الإمام ناصر محمد اليماني
30 - 12 - 1436 هـ
13 - 10 - 2015 مـ

1394-07-21ه.ش.
08:16 صباحاً
ــــــــــــــــــــــ



فوری...
نصیحتی از امام مهدی به زعیم علی عبدالله صالح و تمام رهبران احزاب و ملت‌ها...


بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلموا تسليماً وعلى جميع المؤمنين في الأولين وفي الآخرين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..

نصیحت من به زعیم علی عبدالله صالح و تمام رهبران مردمی ویا حزبی این است که در سیاست خود صداقت پیشه کنند؛ هرچقدر هم که به دلیل خطاها صداقت درنظرشان تلخ بیاید. به خداوند قسم که صداقت باعث افزایش احترام وقدرشناسی و عفو از جانب دیگران خواهد شد و هیچکس چنین کسی را تحقیر نخواهد کرد نه رهبران حزبی و نه رهبران مردمی ولی زمانی که درمورد موضوعی با مردمش سخن می‌گوید درحالیکه همگی به یقین می‌دانند سخن او صحیح نیست؛ اینجاست که به خاطر فاش شدن دروغش در نزد همه؛ انسان نزد خود آن مرد را تحقیر می‌کند.
شاید برادرما زعیم علی عبدالله صالح بخواهد دبگوید:" صبرکن، صبرکن ناصر محمد میانی؛ از آنجا که نصیحت تو به صورت خاص خطاب به علی عبدالله صالح و عموم رهبران حزبی مردم است؛ دروغی که باعث شده علی عبدالله صالح را تحقیر کنی ، چيست ؟ و موضوع ( دروغ ) را به صورت علني نوشته اي ؛ با اینکه منتظر هستی به زعم خودت من روزی پرچم قیادت را تسلیم تو کنم." امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: شایسته امام مهدی ناصر محمد یمانی نیست که بناحق و به نام حق بر اساس مصلحت شخصی با مردم مجامله کند و پناه برخدا که از جاهلان باشم. بلکه من به حق و با منطق کوبنده و برهان قوی و علمی سخن می‌گویم و در راه خداوند از سرزنش هیچ ملامت‌گری هراس ندارم. درمورد تسلیم پرچم قیادت به امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ تو می‌دانی که قطعا تو در تمام زندگیت چنین وعده‌ای را به من ندادهای؛ بلکه خداوند در رؤیای حقی به من وعده داده است که علی عبدالله صالح رهبری را تسلیم من خواهد کرد ومی‌گوید: [ قیادت را به تو تسلیم کردم؛ من و همسرم بر ذمه تو هستیم . من به تو گفتم نترس به خداوند که من برای تو از پسرت بهتر خواهم بود] و مقصود از همسرتو در این رؤیا اهل بیت توست. یعنی حتما روزی خواهد رسید که تو به امام ناصر محمد یمانی بگویی: [ قیادت را به تو تسلیم کردم؛ من و اهل بیتم بر ذمه تو هستیم]
علی عبدالله صالح تو و تمام احزاب و مردم یمن باید بدانند خداوند امر خود را به انجام رسانده و کامل خواهد کرد ولی اکثر مردم نمی‌دانند. با اطمینان کامل و عزت شما را به چالش کشیده و می‌گویم خداوند تمام درها را بر روی تو خواهد بست تا تنها یک راه حل درپیش پایت بماند و آن تسلیم قیادت به امام مهدی ناصر محمد یمانی است؛ چه بخواهی و چه نخواهی... چون جز تسلیم قیادت به ناصر محمد یمانی راه نجات دیگری پیدا نخواهی کرد، خواه او امام مهدی باشد یا تجدید کننده دین. زمانی که بخواهی خود را از احزاب و کسانی که قصد انتقام گرفتن از تو و آل بیتت را دارند نجات دهی برایت فرق نمی‌کند او که باشد و با وجود اینکه در قلبت شک داری که ناصر محمد یمانی قادر به نجات و تو همراهانت باشد؛ اما ضرب المثلی عربی می‌گوید: غریق به کاهی می‌آویزد!
ولی پاسخ حق امام مهدی به تو و تمام سؤال کنندگان این است که خداوند قادر است برای تأمین امنیت تو و آل بیتت به من قدرت تام عنایت کند و این تصدیق آن چیزی است که در رؤیای حق خداوند آمده بود؛ کلمه: [نترس]. این یعنی خداوند مرا قادر خواهد ساخت تا به حول و قوت الهی تو و آل بیتت را از آن چه که ازآن هراسانی در امان نگاه دارم؛ چون خداوند امر خود را به انجام می‌رساند و رؤیای حق بنده‌اش امام مهدی را در عالم واقعیات محقق خواهد ساخت و آن را تصدیق خواهد کرد. چون خداوند می‌داند ناصر محمد یمانی درمورد تسلیم قیادت به او از جانب زعیم علی عبدالله صالح؛ دروغ نگفته است و تمام پژوهشگران می‌داند بیش از یازده سال قبل بشارت این رؤیا به ناصر محمد یمانی داده شده است؛ یعنی سال‌ها قبل از آغاز انقلاب‌های خراب عربی. ما قبل از قدرت گرفتن حرکت الحوثی در صعده با این رؤیا به مردم یمن بشارت داده بودیم؛ یعنی کسانی که پیگیر بیانات ناصر محمد یمانی بودند؛ می‌دانند ناصر محمد یمانی خبر تسلیم قیادت را از سال ۲۰۰۶ به مردم می‌دهد؛ یعنی شش سال قبل از انقلاب‌های مخرب عربی . و این تاریخ حدوث رؤیا نیست؛ بلکه تاریخ اعلان آن به مردم مسلمان از راه اینترنت جهانی است.
ممکن است یکی از انقلابیون درگیر در این حرکت خراب عربی بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ با اینکه برای خروج جهان عرب از این وضعیت دشوار؛ به تو امیدواریم؛ اما اینکه از انقلاب بهار عربی با نام انقلاب‌های خراب عربی یاد می‌کنی ما را آزار می‌دهد. ما قصد تخریب نداریم؛ بلکه می‌خواهیم از زیر بار نظام فاسد خارج شده و معیشت و اقتصاد را بهبود بخشیم". پس امام مهدی ناصر محمد یماین در جواب می‌گوید: البته که قصد جوانانی که انقلاب‌های عربی را به راه انداختند، تخریب وطن‌های‌شان نبود ولی علت شکست انقلاب جوانان عرب این بود که پذیرفتند احزاب سیاسی به انقلاب جوانان عرب ملحق شوند و اینجا بود که احزاب از دوش انقلاب جوانان بالا رفتند و رؤسای نظام‌های حاکم مجبور به مبارزه با انقلاب مسالمت آمیز جوانان و احزاب سیاسی شدند و کشورها‌ وارد جنگ داخلی شدند که بین احزاب درگرفت؛ جنگی که عاقبت پسندیده‌ای ندارد. زیربناهای کشورها نابود شد و خون بندگان بر زمین ریخت و اقتصاد نابود گردید و فساد در زمین بیشتر شد. علت آن هم این بود که جوانان و احزاب رهبری حکیمانه‌ای نداشتند. اگر جوانان انقلابی به احزابی که به سراغ‌شان میآمدند می‌گفتند:" ما بر ضد فساد انقلاب کرده‌ایم و در انقلاب ما تعدد احزاب حرام است و هرکس که می‌خواهد به انقلاب مردم ملحق شود؛ باید از حزب سیاسی خود جدا شده و به حزب واحد مردمی بپیوندد و هیچ تعدد حزبی وجود نداشته باشد؛ تنها یک حزب واحد مردمی." و انتخابات براساس یک حزب واحد مردمی انجام می‌شد نه بر اساس تعدد احزاب؛ اینجا بود که انقلاب جوانان عرب موفق می‌شد. اما با وجود احزاب متعدد ، حتی اگر انقلاب‌شما جوانان که با احزاب مخالف ادغام شده بودید محقق هم شود؛ حتما بلافاصله بعد از سقوط نظام؛ احزابدرگیر در انقلاب جوانان برای رسیدن به سلطه به مقابله با یک‌دیگر می‌پردازندو اینجاست که جنگ داخلی مخربی به راه می‌افتد. حتی اگر حاکم ظالم با کمک ارتش خود صد سال هم در برابر شما مقاومت کند وبالاخره شما بر آنان پیروز شوید؛ بعد از سقوط او؛ حتما نوبت جنگ بین احزاب برای رسیدن به قدرت خواهد بود تا کدام یک بر کشور حکومت کنند؟ و حاصل آن تخریب بیشتر کشورها و تشدید ظلم بر مردم و گسترش بیشتر فقر در میان فقرا و مساکین و نابودی و هلاکت خواهد بود و هرآنچه که در طول سالیان قبل در کشور ساخته شده بود نابود خواهد شد و به جای قرار گرفتن در مسیر ترقی به نابودی و سقوط کشانده می‌شود و می‌بینید شهرهای آباد با مردمانش تبدیل به دیوارهای ویران شده بر سقف‌های فرور یخته وغیرمسکونی می‌شوند و ساکنان آن خفاش‌هایی خواهند بود که در ویرانه‌ها پرواز می‌کنند و یا مساکن آنها چنان به کل ویران شده که گویا خاکستری است که در روز توفانی به باد رفته است ( اشاره به آیه کریمه: كَرَ‌مَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّ‌يحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ(۱۸) سوره ابراهیم)! این اتفاقی است که در عالم حقیقت در بسیاری از کشورها رخ داده ، کشورهایی که احزاب مخالف به جنگ حزب حاکم رفته‌اند بعد از سقوط حزب حاکم ؛ به جان یک‌دیگرافتاده‌اند تا خودشان به رأس هرم قدرت برسند و این درحالی است که در ابتدای کار همگی در برابر حزب حاکم به صورت ید واحده بودند. اما اگر بر حزب حاکم پیروز شوند؛ بعد از مدت بسیار کوتاهی مصیبت کبری رخ خواهد داد و أحزاب انقلابی برای رسیدن به قدرت به جان هم می‌افتند وآبادانی و خیری هم که بعد از انقلاب اول بر علیه نظام باقی مانده را نابود می‌کنند.
عقل امام مهدی که راهنما و راشد به سوی حق است؛ به حق فتوا می‌دهد که علت خرابی کشورها و نابودی آنها تعدد أحزاب سیاسی و مذهبی در یک کشور واحد است؛ ای جماعت مسلمین شما کی می‌خواهید این موضوع را درک کنید؟چون تعدد أحزاب سیاسی باعث ضعف و پراکندگی شما و از بین رفتن شوکت شما شده و حاصل آن انهدام خانه‌ّ‌های‌تان، ریخته شدن خون‌تان، نابودی اقتصاد و تخریب ابنیه زیر بنایی کشورتان شده که با سختی در طول سالیان دراز آنها را ساخته بودید. این ناصر محمد یمانی نیست که فتوا می‌دهد تعدد حزبی و مذهبی عامل شکست و از بین رفتن شوکت و قدرت‌تان شده است؛ بلکه خداوند سبحان و تعالی است که درآیات محکم کتابش در این باره به شما فتوا داده و می‌فرماید:
{وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً} صدق الله العظيم [آل عمران:103].
{ و همگی به ریسمان خدا، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دل‌های شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید!}
چون در کتاب خداوند وجود بیش از یک حزب در یک امت حرام شده است فرقی ندارد احزاب سیاسی باشند یا مذهبی؛ خداوند را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند برای من کافی است که تعدد احزاب سیاسی و مذهبی در امت واحده عربی حرام است.
تصدیق فرموده خداوند تعالی:
: {وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ} صدق الله العظيم [الأنفال:46].
{ و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود! و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است!}
و تصدیق فرموده خداوند تعالی:: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:105]
{ و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ (آن هم) پس از آنکه نشانه‌های روشن (پروردگار) به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند.}
چون تعدد احزاب مذهبی یا سیاسی در آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم حرام شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كلّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32)} صدق الله العظيم [الروم].
{ این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید و ازاو بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... (۳۱) از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! و (عجب اینکه) هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (۳۲)}
