بـــيانــات هـــامّـة وعــــاجــلة

العربية  فارسى  اردو  English  Français  Español  Türk  Deutsh  Italiano  русский  Melayu  Kurdî  Kiswahili

تحذيرٌ إلى كافة المؤمنين بالله ثم ألبسوا إيمانهم بظلمِ الشرك بالله؛ إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ

Warning to the entire believers in Allah then they cover their belief with wrongdoing of association with Allah; indeed polytheism is a grievous injustice

The Awaited Mahdi is calling to the global peace among the human populations

The fact of Planet-X, the planet of chastisement from the decisive Book as a reminder to the possessors of understanding-minds

A brief word about The Insolent (Antichrist) the Liar Messiah

Donald Trump is an enemy to the original American people, and an enemy to all Muslim and Christian people and their Governments, and an enemy to human populations altogether except the human satans the extremest ones in satan’s party

عــــاجل: تحذيرٌ ونذيرٌ لكافة البشر

تذكيـرٌ من محكم الذّكر لصُنّاع القرار من المسلمين

الإمام المهديّ يعلن غرّة الصيام الشرعيّة لعامكم هذا 1439 بناء على ثبوت هلال رمضان شرعاً

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يحذّر الذين يخالفون أمر الله ورسوله من غضب الله ومقته وعذابه

سوف تدرك الشمس القمر أكبر وأكبر في هلال رمضان لعامكم هذا 1439 تصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكُبر وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني

إعلان مفاجأةٌ كبرى إلى كافة البشر لمن شاء منهم أن يتقدّم أو يتأخّر، والأمر لله الواحد القهار

النتائج 1 إلى 10 من 10

الموضوع: پاسخ امام به کسی با کنیه "طالب العلم": ای " طالب العلم" بفرمایید برای گفتگو...

  1. الترتيب #1 الرقم والرابط: 212298 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي پاسخ امام به کسی با کنیه "طالب العلم": ای " طالب العلم" بفرمایید برای گفتگو...

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 1 - 1429 هـ
    2 - 2 - 2008 مـ
    ــــــــــــــــــــ


    پاسخ امام به کسی با کنیه "طالب العلم": ای " طالب العلم" بفرمایید برای گفتگو...


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على النّبيّ الأميّ وخاتم النبيين وآله الطيبين وعلى جميع المرسلين وآلهم الطيبين والتابعين للحقّ بإحسانٍ إلى يوم الدين ولا أُفرِّق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المُسلمين، ثمّ أمّا بعد..

    ای " طالب العلم"؛ علم را از اهلش بیاموز. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [النحل:٤٣]،
    {پس از اهل ذکر بپرسید، اگرنمی‌دانید}
    از آنچه که از آن آگاهی نداری پیروی مکن؛ همانا که خداوند به تو گوش وچشم و قلب داده است و پروردگاری که تو را آفریده از همه اینها از تو سؤال خواهد کرد و اگر عقل از سر تو بپرد؛ اعمالت ثبت نخواهد شد تا عقل بازگردد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ‌ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء: 36].
    {از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه در این باره مسؤولند.}
    فتنه‌های مسیح کذاب را به عنوان موضوع گفتگو میانمان درنظر خواهیم گرفت و من مهدی منتظر حق منکر این هستم که خداوند با معجزه به مسیح کذاب کمک می‌کند؛ حال هرچه که درچنته داری در این مورد بیان کن.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوك؛ الإمام ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 3971 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 1 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 1 - 1429 هـ
    2 - 2 - 2008 مـ
    ــــــــــــــــــــ


    ( ردود الإمام على المكنّى طالب العلم )

    إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار
    ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على النّبيّ الأميّ وخاتم النبيين وآله الطيبين وعلى جميع المرسلين وآلهم الطيبين والتابعين للحقّ بإحسانٍ إلى يوم الدين ولا أُفرِّق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المُسلمين، ثمّ أمّا بعد..

    يا طالب العلم تعلّم من أهله. تصديقاً لقول الله تعالى :
    {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [النحل:٤٣]، ولا تقفُ ما ليس لك به علمٌ وقد جعل الله لك سمعاً وبصراً وفؤاداً وعن كلّ ذلك سوف يسألك عنه ربُّك الذي خلقك، فإذا ذهب عقلك منك رفع الله عنك القلم حتى يعيده إليك. وقال الله تعالى: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ‌ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء: 36].

    وسوف نجعل حوارنا في موضوع فتن المسيح الدجال، وأنا المهديّ المنتظَر الحقّ أنكر أنّ المسيح الدجال يؤيّده الله بالمعجزات، فهات ما عندك في هذا المجال.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوك؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــ



  2. الترتيب #2 الرقم والرابط: 212772 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي


    - 2 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    27 - 01 - 1429
    هـ
    05 - 02 - 2008
    مـ
    01:02
    صباحاً
    ــــــــــــــــــــ

    واین بیان فیصله دهنده‌ای است که شوخی نیست و خردمندان آن را درک می‌کنند....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع أنبياء الله ورُسله وآلهم الطيبين وجميع التابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين، ولا أفرق بين أحد من رسُله وأنا من المُسلمين، ثمّ أمّا بعد..
    با بیان قرآن به سؤال اولت که مهم ترین آنها هم هست پاسخ می‌دهیم که فتوای حق درباره دیدن خداوند سبحان است. طالب العلم می‌بینم درمورد امام حق سخنانی را که می‌گویی که ازنظرت اسان است اما نزد خداونداین سخنان بسیار بزرگ است ولی خدا تو را ببخشد و خداوند تعالی فرموده است: {الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا} [الفرقان:59].{اوست خداى رحمان و در باره او از خبیر بپرس }من نسبت به خداوند رحمن از تو خبره‌تر هستم و قدر او را چنان که باید شناخته و به عظمت خداوند سبحان یقین دارم؛ هیچ یک از بندگانش تاب دیدن او را ندارند؛ هیچ چیز تاب دیدن خداوند را ندارد مگر چیزی مانند خود او و هیچ چیز مانند او نیست و خدا سمیع و بصیر است. بیا تا براساس آیات محکم واضح و بینه قرآن عظیم حکم کنیم نه بر اساس آیات متشابه که ظاهری شبیه احادیث دروغی دارند که منافقان یهود وارد سنت کرده‌اند تا کسانی که قلب‌شان ازآیات محکم و واضح و روشن قرآن منحرف و نسبت به آن تنگ است از آن آیات متشابه به عنوان برهان حدیث فتنه پیروی کرده و به دنبال تأویل متشابهات قرآن باشند و از آیات محکم و واضح و بینه که نیازی به تأویل ندارند-چون آیات ام الکتابند- روگردانند. برای همین هم هست که خداوند قرآن محکم را واضح و آشکار قرار داده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ‌ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ وَالرَّ‌اسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَ‌بِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ‌ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    { اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد. بعضى از آيه‌ها محكماتند، اين آيه‌ها ام‌الكتابند، و بعضى آيه‌ها متشابهاتند. امّا آنها كه در دلشان ميل به باطل است، به سبب فتنه‌جويى و ميل به تأويل از متشابهات پيروى مى‌كنند، در حالى كه تأويل آن را جز خداى نمى‌داند. و آنان كه قدم در دانش استوار كرده‌اند مى‌گويند: ما بدان ايمان آورديم، همه از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان پند نمى‌گيرند}
    برایت مثالی خواهم آورد شاید از خباثت این مکر شیاطین بشر یهودی آگاه شوی. آنها حدیث دروغ را به یکی از صحابه که از آن حدیث دروغ بری است نسبت می‌دهند. برای مثال حدیثی است که راوی می‌گوید شما در روز قیامت پروردگارتان را آشکار و واضح - مانند ماه بدر- بدون هیچ اختلاف نظری خواهید دید. سپس می‌گوید به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:

    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَ‌ةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَ‌بِّهَا نَاظِرَ‌ةٌ ﴿٢٣﴾}صدق الله العظيم [القيامة].

    {در آن روز وجوهی( وجه باطنی= قلب}شاداب و مسرور است، (۲۲) و در انتظار پروردگارش (۲۳)}

    اما برادر گرامی تو باید بدانی کدام آیات محکم و کدام آیات متشابه هستند و وجه تشابه درچیست؟ اگر با محکات تشابه داشت که محکمات قرآن ظاهر و باطنشان یکی است و نیاز به تاویل ندارد؛ ولی می‌بینید ظاهر متشابه با آیات محکم و واضح و بینه کتاب مخالف است ولی یا فتنه متشابه است؛ و اما فتنه چیست؟ احادیث دست‌کاری شده وفتنه‌ای است که با مکری خطرناک وارد احادیث شده‌اند و کسی که قلبش ازآیات محکم و واضح و آشکار منحرف است، محکمات را رها می‌کند انگار که از نزد خدا نیستند واز آیاتی که با احادیث فتنه مشابهت دارند پیروی می‌کند. و می‌خواهد ثابت کند این حدیث حق است و برای تأویل فلان آیه متشابه آمده است و می‌خواهد قرآن را با این حدیث دست‌کاری شده و جعلی تأویل کند. او نمی‌داند این حدیث جعلی است و تصور می‌کند از رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است. ولی چرا خداوند تعالی می‌فرماید این عالم قلبش منحرف است و به دنبال فتنه می‌گردد؛ خداوند او را از اینکه به عمد قرآن را خطا تأویل کند بری می‌داند. مشکل این است که اوبه دنبال تأویل کردن آیات متشابهی است که هنوز نیازمند تأویل هستند ولی چرا خداوند او را با قلبی که از حق واضح و آشکار منحرف است، توصیف می‌کند؟ چون آیات محکم و واضح و آشکاری که خداوند آنها را بی‌نیاز از تأویل قرار داده -چراکه آیات ام الکتابند- رها می‌کند وسپس بر روی آیات متشابه تکیه کرده و از تشابه ظاهری آنها با حدیثی که مخالف آیات محکم است پیروی می‌کند. اگر یک بار دیگر درکلام خداوند تعالی تدبر کنید که می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ‌ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ وَالرَّ‌اسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَ‌بِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ‌ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾}[آل عمران].صدق الله العظيم

    { اوست كه اين كتاب را بر تو نازل كرد. بعضى از آيه‌ها محكماتند، اين آيه‌ها ام‌الكتابند، و بعضى آيه‌ها متشابهاتند. امّا آنها كه در دلشان ميل به باطل است، به سبب فتنه‌جويى و ميل به تأويل از متشابهات پيروى مى‌كنند، در حالى كه تأويل آن را جز خداى نمى‌داند. و آنان كه قدم در دانش استوار كرده‌اند مى‌گويند: ما بدان ايمان آورديم، همه از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان پند نمى‌گيرند}

    خواهید دید کسانی قلبشان از حق منحرف است از آیات متشابه قرآن پیروی می‌کنند؛‌ آیاتی که تأویل آنها را تنها خداوند می‌داند و تأویل آنها را به راسخان در علم الهام می‌نماید. اینان تمسک به آیات محکمی که برای همه روشن هستند را رها می‌کنند . این آیات از این جهت محكم و روشن هستند که آیات ام الکتاب بوده و اساس و اصل عقاید دین حنیف اسلام می‌باشند.

    و بیا تا آیات محکمی که درمورد رؤیت خداوند سبحان فتوا می‌دهند به تو یاد دهم . آیه‌ای را پیدا می‌کنی که واضح و روشن است و می‌گوید خداوند خالق تمام مخلوقات است؛ سپس به ذکر صفات ازلی می‌رسد که : او فرزندی نگرفته و همسری ندارد و چشم‌ها قادر به درک او نیست؛ چگونه می‌گویید این مربوط به این دنیاست! مگر شما در آخرت برای خداوند همسر وفرزند قائل شده‌اید؟ سبحان الله! وحکم داده‌اید که خدا قابل رؤیت است با اینکه عدم رؤیت خداوند جزو صفات ذاتی پروردگار سبحان است؛ او فرزندی ندارد و همسری نگرفته است.در فرموده خداوند تعالی تدبر کنید:


    {
    بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    { پديد آورنده آسمانها و زمين است. چگونه او را فرزندى باشد، و حال آنكه او را همسرى نيست. هر چيزى را او آفريده است و به هر چيزى داناست. (۱۰۱)ين است خداى يكتا كه پروردگار شماست. خدايى جز او نيست. آفريننده هر چيزى. پس او را بپرستيد كه نگهبان هر چيزى است. (۱۰۲) چشمها او را نمى‌بينند و او بينندگان را مى‌بيند. دقيق و آگاه است. (۱۰۳)}
    از نظر من این آیه نیاز به تفسیر ناصر یمانی ندارد، چون از آیات محکم و واضح و آشکار و از آیات ام الکتاب و از اصول اساسی این دین حنیف اسلامی است و هرکس به اینها یا آیه‌ای از این گروه کافر شده و آن را نفی کند؛ به خداوند و پروردگار عالمیان کافر شده است.


    طالب العلم؛آیا می‌دانی چرا دیدن پروردگار در حد خلایق نیست؟ چون او آن قدر عظيم است که هیچ چیز تاب دیدن او را ندارد مگر چیزی که در عظمت مانند او باشد و هیچ چیز مانند او نیست... و لذا به پاسخ لفظی که به موسی علیه الصلاة و السلام داده شد بنگر؛ که بعد از آن با اقدامی عملی در عالم واقعیات همراه شد تا نشان داده شود خداوند بزرگ و سبحان را حتی مخلوقی به بزرگی یک کوه بزرگ نمی‌تواند رؤیت کند و تاب بیاورد، چه برسد به انسانی که خداوند او را ضعیف خلق نموده است؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَ‌بُّهُ قَالَ رَ‌بِّ أَرِ‌نِي أَنظُرْ‌ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَ‌انِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ‌ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ‌ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَ‌انِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَ‌بُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ‌ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    { چون موسى به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: اى پروردگار من، بنماى، تا در تو نظر كنم. گفت: هرگز مرا نخواهى ديد. به آن كوه بنگر، اگر بر جاى خود قرار يافت، تو نيز مرا خواهى ديد. چون پروردگارش بر كوه تجلى كرد، كوه را خرد كرد و موسى بيهوش بيفتاد. چون به هوش آمد گفت: تو منزهى، به تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم.}
    و این از آیات محکم است که به خاطروضوح نیازی به تأویل ناصر یمانی با کس دیگری ندارد؛ اما برای کسانی که نمی‌خواهند کلام را درک کنند توضیح بیشتری داده و می‌گوییم: علت اینکه خداوند دربرابر موسی تجلی نکرد این نبود که موسی باید بدون دیدن پروردگارش از او بترسد و فقط در دنیا او را نخواهد دید؛ بلکه اگر خوب در ایه تدبر کنید درمی‌یابید که علت این نیست؛ بلکه چون خداوند خالق همه چیز است، از هرچیزی بزرگ‌تر است و هیچ چیز تاب دیدن او را ندارد. سپس برای موسی مثالی می‌زند تا ببیند حین تجلی خداوند به کوه بزرگ چه اتفاقی می‌افتد؛ و بعد از تجلی ذات اعظم پروردگار سبحان چه بر سر کوه آمد؟ می‌بینیم که تاب دیدن عظمت ذات خداوند را نداشت؛ بلکه تکه تکه شد. این وضعیت کوه بزرگ بعد از تجلی خداوند سبحان است؛ پس بر سر انسان ضعیف چه خواهد آمد و خداوند تعالی درمورد انسان می‌فرماید:

    {وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿٢٨﴾}صدق الله العظيم [النساء].

    {زيرا آدمى ناتوان آفريده شده است}

    به همین ترتیب خداوند می‌فرماید که بشر نمی‌تواند مورد خطاب آشکار خداوند قرارگیرد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].

    {هيچ بشرى را نرسد كه خدا جز به وحى يا از ورای حجاب، با او سخن گويد. يا فرشته‌اى مى‌فرستد تا به فرمان او هر چه بخواهد به او وحى كند. او بلند پايه و حكيم است.}
    حال ببینیم آیا روز قیامت بین خالق و مخلوقات حجابی هست؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].

    {روزى كه آسمان با ابرها مى‌شكافد و فرشتگان بر زمين فرو فرستاده شوند.}
    طالب العلم؛ آیا می‌دانی "غمام" چیست؟ حجاب پروردگار است که از ورای آن با مردم سخن می‌گوید و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {
    هَلْ يَنظُرُ‌ونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّـهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ‌ وَإِلَى اللَّـهِ تُرْ‌جَعُ الْأُمُورُ‌ ﴿٢١٠﴾}صدق الله العظيم [البقرة].

    {آيا اينان منتظر آن هستند كه خدا با فرشتگان در زير سايبانى از ابر نزدشان بيايد و كار يكسره شود؟ حال آنكه خدا مرجع همه كارهاست.}


    من با آیات محکم برای تو دلیل نمی‌آورم که بعد آیات متشابه را انکار کنم؛ بلکه تمام این آیات چه محکم و چه متشابه از نزد پروردگار ماست و تأویل متشابه را برایت خواهم آورد که در فرموده خداوند تعالی آمده است:
    {
    هَلْ يَنظُرُ‌ونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّـهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ‌ وَإِلَى اللَّـهِ تُرْ‌جَعُ الْأُمُورُ‌ ﴿٢١٠﴾}صدق الله العظيم [البقرة].

    {آيا اينان منتظر آن هستند كه خدا با فرشتگان در زير سايبانى از ابر نزدشان بيايد و كار يكسره شود؟ حال آنكه خدا مرجع همه كارهاست.}

    ظاهر این آیه مشابه این حدیث دروغ است: [إنكم سترون ربكم جلياً كالبدر لا تضامون في رؤيته]( شما پروردگارتان را همچون ماه بدر واضح خواهيد ديد )، ولی طالب العلم؛ بی تردید این حدیث که با ظاهر این آیه تشابه دارد را به کل برخلاف نص آیات محکم است و با آنها اختلاف بسیار زیادی دارد. اینجاست که اگربترسی که ندانسته به خدا نسبت دهی؛ هم‌زمان هم ترمز دستی را می‌کشی و هم روی پدال ترمز می‌زنی و آن گاه می‌فهمی اين آيه باید متشابه باشد که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و آن را به راسخان در علم می‌آموزد که من هم از آنان هستم و تأویل این آیه را که در ظاهر با حدیث دروغ مشابهت دارد را برایت خواهم آورد.


    ای طالب العلم برتوست که بدانی این آیه از وجه باطنی انسان سخن می‌گوید که همان قلب انسان است و این وجه؛ وجه حقیقی انسان است و پروردگار در روزی که مال و فرزندان نفعی نداشته مگر کسی با قلب سلیم به درگاه خدا بیاید؛ ( اشاره به آیات کریمه : يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۹﴾ الشعراء) با قلب تعامل خواهد داشت و اگر انسان چیزی را به زبان بیاورد که در قلبش نیست به او دوچهره گفته می‌شود. بیا تا به آيه دیگری از قرآن عظیم نظر کنیم که درمورد قلب‌ها سخن می‌گوید و قرآن نام "وجوه " را به آنها می‌دهد. خداوند تعالی می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُ‌دَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِ‌هَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ‌ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿٤٧﴾}صدق الله العظيم [النساء].

    { اى كسانى كه شما را كتاب داده شده، به كتابى كه نازل كرده‌ايم و كتاب شما را نيز تصديق مى‌كند ايمان بياوريد؛ پيش از آنكه بر قلب‌هایی پرده افکنده و آنها را به گذشته‌شان بازگردانیم يا همچنان كه اصحاب سبت را لعنت كرديم شما را هم لعنت كنيم. و فرمان خدا شدنى است.}

    این آیه دو گروه را مورد خطاب قرار می‌دهد: یهودیان و مسیحیان؛ و اما قسمت اول آیه به مسیحیان اختصاص دارد، خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُ‌دَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِ‌هَا} صدق الله العظيم،
    {
    اى كسانى كه شما را كتاب داده شده، به كتابى كه نازل كرده‌ايم و كتاب شما را نيز تصديق مى‌كند ايمان بياوريد؛ پيش از آنكه بر قلب‌هایی پرده افکنده و آنها را به گذشته‌شان بازگردانیم}
    این تهدید مسیحیان است تا به آنچه که در قرآن آمده ایمان بیاورند و به ناحق درباره فرزند مریم مبالغه نکنند؛ پیش از اینکه خداوند بر قلب‌های آنان پرده افکنده وبه گذشته‌شان باز گردند وزمانی که خداوند فرزند حقیقی مریم را ظاهر نماید، به او کافر شده و از مسیح کذابی که خود را خدا می‌خواند پیروی کنند.

    و اما یهود؛ قسمت دوم آیه که تهدید به مسخ کردن است، مربوط به آنهاست، می‌دانند مسیحی که خود را فرزند مریم خوانده و ادعای خدایی می‌کند؛ پسر مریم نیست و دروغ می‌گوید و با وجود آگاهی از حق؛ دانسته از باطل پیروی می‌کنند و لذا خداوند آنان را لعنت کرده و همان‌طور که قبلاً"اصحاب سبت" را به میمون مسخ نموده بود؛ آنها را به صورت خوک مسخ خواهد کرد. مسخ به میمون انجام شده است ولی مسخ به شکل خوک هنوز باقی مانده و خداوند در کتاب خود آن را ذکر نموده و فرموده است:
    {
    وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [المائدة:60].{بعضى را بوزينه و خوك گردانيده است و طاغوت را عبادت کرده‌اند}مسخ به میمون : {كُونُوا قِرَ‌دَةً خَاسِئِينَ ﴿٦٥﴾} [البقرة]{بوزينگانى خوار و خاموش گرديد.}رخ داده است ولی درعلم کتاب، مسخ به خوک باقی مانده و این تهدید قوم یهود در زمان ظهور مسیح عیسی بن مریم حق عليه الصلاة والسلام است.


    طالب العلم؛ آیا می‌دانی حکمت بقای پسر مریم چیست؟ چون شیطان رجیم مانند انسان در برابرشما ظاهر خواهد شد و ادعا می‌کند مسیح عیسی بن مریم و پروردگار عالمیان است؛ در حالی که پسر مریم نمی‌تواند چنین ادعایی بکند و این همان شیطان رجیم است که به علت ادعای دروغش مسیح کذاب خوانده می‌ شود یعنی او پسر مریم نیست و به خاطر همین دورغ است که پسر واقعی و حق مریم بازخواهد گشت و در میان‌سالی همان سخنانی را به مردم خواهد گفت که در کودکی در گهواره بر زبان آورد:‌{إِنِّي عَبْدُ اللَّـهِ} [مريم:30]. {من بنده خداهستم}


    طالب العلم محترم؛ از موضوع خارج نمي شوم؛ همانا که می‌خواستیم برایت روشن کنیم که قرآن از وجه باطنی انسان و وحشت شدیدی که در آن است سخن می‌گوید و برای همین است که در انتظار واقعه سخت و کمرشکنی است. و اما "الوجوه الناظرة" قلب‌هایی است که منتظر رحمت خدا هستند و کلمه "ناظر" که در برخی مواضع آمده به معنای انتظار است؛ برای مثال سخن ملکه-سبا- و انتظارش برای بازگشت فرستادگان؛ این قیاس از جانب من نیست بلکه می‌خواهم بدانی ناظر در لغت به معنی منتظر است و من این را از موضع دیگری می‌دانم و معنای لغوی فرموده خدا را استنباط می‌کنیم که : {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَ‌ةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَ‌بِّهَا نَاظِرَ‌ةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيا مة] {در آن روز وجوهی( وجه باطنی= قلب}شاداب و مسرور است، (۲۲) و در انتظار پروردگارش (۲۳)}
    و روشن می‌شود که در مواضع مختلفی از" وجوه" سخن به میان می‌آید و معنی آن قلب است و همین طور در مورد انتظار که مرادف ناظر است. لذا " الوجوه الناظره الی ربها ناظرة" یعنی قلب‌هایی که انتظار رحمت خداوند را می‌کشند و اما" القلوب الباسرة" که همان "وجوه الباسرة " است یعنی قلب‌های عبوسی که منتظر عذابی کمرشکن هستند .


    و اما انسان عظمت پروردگار را با بصیرت خود درمی‌یابد ولی کسی که در اینجا از دیدن عظمت خداوند ناتوان و نسبت به آن کور است و خداوند را آن‌گونه که شایسته اوست نشناخته در آخرت هم نابینا و به شدت گمراه خواهد بود. همان طور که در دنیا قلبش از پروردگار محجوب بود در آخرت هم از آن محجوب است. نگاه بصيرتشان خيره است و توان ديدن عظمت خالق خود را ندارند و دریابند او عظیم و رحیم و کریم و بخشنده و حلیم است؛ بلکه از رحمت پروردگارشان کاملاً ناامیدند.

    طالب العلم چون می‌خواهی با این فرموده خداوند سخن مرا قطع کنی که:
    {كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّ‌بِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [المطففين].

    {چنین نیست که می‌پندارند، بلکه آنها در آن روز از پروردگارشان محجوبند!}
    در جوابت می‌گویم همان حجابی که در دنیا قلب‌شان را پوشانده بود در آخرت هم قلب‌هایشان را در پرده نگاه می‌دارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} [الإسراء:72].
    { اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
    و هم چنین فرموده خداوند تعالی: {مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ} [إبراهيم:43].

    {گردنها را کشیده، سرها را به آسمان بلندکرده، و چشم‌های‌شان خیره است و به سوی‌شان بازنمی‌گردد و (در این حال) دلهایشان خالی می‌گردد!}
    خداوند از چشم بصیرت سخن می‌گوید نه چشم و قوت بینایی؛ آنها کور نیستند و چشم‌های‌شان می‌بیند. خداوند تعالی می‌فرمابد:
    {وَرَ‌أَى الْمُجْرِ‌مُونَ النَّارَ‌ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِ‌فًا ﴿٥٣﴾}صدق الله العظيم [الكهف].

    {و گنهکاران، آتش (دوزخ) را می‌بینند؛ و یقین می‌کنند که با آن درمی‌آمیزند، و هیچ گونه راه گریزی از آن نخواهند یافت}
    لذا خداوند از قلب و بصیرت و شنوایی و عقل سخن می‌گوید که وجه باطنی انسان است؛ طالب العلم آیا متوجه موضوع شدی؟ پیشاپیش به خداوند علی العظیم قسم مي خورم: تو قادر نیستی از قرآن عظیم مرا شکست دهی و من تو را خاموش خواهم ساخت؛ و یا غرور تو را به گناه کشانده و خداوند شیطانی سرکش را مأمورت خواهد کرد. طبق درخواست خودت در این موضوع تعمق می‌کنیم تا آن را تمام کنیم و سپس به سراغ پاسخ دادن به موارد دیگر خواهیم رفت.

    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوك المهديّ المنتظَر الإمام الناصر لمحمد رسول الله والقرآن العظيم ناصر محمد اليماني،
    خداوند در نامم از کارم خبر داده است و این حکمت "تواطؤ" است؟ پس آیا مؤمن هستید؟

    اقتباس المشاركة: 3973 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 2 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    27 - 01 - 1429 هـ
    05 - 02 - 2008 مـ
    01:02 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    إليك البيان الفصل وما هو بالهزل يدركهُ أولو الألباب ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع أنبياء الله ورُسله وآلهم الطيبين وجميع التابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين، ولا أفرّق بين أحدٍ من رسُله وأنا من المُسلمين، ثمّ أمّا بعد..

    وإليك الجواب بالبيان من القرآن عن السؤال الأول وأهم الأسئلة وهو الفتوى بالحقّ في رؤية الله سُبحانه. ويا طالب العلم إني أراك تقول في الإمام الحقّ قولاً تحسبه هيِّناً وهو عند الله عظيمٌ، ولكن عفى الله عنك، وقال الله تعالى:
    {الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا} [الفرقان:59]. وأنا أخْبَرُ منك بالرحمن وأُقدِّره حقّ قدْره موقنٌ بعظمته سُبحانه، ولا يتحمل رؤيته جميع خلقه، ولا يتحمل رؤيته إلا شيءٌ مثله؛ وليس كمثله شيء وهو السميع البصير. فتعال لنحتكم إلى الآيات المُحكمات الواضحات البيّنات في القرآن العظيم وليس الآيات المتشابهات في ظاهرهن مع الأحاديث المُفتراة من قبل المنافقين من اليهود ليتبعهنّ من كان في قلبه زيغٌ عن القرآن المحكم والواضح والبيّن ابتغاء البرهان لحديث الفتنة، وكذلك ابتغاء تأويل المُتشابه من القرآن ولكنه أعرض عن المحكم الواضح والبيّن والذي لا يحتاج إلى تأويل وذلك لأنهنّ أمّ الكتاب، ولذلك جعل الله القرآن المحكم واضحاً وبيّناً. وقال الله تعالى: {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ‌ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ وَالرَّ‌اسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَ‌بِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ‌ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].

    ولسوف أعطيك مثالاً على ذلك لعلك تعلم خبث مكر شياطين البشر من اليهود، وقد يسندون الحديث المُفترى لأحدٍ من الصحابة وهو بريء من روايته، وعلى سبيل المثال الحديث الذي يقول فيه الراوي أنكم سوف ترون ربّكم جليّاً يوم القيامة كما ترون البدر لا تُضامون في رؤيته، ومن ثم يقول فانظروا إلى قول الله تعالى:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَ‌ةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَ‌بِّهَا نَاظِرَ‌ةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    ولكن أخي الكريم لا بُدّ لك أن تعلم ما هُنّ الآيات المُحكمات وما هُنّ الآيات المُتشابهات، وفيمَ وجه التشابه؟ فلو كانت تتشابه مع المحكم فالمحكم ظاهره كباطنه ولا يحتاج إلى تأويلٍ، ولكنك سوف تجد ظاهرها مُتناقضاً مع المحكم والواضح والبيّن، ولكنها تتشابه مع الفتنة وما هي الفتنة؟ ألا إنها أحاديث الفتنة الموضوعة بمكرٍ خطيرٍ ويأتي الذين في قلوبهم زيغٌ عن المحكم والواضح والبيّن فيتركه وكأنه ليس من عند الله ومن ثمّ يتّبع الآيات المُتشابهات مع أحاديث الفتنة، وذلك لأنه أصلاً يريد أن يثبت هذا الحديث أنه الحقّ وأنه جاء تأويلاً لهذه الآية المُتشابهة معه، فهو يريد تأويل القرآن بهذا الحديث الموضوع، وهو لا يعلم أنهُ موضوعٌ بل يظنّه عن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم.

    ولكن لماذا قال الله عن هذا العالِم بأنّ في قلبه زيغٌ ويبتغي الفتنة؛ ولكن برأه الله من أنه يريد أن يؤوِّل القرآن بتعمدِ التأويل الخطأ بل كذلك يُريد تأويل هذه الآيات المتشابهة والتي لا تزال بحاجة إلى تأويل، ولكن لماذا وصفه الله بأنّ في قلبه زيغٌ عن الحق الواضح والبيّن؟ وذلك لأنه ترك الآيات المُحكمات والواضحات والبيّنات التي لم يجعلهنّ الله بحاجةٍ إلى التأويل نظراً لأنهنّ أمّ الكتاب ومن ثمّ عمد إلى الآيات المتشابهة فاتّبع التشابه في ظاهرها مع الحديث المُخالف للآيات المحكمات. فإذا تدبّرتم مرةً أخرى قول الله تعالى:
    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ‌ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ وَالرَّ‌اسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَ‌بِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ‌ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم، فسوف تجدون بأنّ الذين في قلوبهم زيغٌ عن الحقّ قد اتّبعوا المتشابه من القرآن والذي لا يعلم بتأويله إلا الله ويُلهم تأويله للراسخين في العلم، ومن ثمّ تركوا التمسك بالآيات المُحكمات والبيّنات للجميع نظراً لأنهنّ أمّ الكتاب وأصل عقائد هذا الدين الإسلامي الحنيف.

    وتعال لأعلمك الآيات المُحكمات في الفتوى في شأن رؤية الله سُبحانه وتعالى علواً كبيراً، وسوف تجد الآية واضحةً وبيّنةً وتقول بأنّ الله هو الخالق للخلائق، ومن ثم يسترسل في ذكر صفات الربّ الأزليّة أنه لم يتخذ ولداً ولم تكن له صاحبةً ولا تدركه الأبصار، فكيف تقولون إنما ذلك في الدنيا! فهل جعلتم له صاحبةً وولداً في الآخرة؟ سبحانه! وقررتم رؤيته برغم أن عدم رؤيته جاءت ضمن الصفات لذاته سُبحانه أنه لم ليتخذ ولداً ولم تكن له صاحبة. فتدبّروا قول الله تعالى:
    {بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بُّكُمْ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    ولا أرى هذه الآية بحاجة لناصر اليماني أن يُفسّرها نظراً لأنّها من الآيات المُحكمات الواضحات البيّنات نظراً لأنهنّ أمّ الكتاب وأصل هذا الدين الإسلامي الحنيف من كفر بهنّ أو بآيةٍ منهنّ فنفاها فقد كفر بالله ربّ العالمين.

    وهل تدري يا طالب العلم لماذا لا ينبغي للخلائق رؤية ربّهم؟ وذلك لأنّه عظيم لا يتحمل رؤية عظمة ذاته إلا شيءٌ مثله في العظمة، وليس كمثله شيء سبحانه، ولذلك انظر إلى ردّ الله بالجواب اللفظي لموسى عليه الصلاة والسلام، ومن ثمّ أكّد له الجواب بالفعل على الواقع الحقيقي بأنّ الله عظيم لا يتحمل رؤيته سبحانه شيء من مخلوقاته حتى الجبل العظيم، فكيف بالإنسان الذي خلقه الله ضعيفاً؟ وقال الله تعالى:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَ‌بُّهُ قَالَ رَ‌بِّ أَرِ‌نِي أَنظُرْ‌ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَ‌انِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ‌ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ‌ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَ‌انِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَ‌بُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ‌ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    وهذه من الآيات المحكمات ولا تحتاج لناصر اليماني ولا لغيره أن يفسّرها نظراً لوضوحها، ولكن للمزيد للذين لا يكادون أن يفقهوا قولاً ونقول: إنّ الله لم يتجلّى لموسى من باب أنه يجب أن يخشى ربّه بالغيب وأنه لن يراه في الدُنيا فقط، بل تدبّروا الآية جيداً تجدون بأنّ ذلك ليس السبب؛ بل لأنّ الله الخالق لكلّ شيء هو أعظم من كُلّ شيء ولا يتحمل رؤيته شيء، ومن ثمّ ضرب الله لموسى على ذلك مثلاً حين تجلَّى الربّ للجبل العظيم، وماذا حدث للجبل من رؤية عظمة ذات الربّ سبحانه؟ فرأيناه لم يتحمل رؤية عظمة ذات الله؛ بل جعله دكاً دكاً، فهذا حال الجبل العظيم من بعد أن تجلّى له الله سبحانه فماذا إذاً سوف يحدث للإنسان الضعيف والذي قال الله عنه:
    {وَخُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفًا ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [النساء]؟

    وكذلك يقول الله أنه ما كان لبشرٍ أن يكلّمه جهرةً. وقال الله تعالى:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].

    ومن ثمّ ننظر هل يوم القيامة يوجد حجابٌ بين الخالق والخلائق؟ وقال الله تعالى:
    {وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].

    فهل تعلم يا طالب العلم ما هو الغمام؟ أنه حجاب الربّ والذي يُكلّم الناس من وراءه. وقال الله تعالى:
    {هَلْ يَنظُرُ‌ونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّـهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ‌ وَإِلَى اللَّـهِ تُرْ‌جَعُ الْأُمُورُ‌ ﴿٢١٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولا أجادلك بالمحكم يا طالب العلم ومن ثم أنكر المتشابه؛ بل كُلّ من عند ربّنا المُحكم والمتشابه، ولسوف آتيك بتأويل المتشابه من قوله تعالى:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَ‌ةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَ‌بِّهَا نَاظِرَ‌ةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    وهذه الآية تشابه في ظاهرها مع الحديث المُفترى
    [إنكم سترون ربكم جلياً كالبدر لا تضامون في رؤيته]، ولكن يا طالب العلم إنّ هذا الحديث والذي يتشابه مع ظاهر هذه الآية سوف تجد أنه قد خالف نصَّ المحكم جُملةً وتفصيلاً؛ بل بينهما اختلافٌ كثير، وهُنا تربط (هانبريك مع الفرامل) إن كنت تخاف أن تقول على الله غير الحقّ، ومن ثم تعلم أنّ هذه الآية حتماً إنها من المتشابه والذي لا يعلم بتأويله إلا الله ويُعَلِّمُه للراسخين في العلم وأنا منهم، ولسوف آتيك بتأويل هذه الآية المتشابهة في ظاهرها مع الحديث المُفترى.

    ويا طالب العلم عليك أن تعلم بأنّ الآية تتكلم عن الوجه الباطن للإنسان وهو القلب، وذلك الوجه هو الوجه الحقيقي للإنسان والذي يتعامل معه الربّ يوم لا ينفع مال ولا بنون إلا من أتى الله بقلب سليم، وإذاً الإنسان يقول بلسانه ما ليس في قلبه يُسمى أبو وجهين، فتعال لننظر إلى آيةٍ أخرى في القرآن العظيم تتكلم عن القلوب فيسمّيها القرآن وجوه. وقال الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُ‌دَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِ‌هَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ‌ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فهذه الآية تخاطب طائفتين وهم اليهود والنصارى، فأمّا النصارى فيخصّهم الشطر الأول من الآية في قوله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُ‌دَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِ‌هَا} صدق الله العظيم، ومعنى ذلك تهديد للنصارى أن يؤمنوا بما جاء في هذا القرآن فلا يبالغوا في ابن مريم بغير الحقّ من قبل أن يطمس الله على قلوبهم فيردّها على أدبارها فيظهر لهم ابن مريم الحقّ فيكفروا به ومن ثمّ يتّبعون المسيح الكذاب والذي يقول أنه الله.

    وأمّا اليهود فيخصّهم التهديد في الشطر الآخر من الآية وهو المسخ، وذلك لأنّ اليهود يعلمون أنّ المسيح عيسى ابن مريم الذي سيقول أنه الله، فهم يعلمون أنه ليس ابن مريم وأنه كذّاب، ومع علمهم بالحقّ فيتّبعون الباطل وهم يعلمون، لذلك سوف يلعنهم الله فيمسخهم إلى خنازير كما مسخ أصحاب السبت منهم إلى قردةٍ من قبل، ولكنه بقي المسخ إلى خنازير كما ذكر الله ذلك في الكتاب في قول الله تعالى:
    {وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ} صدق الله العظيم [المائدة:60].

    فأما المسخ إلى قِرَدَةٍ
    {كُونُوا قِرَ‌دَةً خَاسِئِينَ ﴿٦٥﴾} [البقرة]، ولكن بقي في علم الكتاب المسخ إلى خنازير، ويخصّ هذا التهديد يهود اليوم في زمن ظهور المسيح الحقّ عيسى بن مريم عليه الصلاة والسلام.
    ويا طالب العلم، هل تعلم ما هي الحكمة من بقاء ابن مريم؟ وذلك لأنّ الشيطان الرجيم سوف يظهر لكم كإنسانٍ فيقول لكم إنّه المسيح عيسى ابن مريم وإنّه الله ربّ العالمين. ولكنه كذّاب فهو ليس المسيح عيسى ابن مريم وما كان لابن مريم أن يقول ذلك؛ بل هو الشيطان الرجيم بذاته ولذلك يُسمى المسيح الكذاب بمعنى أنه ليس ابن مريم، ومن أجل هذا الافتراء سوف يعود ابن مريم الحقّ فيقول ويكلم الناس كهلاً بنفس الكلام الذي كلمهم به وهو في المهد صبياً: {إِنِّي عَبْدُ اللَّـهِ} [مريم:30].

