنّه لا يحقّ له أن يتمنّى أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب من الإمام المهديّ إلى الربّ كونه يرى أنّ ناصر محمد اليماني هو خليفة الله في الأرض، فيقول: "وكيف أطمع أن أكون أحبّ عبدٍ إلى الله وأقرب إليه من الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني الذي جعله الله الإمام للمسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام؟".
ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: فهل تحبّ الإمام المهديّ أكثر من الله يا هذا؟ ثم يقول: "اللهم لا؛ بل حبّي لله هو أعظم" ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ وأقول: وتالله إنّك لمن الكاذبين، ولو كنت تحبّ الله أكثر من الإمام المهديّ لوجدت في قلبك الغيرة على من تحبّ وتمنيّت لو تكون أنت الأحبّ والأقرب إلى الله من الإمام المهديّ ومن كافة الأنبياء والمُرسَلين، فإذا وجد الحبّ الأعظم في القلب أوجد الغيرة على من تحب وتغار عليه من كافة عبيده من الملائكة والجنّ والإنس.

فاتّقوا الله عباد الله واعلموا أنّ عند الله درجةً لا تنبغي أن تكون إلا لعبدٍ واحدٍ من عبيد الله وجعل الله صاحبها عبداً مجهولاً من بين العبيد، والحكمة من ذلك حتى يتمّ التنافس لكافة العبيد من الملائكة والجنّ والإنس إلى الربّ المعبود أيّهم ينال تلك الدرجة فيكون هو العبد الأقرب إلى الربّ فذلك ناموس الهدى في محكم الكتاب للذين هداهم الله من عباده:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم، فلا فرق بين أنبياء أهل الكتاب وأتباعهم ولا فرق بين المسلمين الأمّيّين ونبيّهم فجميعنا عبيدٌ للربّ المعبود ولنا في ذات الربّ الحقّ جميعاً سواء كوننا عبيدٌ وهو الله هو الربّ المعبود لم يتّخذ صاحبةً ولا ولداً ويتساوى الحقّ لجميع العبيد في الربّ المعبود ولم يخلقكم الله لتعبدوا بعضكم بعضاً! بل قال الله تعالى: {وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56].

فذروا التعظيم والمبالغة في الأنبياء والمُرسَلين فإنّما هم عبيد لله مثلكم ولكم من الحقّ في ذات الله سبحانه ما لهم فليسوا هم أولاد الله سبحانه وقال الله تعالى:
{قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:64].

وقال الله تعالى:
{وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّـهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّـهِ ۖ ذَٰلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ ۖ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۚأَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ ﴿٣٠اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّـهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَـٰهًا وَاحِدًا ۖ لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٣١يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّـهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿٣٢} صدق الله العظيم [التوبة].

سؤال 24: ولكن يا ناصر محمد اليماني إنّ المسلمين الأمّيّين أتباع محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم لا يعظِّمون محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فيبالغون فيه بغير الحقّ فلم يقولوا أنّه ولد الله سبحانه، بل محمدٌ عبد الله ورسوله، فكيف تقارنهم بالنصارى واليهود؟
جواب 24: ومن ثمّ يردّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأقول: بل وقعوا كذلك في شرك المبالغة في جدّي محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم وجميع الأنبياء والمرسلين، فهم في نظرهم أكرم من الصالحين فلا ينبغي حسب عقيدتهم أن يكون أحد التابعين هو أكرم من نبيٍّ، ولذلك لن تجد أحداً من علماء المسلمين وأمّتهم يتمنّى أن يكون هو العبد الأحبّ والأقرب إلى الربّ كونهم يرون أنّ محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم هو الأولى أن يكون العبدَ الأحبّ والأقرب برغم أنّ محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم لم يُفتِهِم أنَّ الدرجة العالية إلى ذي العرش لا تنبغي إلا أن تكون لعبدٍ من الأنبياء ولم يفتِهِم أنّها لا تنبغي إلا له من بين العبيد، بل قال عليه الصلاة والسلام: [سَلُوا اللَّهَ الْوَسِيلَةَ فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الْجَنَّةِ لاَ تَنْبَغِي إِلاَّ لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ وَأَرْجُو أَنْ أَكُونَ أَنَا هُوَ]. صدق عليه الصلاة والسلام.