خداوند امت عربی وسطی( منظور وسط از نظر جغرافیایی است) را مورد خطاب قرار داده و امر نموده مانند زمان قبل از بعثت و برانگیخته شدن رسول؛ گرفتار تفرقه و چنددستگی و تحزب نشوند. خداوند تعالی در درجه اول آنها را مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید:
{إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الأنبياء:92].
{ این امت شما؛ امتی واحد است و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا عبادت کنید}
و وضعیت آنان قبل از برانگیخته شدن رسول الله به سوی ایشان را به یادشان می‌آورد که پراکنده و چند دسته بوده و با یک‌دیگر جنگیده و خون هم‌دیگر را می‌ریختند. خداوند با یکی کردن صفوف‌شان ، تعدد حزبی و اختلافات‌شان را رفع نمود و خون آنها را حفظ نمود. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً} صدق الله العظيم [آل عمران:103].
{ و همگی به ریسمان خدا، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دل‌های شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید!}
چون خداوند آنان را پرچم هدایت امت‌ها قرار داد تا مردم عالم به آنان اقتدا کنند. آنان بهترین امتی بودند که برای بشریت آمده‌اند (اشاره به آیه کریمه: كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ(۱۱۰) سوره آل عمران)تا با منطقی واحد سخن گفته و امر به معروف ‌کنند و ظلم انسان بر برادر انسانش را رفع کرده و انجام منکر در حق انسان -چه مسلمان و چه کافر- را نهی ‌مي نمودند.. اما آنها مانند یهودیان شده‌اند! حرفی را که به آنان گفته شد، تغییر دادند وبه روش ملت‌هایی دیگر اقتدا کردند و اجازه دادند تا درگیر تعدد احزاب سیاسی و مذهبی شوند. دچار تفرقه و اختلاف شده و به مبارزه با یک‌دیگر برخاستند؛ پس شوکت‌شان ضعیف شد و توانایی و قدرت‌شان از بین رفت. اکنون حال و روزشان همین است که می‌بینید. با یک‌دیگر جنگیده و هریک کشته شدگان خود را شهدایی می‌دانند که در نزد پروردگارشان روزی‌خوارند. چنین نیست بلکه آنان در آتش جهنم فریاد می‌کشند مگر کسی که پروردگارم به او رحم کند و مجبور به دفاع از زمین و آبروو شرف خود شده و در راه خدا جهاد کند؛ نه برای پول و سلاح و قدرت؛ چون خون ریختن خون مسلمان؛ بر مسلمان حرام است و تجاوز به زمین وآبروو شرفش بر او حرام است و تمام احزاب چه در یمن و چه در سایر کشورها باطل و به شدت گمراهند؛ به خصوص رهبران و تصمیم‌گیران این احزاب. ما حزبی را ندیده‌ایم که از خدا بترسد و از عقاب او در هراس باشد و به حق اعتراف کرده و بگوید:
" ای احزاب و گروه‌ها؛ همانا که امام ناصر محمد یمانی صراط مستقیم را نشان می‌دهدو با منطقی سلیم برگرفته از آیات محکم قرآن عظیم که به زبان عربی مبین فرستاده شده سخن می‌گوید؛ کتابی که رساله خداوند برای عالمیان است. چرا ما دعوت کسی پاسخ نمی‌دهیم که بیش از ده سال است از مسلمانان می‌خواهد بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم حکمیت کنند؟ چگونه است که ما از دعوت به پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حق نبوی که برخلاف آیات محکم قرآن عظیم نباشند؛ رومی‌گردانیم!ای احزاب بیایید قبل از استهزا ناصر محمد یمانی ، در منطق وی تدبر کنیم؛ باشد که در منطق او حق آمده از نزد پروردگار عالمیان را بیابیم؛ منطقی که عقل‌مان را قانع کرده و ضمیرمان را زنده کند و ما را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت کند. این در صورتی است که ناصر محمد یمانی مردی حکیم ودارای عقلی رشید باشد که به حق از آیات محکم قرآن مجید سخن می‌گوید تا مردم را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت کند و اما اگر منطق ناصر محمد یمانی منطق یک مجنون باشد که عقل نداشته باشد؛ احزاب و مردم عقل دارند تا آنچه که منطقی نباشد وعقل نپذیرد را قبول نکنند" پایان.
اگر یکی از رهبران احزاب یمن یا غیر یمن چنین اعترافی را به زبان بیاورند؛ از تصمیم‌سازان پیشگامی خواهند بود که به حق بودن منطق دعوت کننده جهانی امام مهدی ناصر محمد یمانی اعتراف کرده‌اند. ولی با کمال تأسف با وجود اطلاع از بیانات امام مهدی که عقل هر عاقلی را که از عقلش استفاده کند به بند کشیده و مطیع خود می‌کند و به او فتوا می‌دهد این حق است و تمامی حق در نزد امام مهدی ناصر محمد یمانی است اما....
سؤالی که در برابر تمام رهبران احزاب سیاسی و مذهبی در امت عربی مطرح می‌شود این است که: چرا حتی یکی از آنها حاضر نیست اعتراف کند ناصر محمد یمانی -همگان را - به سوی حق دعوت کرده و با بیان حق قرآن مجید؛ آنان را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند. او نه می‌خواهد در زمین علو و بزرگی کند و نه فساد برپا نماید؛ او حریصانه به دنبال این است که مانع ریختن خون مسلمانان و کافران گردد و اجبار و اکراه در دین را حرام می‌کند و فتوا می‌دهد که انسان از نظر عبادی آزاد است. هرکس می‌خواهد که با بصیرت آمده از پروردگارش؛ خداوند واحد و قهار را عبادت نماید؛ همراه نیکان و ابرار در جنت نعیم خداوند خواهد بود که ملکی عظیم است که نهرها در آن جاری است و هرخوراکی را بخواهد در آن می‌خورد و حور العینی که مانند لؤ لؤ و مرجان‌اند و از شدت زیبایی همانند چراغی اتاق خواب همسرشان را منور می‌کنند و آنها برای مردان صالح درنظر گرفته شده‌اند. و پسران جاودان(ولدان امخلدون) که مانند لؤلؤ مکنون در دستان زنان صالحی که همسر آنان هستند می‌درخشند؛ اگر این پسران جوان را درحالی که ایستاده‌اند ببینید؛ آنها را لؤلؤیی منثورا می‌بینید که از شدت زیبایی اطراف‌شان را روشن می‌کنند و جاودانه جوانند! خداوند وعده داده است که آنان همسر زنان مؤمن و صالح خواهند بود و پروردگارت به احدی ظلم نمی‌کند. اگر خداوند به مردان صالح وعده حورالعین را که مانند لؤلؤ مکنون هستند را داده و به زنان مؤمن وعده پسران جوانی که مانند لؤلؤ مکنون هستند را نداده باشد؛ در حق زنان مؤمن صالح ظلم کرده است. پس وصف خداوند از پسران جاودان و حورالعین را به یاد داشته باشید؛ توصیف آنها را در این کلام خداوند تعالی می‌یابید:
{ وَحُورٌ‌ عِينٌ ﴿٢٢﴾َأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ﴿٢٣﴾} [الواقعة:23].
{ وَحُورٌ‌ عِينٌ ﴿٢٢﴾همچون مروارید در صدف پنهان(۲۳)!}
و خداوند تعالی می‌فرماید: {وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنثُوراً(19)} صدق الله العظيم [الإنسان].
{و بر گردشان جوانانی جاودانی می‌گردند که هرگاه آنها را ببینی گمان می‌کنی مروارید پراکنده‌اند!}
بیایید تا ببینیم مقصود خداوند از اینکه آنها را به عنوان (وِلْدَان) توصیف می‌نماید چیست؛ آنها در آغاز جوانی‌شان(شباب) هستند و می‌دانیم مقصود از شباب یعنی رسیدن به سن رشد و داشتن قدرت جنگ و مبارزه؛ پس چنین استنباط می‌کنیم که مقصود از "الولدان" این است که آنها جوانانی قوی هستند که به خاطر دین‌شان از سرزمین‌شان خارج و فراری شده‌اند و با کسانی که مانع هجرت در راه خداوند و عبادت پروردگار یکتا و بی شریک می‌شوند؛ می‌جنگند و از خلال این فرموده خداوند تعالی استنباط می‌کنیم که "الولدان" جوان(شباب) هستند: {وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:75]
{و جوانانی که مى‌گويند: اى پروردگار ما، ما را از اين قريه ستمكاران بيرون آر از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما}
یعنی آنها مردانی جوان و جنگنده‌اند؛ چون مردان به سه گروه تقسیم می‌شوند:
مردانی قوی که در دوران شباب‌اند؛ مردانی که بعد از قدرت رو به ضعف نهاده‌اند و مردانی سپید مو که استخوان‌های‌شان سست گردیده است و خداوند تعالی می‌فرماید: {وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:75].
{و چرا شما در راه خدا [و در راه نجات‌] مردان و زنان مستضعف نمى‌جنگيد؟ و جوانانی که مى‌گويند: اى پروردگار ما، ما را از اين قريه ستمكاران بيرون آر از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما}
نمی‌خواهیم از موضوع خارج شویم؛ چیزی که می‌خواهیم بگوییم این است که خداوند در ملکوت حیات دنیوی به بندگانش اجازه آزادی عبادی داده است و در دین اجبار وجود ندارد؛ پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد و هرکس می‌خواهد کافر شود.چون خداوند عبادت کسی که از روی اجبار او را عبادت می‌کند نمی‌پذیرد؛عبادت خداوند بی شریک و یگانه که تنها از خشیت الهی نشئت نگیرد پذیرفته نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [التوبة:18].
{ مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند}
به همین دلیل، آزادی عقیدتی عبادتی بندگان تضمین شده است و قاعده و ناموس دعوت تمام رسولان در تمام کتب الهی در این است که خداوند ایشان را برای اجبار مردم به ایمان آوردن؛ برنمی‌انگیزد؛ حاشا لله! چون در دین تمام رسولان پروردگار عالمیان؛ اجبار وجود ندارد؛ بلکه وظیفه رسول خدا این است که بصیرت آمده از نزد پروردگار را به ایشان ابلاغ نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {فَهَل عَلَى الرُّسُلِ إِلا البَلاغُ المُبِينُ} [ النحل:35]،{ ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند}و رسیدگی به حساب مردم با خداوند است. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلا البَلاغُ المُبِينُ} [العنكبوت:18]. { وظیفه رسول (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست.}
و تصدیق فرموده خداوند تعالی: {الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا﴿٣٩﴾} [الأحزاب].
{کسانی که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر است!}
و تصدیق فرموده خداوند تعالی: {فَإِن تَوَلَّيتُم فَاعلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا البَلاغُ المُبِينُ} [المائدة:92].
{و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست}
و تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} [الرعد:40].صـــــدق الله العظيم.
{ اگر پاره‌ای از مجازاتها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
پس با تدبر به این نتیجه نهایی و قطعی می‌رسیم که اجبار و اکراهی در بندگی خداوند یکتا نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَقُلِ الحقّ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا} صدق الله العظيم [الكهف:29].

{بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد ، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که دود آن آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!}
امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی نیز از تمام بشریت دعوت می‌کند تا با بصیرتی که از جانب پروردگارم آمده یعنی بیان حق ذکر به عبادت خداوند واحد قهار روکنند؛ هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد و هرکس می‌خواهد کافر شود. پاداش کسی که بخواهد خداوند واحد قهار را عبادت کند؛بهشت است و کسی که بخواهد گاو یا چیزی غیر آن را عبادت کند؛ جزایش آتش است که جایگاهی بسیار بد است. و این منطق تمام انبیا و مهدی منتظر ناصر محمد یمانی است و ما به فرموده خداوند پای‌بند هستیم که می‌فرماید: : {قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ (11) وَأُمِرْتُ لأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (12) قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (13) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي (14) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16)} صدق الله العظيم [الزمر].
{بگو: «من مأمورم که خدا را پرستش کنم در حالی که دینم را برای او خالص کرده باشم، (۱۱) و مأمورم که نخستین مسلمان باشم! (۱۲) بگو: «من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روز بزرگ می‌ترسم!» (۱۳) بگو: «من تنها خدا را می‌پرستم در حالی که دینم را برای او خالص می‌کنم. (۱۴) شما هر چه را جز او می‌خواهید بپرستید!» بگو: «زیان‌کاران واقعی آنانند که سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده‌اند! آگاه باشید زیان آشکار همین است!» (۱۵) برای آنان از بالای سرشان سایبانهایی از آتش، و در زیر پایشان نیز سایبانهایی از آتش است؛ این چیزی است که خداوند با آن بندگانش را می‌ترساند! ای بندگان من! از نافرمانی من بپرهیزید! (۱۶)}
علمای مسلمین! تمام این احکام؛ قتل کسی که از دین خود برگشته و مرتد شده باشد و یا کسانی که حاضر به قبول دین خدا نمی‌شوند را به کل و به صورت مطلق نفی می‌کنند . دین آنها برای خودشان باشد و دین من برای من؛ در دین اکراه نیست (فلا إكراه في الدين). تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿١﴾ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٢﴾ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٣﴾ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ ﴿٤﴾ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٥﴾ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الكافرون].
{بگو: ای کافران! (۱) آنچه را شما می‌پرستید من نمی‌پرستم! (۲) و نه شما آنچه را من می‌پرستم می‌پرستید، (۳) و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده‌اید می‌پرستم، (۴) و نه شما آنچه را که من می‌پرستم پرستش می‌کنید؛ (۵) دین شما برای خودتان، و دین من برای خودم! (۶)}
ولی ما فتواهایی از علمای مسلمین در مورد قتل مسلمان مرتد از دین اسلام می‌شنویم و این افراد به قتل می‌رسند به خدا قسم چنین اعمالی در نزد خداوند همانند کشتن تمام مردم است! چون عبادت و بندگی موضوعی بین پروردگار و بنده اوست و دخالت بشر تنها در حد نصیحت کردن و ابلاغ آشکار دعوت الهی و فرا خواندن مردم به عبادت خداوند یکتا و بی ‌شریک است. سبحان الله چگونه داعش مسلمانان را ذبح کرده و می‌گوید این فرمان خداوند است! حاشالله . پروردگار عالمیان چنین فرمانی را به آنان نداده است؛ این فرمان شیطان رجیم است که از راه احادیث و روایات ساختگی که به کلی مخالف احکام خداوند در قرآن عظیم‌اند به آنان رسیده است و حتما خداوند کسانی را بر ظالمان مسلط خواهد کرد که از ایشان ظالم‌ترند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}
صدق الله العظيم [الأنعام:129].

{ ما این‌گونه بعضی از ستمگران را به بعضی دیگر وامی‌گذاریم به سبب اعمالی که انجام می‌دادند}
و اما در مورد احزایب یمن!ما پیش از این؛ سال‌ها قبل از اینکه این حوادث رخ دهند؛درمورد احزابی که در یمن و دیگر کشورها برای رسیدن به قدرت به جان هم افتاده‌اند، به حق فتوا داده‌ایم که گرفتار عذاب درجه سه خداوند خواهند شد و به خاطر روگرداندن آنها از کسی که مردم را به سوی حق فرامی‌خواند؛ خداوندبه گروهی طعم سختی و گرفتاری به دست گروهی دیگر را بچشاند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَىٰ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ ۗ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:65].