    ولم أخرج عن الموضوع يا طالب العلم المحترم إنما أردنا أن نبيّن لك بأنّ القرآن كذلك يتكلم عن الوجه الباطن للإنسان وما يحتويه من فزعٍ شديدٍ، ولذلك تُظنّ أنّ يُفعل بها فاقرةٌ. وأما الوجوه الناظرة فهي القلوب الناظرة لرحمة الله، والناظر يأتي في مواضعٍ ويقصد به الانتظار، كمثال قول الملكة:
    {
    فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ} [النمل:35]، وليس ذلك قياساً مني؛ بل لكي تعلم أنه يُقال للمنتظِر ناظرٌ في اللغة.

    وأعلم أنّ ذلك في موضوع آخر وإنما استنبطنا المعنى اللغوي لقوله تعالى:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَ‌ةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَ‌بِّهَا نَاظِرَ‌ةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة]، فبيّنا أنّه يتكلم في مواضع عن الوجه وهو يعني بذلك القلب، وكذلك الانتظار من مرادفاته ناظر، إذاً الوجوه الناظرة إلى ربها ناظرة هي القلوب المنتظرة إلى رحمة الله، وأما القلوب الباسرة فكذلك هي الوجوه الباسرة التي تظن أن يفعل بها فاقرة.

    ولكن الإنسان يدرك عظمة الربّ بالبصيرة، ولكن من كان في هذه أعمى عن ربّه فلم يقدِّره حقّ قدره فهو كذلك في الآخرة أعمى وأضلّ سبيلاً، فكما كان قلبه محجوباً عن الربّ في الدنيا فكذلك هو محجوبٌ عنه في الآخرة، فلا يرتدّ إليهم طرفهم بالبصيرة لرؤية عظمة خالقهم أنه عظيمٌ رحيمٌ كريمٌ عفوٌّ حليمٌ؛ بل هم عن رحمة ربهم مُبلسون يائسون.

    وذلك لأنك يا طالب العلم قد تودّ أن تقاطعني بقوله تعالى:
    {كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّ‌بِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [المطففين]، فأقول لك إنّه نفس الحجاب الذي كان على قلوبهم في الدُنيا هو كذلك على قلوبهم في الآخرة. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} [الإسراء:72].

    وكذلك قول الله تعالى:
    {مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ} [إبراهيم:43]، فهو يتكلم عن طرف البصيرة وليس أنهم عميان عن البصر بل يرون. وقال الله تعالى: {وَرَ‌أَى الْمُجْرِ‌مُونَ النَّارَ‌ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِ‌فًا ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الكهف].

    إذاً الله يتكلم عن القلب وبصره وسمعه وعقله وهو الوجه الباطن للإنسان فهل فهمت الخبر يا طالب العلم؟ وأقسم بالله العليّ العظيم مُقدماً: لن تستطيع أن تلجمني من القرآن العظيم ولسوف ألجمك به إلجاماً، أو تأخذك العزّة بالإثم فيقيّض لك الله شيطاناً مريداً، ولسوف نخوض في هذا الشأن حتى ننتهي منه حسب طلبك، ومن ثم ننتقل للإجابة عن المواضيع الأخرى.

    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوك المهديّ المنتظَر الإمام الناصر لمحمد رسول الله والقرآن العظيم ناصر محمد اليماني، قد جعل الله في اسمي خبري وراية أمري، وتلك هي الحكمة من التواطؤ، فهل أنتم مؤمنون؟
    ــــــــــــــــــــــ



  3. الترتيب #3 الرقم والرابط: 212773 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي

    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    27 - 6 - 1429 هـ
    2 - 7 - 2008 مـ
    02:52 صباحاً
    ـــــــــــــــــ


    حسبي الله عليه توكلت وهو ربّ العرش العظيم..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..
    خداوند تعالى می‌فرماید:
    {بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿ 101﴾ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ (102) لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ (103)} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست. (۱۰۱)اين است خداى يكتا كه پروردگار شماست. خدايى جز او نيست. آفريننده هر چيزى. پس او را بپرستيد كه نگهبان هر چيزى است. (۱۰۲) چشمها او را نمى‌بينند و او بينندگان را مى‌بيند. دقيق و آگاه است. (۱۰۳)}
    من مهدی منتظر از طالب العلم سؤالی دارم: آیا این آیه را در زمره آیات محکم می‌بینی یا آیاتی که ظاهری متشابه با احادیث فتنه جعلی دارند تا ما را در مورد مسیح دجالی که آشکار با شما سخن خواهد گفت دچار فتنه کنند؟ به خداوند علی العظیم قسم این آیه شما را از فتنه مسیح دجال نجات خواهد داد چون او در حالی که مردم او را می‌بینند، آشکارا با آنها سخن خواهد گفت و تمام مسلمانان باید با آنچه که در این فرموده خداوند تعالی آمده است به مسیح دجال پاسخ دهند:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].
    {هيچ بشرى را نرسد كه خدا جز به وحى يا از ورای حجاب، با او سخن گويد. يا فرشته‌اى مى‌فرستد تا به فرمان او هر چه بخواهد به او وحى كند. او بلند پايه و حكيم است.}
    طالب العلم؛ ضرورتی نمی‌بینم مطالبی که به صورت مفصل پیرامون موضوع رؤیت خداوند از قرآن بیان کردم را تکرار نمایم؛ ولی ندیدم تو غیر از حدیث اراجیف که خداوند دلیلی برای آن نازل نفرموده، دلیل برای فتوایت بیاوری؛ فقط اینکه دیدم آیه ای آورده‌ای که درباره موضوعی جدید است؛ این فرموده خداوند تعالی:
    {وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (31) هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (32) مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ (33) ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (34) لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (35)} صدق الله العظيم [ق].
    { و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك بياورند، تا از آن دور نباشند. (۳۱) اين همان چيزى است كه به هر توبه‌كننده پرهيزگارى وعده‌اش داده بودند. (۳۲) آنهايى را كه در نهان از خداى رحمان مى‌ترسند و با دلى توبه‌كار آمده‌اند، (۳۳) گويند: در امان از هر عذابى به بهشت داخل شويد. اين روز، روز جاودانى است. (۳۴) در آنجا هر چه بخواهند هست و بيشتر از آن نزد ما هست. (۳۵)}
    طالب العلم؛ می بینم که می‌گویی مقصود از {مَزِيدٌ} دیدن خداوند است؛ او از این نسبت پاک و منزه است و این ادعای گزافی است؛ برادر گرامی به تو نصیحت می‌کنم بدون علم و برهان واضح و روشن از هیچ فتوایی پیروی نکنی؛ آیا می‌دانی نعیمی که مزید بر نعیم بهشت خداوند است چیست؟ اگر به کتاب خدا رجوع کنی خواهی دید که خداوند درآیه دیگری درست درهمین مورد برایت فتوا داده است؛ همانا که نعیم مزید برنعیم بهشت؛ همان نعیم اعظم است؛ نعیمی که بزرگ‌تر از بهشت خداوند است؛ این نعیم؛ رضوان خداوند بر بندگانش است؛ نعیم روحی که از نعیم مادی بسیار بزرگ‌تر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العلي العظيم [التوبة:72].
    {خداوند به مردان مؤمن و زنان مؤمن وعده بوستانهایی را داده است که جویباران از فرودست آن جاری است، که جاودانه در آنند و [نیز] خانه‌های پاک و پسندیده‌ای در بهشت عدن، و خشنودی الهی بزرگ‌تر است این همان رستگاری بزرگ است‌ (۷۲)}
    آیا نمی‌بینی من برای بیان قرآن؛ از خود قرآن آیه‌ای برایت آوردم که درباره همین موضوع بود. اگر در کلام خداوند تعالی تدبر کنی:
    {وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (31) هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (32) مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ (33) ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (34) لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (35)} صدق الله العظيم [ق].
    { و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك بياورند، تا از آن دور نباشند. (۳۱) اين همان چيزى است كه به هر توبه‌كننده پرهيزگارى وعده‌اش داده بودند. (۳۲) آنهايى را كه در نهان از خداى رحمان مى‌ترسند و با دلى توبه‌كار آمده‌اند، (۳۳) گويند: در امان از هر عذابى به بهشت داخل شويد. اين روز، روز جاودانى است. (۳۴) در آنجا هر چه بخواهند هست و بيشتر از آن نزد ما هست. (۳۵)}
    خواهی دید که تمام آن کاملا روشن است غیر از یک نقطه: {وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ}،اما اگر بخواهی بدانی مقصود از "مزید بر نعیم بهشت" چیست: باید به دنبال آیه‌ای بگردی که درباره همین موضوع است؛ به این ترتیب آبه جدید را پیدا خواهی کرد که خداوند این نکته را که قبلا بیان نکرده بود؛ برایت روشن نماید. فتوایت را در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنی:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)}
    صدق الله العلي العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان مؤمن و زنان مؤمن وعده بوستانهایی را داده است که جویباران از فرودست آن جاری است، که جاودانه در آنند و [نیز] خانه‌های پاک و پسندیده‌ای در بهشت عدن، و خشنودی الهی بزرگ‌تر است این همان رستگاری بزرگ است‌}
    مزید بر نعیم بهشت" نعیم رضوان خدا بر بندگانش است و خداوند این امر را در ایه‌ای دیگر به صورت واضح و روشن بیان نموده و فرموده است:
    {وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العلي العظيم [التوبة].
    { و خشنودی الهی بزرگ‌تر است این همان رستگاری بزرگ است‌}

    طالب العلم؛ به خداوند قسم تو با مهدی منتظر حق مجادله می‌کنی؛ او غیر از حق به خدا نسبت نمی‌دهد؛ اگر طالب علم و در جستجوی حقیقتی نمی‌توان تو را سرزنش کرد؛ اما می‌بینم بدون علم و دلیل روشن و منیر برای مردم فتوا می‌دهی؛ این امر خطیری است و بار گناه خود و کسانی که تو بدون علم آنان را گمراه کرده‌ای بر دوش تو خواهد بود؛ چرا خودت را در معرض چنین خطری قرار می‌دهی؟ اگر خود را مدافع حدود دین می‌دانی؛ به خداوند علی العظیم برایت قسم می‌خورم که این مجادله تو کار را برای فتنه مسیح دجال آسان وحجتی که از قرآن عظیم برضد مسیح دجال آورده شده را زائل می‌کند، حجتی که اگر آن تصدیق کنید از فتنه مسیح دجال در امان می‌مانید چرا که مسیح دجال آشکار با شما سخن خواهد گفت جناب طالب العلم...ولی بر توست که با کلام خداوند عز وجل در برابرش حجت آورده و بگویی:" مسیح دجال تو در حالی که مردم قادر به دین تو هستند با آنان آشکار سخن می‌گویی وادعا می‌کنی پروردگار عالمیانی؛ ولی خداوند درقرآن عظیم فرموده است:

    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}
    صدق الله العظيم [الشورى:51]
    {
    هيچ بشرى را نرسد كه خدا جز به وحى يا از ورای حجاب، با او سخن گويد. يا فرشته‌اى مى‌فرستد تا به فرمان او هر چه بخواهد به او وحى كند. او بلند پايه و حكيم است.}
    پس چطور است که تو رو در رو با ما سخن می‌گویی و ما تو را می‌بینیم؟". طالب العلم اگر حقیقت را می‌خواهی، این حجت شما در مقابل دجال است و بعد از حق مگر جز گمراهی چیزی هست. لذا دفاع تو از تفسیرت؛ به نفع مسیح دجال است و تو بدون اینکه قصدی داشته باشی کار را برای او آسان می‌کنی؛ پس از خدا بترس و غرور و خودخواهی تو را به گناه نکشاند برادر گرامی. برایت به خداوند علی العظیم قسم می‌خورم که اگر در این مورد حق با تو بود؛ از ترس این فرموده‌ خداوند تعالی، غرور وخودخواهی ناصر محمد یمانی را به گناه نمی‌کشاند:
    {وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ العزّة بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ}
    صدق الله العظيم [البقرة:206]،
    {و چون به او گويند كه از خدا بترس، خودخواهى‌اش او را به گناه كشاند. جهنم، آن آرامگاه بد، او را بس باشد}
    خداوند من و تو تمام مسلمانان را به راه راست هدایت فرماید.
    أخوك؛ في الله الإمام ناصر محمد اليماني.
    [COLOR=#000000]

    اقتباس المشاركة: 3975 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 3 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    27 - 6 - 1429 هـ
    2 - 7 - 2008 مـ
    02:52 صباحاً
    ـــــــــــــــــ


    حسبي الله عليه توكلت وهو ربّ العرش العظيم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..
    قال الله تعالى:
    {بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿ 101﴾ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ (102) لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ (103)} صدق الله العظيم [الأنعام:101].

    وأنا المهديّ المنتظَر الحقّ أوجّه سؤالاً لطالب العلم: هل ترى هذه الآية من المحكمات أم من المتشابهات في ظاهرهنّ مع أحاديث الفتنة الموضوعة ليفتنكم المسيح الدجال والذي يُكلِّمكم جهرةً يا طالب العلم؟ وأقسم بالله العلي العظيم بأنّ هذه العقيدة الحقّ تَحُوْلُ بينكم وبين فتنة المسيح الدجال وذلك لأنّه سوف يُكلّم الناس جهرةً وهم يرونه، وإلى جميع المسلمين الردّ على المسيح الدجال وهو ما جاء في قول الله تعالى:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].

    ويا طالب العلم لا أريد أن أكرر البيان الذي فصَّلناه من القرآن تفصيلاً حول موضوع الرؤية، ولم أرَكَ قد أتيتني بدليلٍ على فتواك غير حديث (الخرابيط) والتي ما أنزل الله بها من سُلطانٍ، غير أني وجدتك قد آتيتني بآيةٍ هي جديدةٌ في الموضوع وتلك قول الله تعالى:
    {وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (31) هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (32) مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ (33) ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (34) لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (35)} صدق الله العظيم [ق].

    ومن ثم يا طالب العلم رأيتك تقول أن
    {مَزِيدٌ} هو رؤية الله سبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً، ولكن أخي الكريم إني أنصحك أن لا تتبع فتوى بغير علمٍ وسلطانٍ واضحٍ وبيّنٍ، فهل تعلم ما هو النعيم الزائد على جنّة النعيم؟ فإذا رجعت إلى كتاب الله سوف تجد بأنّ الله يفتيك في آيةٍ أخرى في نفس الموضوع بأنّ النعيم الزائد على جنّة النعيم هو نعيمٌ أعظم وأكبر من نعيم الجنة، ألا أنه نعيم رضوان الله على عباده وذلك هو المزيد، نعيم روحي أكبر من نعيم الجنة المادّي. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العلي العظيم [التوبة:72].

    ألا ترى بأني آتيك بالبيان للقرآن بآيةٍ أخرى من نفس القرآن وفي نفس الموضوع؟ فإذا تدبّرت قول الله تعالى:
    {وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (31) هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (32) مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ (33) ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (34) لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (35)} صدق الله العظيم [ق]؛ فسوف تجدها واضحةً جميعاً ما عدا نقطة واحدة وهي {وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ}، ولكن إذا بحثت عن معرفة ما هو المزيد المضاف إلى نعيم الجنة فعليك أن تبحث عن آيةٍ أخرى في نفس الموضوع وسوف تجد الآية الجديدة وقد بيّن الله لك هذه النقطة التي لم تتبيّن لك من قبل، فتجد فتواك في قول الله تعالى: {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العلي العظيم [التوبة].

    وهُنا تبيّن لك يا حبيبي في الله بأنّ المزيد على نعيم الجنة أنّه نعيم رضوان الله على عباده، وقد جعل الله ذلك واضحاً وجليّاً في الآية الأخرى:
    {وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (72)} صدق الله العلي العظيم [التوبة].

    ويا طالب العلم، أقسم بالله العلي العظيم إنك تُحاجِج المهديّ المنتظَر الحقّ الذي لا يقول على الله غير الحقّ، ولا تثريب عليك إن كنت طالب علمٍ وباحثاً عن الحقيقة، ولكني أراك تفتي الأمّة بغير علمٍ وسلطانٍ مُنيرٍ، فالأمر خطيرٌ وسوف تحمل وزرك ووزر الذين تضلّهم بغير علمٍ، فلماذا تعرّض نفسك لأمرٍ خطيرٍ؟ فإن كنت ترى نفسك تذود عن حياض الدين فأقسم لك بالله العلي العظيم بأنّ جدالك هذا يُسهل الفتنة للمسيح الدجال ويزيل الحجّة على المسيح الدجال من القرآن العظيم، وذلك لأنّكم لو تصدقوا لأَمِنْتُم من فتنة المسيح الدجال وذلك لأنه سوف يُكلّمكم جهرةً يا طالب العلم، ولكن عليك أن تحاجِجْه بقول الله عزّ وجل فتقول: "يا أيها المسيح الدجال إنك تُكلّم الناس جهرةً وهم يروك وتدعي أنك الله ربّ العالمين، ولكن الله قال في القرآن العظيم:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51]! وأنت كيف تكلّمنا مواجهة ونحن نراك؟". وتلك حجّتكم على الدجال يا طالب العلم إن كنت تريد الحقّ، فما بعد الحقّ إلا الضلال؟ إذاً ذودك هذا تبيّن لك أنه لصالح المسيح الدجال ولتسهيل فتنته بغير قصدٍ منك، فاتّقِ الله ولا تأخذك العزّة بالإثم يا أخي الكريم، وأقسم لك بالله العلي العظيم لو كنت أراك مُحقّاً في هذه المسألة لما أخذتْ ناصرَ محمدٍ اليماني العزّةُ بالإثم خشيةً من قول الله تعالى: {وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ العزّة بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ} صدق الله العظيم [البقرة:206]، وهداني الله وإياك وجميع المسلمين إلى الصراط المُستقيم..

    أخوك؛ في الله الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ




  4. الترتيب #4 الرقم والرابط: 212774 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    27 - 06 - 1429 هـ
    02 - 07 - 2008 مـ
    08:19 مساءً
    ـــــــــــــــــ



    همانا من دادن فتوا در هر امری از امور دین را برای عالمی که هنوز در حال اجتهاد( غور و بررسی) درمورد آن است حرام می‌کنم.

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..
    برادر گرامی طالب العلم؛ سلام علیکم و رحمه‌الله تعالی و برکاته؛ سلام برما و تمام بندگان صالح خداوند درهر زمان و مکان تا یوم الدین: من بین هیچ یک از رسولان خداوند فرقی قايل نشده و مردم را به سوی همان دعوت تمام سولان خداوند فرامی‌خوانم که خدا به یگانگی عبادت کنیدو کسی که به خداوند شرک بیاورد ظلم بزرگی به خود کرده و مانند آن است که از آسمان سقوط کند و پرندگان او را بربایند یا باد او را به سحیق-جهنم- بیفکند...
    بصیرت من کتاب خداوند و سنت رسولش صلى الله عليه وآله وسلم است و بین کتاب خدا و رسول خدا فرقی قائل نشده و به هر دو تمسک می‌جویم و از احادیث دروغی که بر خلاف آنهاست پیروی نکرده و همه را به کل نفی می‌کنم و بدون دلیل و برهانی روشنگر به دنبال سخن دیگران نمی‌افتم چون کسانی مانند ابن تمیمیه یا ابن کثیر و غیره مثل انبیا و رسولان خدا نیستند که از روی هوا ومیل سخن نگویند. فقط اینکه درمورد آنها جز خیر نمی‌گویم و حساب آنها باخداست. خداوند مرا نگهبان آنها قرار نداده وآنها مجتهد بوده‌اند. ولی بر طلاب علوم حرام می‌کنم که مادامی که هنوز در حال اجتهاد و بررسی هستند حق فتوا دادن بر اساس اجتهاد را به هیچ وجه ندارند؛ چون تا زمانی که درمورد حق جستجو و اجتهاد نکرده باشند چگونه می‌توانند بدانند حق کدام است و چگونه ممکن است خدا بدون اجتهاد- برسی و تدبر و تفکر- به سوی حق هدایت نماید؟ هر زمان خداوند ایشان را با علم و بصیرت و برهان منیربه سوی حق راهنمایی کرد؛ آن وقت با بصرتی که پروردگارعنایت نموده مردم را به سوی حق هدایت کنند. این اجتهادی است که برای تمام علمای امت که در طلب علم هجرت کرده‌اند واجب است. همانا که من بر تمام عالمان حرام می‌کنم که در هر امری از امور دینی، در حالی که هنوز مشغول اجتهاد درمورد آن مسئله هستند فتوا بدهند و سپس بگویند اگر اشتباه کرده باشم از من است...
    به چنین فردی می‌گوییم چگونه در حالی که هنوزخودت به برهان منیر و روشن علمی دست نیافته‌ای برای امت فتوا می‌دهی؟ تو که نمی‌دانی فتوایت بی شک و تردید حق است یا باطل پس از این کار برحذر باشد که این عمل شیطان است و در قرآن ندانسته به خداوند نسبت دادن حرام شده است. بلکه باید اول در قرآن به دنبال دلیل و برهان باشی و اگر آنچه که می‌خواستی را نیافتی؛ راهی جز رفتن به سراغ سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نخواهی داشت البته به شرط مقارنه حدیث با قرآن عظیم تا ببینی آیا با آیات محکم قرآن که خداوند آنها را ام‌الکتاب قرار داده و اصل دین حنیف اسلام هستند مخالفت نداشته باشد. اگر با این آیات مغایرت نداشت حدیث را بپذیر ولو اینکه برهانی برایش در قرآن نباشد وچنان چه از محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم روایت شده است من عمل به آن را حرام نمی کنم ؛ پناه بر خدا که از جاهلان باشم. ولی متأسفانه بسیاری از حق‌جویان؛ حقیقت دعوت امام ناصر محمد یمانی را درک نمی‌کنند و برخی تصور می‌کنند من مردم را تنها به سوی قرآن دعوت کرده و سنت جدم محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، را رها کرده‌ام؛ چگونه می‌توانم آنها را رها کنم در حالی که سنت بیان و توضیح بیشتر قرآن است؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [النحل:44]،
    {و بر تو نيز قرآن را نازل كرديم تا آنچه را براى مردم نازل شده است برايشان بيان كنى و باشد كه بينديشند.}
    پناه برخدا که میان حدیث خدا و حدیث رسولش تفاوت قائل شوم خداوند این دو را مکمل هم قرار داده است؛کتاب خدا و سنت رسولش...

    ای مردم از خدا پروا کنید؛ همانا من نسبت به آنچه که مخالف آیات محکم کتاب خداست و تنها هلاک شوندگان از آن منحرف می‌شوند؛ کافرم و فتوا می‌دهم که این حدیث بی شک و تردید جعلی است و مکربرخی افراد بر ضد خدا و رسولش است خداوند درنص قرآن عظیم خبر آنان را به شما داده است؛ آنها در ظاهر کار مسلمان هستند و به محضر محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آمده و گفته‌اند شهادت می‌دهیم لا اله الا الله و شهادت می‌دهیم تو رسول الله هستی ولی خداوند شهادت می‌دهد که آنها دروغ می‌گویند و ایمان خود را سپر قرار دادند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اینها را ناصر محمد یمانی نمی‌گوید؛ بلکه ای جماعت مسلمانان این خداوند است که چنین می‌فرماید؛ چقدر این آیات را تکرار کنم تا شاید پند گرفته و متذکر شوید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌‌گویند: «ما شهادت می‌‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌‌دهند! (۲)}
    شما از نقشه آنها و کیفیت بازداشتن مردم از راه خدا بی‌خبرید با اینکه خداوند در قرآن عظیم روشن می‌کند که چرا{اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} {آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌‌دهند} ، چگونگی مکرشان را در ایه دیگری که در همین باره نازل شده پیدا می‌کنید و این قیاس و اجتهاد شخصی من نیست؛ این حق آمده از نزد پروردگار است که بیش از ۱۴۲۹ سال است که در دست شماست. ای علمای امت! ایا می‌دانید چرا شیاطین بشر از قوم یهود از ایمان خود به عنوان سپر استفاده می‌کند تا مردم را از راه خداوند باز دارند؟ از چه راهی مردم را از حق بازمی‌دارند؟
    اگر دانستن این موضوع برای‌تان اهمیت دارد، پس به قرآن رجوع کنید؛ در این صورت چگونگی نقشه خبیثانه آنها را پیدا خواهید کرد. خداوند در این مورد برایتان فتوا داده و می‌گوید علت رفتار آنها این است که از راویان حدیث شوند و روایاتی را پنهان کنند که محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنها را بیان ننموده است و خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    این مکر صحابه ظاهری رسول الله است؛ شیاطین بشر از قوم یهود که گفته‌اند که شهادت می‌دهیم خدایی جز خداوند نیست و شهادت می‌دهیم تو رسول الله هستی ای محمد" صلى الله عليه وآله وسلم. خداوند شما را آگاه نموده که این سپری است تا با احادیثی که از نزد خداوند ورسول نیست، مردم را از راه خدا باز دارند.
    من مهدی منتظر فتوا می‌دهم که قرآن عظیم از نزد خداست و سنت بیان محمد رسول الله هم از نزد خدا است و او از روی هوا میل سخن نمی‌گوید؛ ای علمای امت اگر خوب در آیات تدبر کنید درخواهید یافت که خداوند وعده‌ای درمورد حفظ سنت نبی صلی الله علیه و آله و سلم از تحریف به شما نداده است ولی وعده داد ه که قرآن عظیم را از تحریف حفظ خواهد کرد و آن را مرجع حل اختلاف علمای حدیث قرار می‌دهد و بر شماست که در قرآن تدبر کنید و اگر حدیث روایت شده به دروغ به خدا و رسولش نسبت داده شده باشد؛ به یقین و حتما و مؤکداً بین آن با قرآن اختلاف زیادی وجود خواهد داشت.
    خداوند این قاعده را مقرر فرموده تا وقتی علمای حدیث درمورد برخی از روایات دچار اختلاف و نزاع شدند و برخی آن را تصدیق و برخی به صحت آن ایراد وارد دانستند؛ به این قاعده تکیه کنند. در اینجاست که خداوند امر می‌کند حدیث نقل شده از نبی را با قرآن عظیم مقارنه دهند و سپس آنان را آگاه نموده که اگر حدیث از خداوند نباشد با قرآن اختلاف بسیار زیادی خواهد داشت.
    پیش از این درباره این موضوع بیانی نوشته‌ایم و از ابن عمر می‌خواهیم لینک آن بیان را بگذارد تا طالب العلم در ان تدبر نماید. "رجلاً من أقصى المدينة يسعى"(شناسه ابن عمر) آن بیان را بگذار و در برابر طالب علم صبر و مدارا پیشه کن تا حق و باطل برایش روشن شود و اگر خدا او را به سوی حق هدایت نماید؛‌این از دنیا و هرچه درآن است، برایت بهتر است. کاری نکن شیطان راهی برای نفوذ به او پیدا کند تا غرور و خودخواهی او را به گناه بکشاند چون اگر حق برایش روشن شود؛ اگر از دست تو خشمگین باشد از آن پیروی نخواهد کرد مگر از" عباد الرحمن" باشد که غیظ خود را فرو خورده و از مردم می‌گذرند. مشتاق هدایت مردم باش و اگر به تو ناسزا گفتند و آزارت کردند؛ صبر پیشه کن که این از امور مهمی است که باید بر آن پایداری نمود. باز هم به تو تاکید می‌کنم که پاسخ اعضا را به هیچ وجه حذف نکنی مگر اینکه حاوی ناشزا و بد دهنی نسبت به امامت باشد. به آنها ناسزا نگو و فقط نوشته‌ای را که حاوی ناسزا و بد دهنی است حذف کن و سپس با صدقه گذشت با ایشان رفتار کن که بزرگ‌ترین صدقه درنزد خداوند و پروردگار عالمیان گذشت است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ}
    صدق الله العظيم [البقرة:٢١٩]،
    {و از تو مى‌پرسند، چه چيز انفاق كنند؟ بگو: عفوو گذشت}
    و عفو از بزرگ‌ترین صدقاتی است که در کتاب آمده است؛ پس عفو کرده و بگذرید تا خداوند نیز شما را عفو کرده و-گناهان‌تان را- نادیده بگیرد و او خیر الغافرین است. وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ

    اقتباس المشاركة: 3976 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..






    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    27 - 06 - 1429 هـ
    02 - 07 - 2008 مـ
    08:19 مساءً
    ـــــــــــــــــ


    وإنما أحرّم الفتوى عن أيّ أمرٍ من أمور الدين على العالم وهو لا يزال مجتهداً ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..
    أخي الكريم طالب العلم، السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته، السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين ولا أفرّق بين أحدٍ من رُسل الله أجمعين وأدعو الناس إلى نفس الدعوة الحقّ التي جاء بها جميع المرسلين أنِ اعْبُدوا الله وحده لا شريك له وأنّ من أشرك بالله فإن ذلك ظُلمٌ عظيمٌ على نفسه وكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير أو تهوي به الريح إلى مكانٍ سحيقٍ.

    وكتاب الله وسنّة رسوله صلّى الله عليه وآله وسلم بصيرتي، ولا أفرق بين كتاب الله ورسوله مُستمسكٌ بها فلا أتّبع ما خالفهم من الأحاديث الموضوعة فأنكرها جُملةً وتفصيلاً ولا أتّبع أقوال الآخرين بغير سلطانٍ مُنيرٍ وذلك لأنّهم ليسوا أنبياء ومُرسلين ولذلك لا ينطقون عن الهوى كابن تيمية أو ابن كثير أو غيرهم، غير أني لا أقول فيهم إلا خيراً وحسابهم على الله وما جعلني الله عليهم حسيباً وإنما كانوا مُجتهدين،
    ولكني أحرّم الفتوى بالاجتهاد جُملةً وتفصيلاً وفي نفس الوقت أعلن الاجتهاد أمراً مفروضاً على طُلاب العلم، إذ كيف يعلمون الحقّ ويهديهم الله إلى الحقّ إذا لم يجتهدوا في البحث عن الحقّ؟ حتى إذا هداهم الله إلى الحقّ بعلمٍ وبصيرةٍ وسلطانٍ منيرٍ فعند ذلك يدعون الناس على بصيرةٍ من ربّهم، وذلك هو الاجتهاد المفروض على جميع الذين ينفرون لطلب العلم من علماء الأمّة، وإنما أحرّم الفتوى عن أي أمرٍ من أمور الدين على العالِم وهو لا يزال مجتهداً في هذه المسألة ومن ثم يقول إن أخطأت فمن نفسي! ومن ثم نقول له فكيف تُفتي الأمّة في هذه المسألة وأنت لم تتوصل إلى العلم والسلطان المُنير؟ إذاً أنت لا تعلم هل فتواك هي الحقّ بلا شكٍّ أو ريبٍ أو قد تكون باطلةً فاحذر فذلك من عمل الشيطان ومحرَّم في القرآن أن تقول على الله ما لم تعلم؛ بل تبحث عن السلطان أولاً في القرآن العظيم فإذا لم تجد فليس لك غير الذهاب إلى سنّة محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم شرط أن لا تأتِ بحديثٍ إلاّ وقارنته مع القرآن العظيم هل يخالف شيئاً من آيات الله المحكمات واللاتي جعلهنَّ الله هنّ أمّ الكتاب وأصل هذا الدين الإسلامي الحنيف، فإذا لم يخالفهن في شيءٍ فخذ بهذا الحديث حتى ولو لم يكُن له برهانٌ في القرآن فلا أحرّم الأخذ به وهو مرويٌّ عن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وأعوذ بالله أن أكون من الجاهلين.

    ولكن للأسف لم يفهم كثيرٌ من الباحثين عن الحقيقة حقيقة دعوة الإمام ناصر محمد اليماني، فمنهم من يظنّ بأني أدعو إلى القرآن وحده تاركاً سنة جدّي محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، فكيف أتركها وهي لا تزيد هذا القرآن إلا بياناً وتوضيحاً؟ تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [النحل:44]، وأعوذ بالله أن أفرّق بين حديث الله وحديث رسوله والذي جعلهما الله يكمّلان لبعضٍ؛ كتاب الله وسنّة رسوله.

    فاتقوا الله يا قوم، إنما أكفر بما خالف كتاب الله في آياته المُحكمات واللاتي لا يزيغ عنهنّ إلا هالكٌ، وأفتي أنّ ذلك حديثٌ موضوعٌ بلا شكٍّ أو ريبٍ ومكرٍ ضدّ الله ورسوله من أناس أخبركم الله عنهم بنصّ القرآن العظيم إنّهم من المُسلمين ظاهر الأمر وجاءوا إلى محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم وقالوا نشهد أنّ لا إله إلا الله ونشهد إنك رسول الله ولكن الله يشهد إنّهم لكاذبون وإنّهم اتخذوا أيمانهم جُنّة ليصدّوا عن سبيل الله، ولم يقُل ذلك ناصرُ محمدٍ اليماني؛ بل ذلك قاله اللهُ لكم يا معشر المسلمين، فكم أكرر تلك الآيات لعلكم تتذكّرون؟ وقال الله تعالى:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)} صدق الله العظيم [المنافقون].

    ولكن للأسف لا تعلمون كيفية الخطة لديهم ليصدّوا عن سبيل الله برغم أنّ الله قد بيّن لكم في القرآن العظيم لماذا
    {اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}، وسوف تجدون طريقة مكرهم في آيةٍ أخرى وفي نفس الموضوع لا قياساً ولا اجتهاداً مني؛ بل الحقّ من ربكم الذي بين أيديكم من قبل أكثر من 1429عاماً، فهل تعلمون يا معشر علماء الأمّة لماذا اتخذ شياطينُ البشر من اليهود أيْمانَهم جُنّة ليصدّوا عن سبيل الله؟ ولكن كيف الطريقة التي يصدّون بها عن الحقّ؟ فإذا كان يهمّكم أن تعلموا ذلك فارجعوا إلى القرآن وسوف تجدون ما هو نوع الخطة الخبيثة، ويفتيكم الله في ذلك ويقول أنّهم فعلوا ذلك لكي يكونوا من رواة الحديث فيُبيِّتون أحاديث غير التي يقولها محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82)} صدق الله العظيم [النساء]. فذلك هو مكر صحابة رسول الله ظاهر الأمر من شياطين البشر من اليهود من الذين قالوا: "نشهد أن لا إله إلا الله ونشهد أنّك رسول الله يا محمداً" صلى الله عليه وآله وسلم. وعلمكم الله إنما اتخذوا ذلك جنة ليصدّوا عن سبيل الله بأحاديث لم تكن من عند الله ورسوله.

    وأنا المهديّ المنتظَر أفتي بأنّ القرآن العظيم من عند الله وكذلك سنّة البيان عن محمدٍ رسول الله من عند الله ولا ينطق عن الهوى، وإذا تدبّرتم الآيات جيداً يا معشر علماء الأمّة فسوف تجدون بأنّ الله لم يعدكم بحفظ الأحاديث عن النّبيّ صلى الله عليه وآله وسلم ولكنه وعدكم بحفظ القرآن من التحريف ليجعله المرجع فيما اختلف فيه عُلماء الحديث بأنّ عليهم أن يتدبّروا القرآن وإذا كان هذا الحديث المروي افتراءً على الله ورسوله فحتماً ومؤكداً ويقيناً سوف يجدون أنّ بينه وبين القرآن اختلافاً كثيراً، وقد جعل الله هذا هو الناموس الذي يلجأ إليه علماء الحديث لحلّ النزاع الذي ذاع بينهم في شأن بعض الأحاديث المرويّة فيصدّقها بعضٌ منهم ويطعن في صحتها آخرون وهنا أمرهم الله بالمقارنة بين هذا الحديث المروي عن النّبيّ وبين القرآن العظيم ومن ثم علّمهم بأنّ هذا الحديث إذا كان من عند غير الله فسوف يجدون بينه وبين القرآن اختلافاً كثيراً.

    وسبق وأن كتبنا بياناً في هذا الشأن فأرفق رابطه يا ابن عمر ليتدبّر طالب العلم، وأرفق به يا (رجلاً من أقصى المدينة يسعى) واصبر عليه حتى يتبيّن له الحقّ من الباطل، ولئن هداه الله إلى الحقّ خيرٌ لك من الدنيا وما فيها فلا تجعل للشيطان عليه سبيلاً حتى تأخذه العزّة بالإثم حتى ولو تبيَّن له الحقّ إذا أغضبته فلن يتّبعك إلا أن يكون من عباد الرحمن من الكاظمين الغيظ والعافين عن الناس. واحرص على هُدى الناس وإن شتموك وإن آذوك فاصبر إن ذلك لمن عزم الأمور، وأكرّر لك الأمر أن لا تحذف من ردود الأعضاء شيئاً إلاّ ما كان فيه سبٌّ وشتمٌ لإمامك، فلا تشتمهم واحذف خطاب السبّ والشتم ومن ثم تصدّق عليهم بالعفو أعظم صدقة عند الله ربّ العالمين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ} صدق الله العظيم [البقرة:٢١٩]، والعفو من أعظم الصدقات في الكتاب فاعفوا واصفحوا يعفو الله عنكم ويصفح وهو خير الغافرين.

    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ



  5. الترتيب #5 الرقم والرابط: 212775 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي

    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 07 - 1429 هـ
    02 - 08 - 2008 مـ
    09:23 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    به "طالب العلم" و تمام علمای امت اسلامی..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين، وبعد..