وكذلك جميع العبيد الذين هداهم الله من عباده يرجو كلٌّ منهم أن يكون هو ذلك العبد الأحبّ والأقرب، تصديقاً لقول الله تعالى:
{يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم، ولم يأمركم الله ولا رسوله أن تحصروا الوسيلة إلى أقرب درجةٍ في حبّ الله وقربه للأنبياء من دون الصالحين حتى تسألوها لهم من دونكم، بل قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم، وقال الله تعالى: {إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} [الأعراف:194].

وقال الله تعالى:
{قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلَا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلَا تَحْوِيلًا ﴿٥٦أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ ۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا ﴿٥٧وَإِن مِّن قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿٥٨} صدق الله العظيم [الإسراء].

سؤال 25: ولماذا جاء هذا التهديد والوعيد بعذابٍ يشمل قرى المسلمين والكفار قبل يوم القيامة في نفس هذه الآيات؟
جواب 25: وذلك لأنّهم أعرضوا عن دعوة المهديّ المنتظَر إلى التنافس في حبّ الله وقربه، ويزعمون بشفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود، واعتقدوا بما حذّرهم منه الله ورسوله محمد رسول الله صلى الله عليه في قول الله تعالى: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى ربّهم لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51]. ولكنهم عظَّموا أنبياءهم فبالغوا فيهم بغير الحقّ وقالوا هؤلاء شفعاؤنا عند الله فهم الأولى بحبّ الله وقربه وسوف يشفعون لنا بين يدي الله؛ أولئك أضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمّتهم وقال الله تعالى: {يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا أنفِقُوا مِمَّا رَزَقنَاكُم مِنْ قَبْلِ أن يأتيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ ولا خُلّةٌ ولا شَفَاعَةٌ والكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [البقرة:254].

وقال الله تعالى:
{هَلْ يَنْظُرُونَ إلا تَأويلَهُ يَوْمَ يَأتي تَأويلُهُ يَقُولُ الَّذين نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جاءتْ رُسُلُ رَبِنَا بالحقّ فَهَلْ لنا مِنْ شُفَعَاءَ فَيَشْفَعُوا لَنَا أو نُرَدُّ فَنَعمَلَ غَيْرَ الَّذي كُنّا نَعْمَلُ قد خَسِرُوا أنفُسَهُم وَضَلَّ عَنْهُم ما كانُوا يَفتَرُون} صدق الله العظيم [الأعراف:53].

فانظروا لقول الله تعالى:
{وَضَلَّ عَنْهُم ما كانُوا يَفتَرُون} صدق الله العظيم. وقال الله تعالى: {وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعم:94]، كون عقيدة الشفاعة للعبيد بين يدي الربّ المعبود شرك بالله وتتناقض مع صفة من صفات الله كون الله هو أرحم الراحمين، فكيف يلتمسون الرحمة ممّن أدنى رحمةً بهم من ربّهم الله أرحم الراحمين؟ فذلك شرك كونهم ليسوا بأرحم بهم من أرحم الراحمين، ولذلك قال الله تعالى: {وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [يونس:18].

وقال الله تعالى:
{وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ} [البقرة:48].

وقال الله تعالى:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [البقرة:254].

وقال الله تعالى:
{وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَا أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ} [الأنعام:70].

وقال الله تعالى:
{اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ ۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ ۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿٤} صدق الله العظيم [السجدة].

أفلا تعلمون أنّ سرّ عبادة الأصنام في الكتاب أنّها بسبب المبالغة في عبيد الله من الأنبياء والأولياء، ولذلك قال الله تعالى:
{وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿١٧قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا﴿١٨فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا ۚوَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ﴿١٩} صدق الله العظيم [الفرقان].

فانظروا لنفي شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود بأنّه كذّبهم الله ورسله في عقيدة شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود، ولذلك قال الله تعالى:
{فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا ۚوَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ﴿١٩} صدق الله العظيم، ولم يقولوا: "بل نحن لها؛ بل نحن شفعاؤكم بين يدي الله كما تزعمون" سبحان الله وتعالى عمّا يشركون!

ولربّما يودّ أن يقاطعني أحد الذين في قلوبهم زيغٌ عن الحقّ في آيات الكتاب المحكمات من الذين يتّبعون المتشابه من القرآن في ذكر الشفاعة، ويقول: "ألم يقل الله تعالى:
{مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ} صدق الله العظيم [البقرة:255]؟ فما ردّك على ذلك يا ناصر محمد اليماني". ومن ثم نردّ عليه بالحقّ وأقول: لم يأذن الله لهم بالشفاعة بل أذن الله لهم بتحقيق الشفاعة، فمن ذا الذي هو أرحم بكم من الله أرحم الراحمين وإنّما تشفع لكم رحمته من غضبه، تصديقاً لقول الله تعالى: {قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} صدق الله العظيم [الزمر:44].