{بگو: خدا می‌تواند که عذاب بزرگی از بالای سرتان و یا از زیر پاهایتان بر شما بگمارد و یا این که کار را بر شما به هم آمیزد و دسته‌دسته و پراکنده گردید و برخی از شما را به جان برخی دیگر اندازد وبه گروهی طعم سختی و گرفتاری به دست گروهی دیگر را بچشاند. بنگر که چگونه آیات را بیان و روشن می‌گردانیم تا بلکه بفهمند..}
ممکن است زعیم علی عبدالله صالح بخواهد بگوید:"ناصر محمد یمانی؛ از تو می‌خواهم نصیحتی را که به شخص زعیم علی عبدالله صالح کردی برایم توضیح دهی و آنچه را که در ابتدای بیانت آوردی به یادت می‌آوریم که :
[نصیحت من به زعیم علی عبدالله صالح و تمام رهبران کشوری ویا مردمی این است که در سیاست خود صداقت پیشه کنند؛ هرچقدر هم که به دلیل خطاها صداقت درنظرشان تلخ بیاید. به خداوند قسم که صداقت باعث افزایش احترام وقدرشناسی و عفو از جانب دیگران خواهد شد و هیچکس چنین کسی را تحقیر نخواهد کرد نه رهبران حزبی و نه رهبران کشوری ولی زمانی که درمورد موضوعی با مردمش سخن می‌گوید درحالیکه همگی به یقین می‌دانند سخن او صحیح نیست؛ اینجاست که به خاطر فاش شدن دورغش در نزد همه؛ انسان در نزد خود او را حقیر می‌شمارد.]
ممکن است علی عبدالله صالح بخواهد بگوید" ناصر محمد یمانی؛ دروغی که به خاطر آن مرا تحقیر می‌کنی چیست؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در جوابت می‌گوید: دروغی که گفته‌ای این بود که دخالت خود برای ورود الحوثی‌ها به صنعا را رد کرده بودی؛ واین تو بودی که در پوشش الحوثی‌ها حزب اصلاح را از صنعا بیرون کردی؛ در پشت پرده الحوثی‌ها علی عبدالله صالح و ارتش او از گارد ریاست جمهوری بودند.علی عبدالله صالح اگر صادقانه عمل می‌کردی و می‌گفتی ای مردم؛ علی عبدالله صالح از ترس حزب اصلاح کم کم و به تدریج از قدرت کنار گرفت تا اینکه اطمینان قلبی پیدا کرد و به کل آن را رها کرد؛ اما حزب اصلاح مرا غافل‌گیرکرد. آنها می‌خواهند بار وبنه من و خانواده‌ام را از صنعا جمع کرده و ما را به خارج یمن بفرستند؛ برخی از آنها محاکمه مرا می‌خواهند؛ گروهی دیگر مرا با نام "عفاش عفاش" می‌خوانند با این تصور که کلمه "عفاش" توهین آمیز است و مرا به حال خود رها نکرده و عفاش عفاش گفتند؛ تا کار به جایی رسید که از پشت پرده و با استفاده از کسانی که با حزب اصلاح دشمن بودند؛ آنان را ازصنعا بیرون کردم. بعد اعتراف کنی که بعد از این قضیه الحوثی‌ها با تاراج بردن مخازن دولتی قدرت پیدا کرده وسپس انصارالله در برابر تو تمرد کرده و در ابتدای امر استان‌ها را فتح کردند. اما دیگرکاری که از دست تو بر نمی‌آید . اگر بعد از گفتن حقیقت ؛ موضع بی‌طرفانه می‌گرفتی و آبرویت را حفظ کرده بودی و سپس تلاش می‌کردی با گفتگوو اقناع؛ برای جلوگیری از جنگ داخلی که عاقبت خوشی ندارد؛ الحوثی‌ها را از صنعا خارج کنی.
هم‌چنین ما قبلا سید عبدالملک الحوثی را نصیحت کردیم تا بعد از کاهش "الجرعه" ( سیاست افزایش قیمت فرآورده‌های نفتی) با شرط برگزاری انتخابات زودرس عقب نشینی کرده و به صعده بازگردد چون در این صوت درانتخابات موفق می‌شد. و می‌دانستیم او به نصیحت من گوش نخواهد کرد و پشیمان خواهد شد که چرا نصیحت مرا نپذیرفته است. بعد به یقین دانستیم روایت حق "انقلاب كاسر عينه" درباره اوست که ده‌ها سال قبل از آن به عنوان انقلابی شکست خورده یاد شده است. ممکن است عبدالملک الحوثی بخواهد بگوید:" ناصر محمد؛مقصود تو از (انقلاب كاسر عينه) چیست؛ آیا مرا کسی می‌بینی که چشمش چپ است یا یک چشم دارد؟" امام مهدی در جواب کسانی که می‌پرسند چرا در روآیات آل بیت عبدالملک الحوثی به عنوان " كاسر عينه"نامیده شده است می‌گوید: علت این است که عبدالملک در سخنرانی‌های خود در پرده تلویزیون در برابر مردم طوری وانمود می‌کند تا تصور کنند سخنان او فی‌البداهه و مستقیم است ولی روشن شده که سخنان او فی‌البداهه نیستند؛ بلکه این سخنان از قبل نوشته شده و روی صفحه تلویزیونی که مقابل اوست گذاشته می‌شود و او آنها را از روی آن می‌خواند و او "کاسر بصری" است که چشم خود را به کمی بالاتر از دوربین تصویر برداری می‌دوزد تا سخن‌رانی‌هایی مکتوب را از آنجا بخواند و عامه مردم بی‌خبرتصور کنند سخنان او از حفظ و فی‌البداهه است؛ ولی او مانند کسانی عمل می‌کند که در شبکه الجزیره یا العربیه اخبار می‌خوانند و شما می‌بینید که گوینده خبر از صفحه تلویزیون به شما نگاه می‌کند و اخبار را نه ازروی ورق که از حفظ می‌خواند. درحالی که گوینده اخبار را از روی صفحه‌ای که پشت دوربین است می‌خواند ولی چنین به نظر می‌رسد که گوینده به تماشاگران نگاه می‌کند. سید عبدالملک الحوثی در روآیات با نام "کاسر عینه" نامیده می‌شود چون چشم خود را هنگام نگاه کردن به دوربین؛ منحرف کرده و به صفحه‌ای که بیانش در آن نوشته شده و درست پشت دوربین قرار دارد نگاه می‌کند و خیلی‌ها از این موضوع باخبرند.
به هرحال انقلاب الحوثی‌ها انقلاب "کاسر عینه" نامیده شده و بر حسب روآیات آل بیت به عنوان انقلابی شکست خورده یاد شده است. و امام مهدی ناصر محمد یمانی نیز فتوا داده بود که انقلاب تو شکست خواهد خورد و من علت شکست آن را از تو مخفی نکردم تا عذری باشد در پیشگاه پروردگارم و در بیانات عمومی خودم بدون خدعه ونیرنگ آنها را برایت توضیح دادم. ناصر محمد یمانی از آنانی نیست که برای رسیدن به قدرت از نصیحت احزاب و گروه‌ها خودداری کند و پناه برخدا که از جاهلان باشم. من چقدر نصیحت‌تان کردم؛ ولی شما نصیحت‌کنندگان را دوست ندارید.
ما عالی‌جناب پادشاه سلمان بن عبدالعزیزرا هم نصیحت کردیم تا دعوت ناصر محمد یمانی را در رد تعدد حزبی و مذهبی در دین خدا استجابت کرده و تمام احزاب شیعه و سنی را نفی نماید و نگوید این سنی است و این شیعه و از همه شما دعوت کردیم تا در موارد اختلاف از آیات بینه و محکم کتاب که آیات اساسی و ام‌الکتاب هستند حکم را برای‌تان استنباط کنیم تا احزاب مذهبی و سیاسی را که باعث ویرانی و فساد در زمین و ریختن خون مسلمانان شده‌اند کنار بزنیم. ولی با کمال تأسف ملک سلیمان نیز مانند سایر گروه‌های مسلمان خود را به بی‌خبری زد! به خداوند قسم هر حزبی که دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی را ناچیز و کوچک بشمارد؛ حکم خداوند درآیات محکم کتابش را کوچک شمرده است؛ علمای شما کجا هستند که برای راضی کردن‌ شما و امیال‌تان از پیش خود فتوا می‌دهند؟ آنها کجا هستند؟چرا نام و عکس خود رادر پایگاه امام مهدی ناصر محمد یمانی نمی‌گذارند و برای گفتگو با ناصر محمد یمانی بر سرمیز گفتگوی جهانی در پایگاه "منتديات البشرى الإسلاميّة" حاضر نمی‌شوند!
بارها با اطمینان و افتخار، به حق فتوا داده‌ایم که تمام علمای مسلمین از هرگروه و طائفه نمی‌توانند ولو در یک مسئله از قرآن عظیم در برابر ناصر محمد یمانی حجت بیاورند؛ ولو تنها در یک مورد! با اینکه برخی از آنها با غرور و خودپسندی فریادزنان آمده و می‌گویند:" این‌طور نیست ما می‌توانیم دربرابر ناصر محمد یمانی از آیات محکم ذکر صدها حجت بیاوریم" ولی به محض اين كه در بیانات تدبر کند ؛ ؛ شمشیرش را بغلافش بازمی‌گرداند چون مشاهده می‌کند که حجت ناصر محمد یمانی قوی‌تر است و چنان شمشیر برنده‌ای است که شمشیرهایی که روی آن حساب می‌کنند در برابر آن شاخه‌ی سوخته درخت است.
وحال ما درنهایت یازدهمین سال هستیم و هم‌چنان سوار برمرکب خود در میدان گفتگوی جهانی جولان داده و در میدان علم و برهان از آیات محکم قرآن عظیم؛ هل من مبارز می‌طلبیم. این میدانی است که برای شما روشن می‌کند آیا ناصر محمد یمانی تنها یک مرد مغرور است یا مهدی منتظر است که خداوند علم به او عنایت کرده و علم نور ودرمانی برای آنچه در سینه‌هاست؟
علی عبدالله صالح یمانی؛ همان‌گونه که در ابتدای این بیان به حق تو را نصیحت کردیم؛ صداقت را انتخاب کن تا در نزد خداوند به عنوان صدیق شمرده شوی و از دروغ اجتناب کن تا در نزد خداوند از دروغ‌گویان نباشی و از کسانی که به "دروغ" نامی جدیدی داده و آن را "سیاست" می‌نامند؛ پیروی نکن. سیاست دروغ ؛ صفتی کثیف و شرم آور برای صاحب آن است و باعث می‌شود دیگران فرد را تحقیر کنند. صادقانه به اشتباهاتی که در حق مردمت کرده‌ای اعتراف کن و غرور تو را به گناه نکشاند و به اشتباهات و مغالطه کاری ‌هایی که فاش شده‌اند ادامه نده که به محبویت تو در بین مردم ضرر می‌زند. به خدا قسم که حتی حوثی‌ها به خاطراطلاع از دروغ‌ها و انکارهایت، ترا تحقیر می‌کنند. مردم شما را متحد می‌بینند ولی قلب‌های شما به خاطر شش جنگی که بین حوثی‌ها و علی عبدالله صالح درگرفته از هم دور است! خداوند آنان را به راه راست هدایت کند.
و اما ملک سلمان بن عبدالعزیز؛ من امام مهدی از تو و هم‌پیمانانت می‌خواهم جنگ ویران‌گربرعلیه مردم یمن و ذخایرو زیرساخت‌ها وساختمان‌های آنان را متوقف کنی و دست از ریختن خون مردم بی‌گناه برداری از علی عبدالله صالح و حوثی‌ها برای گفتگویی عاری از دروغ و بدون بازی دادن طرف مقابل دعوت به عمل آوری شاید آنها دریافته باشند که جنگ‌های آینده؛ جنگ‌هایی انتحاری و زیان آورو بی‌فایده است. اما اگرهدف ملک سلیمان این باشد که کارعلی عبدالله صالح و ارتش او و همچنین ملیشیای انصارالله را تمام کند؛ در حالی که آنها به مذاکره جدی و صادقانه تن داده‌اند، سلمان برتوست که این را بپذیری و اگر خواستار صلح هستند تو هم صلح کنی تا درگیر جنگی طولانی که سال‌ها طول خواهد کشید نشوی. حرف قبائلی که به تو می‌گویند خط سیاه( جاده اسفالت؟)را همان‌طور که قبل از رسیدن حوثی‌ها و صالح به مأرب بروی آنها بازکردیم؛ به روی قوای متحد باز می‌کنیم تو را فریب ندهد. صنعا توسط کوه‌ها محافظت می‌شود و آنها در تمام مسیرهایی که به سوی صنعاست در کمین خواهند نشست و ورود به آن جز با دادن تلفات ده هزار نفری مقدور نیست. چون صنعا توسط کوه‌ها احاطه شده و مانند صحرای مأرب سبا باز نیست و حتما مهاجمین بیشتر کشته خواهند شد چون ارتش صنعا در موضع دفاعی قرار دارد؛ سلمان آیا ریخته شدن خون یمنی‌ها در این میان شما را راضی می‌کند ؟ جنگ را متوقف کن تا خون بیشتری ریخته نشود و درخواست صالح و الحوثی‌ها را برای گفتگوبپذیر. اگر ابا کنی؛ به تدریج به خاطر طولانی شدن جنگ ؛ هم‌پیمانانت را از دست می‌دهی و یا به خاطرکمک‌هایی که به کشورهای هم‌پیمان عرب وغیرعرب در جنگ برعلیه یمن می‌شود؛ اقتصاد کشورت از هم خواهد پاشید. نزدیک است که ملت‌ها با ملت یمن احساس همدردی کنند و نزدیک است کار ملل عرب با سلمان و هم‌پیمانانش دشوار شود.
علی عبدالله صالح! همه مردم سعودی را مورد شتم قرارنده و درخور تو نیست که شجاعت آنها را تحقیر کنی؛ آنان مردان جنگ و سلحشوران حجازند و مرد کریم کسی است که از نکات قوت دشمنش به حق تعریف کند و با نقد سازنده خطاهایش را به او یادآوری نماید؛ مانند انتقاد سازنده تو به کشور امارات متحد عربی.
به هرحال این بیان؛ دانش‌نامه‌ای است حاوی نصیحت؛ فتاوی؛ احکام؛ انتقاد سازنده و دعوت به پذیرش حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم تا جلوی ریخته شدن خون مسلمانان را بگیرد. امام مهدی ناصر محمد یمانی بی طرف است و جانب هیچ یک از احزاب را نمی‌گیرد تا به کلام خداوند تعالی التزامو پایبندی داشته باشد که می‌فرماید:
{وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (١٥٥) أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ (١٥٦) أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآَيَاتِ اللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آَيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ (١٥٧) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آَيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آَيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آَمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ (١٥٨) إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (١٥٩)} صدق الله العظيم [الأنعام].
{ و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان (مرگ) به سراغشان آیند، یا خداوند به سوی آنها بیاید، یا بعضی از آیات پروردگارت اما آن روز که بعضی از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‌آوردن افرادی که قبلاً ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت! بگو: انتظار بکشید ما هم انتظار می‌کشیم!» (۱۵۸) کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند. (۱۵۹)
انصار؛ از هر وسیله و راهی که می‌توانید برای رساندن این بیان به زعیم علی عبداله صالح و سید عبدالملک الحوثی و عالی‌جناب سلمان بن عبدالعزیز آل سعود و پایگاه‌های خبری احزاب و ملت‌ها استفاده کنید تا عذری در پیشگاه پروردگارتان باشد و شاید آنها تقوا پیشه کنند....
أخوكم الإمام المهديّ العربيّ ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 205689 من الموضوع: عـــــــاجل... نصيحةٌ من الإمام المهديّ إلى الزعيم علي عبد الله صالح وإلى كافة قادات الأحزاب والشعوب..