    ای"طالب العلم"؛ ای علمای مذاهب و فرق اسلامی امت؛ اگر ایمان نداشته باشید که قرآن مرجع حل اختلافات شما در سنت محمدی است؛ گفتگو با شما ثمربخش نخواهد بود؛ و من مهدی منتظر به تمام علمای امت اسلامی اعلان کرده و به حق فتوا می‌دهم که خداوند قرآن را به عنوان مرجع حل اختلافات علمای حدیث در امر سنت محمدی قرار داده است. گفتگو را تنها به این فتوا اختصاص خواهیم داد و اگر ایمان آوردید که قرآن مرجع حق حل اختلافات شما در سنت نبوی است؛ امور بعد از ان آسان خواهد بود و درتمام موارد اختلاف میان شما حکم خواهیم داد تا به اذن خداوند و پرودرگار عالمیان صفوف پراکنده شما را متحد ساخته و شکست شما را جبران کنیم؛ و اگر بعد از ارائه برهان و دلیل،به این فتوا ایمان نیاورید؛ مانند جدم؛ نزد خدا زا شما شکایت می‌کنم:

    {وَقَالَ الرَّسُولُ يَا ربّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا هذا القرآن مهجوراً}
    صدق الله العظيم [الفرقان:30].
    {و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها و مهجور کردند}
    سپس حکم می‌دهم که به قرآن عظیم کافر شده‌اید چرا که گفته‌اید شنیدیم و عصیان کردیم؛ یعنی شما به قرآن ایمان دارید ولی از آن پیروی نمی‌کنید؛ اگر تعقل کنید درمی‌یابید چقدراین‌گونه ایمان داشتن به شما بد فرمان می‌دهد ( اشاره به آیه کریمه: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَ‌فَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ‌ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا ۖ قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِ‌بُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِ‌هِمْ ۚ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُ‌كُم بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٩٣﴾ البقرة) ای علمای امت من حکم کافر بودن به قرآن عظیم را درموردتان نمی‌دهم مگر اینکه به حق شما را خاموش ساخته و ثابت نمودم قرآن مرجع سنت نبوی است ولی شما بعد از آن‌که با دلایل قاطع از قرآن عظیم حق برایتان روشن شد؛ سکوت کرده و به آن اعتراف نکنید و یا سکوت کنید چون می‌دانید اگر به حق بودن این فتوا اعتراف نمایید که امام ناصر محمد یمانی با قرآن عظیم بر شما غلبه خواهد کرد، این تصدیق رؤیای حق از محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است که بعد از آن که مرا از شأنم باخبر نمود؛ نشانه تصدیق آن غلبه من بر تمام کسانی است که از قرآن با من مجادله می‌کنند رؤیای من برهان خداوند برای شما نیست و نمی‌توان بر اساس آن حکم شرعی داد؛ رؤیا متعلق به صاحب آن است ولی محمد رسول الله نشانه‌ای برای اثبات صحت رؤیا مقرر داشت. نشانه هم این بود که هرعالمی از علمای امت که به دنبال حق باشد و به گفتگو با من بپردازد؛ بر او غلبه خواهم کرد. پس اگر خداوند این رؤیا را محقق نماید؛ خواهید دید که من بر هرکس که از قرآن با من مجادله کند؛ چیره می‌شوم.
    خداوند این رؤیا را محقق نمود. حال اگر شما علمای امت بر من غلبه کنید، برای مردم روشن می‌شود من به خدا و رسولش نسبت دروغ داده‌ام؛ البته اگر بتوانید چنین کنید که نمی‌توانید. پیشاپیش به خداوند علی العظیم قسم می‌خورم که اگر بر اساس قرآن عظیم حکم کنیم؛ شما قادر به غلبه بر من نخواهید بود؛ اما اگر حاضر نشوید در موارد اختلافتان در سنت به حکمیت قرآن سرنهید؛ نیازی به گفتگو با شما نیست و خداوند به حق میان ما حکم خواهد کرد که او اسرع الحاسبین است.
    ما قبلاً دراین مورد فتوا داده‌ایم و این رابط آن بیان است:
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?t=335

    اقتباس المشاركة: 3977 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 5 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - 07 - 1429 هـ
    02 - 08 - 2008 مـ
    09:23 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    إلى طالب العلم وإلى جميع علماء الأمّة الإسلاميّة ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين، وبعد..
    ويا طالب العلم، ويا معشر جميع علماء الأمّة الإسلاميّة على مختلف فرقهم ومذاهبهم، إنه لن يكون الحوار مُجديّاً معكم إذا لم تؤمنوا بأنّ القرآن هو المرجع فيما اختلفتم فيه في السُّنة المحمديّة، وأنا المهديّ المنتظَر أعلن بالفتوى الحقّ لجميع علماء الأمّة الإسلاميّة بأنّ الله قد جعل القرآن هو المرجع فيما اختلف فيه عُلماء الحديث في السُّنة المحمديّة، وسوف نجعل الحوار حصريّاً في هذه الفتوى فإن آمنتم بأنّ القرآن هو المرجع الحقّ فيما اختلفتم فيه من أحاديث السُّنة فما بعد ذلك علينا يسيرٌ وسوف أحكم بينكم في جميع ما كنتم فيه تختلفون فأجمع شملكم وأوَّحد صفكم وأجبر كسركم بإذن الله ربّ العالمين، وإن لم تؤمنوا بهذه الفتوى من بعد تقديم السلطان والبرهان فسوف أشكيكم إلى الله كما شكى إليه جدّي من قبل:
    {وَقَالَ الرَّسُولُ يَا ربّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا هذا القرآن مهجوراً} صدق الله العظيم [الفرقان:30].

    ومن ثم أحكم عليكم بالكفر بالقرآن العظيم وأنّكم قلتم سمعنا وعصينا، بمعنى أنّكم تؤمنون به ولكن لا تتّبعونه، فلبئس ما يأمُركم به إيمانكم لو كنتم تعقلون، وأنا لم أحكم عليكم يا معشر علماء الأمّة بالكفر بالقرآن العظيم إلا إذا ألجمتكم بالحقّ أنّ القرآن هو المرجع للسنّة المحمديّة ومن ثمّ تصمتون من بعد أن تبيّن لكم الحقّ والسلطان المبين من القرآن العظيم ثم لا تعترفون أو تصمتون لأنكم تعلمون لئِن اعترفتم بحقّ هذه الفتوى الحقّ بأنّ الإمامَ ناصرَ مُحمدٍ اليماني سوف يغلبكم بالقرآن العظيم تصديقاً للرؤيا الحقّ عن مُحمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم بعد أن عرّفني بشأني وآيةُ التصديق أنه ما جادلني أحدٌ من القرآن إلا غلبته بالحقّ، ولم يجعل الله الرؤيا برهاني عليكم ولا يُبنى عليها حكمٌ شرعيٌّ بل هي لصاحبها ولكن محمداً رسول الله قد جعل آيةً لتصديق الرؤيا وهي أنه ما جادلني أحدٌ من علماء الأمّة يريد الحقّ إلا غلبته بالقرآن العظيم، فإن صدق الله الرؤيا بالحقّ فتجدون بأنه ما جادلني أحدٌ من القرآن إلا غلبته.

    فقد صدق الله الرؤيا بالحقّ وإن غلبتموني يا معشر علماء الأمّة فقد تبيّن للناس بأني مفترٍ على الله ورسوله لئن فعلتم ولن تفعلوا، وأقسم بالله العلي العظيم قسماً مُقدماً أنكم لن تستطيعوا أن تغلبوني إذا احتكمنا إلى القرآن العظيم، أما إذا أبيتُم الاحتكام إلى القرآن فيما اختلفتم فيه من السُّنة فلا داعي للحوار معكم وسوف يحكم الله بيني وبينكم بالحقّ وهو أسرع الحاسبين.

    وسبق وأن كتبنا هذه الفتوى من قبل وهذا رابطها:

    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?t=335

    أخوكم الإمام المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني
    ـــــــــــــــــــ




  6. الترتيب #6 الرقم والرابط: 212777 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي


    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    01 - 02 - 1429 هـ
    09 - 02 - 2008 مـ
    11:52 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    "طالب العلم" و علمای امت بدانید من مهدی منتظرم و دروغ نمی گویم.
    و چقدر "فارس الصحراء" نیکو مردی است؛ از خردمندانی است که قبل از نزول عذاب، آیات کتاب را تصدیق می‌کنند

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..



    به برادر گرامی "طالب العلم" و همچنین تمام علمای مسلمین که از راه اینترنت جهانی و یا با دریافت نسخ خطی از بیان حق قرآن آگاه شده اند! ازخدا پروا کنید، مسئولیت تمام مسلمانان بر دوش شماست؛اگر شما مرا تصدیق کنید؛آنان نیز مرا تصدیق خواهند کرد وآگر شما مرا تکذیب نمایید؛ آنان نیز مرا تکذیب می کنند؛ پس اگر مرا برحق دیدید ؛سکوت نکنید ؛ سکوت درباره حق ، خاموشی شیطانی است. اگر هم می بینید که من آشکارا در گمراهیم باز هم نباید خاموش بنشینید تا مدعی به نام ناصر محمد یمانی؛ باعث گمراهی مسلمانان نشود.اگر راست می گویید بیاید و از حدود دین دفاع کنید.اما با کمال تأسف می بینم که برخی از علما؛ بعد از آنکه در گفتگوی دینی به حق ازمن شکست خوردند ؛ کنار می کشند و با اینکه برایشان روشن می شود خداوند حقاً دانش مرا در علم کتاب خود قرآن عظیم؛ بر دانش علمای امت فزونی بخشیده؛ حاضر نمی شوند به شأن من اعتراف کنند.

    من مهدی منتظر حق باز هم تکرار می کنم: من از پیش خود نمی گویم که مهدی منتظرم؛ بلکه جدم محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم، درباره من چنین فتوایی داده است؛ اما محمد رسول خداوند می داند که نمی توان برپایه رؤیا حکم شرعی صادر کرد و به همین خاطر به اذن خداوند دلیلی برای تصدیق رویا قرار داده است. برهان او این است که عالمی در میان علمای امت پیدا نمی شود که از قرآن عظیم با من گفتگو کند و به حق بر او چیره نشوم. پس ای جماعت مسلمانان؛اگر دیدید که به حق هیچ عالمی نیست که از قرآن با من گفتگونماید ؛ مگرآنکه بر او چیره شوم؛ برای عالم و جاهلتان روشن می شود که رؤیا در عالم واقعیت در خلال گفتگوها به حقیقت پیوسته است؛ لذا شایسته نیست که در مقابل حق سکوت کنید و به حقیقت پیوستن رؤیا؛ حجت خداوند برشماست؛ تا کی می خواهید در برابر حق ساکت بمانید؟
    ای مسلمانان، به حق بین من و علمایتان شاهد باشید؛ اگر دیدید آنها با علم و برهان بر من غلبه کردند؛ شرّ من از سر مسلمانان کوتاه می شود؛ و اگر دیدید خداوند مرا با علم و دلایلم بر آنها چیره کرد؛ برایتان روشن می شود که من به حق مهدی منتظرم..
    من مهدی منتظر حق؛امام ناصر محمد یمانی به این ترتیب فتوا می دهم:

    اول: در مورد باورتان به عذاب جسد در حفره قبر؛ من این امر را به کل رد می نمایم . خداوند دلیلی برای اثبات آن در قرآن عظیم نازل ننموده است، بلکه قرآن عذاب قبر را نفی کرده و تأکید می نماید که روح مجرمان-بدون جسد- بعد از مرگ در زندگی برزخی در آتش عذاب می شود، تا روز برانگیختگی فرا برسد.

    دوم: درمورد باورتان به درستی روایات وارده درباره مسیح دجال؛ من همه را رد می کنم؛ اینکه خداوند با معجزات خود به او کمک می کند؛ و زمانی که به آسمان می گوید ببار؛ آسمان ببارد و زمانی که به زمین بگوید؛ برویان و زمین می رویاند زنده کردن مرده که بعد از نصف کردن مردی به دو نیمه و عبور از میان دوشقه ؛ به زعم شما او را زنده می کند ؛ من همه اینها را به کلی رد می کنم.خداوند که با معجزات به اهل باطل یاری نمی رساند! مگر می خواهد بندگانش کافر شوند؟ بلکه فرستادن معجزات برای تصدیق حق است.درمورد فتنه مسیح دجال به شما فتوا می دهم که بهشت و آتش در آن است اما آتش را یکی از شما می تواند برپا دارد و جنت در باطن زمین ؛زیر پای شماست ؛آن زمین گیاهان و خلایق است زمین سبزپوشی که خداوند آن را مانند گهواره ای صاف و هموار به بهترین شکلی گسترانده است( اشاره به آیه کریمه:وَالْأَرْ‌ضَ فَرَ‌شْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿٤٨﴾ سوره الذاریات) و ما پیش از این با آیاتی از قرآن عظیم به طور مفصل درباره آن زمین توضیح داده ایم.آن همان زمین دارای دو مشرق است که خورشید از دو جهت متقابل بر آن طلوع می کند وخداوند آن پروردگار عالمیان است نه مسیح دجال. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ}
    صدق الله العظيم [الرحمن:١٧].
    {
    او پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب است}
    و گواه از فرموده خداوند تعالی:
    {الرَّحْمَٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَىٰ ﴿٥﴾ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [طه].
    { خداوند رحمان که بر عرش مسلّط است. (۵) از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در زیر خاک (زمین مفروشه) است! (۶)}
    برای تصدیق شما را به مطابقت بيان با واقعيت فراخوانديم و درعالم واقعیت حقانیت این بیان را درخواهید یافت.
    سوم:درمورد حدی از حدود شرعی یعنی؛ سنگسار زنا کار متأهل؛ خداوند چنین فرمانی به شما نداده است، بلکه حد زناکار مرد و زن آزاد صد ضربه تازیانه و حد زناکار مرد و زن که بنده باشند پنجاه ضربه است.فرقی ندارد که زناکار متأهل باشد یا مجرد.احکام مربوطه را نیز برایتان از قرآن عظیم به تفصیل تشریح کرده ایم.

    چهارم:درباره اعتقاد شما به برانگیخته شدن؛ اکثر شما تصور می کنید تنها یک بعث وجود دارد.اما ما می گوییم: در کتاب خداوند از دو برانگیختگی سخن گفته شده است. یک برانگیختگی در همین دنیاست و تمام کسانی که دانسته به خداوند نسبت دروغ داده اند به سویتان باز می گردند.اما مسیح دجال از این برانگیختگی محدود سوء استفاده کرده و اعلام می کند این روز خلود و جاودانگی استو او خداوند است و بهشت و آتش در اختیار اوست.می گوید که مسیح عیسی بن مریم است و خود را پروردگار عالمیان می خواند؛ درحالی که فرزند مریم نباید و نمی تواند چنین چیزی بگوید؛ این شیطان است که به دروغ چنین وانمود میکند و برای همین مسیح کذاب خوانده می شود؛ یعنی او مسیح عیسی بن مریم حق نیست.دلیل اینکه او مسیح حق نیست هم همین ادعای ربوبیت اوست،چون فرزند مریم هرگز چنین ادعایی نمی کند؛ او همان سخنی را بر زبان می آورد که در گهواره خطاب به بنی اسراییل فرموده بود: {قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ} صدق الله العظيم [مريم:٣٠].{ گفت: من بنده خدایم}
    پنجم: من به عقیده شما که برپایه حدیثی باطل بنا شده است و سوره اخلاص را یک سوم قرآن می داند کافرم.این مکر یهود است تا خدا را سه تا بداند؛ خداوند یک سوم کتاب(سوره اخلاص) مسیح یک سوم دیگر و مریم یک سوم باقی مانده کتاب است! چگونه باور دارید این حدیث از محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم است؟ چگونه ایشان می تواند سوره اخلاص را که وصف ذات پروردگار سبحان است معادل یک سوم قرآن قرار دهد؟آیا می دانید نیت کسانی که این حدیث دروغ را به خداوند ورسولش نسبت داده اند چیست؟ تا این حدیث نشانه صدق این باور باشد که خداوند تنها معادل یک سوم کتاب است و یک سوم کتاب مسیح عیسی بن مریم و یک سوم باقی مانده مادرش است و شما ای جماعت مسلمانان بدون اینکه بدانید برای خداوند معادل قائل می شوید ؛ یا مگر نمی دانید در سوره اخلاص چه آمده و خداوند در این سوره می فرماید او یکتاست بی نیاز است زاده نشده و نمی زاید و هیچ چیز مانند او نیست(قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّـهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿٤﴾)
    لذا در این ایات از ذات خداوند سبحان سخن گفته می شود؛ چگونه است که خداوند را یک سوم قرآن درنظر می گیرید؛ مگرعقل خود را بکار نمی گیرید؟ ممکن است یکی از شما حرف مرا قطع کرده و بگوید:"منظور اجر خواندن سوره است". ما می گوییم این پوششی برای افترا زنندگان است؛ چون اجر قرائت قرآن همان گونه ای است که محمدٌ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلَّم- به شما فرموده است.یعنی قاری قرآن با خواندن هر حرفی از قرآن اجر می برد ونمی گویم "آَلَم" یک حرف است بلکه الف یک حرف و لام یک حرف و میم یک حرف (نقل قول از پیامبر ) .از طرف دیگر منافقان می خواهند شما در قرآن تدبر نکنید و یکی از شما بگوید حال که سوره اخلاص معادل یک سوم قرآن است پس من روزی سه بار آن را می خوانم که معادل ختم روزانه قرآن باشد!سپس دست از تدبر در قرآن برداشته و بخواندن سوره اخلاص سه بار در روز قناعت می کند که مثلا کل قرآن را روزانه خوانده باشد و لازم نیست با خواندن قرآن خود را به سختی بیندازد!

    اما ناصر محمد یمانی درباره سوره اخلاص چنین فتوا می دهد که این سوره در حقیقت عصاره قرآن عظیم است که شما به آن دعوت می شوید تا به راه خداوند عزیز و حمید هدایت گردید؛ خداوند در سوره اخلاص صفات ذات خود را به شما می شناساند که او"الأحد الصمد "و" لم يلد ولم يولد "و" لم يكن له كفؤاً أحد" است
    تمام آنچه که در قرآن عظیم و همه کتب آسمانی آمده است برای آن است که مردم رابه تصدیق محتوای سوره اخلاص فرا بخواند؛ باقی قرآن در باره حقیقت سوره اخلاص سخن می گوید و شما را به توحید دعوت می کند تا بدانید خداوندی جز او نیست و زاده نشده و زایش نمی کند و هیچ چیز همانند اونیست. این تمام آن چیزی است که در قرآن عظیم و تمام کتب آسمانی پیش از آن آمده است.

    وخداوند تعالى می فرماید: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الأنبياء:٢٥].
    { ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید.» }
    چگونه این را یک سوم قرآن می خوانید؛آیا فکر نمی کنید؟تمام آنچه که در قرآن آمده است برای دعوت به این حقیقت سنگین و ثقیل است که " لا إله إلا الله الأحد". من از چیزی که همسنگ و هم وزن این سخن ثقیل باشد آگاهی ندارم، حتی اگر آسمان ها و زمین را در یک کفه قرار دهید و کلمه توحید را در کف دیگر ؛ باز هم کلمه لا إله إلا الله الأحد لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفؤاً أحد، ارجح است. چگونه شما را از عقیده تان دور کرده و به فتنه می اندازند تا جایی که این حقیقت را معادل یک سوم قرآن می خوانید؟پروا نمی کنید؟
    ششم: این عقیده که راه راست-صراط مستقیم- بنده را به سوی آتش جهنم می برد باطل است.ممکن است یکی از علمای امت یا عامه مسلمانان بخواهد بگوید:" کی گفته که راه راست-صراط مستقیم- به سوی آتش جهنم می رود؟" می گوییم: این عقیده باطل که برای راه حق و راه باطل یک مسیر عبور درنظر گرفته است واز بالای آتش جهنم می گذرد؛ اهالی آتش به داخل آن سقوط می کنند و بهشتیان از روی آن عبور کرده و به بهشت می رسند.


    ممکن است یکی از علمای امت سخن مرا قطع کرده و بگوید:" راه راست-صراط مستقیم- از شمشیر تیزتر و از مو باریک تر است و این چیزی است که رسول الله علیه الصلاة و السلام فرموده اند و از بالای آتش گذشته و اهالی آتش در آن سقوط می کنند". سپس آیاتی که ظاهرشان با این روایات فتنه برانگیز مشابه است برایمان می آورد-در حالی که این آیات نیاز به تأویل دارند-و می گوید"ناصر یمانی مگر نخوانده ای که خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:٧٤].
    {امّا کسانی که به آخرت ایمان ندارند از این راه منحرفند!}
    و به همین ترتیب ناصریمانی مگر نخوانده ای که خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا ﴿٧١﴾ ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [مريم]؟".
    {و هيچ يك از شما نيست كه وارد جهنم نشود، و اين حكمى است حتمى از جانب پروردگار تو. (۷۱) آنگاه پرهيزگاران را نجات مى‌دهيم و ستمكاران را همچنان به زانونشسته در آنجا وامى‌گذاريم. (۷۲)}

    مهدی منتظر حق؛ امام ناصر محمد یمانی درپاسخ می گوید: ای علمای امت؛ من از شما نخواسته ام که برای احادیث فتنه از ایات متشابه کتاب حکم بیاورید؛ بلکه شما به پذیرش حکمیت آیات محکم و واضح و روشنی از کتاب فرا می خوانم که خداوند بیان آنها را برعهده ناصر یمانی و تمام راسخان در علم نگذاشته است تا تأویلشان را برایتان بیاورند؛ بلکه این آیات کاملاً واضح و روشنند چون از آیات بنیانی کتاب به شمار می روند و برای همین آن ها را برای عالم و جاهل چنان واضح آورده است که تنها هلاک شوندگان از این آیات گمراه می شوند.و کسانی که قلبشان نسبت به حق واضح و روشنی که در این آیات آمده است انحراف دارد؛حتما از آیات متشابهی پیروی می کنند که ظاهرشان با احادیث و روایات جعلی وفتنه برانگیز مشابهت دارند و آیات محکم و واضح و روشن را پشت سر می اندازند و به آیات متشابهی که با احادیث موردنظرشان شباهت دارد می آویزند. چون هدفشان اثبات حدیث فتنه انگیز است و می خواهند تنها به سنت پایبند باشند؛ لذا آیات متشابهی را می پسندند که با احادیث مورد نظر تشابه دارند در حالیکه می دانند این آیات نیازمند تأویل هستند و تصور می کنند این احادیث برای تأویل این آیات آمده اند و برای همین می خواهند آیات متشابه قرآن را نیز تأویل کنند.لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [آل‌عمران:٧]
    {او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و قسمتی از آن، «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند ؛ و تفسیر برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}

    اگر در این آیه تدبر نمایید که به شما درباره پیروی از آیات مشابه با احادیث فتنه انگیز هشدار می دهد؛ احادیثی که با آیات محکم قرآن که پیرامون همان موضوع آمده اند،مخالفند ؛درمی یابید خداوند کسانی را که به دنبال آیات متشابه می روند؛ به دنبال فتنه انگیزی می داند.حال ایا شما فکر می کنید عالمی که به دنبال متشابه افتاده است می خواهد امت را دچار فتنه کند؟خیر به هیچ وجه چنین نیست؛ چون اگر می خواست امت را به فتنه بیندازد؛ چراخداوند می فرماید چنین فردی به دنبال تأویل حق قرآن است:
    {ابْتِغاءَ الفِتْنَة وَابْتِغاءَ تَأْويلِهِ}.پس مقصود این که آیه از علمایی سخن می گوید که می خواهند فتنه برانگیزی کنند و به دنبال تأویل قرآن هم هستند چیست؟

    پس به حق برایتان فتوا می دهم؛ که اینها علمای مجتهدی هستند که می خواهند آیاتی از قرآن را که با احادیثی مطلوبشان شباهت ظاهری دارد؛ تأویل نمایند و تصور می کنند این احادیث برای تأویل این آیات متشابه آمده اند.منتها نمی دانند این احادیث فتنه برانگیز توسط یهودیانی که از شیاطین بشری هستند؛ تدوین و در میان احادیث جا داده شده اند و گمان می کنند از جانب رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم آمده اند.

    برادران من ؛علمای مسلمین!چیزی که می خواهم به شما بگویم این است که؛ چرا تأویل متشابهات را که تنها خداوند نسبت به آنها آگاهی داشته و تأویلشان را به راسخان درعلم کتاب یاد می دهد؛ رها نمی کنید و به ایات محکم و واضح و روشن تمسک نمی جویید.این آیات اساس کتابند و برای تصحیح عقاید مسلمین آمده اند و تنها هلاک شوندگان از آنها دور شده و منحرف می گردند.اگر به سوی آیات محکم کتاب بازگردید؛ خواهید دید که راه راست-صراط مستقیم- راه خداوند عزیز و حکیم است که سالک آن را به نعیم می رساند نه به آتش جهنم و برای آنان نه خوفی خواهد بود و نه حزنی. کسی که می میرد و سالک راه راست خداوند است می بیند که این راه به بهشت می انجامد چرا که طی طریق در راه راست انسان را به جنت نعیم می رساند و مردم در آخرت نیست که صراط مستقیم را می یابند؛ در آن عالم هیچ عملی بدون حساب نمی ماند؛ سلوک در راه راست در این دنیاست که همان راه خداوند عزیز و حکیم است و سپس این راه او را وارد بهشت می کند.

    به راستی که راه راست-صراط مستقیم- معنوی و عقیدتی است؛ راه قلبهای بصیر است؛ کسی که راه خداوند عزیز و حمید را می طلبد، عمل صالح بجا می آورد و در عبادت احدی را با پروردگارش شریک نمی کندو این راه (نجد)صالحان است. اما مسیر(نجد) دیگر؛ راه طاغوت است و به آتش می انجامد و اگر کسی از دنیا رفت و در مسیر طغیان و گمراهی بود؛ وارد آتش خواهد شد. خداوند برای برگزیدگان و کفار؛ راه واحدی را مقرر نفرموده است که به آتش جهنم برسد، شما را چه می شود؛چگونه حکم می کنید؟ بلکه این دو مسیر جدا و برعکس هم هستند.یک مسیر است که سالکش به رضوان خداوند نائل می شود و دیگری به غضب خداوند و رضایت دشمنش یعنی شیطان رانده شده می انجامد.خداوند تعالی می فرماید: {أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ ﴿٨﴾ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ ﴿٩﴾ وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [البلد].
    {يا براى او دو چشم نيافريده‌ايم؟ (۸) و يك زبان و دو لب؟ (۹) و دو راه پيش پايش ننهاديم؟ (۱۰)}
    راه(نجد) حق راهنمای نعیم است و راه طاغوت ، او ازحزب خود دعوت می کند که از اهالی سعیر(دوزخ) باشند. خداوند تعالی می فرماید:
    {إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا}
    صدق الله العظيم [الانسان:٣]،
    {
    راه را به او نشان داده‌ايم. يا سپاسگزار باشد يا ناسپاس.}
    کسی که راه حق را برگزیند از کسانی است که شکرگذار پروردگارش است و اگر به عقب بازگردد و راه مخالف مسیر حق را درپیش گیرد از کافران و ناسپاسان است.

    ای علمای امت در کتاب در مورد اینکه در آخرت سلوکی بر روی راه راست-صراط مستقیم- واز بالای آتش باشد، نمی یابم. این طی طریق در دنیاست؛ ای عجب از کارتان! مگر شما نمی بینید که هر روز در تمام رکعات نماز می گویید:
    {بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ﴿١﴾ الْحَمْدُ لِلَّهِ ربّ العالمين ﴿٢﴾ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ ﴿٣﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٤﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿٥﴾ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿٦﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الفاتحة].
    با اینکه در فاتحه می گویید"غیر از راه مغضوبان؛"اما که راه راست و کج را یکی کرده اید: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿٦﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم، در تمام ایات کتاب پیرامون صراط می بینید که این راه یک مسیر معنوی و عقیدتی است که صاحبان قلبهای بصیر در آن گام می گذارند.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَىٰ صِرَاطِ الْحَمِيدِ}
    صدق الله العظيم [الحج:٢٤].
    {و بسوی سخنان پاکیزه هدایت می‌شوند، و به راه خداوند شایسته ستایش، راهنمایی می‌گردند.}

    چگونه ممکن است راه راست-صراط مستقیم- به سوی آتش برود و سپس به بهشت بیانجامد؟ایا فکر نمی کنید؟راه راست؛ مسیری امن و امان است که صاحب آن در قیامت ایمن است،پروا نمی کنید؟خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ} صدق الله العظيم [المؤمنون:٧٣]
    { بطور قطع و یقین، تو آنان را به راه راست دعوت می‌کنی.}
    سلوک در این راه در دنیاست نه در آخرت؛ و اما در آخرت ؛ دیگر راه بهشت و آتش معنوی نیست؛ بلکه یک راه است که به بهشت می رسد و راه دیگر به آتش منتهی می گردد.خداوند تعالی می فرماید:

    {احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿٢٢﴾ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [الصافات]
    {اینک ستمکاران را حاضر کنید با همسران (یا پیروان) و آنچه معبود ایشان بود، (۲۲) که به جز خدا می‌پرستیدند، و همه را به راه دوزخ راه نمایید. (۲۳)}
    وفکر نمی کنم این ایه نیاز به تأویل داشته باشد و از آیات محکم و واضح است و تأکید می کند راه آتش با راه بهشت متفاوت است؛ اما شما با این عقیده تان؛ یک راه در نظرگرفته اید که هم به آتش می رسد و باز همان راه به بهشت منتهی می گردد، و اهالی آتش حین عبوراز روی راه به داخل جهنم سقوط می کنند!اگر این عقیده درست باشد،پس چرا در قرآن تصریح می شود راه آتش و راه بهشت یکی نیست؛ من این آیه را که کاملا روشن و واضح است تفسیر نمی کنم ؛ در قرآن عظیم آیات دیگری هم هست که از آیات محکم کتابند و در آنها گفته می شود که اهالی آتش ، هنگامی که گروه گروه به سوی آن رانده می شوند؛ به هفت گروه تقسیم شده و به سوی هفت دروازه جهنم برده میشوند و هر دروازه مربوط به یک گروه است .اهالی بهشت نیز گروه گروه به سوی بهشت برده می شوند و این به کلی با اعتقاد شما که تصورمی کنید تمام مردم به سوی "صراط مستقیم" که از بالای آتش می گذرد؛ رانده می شوند وگروهی از آنان به آتش جهنم سقوط کرده و دیگران به مسیر خودادامه می دهند تا به بهشت برسند؛ مغایر است.اما آیات محکم قرآن در کمین این عقیده شما نشسته اند . آیات محکمی در کتاب پیدا می کنیم که مخالف این عقیده باطلند.به این آیه محکم توجه نمایید که خداوند تأویل آن را برعهده ناصر محمد یمانی نگذاشته است تا بیاید وبرای امت آن را تشریح نماید. تأویل آن منتظر راسخان درعلم هم نیست ؛ چون واضح و روشن است و از جانب خداوند علیم و حکیم؛ مفصل تشریح شده است.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَىٰ فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ ﴿٦٨﴾ وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بالحقّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٦٩﴾ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٧٠﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا قَالُوا بَلَىٰ وَلَٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿٧١﴾ قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿٧٢﴾ وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ ﴿٧٣﴾}
    صدق الله العظيم [الزمر].
    {و در کالبدها دمیده می‌شود، پس همه کسانی که در آسمانها و زمینند می‌میرند، مگر کسانی که خدا بخواهد؛ سپس بار دیگر در کالبدها دمیده می‌شود، ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار هستند. (۶۸) و زمین به نور پروردگارش روشن می‌شود، و نامه‌های اعمال را پیش می‌نهند و پیامبران و گواهان را حاضر می‌سازند، و میان آنها بحق داوری می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد! (۶۹) و به هر کس آنچه انجام داده است بی‌کم و کاست داده می‌شود؛ و او نسبت به آنچه انجام می‌دادند از همه آگاهتر است. (۷۰) و کسانی که کافر شدند گروه گروه به سوی جهنّم رانده می‌شوند؛ وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود و نگهبانان دوزخ به آنها می‌گویند: «آیا رسولانی از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟!» می‌گویند: «آری، ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلّم شده است. (۷۱) به آنان گفته می‌شود: «از درهای جهنّم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید؛ چه بد جایگاهی است جایگاه متکبّران!» (۷۲) و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمتها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید!» (۷۳)}

    ای مردم؛ از خلال این آیات محکم که نیازی به تأویل ندارند؛ دانستید که اهالی آتش گروه گروه به سوی جهنم رانده می شوند تا به دوزخ برسند سپس به تعداد دروازه های جهنم ،به هفت گروه تقسیم می شوند وهرگروه متعلق به یک دروازه اند:
    {حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا قَالُوا بَلَىٰ وَلَٰكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿٧١﴾ قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿٧٢﴾}
    صدق الله العظيم.

    {وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود و نگهبانان دوزخ به آنها می‌گویند: «آیا رسولانی از میان شما به سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند؟!» می‌گویند: «آری، (پیامبران آمدند و آیات الهی را بر ما خواندند، و ما مخالفت کردیم!) ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلّم شده است. (۷۱) به آنان گفته می‌شود: «از درهای جهنّم وارد شوید، جاودانه در آن بمانید؛ چه بد جایگاهی است جایگاه متکبّران!» (۷۲)}
    بهشتیان نیز گروه گروه به سوی بهشت هدایت می شوند. اما این عقیده باطلی که با مکر یهودیان وارد اعتقادات مسلمانان شده می گوید؛ تمامی مردم به سوی آتش جهنم برده می شوند و وارد "صراط مستقیم" که از بالای جهنم می گذرد می شوند تا از روی آن عبور نمایند؛ و اهالی آتش به داخل دوزخ سقوط می کنند! آیا نمی بینید این عقیده غلط با آیات محکم و روشن کتاب اختلاف زیادی دارد؟ اما شما بین این باور و آیه دیگری که نیاز به تأویل دارد؛ شباهتی پیدا می کنید.برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا ﴿٧١﴾ ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا ﴿٧٢﴾}
    صدق الله العظيم [مريم].
    {و هيچ يك از شما نيست كه وارد جهنم نشود، و اين حكمى است حتمى از جانب پروردگار تو. (۷۱) آنگاه پرهيزگاران را نجات مى‌دهيم و ستمكاران را همچنان به زانونشسته در آنجا وامى‌گذاريم. (۷۲)}

    سپس شما حدیث خبیثانه ای را می یابید که شبیه به ظاهر این آیه ،جعل شده است تا تصور کنید ازجانب محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم، آمده است. حدیث جعلی که با این آیه شباهت دارد را برایتان می آوریم:
    [ قَالَ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: يَرِد النَّاس النَّار ثُمَّ يَصْدُرُونَ مِنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ فَمِنْهُمْ كَلَمْحِ الْبَصَر ثُمَّ كَالرِّيحِ ثُمَّ كَحُضْرِ الْفَرَس ثُمَّ كَالرَّاكِبِ الْمُجِدّ فِي رَحْله ثُمَّ كَشَدِّ الرَّجُل فِي مَشَيْته]،
    [رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده اند:مردم همگى وارد آتش (دوزخ ) ميشوند سپس بر حسب اعمالشان از آن بيرون مى آيند، بعضى همچون برق ، سپس كمتر از آن همچون گذشتن تندباد، بعضى همچون دويدن شديد اسب ، بعضى همچون سوار معمولى ، بعضى همچون پياده اى كه تند مى رود، و بعضى همچون كسى كه معمولى راه مى رود ]

    دشمنان خدا دروغ می گویند؛ امکان ندارد محمد رسول خداوند سخنی بگوید که با ایات محکم و روشن خداوند که در همین رابطه آمده اند؛ مغایرت داشته باشد؛ آیا فکر نمی کنید؟


    اما مهدی منتظر حق که به حق سخن گفته و چیزی بجز حق به خداوند نسبت نمی دهد در تأویل این آیات متشابه با حدیث جعلی و فتنه برانگیز برایتان فتوا می دهد و حقیقت "ورود" را که در اینجا آمده است از قرآن برایتان مفصلاً تشریح می کند.مقصود از "ورود" که در اینجا به آن اشاره می شود؛ وارد شدن ودخول نیست.اگر مقصود از آن را دخول بدانید؛ آیات محکمی از قرآن درانتظارتان است که این را به کل رد می نماید. پس در این آیه مقصود از"ورود" چیست؟ فتوا این است که مقصود؛ رسیدن به محلی است که هر بیننده ای یعنی همه مردم بتوانند از آنجا آتش را ببینند.همه به صورت عام آن را خواهند دید تا اهالی بهشت بخاطر نجات یافتنشان ازچنین آتش مهیبی که کسی جز بدبخت‌ترین مردم وارد آن نمی‌شود؛( اشاره به آیات کریمه: فَأَنذَرْ‌تُكُمْ نَارً‌ا تَلَظَّىٰ ﴿١٤﴾لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ﴿١٥﴾ سوره الیل)حمد خداوند را بجا آورند. اما قلب اهالی آتش از دیدن آن دچار رعب و وحشت می شود؛دست و پا و پوست سر را می‌کند و می‌برد و کسانی را که به فرمان خدا پشت کردند صدا می‌زند، (اشاره به آیات کریمه:زَّاعَةً لِّلشَّوَىٰ ﴿١٦﴾ تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ‌ وَتَوَلَّىٰ ﴿١٧﴾سوره :المعارج) .ورود به ساحت جهنم شامل تمامی انسان ها می شود؛ جهنم به تمام بینندگان؛ نشان داده می شود وگواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ﴿٦﴾ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [التكاثر]،
    { قطعاً شما جهنّم را خواهید دید! (
    ۶) سپس آن را به عین الیقین خواهید دید. (۷)}
    بعد از آنکه تمام مردم در ساحت جهنم جمع شدند؛سپس از هم جدا می شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ ﴿١٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ ﴿١٥﴾ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ فَأُولَٰئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ ﴿١٦﴾}
    صدق الله العظيم [الروم].
    {آن روز که قیامت برپا می‌گردد، (مردم) از هم جدا می‌شوند؛ (۱۴) امّا آنان که ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادند، در باغی از بهشت شاد و مسرور خواهند بود. (۱۵)و امّا آنان که به آیات ما و لقای آخرت کافر شدند، در عذاب الهی احضار می‌شوند. (۱۶)}
    لذا مقصود از "ورود" در اینجا مانند رسیدن موسی علیه الصلاة و السلام بر سر چاه آب شهر مدین است .شما می دانید او وارد آب نشد بلکه با رسیدن به آنجا وارد محدوده چاه مدین گردید. خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ}
    صدق الله العظيم [القصص:٢٣].
    { چون به آب مدين رسيد، گروهى از مردم را ديد كه چارپايان خود را آب مى‌دهند و پشت سرشان دو زن را ديد كه گوسفندان خود را باز مى‌رانند. گفت: شما چه مى‌كنيد؟ گفتند: ما آب نمى‌دهيم تا آنگاه كه چوپانان باز گردند، كه پدر ما پيرمرد کهنسالی است.}
    این قیاس نیست؛ بلکه برای فهمیدن انواع"ورود" در قرآن است.

    ای علمای امت اسلامی؛ برایتان به
    الله العلي العظيم البر الرحيم، سوگند می خورم که اگر به قرآن عظیم ایمان داشته باشید تا با آیات محکم و واضح و روشن آن برایتان حکم کنم؛ همگی شما را به حق خاموش خواهم ساخت و دهان کسانی را که با –روایات- باطل؛ تردید ایجاد می کنند ؛خواهم بست و تمام احادیث نبوی سنت محمدٍ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم، را غربال کرده و از سنت جدم با تمام علمی که خداوند به من عطا نموده است؛ دفاع کرده و آن را همراه قرآن عظیم برسرم می گذارم و احادیث باطل را زیر پا خواهم گذاشت.اگر مرا گمراه می دانید؛ با علم و دلایلی که از دلایل من هدایتگر تر باشد شکستم دهید؛ اگر راست می گویید.اگر هم مرا بر حق یافتید و سکوت اختیار کردید؛ لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر شما باد.