وإنّما الذين يأذن الله لهم بتحقيق الشفاعة إنّما هم عبيد لله اتّخذوا رضوانه غايةً وليس وسيلةً لتحقيق الجنة، وحين أذِن الله لمن يشاء منهم أن يخاطب ربّه لم يتقدّم بين يدي ربّه لطلب الشفاعة! بل طالب ربّه بتحقيق النّعيم الأعظم من جنّته كونه يعلم أنّ رضوان الله في نفسه هو النّعيم الأعظم من جنّته، وبرغم أنّ الذي أذِن الله له بالخطاب رضي الله عنه ولكن كيف يرضى الله في نفسه فلن يتحقّق رضوان الله في نفسه حتى يُدخل عباده في رحمته وهنا تتحقّق الشفاعة، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى} صدق الله العظيم [النجم:26].

فهل تعلمون المقصود من قول الله تعالى:
{وَيَرْضَى} أي يرضى الله في نفسه ولم يعد غضباناً ولا متحسّراً في نفسه على عباده الذين ظلموا أنفسهم ويحسبون أنّهم مهتدون، فإذا تحقّق رضوان الله في نفسه تحقّقت الشفاعة فتأتي من الله كون الشفاعة هي لله جميعاً فتشفع لكم رحمته من غضبه وعذابه وهنا تأتي "المفاجأة الكبرى" لدى الذين كانوا يظنّون أنفسهم واقعين في جهنّم لا محالة فيقولون للوفد المكرم بين يدي الرحمن: {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} [سبأ:23].

وقال الله تعالى:
{وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العظيم [سبأ:23]، وليس أنّ الله أذِن للوفد المكرم بالشفاعة! بل بتحقيق الشفاعة حتى تشفع لعباده رحمتُه كون الله هو أرحم الراحمين، وإنّما أذِن الله لهم بالخطاب ليطالبوا ربّهم أن يحقّق لهم النّعيم الأعظم من جنّته {وَيَرْضَى}.

ألا والله الذي لا إله غيره أنّه يوجد في الكتاب وفدٌ مكرمٌ لا يساقون إلى النار ولا يساقون إلى الجنة كونهم رفضوا الدخول جنات النّعيم ويطالبون من ربّهم أن يحقّق لهم النّعيم الأعظم من جنات النّعيم
{وَيَرْضَى}، فإذا تحقّق رضوان الله في نفسه تحقّقت الشفاعة، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى} صدق الله العظيم [النجم:26]، فإذا تحقق رضوان الله في نفسه تحققت الشفاعة فتأتي الشفاعة من الربّ مباشرةً. وقال الله تعالى: {وَلا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العظيم.

فاتّقوا الله عباد الله واعلموا أنّ الله هو أرحم بكم من أنبيائه ورسله ومن المهديّ المنتظَر، فكيف تلتمسون الشفاعة من عبيده وأنتم بين يدي من هو أرحم بكم من عبيده أجمعين
{الله} أرحم الراحمين، أفلا تعقلون؟ فاتّقوا الله عباد الله واتّبعوني اهدِكم صراطاً سوياً ولا تتّبعوا الشيطان "المسيح الكذاب" إنّه كان للرحمن عصيّاً، ولن يقول لكم أنّه المسيح الكذاب؛ بل سوف يقول لكم أنّه المسيح عيسى ابن مريم، ويقول لكم أنّه الله ربّ العالمين، ويا سبحان الله العظيم! وما ينبغي للمسيح عيسى ابن مريم صلّى الله عليه وآله وسلّم أن يقول انّه الله ولا ولد الله، بل ذلك هو المسيح الكذاب الشيطان الرجيم؛ ويسمّى المسيح الكذاب بالمسيح الكذاب كونه ليس المسيح عيسى ابن مريم الحقّ؛ بل هو كذاب. فاتّقوا الله واتّبعوا البيان الحقّ للكتاب ذكرى لأولي الألباب وأجيبوا دعوة الحوار للمهديّ المنتظَر من قبل الظهور عبر طاولة الحوار العالمية (موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلاميّة). وإن أبَيْتُم فاعلموا أنّ عذاب الله على الأبواب وأحذِّركم من كوكب العذاب ومن الراجفة تتبعها الرادفة! اللهم قد بلغت.. اللهم فاشهد.

أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
_____________