اقتباس المشاركة: 205689 من الموضوع: عـــــــاجل... نصيحةٌ من الإمام المهديّ إلى الزعيم علي عبد الله صالح وإلى كافة قادات الأحزاب والشعوب..





[
لمتابعة رابط المشاركـــــــــــــة الأصليّة للبيــــــــــــــان]
الإمام ناصر محمد اليماني
30 - 12 - 1436 هـ
13 - 10 - 2015 مـ
08:16 صباحاً
ــــــــــــــــــــــ



عـــــــاجل...
نصيحةٌ من الإمام المهديّ إلى الزعيم علي عبد الله صالح وإلى كافة قادات الأحزاب والشعوب..


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلموا تسليماً وعلى جميع المؤمنين في الأولين وفي الآخرين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..

ونصيحتي إلى الزعيم علي عبد الله صالح وإلى كلّ قائدٍ شعبيٍّ أو حزبيٍّ هو أن يتحرّى الصدق في سياسته مهما كان الصدق مُرّاً في نظره بسبب أخطائه، فوالله لا يزيده الصدق إلا احتراماً وتقديراً وعفواً من الآخرين ولن يحتقره أحدٌ على الإطلاق لا من قادة الأحزاب ولا من الشعوب، وأمّا حين ينطق بشيءٍ لشعبه وهم يعلمون أجمعون علم اليقين أنّ منطقه في ذلك الشيء غير صحيحٍ فهنا يَحدُث في النفس احتقاراً للرجل بسبب تلك الكذبة المكشوفة للجميع.

وربّما يودّ الأخ الزعيم علي عبد الله صالح أن يقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر محمد اليماني، فبما أنّ نصيحتك خاصةٌ لعلي عبد الله صالح وعامةٌ لقادات الأحزاب في البشر، فما هي الكذبة التي جعلتك تحتقر علي عبد الله صالح، بل وتكتبها على العام برغم أنك تنتظر أنْ أسلمك القيادة يوماً ما حسب زعمك؟". فمن ثمّ يردّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: لا ينبغي للإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ أن يجامل بشراً بغير الحقّ ابتغاء مصلحةٍ منه على حساب الحقّ وأعوذ بالله أن أكون من الجاهلين؛ بل أنطق بالحقّ بالمنطق المُلجم بسلطان العلم ولا أخاف في الله لومة لائمٍ. وبالنسبة لتسليمك القيادة إلى الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ فأنت تعلم أنّك لم تعدني بذلك قط في حياتك؛ بل الله هو من وعدني بذلك في الرؤيا الحقّ أنّ علي عبد الله صالح سوف يسلّمني القيادة ويقول:
[سلّمتك القيادة، وأنا وزوجتي في ذمّتك. فقلت لك لا تخف، والله لأكون لك خيراً لك من ولدك]. وإنّما المقصود بالزوجة في تلك الرؤيا أي أهل بيتك؛ بمعنى أنّك حتماً سوف تقول يوماً ما للإمام ناصر محمد اليماني: [سلّمتك القيادة، وأنا وأهل بيتي في ذمتك].

وعليك أن تعلم يا علي عبد الله صالح وكافةَ الأحزاب والشعبَ اليمانيّ أنّ الله بالغٌ أمره ولكنّ أكثر الناس لا يعلمون. وأقولها بكلّ تحدٍّ وثقةٍ واعتزازٍ أنّ الله سوف يُغلق عليك كافة الأبواب حتى لا يبقى لك غير حلٍّ واحدٍ فقط لا غير؛ وهو تسليم القيادة إلى الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ شئتَ أم أبيت، كونك لن تجد لك أيَّ وسيلة نجاةٍ إلا بتسليمك القيادة إلى ناصر محمد اليمانيّ سواء يكون الإمام المهديّ أو مُجدِّداً للدين فلا يهمّك حينها إلا إنقاذ نفسك من الأحزاب والناقمين عليك وآل بيتك برغم الشكّ في قلبك أنّ ناصر محمد اليمانيّ قد لا يستطيع انقاذك ومن معك، ولكن كما يقول المثل العربيّ (الغريق يستمسك بقشة)!.

ولكن ردّ الإمام المهديّ عليك بالحقّ وعلى كافة السائلين بأنّ الله قادرٌ أن يمنحني القدرة التامة على تأمين خوفك على نفسك وآل بيتك تصديقاً لما جاء في الرؤيا الحقّ من الله؛ كلمة:
[لا تخف]. فهذا يعني بأنّ الله سوف يجعلني قادراً على تأمين خوفك على نفسك وآل بيتك بحول الله وقوته كون الله بالغ أمره وسوف يصدق الله عبده الإمام المهديّ رؤياه بالحقّ على الواقع الحقيقي، كون الله يعلم أنّ ناصر محمد اليمانيّ لم يفترِ تسليم القيادة له من الزعيم علي عبد الله صالح، وكافةَ الباحثين ليعلمون أنّ هذه الرؤيا بُشِّرَ بها ناصر محمد اليمانيّ من قَبْلِ أكثر من أحد عشر عاماً؛ أي من قبل ثورة الخراب العربيّ بسنين؛ بل بشّرنا الشعب اليمانيّ بهذه الرؤيا الحقّ من قبل استفحال الحركة الحوثيّة حتى في صَعْده؛ بمعنى أنّ المُتابعين لبيانات ناصر محمد اليمانيّ ليعلمون أنّ رؤيا تسليم القيادة نبّأ الناسَ بها ناصرُ محمد اليمانيّ منذ عام 2006 م؛ أي من قبل ثورة الخراب العربيّ بست سنواتٍ، وليس هذا تاريخ حَدَثِ الرؤيا بل أقصد منذ تاريخ إعلانها للمسلمين عبر وسيلة الإنترنت العالميّة.