    ممکن است یکی از حق جویان بگوید:"چگونه علمای امت را لعنت می کنی؟"در جوابش می گویم لعنت بر کسی است که برایش روشن می شود دعوت من حق است و راه راست را نشان می دهد ولی بعد از روشن شدن امر،حاضر نیست به حق بودن آن اعتراف نماید و اگر شیطانی است که خاموشی را برگزیده استحقاق لعنت و غضب خداوند را دارد.اما اگر از اولیاء خدا باشد؛ همراه حق خواهد شد و در راه خدا از ملامت هیچ کس نمی هراسد.اما من می دانم آنها مرا تکذیب نمی کنند؛ بلکه یقین ندارند.لذا به آنان می گویم: پروردگارم راست گفت که مردم به آیات پروردگارشان یقین نمی آورند؛ مگر کسی که خداوند به او رحم کند و در زمان "گفتگو قبل از ظهور" و پیش ازعذاب دردناک به آیات پروردگار ایمان بیاورد؛ عذابی که به علت عبور سیاره دهم که هفتمین سیاره بعد از زمینتان است؛ رخ خواهد داد اما مردم از آن غافلند:
    {وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ}
    صدق الله العظيم[الأنعام:١٠٥]
    {
    آن را برای کسانی که آماده درک حقایقند، روشن سازیم}


    اقتباس المشاركة: 3978 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..






    - 6 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 02 - 1429 هـ
    10 - 02 - 2008 مـ
    12:02صباحاً
    ـــــــــــــــــ


    أنا المهديّ المنتظَر لا أكذّب يا طالب العلم ويا معشر علماء الأمّة..
    ونعم الرجُل (فارس الصحراء) من أولي الألباب صدّق بآيات الكتاب من قبل التصديق بالعذاب.


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..
    إلى أخي الكريم طالب العلم وكذلك إلى جميع عُلماء المُسلمين من الذين اطلعوا على بيان القرآن الحقّ في الإنترنت العالميّة أو سُلّمت لهم نسخٌ منه، اِتقوا الله فجميعُ المُسلمين في ذمّتكم لئن صدّقتم صدّقوا ولئن كذّبتم كذّبوا، فإن كنتم تروني على الحقّ فلا تصمتوا والساكت عن الحقّ شيطانٌ أخرس، وإن كنتم تروني على ضلالٍ مُبينٍ فكذلك لا ينبغي لكم الصموت حتى لا يُضلّ المدعو ناصرُ محمدٍ اليماني المسلمين إن كنتم تروني على ضلالٍ مُبينٍ فذودوا عن حياض الدين إن كنتم صادقين! ولكن للأسف إني أرى بعض عُلماء المُسلمي يحاورني فيجادلني في الدين حتى إذا غلبته بالحقّ انسحب ولم يعترف بشأني بعد ما تبيّن له أنّ الله حقاً زادني على جميع علماء الأمّة بسطةً في علم الكتاب القرآن العظيم.

    وأنا المهديّ المنتظَر الحقّ أكرر فأقول إني لم أقُل بأني المهديّ المنتظَر من ذات نفسي بل أفتاني في ذلك جدّي محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، ولكن محمداً رسول الله يعلم بأنّ الرؤيا لا يُبنى عليها حكمٌ شرعيٌّ ولذلك جعل بإذن الله برهان التصديق للرؤيا أنه ما جادلني أحدٌ من علماء الأمّة من القرآن العظيم إلا غلبتُه بالحقّ، فإن رأيتم يا معشر المُسلمين بأنّه حقاً لا ترون عالِماً يجادلني من القرآن إلا غلبتُه بالحقّ فقد تبيّن لجاهلكم وعالِمكم التصديق للرؤيا بالحقِّ على الواقع الحقيقي في الحوار فلا ينبغي لكم أن تصمتوا عن الحقّ وتلك حجّة لله عليكم أن يُصدق الله الرؤيا بالحقّ. وإلى متى الصمت عن الحقّ؟ ويا معشر المسلمين كونوا شُهداء بالحقّ بيني وبين عُلمائكم فإن رأيتموهم غلبوني بعلمٍ وسُلطانٍ مُنيرٍ فقد كفّوا المسلمين شرّي حتى لا أضلّ الأمّة، وإن رأيتم بأنّ الله قد جعلني المُهيمن عليهم بسلطان العلم من القرآن العظيم فقد تبيّن لكم أني حقاً المهديّ المنتظَر.

    وأنا المهديّ المنتظَر الحقّ الإمام ناصر محمد اليماني أفتي بما يلي :

    أولاً- في شأن عقيدتكم في عذاب القبر إنّه في حُفرة الجسد فإني أنكر ذلك جُملةً وتفصيلاً، ولم ينزِّل الله في ذلك من سُلطانٍ في القرآن العظيم؛ بل ينفيه القرآن ويؤكّد العذاب من بعد الموت للمجرمين منكم على الروح في النار من دون الجسد في الحياة البرزخيّة إلى يوم يبعثون.

    ثانياً- في شأن عقيدتكم في صحة الراويات لفتنة المسيح الدجال بأنّ الله يؤيّده بالمعجزات فيقول يا سماء أمطري فتمطر ويا أرض أنبتي فتنبت ويُحيي الموتى فيفلق رُجلاً إلى نصفين فيمرّ بين الفلقتين ومن ثمّ يبعثه حيّاً بمعنى أنه يُحيي الموتى كما تزعمون! ولكني أنكر ذلك جُملةً وتفصيلاً بأنّ الله لا يؤيّد بآيات المعجزات للتصديق لأهل الباطل، وكأنه يريد لعباده الكفر! بل يؤيّد بآيات المعجزات للتصديق لدعوة الحقّ.
    ولكني أفتي في فتنة المسيح الدجال أنها جنّةٌ ونارٌ ليس إلاّ، فأما النار فيستطيع أن يوقدها أحدكم وأما الجنّة فهي جنة الله في الأرض توجد في باطن أرضكم من تحت الثرى في أرض الريحان والأنام في الأرض المفروشة بالخضرة مستوية التضاريس مهّدها الله ونعم الماهدون، وقد بيّنّاها من القرآن العظيم وفصّلناها تفصيلاً، وهي أرض المشرقين فتشرق عليها الشمس من جهتين متقابلتين، وربّها الله وليس المسيح الدجال. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {رَ‌بُّ الْمَشْرِ‌قَيْنِ وَرَ‌بُّ الْمَغْرِ‌بَيْنِ} صدق الله العظيم [الرحمن:17].

    وتصديقاً لقوله تعالى:
    {الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى (5) لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى (6)} صدق الله العظيم [طه]. وقد أمرناكم بالتطبيق للتصديق فتجدون البيان الحقّ حقاً على الواقع الحقيقي.

    وثالثا- في شأن حدٍّ من الحدود الشرعيّة في رجم الزاني أو الزانية من المتزوجين بأنّ الله لم يأمركم بذلك؛ بل حدّهم مائة جلدةٍ للزاني والزانية من الأحرار وخمسون جلدةٍ للعبد والأمَة سواء كانوا مُتزوجين أم عُزاباً، وأثبتنا ذلك من القرآن العظيم وفصّلناه تفصيلاً لأولي الألباب منكم.

    ورابعاً- في شأن عقيدتكم في البعث فأكثركم يظنّه ليس إلا بعثاً واحداً، فنقول: بل يوجد في الكتاب بعثٌ في هذه الدنيا فيرجع إليكم جميع الذين يفترون على الله الكذب وهم يعلمون، ولكن المسيح الدجال سوف يستغل هذا البعث المحدود لبعض الأموات فيقول هذا يوم الخلود وأنه الله وأنّ لديه جنةً وناراً ويقول أنّه المسيح عيسى ابن مريم وأنّه الله ربّ العالمين، وما كان لابن مريم أن يقول ذلك بل هو كذابٌ، ولذلك يُسمّى المسيح الكذاب بمعنى أنه ليس المسيح عيسى ابن مريم الحقّ، والدليل على أنه ليس المسيح عيسى ابن مريم هو أنه يقول أنّه الله وما كان لابن مريم أن يقول ذلك بل سوف يقول لكم كما قال لبني إسرائيل من قبل وهو في المهد صبياً: {قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّـهِ} [مريم:30].

    خامساً- أكفرُ بعقيدتكم نتيجة الحديث الباطل أنّ سورة الإخلاص تعدل ثُلث القرآن وذلك مكرٌ يهوديّ لكي يكون الله ثالثَ ثلاثةٍ وأنّ اللهَ ثلثٌ والمسيحَ ثُلثٌ ومريمَ الثلثُ الباقي من الكتاب، فكيف تعتقدون أنّ ذلك الحديث عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم؟ فكيف يجعل سورة الإخلاص الخاصة بوصف ذات الربّ سبحانه تعدل ثلث القرآن؟ فهل تعلمون ما يريد المفترون على الله ورسوله من ذلك الحديث المُفترى؟ وذلك لكي يكون تصديقاً لعقيدة الباطل بأنّ الله لا يعدل إلا ثلث الكتاب وثلثٌ المسيحُ عيسى ابن مريم وأمّه الثلثُ الأخير؛ بل إنكم بربّكم تعدلون وأنتم لا تعلمون يا معشر المُسلمين، أم إنكم لا تفقهون ما جاء في سورة الإخلاص التي يقول الله فيها أنه الأحد لا إله إلا الله الصمد وأنه لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفؤاً أحدُ؟ إذاً الآية تتكلم عن ذات الله سبحانه، فكيف تجعلون الله ثُلث القرآن أفلا تعقلون؟

    ولربّما يودّ أحدكم أن يقاطعني فيقول: "إنما يقصد الأجر" فنقول إنما ذلك تمويه من المُفترين بل الأجر في قراءة القرآن هو كما علّمكم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بأنّ لقارئ القرآن بكل حرفٍ حسنة ولا أقول (الم) حرف بل الألف حرفٌ واللاّم حرفٌ والميم حرفٌ، وكذلك يريد المنافقون أن لا تتدبروا القرآن، فيقول: "ما دامت سورة الإخلاص تعدل ثلث القرآن فسوف أقرأها ثلاث مرات في اليوم وكأني ختمت القرآن في يوم"، ومن ثم يتولى عن التدبّر في آيات القرآن العظيم ويكتفي بقراءة سورة الإخلاص ثلاث مراتٍ في اليوم وكأنه قرأ القرآن كُله فلا داعي أن يُتعب نفسه في قراءة القرآن!

    ولكن ناصرَ مُحمدٍ اليماني يفتيكم في سورة الإخلاص:
    إنها حقيقة جميع ما يدعو إليه هذا القرآن العظيم وتهدي إلى صراط العزيز الحميد الذي عرّف لكم صفات ذاته سبحانه في سورة الإخلاص إنه الأحد الصمد وإنه لم يلد ولم يولد وإنه لم يكن له كفؤاً أحدُ، وجميع ما جاء في القرآن العظيم وفي جميع الكتب السماوية تدعو إلى التصديق بما جاء في سورة الإخلاص، وباقي القرآن تجدونه يجادل عن حقيقة سورة الإخلاص ويدعوكم إلى توحيد ربكم بأنه الأحد لا إله إلا هو ولا ثاني له لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفؤاً أحد، وذلك هو كُلّ ما جاء به القرآن العظيم وكذلك جميع الكتب السماويّة من قبله.
    وقال الله تعالى:
    {وَمَا أَرْ‌سَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّ‌سُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الأنبياء:25].

    فكيف تجعلون ذلك ثلث القرآن؟ أفلا تعقلون؟ بل جميع ما جاء في القرآن يدعو إلى حقيقة القول الثقيل لا إله إلا الله الأحد ولا أعلم بشيء يزن هذا القول الثقيل حتى لو جُعلت السماوات والأرض وما بينهما في كفةٍ وكلمة التوحيد في كفةٍ لرجحت كلمة لا إله إلا الله الأحد لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفؤاً أحد فكيف يفتنونكم عن عقيدتكم يا معشر علماء الأمّة فتجعلون ذلك يعدل ثُلث القرآن؟ أفلا تتقون؟

    سادساً- أنفي عقيدتكم الباطلة بأنّ الصراط المُستقيم يؤدي إلى نار جهنم، ولربّما يودّ أحد علماء الأمّة أو عامة المسلمين أن يقول: "ومن ذا الذي يقول إن الصراط المُستقيم يؤدي إلى نار جهنم؟". فنقول: عقيدة الباطل المدسوسة والتي جعلت صراط الحقّ وصراط الباطل طريقاً واحداً يمرّ على نار جهنم فيسقط أهل النار في النار ويمضي أصحاب الجنة على الصراط فوق جهنم ثم يدخلون إلى الجنة. ولربّما يودّ أحدكم يا معشر علماء الأمّة أن يقاطعني فيقول: "بل الصراط المستقيم أحدُّ من السيف وأرهف من الشعرة؛ قد قاله الرسول عليه الصلاة والسلام، وإنه يمرّ فوق النار فيسقُط أصحاب النار". ومن ثم يأتيني بالآيات المُتشابهات مع روايات الفتنة في ظاهرهنّ ولا يَزَلْن بحاجة إلى التأويل فيقول: "أم لم تقرأ يا ناصر محمد اليماني قول الله تعالى: {وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَ‌ةِ عَنِ الصِّرَ‌اطِ لَنَاكِبُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:74]؟ وكذلك ألم تقرأ يا ناصر محمد اليماني قوله تعالى: {وَإِن مِّنكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا (71) ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا (72)} صدق الله العظيم [مريم]؟".

    ومن ثم يُرد المهديّ المنتظَر الحقّ الإمام ناصر محمد اليماني فأقول لكم يا معشر علماء الأمّة إني لا أدعوكم إلى الاحتكام إلى الآيات المتشابهة مع أحاديث الفتنة؛ بل أدعوكم إلى الاحتكام إلى الآيات المُحكمات الواضحات البيّنات واللاتي لم يجعلهن الله في أسف ناصر اليماني ولا جميع الراسخين في العلم لكي يأتوكم بتأويلهن؛ بل جعلهنّ الله واضحاتٍ بيّناتٍ لأنهنّ أمّ الكتاب لذلك جعلهنّ واضحاتٍ لعالِمكم وجاهلكم لا يزوغ عنهنّ إلا هالكٌ، وحتماً الذين في قلوبهم زيغٌ عن الحقّ الواضح والبيّن فيهنّ فسوف يتّبع الآيات المُتشابهات مع أحاديث وروايات الفتنة وينبذ الآيات المُحكمات الواضحات البيّنات وراء ظهره، ويستمسك بالآيات المتشابهات مع الأحاديث الموضوعة، وذلك لأنّه يبتغي إثبات حديث الفتنة لأنّه لا يريد إلا التمسك بالسُّنة فقط وإنما أعجبته آياتٍ متشابهاتٍ في القرآن مع تلك الأحاديث برغم إنه يعلم أنّ تلك الآيات لا تزال بحاجة إلى التأويل فيزعم أنّ هذه الأحاديث جاءت تأويلاً لتلك الآيات فهو كذلك يريد تأويل المُتشابه من القرآن. ولذلك قال الله تعالى:
    {هُوَ الّذي أنْزل عليكَ الكِتاب مِنْهُ آيات مُحْكَمات هُنَّ أُمّ الكِتاب وَأُخر مَتَشابهات فَأَمّا الّذينَ في قُلُوبِهِمْ زَيغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الفِتْنَة وَابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَما يَعْلَمُ تَأْويلهُ إِلاّ اللّه وَالرّاسِخُونَ فِي العِلْمِ يَقُولُونَ آمّنا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبّنا وَما يَذَّكّرُ إِلاّ أُولوا الأَلباب (7)} صدق الله العظيم [آل عمران].

    وإذا تدبّرتم هذه الآية التي تحذّركم من اتّباع الآيات المتشابهة مع أحاديث الفتنة برغم إنّ هذه الأحاديث تُخالف الآيات المحكمات في القرآن في نفس الموضوع فسوف تجدون بأنّ الله يقول إنّ الذين يتّبعون المتشابه إنما يبتغون الفتنة فهل تظنّون بأنّ هذا العالم الذي اتّبع المتشابه إنه يريد الفتنة للأمّة كلا ثمّ كلا ولو كان يريد الفتنة للأمّة لما قال الله عنه بأنه يريد كذلك تأويل القرآن بالحقّ في قوله تعالى:
    {ابْتِغاءَ الفِتْنَة وَابْتِغاءَ تَأْويلِهِ}، إذاً ما هو المقصود من هذه الآية التي تتكلم عن بعض العلماء بأنّهم يبتغون الفتنة وكذلك يبتغون تأويل القرآن؟ وسوف نفتيكم بالحقّ أنّ هؤلاء من العلماء المجتهدين يريدون تأويل القرآن المتشابه مع هذه الأحاديث التي هم متمسّكون بها فيظنّون بأنها جاءت لتأويل هذه الآيات المتشابهات مع أحاديث الفتنة غير أنهم لا يعلمون أنها فتنةٌ موضوعةٌ من قبل شياطين البشر من اليهود؛ بل يظنّونها عن رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، وما أريد قوله لكم يا إخواني عُلماء المُسلمين هو لماذا لا تتركون تأويل المُتشابه والذي لا يعلم بتأويله إلا الله وحده ويُعلمه للراسخين في العلم ومن ثمّ تتمسكون بالآيات المُحكمات الواضحات البيّنات والتي جعلهنّ الله أمّ الكتاب في تصحيح عقيدة المسلم ولا يزيغ عنهنّ إلا هالكٌ؟ فإذا رجعتم إلى المحكمات في شأن الصراط المُستقيم فسوف تجدون في الكتاب أنّ الصراط المستقيم هو صراط العزيز الحميد يؤدّي بمن سلكه إلى النعيم وليس إلى الجحيم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون، ومن مات وهو سالك نَجْدَ الصراط المستقيم دخل الجنة لأن نَجْد الصراط المُستقيم يؤدي إلى جنة النعيم، وليس الناس يسلكون الصراط المستقيم في الآخرة كلاّ ثم كلاّ، فلا يوجد هناك عملٌ بل حساب بلا عمل؛ بل السلوك في الصراط المُستقيم هو في الدُنيا حتى يأتيه الموت وهو على صراط العزيز الحميد ومن ثم يدخله هذا الصراط الجنة، وإنما الصراط المُستقيم معنويٌّ عقائديٌّ دربُ القلوب المُبصرة، فمن أراد صراط العزيز الحميد فليعمل عملاً صالحاً ولا يشرك في عبادة ربه أحداً وذلك نجدُ الصالحين. وأما النّجد الآخر فهو سبيل الطاغوت ويؤدي إلى نار جهنم فإذا مات وهو في سبيل الغيّ والضلال دخل النار، ولم يجعل الله صراط الأخيار وصراط الكفار صراطاً واحداً يؤدي إلى نار جهنم، ما لكم كيف تحكمون؟ بل هما نجدان في اتجاهين متعاكسين، فنجدٌ تجدون من سلكه فاز برضوان الله، وأما النجد الآخر فمن سلكه فقد نال غضب الله وأرضى عدوّه الشيطان الرجيم. وقال الله تعالى: {أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ (8) وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ (9) وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ (10)} صدق الله العظيم [البلد].

    فنَجْدُ الحقِّ يؤدّي إلى النعيم ونَجْدُ الطاغوتِ يدعو حزبه ليكونوا من أصحاب السعير. وقال الله تعالى:
    {إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرً‌ا وَإِمَّا كَفُورً‌ا} صدق الله العظيم [الإنسان:3]. فإن سلك سبيل الحقّ فهو من الشاكرين لربهم، وإن انقلب على عقبيه وسلك الطريق المخالف للسبيل الحقّ فهو من الكافرين.

    ويا معشر علماء الأمّة لا أجد في الكتاب بأنّ السلوك في الصراط المستقيم يوجد في الآخرة على نار جهنم؛ بل هو في الدُنيا. وعجبي من أمركم، أفلا ترون أنكم تقولون في اليوم عديد المرات في جميع الركعات:
    {بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (1) الْحَمْدُ لِلَّهِ ربّ الْعَالَمِينَ (2) الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (3) مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ (4) إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ (5) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ (7)} [الفاتحة]؟ ولكنكم جعلتم بعقيدتكم صراط الحقّ والمعوج واحدة برغم أنكم تقولون غير صراط المغضوب عليهم بفاتحة الدُعاء {اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ (6) صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ (7)}، وفي جميع الآيات عن الصراط في الكتاب تجدونه في الدُنيا صراطاً معنويّاً عقائديّاً يسلكه أصحاب القلوب المُبصرة. وقال الله تعالى: {وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَىٰ صِرَ‌اطِ الْحَمِيدِ} صدق الله العظيم [الحج: 24].

    فكيف يؤدّي الصراط المستقيم إلى نار جهنم ثم إلى الجنة، أفلا تعقلون؟ وهو طريق الأمن والأمان ويأتي صاحبه آمناً يوم القيامة، أفلا تتقون؟ وقال الله تعالى:
    {وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ} صدق الله العظيم [الشورى:52]، وسلوكه في الدُنيا وليس في الآخرة، وأما الآخرة فصراط الجنة والنار ليس معنوياً بل طريقاً تؤدي إلى الجنة وطريقاً أخرى تؤدي إلى نار جهنم. وقال الله تعالى: {احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ (22) مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ (23)} صدق الله العظيم [الصافات].

    ولا أظنّ هذه الآية تحتاج إلى التأويل نظراً لأنها من المُحكمات الواضحات تُفيد بأنّ الطريق إلى النار غير الطريق إلى الجنة، ولكنكم بعقيدتكم جعلتموها طريقاً واحدة تؤدّي إلى نار جهنم وهي نفس الطريق إلى الجنة، وإنما أهل النار يتساقطون من على الصراط إلى النار! ولو كانت هذه العقيدة حقاً لما وجدتم هذه الآية في القرآن للتحديد بأنّ الطريق إلى النار غير الطريق إلى الجنة، ولن أفسر هذه الآية فهي واضحةٌ، وكذلك توجد في القرآن العظيم من ضمن الآيات المُحكمات تقول إنه عندما يُساق أصحاب النار صوب النار بأنهم يفترقون إلى سبع جماعاتٍ زُمراً متوجهين صوب أبواب جهنم السبعة فلكلّ بابٍ منهم جزءٌ مقسومٌ، وكذلك يتوجّه أصحاب الجنة إلى الجنة زُمراً فهذه تخالف لما تعتقدون جملةً وتفصيلاً؛ بل اختلافاً كثيراً وتنفي عقيدتكم بأنّ الناس يساقون أجمعين صوب نار جهنم ليسلكوا الصراط المُستقيم الممدود على نار جهنم فمنهم من يسقط مِنْ على الصراط في نار جهنم والآخرون يستمرون في سلوك الصراط المستقيم الممدود على نار جهنم حتى يدخلوا إلى الجنة، ولكن الآيات المحكمات لعقيدتكم لبالمرصاد وسوف تجدون الآيات المحكمات في هذا الشأن تخالف لعقيدة الباطل فانظروا إلى هذه الآية المحكمة والتي لم يجعلها الله بأسف ناصر محمد اليماني لكي يُأوِّلها للأمّة ولم يجعلها الله بأسف جميع الراسخون في العلم لتأويلها نظراً لأنها واضحةٌ وبينةٌ ومُفصلةٌ تفصيلاً من لدن عليمٍ حكيمٍ. وقال الله تعالى:
    {وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنْظُرُونَ (68) وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (69) وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُونَ (70) وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آَيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ (71) قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (72) وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ (73)} صدق الله العظيم [الزمر].

    فقد علمتم يا قوم من خلال هذه الآية المُحكمة والتي لا تحتاج إلى تأويلٍ بأنّ أهل النار يُساقون صوب النار زُمراً فيتمّ تقسيمهم إلى سبع جماعات بعدد أبواب نار جهنم السبعة؟ فلكل بابٍ منهم جزءٌ مقسومٌ:
    {حَتَّى إِذَا جَاءُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آَيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنْذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِينَ (71) قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (72)} صدق الله العظيم [الزمر].

    وكذلك أصحاب الجنة يساقون صوب الجنة زمراً جماعاتٍ، ولكن عقيدة الباطل الذي يعتقدها المسلمون بمكرٍ من اليهود تقول إنّ الناس يساقون أجمعين صوب نار جهنم فيسلكون الصراط المُستقيم جميعاً على نار جهنم فأصحاب النار يسقطون، أفلا ترون بأنّ بين هذه العقيدة المنكرة وبين الآيات المُحكمات البيّنات اختلافاً كثيراً ولكنكم سوف تجدون هذه العقيدة المنكرة تتشابه مع ظاهر آياتٍ أُخَر لا تزال بحاجة إلى تأويل، كمثال قول الله تعالى:
    {وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيًّا (71) ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا (72)} صدق الله العظيم [مريم].

    ومن ثم تجدون الحديث المُفترى المدسوس بخبثٍ قد تشابه مع ظاهر هذه الآية وذلك لكي تظنّوا بأنّ هذا الحديث جاء بياناً لها عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم. وإليكم الحديث المفترى والذي يشابه هذه الآية في ظاهرها، قَالَ رَسُول اللَّه صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
    [يَرِد النَّاس النَّار ثُمَّ يَصْدُرُونَ مِنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ فَمِنْهُمْ كَلَمْحِ الْبَصَر ثُمَّ كَالرِّيحِ ثُمَّ كَحُضْرِ الْفَرَس ثُمَّ كَالرَّاكِبِ الْمُجِدّ فِي رَحْله ثُمَّ كَشَدِّ الرَّجُل فِي مَشَيْته]
    وكذب أعدُاء الله، ما كان لمحمدٍ رسول الله أن ينطق بحديثٍ يخالف القرآن المحكم البيّن في هذا الشأن، أفلا تعقلون؟ ولكني المهديّ المنتظَر الحقّ حقيقٌ لا أقول على الله ورسوله غير الحقّ أفتيكم في تأويل هذه الآية المُتشابهة مع حديث الفتنة المدسوس وأبيّن لكم حقيقة الورود في هذا الموضع وأفصّله من القرآن تفصيلاً فأمّا الورود في هذا الموضع فلا يقصد به الدخول وإن ظننتم إنه الدخول فسوف تكون لكم الآيات المحكمات لعقيدة المنكر لبالمرصاد فتجدونها تنفي ذلك جملةً وتفصيلاً، إذاً ما هو الورود المقصود في هذه الآية؟ وإليكم الفتوى:

    إنّه الوصول إلى الساحة لرؤية جهنم لمن يرى من الناس أجمعين بشكلٍ عام يرونها أجمعين لكي يحمدَ اللهَ أهلُ الجنّة إذ نجّاهم من هذه النار التي تلظّى لا يصلاها إلا الأشقى، وأما أصحابها فسوف ينزع الرُعبُ منها أفئدتَهم نزاعةً للشوى تدعو من أدبر وتولّى. فالورود إلى ساحة جهنم شاملٌ للناس أجمعين فبرزت الجحيم لمن يرى بشكل عام. تصديقاً لقول الله تعالى: {لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ (6) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ (7)} صدق الله العظيم [التكاثر].

    ومن ثمّ يتفرّقون من بعد الحشر للناس أجمعين إلى ساحة جهنم ثمّ يتفرقون. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُونَ(14)فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ(15) وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ(16)} صدق الله العظيم.

    إذاً الورود المقصود في هذه الآية مثله كمثل ورود موسى عليه الصلاة والسلام إلى ماء مدين ولكنكم تعلمون إنه لم يدخل إلى ماء مدين بل ورد إليه أي وصل إلى ساحة بئر مدين. وقال الله تعالى:
    {وَلَمَّا وَرَ‌دَ مَاءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَ‌أَتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّىٰ يُصْدِرَ‌ الرِّ‌عَاءُ وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ‌} صدق الله العظيم [القصص:23]. وليس هذا قياساً؛ بل لفهم أنواع الورود في القرآن العظيم.

    ويا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة أقسم لكم بالله العليِّ العظيم البرِّ الرحيم لئِن آمنتم بالقرآن العظيم أن نحتكم إلى آياته المحكمات الواضحات البيّنات لألجمكم بالحقّ إلجاماً وأخرس ألسنة الممترين بالباطل وأغربل جميع الأحاديث النّبويّة في سنّة محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فأدافع عن سنة جدّي بكل ما آتاني الله من العلم فأجعلها مع القرآن العظيم فوق رأسي وأجعل الأحاديث المُفتراة تحت قدمي فأفركها بنعلي، فإن كنتم تروني على ضلالٍ فاغلبوني بعلمٍ وسلطانٍ هو أهدى من سلطاني إن كنتم صادقين، وإن كنتم تروني على الحقّ ومن ثم تصمتوا فإنّ عليكم لعنة الله والملائكة والناس أجمعين. ولربّما يودّ أحد الباحثين عن الحقيقة أن يقاطعني فيقول: "كيف تلعن علماء الأمّة؟". فأقول له إنّما ألعن من تبيّن له أني أدعو إلى الحقّ وأهدي إلى صراطٍ مُستقيم ومن ثمّ يصمت عن الاعتراف بالحقّ بعد ما تبيّن له إذاً هو شيطانٌ أخرسٌ يستحق لعنة الله وغضبه، وأما إذا كان من أولياء الله فسوف يكون مع الحقّ ولا يخشَى في الله لومة لائم، ولكني أعلم أنهم ليسوا مكذبين بشأني بل لا يوقنون، ومن ثم أقول لهم صدق ربي:
    {
    أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ} [النمل:82] فحتى المسلمين في زمن ظهور المهديّ بآيات ربهم لا يوقنون إلا من رحم ربي فصدّق بآيات ربه في زمن الحوار من قبل الظهور بعذابٍ أليمٍ من جراء الكوكب العاشر والسابع من بعد أرضكم ولكنكم قومٌ تجهلون {وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ} [الأنعام:105].

    صاحب علم الكتاب المهديّ المنتظَر الناصر لمحمدٍ رسول الله والقرآن العظيم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــ



  7. الترتيب #7 الرقم والرابط: 212778 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي



    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - 02 - 1429 هـ
    12 - 02 - 2008 مـ
    01:22 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ


    { فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ } ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتم مسكهم محمد رسول الله صلى عليهم وآلهم الطيبين أجمعين ولا أفرّق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المُسلمين، وبعد..

    به برادر گرامی طالب العلم و تمام برادرانم از علمای مسلمین و تمام برادران درامت اسلامی؛ سلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته
    مجدد از شأن خود برای‌تان می‌گویم؛ من مهدی منتظرم و خداوند مرا برای هدایت شما و تمام مردم به صراط مستقیم برانگیخته است و همین طوربرای متحد ساختن مسلمانان و نجات آنها از پراکندگی و برای حکم کردن میان علمای اسلامی آمده‌ام تا درموارد اختلاف میان‌شان حکم کنم؛ علمایی که با امر صادر شده خداوند در آیات محکم کتابش که فرموده است: {أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّ‌قُوا فِيهِ}صدق الله العظيم [الشورى:13] مخالفت کرده‌اند....
    ای علمای مسلمین؛ آیا خداوند شما را از تفرقه منع نفرموده است؟
    هم‌چنین خداوند شما تمام علمای مسلمین و پیروان‌تان را از اینکه مانند اهل کتاب عمل کرده و گرفتار تفرقه دینی شوید، نهی نموده است. شما این فرمان خداوند را در آیات محکم کتابش می‌یابید:
    { فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الروم]
    {پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند! (۳۰) این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... (۳۱) از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! وهر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (۳۲)}
    در این آیه نیز خداوند امر نموده و فرموده است:
    { شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (13) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الشورى:13]
    {آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت می کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.}
    و همین‌طور این فرموده خداوند تعالی:
    { انَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الأنعام:159]
    {کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند.}

    و همین‌طور فرمان خداوند در آیات محکم کتابش چنین صادر شده که:
    { وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [آل عمران:103]

    { و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ پرتگاهی از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.}
    و همین‌طور فرمان خداوند در آیات محکم کتابش چنین صادر شده که:
    { وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الأنفال:46]

    { نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!}
    ولی شما علمای امت و پیروان‌شان با تمام أوامر پروردگارتان که به صورت مکرر در این آیات محکم برای شما آورده شده مخالفت کرده و به جدال با یکدیگر پرداخته و لذا شکست خورده‌اید و قدرت و شوکت‌تان از بین رفته و به چنین روزی افتاده‌اید. مستضعف شده و قدرت‌تان دربرابر دشمنان‌تان از بین رفته است چون با امر پروردگارتان مخالفت کردید. خداوند به شما وعده داده است که اگر با فرمان‌های خداوند که در کتاب آمده مخالفت نمایید؛ شکست خورده و توان و قدرت‌تان از بین خواهد رفت؛ هم‌چنان که چنین شده و نمی‌توانید انکار کنید که به جدال با هم پرداخته و دچار تفرقه شده‌اید و لذا قدرت‌تان از بین رفته و حال و روزتان چنین است...
    خداوند از روی رحمت و فضل خود مرا برانگیخته تا شما را از فتنه مسیح دجال حفظ نمایم و در تمام موارد اختلاف میان شما حکم بدهم تا پراکندگی‌تان به وحدت بدل شود و خداوند با بنده‌اش نور خود را کامل ؛ تا کلمة الله بالا قرار گیرد و خداوند به واسطه عبدش شما را عزیز وقدرت‌مند نماید و عزت همگی از آن خداوند است و وبا برگزیدن آشکارمرا یاری می‌نماید تا خلیفه و رهبر شما باشم و در علم بیان حق قرآن عظیم دانش مرا بر شما فزونی داده و به این ترتیب آشکارا مرا یاری کرده تا بر اساس کتاب مرجعی که از تحریف محفوظ است در تمامی موارد اختلاف میان شما حکم نمایم و با قرآن شما را به راه راست هدایت نمایم در حالی که به کتاب خداوند وسنت رسولش پای‌بند و نسبت به هر آنچه از سنت که مخالف آیات ام الکتاب و آیات محکم آن است کافرم؛ آیاتی که اساس عقیده حنیف ملت ابراهیم و رسولان و انبیایی که پیش از اوو بعد از او آمده‌اند بر آنها نهاده شده است.
    و اما دلیل اینکه من نسبت به سنتی که بر خلاف آیات محکم قرآن است کافرم این است که می‌دانم این بخش از سنت توسط شیطان رجیم دست‌کاری شده است ،او و اولیایش که از شیاطین بشر هستند می‌خواهند شما را دچار فتنه کرده و بعد از آنکه ایمان آوردید باعث بازگشت-به گذشته- و کفر شما نسبت به آیات محکم خداوند در قرآن عظیم شوند؛ آیات محکمی که خداوند آنها را اساس کتاب- ام الکتاب- قرار داده است. کسانی که به ظاهر صحابه رسول الله هستند شما را از قرآن عظیم دور کرده‌اند؛ خداوند به شما خبر داده است که گروهی از یهودیان آمده و اعلان می‌کنند که اسلام آورده‌اند تا بتوانند در ظاهر امر از صحابه رسول الله شوند و راوی حدیث و به این ترتیب از راه سنت محمدی و با احادیثی که رسول الله -عليه الصلاة والسلام- نگفته بودند؛ شما را از راه خدا بازدارند؛ احادیثی که به کل مخالف کتاب خداوند و سنت رسول او-صلى الله عليه وآله وسلّمـ بوده و اختلاف بسیار زیادی با آن دارند.
    خداوند در قرآن عظیم این مکر یهود را برای شما روشن کرده و می‌فرماید:
    { إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) }صدق الله العظيم [المنافقون]

    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌‌گویند: «ما شهادت می‌‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌‌دهند! (۲)}
    آنگاه خداوند برای‌تان روشن می‌کند که آنها چگونه مردم را از راه خداوند بازمی‌دارند؛ این کار با استفاده از شمشیر نیست بلکه با احادیثی است که رسول الله الصلاة و السلام آنها را نفرموده‌‌اند. خداوند در آیات محکم قرآن عظیم مکرآنها را برای‌تان روشن نموده است . خداوند تعالی می‌فرماید: { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }صدق الله العظيم [النساء]
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    می‌بینید که این سخن خداوند به خصوص متوجه علمای امت است:
    { أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }
    صدق الله العظيم