وربّما يودّ أصحاب ثورة الخراب العربيّ أن يقولوا: "يا ناصر محمد اليماني، فبرغم أنّنا نرى فيك الأمل للخروج من الأزمة العربيّة ولكنّك تؤذينا بتسميّتك لثورة الربيع العربيّ بثورة الخراب العربيّ ونحن لم نقصد التخريب؛ بل الخروج من تحت مظلّة وفساد الأنظمة وتحسين المعيشة والاقتصاد". فمن ثمّ يردّ عليهم الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: اللهم نعم إنّ أصحاب ثورة الشباب العربيّ لم يكونوا يقصدوا تخريب أوطانهم، ولكن سبب فشل ثورة الشباب العربيّ هو قبول الأحزاب السياسيّة المتعددة أن تنضمّ إلى ثورة الشباب العربيّ، فهنا صعدت الأحزاب على عاتق ثورة الشباب فأجبروا رؤساء الأنظمة على قتال ثورة الشباب السلميّة والأحزاب السياسيّة، فأدخلوا بلدانهم في حروب الأحزاب الأهليّة لا يحمد عقباها، فدمّرت البنيّة التحتيّة للبلاد وسفكت دماء العباد ودمّرت الاقتصاد وكثر في الأرض الفساد. وللأسف كان ذلك عدم القيادة الحكيمة لدى الشباب وللأحزاب، فلو أنّ أصحاب ثورة الشباب كانوا يقولون لمن جاءهم من الأحزاب: "نحن ثورة الشعب ضدّ الفساد ونحرّم تعدد الأحزاب في ثورتنا فمن أراد أن ينضمّ إلى ثورة الشعب فعليه أن يعلن انفصاله عن حزبه السياسيّ وينضم إلى حزب الشعب الواحد من غير تعدديّة حزبيّةٍ؛ بل حزبٌ واحدٌ للشعب". وتجري الانتخابات من قبل الشعب الواحد خاليّاً من الأحزاب غير حزب الشعب الواحد، فهنا كان سيتحقق نجاح ثورة الشباب العربيّ.

وأما وجود تعدد الأحزاب فيها فحتى ولو انتصرت ثورتكم الشبابيّة المدموجة بأحزاب المعارضة فحتماً سوف تتناحر الأحزاب في ثورة الشباب على السلطة من بعد الإطاحة بالنظام مباشرةً، فهنا تحدث الحرب الأهليّة المدمّرة حتى ولو قاومكم الحاكم الظالم بجيشه مائة عامٍ ثم انتصرتم عليه فمن بعد سقوط حكمه حتماً سيأتي دور حروب الأحزاب على السلطة؛ أيّهم يحكم البلاد؟ فمن ثمّ تزداد البلاد دماراً ويزداد الشعب ظلماً ويزداد الفقراء فقراً والمساكين تعساً وبؤساً؛ بل يدمّروا ما سبق إنجازه لبلادهم على مدار سنين، وبدل أن يتقدموا في طريق التقدم إلى أوج العُلى يرجعوا إلى الحضيض، فترى تلك المدن العامرة بسكانها قد أصبحت خاويّةً على عروشها من غير سكانٍ؛ بل أصبح سكانها الخفافيش تعشعش في المساكن الخراب أو تصبح مساكنهم قد دُمّرت تدميراً كرمادٍ تذروه الرياح في يومٍ عاصفٍ! وهذا ما حدث على الواقع الحقيقي في كثيرٍ من البلدان التي تحاربت أحزاب المعارضة فيها مع الحزب الحاكم على هيئة أحزابٍ متشاكسين كلٍّ منهم يريد أن يفوز حزبه بهرم السلطة من بعد سقوط الحزب الحاكم الذين كانوا في البداية يداً واحدةً ضدّ الحزب الحاكم. ولكن إذا انتصروا عليه قتاليّاً فهنا تأتي الطامّة الكبرى بعد فترةٍ وجيزةٍ؛ تتناحر أحزاب الثورة على السلطة فيقضوا على ما تبقى من خيرات البلاد من بعد ثورتهم الأولى مع النظام.

ويفتيكم عقل الإمام المهديّ الرشيد إلى الحقّ بالحقّ أنّ سبب خراب البلاد وتدميرها هو تعدد الأحزاب السياسيّة والمذهبيّة في الشعب الواحد، فمتى سوف تفهمون ذلك يا معشر المسلمين؟ كون تعدد الأحزاب السياسيّة هي سبب فشلكم وذهاب ريحكم وتدمير مساكنكم وسفك دمائكم وهدم اقتصادكم ودمار البنيّة التحتيّة التي عمّرتموها على عاتقكم على مدار سنين. وليس ناصر محمد اليمانيّ هو من أفتى أنّ التعدديّة الحزبيّة والمذهبيّة سبب فشلكم وذهاب ريحكم؛ بل الله سبحانه وتعالى هو من أفتاكم بذلك في محكم كتابه في قول الله تعالى:
{وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً} صدق الله العظيم [آل عمران:103].

كون أكثر من حزبٍ في الأمّة الواحدة محرمٌ في كتاب الله سواء على الصعيد السياسيّ أو المذهبيّ، فأشهد الله وكفى بالله شهيداً أنّ تعدد الأحزاب السياسيّة والمذهبيّة محرمٌ في الأمّة العربيّة الواحدة.


تصديقاً لقول الله:
{وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ}صدق الله العظيم [الأنفال:46]. وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}صدق الله العظيم [آل عمران:105]. كون التعدديّة الحزبيّة المذهبيّة أو السياسيّة محرّمةٌ في محكم كتاب الله القرآن العظيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كلّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32)}صدق الله العظيم [الروم]. وخاطب الله الأمّة العربيّة الوسط بعدم تفرّقهم إلى شيعٍ وأحزابٍ كما كانوا من قبل بعث الرسول إليهم. وقال الله تعالى مخاطبهم بالدرجة الأولى: {إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ}صدق الله العظيم [الأنبياء:92]. وذكّرهم كيف كانوا من قَبْلِ بعث رسول الله إليهم أنّهم كانوا شيعاً وأحزاباً مختلفين يسفكون دماء بعضهم بعضاً فأنعم الله عليهم بوحدة صفّهم وذهاب تعدد أحزابهم واختلافهم وحقن دماءهم. وقال الله تعالى: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً}صدق الله العظيم [آل عمران:103].

كون الله جعلهم عَلَمَ الهدى تقتدي بهم أمم العالَم وكانوا خير أمّةٍ أخرجت للناس ينطقون بمنطقٍ واحدٍ يأمرون بالمعروف لرفع ظلم الإنسان عن أخيه الإنسان وينهون عن المنكر في حقّ المسلم والكافر على حدّ سواء، ولكنهم أصبحوا كاليهود! بدلّوا قولاً غير الذي قيل لهم، واقتدوا بملّة أمم قومٍ آخرين، وسمحوا بتعدد الأحزاب السياسيّة والمذهبيّة، وتفرّقوا واختلفوا فقاتلوا بعضهم بعضاً، فضعفت شوكتهم فذهبت ريحهم كما هو حالهم اليوم يقتلون بعضهم بعضاً وكلّ حزبٍ يُوهم قتلاه أنّهم شهداء عند ربهم يرزقون؛ بل هم في جهنم يصطرخون إلا من رحم ربي فاضطر للدفاع عن أرضه وعرضه جهاداً في سبيل الله وليس من أجل المال والسلاح والسلطة، كون دم المسلم على المسلم حرامٌ، واغتصاب أرضه وعرضه حرامٌ، وكلّ الأحزاب في اليمن وغير اليمن على باطلٍ وضلالٍ كبيرٍ، وأخصّ بالذات قادات الأحزاب وصنّاع القرار فيها، فلم نرَ حزباً يخاف من الله ويخشى عقابه فيعترف بالحقّ فيقول:

"يا معشر الأحزاب، إنّ ما ينطق به الإمام ناصر اليمانيّ لهو المنطق السليم ويهدي إلى الصراط المستقيم مستنبطاً من محكم القرآن العظيم العربيّ المبين رسالة الله إلى العالمين، فما لنا لا نستجيب لداعي الحقّ برغم أنّه يدعو المسلمين ما يزيد عن عشرة أعوامٍ إلى الاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم؟ فكيف نعرض عن الدعوة إلى اتباع كتاب الله القرآن العظيم والسّنة النّبويّة الحقّ التي لا تخالف محكم القرآن العظيم! فتعالوا يا معشر الأحزاب نتدبر منطق ناصر محمد اليمانيّ قبل أن نستهزئ به فعسى أن نجد في منطقة الحقّ من ربّ العالمين الذي يقنع عقولنا ويحيي ضمائرنا ويهدينا إلى صراطٍ مستقيمٍ؛ وهذا إذا كان ناصر محمد اليمانيّ رجلاً حكيماً وذا عقلٍ رشيدٍ ينطق بالحقّ من محكم القرآن المجيد ليهدي الناس إلى صراط العزيز الحميد.. وأمّا إذا كان ناصر محمد اليمانيّ منطقه منطِق مجنونٍ لا يعقل فإنّ لدى الأحزاب والشعوب عقولاً لا تقبل ما لم يكن منطقياً يقبله العقل". انتهى.