    {آيا درباره قرآن نمي انديشند كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند}
    این آیه آمده تا بر فرمان خداوند تأکید کند که :
    { وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ }صدق الله العظيم [الشورى:10]
    {در هر چیزدچار اختلاف شدید، داوریش با خداست؛}
    به این معنی که هرگاه در سنت دچار اختلاف شدید، برای یافتن راه حل به حکم خداوند که در قرآن عظیم آمده است، رجوع کنید و کسانی که از میان شما اولوالأمر هستند از قرآن عظیم حکم را برای‌تان استنباط خواهند کرد و خواهید دید بین فرموده خداوند در قرآن عظیم و سخنی که در سنت محمد رسول الله آورده شده اختلاف زیادی وجود دارد چون سنت هم مانند قرآن عظیم از نزد خدا فرستاده شده است ولی درمورد حفظ سنت از تحریف؛ خداوند هیچ وعده‌ای به شما نداده است؛ بلکه وعده حفظ قرآن به شما داده شده تا در موارد اختلاف در سنت؛ مرجع شما باشد و به قرآن رجوع کنید و درآیات محکم قرآن که درهمان مورد آمده‌اند تدبر نمایید. اگرحدیث دروغ و افترا باشد خواهید دید حتماً با آیات محکم قرآن عظیم اختلاف زیادی دارد و به این ترتیب درمی‌یابید که این حدیث سنت از خدا و رسول او نیست و دلیل هم این است که سنت نیز از نزد خدا آمده ِهمان‌طور که قرآن نیز از نزد خداوند سبحان آمده است و این ایه برهان درستی و حق بودن این حدیثی نقل شده از محمّدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم:[ ألا و إنّي أوتيت القرآن و مثله معه] [ همانا که من قرآن و چیزی مثل آن آورده‌ام ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم
    سنت محمد رسول الله آمده است تا قرآن را برای مسلمانان بیشتر توضیح دهد و همانا که بیان قرآن نیز از نزد خداوند سبحان و تعالی آمده است؛ تصدیق فرموده خداوند در آیات محکم کتابش:
    { فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19) }صدق الله العظيم [القيامة]
    {چون خوانديمش، تو آن خواندن را پيروى كن. (۱۸) سپس بيان آن بر عهده ماست. (۱۹)}
    و من مهدی منتظر خلیفه خدا بر بشر و امام دوازدهم از آل بیت پاک و مطهرم؛ به کتاب خداوند و سنت رسولش صلّى الله عليه وآله وسلّم پای‌بند و مقید و نسبت به سنت یهودی که سنت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم را آلوده کرده کافرم و به سراغ شما نیامده‌ام تا از قرآن دفاع کنم که قرآن تا یوم الدین از تحریف محفوظ است؛ بلکه برای دفاع از سنت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به سوی‌تان آمده‌ام. سنت یهودی جعلی وارده در آن را برای‌تان روشن کرده و با کلام خداوند که مستقیما از قرآن عظیم می‌آورم، آن را تکذیب می‌کنم؛ چرا که خداوند با بیان حق قرآن مرا یاری نموده تا با استناد مستقیم به قرآن عظیم حق بودن حدیث را روشن کنم. ولی من صحابه‌ی رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم که حدیث را که راوی حدیث هستند؛ دشنام نمی دهم؛ می‌دانید چرا؟ چون مفتریان احادیث را به دروغ به ایشان نسبت داده‌‌اند و آنها همانند گرگ در داستان خون یوسف؛ از این گناه بری هستند. این مکر منافقان است و اگر برای‌تان روشن کردم حدیثی به دروغ به رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نسبت داده شده و برهان تکذیب آن را از کلام خداوند برای‌تان آوردم- ولو اینکه حدیث از برخی از صحابه نیکوکار نقل شده باشد-؛ شما را از دشنام دادن به صحابه برحذر می‌دارم که کسی که چنین کند قلبش گناه‌کار است؛ آیا شما حدیث را با گوش خود از آنها شنیده‌اید که دشنام دهید از کجا می‌دانید؟! بلکه این منافقان هستند که به خدا و رسول خدا و صحابه برگزیده‌اش نسبت دورغ داده‌اند؛ چرا اگر حدیث از قول فلان صحابه یهودی او هم از قول دیگر صحابه یهودی و او از قول رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نقل شده بود که نمی‌توانست باعث گمراهی امت از راه راست شود برای همین احادیث-جعلی- به دروغ به آنها نسبت داده شدند. فقط اینکه بعضی از صحابه به حرف آنان گوش می دادند و گمان می‌کردند حرف ناحق نمی‌زنند و مسلمانان نیز از آنان شنیدند تا اینکه احادیثی به دست شما علمای امت اسلامی رسید که با حدیث خداوند در قرآن عظیم به کل مغایرت داشته و برخلاف آنها هستند. من نمی‌گویم مخالف آیات متشابه قرآن هستند؛ در ظاهر با این آیات مشابهت دارند؛ مقصود من مخالفت با آیات محکم کتاب است؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس و ام الکتاب قرار داده و تنها هلاک شده‌ای که قلبش از حق تنگ و روگردان است از حق واضح و روشنی که در آنهاست، دلتنگ ومنحرف می‌شود ودر پی تأویل آیات متشابهی از قرآن می‌رود که با حدیث دروغ هماهنگ به نظر می‌رسد؛ حدیثی که با مکری خبیثانه جعل شده تا شبیه ظاهر آیات متشابه باشد و کسانی که قلب‌شان از آیات محکم قرآن منحرف شده تصور می‌کنند که این حدیث برای بیان این آیه آمده است؛ آیه‌ای که هم‌چنان نیازمند تأویل و تفسیر است و شما علمای امت از متشابه پیروی کرده و آیات محکم و واضح و روشنی را که اساس و ام الکتابند رها کرده‌اید؛ آیا از خدا نمی‌ترسید؟ دیدم که "طالب العلم" درخواست کرده اگر حاضر به پیروی از آنچه که یهود به دروغ در سنت محمد رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم وارد کرده نشوم؛ با من مباهله کند...در جواب به او می‌گویم: ای "طالب العلم"و ای تمام علمای امت از هر فرقه و مذهب؛ اگر به قرآن عظیم ایمان دارید؛ پس بیایید تا حکم خدا در قرآن را در برابر سنت محمدی که مخالف آن است بپذیریم. ممکن است یکی از شما بخواهد بگوید تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند و آنچه که از گذشتگان صالح به ما رسیده برای‌مان کافی است. ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: تو گفتی که تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند و تمام قرآن را نامفهوم دانسته‌ای به طوری که تأویل آن را فقط خدا می‌داند. آیا برای این سخنت دلیل داری با ندانسته به خداوند نسبت می‌دهی؟ ولی خداوند می‌فرماید آیات قرآن به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ آیات محکم واضح که برای عالم و جاهل روشن بوده و تنها هلاک شوندگان از آنها منحرف می‌شوند که به دنبال آیات دیگری از قرآن می‌روند که تأویل آنها را جز خداوند نمی‌داند و هم‌چنان نیازدارند تأویل شده و مقصودشان توضیح داده شوند و یهود از این آیات متشابه استفاده لغوی کرده و احادیث مشابه با آنها را جعل کرده‌اند.همچنین از حدیث حق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم استفاده کرده اند که می‌فرماید [ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم. سند درستی این حدیث قران و این فرموده خداوند تعالی است: { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [النساء]
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    یعنی اگر حدیث نبوی از خداوند نباشد؛ بین آن و حدیث خداوند در قرآن عظیم اختلاف زیادی وجود خواهد داشت و برای همین محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: [ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ] یعنی آنچه که با قرآن اختلاف داشته باشد ازایشان -عليه الصلاة والسلام- نیست. ولی متأسفانه علمای امت این حدیث واضح و روشن را نفهمیده و برخی به ان ایراد می‌گیرند و می‌گویند ازمحمدرسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نیست در حالی که ایشان -عليه الصلاة والسلام-، از روی هوی و میل سخن نمی‌گفتند و قرآن و سنت هدایت‌گر بر ایشان نازل می‌گردید. پس مقصود از این حدیث محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم و کلام ایشان -عليه الصلاة والسلام- وآله[ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ] را برای‌تان روشن خواهم ساخت. مقصود ایشان این نیست که آن را با ظاهر آیات متشابه تطبیق دهید؛ بلکه مقصود ایشان این است که این حدیث نبوی را با آیات محکم و واضح و بینه قرآن مقایسه کنید. اگر مخالف عقاید آمده در آنها نبود، پس از محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است. برای مثال حدیثی که به دورغ به ایشان -عليه الصلاة والسلام- نسبت داده شده را می‌آوریم. از ابی هریرة- که گمان می‌کنم از این روایت بری است- نقل شده که قال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: [إنّكم سترون ربّكم يوم القيامة كما ترون البدر جليّاً لا تضامون في رؤيته][ شما پروردگارتان را در روز قیامت خواهید دید همان طور که ماه بدر درخشان را می‌بینید و در این رؤیت هیچ شکی نیست همگی قادر به دیدن آن خواهید بود؟ّ]ای علمای امت اگر این حدیث را با آیات متشابه قرآن تطبیق دهید؛ این‌طور به نظر می‌رسد که این حدیث بی شک و تردید برای تأیید این فرموده خداوند تعالی آمده است که: { وجوهٌ يومئذٍ ناضرةٌ (22) إلى ربها ناظرةٌ (23) }صدق الله العظيم [القيامة]
    {در آن روز صورت‌هایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و منتظر -رحمت- پروردگارش است! (۲۳)}
    ولی مقصود خداوند منتظر رحمت پروردگار بودن است؛ همان رحمتی که خداوند بر خود فرض نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قل لمن ما في السماوات والأرض قل لله كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون }
    صدق الله العظيم [الأنعام:12]

    {بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است، از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست؛ رحمت را بر خود، حتم کرده؛ بطور قطع همه شما را در روز قیامت، که در آن شکّ و تردیدی نیست، گرد خواهد آورد. فقط کسانی که وجود خویش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ایمان نمی‌آورند.}
    اما ای علمای امت؛ اگر این حدیث را با آیات محکم قرآن مطابقت دهید؛ خواهید دید که بین آیات محکم قرآن با این حدیث اختلاف بسیاری هست . خواهید دید این حدیث را چنان نفی می‌کنند که هیچ شک وتردید در آن نباشد. آن‌گاه خواهد دانست که این حدیث جعل شده تا از نظر لغات شبیه آیات متشابه باشد و از رسول الله صلّى الله عليه وسلّم نیست چون ایشان فرموده‌اند: [ما تشابه مع القرآن فهو مني] یعنیهرچه با قرآن تشابه داشت از من است؛ چگونه ممکن است با آیه‌ای تشابه داشته باشد که هنوز نیاز به تأویل دارد و با آیات محکم و واضح و روشنی که درهمان مورد و درباره عقیده مسلمانان برای دیدن پروردگارشان است مخالف است. و به این نتیجه می‌رسید که این حدیث (دیدن آشکار خداوند)از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیست چون مخالف آیات محکمی است که در همان مورد آمده‌اند و شایسته نیست احادیث بیان برای متشابهات قرآن برخلاف آیات محکم و واضح و روشن قرآن که خداوند آنها را اساس و ام الکتاب قرار داده است، باشند.

    ای علمای امت اسلامی، همانا که من از سنت حق محمد رسول الله صلی الله علیه و آله سلم دفاع می‌کنم . این سنت پنهان نیست و مانند قرآن در دست شماست ولی مفتریان یهود؛ احادیثی را که برخلاف روآیات حق سنت درهمان مورد است درآن جای داده‌اند؛ احادیثی که با آیات محکم و اساسی قرآن عظیم و عقاید اصیل مسلمین هم مغایرت دارند. حال که حکم قرآندر این باره را برای‌تان بیان کردیم؛ بیایید تا احادیث سنت محمدی علیه الصلاة و السلام را با قرآن تطبیق دهیم ولی با این شرط که احادیث با آیات محکم و واضح و بینه مطابقت داده شوند؛ آیاتی که خداوند در همان مورد آنها را آیات اساسی و ام الکتاب قرار داده است. اما اگر سرباز زده و بخواهید از آیات متشابه -که هنوز نیاز دارند تأویل شوند- برای تطبیق استفاده کنید؛اگر چنین کنید، هلاک خواهید شد چرا؟ چون آیات محکمی که در همان مورد آمده‌اند را رها کرده‌اید و به دنبال متشابه رفته‌اید و اگر از آیات متشابه پیروی کرده و آیات محکم واضح وبینه را رها کنید، قلب‌تان از حق منحرف شده است....
    پس بیایید درست به سنت محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نگاه کنیم تا ببینیم آیا در مورد دیدن خداوند سبحان، سنت حق با حکم امام ناصر محمد یمانی از قرآن مخالف است یا خیر.بی شک و تردید خواهیم دید بین احادیث وارده در این مورد اختلاف زیادی وجود دارد، چون احادیث حق مطابق آیات محکم قرآن بوده و احادیث باطل با آیات محکم و اساسی کتاب درهمین مورد مغابرت خواهند داشت ولی ظاهر آنها با آیات متشابه منطبق خواهد بود. به سراغ سنت و احادیثی می‌رویم که در این مورد آمده‌اند تا برای‌مان روشن شود کدام حدیث نبوی حق است و از خدا و رسول اوست و کدام حدیث ازخدا و رسولش نیست . اول سنت محمدی حق را تطبیق می‌دهیم تا صحت آن روشن شود. محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در تصدیق آیات محکم در مورد رؤیت خداوند فرموده است: [ لن يرى الله أحدٌ في الدنيا ولا في الآخرة ]صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام، این حدیث حق با فرموده خداوند تعالی در آیات محکم و واضح و روشن خداوند منطبق است که:
    { وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ }
    صدق الله العليّ العظيم [الأعراف:143]
    { و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»}

    { لَن تَرَانِي }، و راست گفت رسول کریم او که: [ لن يرى الله أحدٌ في الدّنيا ولا في الآخرة ]، اما نور خداوند سبحان را که از ورای حجاب ابرها می‌تابد، خواهیم دید و زمین با نور او روشن خواهد شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا } صدق الله العظيم [الزمر:69]،{ و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می‌شود}و تصدیق فرموده خداوند عزّ وجلّ: { هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ }صدق الله العظيم [البقرة:210]
    {آیا جز این انتظار دارند که خدا با ملائکه در پرده‌های ابر بر آنها در آید و حکم فرا رسد؟ و کارها همه به سوی خدا باز گردد.}
    به سراغ حدیث حق محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم درمورد دیدن خداوند می‌آییم . ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند:
    [ يهبط و بينه وبين خلقه حجابٌ ]صدق محمّدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام،تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنزِيلاً }صدق الله العظيم [الفرقان:25]،
    { و روزی که آسمان با ابرها شکافته می‌شود، و فرشتگان نازل می‌گردند}
    و تصدیق حدیث محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در شب معراج و اسراء در نفی دیدن پروردگارش؛ ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند: [ نورٌ أراه ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، و این حدیث با آیات محکم خداوند تعالی تطابق دارد که می‌فرماید:
    { وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ }
    صدق الله العظيم [الشورى:51]
    {و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    ولی ای خردمندان،شما را به خدا قسم بیایید تا در حدیث دروغ و افترا و بهتانی که به خدا و رسولش زده شده تدبر کنیم البته من به راوی آن خرده نمی‌گیرم.در این حدیث که قرآن و سنت و عقل و نقل همه با آن مخالفند تدبر کنید. راوی گفته است رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
    [قال أناسٌ: يا رسول الله! هل نرى ربّنا يوم القيامة؟ فقال: هل تضارّون في الشمس ليس دونها سحابٌ؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: هل تضارّون في القمر ليلة البدر ليس دونه سحابٌ؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتّبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطّواغيت الطّواغيت، وتبقى هذه الأمّة فيها منافقوها إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنار بّكم، فيقولون: أنت ربّنا، فيتبعونه، ويضرب جسر جهنّم، قال رسول الله صلّى الله عليه وسلّم: فأكون أوّل من يجيز، ودعاء الرّسل يومئذٍ: اللهمّ سلّم سلّم، وبه كلاليب مثل شوك السّعدان، أما رأيتم شوك السّعدان؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال: فإنّها مثل شوك السّعدان، غير أنّه لا يعلم قدر عظمها إلا الله، فتخطف الناس لأعمالهم، فمنهم الموبق بعمله، ومنهم المخردل ثمّ ينجو، حتى إذا فرغ الله من القضاء بين عباده وأراد أن يخرج من النار من أراد -أن يخرج من كان يشهد أن لا إله إلا الله- أمر الملائكة أن يخرجوهم فيعرفونهم بعلامة آثار السّجود، وحرّم على النار أن تأكل من ابن آدم أثر السّجود، فيخرجونهم قد امتحشوا، فيصبّ عليهم ماءٌ يقال له: ماء الحياة، فينبتون نبات الحبّة في حميل السّيل..]

    [مردم گفتند: رسول الله! آیا پروردگارمان را روز قیامت خواهیم دید؟ ایشان فرمودند: آیا در دیدن خورشید در آسمانی بدون ابر تردید دارید؟ گفتند: خیر یا رسول الله. فرمود: آیا در دیدن ماه در شب بدر در آسمانی بدون ابر تردید دارید؟ گفتند: خیر با رسول الله! فرمود: در روز قیامت او را مانند این دو خواهید دید. خداوند مردمان را جمع کرده و می‌فرماید: هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود و می‌گوید من پروردگارتان هستم؛آنها می‌گویند: تو پروردگارما هستی و به دنبالش می‌روند وروی پل جهنم می‌رسند. رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فرمود: اولین کسی که از پل جهنم رد می شود من هستم و دعای پیامبران این است : اللهم سلم سلم. در پل جهنم خارهائی مانند " خار السعدان" ( نوعی بوته خار دار ) وجود دارند؛ آیا خار السعدان را دیده‌اید؟ گفتند: بلی یا رسول الله! فرمود: آن مانند خار السعدان است تنها فرقش این است که اندازه و عظمت آن را جز خدا کسی نمی‌داند. مردم را به خاطر اعمال‌شان می‌رباید و بعضی از آنها به خاطر اعمال‌شان هلاک می‌شوند. برخی -توسط خارهای پل صراط جهنم- مورد حمله قرار می‌گیرند ولی بعد نجات می‌یابند. تا اینکه قضاوت خداوند میان مردم خاتمه می‌یابد و هرکس را که بخواهد از آتش خارج می‌کند و هرکس شهادت بدهد لا اله الا الله از آن خارج خواهد شد. به ملائکه فرمان می‌دهد آنها را از آتش خارج کنند و نشانه آنها وجود علامت سجود در پیشانی‌شان است و بر آتش حرام شده که کسی که نشانه سجود بر پیشانی دارد را فرو برد. آنها رادر حالی که پوست‌شان سوخته از آتش خارج کرده و آبی به روی آنان می‌ریزند که به آن آب حیات گفته می‌شود ومانند دانه‌های گیاه در خاشاک سیل رویش میکنند....] و الی آخر...
    به بدترین قسمت نگاه کنید که بدترین بلاها انسان را به خنده می‌اندازد: [فرمود: در روز قیامت او را مانند این دو خواهید دید. خداوند مردمان را جمع کرده و می‌فرماید: هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود و می‌گوید من پروردگارتان هستم؛آنها می‌گویند: تو پروردگارما هستی و به دنبالش می‌روند]
    شما را به خدا؛ چگونه ممکن است بندگان دنبال خدا راه بیفتند و از کجا و تا کجا این دنباله‌روی ادامه خواهد یافت؟ آیا شما خداوندی که فاطر السماوات و الأرض است را مانند انسانی قرار داده‌اید که راه می‌رود و پیروانش به دنبال او راه می‌روند؟ آیا فکر نمی‌کنید؟ والله این مسیح دجال است که در این دنیا به شما می‌گوید به دنبال من بیایید تا شمار ا به بهشت ببرم! چگونه می‌گویند روز قیامت خداوند را خواهند دید؟ بعد،این افترا زننده می‌گوید خداوند مردم را جمع کرده و می‌گوید: (هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود) مگرخداوند را از قبل می‌شناسید که وقتی صورتش را دیدید بدانید او خداست؟ ای کسانی که این حدیث دروغ را که به کل برخلاف کتاب خداوند و سنت رسولش است،باور کرده‌اید؛ یعنی این‌قدرهم از عقل خود استفاده نمی‌کنید؟ اگر شما تابع کتاب خداوند سنت رسول هستید؛ بفرمایید من با آیات محکم کتاب خدا به سراغ‌تان آمده‌ام وبعضی ازشما مرا گمراه و خود را در مسیر حق می‌داند؛ آیا تو مرد عاقلی هستی؟
    من با قرآن تو را می‌ترسانم؛ آیا تو از وعده خدا می‌ترسی؛

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 3979 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 7 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - 02 - 1429 هـ
    12 - 02 - 2008 مـ
    01:22 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ


    { فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ } ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمرسلين من أوّلهم إلى خاتم مسكهم محمدٍ رسول الله صلّى عليهم وآلهم الطيبين أجمعين، ولا أفرّق بين أحدٍ من رُسله وأنا من المُسلمين، وبعد..

    إلى أخي الكريم طالب العالم وإلى إخواني جميع عُلماء المُسلمين وإلى إخواني جميع الأمّة الإسلاميّة، السلام عليكم ورحمة الله تعالى وبركاته. وأكرر لكم التعريف بشأني؛ إنّي أنا المهديّ المنتظَر ابتعثني الله لأهديكم إلى الصراط المُستقيم والناس أجمعين، وكذلك لتوحيد شمل المُسلمين وأحكم بين عُلماء المُسلمين في جميع ما كانوا فيه يختلفون بعد أن خالفوا أمر ربهم الصادر إليهم في محكم القرآن العظيم في قوله تعالى:
    {أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّ‌قُوا فِيهِ} صدق الله العظيم [الشورى:13].

    وكذلك نهاكم الله يا معشر علماء المُسلمين وأتباعهم أن تكونوا كمثل أهل الكتاب فتفرّقوا دينكم شيعاً، فتجدون أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32)} صدق الله العظيم [الروم].

    وكذلك أمر الله الصادر في قوله تعالى:
    {شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (13)} صدق الله العظيم [الشورى].

    وكذلك في قوله تعالى:
    {انَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (159)} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وكذلك أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا وَاذْكُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِّنَ النَّارِ‌ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:103].

    وكذلك أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌يحُكُمْ} صدق الله العظيم [الأنفال:46].

    ولكنكم يا معشر علماء الأمّة وأتباعهم خالفتم جميع أوامر ربكم المكررة في هذه الآيات المحكمات فتنازعتم وفشلتم وذهبت ريحكم كما هو حالكم الآن مستضعفين فذهب عزّكم إلى أعدائكم نظراً لمخالفتكم لأمر ربكم وقد وعدكم الله بأنه إذا خالفتم أمره بأنكم سوف تفشلون وتذهب ريحكم كما هو حالكم الآن، فلا تستطيعون أن تنكروا بأنكم تنازعتم فتفرقتم وفشلتم فذهبت ريحكم.

    وابتعثني الله فضلاً من لدنه ورحمةً لكم لأنقذكم من فتنة المسيح الدجال وأحكم بينكم في جميع ما كنتم فيه تختلفون لجمع شملكم ولتوحيد صفّكم، فيتمّ بعبده نوره على العالمين لتكون كلمةُ الله هي العليا، فيعزّكم الله بعبده، والعزّة لله جميعاً، فأيَّدني بتصريح الاصطفاء للخلافة والقيادة عليكم فأيّدني بالتصريح فزادني عليكم بسطةً في العلم لأحكم بينكم في جميع ما كنتم فيه تختلفون وأهديكم إلى صراطٍ ــــــــ مُستقيم، مُعتصماً بكتاب الله وسنة رسوله وكافراً بما خالف من السّنة لأمّ الكتاب في آياته المُحكمات والتي جعلهنَّ الله الأساس للعقيدة الإسلاميّة الحنيفيّة ملّة إبراهيم ومن قبله ومن بعده لجميع الأنبياء والمُرسلين.

    وأما سبب كفري لما خالف من السُّنة للقرآن المحكم وذلك لأنّي أعلم أنها سنةٌ مدسوسةٌ من الشيطان الرجيم ليردوكم هو وأولياؤه من شيطان البشر فيفتنوكم فيردّوكم من بعد إيمانكم كافرين بآيات الله المُحكمات في القرآن العظيم والتي جعلهنَّ الله أمّ الكتاب فصدّكم صحابةُ رسول الله ظاهر الأمر عن القرآن العظيم كما نبأكم الله بذلك بأنها جاءت طائفةٌ من اليهود فأعلنوا إسلامهم ليكونوا من صحابة رسول الله ظاهر الأمر فيكونوا من رواة الحديث ليصدّوكم عن سبيل الله عن طريق السُّنة المحمديّة بأحاديثَ غير التي يقولها عليه الصلاة والسلام؛ بل مخالفة لكتاب الله وسنّة رسوله صلّى الله عليه وآله وسلم جملةً وتفصيلاً بل اختلافاً كثيراً، وقد بيَّن الله لكم هذا المكر اليهودي في القرآن العظيم في قوله تعالى:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)} صدق الله العظيم [المنافقون:2].

    ومن ثم بيَّن الله لكم كيفية صدّهم عن سبيل الله بأنه ليس بالسيف بل بأحاديث لم يقلها عليه الصلاة والسلام فبيَّن الله ذلك المكر لكم في القرآن العظيم في محكم كتابه في قول الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فتجدون قول الله الموجَّه إلى علماء الأمّة خاصة:
    {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كثيراً} صدق الله العظيم [النساء].

    وهذه الآية جاءت تأكيدَ الأمر لقول الله تعالى:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:10]؛ بمعنى أنّه ما اختلفتم فيه من شيء في السُّنة بأن تردّوا حكمه إلى الله في القرآن العظيم يستنبطه أولي الأمر منكم من القرآن العظيم فتجدون بين قول الله في القرآن العظيم وبين هذا القول في سنة محمدٍ رسول الله اختلافاً كثيراً ومن ثم تعلمون بأنّ هذا الحديث السُني من عند غير الله ورسوله، وذلك لأنّ السنة هي كذلك جاءت من عند الله كما جاء القرآن من عنده سبحانه، وهذه الآية كذلك جعلها الله برهان للحديث الحقّ عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [ألا و اني أوتيت القرآن و مثله معه]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم؛ بل سُنَّة محمد رسول الله جاءت للبيان فتزيد القرآن توضيحاً للمسلمين؛ ألا وإنّ البيان من عند الله سبحانه وتعالى. تصديقاً لقول الله الحق في محكم كتابه: {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)} صدق الله العظيم [القيامة].

    وأنا المهديّ المنتظَر خليفة الله على البشر الإمام الثاني عشر من آل البيت المُطهر؛ مُستمسكٌ بكتاب الله وسنّة رسوله صلى الله عليه وآله وسلم، وكافرٌ بالسُّنّة اليهوديّة المدسوسة في سنّة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، ولم آتِكم للدفاع عن القرآن فهو محفوظٌ من التحريف إلى يوم الدين؛ بل جئتكم للدفاع عن سنّة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فأُبيّن لكم السُّنّة اليهوديّة المدسوسة فيها فأكذِّبها بقول الله مُباشرةً من القرآن العظيم وذلك لأنّ الله أيّدني بالبيان للقرآن وذلك لكي أسند الحديث الحقّ مباشرةً إلى القرآن العظيم غير إنّي لا أشتم الذين قيل عنهم إنّهم من صحابة رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وهل تدرون لماذا؟ وذلك لأنّ المفترين قد يسندوه إلى الصحابة الحقّ وهم بَراء من روايته كبراءة الذئب من دم يوسف، وذلك مكر من المنافقين. فإن بيّنتُ لكم حديثاً كان مفترًى على محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - فاستنبطتُ لكم برهان تكذيبه من قول الله برغم أنّ ذلك الحديث مرويٌّ عن بعض الصحابة الأبرار، فأحذِّركم أن تسبّوهم شيئاً فمن سبَّهم فهو آثمٌ قلبه، فهل سمعه منهم حتى يعلم علم اليقين فيشتمهم؟ فما يدريكم بأنّ المنافقين هم المفترون على الله ورسوله؟ وذلك لأنّ الحديث لو جاء مرويّاً عن الصحابي اليهوديّ فلان وعن الصحابي اليهوديّ فلان عن رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - لما استطاعوا أن يُضِلّوا الأمّة عن الصراط المستقيم؛ بل كانوا يسندوه إليهم كذباً، غير إنّ في الصحابة سمَّاعون لهم ويظنّونهم لا يكذّبون! وكذلك يأخذ عنهم السمّاعون لهم من بعض المسلمين. فوردت إليكم يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة أحاديث تخالف حديث الله في القرآن العظيم جملةً وتفصيلاً، ولا أقول بأنّها تخالف الآيات المتشابهات في اللغة معهن بل تخالف الآيات المحكمات التي جعلهنَّ الله أمّ الكتاب لا يزيغ عنهنّ إلا هالكٌ في قلبه زيغٌ عن الحقّ الواضح والبيِّن ابتغاء تأويل الآيات المتشابهات من القرآن مع ذلك الحديث المُفترى بمكرٍ خبيثٍ فجعلوه يتشابه مع ظاهرهن ليزعم الذين في قلوبهم زيغٌ عن المحكم بأنّ هذا الحديث جاء بياناً لتلك الآية والتي لا تزال بحاجة إلى التأويل! وقد اتّبعتم المُتشابه يا معشر علماء الأمّة وتركتم المُحكم الواضح والبيّن وهُن أمّ الكتاب، أفلا تتقون؟

    وقد وجدتُ طالب العلم يقول بأنّه سوف يدعونني للمُباهلة إنْ لم أتّبع الملّة اليهوديّة المُفتراة في سنّة محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، وردّي عليه هو: يا طالب العلم ويا معشر جميع علماء الأمّة على مختلف فرقهم ومذاهبهم، إن كنتم تؤمنون بالقرآن العظيم فلمَ المبُاهلة ما دمتم تؤمنون بالقرآن العظيم؟ فتعالوا إلى حكم الله في القرآن فيما خالفه من السُّنة المحمديّة. ولربّما يودّ أحدكم أن يقول: "إنه لا يعلم تأويل القرآن إلا الله وكفانا ما وجدنا عليه السلف الصالح من قبلنا"، ومن ثم يردّ عليه ناصراليماني فأقول: لقد قلتَ إن القرآن لا يعلم تأويله إلا الله وجعلتَ القرآن كُله غير مفهومٍ ولا يعلم تأويله إلا الله! فهل عندك سُلطان بهذا أم تقول على الله ما لا تعلم؟ ولكنّ الله يقول إن القرآن تنقسم آياته إلى قرآنٍ محكمٍ واضحٍ بيِّن للعالِم والجاهل لا يزوغ عنهنّ إلا هالكٌ فيتّبع آياتٍ أخرى في القرآن العظيم لا يعلم تأويلهنّ إلا الله، ولأنهنّ لا يزلن بحاجة إلى التأويل وتوضيح المقصود فيهن فاستغلّ اليهود تلك الآيات المتشابهات لغوياً فدسّوا أحاديث تتشابه مع تشابهن اللغوي في ظاهرهن، وكذلك استغلوا الحديث الحقّ عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم.

    فهذا الحديث سنده من القرآن هو قوله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:81]؛ بمعنى إنّه إذا كان هذا الحديث النّبويّ من عند غير الله فسوف نجد بينه وبين حديث الله في القرآن العظيم اختلافاً كثيراً، ولذلك قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم: [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ بمعنى أنّه ما اختلف مع القرآن فهو ليس منهُ عليه الصلاة والسلام، ولكن للأسف حتى هذا الحديث الواضح والبيّن لم يفهمه علماء الأمّة ومنهم من يطعن فيه إنّه ليس عن رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- الذي لا ينطق عن الهوى عليه الصلاة والسلام؛ بل يوحى إليه القرآن العظيم والسّنة المُهداة.

    ولسوف أبيّن لكم يا معشر علماء الأمّة المقصود من حديث محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - بقوله عليه الصلاة والسلام وآله:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ فهو لا يقصد أن تقوموا بتطبيقه مع ظاهر الآيات المتشابهة؛ بل يقصد أن تقوموا بتطبيق المقارنة بين هذا الحديث النّبويّ وبين الآيات المحكمات الواضحات البيّنات، فإذا لم يخالف العقائد التي جاءت فيهنّ فهو عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم. وعلى سبيل المثال الحديث المُفترى عنه عليه الصلاة والسلام وعن أبي هريرة؛ وأظنّهُ بريئاً من روايته إنّه قال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إنكم سترون ربكم يوم القيامة كما ترون البدر جليا لا تضامون في رؤيته]
    فإذا قمتم يا معشر علماء الأمّة بتطبيقه على المتشابه في القرآن فسوف تجدون وكأنّ هذا الحديث جاء تأكيداً بلا شكّ أو ريب إذ ترونه مطابقاً لقوله تعالى: {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    ولكنّ الله يقصد منتظرة إلى رحمته تعالى التي كتب على نفسه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ قُل لِّلَّـهِ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّ‌حْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَ‌يْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُ‌وا أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:12].

    ولكن يا معشر علماء الأمّة إذا رجعتم لتطبيق هذا الحديث مع المحكم من القرآن فسوف تجدون بأنّ بينه وبين هذا الحديث اختلافاً كثيراً؛ بل سوف تجدون النفي الذي لا يحتمل الشكّ، ومن ثم تعلمون بأنّ هذا الحديث موضوعٌ ليتشابه مع هذه الآية المتشابهة لغويّاً وأنّه ليس عن رسول الله صلى الله عليه وسلم لأنه قال:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ فكيف إنّه يتشابه مع آيةٍ لا تزال بحاجة إلى تأويل ومن ثم يكون مخالفاً للمحكم والواضح والبيّن في هذا الشأن؛ في شأن عقيدة المسلم؟! ومن ثم تخرجون بنتيجةٍ أنّ هذا الحديث لم يكن عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم نظراً لأنّه خالف الآيات المُحكمات في هذا الشأن، ولا ينبغي لأحاديث البيان للمُتشابه من القرآن أن تأتي مخالفةً للقرآن المحكم الواضح والبيّن واللاتي جعلهنّ الله هنّ أم الكتاب.

    ويا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة، إنّما أدافع عن سنّة محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - الحقّ، فهي لم تختفِ بل موجودةٌ بين أيديكم كما القرآن بين أيديكم ولكن المفترين من اليهود دسّوا لكم أحاديثَ تخالف لأحاديث السُّنة الحقّ في هذا الشأن وكذلك تخالف للآيات المحكمات البيان أمّ الكتاب في القرآن العظيم وأصل العقيدة للمسلم.

    وبعد أن بيّنا لكم حكم القرآن في هذا الشأن تعالوا لنطبق الأحاديث في السُّنة المحمديّة عليه الصلاة والسلام شرط أن يتمّ التطبيق لهذه الأحاديث مع الآيات المحكمات الواضحات البيّنات والتي جعلهنّ الله أمّ الكتاب في هذا الشأن، ولئن أبيتُم إلا تطبيقه مع المتشابهة واللاتي لا تزال بحاجة إلى تأويل فقد هلكتم لئن فعلتم وذلك لأنّكم تركتم الآيات المحكمات في هذا الشأن واتّبعتم المُتشابه، وإنّ في قلوبكم زيغٌ عن الحقّ لئن اتّبعتم الآيات المتشابهات في القرآن العظيم وتركتم الآيات المُحكمات الواضحات البينات.

    فتعالوا لننظر سويا في سُنّة محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - لكي ننظر هل السُّنّة الحقّ تخالف لحكم الإمام ناصر اليماني من القرآن في شأن الرؤية لله سبحانه؟ وحتماً بلا شكٍّ أو ريبٍ سوف نجد أنّ بين الأحاديث الواردة في هذا الشأن اختلافاً كثيراً فيما بينها، وذلك لأنّ الحقّ منها سوف تجدونه ينطبق مع المحكم تماماً، ولكنّكم سوف تجدون هذا الحديث الحقّ متخالفٌ مع الآيات المتشابهة مع أحاديث أخرى وهي الموضوعة في هذا الشأن، بمعنى أنّنا سوف نجد الحديث الحقّ يتطابق مع المحكم ومُخالف للمتشابه في ظاهرها، وأمّا الحديث المفترى فسوف نجده مخالفاً للمُحكم (أمّ الكتاب) في هذا الشأن ولكنه يتّفق مع الآيات المتشابهات في ظاهرهنّ في هذا الشأن.

    فلنذهب إلى السّنة للنظر في الأحاديث في هذا الشأن حتى يتبيّن لنا الحديث النّبويّ الحقّ الذي من عند الله ورسوله مِنَ الذي مِنْ عند غير الله ورسوله، فلنبدأ للتطبيق للتصديق للسُّنّة المحمّدية الحقّ، قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم مصدقاً للآيات المحكمات في شأن الرؤية قال:
    [لن يرى الله أحد في الدنيا ولا في الآخرة]. صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام.

    وهذا الحديث الحقّ قد اتفق مع القرآن المحكم الواضح والبيّن في قول الله تعالى:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَ‌بُّهُ قَالَ رَ‌بِّ أَرِ‌نِي أَنظُرْ‌ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَ‌انِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ‌ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ‌ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَ‌انِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَ‌بُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ‌ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}صدق الله العلي العظيم [الأعراف:143]. {لن تراني}؛ وصدق رسوله الكريم في قوله: [لن يرى الله أحد في الدنيا ولا في الآخرة]، ولكننا نشاهد نوره سُبحانه يشعُّ من وراء حجاب الغمام فتشرق الأرض بنور ربها. تصديقاً لقول الله تعالى في محكم كتابه: {وَأَشْرَ‌قَتِ الْأَرْ‌ضُ بِنُورِ‌ رَ‌بِّهَا} صدق الله العظيم [الزمر:69].

    وتصديقاً لقوله عزوجل:
    {هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (210)} صدق الله العظيم[البقرة]، فيأتي الحديث الحقّ عن محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - في شأن الرؤية، وقال عليه الصلاة والسلام: [يهبط وبينه وبين خلقه حجاب]، صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام. وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا} صدق الله العظيم[الفرقان:25].

    وتصديقاً لحديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم في نفي رؤيته لربِّه ليلة الإسراء والمعراج. وقال عليه الصلاة والسلام:
    [نورٌ أراه]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم. ويتّفق هذا الحديث مع الآيات المحكمة في قوله تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ (51)} صدق الله العظيم[الشورى].

    ولكن بالله عليكم يا معشر أولي الألباب تعالوا لنتدبّر حديث الإفك والافتراء والبهتان عن الله ورسوله، غير إني لا أشتم راويهِ فتدبّروا هذا الحديث الذي يرفضه القرآن والسّنة والعقل والنقل جملةً وتفصيلاً، وقالوا إنّه قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [قال أناس: يا رسول الله! هل نرى ربنا يوم القيامة؟ فقال: هل تضارون في الشمس ليس دونها سحاب؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: هل تضارون في القمر ليلة البدر ليس دونه سحاب؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة فيها منافقوها.. إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنا ربكم، فيقولون: أنت ربنا، فيتبعونه، ويضرب جسر جهنم، قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: فأكون أول من يجيز، ودعاء الرسل يومئذ: اللهم سلم سلم، وبه كلاليب مثل شوك السعدان، أما رأيتم شوك السعدان؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال: فإنها مثل شوك السعدان، غير أنه لا يعلم قدر عظمها إلا الله، فتخطف الناس لأعمالهم، فمنهم الموبق بعمله، ومنهم المخردل ثم ينجو، حتى إذا فرغ الله من القضاء بين عباده وأراد أن يخرج من النار من أراد -أن يخرج ممن كان يشهد أن لا إله إلا الله- أمر الملائكة أن يخرجوهم فيعرفونهم بعلامة آثار السجود، وحرم على النار أن تأكل من ابن آدم أثر السجود، فيخرجونهم قد امتحشوا، فيصب عليهم ماء يقال له: ماء الحياة، فينبتون نبات الحبة في حميل السيل..]
    الحديث.

    فانظروا إلى شر البلية وشر البلية ما يُضحك:
    [فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس،ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة في منافقوها إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنا ربكم، فيقولون: أنت ربنا، فيتبعونه ]
    فبالله عليكم كيف يتّبعون الله؟ لعبادة من وإلى أين يتبعونه؟ فهل جعلتم الله فاطر السماوات والأرض إنساناً يمشي وأتباعه يمشون وراءه؟ أفلا تعقلون! وتالله لا يتّبعون إلا المسيح الدجال في الدُنيا؛ يقول: "اتّبعوني لأدخلكم جنتي". بل كيف قولهم أنّهم يرون الله يوم القيامة، ثم يقول المفتري إنّ الله يجمع الناس ثم يقول:
    [من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة فيها منافقوها..إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون]
    وهل يعرفون الله من قبل حتى إذا شاهدوا صورته فيعرفونه؟ أفلا تعقلون! فهل إلى هذا الحدّ لا تستخدمون عقولكم يا معشر المُصدِّقين لهذا الافتراء الذي يخالف كتاب الله وسنّة رسوله جملةً وتفصيلاً؟

    فهل تريد أن تباهلني يا طالب العلم على هذا الحديث المفترى فتنال لعنة الله بحقّ وحقيقة؟ ولكني والله العلي العظيم لا أريد ربي الله أن يلعنك، فلا تفعل، ولاتجبر المهديّ المنتظَر أن يجيبك إلى المباهلة، وأقسم بالله العلي العظيم إنّك يا رجل تطلب المباهلة من المهديّ المنتظَر الحق، والعجيب في أمرك إنّك تقول أنّك تتّبع كتاب الله وسنّة رسوله، وها أنا ذا آتيك بالآيات المحكمات من كتاب الله، فلا تتّبعهن وتصفني بأنّي على ضلالٍ وإنّك على الحقّ، فهل أنت رجُلٌ رشيد؟ فإني أخوِّفك بالقرآن، فهل تخاف وعيد؟

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    __________________



  8. الترتيب #8 الرقم والرابط: 212904 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي

    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - 02 - 1429 هـ
    14 - 02 - 2008 مـ
    11:54 مساءً
    ـــــــــــــــــــــ



    ولا يأتونك بمثلٍ إلا جئناك بالحقّ وأحسن تفسيراً..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وعلى التابعين لهم بالحقّ من جميع المؤمنين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، وبعد..

    به طالب العلم و تمام علمای مذاهب و فرق اسلامی؛ یکی از شما ازمن درخواست مباهله کرده است:[[من مهدی منتظر حق امام یاری دهنده به محمد رسول الله و قرآن عظیم؛ ناصر محمد یمانی به درگاهت دعا و زاری می‌کنم؛ به حق اسماء حسنایت و به حق صفات علیایت و به حق لا إله إلا هو وحده لا شريك له؛ که اگر من مهدی منتظر حق پروردگارتان نباشم لعنت خداوند و لعنت ملایکه و تمام مردم بر من باد؛ همان طور که ابلیس تا یوم الدین مورد لعنت قرار گرفته است؛ و اگر من مهدی منتظر حق باشم و طالب العلم حق آمده از نزد پروردگارش را تکذیب کند خواهم گفت: خدایا به لا إله إلا أنت و به حق رحمتی که برخود فرض نموده‌ای و به حق بزرگی و عظمت نعیم رضوان در نفست؛ او و تمام علمای مسلمین و تمام مسلمانان را مورد مغفرت خود قرار ده چرا که آنها نمی‌دانند من مهدی منتظر حق پروردگارشان هستم که اگر بدانند من به حق از سوی پروردگارشان آمده‌ام، همگی از حق پیروی خواهند کرد؛ خدایا من همانند ابراهیم خلیل دعا می‌کنم ؛ هرکس از من پیروی کرد؛ از من است و هرکس در برابرم عصیان نمود؛ تو غفور و رحیمی. به خاطر من به ایشان بدی مرسان تا به راه راست هدایت‌شان نمایی که تو از بنده‌ات نسبت به انان مهربان‌تری و وعده تو حق است . تو ارحم الراحمینی]]

    برادر گرامی و محترم؛ جناب طالب العلم، -هدایت- تو هم جزیی از هدف و غایت من است و درمورد تو به هیچ وجه کوتاهی و اهمال نمی‌کنم و می‌خواهم به رضوان خداوند نائل شوی نه غضب و خشم او برادر... چون می‌دانم لعنت خداوند کسانی را فراخواهد گرفت که به یقین بدانند من مهدی منتظرحق پروردگار هستم ولی حق را تکذیب می‌کنند؛ آنها می‌دانند آن حق آمده از پروردگارشان است؛ اما به علت بیزاری از حق، آن را رد می‌کنند. طالب العلم تو از آنان نیستی؛ بلکه ناآگاهی؛ و اگر می‌دانستی من به حق از نزد پروردگار عالمیان آمده‌ام؛ از پیشگامان برگزیده‌ای می‌شدی که مرا تصدیق می‌کنند.
    ولی ای برادر؛ خطاب من بر گردن تو وتمام مسلمانانی است- چه زن و چه مرد- که از راه اینترنت در جریان آن قرار گرفته‌اند و باید آن را به اطلاع تمام مفتیان کشورهای اسلامی برسانند تا به این بیان مفصل امام ناصر محمد یمانی توجه و در آن تدبر کنند و اگر دیدند برحق هستم و مردم را به صراط مستیقم هدایت می‌کنم، به این امر اعتراف نمایند تا برای بیعت در کنار رکن یمانی حاضر شوم؛ و سزاوارنیست و نباید قبل از تصدیق امرم برای بیعت ظاهر شوم؛ و چگونه می‌توان بدون گفتگو تصدیق کرد؟ بلکه اول گفتگو؛ سپس تصدیق و سپس ظهور در کنار بیت عتیق ...اگر تعقل کنید. من با منطق عقلانی شما را مورد خطاب قرار می‌دهم و با کتاب برایتان دلیل می‌آورم و خردمندان را متذکر می‌‌سازم.

    ای علمای مسلمین؛ مسلمانان برگردن شما هستند و اگر شما تصدیق کنید، آنان نیز تصدیق کرده و اگر تکذیب کنید آنها نیز تکذیب می‌کنند مگر عده کمی از ایشان. ای علمای امت اسلامی؛ قبل از من و در دوره من مهدیونی بوده‌اند که هر از چند گاهی مس شیاطین آنها را فرا گرفته و با ادعای مهدویت در میانتان ظاهر می‌شوند. وسوسه شیطان رجیم باعث می‌شود تصور کنند مهدی منتظرند؛ اما بیمارانی هستند که شیطان وسوسه‌شان کرده است. این وحی خداوند رحمان نیست بلکه وسوسه‌های شیطان است تا بعضی از آنها تصور کنند روح محمد رسول الله است که خداوند به بدن مدعی مهدویت نازل نموده و آن را علم انتقال روح می‌دانند! واین روح محمد رسول الله است که خداوند به جسم آنها بازگردانده است و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است که:
    {
    إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ} صدق الله العظيم [القصص:85]
    {آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد، تو را به جایگاهت بازمی‌گرداند}!!!
    شیطان از راه وسوسه به آنان فرمان می‌دهد تا ندانسته به خداوند نسبت دهند و از گمان که هیچ کس رااز حق بی‌نیاز نمی‌سازد پیروی نمایند؛ اما دیگران می‌بینند که اینها از قرآن سخن گفته و حجت می‌آورند ولی اگر در سخنان ایشان تدبر کنند، درمی‌یابند تمام گفته‌های شان باطل است و دلیلی از نزد خداوند برای آن نازل نشده است. این مکر خبیثانه شیاطین که از طریق کسانی که مورد مس شیطان قرار گرفته‌اند اجرا می‌شود باعث ملال و بی‌زاری مسلمانان شده وبیش از هزار سال است که به این‌گونه ادعاهای ناحق مهدویت عادت کرده‌اند؛ این هم مکر شیاطین است تا وقتی مهدی منتظر حق پروردگارتان آمد نیز برایش هیچ اهمیتی قائل نشوید و بگویید:" ما ادعای مهدویت را از خیلی ها شنیده‌ایم؛ این هم مثل آنهاست". به خداوند علی العظیم قسم می‌خورم من مهدی منتظر حق پروردگارتان بوده و مانند آنها نیستم. تفاوت بین من وآنها مانند فرق بین حق و باطل است و برهان و احاطه علمی حکم ميان من و آنهاست چون آنها بیمارند ولی از بیمار بودن خود بی‌اطلاعند و از روی ظن و گمان به خداوند نسبت می‌ٔدهند؛ ظن و گمانی که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند.
    ای علمای امت اسلام! من مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم و شما را به خداوند علی العظیم قسم می‌دهم که اگر مرا کسی می‌دانید که آشکارا گمراه است؛ از حدود دین دفاع کنید. اگر ناصر محمد یمانی همان طور که طالب العلم تصور می‌کند آشکارا گمراه است؛ کار من خطری بسیار جدی برای اسلام و مسلمانان است؛ می دانید چرا؟ چون من بعضی از عقاید شما درمورد دین حنیف اسلام را انکار و به شدت نسبت به آنها کافرم و برای مسلمانان فتوا می‌دهم که خداوند برای این عقاید مورد انکار دلیل و برهانی نازل نفرموده؛ نه در کتاب خدا و نه در سنت رسولش -صلى الله عليه وآله وسلم- بلکه از طرف شیاطین یهودی که تظاهر به اسلام می‌کنند به عنوان سنت محمد رسول الله جا شده است.
    ای علمای امت اسلامی؛ باید بدانید من به هیچ یک از مذاهب و فرقه‌های شما تمایل و وابستگی ندارم و تفرقه و حزب گرایی در ميان مسلمانان را رد می‌نمایم تا باعث شکست مسلمانان و از بین رفتن شوکت و از دست دادن عزت‌شان در برابر دشمنان نشود.
    مجدد از شأن خود برای‌تان می‌گویم؛ من مهدی منتظرم و خداوند مرا برای هدایت شما و تمام مردم به صراط مستقیم برانگیخته است و همین طوربرای متحد ساختن مسلمانان و نجات آنها از پراکندگی و برای حکم کردن میان علمای اسلامی آمده‌ام تا درموارد اختلاف میان‌شان حکم کنم؛ علمایی که با امر صادر شده خداوند در آیات محکم کتابش که فرموده است: {أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّ‌قُوا فِيهِ}صدق الله العظيم [الشورى:13] {دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید!} مخالفت کرده‌اند....
    ای علمای مسلمین؛ آیا خداوند شما را از تفرقه منع نفرموده است؟
    هم‌چنین خداوند شما تمام علمای مسلمین و پیروان‌تان را از اینکه مانند اهل کتاب عمل کرده و گرفتار تفرقه دینی شوید، نهی نموده است. شما این فرمان خداوند را در آیات محکم کتابش می‌یابید:
    { فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الروم]
    {پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند! (۳۰) این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... (۳۱) از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! وهر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (۳۲)}
    در این آیه نیز خداوند امر نموده و فرموده است:
    { شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (13) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الشورى:13]
    {آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت می کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.}
    و همین‌طور این فرموده خداوند تعالی:
    { انَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الأنعام:159]
    {کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند.}
    و همین‌طور فرمان خداوند در آیات محکم کتابش چنین صادر شده که:
    { وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [آل عمران:103]
    { و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ پرتگاهی از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.}
    و همین‌طور فرمان خداوند در آیات محکم کتابش چنین صادر شده که:
    { وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الأنفال:46]
    { نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!}
    ولی شما علمای امت و پیروان‌شان با تمام أوامر پروردگارتان که به صورت مکرر در این آیات محکم برای شما آورده شده مخالفت کرده و به جدال با یکدیگر پرداخته و لذا شکست خورده‌اید و قدرت و شوکت‌تان از بین رفته و به چنین روزی افتاده‌اید. مستضعف شده و قدرت‌تان دربرابر دشمنان‌تان از بین رفته است چون با امر پروردگارتان مخالفت کردید. خداوند به شما وعده داده است که اگر با فرمان‌های خداوند که در کتاب آمده مخالفت نمایید؛ شکست خورده و توان و قدرت‌تان از بین خواهد رفت؛ هم‌چنان که چنین شده و نمی‌توانید انکار کنید که به جدال با هم پرداخته و دچار تفرقه شده‌اید و لذا قدرت‌تان از بین رفته و حال و روزتان چنین است...
    خداوند از روی رحمت و فضل خود مرا برانگیخته تا شما را از فتنه مسیح دجال حفظ نمایم و در تمام موارد اختلاف میان شما حکم بدهم تا پراکندگی‌تان به وحدت بدل شود و خداوند با بنده‌اش نور خود را کامل ؛ تا کلمة الله بالا قرار گیرد و خداوند به واسطه عبدش شما را عزیز وقدرت‌مند نماید و عزت همگی از آن خداوند است و وبا برگزیدن آشکارمرا یاری می‌نماید تا خلیفه و رهبر شما باشم و در علم بیان حق قرآن عظیم دانش مرا بر شما فزونی داده و به این ترتیب آشکارا مرا یاری کرده تا بر اساس کتاب مرجعی که از تحریف محفوظ است در تمامی موارد اختلاف میان شما حکم نمایم و با قرآن شما را به راه راست هدایت نمایم در حالی که به کتاب خداوند وسنت رسولش پای‌بند و نسبت به هر آنچه از سنت که مخالف آیات ام الکتاب و آیات محکم آن است کافرم؛ آیاتی که اساس عقیده حنیف ملت ابراهیم و رسولان و انبیایی که پیش از اوو بعد از او آمده‌اند بر آنها نهاده شده است.
    و اما دلیل اینکه من نسبت به سنتی که بر خلاف آیات محکم قرآن است کافرم این است که می‌دانم این بخش از سنت توسط شیطان رجیم دست‌کاری شده است ،او و اولیایش که از شیاطین بشر هستند می‌خواهند شما را دچار فتنه کرده و بعد از آنکه ایمان آوردید باعث بازگشت-به گذشته- و کفر شما نسبت به آیات محکم خداوند در قرآن عظیم شوند؛ آیات محکمی که خداوند آنها را اساس کتاب- ام الکتاب- قرار داده است. کسانی که به ظاهر صحابه رسول الله هستند شما را از قرآن عظیم دور کرده‌اند؛ خداوند به شما خبر داده است که گروهی از یهودیان آمده و اعلان می‌کنند که اسلام آورده‌اند تا بتوانند در ظاهر امر از صحابه رسول الله شوند و راوی حدیث و به این ترتیب از راه سنت محمدی و با احادیثی که رسول الله -عليه الصلاة والسلام- نگفته بودند؛ شما را از راه خدا بازدارند؛ احادیثی که به کل مخالف کتاب خداوند و سنت رسول او-صلى الله عليه وآله وسلّمـ بوده و اختلاف بسیار زیادی با آن دارند.
    خداوند در قرآن عظیم این مکر یهود را برای شما روشن کرده و می‌فرماید:
    { إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) }صدق الله العظيم [المنافقون]
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌‌گویند: «ما شهادت می‌‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌‌دهند! (۲)}
    آنگاه خداوند برای‌تان روشن می‌کند که آنها چگونه مردم را از راه خداوند بازمی‌دارند؛ این کار با استفاده از شمشیر نیست بلکه با احادیثی است که رسول الله الصلاة و السلام آنها را نفرموده‌‌اند. خداوند در آیات محکم قرآن عظیم مکرآنها را برای‌تان روشن نموده است . خداوند تعالی می‌فرماید: { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }صدق الله العظيم [النساء]
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    می‌بینید که این سخن خداوند به خصوص متوجه علمای امت است:
    { أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }
    صدق الله العظيم
    {آيا درباره قرآن نمي انديشند كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند}
    این آیه آمده تا بر فرمان خداوند تأکید کند که :
    { وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ }صدق الله العظيم [الشورى:10]
    {در هر چیزدچار اختلاف شدید، داوریش با خداست؛}
    به این معنی که هرگاه در سنت دچار اختلاف شدید، برای یافتن راه حل به حکم خداوند که در قرآن عظیم آمده است، رجوع کنید و کسانی که از میان شما اولوالأمر هستند از قرآن عظیم حکم را برای‌تان استنباط خواهند کرد و خواهید دید بین فرموده خداوند در قرآن عظیم و سخنی که در سنت محمد رسول الله آورده شده اختلاف زیادی وجود دارد چون سنت هم مانند قرآن عظیم از نزد خدا فرستاده شده است ولی درمورد حفظ سنت از تحریف؛ خداوند هیچ وعده‌ای به شما نداده است؛ بلکه وعده حفظ قرآن به شما داده شده تا در موارد اختلاف در سنت؛ مرجع شما باشد و به قرآن رجوع کنید و درآیات محکم قرآن که درهمان مورد آمده‌اند تدبر نمایید. اگرحدیث دروغ و افترا باشد خواهید دید حتماً با آیات محکم قرآن عظیم اختلاف زیادی دارد و به این ترتیب درمی‌یابید که این حدیث سنت از خدا و رسول او نیست و دلیل هم این است که سنت نیز از نزد خدا آمده ِهمان‌طور که قرآن نیز از نزد خداوند سبحان آمده است و این ایه برهان درستی و حق بودن این حدیثی نقل شده از محمّدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم:[ ألا و إنّي أوتيت القرآن و مثله معه] [ همانا که من قرآن و چیزی مثل آن آورده‌ام ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم
    سنت محمد رسول الله آمده است تا قرآن را برای مسلمانان بیشتر توضیح دهد و همانا که بیان قرآن نیز از نزد خداوند سبحان و تعالی آمده است؛ تصدیق فرموده خداوند در آیات محکم کتابش:
    { فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19) }صدق الله العظيم [القيامة]
    {چون خوانديمش، تو آن خواندن را پيروى كن. (۱۸) سپس بيان آن بر عهده ماست. (۱۹)}
    و من مهدی منتظر خلیفه خدا بر بشر و امام دوازدهم از آل بیت پاک و مطهرم؛ من نه از شیعیان دوازده امامی هستم و نه از اهل سنت و به هیچ یک از فرقه‌های شما وابستگی و تعلق ندارم؛ بلکه خداوند مقرر فرموده تا به عدل میان شما حکم کرده و سخن آخر و نهایی را بگویم. ممکن است در میان احکام من ببینید دریک مسئله حکم من موافق سخن یکی از مذاهب دیگر است و نادانان فکر کنند من از آن گروه هستم و به آنها وابستگی دارم ولی اگر در بیانات دیگر من تدبر کنید؛ خواهید دید در موارد دیگر با بسیاری از احکام آنها مخالفم و به این نتیجه می‌رسید که ناصر محمد یمانی از آن طائفه‌ای که گمان کرده بودید؛ نیست.
    ای علمای امت؛ همانا که من میان شما عادلانه حکم می‌کنم و سخن نهایی و آخر را بر زبان می‌آورم ؛ حکم حق را از القول الفصل-قرآن عظیم- استنباط می‌کنم که هزل و بیهوده نیست؛ من حکم را به عقلم وانمی‌گذارم؛ بلکه حکم حق پروردگارم در هرمورد و مسئله را از قرآن عطیم استنباط می‌نمایم و برای مردمی که پرهیزگارند چه حکمی بهتر از حکم خداوند است؟ به کتاب خداوند و سنت رسولش صلّى الله عليه وآله وسلّم پای‌بند و مقید و نسبت به سنت یهودی که سنت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم را آلوده کرده کافرم و به سراغ شما نیامده‌ام تا از قرآن دفاع کنم که قرآن تا یوم الدین از تحریف محفوظ است؛ بلکه برای دفاع از سنت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به سوی‌تان آمده‌ام. سنت یهودی جعلی وارده در آن را برای‌تان روشن کرده و با کلام خداوند که مستقیما از قرآن عظیم می‌آورم، آن را تکذیب می‌کنم؛ چرا که خداوند با بیان حق قرآن مرا یاری نموده تا با استناد مستقیم به قرآن عظیم حق بودن حدیث را روشن کنم. ولی من صحابه‌ی رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم که حدیث را که راوی حدیث هستن
    د؛ دشنام نمی دهم؛ می‌دانید چرا؟ چون مفتریان احادیث را به دروغ به ایشان نسبت داده‌‌اند و آنها همانند گرگ در داستان خون یوسف؛ از این گناه بری هستند. این مکر منافقان است و اگر برای‌تان روشن کردم حدیثی به دروغ به رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نسبت داده شده و برهان تکذیب آن را از کلام خداوند برای‌تان آوردم- ولو اینکه حدیث از برخی از صحابه نیکوکار نقل شده باشد-؛ شما را از دشنام دادن به صحابه برحذر می‌دارم که کسی که چنین کند قلبش گناه‌کار است؛ آیا شما حدیث را با گوش خود از آنها شنیده‌اید که دشنام دهید از کجا می‌دانید؟! بلکه این منافقان هستند که به خدا و رسول خدا و صحابه برگزیده‌اش نسبت دورغ داده‌اند؛ چرا اگر حدیث از قول فلان صحابه یهودی او هم از قول دیگر صحابه یهودی و او از قول رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نقل شده بود که نمی‌توانست باعث گمراهی امت از راه راست شود برای همین احادیث-جعلی- به دروغ به آنها نسبت داده شدند. فقط اینکه بعضی از صحابه به حرف آنان گوش می دادند و گمان می‌کردند حرف ناحق نمی‌زنند و مسلمانان نیز از آنان شنیدند تا اینکه احادیثی به دست شما علمای امت اسلامی رسید که با حدیث خداوند در قرآن عظیم به کل مغایرت داشته و برخلاف آنها هستند. من نمی‌گویم مخالف آیات متشابه قرآن هستند؛ در ظاهر با این آیات مشابهت دارند؛ مقصود من مخالفت با آیات محکم کتاب است؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس و ام الکتاب قرار داده و تنها هلاک شده‌ای که قلبش از حق تنگ و روگردان است از حق واضح و روشنی که در آنهاست، دلتنگ ومنحرف می‌شود ودر پی تأویل آیات متشابهی از قرآن می‌رود که با حدیث دروغ هماهنگ به نظر می‌رسد؛ حدیثی که با مکری خبیثانه جعل شده تا شبیه ظاهر آیات متشابه باشد و کسانی که قلب‌شان از آیات محکم قرآن منحرف شده تصور می‌کنند که این حدیث برای بیان این آیه آمده است؛ آیه‌ای که هم‌چنان نیازمند تأویل و تفسیر است و شما علمای امت از متشابه پیروی کرده و آیات محکم و واضح و روشنی را که اساس و ام الکتابند رها کرده‌اید؛ آیا از خدا نمی‌ترسید؟ دیدم که "طالب العلم" درخواست کرده اگر حاضر به پیروی از آنچه که یهود به دروغ در سنت محمد رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم وارد کرده نشوم؛ با من مباهله کند...در جواب به او می‌گویم: ای "طالب العلم"و ای تمام علمای امت از هر فرقه و مذهب؛ اگر به قرآن عظیم ایمان دارید؛ پس بیایید تا حکم خدا در قرآن را در برابر سنت محمدی که مخالف آن است بپذیریم. ممکن است یکی از شما بخواهد بگوید تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند و آنچه که از گذشتگان صالح به ما رسیده برای‌مان کافی است. ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: تو گفتی که تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند و تمام قرآن را نامفهوم دانسته‌ای به طوری که تأویل آن را فقط خدا می‌داند. آیا برای این سخنت دلیل داری با ندانسته به خداوند نسبت می‌دهی؟ ولی خداوند می‌فرماید آیات قرآن به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ آیات محکم واضح که برای عالم و جاهل روشن بوده و تنها هلاک شوندگان از آنها منحرف می‌شوند که به دنبال آیات دیگری از قرآن می‌روند که تأویل آنها را جز خداوند نمی‌داند و هم‌چنان نیازدارند تأویل شده و مقصودشان توضیح داده شوند و یهود از این آیات متشابه استفاده لغوی کرده و احادیث مشابه با آنها را جعل کرده‌اند.همچنین از حدیث حق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم استفاده کرده اند که می‌فرماید [ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم. سند درستی این حدیث قران و این فرموده خداوند تعالی است: { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [النساء]
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    یعنی اگر حدیث نبوی از خداوند نباشد؛ بین آن و حدیث خداوند در قرآن عظیم اختلاف زیادی وجود خواهد داشت و برای همین محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: [ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ] یعنی آنچه که با قرآن اختلاف داشته باشد ازایشان -عليه الصلاة والسلام- نیست. ولی متأسفانه علمای امت این حدیث واضح و روشن را نفهمیده و برخی به ان ایراد می‌گیرند و می‌گویند ازمحمدرسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نیست در حالی که ایشان -عليه الصلاة والسلام-، از روی هوی و میل سخن نمی‌گفتند و قرآن و سنت هدایت‌گر بر ایشان نازل می‌گردید. پس مقصود از این حدیث محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم و کلام ایشان -عليه الصلاة والسلام- وآله[ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ] را برای‌تان روشن خواهم ساخت. مقصود ایشان این نیست که آن را با ظاهر آیات متشابه تطبیق دهید؛ بلکه مقصود ایشان این است که این حدیث نبوی را با آیات محکم و واضح و بینه قرآن مقایسه کنید. اگر مخالف عقاید آمده در آنها نبود، پس از محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است. برای مثال حدیثی که به دورغ به ایشان -عليه الصلاة والسلام- نسبت داده شده را می‌آوریم. از ابی هریرة- که گمان می‌کنم از این روایت بری است- نقل شده که قال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: [إنّكم سترون ربّكم يوم القيامة كما ترون البدر جليّاً لا تضامون في رؤيته][ شما پروردگارتان را در روز قیامت خواهید دید همان طور که ماه بدر درخشان را می‌بینید و در این رؤیت هیچ شکی نیست همگی قادر به دیدن آن خواهید بود؟ّ]. ای علمای امت اگر این حدیث را با آیات متشابه قرآن تطبیق دهید؛ این‌طور به نظر می‌رسد که این حدیث بی شک و تردید برای تأیید این فرموده خداوند تعالی آمده است که: { وجوهٌ يومئذٍ ناضرةٌ (22) إلى ربها ناظرةٌ (23) }صدق الله العظيم [القيامة]
    {در آن روز صورت‌هایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و منتظر -رحمت- پروردگارش است! (۲۳)}
    ولی مقصود خداوند منتظر رحمت پروردگار بودن است؛ همان رحمتی که خداوند بر خود فرض نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قل لمن ما في السماوات والأرض قل لله كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون }
    صدق الله العظيم [الأنعام:12]
    {بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است، از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست؛ رحمت را بر خود، حتم کرده؛ بطور قطع همه شما را در روز قیامت، که در آن شکّ و تردیدی نیست، گرد خواهد آورد. فقط کسانی که وجود خویش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ایمان نمی‌آورند.}
    اما ای علمای امت؛ اگر این حدیث را با آیات محکم قرآن مطابقت دهید؛ خواهید دید که بین آیات محکم قرآن با این حدیث اختلاف بسیاری هست . خواهید دید این حدیث را چنان نفی می‌کنند که هیچ شک وتردید در آن نباشد. آن‌گاه خواهد دانست که این حدیث جعل شده تا از نظر لغات شبیه آیات متشابه باشد و از رسول الله صلّى الله عليه وسلّم نیست چون ایشان فرموده‌اندهرچه با قرآن تشابه داشت از من است؛ چگونه ممکن است با آیه‌ای تشابه داشته باشد که هنوز نیاز به تأویل دارد و با آیات محکم و واضح و روشنی که درهمان مورد و درباره عقیده مسلمانان برای دیدن پروردگارشان است مخالف است. و به این نتیجه می‌رسید که این حدیث از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیست چون مخالف آیات محکمی است که در همان مورد آمده‌اند و شایسته نیست احادیث بیان برای متشابهات قرآن برخلاف آیات محکم و واضح و روشن قرآن که خداوند آنها را اساس و ام الکتاب قرار داده است، باشند.
    ای علمای امت اسلامی، همانا که من از سنت حق محمد رسول الله صلی الله علیه و آله سلم دفاع می‌کنم . این سنت پنهان نیست و مانند قرآن در دست شماست ولی مفتریان یهود؛ احادیثی را که برخلاف روآیات حق سنت درهمان مورد است درآن جای داده‌اند؛ احادیثی که با آیات محکم و اساسی قرآن عظیم و عقاید اصیل مسلمین هم مغایرت دارند. حال که حکم قرآندر این باره را برای‌تان بیان کردیم؛ بیایید تا احادیث سنت محمدی علیه الصلاة و السلام را با قرآن تطبیق دهیم ولی با این شرط که احادیث با آیات محکم و واضح و بینه مطابقت داده شوند؛ آیاتی که خداوند در همان مورد آنها را آیات اساسی و ام الکتاب قرار داده است. اما اگر سرباز زده و بخواهید از آیات متشابه -که هنوز نیاز دارند تأویل شوند- برای تطبیق استفاده کنید؛اگر چنین کنید، هلاک خواهید شد چرا؟ چون آیات محکمی که در همان مورد آمده‌اند را رها کرده‌اید و به دنبال متشابه رفته‌اید و اگر از آیات متشابه پیروی کرده و آیات محکم واضح وبینه را رها کنید، قلب‌تان از حق منحرف شده است....
    پس بیایید درست به سنت محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نگاه کنیم تا ببینیم آیا در مورد دیدن خداوند سبحان، سنت حق با حکم امام ناصر محمد یمانی از قرآن مخالف است یا خیر.بی شک و تردید خواهیم دید بین احادیث وارده در این مورد اختلاف زیادی وجود دارد، چون احادیث حق مطابق آیات محکم قرآن بوده و احادیث باطل با آیات محکم و اساسی کتاب درهمین مورد مغابرت خواهند داشت ولی ظاهر آنها با ایات متشابه منطبق خواهد بود. به سراغ سنت و احادیثی می‌رویم که در این مورد آمده‌اند تا برای‌مان روشن شود کدام حدیث نبوی حق است و از خدا و رسول اوست و کدام حدیث ازخدا و رسولش نیست . اول سنت محمدی حق را تطبیق می‌دهیم تا صحت آن روشن شود. محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در تصدیق آیات محکم در مورد رؤیت خداوند فرموده است: [ لن يرى الله أحدٌ في الدنيا ولا في الآخرة ]صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام، این حدیث حق با فرموده خداوند تعالی در ایات محکم و واضح و روشن خداوند منطبق است که:
    { وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ }
    صدق الله العليّ العظيم [الأعراف:143]
    { و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»}
    { لَن تَرَانِي }، و راست گفت رسول کریم او که: [ لن يرى الله أحدٌ في الدّنيا ولا في الآخرة ]، اما نور خداوند سبحان را که از ورای حجاب ابرها می‌تابد، خواهیم دید و زمین با نور او روشن خواهد شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا } صدق الله العظيم [الزمر:69]،{ و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می‌شود}و تصدیق فرموده خداوند عزّ وجلّ: { هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ }صدق الله العظيم [البقرة:210]
    {آیا جز این انتظار دارند که خدا با ملائکه در پرده‌های ابر بر آنها در آید و حکم فرا رسد؟ و کارها همه به سوی خدا باز گردد.}
    به سراغ حدیث حق محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم درمورد دیدن خداوند می‌آییم . ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند:
    [ يهبط و بينه وبين خلقه حجابٌ ]صدق محمّدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام،تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنزِيلاً }صدق الله العظيم [الفرقان:25]،
    { و روزی که آسمان با ابرها شکافته می‌شود، و فرشتگان نازل می‌گردند}
    و تصدیق حدیث محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در شب معراج و اسراء در نفی دیدن پروردگارش؛ ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند: [ نورٌ أراه ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، و این حدیث با آیات محکم خداوند تعالی تطابق دارد که می‌فرماید:
    { وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ }
    صدق الله العظيم [الشورى:51]
    {و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    ولی ای خردمندان،شما را به خدا قسم بیایید تا در حدیث دروغ و افترا و بهتانی که به خدا و رسولش زده شده تدبر کنیم البته من به راوی آن خرده نمی‌گیرم.در این حدیث که قرآن و سنت و عقل و نقل همه با آن مخالفند تدبر کنید. راوی گفته است رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
    [قال أناسٌ: يا رسول الله! هل نرى ربّنا يوم القيامة؟ فقال: هل تضارّون في الشمس ليس دونها سحابٌ؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: هل تضارّون في القمر ليلة البدر ليس دونه سحابٌ؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتّبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطّواغيت الطّواغيت، وتبقى هذه الأمّة فيها منافقوها إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنار بّكم، فيقولون: أنت ربّنا، فيتبعونه، ويضرب جسر جهنّم، قال رسول الله صلّى الله عليه وسلّم: فأكون أوّل من يجيز، ودعاء الرّسل يومئذٍ: اللهمّ سلّم سلّم، وبه كلاليب مثل شوك السّعدان، أما رأيتم شوك السّعدان؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال: فإنّها مثل شوك السّعدان، غير أنّه لا يعلم قدر عظمها إلا الله، فتخطف الناس لأعمالهم، فمنهم الموبق بعمله، ومنهم المخردل ثمّ ينجو، حتى إذا فرغ الله من القضاء بين عباده وأراد أن يخرج من النار من أراد -أن يخرج من كان يشهد أن لا إله إلا الله- أمر الملائكة أن يخرجوهم فيعرفونهم بعلامة آثار السّجود، وحرّم على النار أن تأكل من ابن آدم أثر السّجود، فيخرجونهم قد امتحشوا، فيصبّ عليهم ماءٌ يقال له: ماء الحياة، فينبتون نبات الحبّة في حميل السّيل..]
    [مردم گفتند: رسول الله! آیا پروردگارمان را روز قیامت خواهیم دید؟ ایشان فرمودند: آیا در دیدن خورشید در آسمانی بدون ابر تردید دارید؟ گفتند: خیر یا رسول الله. فرمود: آیا در دیدن ماه در شب بدر در آسمانی بدون ابر تردید دارید؟ گفتند: خیر با رسول الله! فرمود: در روز قیامت او را مانند این دو خواهید دید. خداوند مردمان را جمع کرده و می‌فرماید: هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود و می‌گوید من پروردگارتان هستم؛آنها می‌گویند: تو پروردگارما هستی و به دنبالش می‌روند وروی پل جهنم می‌رسند. رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فرمود: اولین کسی که از پل جهنم رد می شود من هستم و دعای پیامبران این است : اللهم سلم سلم. در پل جهنم خارهائی مانند " خار السعدان" ( نوعی بوته خار دار ) وجود دارند؛ آیا خار السعدان را دیده‌اید؟ گفتند: بلی یا رسول الله! فرمود: آن مانند خار السعدان است تنها فرقش این است که اندازه و عظمت آن را جز خدا کسی نمی‌داند. مردم را به خاطر اعمال‌شان می‌رباید و بعضی از آنها به خاطر اعمال‌شان هلاک می‌شوند. برخی -توسط خارهای پل صراط جهنم- مورد حمله قرار می‌گیرند ولی بعد نجات می‌یابند. تا اینکه قضاوت خداوند میان مردم خاتمه می‌یابد و هرکس را که بخواهد از آتش خارج می‌کند و هرکس شهادت بدهد لا اله الا الله از آن خارج خواهد شد. به ملائکه فرمان می‌دهد آنها را از آتش خارج کنند و نشانه آنها وجود علامت سجود در پیشانی‌شان است و بر آتش حرام شده که کسی که نشانه سجود بر پیشانی دارد را فرو برد. آنها رادر حالی که پوست‌شان سوخته از آتش خارج کرده و آبی به روی آنان می‌ریزند که به آن آب حیات گفته می‌شود ومانند دانه‌های گیاه در خاشاک سیل رویش میکنند....] و الی آخر...
    به بدترین قسمت نگاه کنید که بدترین بلاها انسان را به خنده می‌اندازد: [فرمود: در روز قیامت او را مانند این دو خواهید دید. خداوند مردمان را جمع کرده و می‌فرماید: هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود و می‌گوید من پروردگارتان هستم؛آنها می‌گویند: تو پروردگارما هستی و به دنبالش می‌روند]
    شما را به خدا؛ چگونه ممکن است بندگان دنبال خدا راه بیفتند و از کجا و تا کجا این دنباله‌روی ادامه خواهد یافت؟ آیا شما خداوندی که فاطر السماوات و الأرض است را مانند انسانی قرار داده‌اید که راه می‌رود و پیروانش به دنبال او راه می‌روند؟ آیا فکر نمی‌کنید؟ والله این مسیح دجال است که در این دنیا به شما می‌گوید به دنبال من بیایید تا شمار ا به بهشت ببرم! چگونه می‌گویند روز قیامت خداوند را خواهند دید؟ بعد،این افترا زننده می‌گوید خداوندمردم را جمع کرده و می‌گوید: (هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود) مگرخداوند را از قبل می‌شناسید که وقتی صورتش را دیدید بدانید او خداست؟ ای کسانی که این حدیث دروغ را که به کل برخلاف کتاب خداوند و سنت رسولش است،باور کرده‌اید؛ یعنی این‌قدرهم از عقل خود استفاده نمی‌کنید؟
    طالب العلم؛ آیا می‌خواهی بر سر این حدیث دروغ مباهله کرده وحقیقتاً گرفتار لعنت خداوند شوی؟ اما به خداوند علی العظیم قسم که نمی‌خواهم پروردگارم تو را لعنت کند؛ پس چنین مکن و مهدی منتظر را وادار نکن به درخواست مباهله تو پاسخ دهد. به خداوند علی العظیم قسم تو داری از مهدی منتظرحق درخواست مباهله میٰکنی و کارت عجیت است؛ تو که می‌گویی پیرو کتاب خدا و سنت رسول خدایی؛ من هم که از ایات محکم کتاب برایت دلیل می‌اورم ولی تو از آنهااپیروی نکرده و مرا گمراه دانسته و خود را برحق می‌شماری؛ آیا مرد عاقلی هستی؟ من تو را با قرآن می‌ترسانم؛ آیا از وعده خداوند نمی‌ترسی... طالب العلم از دست من خلاصی نداری...
    ای علمای امت؛ما درموارد اختلاف شما یکی یکی حکم خواهیم کرد و به شما وعده می‌دهم که حکم خود را جز از آیات محکم واضح و بینه استنباط خواهم کرد؛ آیاتی که تنها کسانی از آن منحرف می‌شوند که قلب‌شان منحرف است. و می‌بینید که آیات محکم را پشت‌سرشان می‌اندازند طوری که انگار ناصر محمد یمانی دلیل و حجتی برای‌شان نیاورده است و حتی کوچک‌ترین اندیشه‌ای هم در آن نمی‌کنند و با ناصر محمد یمانی بحث و جدل می‌کنند چرا این آیات را آورده و این آیات چه ربطی به موضوع دارند و یا از او می‌خواند آنها را تأویل کند و او نمی‌تواند تأویل بیاورد چون آیات فوق کاملا واضح بوده وبا توجه به وضوح کامل، آیات محکم کتاب نیازی به تأویل ندارند . من از همین ایات محکم حکم حق را برای‌تان استنباط می‌کنم و این وعده راستین من به شماست. آیا درمورد عدم رؤیت آشکار خداوند از ایات متشابه دلیل آوردم؟ حاشا لله رب العالمین. من تنها آیات محکم را برای نفی رؤیت خداوند آورده‌ایم { لن تراني }و ثابت کردیم خداوند سبحان را نمی‌توان آشکار دید ولی از ورای حجاب با مردم سخن خواهد گفت. سپس برای‌تان روشن کردیم که بین بندگان و معبودشان حجاب ابر قرار دارد و از آیات محکم کتاب حکم رؤیت خدا را برای شما روشن نمودیم و به یک ایه متشابه هم نزدیک نشدیم ولی بسیاری از علمای امت قادرنیستند بین محکم و متشابه تمیز قائل شوند . از آنها و تمام علمای امت سؤالی مطرح می‌کنم:
    خداوند تعالی می‌فرماید: { إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق اللهُ العظيم [ال عمران:77]
    { کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد و آنها را پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست.}
    خداوند تعالی می‌فرماید: { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا }صدق اللهُ العظيم [الأنعام:128]
    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، ویاران آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند}
    و اما در آیه اول می‌بینیم سخن گفتن خداوند با کافران نفی شده است و خداوند تعالی می‌فرماید: { إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق اللهُ العظيم [ال عمران:77]
    { کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد و آنها را پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست.}ولی درآیه دیگرکه از آیات محکم است می‌بینیم خداوند با آنها سخن خواهد گفت و خداوند تعالی می‌فرماید: { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا }صدق اللهُ العظيم [الأنعام:128]
    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، ویاران آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند }
    و سؤال موجه؛ یک نکته دردو آیه و امر سخن گفتن خداوند با کافران است؛ در آیه اول سخن گفتن خداوند با کافران در روز قیامت نفی شده و در آیه دوم نشانه این است که خداوند با آنان سخن گفته و می‌فرماید: { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا }صدق اللهُ العظيم [الأنعام:128]
    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، ویاران آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند }
    " الطالب العلم" این جواب تو از کتاب خداست؛ من نمی‌خواهم تو را در سختی قرار داده و یا خبر را برایت بیان نکنم؛ بلکه می‌خواهم به تو یاد دهم که اگر واقعاً طالب علم هستی به شما خبر دهم که چطور شیاطین با مکری خطرناک احادیث -دروغ- را درست می‌کنند. و اما در آیه اول که خداوند تعالی می‌فرماید: { إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق اللهُ العظيم [ال عمران:77] { کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد و آنها را پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست.}
    در اینجا آیه‌ای متشابه پیدا می‌کنید یعنی این فرموده خداوند تعالی: { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }، کسی که نسبت به قرآن جهل دارد تصور می‌کند خداوند با آنها سخن نگفته و رو به آنان نمی‌کند تا نگاهی به ایشان بیندازد گویا که خداوند از آنان رومی‌گرداند، پاک و منزه است او؛ و برای مثال اگر یکی از صحابه یهودی بخواهد حدیث دروغی بسازد می‌گوید( همانا که خداوند در روز قیامت با کافران سخن نگفته و با چشم خود به ایشان نگاه نخواهد کرد)؛ ببینید خداوند تعالی چه فرموده است:‌ { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظيم و سپس مفتریان از این آیه متشابه استفاده کرده و می‌گویند ( بلکه خداوند مسیح عیسی فرزند خود را به محاسبه مردم می‌گمارد) و علمای حدیث که تنها از احادیث پیروی می‌کنند و تنها همین برای‌شان کافی است؛ حتما به این گمان می‌رسند که خداوند یکی از مخلوقات خود را مسئول رسیگی به حساب کافران خواهد کرد و بر اساس این حدیث که از نظر آنها حق است؛ با کافران سخن نگفته و به آنها نگاهی هم نمی‌کند. پناه برخدا که از افترا زنندگان باشم که چنین حدیث دروغی را ساخته‌اند که: ( همانا که خداوند در روز قیامت با کافران سخن نگفته و با چشم خود به ایشان نگاه نخواهد کرد)؛ همانا که مثالی زدم تا برای‌تان روشن کنم چگونه دشمنان خداوند با چنان مکری احادیث را جعل می‌کنند که کسانی که نسبت به قرآن جهل دارند؛ هیچ شکی به آن نکنند و چگونه شک کنند؛ دلیل واضح و روشن آن در قرآن- بر حسب ظن آنها- آمده است ودلیل قرآنی آن این است که خداوند تعالی فرموده است: { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظيم
    و تصور می‌کند این آیه ازآیات محکم و واضح است و نیاز به تأویل ندارد. در نظر او این آیه واضح است؛ خداوند در روز قیامت با کافران سخن نگفته و به آنان نمی‌نگرد یعنی با چشم خود به آنها نگاه نمی‌کند چون خشمگین است. این برای مثال آورده شده و اگر مفتریان متوجه آن شوند می‌گویند مسیح عیسی بن مریم پسر خداست پس او مردم را مورد حساب قرار می‌دهد چون پسر خداوند است و این بدان جهت است که خداوند متکبر است...سبحان الله...و در روز قیامت با کافران سخن نگفته و با چشم خود به آنان نمی‌نگرد و روز حساب؛ برای رسیدگی به اعمال آنان حاضر نخواهد شد و پسر خود مسیح عیسی بن مریم را وکیل خواهد کرد تا به حساب کافران رسیدگی نماید؛ مگراین فرموده خداوند تعالی را نخوانده‌اید که:{ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ } لذا و پسر خود مسیح عیسی بن مریم را وکیل رسیدگی به حساب آنان خواهد کرد و ایه موافق عقیده مسیحیان می‌شود. سبحان الله وتعالى علوّاً كبيراً.... به خداوند قسم که اگر به خداوند نسبت دروغ داده و این حدیث و سپس آیه متشابهی که با آن توافق دارد را بیاورم؛ مسیحیان و یهودیان مرا به دوستی خواهند گرفت و اما مسیحیان از آن خوش‌شان می‌آ‌‌ید چون با عقاید آنها موافق است و امام یهود؛ آنها به یقین خواهند دانست که این نسبت دروغ به خدا و رسول اوست ولی اگر من از افترا زنندگان به خدا و رسولش باشم؛ مرا به دوستی خواهند گرفت.
    "الطالب العلم" ؛ ای علمای امت اسلامی؛ من راه جعل کردن احادیث دروغ را برای‌تان روشن کردم. آنها احادیث دروغ را مشابه آیاتی از قرآن درست می‌کنند که از نظر لغوی با آن تشابه دارد تا شما گمان کنید آن حدیث برای بیان این آیه آمده است. به خداوند علی العظیم قسم که آنها شما را از ایات محکم قرآن عظیم؛ آیاتی که هرکس از آن منحرف شود؛ هلاک خواهد شد؛ دور کرده‌اند. بیایید تا تأویل این آیه متشابه را که برای نشان دادن روش و مکر دشمنان‌تان آوردم به شما بگویم و پناه بر خدا که از افترا زنندگان به خدا و رسول او باشم. و اما تأویل حق فرموده خداوند تعالی:
    { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }
    صدق الله العظيم
    مقصود این نیست که خداوند سبحان آشکار و رو در رو با آنان سخن نمی‌گوید؛ بلکه مقصود این است که خداوند با وحی تفهیمی با قلب آنان سخن نمی‌گوید تادریابند باید از او به حق رحمتی که بر خود فرض نموده درخواست- مغفرت- نمایند، خداوند آن گونه که با آدم با وحی تفهیم سخن گفت با آنان سخن نخواهد گفت؛ سخنی که باعث شد آدم بگوید: { رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ }صدق الله العظيم [الأعراف:23]،{ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»}
    و به همین ترتیب با دیده رحمت به ایشان نمی‌نگرد تا وارد بهشت‌شان کرده و از آتش حفظ‌شان کند و مقصود دیدن با چشم نیست...
    ای مردم از متشابه قرآن بترسید و تأویل آن را به اهلش واگذارید که من از سوی خداوند با آیات محکم قرآن عظیم به شما هشدار و انذار می‌دهم. به این حدیث دروغ توجه کنید:
    [وأخرج ابن النّجار عن ابن عباسٍ قال: "سألت رسول الله صلّى الله عليه وسلّم عن الكلمات التي تلقّاها آدم من ربّه فتاب عليه قال: سأل بحقّ محمّدٍ، و عليٍّ، وفاطمة، والحسن، والحسين، إلّا تبت عليّ فتاب عليه" (كنز العمال-سورة البقرة).. وكذلك أخرج الديلميّ في مسند الفردوس بسندٍ واهٍ عن عليٍّ قال: "سألت النبيّ صلّى الله عليه وسلّم عن قول الله {فتلقّى آدم من ربّه كلماتٍ فتاب عليه} فقال: إنّ الله أهبط آدم بالهند، وحوّاء بجدّة، وإبليس ببيسان، والحيّة بأصبهان. وكان للحيّة قوائم كقوائم البعير، ومكث آدم بالهند مائة سنةٍ باكياً على خطيئته حتى بعث الله إليه جبريل وقال: يا آدم ألم أخلقك بيدي؟ ألم أنفخ فيك من روحي؟ ألم أسجد لك ملائكتي؟ ألم أزوّجك حوّاء أمتي؟ قال: بلى. قال: فما هذا البكاء؟ قال: وما يمنعني من البكاء وقد أخرجت من جوار الرحمن! قال: فعليك بهؤلاء الكلمات. فإنّ الله قابلٌ توبتك، وغافرٌ ذنبك. قل: اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ، سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم. اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فتب عليّ إنّك أنت التوّاب الرحيم. فهؤلاء الكلمات التي تلقّى آدم" (كنز العمال - سورة البقرة)]
    [وأ ابن النّجار از ابن عباسٍ نقل کرد" از رسول الله صلی الله علبه و سلم سؤآل کردم که کلماتی که خداوند به آدم تفهیم نمود و او نیز توبه آدم را پذیرفت چه بود. فرمود: به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین از او درخواست توبه کرد و خداوند نیز پذیرفت" (كنز العمال-سورة البقرة).. دیلمی در مسند الفردوس با سندی قطعی از علی نقل کرده: از نبی النبيّ صلّى الله عليه وسلّم از فرموده خداوند تعالی سؤل کردم: {فتلقّى آدم من ربّه كلماتٍ فتاب عليه} فرمود: همانا که خداوند آدم را در هند؛ حواء را در جده؛ ابلیس را دربیسان(در فلسطین) و مار را در أصفهان فرود آورد و مار دست و پایی مانند شتر داشت. آدم صد سال در هند ماند و به خاطر گناهش می‌گریست تا اینکه خداوند جبریل را به سوی او فرستاد و گفت: ای آدم آیا را تو را با دست خود خلق نکردم؟ ایا روح خود را در تو ندمیدم؟ ایا فرشتگانم را در برابر تو به سجده درنیاوردم؟ ایا کنیز خود حوا را به ازدواج تو درنیاوردم؟ گفت: بله. فرمود: پس گریه‌ات برای چیست؟ گفت: دور شدن از جوار خداوند رحمن باعث شده که گریه من قطع نشود! فرمود: این کلمات را بگو که خداوند توبه تو را قبول می‌کند و گناهت را می‌بخشد. بگو: : اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ، سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم. اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فتب عليّ إنّك أنت التوّاب الرحيم. و این کلماتی بود که به آدم تفهیم شد" (كنز العمال - سورة البقرة)]
    پس بیایید تا به تأویل حق این فرموده خداوند تعالی از قرآن بنگریم:
    { فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }
    صدق الله العظيم
    { پس آدم کلماتی را از سوی پروردگارش دریافت کرد و [پروردگار ]توبه اش را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است}
    ای خردمندان؛ این سخن گفتن با تفهیم به قلب است . وقتی خداوند اراده نمود تا آدم و همسرش را مورد رحمت خود قرار دهد به قلب آنها وحی تفهیمی فرستاد و این کلماتی است که به قلب آنها الهام شد:
    { قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ }
    صدق الله العظيم]
    ،{ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»}