وهذا لو أنّ أحد قادات الأحزاب في اليمن أو غير اليمن يعترف بهذا ليكون من السابقين من أصحاب القرار بالاعتراف بالمنطق الحقّ للداعية العالميّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني، ولكن للأسف! رغم اطّلاعهم على بيانات الإمام المهديّ الملجمة لعقل كلّ عاقلٍ يستخدم عقله إلا وأفتاه عقله أنّ الحقّ وكلّ الحقّ هو مع الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

والسؤال الذي يطرح نفسه لكافة قادات الأحزاب السياسيّة والمذهبيّة في الأمّة العربيّة هو: لماذا لم يعترف ولا واحدٌ منهم بأنّ ناصر محمد اليمانيّ يدعو إلى الحقّ ويهدي بالبيان الحقّ للقرآن المجيد إلى صراط العزيز الحميد، ولا يريد علوَّاً في الأرض ولا فساداً، وحريصٌ على دماء المسلمين والكافرين، ويحرّم الإكراه في الدين، ويفتي بحرية العبوديّة بين البشر فمن شاء أن يعبد الله الواحد القهار على بصيرةٍ من ربه فهو مع الأبرار في جنات النعيم وملك كبيرٍ وأنهارٍ كلّ ما لذّ وطاب وحورٍ عين كأمثال اللؤلؤ والمرجان تضيء كسهارية لغرفة نومها لدى زوجها من عظيم جمالها! وهنّ للصالحين من الرجال. وولدان مخلدون كأمثال اللؤلؤ المكنون يضيئون من بين يدي أزواجهم من الصالحات؛ بل إذا رأيت الولدان المخلدون وهم واقفون فتحسبهم لؤلؤاً منثوراً يضيئ ما حوله من عظيم جمال أولئك الشباب المخلدون! وأولئك أعدّهم الله أزواجاً للمؤمنات الصالحات، ولا يظلم ربّك أحداً..

فلو أنه أعدّ الحور العين للصالحين كأمثال اللؤلؤ المكنون ولم يعدّ للمؤمنات غلماناً شباباً كأمثال اللؤلؤ المكنون لكان هناك ظلماً في حقّ المؤمنات الصالحات، فتذكّروا وصف الله للولدان المخلدين وحور العين تجدوه يصفهم بقوله تعالى:
{وَحُورٌ عِينٌ﴿٢٢كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ ﴿٢٣} [الواقعة].
وقال الله تعالى: {وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنثُوراً(19)} صدق الله العظيم [الإنسان].

وتعالوا لننظر ما يقصد الله تعالى بوصفهم (بالوِلْدَان)، فتجدون أنّهم في بداية شبابهم فنعلم أنّهم شبابٌ حين بلغوا سنّ الرشد والقوة للقتال، فمن ثم نستنبط المقصود بالولدان أنّهم الشباب الأقوياء الذين خرجوا فارّين بدينهم ويقاتلون من يمنع هجرتهم في سبيل الله ليعبدوا الله وحده لا شريك له، ونستنبط الولدان الشباب من خلال قول الله تعالى:
{وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:75]. بمعنى أنّهم من الرجال الشباب المقاتلين، كون الرجال ينقسموا إلى ثلاثٍ وهم:
رجالٌ ذوو القوة وهو في زمن شبابهم، ورجال الضّعف من بعد القوة، ورجال شيبات قد وهن العظم منهم. وقال الله تعالى: {وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:75].

ولا أريد أن أخرج عن الموضوع وما نريد قوله بأنّ الله أعطى حرية العبادة بالنسبة لما بين العبيد في ملكوت الحياة الدنيا، فلا إكراه في الدين فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر، كون الله لا يقبل عبادة من يعبده بالإكراه ما لم يعبد الله وحده لا شريك له خشيةً من الله وحده. تصديقاً لقول الله تعالى:
{إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [التوبة:18].

ولهذا السبب تكمن حرية عقيدة العبوديّة فيما بين العبيد كون ناموس دعوة المرسلين في كافة الكتب أنّه لم يبعثهم الله ليُكرهوا الناس حتى يكونوا مؤمنين، حاشا لله! كونه لا إكراه في دين كافة المرسلين من ربّ العالمين؛ بل على الرسل البلاغ للناس على بصيرةٍ من ربهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
{فَهَل عَلَى الرُّسُلِ إِلا البَلاغُ المُبِينُ} [ النحل:35]، وعلى الله الحساب. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلا البَلاغُ المُبِينُ} [العنكبوت:18].

وتصديقاً لقول الله تعالى:
{الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّـهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّـهَ ۗ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ حَسِيبًا﴿٣٩﴾} [الأحزاب].

وتصديقاً لقول الله تعالى:
{فَإِن تَوَلَّيتُم فَاعلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا البَلاغُ المُبِينُ} [المائدة:92].

وتصديقاً لقول الله تعالى:
{وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} [الرعد:40].
صـــــدق الله العظيم.

فمن ثمّ نخرج من بعد التدبّر بنتيجةٍ نهائيّةٍ وقطعيّةٍ أنّه لا إكراه في عبوديّة الله وحده. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَقُلِ الحقّ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا} صدق الله العظيم [الكهف:29].

وكذلك الإمام المهديّ المنتظر ناصر محمد اليمانيّ يدعو كافة البشر إلى عبادة الله الواحد القهار على بصيرةٍ من ربي البيان الحقّ للذِّكر، فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر، فمن شاء أن يعبد الله الواحد القهار فجزاؤه الجنّة، ومن أراد أن يعبد البقر أو غيرها فجزاؤه النار وبئس القرار، وهذا منطق كافة الأنبياء والمهديّ المنتظر ناصر محمد اليمانيّ ملتزمين بقول الله تعالى:
{قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ (11) وَأُمِرْتُ لأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (12) قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (13) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي (14) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16)} صدق الله العظيم [الزمر].

ويا معشر علماء المسلمين، إنّ كلّ هذه الأحكام تفتي بالنفي المطلق بقتل المرتدّ عن دينه أو الذين رفضوا الدخول في دين الله فلهم دينهم وليَ دين، فلا إكراه في الدين. تصديقاً لقول الله تعالى:
{قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ﴿١﴾ لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٢﴾ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٣﴾ وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ ﴿٤﴾ وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ ﴿٥﴾ لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الكافرون].

ولكن ما نسمعه من فتاوى علماء المسلمين بقتل المسلم المرتدّ عن دين الإسلام فيقومون بقتله، فتالله إنّهم عند الله وكأنّهم قتلوا الناس جميعاً! كون العبوديّة شيء خاصٌ بين الربّ وعبده فلا دخل للبشر إلا النصح والبلاغ المبين في الدعوة إلى عبادة الله وحده لا شريك له.

ويا سبحان الله كيف تذبح داعش المسلمين ويقولون أنّ الله أمرهم بذلك! وحاشا لله ربّ العالمين ما أمرهم بذلك إلا الشيطان الرجيم عن طريق وضع الأحاديث والروايات الموضوعة التي تخالف كافة أحكام الله في القرآن العظيم جملةً وتفصيلاً، وحتماً سوف يسلّط الله على الظالمين أظلم منهم. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:129].

وأما الأحزاب المتناحرون على السلطة في اليمن وغيرها فسبقت فتوانا بالحقّ لهم من قبل الحدث بعددٍ من السنين بأنّ الله سوف يصيبهم بعذابٍ من الله من الدرجة الثالثة فيذيق بعضهم بأس بعضٍ بسبب إعراضهم عن داعي الحقّ. تصديقاً لقول الله تعالى:
{قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَىٰ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ ۗ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:65].

وربّما يودّ الزعيم علي عبد الله صالح أن يقول: "يا ناصر محمد اليمانيّ، إنّي أطالبك بتفصيل النصيحة التي وجّهتها لشخص الزعيم علي عبد الله صالح ونذكرك بما جاء في أول بيانك بما يلي:

[[ ونصيحتي إلى الزعيم علي عبد الله صالح وإلى كلّ قائدٍ شعبيٍّ أو حزبيٍّ هو أن يتحرّى الصدق في سياسته مهما كان الصدق مُرّاً في نظره بسبب أخطائه، فوالله لا يزيده الصدق إلا احتراماً وتقديراً وعفواً من الآخرين ولن يحتقره أحد على الإطلاق لا من قادة الأحزاب ولا من الشعوب، وأمّا حين ينطق بشيءٍ لشعبه وهم يعلمون أجمعون علم اليقين أنّ منطقه في ذلك الشيء غير صحيحٍ فهنا يَحدُث في النفس احتقاراً للرجل بسبب تلك الكذبة المكشوفة للجميع ]].

وربّما يودّ علي عبد الله صالح أن يقول: "وما هي الكذبة التي احتقرتني فيها يا ناصر محمد اليمانيّ؟". فمن ثمّ يردّ عليك الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ وأقول: هو إنكارك أنّه لا علاقة لك بدخول الحوثيين صنعاء، وأنت من أخرج الإصلاح من صنعاء بستارٍ حوثيٍّ ووراء الستار علي عبد الله صالح وجيشه بالحرس الجمهوري، ويا علي عبد الله صالح لو تحرّيت الصدق وقلت: "يا أيها الشعب إنّ علي عبد الله صالح بعد أن اعتزل السلطة شيئاً فشيئاً بالتدريج خشية انتقام الإصلاح من علي عبد الله صالح حتى يطمئن قلبي فاتركها كلياً؛ ولكنّي تفاجأت من حزب الإصلاح أنهم يريدون أن يعفشوا بي وآل بيتي من صنعاء إلى خارج اليمن، ومنهم من يريد محاكمتي وآخرون ينادون بلقبي (عفاش عفاش)، ظناً منهم أنّ كلمة عفاش مَسَبّة فلم يتركوا لي حالي عفاش عفاش حتى عفشت بهم من صنعاء من وراء ستار بينهم وبين الإصلاح عداوة". فمن ثم تعترف بعد ذلك أنّ الحوثيين ( أنصار الله) من بعد نهب مخازن الدولة استَقْووا وتمردّوا عليك فغزوا المحافظات بادئ الأمر، وأنّه ما أصبح باليد حيلةٌ فتتّخذ موقفاً حيادياً من بعد قول الحقيقية لكنتَ حافظت على ماء وجهك، فمن ثم تسعى لإخراج الحوثيين من صنعاء بالحوار والإقناع بعدم إدخال البلاد في حرب أهليّة لا يُحمد عقباها.