    و مقصود از "تکلم"، این‌گونه سخن گفتن با قلب ؛ در این فرموده خداوند است: { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظيم
    یعنی آن‌چه که به قلب آدم و حواء وحی شد؛ به قلب اینان وحی نمی‌شود: { قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ }{ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»}و به همین ترتیب؛ خداوند سبحان با رحمت نفس خود به آنان نمی‌نگرد تا ایشان را مورد آمرزش قرار دهد....و این تأویل فرموده خداوند تعالی است: {وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظيم یعنی با رحمت خود به آنان نمی‌نگرد و مقصود نگریستن با چشم خداوند سبحان نیست.

    ای علمای امت اسلام؛ به خداوند قسم که شیاطین یهود شما را از راه راست گمراه کرده‌اند،‌پس برای گفتگو در "دوران قبل ظور" به پایگاه امام ناصر محمد یمانی بیایید و اگر ناصر محمد یمانی آشکارا گمراه است؛ پس مسلمانان را از علوم او که از نظرتردید کنندگان و مبطلین باطل است حفظ کنید تا آنان را به فتنه نیندازد و اگرناصر محمد را حقآ یاری کننده به محمد رسول الله و قرآن عظیم دانستید -چون از حقیقت نام مهدی منتظرو "تواطؤ" که نشانه امر اوست باخبر شده‌اید - پس به سرعت و بدون تأخیر و قبل از اینکه فرصت از دست برود به گفتگو با او بپردازید. چون عالمی نیست که با قرآن با من مجادله کند و من بر او چیره نشوم . اما درمورد انسان جاهل؛ به خدا قسم که اگر تریلیون تریلیون دلیل از قرآن عظیم بیاورم که از آیات محکم و بینه آن استنباط شده باشد؛ قانع نخواهد شد و قادر به دیدن حق نخواهد بود و دلایلی و حجت‌هایی برایم می‌آورد که به کل با کتاب و سنت مخالفند و با این حال گمان می‌کند به کتاب و سنت ایمان داشته و به کتاب خدا و سنت رسولش مقید و پای‌بند است در حالی که نه تابع کتاب خداست و نه سنت رسول او؛ بلکه به آنچه که مخالف کتاب خدا و سنت رسولش است، پای‌بند بوده و تصور می‌کند دعوتش حق است و مردم را به راه راست می‌خواند. در حالی که دعوت کننده به راه شیطان رجیم است. قصد این کار را ندارد اما در زمره کسانی است که فکر می‌کنند کار نیک انجام می‌دهند اما تلاش‌شان در دنیا به هدر رفته است.

    در لینک زیر احکام حق و حقیقی است که مهدی منتظر حق برای‌تان آورده است و من جز حق به خداوند نسبت نمی‌دهم. لذا خواهش می‌کنم آن را همراه این بیان برای همه بفرستید:
    http://www.the-greatnews.com/vb/showthread.php?t=237

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني



    اقتباس المشاركة: 49786 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 8 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - 02 - 1429 هـ
    14 - 02 - 2008 مـ
    11:54 مساءً
    ـــــــــــــــــــــ



    ولا يأتونك بمثلٍ إلا جئناك بالحقّ وأحسن تفسيراً ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين وآلهم الطيبين الطاهرين وعلى التابعين لهم بالحقّ من جميع المؤمنين في الأوّلين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، وبعد..

    إلى طالب العلم وإلى جميع علماء الأمّة الإسلاميّة على جميع مذاهبهم وفرقهم، لقد طلبني أحدكم للمُباهلة..
    (( وأنا المهديّ المنتظَر الحقّ الإمام الناصر لمُحمد رسول الله والقرآن العظيم ناصر مُحمد اليماني إلى الله أبتهل بحقّ أسمائه الحُسنى وصفاته العُلى وبحقّ لا إله إلا هو وحده لا شريك له إن لم أكن المهديّ المنتظَر الحقّ من ربكم فإنّ عليَّ لعنة الله ولعنة ملائكته والناس أجمعين كما لُعِنَ إبليس إلى يوم الدين، وإنْ كنتُ المهديّ المنتظَر الحقّ وطالب العلم يُكذب بالحقّ من ربّه فأقول :
    اللهم أسألك بحقّ لا إله إلا أنت وبحقّ رحمتك التي كتبت على نفسك وبحقّ عظيم نعيم رضوان نفسك أن تغفر له ولجميع عُلماء المسلمين ولجميع المُسلمين فأنهم لا يعلمون أنّي المهديّ المنتظَر الحقّ من ربهم ولو علموا بأني الحقّ من ربهم لاتَّبعوا الحقّ أجمعين، وأناديك ربي بما ناداك به من قبل خليلك إبراهيم فمن تبعني فإنه مني ومن عصاني فإنك غفورٌ رحيمٌ فلا تمسسه بسوء من أجلي حتى تهديه إلى صراطك المُستقيم، إنك أرحم بعبادك من عبدك ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين)).

    ويا أخي الكريم المُحترم طالب العلم إنك جُزء من تحقيق غايتي ولن أفرّط فيك أبداً وأريد أن تنال رضوان الله لا سخطه يا أخي في الله، وذلك لأني أعلم إنّما لعنة الله تغشى الذين لو يعلمون علم اليقين أني أنا المهديّ المنتظَر الحقّ من ربهم ومن ثم يكذبون الحقّ لأنهم يعلمون أنه الحقّ من ربهم وهم للحقّ كارهون، ولستَ منهم يا طالب العلم ولكنك من الذين لا يعلمون، ولو علمتَ أنّي الحقّ من ربّ العالمين لكنتَ من السابقين الأخيار بالتصديق.

    ولكن يا أخي الكريم إليك خطابي أمانةً في عنقك وفي عنق جميع الذين اطَّلعوا عليه من عالم الإنترنت المُسلمين ذكرهم والأنثى أن يُبلّغوه إلى جميع مواقع المُفتين في جميع الأقطار الإسلاميّة ليتدبّروا هذا البيان المُفصّل من الإمام ناصر محمد اليماني فإن يروني على الحقّ وأهدي إلى صراطٍ ـــــــــ مُستقيمٍ فليعترفوا بشأني حتى أظهر لهم للمُبايعة عند الركن اليماني ولا ينبغي لي الظهور للمُبايعة من قبل التصديق، وكيف تُصدقوا من قبل الحوار؟ بل الحوار ثم التصديق ثم الظهور عند البيت العتيق إن كنتم تعقلون، فإني أخاطبكم بمنطق العقل وأحاجكم من الكتاب وليتذكّر أولي الألباب.

    ويا معشر عُلماء المُسلمين، إنّ المسلمين لفي أعناقكم فإن صدّقتم صدّقوا وإن كذّبتم كذّبوا إلا قليلاً. ويا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة؛ لقد سبقني وفي عهدي مهديّون اعترتهم مسوس الشياطين، وبين الحين والآخر يظهر لكم من يدّعي المهديّة بسبب وسوسة شيطانٍ رجيمٍ فيجعله يظنّ أنه هو المهديّ المُنتظَر وهو مريضٌ يوسوس له شيطانٌ رجيمٌ، وما كان وحياً من الرحمن بل وسوسة شيطانٍ فيوسوس لبعضهم أنه روح مُحمدٍ رسول الله أنزلها الله في جسد المُدّعي للمهديّة وأنّ ذلك من علم الانتقال للأرواح! وأنّ روح مُحمدٍ رسول الله أعادها الله إلى جسده، وأنّ ذلك تصديقاً لقول الله تعالى:
    {إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَىٰ مَعَادٍ} صدق الله العظيم [القصص:85]، ويأمرهم الشيطان عن طريق الوسوسة أن يقولوا على الله ما لا يعلمون فيتّبعون الظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً ليرى الآخرون أنهم يجادلون من القرآن، ولكن إذا تدبّروا ما يقولون فسوف يجدون جميع أقوالهم باطلة ما أنزل الله بها من سُلطان.

    وقد ملَّ المُسلمون هذا المكر الخبيث من الشياطين عن طريق الممسوسين، وتعوَّد المُسلمون على هذه الدعوة بالمهديّة بغير الحقّ منذ أكثر من ألف سنة وذلك مكرٌ من الشياطين حتى إذا جاءكم المهديّ المنتظَر الحقّ من ربكم لا تعيرون له أيّ اهتمامٍ فتقولون: "قد سمعنا كثيرين يدّعون المهديّة وهذا المدّعي الجديد مثله مثلهم"، وأقسم بالله العلي العظيم أنّي المهديّ المنتظَر الحقّ وأن ليس مثلي مثلهم وبيني وبينهم كالفرق بين الحقّ والباطل وسُلطان العلم هو الحكم بيني وبينهم؛ ذلك لأنهم مرضى ولا يعلمون ويقولون على الله بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً.

    ويا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة، إنّي أنا المهديّ المنتظَر الحقّ من ربكم وأستحلفكم بالله العلي العظيم أن تذودوا عن حياض الدين إن كنتم تروني على ضلالٍ مبين، فإذا كان المدعو ناصر مُحمد اليماني على ضلالٍ مُبينٍ كما يرى طالب العلم فإن أمري خطير جداً جداً على الإسلام والمُسلمين، وهل تدرون لماذا؟ وذلك لأني أنكر بعض العقائد في الدين الإسلامي الحنيف فأكذبها وأكفر بها كفراً شديد، وأفتي المُسلمين بأنّ هذه العقائد التي أنكرتها أنه لم يُنزّل الله بها من سُلطان لا في كتاب الله ولا سنّة رسوله - صلى الله عليه وآله وسلم - وأنها دُسّت في سنّة مُحمدٍ رسول الله من قبل شياطين اليهود المُسلمين ظاهر الأمر.

    ولكن يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة عليكم أن تعلموا علم اليقين بأني لا أنتمي إلى أيِّ مذهبٍ أو فرقةٍ منكم فأنكر على جميع المُسلمين تفرّقهم إلى فرقٍ وأحزابٍ؛ حتى تسبّبوا في فشل المُسلمين فذهبتْ ريحهم وذهب عزّهم إلى أعدائهم.
    وأكرر لكم التعريف بشأني؛ إنّي أنا المهديّ المنتظَر ابتعثني الله لأهديكم إلى الصراط المُستقيم والناس أجمعين، وكذلك لتوحيد شمل المُسلمين وأحكم بين عُلماء المُسلمين في جميع ما كانوا فيه يختلفون بعد أن خالفوا أمر ربهم الصادر إليهم في محكم القرآن العظيم في قوله تعالى: {أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّ‌قُوا فِيهِ} صدق الله العظيم [الشورى:13].

    وكذلك نهاكم الله يا معشر علماء المُسلمين وأتباعهم أن تكونوا كمثل أهل الكتاب فتفرّقوا دينكم شيعاً، فتجدون أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32)} صدق الله العظيم [الروم].

    وكذلك أمر الله الصادر في قوله تعالى:
    {شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (13)} صدق الله العظيم [الشورى].

    وكذلك في قوله تعالى:
    {انَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (159)} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وكذلك أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا وَاذْكُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِّنَ النَّارِ‌ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:103].

    وكذلك أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌يحُكُمْ} صدق الله العظيم [الأنفال:46].

    ولكنكم يا معشر علماء الأمّة وأتباعهم خالفتم جميع أوامر ربكم المكررة في هذه الآيات المحكمات فتنازعتم وفشلتم وذهبت ريحكم كما هو حالكم الآن مستضعفين فذهب عزّكم إلى أعدائكم نظراً لمخالفتكم لأمر ربكم وقد وعدكم الله بأنه إذا خالفتم أمره بأنكم سوف تفشلون وتذهب ريحكم كما هو حالكم الآن، فلا تستطيعون أن تنكروا بأنكم تنازعتم فتفرقتم وفشلتم فذهبت ريحكم.

    وابتعثني الله فضلاً من لدنه ورحمةً لكم لأنقذكم من فتنة المسيح الدجال وأحكم بينكم في جميع ما كنتم فيه تختلفون لجمع شملكم ولتوحيد صفّكم، فيتمّ بعبده نوره على العالمين لتكون كلمةُ الله هي العليا، فيعزّكم الله بعبده، والعزّة لله جميعاً، فأيَّدني بتصريح الاصطفاء للخلافة والقيادة عليكم فأيّدني بالتصريح فزادني عليكم بسطةً في العلم لأحكم بينكم في جميع ما كنتم فيه تختلفون وأهديكم إلى صراطٍ ــــــــ مُستقيم، مُعتصماً بكتاب الله وسنة رسوله وكافراً بما خالف من السّنة لأمّ الكتاب في آياته المُحكمات والتي جعلهنَّ الله الأساس للعقيدة الإسلاميّة الحنيفيّة ملّة إبراهيم ومن قبله ومن بعده لجميع الأنبياء والمُرسلين.

    وأما سبب كفري لما خالف من السُّنة للقرآن المحكم وذلك لأنّي أعلم أنها سنةٌ مدسوسةٌ من الشيطان الرجيم ليردوكم هو وأولياؤه من شيطان البشر فيفتنوكم فيردّوكم من بعد إيمانكم كافرين بآيات الله المُحكمات في القرآن العظيم والتي جعلهنَّ الله أمّ الكتاب فصدّكم صحابةُ رسول الله ظاهر الأمر عن القرآن العظيم كما نبأكم الله بذلك بأنها جاءت طائفةٌ من اليهود فأعلنوا إسلامهم ليكونوا من صحابة رسول الله ظاهر الأمر فيكونوا من رواة الحديث ليصدّوكم عن سبيل الله عن طريق السُّنة المحمديّة بأحاديثَ غير التي يقولها عليه الصلاة والسلام؛ بل مخالفة لكتاب الله وسنّة رسوله صلّى الله عليه وآله وسلم جملةً وتفصيلاً بل اختلافاً كثيراً، وقد بيَّن الله لكم هذا المكر اليهودي في القرآن العظيم في قوله تعالى:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)} صدق الله العظيم [المنافقون:2].

    ومن ثم بيَّن الله لكم كيفية صدّهم عن سبيل الله بأنه ليس بالسيف بل بأحاديث لم يقلها عليه الصلاة والسلام فبيَّن الله ذلك المكر لكم في القرآن العظيم في محكم كتابه في قول الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فتجدون قول الله الموجَّه إلى علماء الأمّة خاصة:
    {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كثيراً} صدق الله العظيم [النساء].

    وهذه الآية جاءت تأكيدَ الأمر لقول الله تعالى:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:10]؛ بمعنى أنّه ما اختلفتم فيه من شيء في السُّنة بأن تردّوا حكمه إلى الله في القرآن العظيم يستنبطه أولي الأمر منكم من القرآن العظيم فتجدون بين قول الله في القرآن العظيم وبين هذا القول في سنة محمدٍ رسول الله اختلافاً كثيراً ومن ثم تعلمون بأنّ هذا الحديث السُني من عند غير الله ورسوله، وذلك لأنّ السنة هي كذلك جاءت من عند الله كما جاء القرآن من عنده سبحانه، وهذه الآية كذلك جعلها الله برهان للحديث الحقّ عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [ألا و اني أوتيت القرآن و مثله معه]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم؛ بل سُنَّة محمد رسول الله جاءت للبيان فتزيد القرآن توضيحاً للمسلمين؛ ألا وإنّ البيان من عند الله سبحانه وتعالى. تصديقاً لقول الله الحق في محكم كتابه: {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)} صدق الله العظيم [القيامة].

    وأنا المهديّ المنتظَر خليفة الله على البشر الإمام الثاني عشر من آل البيت المُطهر؛ مُستمسكٌ بكتاب الله وسنّة رسوله صلى الله عليه وآله وسلم، وكافرٌ بالسُّنّة اليهوديّة المدسوسة في سنّة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، ولم آتِكم للدفاع عن القرآن فهو محفوظٌ من التحريف إلى يوم الدين؛ بل جئتكم للدفاع عن سنّة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فأُبيّن لكم السُّنّة اليهوديّة المدسوسة فيها فأكذِّبها بقول الله مُباشرةً من القرآن العظيم وذلك لأنّ الله أيّدني بالبيان للقرآن وذلك لكي أسند الحديث الحقّ مباشرةً إلى القرآن العظيم غير إنّي لا أشتم الذين قيل عنهم إنّهم من صحابة رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وهل تدرون لماذا؟ وذلك لأنّ المفترين قد يسندوه إلى الصحابة الحقّ وهم بَراء من روايته كبراءة الذئب من دم يوسف، وذلك مكر من المنافقين. فإن بيّنتُ لكم حديثاً كان مفترًى على محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - فاستنبطتُ لكم برهان تكذيبه من قول الله برغم أنّ ذلك الحديث مرويٌّ عن بعض الصحابة الأبرار، فأحذِّركم أن تسبّوهم شيئاً فمن سبَّهم فهو آثمٌ قلبه، فهل سمعه منهم حتى يعلم علم اليقين فيشتمهم؟ فما يدريكم بأنّ المنافقين هم المفترون على الله ورسوله؟ وذلك لأنّ الحديث لو جاء مرويّاً عن الصحابي اليهوديّ فلان وعن الصحابي اليهوديّ فلان عن رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - لما استطاعوا أن يُضِلّوا الأمّة عن الصراط المستقيم؛ بل كانوا يسندوه إليهم كذباً، غير إنّ في الصحابة سمَّاعون لهم ويظنّونهم لا يكذّبون! وكذلك يأخذ عنهم السمّاعون لهم من بعض المسلمين. فوردت إليكم يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة أحاديث تخالف حديث الله في القرآن العظيم جملةً وتفصيلاً، ولا أقول بأنّها تخالف الآيات المتشابهات في اللغة معهن بل تخالف الآيات المحكمات التي جعلهنَّ الله أمّ الكتاب لا يزيغ عنهنّ إلا هالكٌ في قلبه زيغٌ عن الحقّ الواضح والبيِّن ابتغاء تأويل الآيات المتشابهات من القرآن مع ذلك الحديث المُفترى بمكرٍ خبيثٍ فجعلوه يتشابه مع ظاهرهن ليزعم الذين في قلوبهم زيغٌ عن المحكم بأنّ هذا الحديث جاء بياناً لتلك الآية والتي لا تزال بحاجة إلى التأويل! وقد اتّبعتم المُتشابه يا معشر علماء الأمّة وتركتم المُحكم الواضح والبيّن وهُن أمّ الكتاب، أفلا تتقون؟

    وقد وجدتُ طالب العلم يقول بأنّه سوف يدعونني للمُباهلة إنْ لم أتّبع الملّة اليهوديّة المُفتراة في سنّة محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، وردّي عليه هو: يا طالب العلم ويا معشر جميع علماء الأمّة على مختلف فرقهم ومذاهبهم، إن كنتم تؤمنون بالقرآن العظيم فلمَ المبُاهلة ما دمتم تؤمنون بالقرآن العظيم؟ فتعالوا إلى حكم الله في القرآن فيما خالفه من السُّنة المحمديّة. ولربّما يودّ أحدكم أن يقول: "إنه لا يعلم تأويل القرآن إلا الله وكفانا ما وجدنا عليه السلف الصالح من قبلنا"، ومن ثم يردّ عليه ناصراليماني فأقول: لقد قلتَ إن القرآن لا يعلم تأويله إلا الله وجعلتَ القرآن كُله غير مفهومٍ ولا يعلم تأويله إلا الله! فهل عندك سُلطان بهذا أم تقول على الله ما لا تعلم؟ ولكنّ الله يقول إن القرآن تنقسم آياته إلى قرآنٍ محكمٍ واضحٍ بيِّن للعالِم والجاهل لا يزوغ عنهنّ إلا هالكٌ فيتّبع آياتٍ أخرى في القرآن العظيم لا يعلم تأويلهنّ إلا الله، ولأنهنّ لا يزلن بحاجة إلى التأويل وتوضيح المقصود فيهن فاستغلّ اليهود تلك الآيات المتشابهات لغوياً فدسّوا أحاديث تتشابه مع تشابهن اللغوي في ظاهرهن، وكذلك استغلوا الحديث الحقّ عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم.

    فهذا الحديث سنده من القرآن هو قوله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:81]؛ بمعنى إنّه إذا كان هذا الحديث النّبويّ من عند غير الله فسوف نجد بينه وبين حديث الله في القرآن العظيم اختلافاً كثيراً، ولذلك قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم: [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ بمعنى أنّه ما اختلف مع القرآن فهو ليس منهُ عليه الصلاة والسلام، ولكن للأسف حتى هذا الحديث الواضح والبيّن لم يفهمه علماء الأمّة ومنهم من يطعن فيه إنّه ليس عن رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- الذي لا ينطق عن الهوى عليه الصلاة والسلام؛ بل يوحى إليه القرآن العظيم والسّنة المُهداة.

    ولسوف أبيّن لكم يا معشر علماء الأمّة المقصود من حديث محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - بقوله عليه الصلاة والسلام وآله:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ فهو لا يقصد أن تقوموا بتطبيقه مع ظاهر الآيات المتشابهة؛ بل يقصد أن تقوموا بتطبيق المقارنة بين هذا الحديث النّبويّ وبين الآيات المحكمات الواضحات البيّنات، فإذا لم يخالف العقائد التي جاءت فيهنّ فهو عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم. وعلى سبيل المثال الحديث المُفترى عنه عليه الصلاة والسلام وعن أبي هريرة؛ وأظنّهُ بريئاً من روايته إنّه قال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إنكم سترون ربكم يوم القيامة كما ترون البدر جليا لا تضامون في رؤيته]
    فإذا قمتم يا معشر علماء الأمّة بتطبيقه على المتشابه في القرآن فسوف تجدون وكأنّ هذا الحديث جاء تأكيداً بلا شكّ أو ريب إذ ترونه مطابقاً لقوله تعالى: {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    ولكنّ الله يقصد منتظرة إلى رحمته تعالى التي كتب على نفسه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ قُل لِّلَّـهِ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّ‌حْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَ‌يْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُ‌وا أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:12].

    ولكن يا معشر علماء الأمّة إذا رجعتم لتطبيق هذا الحديث مع المحكم من القرآن فسوف تجدون بأنّ بينه وبين هذا الحديث اختلافاً كثيراً؛ بل سوف تجدون النفي الذي لا يحتمل الشكّ، ومن ثم تعلمون بأنّ هذا الحديث موضوعٌ ليتشابه مع هذه الآية المتشابهة لغويّاً وأنّه ليس عن رسول الله صلى الله عليه وسلم لأنه قال:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ فكيف إنّه يتشابه مع آيةٍ لا تزال بحاجة إلى تأويل ومن ثم يكون مخالفاً للمحكم والواضح والبيّن في هذا الشأن؛ في شأن عقيدة المسلم؟! ومن ثم تخرجون بنتيجةٍ أنّ هذا الحديث لم يكن عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم نظراً لأنّه خالف الآيات المُحكمات في هذا الشأن، ولا ينبغي لأحاديث البيان للمُتشابه من القرآن أن تأتي مخالفةً للقرآن المحكم الواضح والبيّن واللاتي جعلهنّ الله هنّ أم الكتاب.

    ويا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة، إنّما أدافع عن سنّة محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - الحقّ، فهي لم تختفِ بل موجودةٌ بين أيديكم كما القرآن بين أيديكم ولكن المفترين من اليهود دسّوا لكم أحاديثَ تخالف لأحاديث السُّنة الحقّ في هذا الشأن وكذلك تخالف للآيات المحكمات البيان أمّ الكتاب في القرآن العظيم وأصل العقيدة للمسلم.

    وبعد أن بيّنا لكم حكم القرآن في هذا الشأن تعالوا لنطبق الأحاديث في السُّنة المحمديّة عليه الصلاة والسلام شرط أن يتمّ التطبيق لهذه الأحاديث مع الآيات المحكمات الواضحات البيّنات والتي جعلهنّ الله أمّ الكتاب في هذا الشأن، ولئن أبيتُم إلا تطبيقه مع المتشابهة واللاتي لا تزال بحاجة إلى تأويل فقد هلكتم لئن فعلتم وذلك لأنّكم تركتم الآيات المحكمات في هذا الشأن واتّبعتم المُتشابه، وإنّ في قلوبكم زيغٌ عن الحقّ لئن اتّبعتم الآيات المتشابهات في القرآن العظيم وتركتم الآيات المُحكمات الواضحات البينات.

    فتعالوا لننظر سويا في سُنّة محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - لكي ننظر هل السُّنّة الحقّ تخالف لحكم الإمام ناصر اليماني من القرآن في شأن الرؤية لله سبحانه؟ وحتماً بلا شكٍّ أو ريبٍ سوف نجد أنّ بين الأحاديث الواردة في هذا الشأن اختلافاً كثيراً فيما بينها، وذلك لأنّ الحقّ منها سوف تجدونه ينطبق مع المحكم تماماً، ولكنّكم سوف تجدون هذا الحديث الحقّ متخالفٌ مع الآيات المتشابهة مع أحاديث أخرى وهي الموضوعة في هذا الشأن، بمعنى أنّنا سوف نجد الحديث الحقّ يتطابق مع المحكم ومُخالف للمتشابه في ظاهرها، وأمّا الحديث المفترى فسوف نجده مخالفاً للمُحكم (أمّ الكتاب) في هذا الشأن ولكنه يتّفق مع الآيات المتشابهات في ظاهرهنّ في هذا الشأن.

    فلنذهب إلى السّنة للنظر في الأحاديث في هذا الشأن حتى يتبيّن لنا الحديث النّبويّ الحقّ الذي من عند الله ورسوله مِنَ الذي مِنْ عند غير الله ورسوله، فلنبدأ للتطبيق للتصديق للسُّنّة المحمّدية الحقّ، قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم مصدقاً للآيات المحكمات في شأن الرؤية قال:
    [لن يرى الله أحد في الدنيا ولا في الآخرة]. صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام.

    وهذا الحديث الحقّ قد اتفق مع القرآن المحكم الواضح والبيّن في قول الله تعالى:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَ‌بُّهُ قَالَ رَ‌بِّ أَرِ‌نِي أَنظُرْ‌ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَ‌انِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ‌ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ‌ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَ‌انِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَ‌بُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ‌ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}صدق الله العلي العظيم [الأعراف:143]. {لن تراني}؛ وصدق رسوله الكريم في قوله: [لن يرى الله أحد في الدنيا ولا في الآخرة]، ولكننا نشاهد نوره سُبحانه يشعُّ من وراء حجاب الغمام فتشرق الأرض بنور ربها. تصديقاً لقول الله تعالى في محكم كتابه: {وَأَشْرَ‌قَتِ الْأَرْ‌ضُ بِنُورِ‌ رَ‌بِّهَا} صدق الله العظيم [الزمر:69].

    وتصديقاً لقوله عزوجل:
    {هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (210)} صدق الله العظيم[البقرة]، فيأتي الحديث الحقّ عن محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - في شأن الرؤية، وقال عليه الصلاة والسلام: [يهبط وبينه وبين خلقه حجاب]، صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام. وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا} صدق الله العظيم[الفرقان:25].

    وتصديقاً لحديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم في نفي رؤيته لربِّه ليلة الإسراء والمعراج. وقال عليه الصلاة والسلام:
    [نورٌ أراه]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم. ويتّفق هذا الحديث مع الآيات المحكمة في قوله تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ (51)} صدق الله العظيم[الشورى].

    ولكن بالله عليكم يا معشر أولي الألباب تعالوا لنتدبّر حديث الإفك والافتراء والبهتان عن الله ورسوله، غير إني لا أشتم راويهِ فتدبّروا هذا الحديث الذي يرفضه القرآن والسّنة والعقل والنقل جملةً وتفصيلاً، وقالوا إنّه قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [قال أناس: يا رسول الله! هل نرى ربنا يوم القيامة؟ فقال: هل تضارون في الشمس ليس دونها سحاب؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: هل تضارون في القمر ليلة البدر ليس دونه سحاب؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة فيها منافقوها.. إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنا ربكم، فيقولون: أنت ربنا، فيتبعونه، ويضرب جسر جهنم، قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: فأكون أول من يجيز، ودعاء الرسل يومئذ: اللهم سلم سلم، وبه كلاليب مثل شوك السعدان، أما رأيتم شوك السعدان؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال: فإنها مثل شوك السعدان، غير أنه لا يعلم قدر عظمها إلا الله، فتخطف الناس لأعمالهم، فمنهم الموبق بعمله، ومنهم المخردل ثم ينجو، حتى إذا فرغ الله من القضاء بين عباده وأراد أن يخرج من النار من أراد -أن يخرج ممن كان يشهد أن لا إله إلا الله- أمر الملائكة أن يخرجوهم فيعرفونهم بعلامة آثار السجود، وحرم على النار أن تأكل من ابن آدم أثر السجود، فيخرجونهم قد امتحشوا، فيصب عليهم ماء يقال له: ماء الحياة، فينبتون نبات الحبة في حميل السيل..]
    الحديث.

    فانظروا إلى شر البلية وشر البلية ما يُضحك:
    [فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس،ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة في منافقوها إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنا ربكم، فيقولون: أنت ربنا، فيتبعونه ]
    فبالله عليكم كيف يتّبعون الله؟ لعبادة من وإلى أين يتبعونه؟ فهل جعلتم الله فاطر السماوات والأرض إنساناً يمشي وأتباعه يمشون وراءه؟ أفلا تعقلون! وتالله لا يتّبعون إلا المسيح الدجال في الدُنيا؛ يقول: "اتّبعوني لأدخلكم جنتي". بل كيف قولهم أنّهم يرون الله يوم القيامة، ثم يقول المفتري إنّ الله يجمع الناس ثم يقول:
    [من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة فيها منافقوها..إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون]
    وهل يعرفون الله من قبل حتى إذا شاهدوا صورته فيعرفونه؟ أفلا تعقلون! فهل إلى هذا الحدّ لا تستخدمون عقولكم يا معشر المُصدِّقين لهذا الافتراء الذي يخالف كتاب الله وسنّة رسوله جملةً وتفصيلاً؟

    فهل تريد أن تباهلني يا طالب العلم على هذا الحديث المفترى فتنال لعنة الله بحقّ وحقيقة؟ ولكني والله العلي العظيم لا أريد ربي الله أن يلعنك، فلا تفعل، ولاتجبر المهديّ المنتظَر أن يجيبك إلى المباهلة، وأقسم بالله العلي العظيم إنّك يا رجل تطلب المباهلة من المهديّ المنتظَر الحق، والعجيب في أمرك إنّك تقول أنّك تتّبع كتاب الله وسنّة رسوله، وها أنا ذا آتيك بالآيات المحكمات من كتاب الله، فلا تتّبعهن وتصفني بأنّي على ضلالٍ وإنّك على الحقّ، فهل أنت رجُلٌ رشيد؟ فإني أخوِّفك بالقرآن، فهل تخاف وعيد؟
    ولن تفلت مني يا طالب العلم..