وكذلك سبقت نصيحتنا للسيد عبد الملك الحوثيّ أن ينسحب من بعد تنزيل الجرعة إلى صعدة ويشترط انتخاباتٍ مبكرةٍ لكان نجح بامتيازٍ في الانتخابات. وأعلم أنّه لن يسمع لنصيحتي فمن ثمّ يندم ويتمنى لو أنّه أخذ بها، فمن ثمّ علمت علم اليقين أنّه صاحب الرواية الحقّ (ثورة كاسر عينه) وُصفت بالفشل من قبل مئات السنين. وربّما يودّ عبد الملك الحوثي أن يقول: "وما تقصد بثورة كاسر عينه، فهل تراني أعور أم أحول يا ناصر محمد؟". فمن ثم يردّ الإمام المهديّ على السائلين عن سبب تسمية عبد الملك الحوثي بكاسر عينه في روايات آل البيت: وذلك كون عبد الملك يُوهِم النّاس في خطاباته المرئيّة على شاشات التلفاز أنّها خطاباتٌ ينطق بها بطريقةٍ ارتجاليّةٍ مباشرةٍ بينما خطابات عبد الملك الحوثي ليست ارتجاليّةً بل خطابات مقروءة يقرأها من شاشةٍ أمام وجهه، فهو كاسر بصر أعينه إلى أعلى كاميرا التصوير بقليلٍ ليتلو الخطاب المكتوب فيُوهِم الذين لا يعلمون من عامّة الناس أنّ خطاباته ارتجاليّة، ولكن مثله كمثل من يتلو الأخبار في قناة الجزيرة أو العربيّة فترون المذيع كأنّه ناظرٌ إليكم من الشاشة ويتلو الأخبار بشكل ارتجاليٍّ من غير ورقةٍ يتلوها أمامكم؛ بل يتلو الأخبار من شاشة وراء عدسة الكاميرا برغم وكأنّ المذيع ناظرٌ إلى المشاهدين.. فكذلك السيد عبد الملك الحوثي يسمّى في الروايات كذلك كاسر عينه كونه يكسر البصر أثناء النظر إلى الكاميرا فينظر إلى شاشةٍ مكتوبٌ عليها بيانه توجد خلف الكاميرا مباشرةً، والكثير يعلم ذلك.

وعلى كلّ حالٍ تسمّى ثورة الحوثيّة (ثورة كاسر عينه)، وقد وُصِفت بالفشل حسب روايات آل البيت، وكذلك أفتاك الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ أنّ ثورتك سوف تبوء بالفشل، ولم أخفِ عنك الأسباب معذرةً إلى ربي وفصّلتها لك في بياناتي العامة تفصيلاً من غير خداعٍ ولا مكرٍ، وليس المهديّ المنتظر ناصر محمد اليمانيّ من يتجنّب النصح للأحزاب تمهيداً لاستلامه السلطة، وأعوذ بالله أن أكون من الجاهلين، فكَم نصحت لكُم ولكن لا تحبّون الناصحين.

وكذلك نصحت صاحب السمو الملكيّ سلمان بن عبد العزيز أن يستجيب إلى دعوة ناصر محمد اليمانيّ إلى نفيِّ التعدديّة الحزبيّة المذهبيّة في دين الله لنفيِّ كافة أحزاب السُّنة والشيعة فلا هذا سنّي ولا هذا شيعي، ودعوت الجميع لنحكم بينهم في كافة ما كانوا فيه يختلفون فنستنبطه لهم من الآيات البيّنات المحكمات من آيات أمّ الكتاب حتى تذهب الأحزاب المذهبيّة والسياسيّة التي سببت الدمار والفساد في الأرض وسفك دماء المسلمين، ولكن للأسف كذلك الملك سلمان تجاهل دعوتنا كغيره من الأحزاب في المسلمين! ألا والله من يحتقر دعوة الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ من كافة الأحزاب فإنّه قد احتقر حكْم الله في محكم كتابه، فأين علماؤكم الذين يفتونكم من عند أنفسهم لكي يُرضوا أهواءكم؟ أين هم؟ لا يتنازلون لحوار ناصر محمد اليمانيّ بالاسم والصورة في طاولة الحوار العالميّة الحرّة موقع الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ منتديات البشرى الإسلاميّة!.

ولطالما نفتي بالحقّ بكل ثقةٍ واعتزازٍ أنّ كافة علماء المسلمين على مختلف أحزابهم وطوائفهم لا يستطيعون أن يُقيموا على ناصر محمد اليمانيّ الحجّة ولو في مسألةٍ واحدةٍ من القرآن العظيم؛ واحدةً فقط! برغم أنّ منهم من يتعنتر ويزأر ويقول: "بل سوف أقيم مئات الحجج من محكم الذِّكر على المدعو ناصر محمد اليمانيّ". ولكنه أوّل ما يتدبّر البيان يُرجع السيف في غمده كونه شاهدَ حجّة ناصر محمد اليمانيّ هي الأقوى وأنّه ذو سيفٍ بتارٍ لدرجة أنّ سيوفهم التي كانوا يعتمدون عليها أصبحت من شجرٍ نبات الخرق.

وها نحن في نهاية السنة الحادية عشر ولا يزال فارس قسورة يصول ويجول فوق مركب جواده في ساحة ميدان الحوار العالميّ وأقول: هل من مبارزٍ بالعلم والسلطان من محكم القرآن العظيم؟ فها هنا الميدان حتى يتبيّن لكم هل ناصر محمد اليماني مجرد رجلٍ مغرورٍ أم إنّه المهديّ المنتظَر الذي آتاه الله العلم والعلم نور وشفاء لما في الصدور؟.

ويا علي عبد الله صالح اليماني، فكما نصحتك بالحقّ في أول هذا البيان هو أن تتحرّى الصدق حتى تُكتب عند الله صدّيقاً وتتجنّب الكذب حتى لا تكتب عند الله كذّاباً، ولا تتّبع الذين جعلوا للكذب اسماً جديداً (السياسة)؛ بل سياسة الكذب صفةٌ قذرةٌ مهينةٌ لصاحبها وتجعل الآخرين يحتقرونه؛ بل فاعترف بالصدق وبأخطائك لشعبك، فلا تأخذك العزّة بالإثم بالاستمرار بالخطأ والمغالطة المكشوفة كونها تضرّ في شعبيّتك؛ بل والله أنّه حتى الحوثيين ليحتقروك بسبب الكذب والإنكار وهم يعلمون؛ بل يراكم الناس جميعاً وقلوبكم شتّى بسبب أحقاد ستة حروبٍ بين الحوثيين وعلي عبد الله صالح! والله يهديهم إلى سواء السبيل.

وأما الملك سلمان بن عبد العزيز فإنّي الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني أطالبه وحلفه بكفِّ الحرب المدمّرة على الشعب اليماني ومدّخراته وبنيته التحتيّة وبناياته، وإيقاف سفك دماء الأبرياء. ويجلب سلمانُ علي عبد الله صالح والحوثيين للحوار بين الطرفين من غير كذبٍ ولا تلاعبٍ من الطرفين فلعلهم علموا أنّ الحروب القادمة حروباً انتحاريّة خاسرة. وأما إن كان الملك سلمان يريد القضاء التام على علي عبد الله صالح وجيشه ومليشيات أنصار الله برغم انصياعهم للحوار بجدٍّ وصدقٍ الآن فعليك أن تقبل يا سلمان ذلك فإن جنحوا للسلم فاجنح لها حتى لا تتورط في حربٍ بعيدة المدى وسنين عدداً، فلا يغرّك الذين يقولون لكم من القبائل إن الخط الأسود مفتوحٌ لقوات التحالف كما فتحناه للحوثيين وصالح من قبل للنزول إلى مأرب؛ بل سوف ينصبون الكمائن في كلّ معصر على طريق صنعاء المحصّنة بجبالها، وقد لا تدخلونها إلا بعشرات آلاف القتلى، كون صنعاء محصّنة بالجبال وليست مفتوحةً كمثل صحراء مأرب سبأ والقتل حتماً يحدث في المهاجمين أكثر كون جيوش صنعاء في موقع دفاعيٍّ، فهل يرضيكم سفك دماء اليمانيين فيما بينهم يا سلمان؟ أوقف الحرب لعدم المزيد من سفك الدماء، وأجب طلب صالح والحوثيين للحوار، وإن أبيتَ فسوف تفتقد من حلفك شيئاً فشيئاً بسبب طول الحرب، أو ينهار اقتصاد المملكة بسبب نفقات الحرب لدول التحالف العربيّ والأجنبي للحرب على اليمن.. وأوشكت الشعوب أن تتعاطف مع الشعب اليماني وأوشكت الشعوب العربيّة أن تتعقد من سلمان وحلفه.

ويا علي عبد الله صالح، لا تتكلّم عن السعوديّين بالشتم بالعموم، فلا يليق بك أن تحقّر شجاعتهم؛ بل هم رجال الحرب وفرسان الحجاز
والرجل الكريم هو الذي يثني على خصمه بالحقّ ويذكره بأخطائه بالنقد البنّاء، كمثل انتقادك البنّاء للإمارات العربيّة المتحدة.

وعلى كل حالٍ، هذا بيان موسوعةٍ من النصائح والفتاوى والأحكام والانتقاد البنّاء والدعوة إلى الاحتكام إلى كتاب الله القرآن العظيم لإيقاف سفك دماء المسلمين، ولا يزال الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني متّخذاً موقفَ حيادٍ تجاه كافة الأحزاب فلست منهم في شيء ملتزماً بما جاء في قول الله تعالى:
{وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (١٥٥) أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ (١٥٦) أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآَيَاتِ اللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آَيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ (١٥٧) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آَيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آَيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آَمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ (١٥٨) إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (١٥٩)} صدق الله العظيم [الأنعام].

فبلّغوا بياني هذا يا معشر الأنصار بكل حيلةٍ ووسيلةٍ ما استطعتم إلى الزعيم علي عبد الله صالح وإلى السيد عبد الملك الحوثي وإلى صاحب السمو الملكي سلمان بن عبد العزيز آل سعود وإلى وسائل الأحزاب والشعوب الإخباريّة معذرةً إلى ربكم ولعلهم يتقون..

أخوكم؛ الإمام المهديّ العربيّ ناصر محمد اليماني.
__________