    ويا معشر جميع علماء الأمّة فسوف نحكتم في خلافاتكم نقطةً نقطةً، وأعدكم أني لن أستنبط حُكمي إلا من الآيات المُحكمات الواضحات البيِّنات لا يزيغ عنهنّ إلا الذين في قلوبهم زيغٌ فسوف ترونهم ينبذون هذه الآيات وراء ظهورهم وكأنّ ناصر اليماني لم يحاجِج بهنّ شيئاً؛ بل لا تجدوه حتى يُعلق عليهنّ شيئاً فيحاجِج ناصر اليماني لماذا أوردهن فما علاقتهن بالموضوع، أو يأتي بتأويل لهنّ فهو لا يستطيع لأنهنّ واضحاتٍ ولسنَ بحاجة إلى التأويل نظراً لوضوحهنّ من ربهنّ الذي أنزلهن في مُحكم كتابه. ومن هذه الآيات المُحكمات أستنبط لكم الحكم الحقّ ذلك وعد علينا غير مكذوب، فهل تروني حاجَجْتكم في عدم رؤية الله جهرةً بالآيات المُتشابهة؟ حاشا لله ربّ العالمين ما أتيتكم إلا بالآيات المحكمات التي تنفي الرؤية
    {{لَن تَرَانِي}}.

    وأثبتنا بأنّ الله لن يُرى جهرةً سبحانه ولكنه يُكلّم الناس من وراء حجابٍ ومن ثم بيّنا لكم حجاب الغمام بين العبيد والمعبود، وفصَّلنا الحكم في رؤية الله من الآيات المُحكمات ولم أقرب آيةً واحدةً من المُتشابهات، ولكن يا طالب العلم إنّك لا تميِّز بين المُحكم والمُتشابه.

    وإليك سؤالي ولجميع علماء الأمّة:
    قال الله تعالى:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    وقال الله تعالى:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    فأمّا في الآية الأولى فنجد نفي التكليم من الله للكافرين. وقال تعالى:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    ولكن الآية الأخرى المُحكمة سوف تجد بأنّ الله يكلمهم. وقال الله تعالى:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    والسؤال الموجّه هو في نقطةٍ واحدةٍ في الآيتين وهو في تكليم الله للكفار فالآية الأولى تنفي التكليم من الله للكفار يوم القيامة ومن ثم تجد الآية الأخرى تفيد بأنّ الله يُكلمهم، وقال لهم:
    {يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    وإليك الجواب من الكتاب يا طالب العلم، فلا أريد إحراجك ولا بيان خبرك؛ بل أريد أن أعلّمك إن كنت طالب علمٍ بحقٍّ فأعلمك كيف يضع الشياطين الأحاديث بمكرٍ خطيرٍ، فأما الآية الأولى في قوله تعالى:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    وفيها توجد آيةٌ من المُتشابهات، وهو قوله تعالى:
    {{وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} صدق الله العظيم [آل عمران:77]. ولكن الجاهل عن القرآن سوف يظنّ بأنّ الله لا يخاطبهم ولا ينظر إليهم ليراهم وكأنه معرض عنهم سبحانه! وعلى سبيل المثال إن أراد أحد الصحابة من اليهود أن يفتري حديث فيقول: "[إن الله لا يكلم الكفار يوم القيامة ولا ينظر ببصره إليهم] وانظروا لقوله تعالى: {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}"، وعُلماء الحديث الذين لا يتّبعون غير الحديث وحسبهم ذلك حتماً سوف يظنون أنّ الله يوكل بحساب الكفار أحداً من خلقه، وأما هو فلا يكلمهم ولا ينظر إليهم تصديقاً لهذا الحديث الحقّ في نظرهم، وأعوذ بالله أن أكون من المفترين [أن الله لا يكلم الكفار يوم القيامة ولا ينظر ببصرة إليهم].

    وإنما ضربت لكم على ذلك مثلاً كيف أنّ أعداء الله يضعون الحديث بمكرٍ خطيرٍ لدرجة أنّ الجاهل عن القرآن لن يشكّ فيه شيئاً وكيف يشكّ فيه ودليله واضحٌ وجليٌّ في القرآن كما يظنّ، وسوف يأتي بالدليل من القرآن وهو قوله تعالى:
    {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} وهو يظنّ أنّ هذه الآية مُحكمةٌ واضحةٌ ولا تحتاج إلى تأويلٍ فهي واضحةٌ في نظره أنّ الله لا يكلّم الكفار يوم القيامة ولا ينظر إليهم أي ببصره لأنه غضبان.

    وهذا على سبيل المثال لو انتبه لذلك المُفترون وقالوا: "إنّما المسيح عيسى ابن مريم ابن الله هو من سوف يحاسب الناس لأنه ابن الله وذلك لأنّ الله المتكبر سبحانه لا يكلّم الكفار يوم القيامة ولا ينظر إليهم ببصره ولن يحضر يوم الحساب، بل يوكّل عنه ابنه المسيح عيسى ابن مريم ليحاسب الكفار أم لم تقرأوا قول الله تعالى:
    {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}! إذاً الله لا يحضر يوم القيامة ليحاسب الكفار وكيف يحاسبهم وهو لم يكلّمهم ولا ينظر إليهم كما نبأكم في القرآن {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إذاً يوكل للحساب ابنه المسيح عيسى ابن مريم".

    فأصبحت الآية موافقة لما يعتقده النصارى، سبحان الله وتعالى علواً كبيراً! وتالله لو أفتري على الله وآتي بهذا الحديث ثم الآية المتشابهة التي توافقه إذاً لاتّخذني النصارى واليهود خليلاً، فأمّا النصارى فعجبهم بذلك لأنّه وافق عقيدتهم وأما اليهود فهم سوف يعلمون علم اليقين أنهُ افتراءٌ على الله ورسوله، ولذلك سوف يتخذونني خليلاً لو كنت من المُفترين على الله ورسوله.

    ويا طالب العلم ويا معشر جميع علماء الأمّة الإسلاميّة، لقد بيّنت لكم كيف هي الطريقة التي توضع بها الأحاديث المُفتراة وأنهم يجعلونها تتشابه مع آيات في القرآن تشابهاً لفظيّاً لتظنون أنّ هذا الحديث جاء بياناً لهذه الآية، وأقسم بالله العلي العظيم أنهم قد أخرجوكم من آيات الله المُحكمات في القرآن العظيم التي لا يزيغ عنهن إلا هالكٌ، وتعالوا لأعلِّمكم تأويل هذه الآية المُتشابهة ما دمتُ قد ذكرتها لكم لكي أريكم طريقة مكر أعدائكم، وأعوذ بالله أن أكون من المُفترين على الله ورسوله، فأمّا التأويل الحقّ لقول الله تعالى:
    {{وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} صدق الله العظيم [آل عمران:77]، فهو لا يقصد سبحانه أنه لا يكلّمهم تكليماً بل يقصد سبحانه أنه لا يكلّمهم بتكليم التفهيم إلى قلوبهم أن يسألوه برحمته التي كتب على نفسه فيقولون: {رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23]، وكذلك لا ينظر إليهم برحمته فيدخلهم جنته ويقيهم من ناره وليس النظر نظر الأعين!

    يا قوم اتّقوا المُتشابه من القرآن وذروا تأويله لأهلّه إني لكم من الله نذيرٌ مُبينٌ بالمُحكم من القرآن العظيم. فانظروا لهذا الحديث المُفترى:
    وأخرج ابن النجار عن ابن عباس قال "سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه قال: سأل بحق محمد، وعلي، وفاطمة، والحسن، والحسين، ألا تبت علي فتاب عليه". (كنز العمال - سورة البقرة).
    وكذلك:
    وأخرج الديلمي في مسند الفردوس بسند واه عن علي قال "سألت النبي صلى الله عليه وسلم عن قول الله {فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه} فقال: إن الله أهبط آدم بالهند، وحواء بجدة، وإبليس ببيسان، والحية بأصبهان. وكان للحية قوائم كقوائم البعير، ومكث آدم بالهند مائة سنة باكيا على خطيئته حتى بعث الله إليه جبريل وقال: يا آدم ألم أخلقك بيدي؟ ألم أنفخ فيك من روحي؟ ألم أسجد لك ملائكتي؟ ألم أزوجك حواء أمتي؟ قال: بلى. قال: فما هذا البكاء؟ قال: وما يمنعني من البكاء وقد أخرجت من جوار الرحمن! قال: فعليك بهؤلاء الكلمات. فإن الله قابل توبتك، وغافر ذنبك. قل: اللهم إني أسألك بحق محمد وآل محمد، سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءا وظلمت نفسي فاغفر لي إنك أنت الغفور الرحيم. اللهم إني أسألك بحق محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءا وظلمت نفسي فتب علي إنك أنت التواب الرحيم. فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم". (كنز العمال - سورة البقرة).
    فتعالوا لننظر تفسيرها الحقّ في القرآن. قال الله تعالى: {فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:37].

    وذلك هو التكليم بالتفهيم إلى القلب يا أولي الألباب، فأوحى الله إلى قلب آدم وزوجته حين أراد أن يرحمهم فكلَّمهم بوحي التفهيم إلى القلب وهذه الكلمات التي أوحاها الله إلى قلوبهم هي قولهم:
    {قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23]، وهذا النوع من التكليم إلى القلوب هو المقصود من قول الله تعالى: {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    أي لا يوحي إلى قلوبهم كما أوحى إلى قلب أدم وحواء:
    {قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23].

    وكذلك لا ينظر إليهم برحمته من ذات نفسه سبحانه فيرحمهم، وهو التأويل لقوله تعالى:
    {وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} صدق الله العظيم، أي لا ينظر إليهم برحمته وليس أعينه سبحانه.

    ويا معشر علماء الأمّة، أقسم بالله العظيم أنّ اليهود الشياطين قد أضلّوكم عن سواء السبيل فهلمّوا إلى الحوار من قبل الظهور إلى (موقع الإمام ناصر مُحمد اليماني). فإن كان ناصر اليماني على ضلالٍ مُبينٍ فأنقذوا المُسلمين من علمه الباطل في نظر المُبطلين حتى لا يفتن المُسلمين وإن رأيتم أنّ ناصر مُحمد هو حقاً الناصر لمُحمدٍ رسول الله والقرآن العظيم فقد علمتم حقيقة اسم المهديّ المنتظَر بأنّ التواطؤ لكي ( يحمل الاسم الخبر)، فهلمّوا للحوار عاجلاً غير آجل قبل فوات الأوان وذلك لأنه ما جادلني عالِمٌ إلا وغلبته، وأما الجاهل فوالله لو أتيته بترليون ترليون دليل من القرآن العظيم فأستنبطه من الآيات المُحكمات البيِّنات بأنه لن يقتنع ولن يرى الحقّ ومن ثم يحاجني بكل ما خالف الكتاب والسُّنة ومن ثم يزعم أنه مؤمنٌ بالكتاب والسّنة وأنه مستمسكٌ بكتاب الله وسنّة رسوله وهو ليس على كتاب الله ولا سنّة رسوله؛ بل مستمسك بما خالف كتاب الله وسنّة رسوله فيظنّ أنه يدعو إلى الحقّ وإلى صرطٍ مُستقيمٍ وهو يدعو إلى صراط الشيطان الرجيم وليس بقصدٍ منه ولكنه من الذين ضلَّ سعيهم في الحياة الدُنيا وهم يحسبون أنهم يحسنون صُنعاً.

    وإليكم أحكام المهديّ المنتظَر الحقّ بالحقّ حقيق لا أقول على الله غير الحقّ تجدونها على هذا الرابط، وكذلك أرجو إرسالها أجمعين مع هذا الخطاب:
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?t=237

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــ



  9. الترتيب #9 الرقم والرابط: 212906 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي


    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - 02 - 1429 هـ
    15 - 02 - 2008 مـ
    11:28 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    { قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّه عَلَى بَصِيرَة أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي }..


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، السلام علينا وعلى التابعين للحقّ، وبعد..

    به تمام پیروان مهدی منتظر در عالم؛ برشماست که بدانید بی تردید حرکت مهدی منتظر حق "امام ناصر محمد یمانی" رحمت خداوند بر عالمیان است ودعوت من در مسیر جدم المُصطفى خاتم الأنبياء والمُرسلين- عليه وعلى آله الطيبين الصلاة والتسليم وعلى جميع المُسلمين التابعين للحقّ- قرار دارد. دعوت به سوی خداوند و پروردگار عالمیان بهترین کلامی است که بر زبان جاری می‌شود است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ}صدق الله العظيم [فصلت:33].
    { چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم}
    من در کتاب خداوند سخنی بهتر از کلامی که مردم را با بصیرتی روشن ومنیربه سوی پروردگارعالمیان فرا بخواند و انان را به صراط مستقیم هدایت کند؛ نمی‌شناسم. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي}صدق الله العظيم [يوسف:108].
    { بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم}
    اما خداوند در قرآن عظیم به شمایی که مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنید؛ وصیت می‌نماید که:
    {ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ}
    صدق الله العظيم [النحل:125].

    { با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است؛ و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.}
    اگر جاهلان و نادانان به شما چیزی گفتند؛ مانند خودشان به آنان جواب ندهید بلکه به خاطر پروردگارتان صبر پیشه کنید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا} صدق الله العظيم [الفرقان:63].
    { بندگان خداوند رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام می‌گویند}
    و از کسانی باشید که خداوند درموردشان می‌فرماید:
    {وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [القصص:55].
    { و هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روی می‌گردانند و می‌گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما ما خواهان جاهلان نیستیم}
    تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا} صدق الله العظيم [الفرقان:63].
    {و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند به آنها سلام می‌گویند}

    طالب العم ما یک لینک دیگر هم برای بیانی که پیش از این آن را به عنوان امانت به شما سپردیم مقرر کرده‌ایم تا آن را برای تمام مفتیان کشورهای اسلامی ارسال کنی و آنها برای پاسخ دادن به من یاریت کنند. ما برای گفتگو به تمام علمای اهل سنت و شیعه خوش‌‌آمد می‌گوییم؛ همین طور علمای تمام گروه‌های دیگر... پس اگر راست گفته و مرا آشکارا گمراه می‌بینید؛ بیایید و از حدود دین دفاع نمایید! البته نه مثل پاسخ توجناب طالب العلم... من هنوز تو را همان طور که می‌گویی از طالبان علم می‌بینم؛ ولی دانش را اهل آن سؤال کن؛ کسانی که خداوند به ایشان دانش عطا نموده و آگاهی مبسوطی از علم کتاب که از تمام علمای امت بیشتر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:7].
    { اگر نمی‌دانید، از اهل ذکر بپرسید}
    برادر گرامی جناب طالب العلم؛ من تو را تنها به سوی حدیث خداوند و رسولش صلى الله عليه وآله وسلم می‌خوانم؛ ولی تو قسم اکید به خدا می‌خوری که مرا اشکارا گمراه می‌بینی! ایا دیده‌ای که ناصر یمانی به جز ایات محکم و واضح و روشن برایت بیاورد؟ با وجود این مرا آشکارا گمراه می‌دانی؟ برادر گرامی خدا تو را ببخشد؛ اگر به دنبال حقی،دعایی را به تو یاد خواهم داد. نسبت به حق بصیرت نخواهی یافت مگر اینکه تنها وتنها به دنبال حق باشی وچیزی جز حق را نخواهی. بگو:
    [[ خدایا تو حقی و طالب العلم چیزی جز حق نمی‌خواهد؛ پس اگر ناصر محمد یمانی، حق را آورده است وهدایت‌گر به سوی صراط مستقیم است؛ پس حق را به من حق نشان ده و پیروی از آن را روزیم فرما و اگر ناصر محمد یمانی باطل است؛ یاریم فرما با دلایل و براهین قرآنی بر او غالب شده و او را به حق خاموش سازم که تو سمیع و علیمی؛ ای نور آسمان‌ها و زمین؛ اگر برای کسی نور قرار ندهی؛ نوری نخواهد داشت و أمور به سوی تو باز می‌گردند؛ ای کسی که از نگاه‌های پنهان و خیانت‌کار آگاهی و می‌ دانی در سینه‌ها چه پنهان شده است؛ ای کسی که ساکنان قبرها را برمی‌انگیزی و همه در پیشگاه تو گرد خواهند آمد... سبحانك وتعاليت علواً كبير إنك أنت العلي القدير وإليك المصير]]

    أخوكم؛ الإمام ناصر مُحمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 49787 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 9 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - 02 - 1429 هـ
    15 - 02 - 2008 مـ
    11:28 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    { قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّه عَلَى بَصِيرَة أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي }..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، السلام علينا وعلى التابعين للحقّ، وبعد..
    إلى جميع التابعين للمهديّ المنتظَر من العالمين، عليكم أن تعلموا إنّما حركة المهديّ المنتظَر بالحقّ (الإمام ناصر مُحمد اليماني) إنما هي رحمةٌ للعالمين على نهج جدّي المُصطفى خاتم الأنبياء والمُرسلين عليه وعلى آله الطيبين الصلاة والتسليم وعلى جميع المُسلمين التابعين للحقّ، وأحسن ما ينطق به اللسان هي الدعوة إلى الله ربّ العالمين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ} صدق الله العظيم [فصلت:33].

    فلا أعلم قولاً في الكتاب هو أحسن قولاً من الدعوة إلى الله ربّ العالمين على بصيرةٍ مُنيرةٍ إلى الصراط المُستقيم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي} صدق الله العظيم [يوسف:108].

    ولكن يا معشر الدُّعاة إلى الله لقد توصّاكم الله في القرآن العظيم، وقال تعالى:
    {ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [النحل:125].

    وإذا خاطبكم الجاهلون فلا تردّوا عليهم بالمثل صابروا من أجل ربكم. تصديقاً لقوله تعالى:
    {وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا} صدق الله العظيم [الفرقان:63].

    وكونوا من الذين قال الله عنهم:
    {وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ} صدق الله العظيم [القصص:55].

    تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا} صدق الله العظيم [الفرقان:63].

    ويا طالب العلم لقد أرفقنا لكم الرابط المُضاف إلى الخطاب أمانةً تبلّغوا بها إلى جميع مواقع المفتين في الديار الإسلاميّة وذلك حتى يساعدوك في الرد علينا. وأُرحبُّ بجميع عُلماء السّنة والشيعة للحوار وكذلك بجميع عُلماء الطوائف الأخرى أجمعين، وذودوا عن حياض الدين إن كنتم تروني على ضلالٍ مُبينٍ إن كنتم صادقين! ولكن ليس كردك يا طالب العلم، وإني أراك حقاً لا تزال طالب علمٍ وعويلم كما تقول، ولكن أطلب العلم من أهله الذين يؤتيهم الله العلم فيزيدهم بسطةً في علم الكتاب على جميع علماء الأمّة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:7].

    ويا أخي الكريم طالب العلم، إني لا أدعوك بغير حديث الله ورسوله صلّى الله عليه وآله وسلم ومن ثم تقسم بالله جهد أيمانك أنك تراني على ضلالٍ مبين! فهل رأيت ناصر اليماني يجادلك بغير آيات الله المُحكمات الواضحات البيّنات ومن ثم تراني على ضلالٍ مُبينٍ؟ وعفا الله عنك أخي الكريم، وسوف أعلّمك دُعاءً تدعو به إن كنت تبحث عن الحقّ فإنك لن تُبصر الحقّ أبداً ما لم تُرد الحقّ ولا غير الحقّ، وقل:
    اللهم إنك أنت الحقّ وطالب العلم لا يُريد غير الحقّ، فإن كان ناصر مُحمد اليماني قد جاء بالحقّ ويهدي إلى صراطٍ مُستقيمٍ فأرني الحقّ حقاً وارزقني اتِّباعه، وإن كان ناصر اليماني على الباطل فأيِّدني عليه بالسلطان من القرآن حتى نلجمه بالحقّ إلجاماً إنك أنت السميع العليم، يا نور السموات والأرض من لم تجعل له نوراً فما له من نور وإليك تُرجع الأمور يا من تعلم خائنة الأعين وما تخفي الصدور ويا من تبعث من في القبور وإليك النشور، سبحانك وتعاليت علواً كبير إنك أنت العلي القدير وإليك المصير.

    أخوكم الإمام ناصر مُحمد اليماني.
    _______________



  10. الترتيب #10 الرقم والرابط: 212908 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,088

    افتراضي

    - 10 -



    الإمام ناصر مُحمد اليماني
    02 - 10 - 1429 هـ
    03 - 10 - 2008 مـ
    11:16 مســاءً
    ________


    { قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ }
    {آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راه خروجی هست؟»}





    بسم الله الرحمن الرحيم
    والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيّبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..




    ای پرسش‌گر؛ آیا از خودت سؤال نمی‌کنی چرا دجال خواهد آمد و ادعا می‌کند خداست وبهشت و آتش نزد اوست؟ چون از روزرستاخیز اول کافرانی که به خواست خدا به دنیا بازمی‌گردند، سوء استفاده خواهد کرد. ما بارها و فقط ازآیات قرآن عظیم حجت آورده و تأکید کرده و گفتیم که دو رستاخیز و بعث وجود دارد؛ رستاخیز اول در روز "الآزفة" است و کافرانی که خدا آنان را هلاک کرده در این روز برانگیخته شده و رجعت خواهند کرد واین روز، بر اساس حساب خداوند در کتاب مقدر شده(توضیح: و زمان وقوع وطول آن بر اساس حساب خداوند است نه محاسبات زمینی) و روزحرکت به سوی زمین مفروشه است تا وعده خداوند برای خلافت کسی که خداوند می‌خواهد، در آن زمین محقق شود. مدتی بعد از آن، نوبت رستاخیز فراگیر خواهد بود که روز تلاق و ملاقات تمام گذشتگان و متأخران است. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (۱۴)رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ (15) يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنْ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ (16) الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (17) وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ إِذْ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطَاعُ (18)}صدق الله العظيم [غافر].

    {خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هرچند کافران ناخشنود باشند! (۱۴)بالابرنده درجات، او صاحب عرش است، روح را به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد القاء می‌کند تا (مردم را) از روز ملاقات [= روز رستاخیز] بیم دهد! (۱۵) روزی که همه آنان آشکار می‌شوند و چیزی از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند؛ حکومت امروز برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهّار است! (۱۶) امروز هر کس در برابر کاری که انجام داده است پاداش داده می‌شود؛ امروز هیچ ظلمی نیست؛ خداوند سریع الحساب است! (۱۷) و آنها را از روز نزدیک (روز الآزفة)بترسان، هنگامی که از شدّت وحشت دلها به گلوگاه می‌رسد و تمامی وجود آنها مملوّ از اندوه می‌گردد؛ برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود. (۱۸) }

    و اما رستاخیز فراگیر تمام انسان‌ها در روز قیامت و برانگیختگی عام خواهد بود و تمام انسان‌ها در آن روز در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار خواهند گرفت و این بعد از آن خواهد بود که همه چیز هلاک شده و تنها چیزی که باقی می‌ماند وجه پروردگار ذوالجلال و الإکرام است. این همان بعث و رستاخیز فراگیر ست که در روز تلاق- ملاقات- گذشتگان و متأخران رخ خواهد داد. تصدیق بخشی از آیات بالا در فرموده خداوند تعالی:
    {يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ (15) يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنْ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ (16) الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ (17)}
    صدق الله العظيم.


    { روح را به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد القاء می‌کند تا (مردم را) از روز ملاقات [= روز رستاخیز] بیم دهد! (۱۵) روزی که همه آنان آشکار می‌شوند و چیزی از آنها بر خدا پنهان نخواهد ماند؛ حکومت امروز برای کیست؟ برای خداوند یکتای قهّار است! (۱۶) امروز هر کس در برابر کاری که انجام داده است پاداش داده می‌شود؛ امروز هیچ ظلمی نیست؛ خداوند سریع الحساب است! (۱۷)
    ولی یک رستاخیز محدود و جزئی هم وجود دارد که در طی آن خداوند برخی از کافران را که بخواهد بازمی‌گرداند. این رستاخیز در روز الآزفة که روز رستاخیز اول است رخ می‌دهد و مقصود خداوند از این فرموده است:
    {وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ إِذْ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطَاعُ }
    صدق الله العظيم.


    {و آنها را از روز نزدیک (روز الآزفة)بترسان، هنگامی که از شدّت وحشت دلها به گلوگاه می‌رسد و تمامی وجود آنها مملوّ از اندوه می‌گردد؛ برای ستمکاران دوستی وجود ندارد، و نه شفاعت کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود.}

    و این رستاخیز اول است که خداوند در طی آن کافران را برمی‌انگیزد باشد که به واسطه مهدی منتظر، خداوند آنان را به راه پروردگار عزیز و حمید هدایت کرده و بعد از آن که نصیب اول خود از عذاب در آتش را چشیدند، تمام انسان‌ها را امتی واحد گرداند. خداوند می‌خواهد به آنها رحم کند و اگر به کردار قبلی خود بازگردند، خدا نیز بازگشته و آنها را بار دیگر وارد آتش خواهد کرد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدْتُمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيراً (8) إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً (9)}
    صدق الله العظيم [الإسراء].


    {امید است پروردگارتان به شما رحم کند! هرگاه برگردید، ما هم بازمی‌گردیم؛ و جهنّم را برای کافران، زندان سختی قرار دادیم. (۸) این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌هاست، هدایت می‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌دهند، بشارت می‌دهد که برای آنها پاداش بزرگی است. (۹)}
    و هلاک‌شدگان یهودی که آگاهانه به خداوند نسبت دروغ می‌دهند دو بعث و دو زندگی و دو مرگ دارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً (74) اِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيراً (75)}
    صدق الله العظيم [الإسراء].


    {و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌ساختیم ، نزدیک بود به آنان تمایل کنی. (۷۴) اگر چنین می‌کردی، ما دوبار زندگی دنیا، و دو بار مرگ، رابه تو می‌چشاندیم؛ سپس در برابر ما، یاوری برای خود نمی‌یافتی! (۷۵)}
    و مقصود خداوند این است که اگر نبی او از یهود پیروی کرده و مانند آنها به خداوند نسبت دروغ بدهد؛ خداوند همانند یهود طعم دو زندگی و دو مرگ را به او خواهد چشاند، چراکه مجرمان دو زندگی و دو مرگ دارند ولی متأسفانه گروهی از آنان مانند حیات اول‌شان باز نسبت به حق کافر خواهند شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (27) بَلْ بَدَا لَهُمْ مَا كَانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ (28)} صدق الله العظيم [الأنعام].

    { و اگرهنگامی که در برابر آتش (دوزخ) ایستاده‌اند، آنها را ببینی! می‌گویند: ای کاش بازگردانده می‌شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌بودیم! (۲۷) بلکه اعمال و نیّاتی را که قبلاً پنهان می‌کردند، در برابر آنها آشکار شده (و به وحشت افتاده‌اند). و اگر بازگردند، به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند؛ آنها دروغ‌گویانند. (۲۸)}
    آنها بعد از رجعت دوباره به این دنیا مجدد اعمالی را انجام خواهند داد که از آن نهی شده‌اند و دروغ می‌گویند. هدایت به دست خداوند است و قلب آنها را هرگونه که بخواهد منصرف کرده و برمی‌گرداند وآنان این را نمی‌دانند؛ از کجا می‌دانند وقتی به دنیا بازگردانده ‌شوند؛ مجدد اعمالی که از آن نهی شده‌اند را انجام نخواهند داد، چون نسبت به پروردگارشان معرفت نداشته ونمی‌دانند خداوند بین انسان و قلبش حائل می‌شود و برای همین هم باز به سوی آنچه که از آن نهی شده‌اند بازخواهند گشت و دروغ می‌گویند. مقصود خداوند این نیست که آنها بعد از وقوف در آتش جهنم، دروغ می‌گویند؛ همانا که مقصود خداوند از این فرموده: {وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ} { و اگر بازگردند، به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند؛ آنها دروغ‌گویانند. }یعنی این گفته‌شان دروغ است که : {يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}، می‌گویند: ای کاش بازگردانده می‌شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌بودیم!از کجا می‌دانند مؤمن خواهند بود؛ خداوند بین انسان و قلب او حائل می‌شود و هدایت به دست خداوند است؟ ولی آنها نمی‌دانند که خداوند بین انسان و قلب او حائل می‌شودو قلب‌ها را به آن سویی که بخواهد می‌گرداند و به علت جهل‌شان از این توانایی خداوند؛ لازم می‌شود که خداوند حتما این امر را برای‌ آنان روشن خواهد کرد و در روز رجعت آنها را بازمی‌گرداند و آنها نیز بعد از این بازگشت به دنیا؛ به سوی اعمالی می‌روند که از آن نهی شده‌اند وبه وعده خود عمل نکرده و صدق گفتار خود را به خداوند ثابت نمی‌کنند که:
    {يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين}
    صدق الله العظيم.
    {می‌گویند: ای کاش بازگردانده می‌شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌بودیم!}


    روز تلاق و روز رستاخیز فراگیرو بعد از گذراندن دو زندگی و دو مرگ، وقتی برانگیخته شوند؛ خداوند به آنها می‌فرماید:

    {كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:28]،

    {چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مرده بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید.}

    و جواب آنان را درجای دیگری پیدا می‌کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}صدق الله العظيم [غافر:11].


    {آنها می‌گویند: «پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده کردی؛ اکنون به گناهان خود معترفیم؛ آیا راه خروجی هست؟»}
    ای مردم؛ به این ترتیب می‌بینید که کافرانی که نسبت دروغ به خداوند می‌دهند دو زندگی، دو مرگ و دو رستاخیز و بعث دارند . تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْكِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً (74) اِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيراً (75)}
    صدق الله العظيم [الإسراء].


    {و اگر ما تو را ثابت قدم نمی‌ساختیم ، نزدیک بود به آنان تمایل کنی. (۷۴) اگر چنین می‌کردی، ما دوبار زندگی دنیا، و دو بار مرگ، رابه تو می‌چشاندیم؛ سپس در برابر ما، یاوری برای خود نمی‌یافتی! (۷۵)}
    ولی خداوند جد من محمد رسول الله را ثابت‌قدم کرد و اوبه ناحق به خداوند نسبت دروغ نداد. به درستی که اگر از ایشان پیروی کرده و مانند آنها به خداوند افترا می‌زد؛ خداوند برای او نیزمانند آنها دو رستاخیز و دو زندگی و دو مرگ مقرر می‌داشت چون آنها بعد از اولین مرگ در آتش عذاب می‌شوند، سپس خداوند آنها را از آتش بیرون می‌آورد تا دومین حیات خود را در دنیا سپری نمایند؛ آنها دوباره به سوی آنچه که از آن نهی شده‌اند بازمی‌گردند و خداوند بار دیگر آنان را وارد آتش می‌کند. اما اکثر شما از وقوع رستاخیز اول در این دنیا بی‌خبرید و مسیح دجال از این امر سوء استفاده خواهد کرد. او همان شیطان رجیم است که از خداوند درخواست کرده تا روز رستاخیز به او مهلت دهد و مهلت او تا روز رستاخیز اول است و خداوند فرمود تو از مهلت داده‌شدگانی؛ و شیطان می‌خواهد از رستاخیز اول استفاده کرده و خود را مسیح عیسی بن مریم معرفی کرده و سپس ادعا کند پروردگار عالمیان است؛ او دروغ می‌گوید و مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام نیست . شایسته فرزند مریم نیست که چنین بگوید اما این مسیح کذاب است نه مسیح عیسی بن مریم و برای همین هم نام مسیح کذاب به او داده شده است؛ حال در کجای این امر تناقض وجود دارد که تو به مهدی منتظر نسبت داده‌ای که تناقض در بیاناتش وجود دارد؟ بلکه این تو هستی که خبر را خوب نفهمیده‌ای؛ خداوند تو را هدایت کند و سینه‌ات را گشاده نماید و قلبت را منور کند که پروردگارم غفور و رحیم است. من عقیده شیعیان اثنی عشری در مورد رجعت را تصدیق می‌کنم اما با اعتقاد به ناحق‌شان درمورد بازگشت ابوبکر و عمر مخالفم. ممکن است نادانان تصور کنند چون عقیده شیعیان در مورد رجعت و رستاخیز اول را تصدیق کرده‌ام پس از شیعیان دوازده امامی هستم؛ اما من من با شیعیان نیستم و فقط عقاید حق آنها را تأیید می‌کنم و با باورهایی که باطل بوده و به دروغ به محمد رسول الله و یازده امام قبلی نسبت می‌دهند، مخالفم. من به حق و تنها با قرآن شیعیان را به چالش و مبارزه می‌طلبم.
    خداوند مرا از اهل سنت هم قرار نداده است؛‌همان کسانی که به احادیثی عقیده دارند که مخالف آیات محکم قرآن عظیم بوده و دست‌کاری شده و جعلی است در حالی که از دروغ بودن این احادیث بی‌خبرند. من عقاید حق اهل سنت را تصدیق می‌کنم ولی با آنچه که باطل است و در سنت نبوی به دروغ وارد شده مخالفم و اهل سنت را تنها با قرآن به چالش می‌کشم. با اینکه احادیث دروغ در نزد اهل سنت بیشتر از شیعیان دوازده امامی است ولی من اهل سنت را به حق نزدیک‌تر می‌دانم؛ و می‌دانید چرا؟ چون عده کثیری از شیعیان به جای خداوند آل بیت محمدرسول الله را به دعا می‌خوانند و این شرک به خداست. با اینکه شیعیان بیش از سایر مذاهب اسلامی درباره مهدی منتظر اطلاعات دارند ولی بسیاری از آنان با داستان سرداب سامرأ گمراه شده‌اند. چقدر گفتیم و تکرار کردیم که ای شیعیان اثنی عشری؛ ماه بدر ظاهر شده است و به خداوند بزرگ قسم تا از سرداب تاریک و تیره سامراء خارج نشوید؛ نمی‌توانید ماه بدر را ولو در وسط آسمان هم که باشد ببینید. من به همین ترتیب به هیچ‌یک از مذاهب اسلامی وابسته نیستم و نسبت به تفرقه‌ای که درمیان مسلمانان وجود دارد کافرم، آنان به فرقه و گروه‌های مختلف تقسیم شده وهر یک به داشته خود خرسندند و من هیچ کاری با هیچ یک از آنان ندارم. محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم هم با آنان کاری ندارد؛ چطور ممکن است به این حدیث دروغ باور داشته باشید که
    [ اختلاف امت من رحمت است] ؛ این مخالف تمام آیات محکم قرآن است که در باره این موضوع آمده‌‌اند. خداوند تعالی می‌فرماید:


    { إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لسْتَ مِنْهُم في شَيْءٍ }صدق الله العظيم [الأنعام:159]،
    { کسانی که دین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری}
    ای علمای مسلمین؛ آیا خداوند شما را از تفرقه منع نفرموده است؟

    هم‌چنین خداوند شما تمام علمای مسلمین و پیروان‌تان را از اینکه مانند اهل کتاب عمل کرده و گرفتار تفرقه دینی شوید، نهی نموده است. شما این فرمان خداوند را در آیات محکم کتابش می‌یابید:
    { فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الروم]


    {پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده؛ دگرگونی در آفرینش الهی نیست؛ این است آیین استوار؛ ولی اکثر مردم نمی‌دانند! (۳۰) این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... (۳۱) از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! وهر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (۳۲)}
    در این آیه نیز خداوند امر نموده و فرموده است:
    { شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (13) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الشورى:13]
    {آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت می کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.}
    و همین‌طور این فرموده خداوند تعالی:
    { انَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الأنعام:159]
    {کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند.}


    و همین‌طور فرمان خداوند در آیات محکم کتابش چنین صادر شده که:
    { وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [آل عمران:103]


    { و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ پرتگاهی از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.}
    و همین‌طور فرمان خداوند در آیات محکم کتابش چنین صادر شده که:
    { وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [الأنفال:46]


    { نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!}

    ولی شما علمای امت و پیروان‌شان با تمام أوامر پروردگارتان که به صورت مکرر در این آیات محکم برای شما آورده شده مخالفت کرده و به جدال با یکدیگر پرداخته و لذا شکست خورده‌اید و قدرت و شوکت‌تان از بین رفته و به چنین روزی افتاده‌اید. مستضعف شده و قدرت‌تان دربرابر دشمنان‌تان از بین رفته است چون با امر پروردگارتان مخالفت کردید. خداوند به شما وعده داده است که اگر با فرمان‌های خداوند که در کتاب آمده مخالفت نمایید؛ شکست خورده و توان و قدرت‌تان از بین خواهد رفت؛ هم‌چنان که چنین شده و نمی‌توانید انکار کنید که به جدال با هم پرداخته و دچار تفرقه شده‌اید و لذا قدرتتان از بین رفته و حال و روزتان چنین است...

    خداوند از روی رحمت خود مرا در زمان مقدر شده در کتاب مسطور برانگیخته تا شما را ازپراکندگی نجات داده و شکستگی شما را التیام بخشیده و صفوف‌تان را یکی کنم. خداوند از روی رحمت و فضل خود مرا برانگیخته تا شما را از فتنه مسیح دجال حفظ نمایم و در تمام موارد اختلاف میان شما حکم بدهم تا پراکندگی‌تان به وحدت بدل شود و خداوند با بنده‌اش نور خود را کامل گرداند ولو اینکه مجرمان از ظهور آن خرسند نباشند؛ تا کلمة الله بالا قرار گیرد و خداوند به واسطه عبدش شما را عزیز وقدرت‌مند نماید و عزت همگی از آن خداوند است و وبا برگزیدن آشکارمرا یاری می‌نماید تا خلیفه و رهبر شما باشم و در علم بیان حق قرآن عظیم دانش مرا بر شما فزونی داده و به این ترتیب آشکارا مرا یاری کرده تا بر اساس کتاب مرجعی که از تحریف محفوظ است در تمامی موارد اختلاف میان شما حکم نمایم و با قرآن شما را به راه راست هدایت نمایم در حالی که به کتاب خداوند وسنت رسولش پای‌بند و نسبت به هر آنچه از سنت که مخالف آیات ام الکتاب و آیات محکم آن است کافرم؛ آیاتی که اساس عقیده حنیف ملت ابراهیم و رسولان و انبیایی که پیش از اوو بعد از او آمده‌اند بر آنها نهاده شده است. و اما دلیل اینکه من نسبت به سنتی که بر خلاف آیات محکم قرآن است کافرم این است که می‌دانم این بخش از سنت توسط شیطان رجیم دست‌کاری شده است ،او و اولیایش که از شیاطین بشر هستند می‌خواهند شما را دچار فتنه کرده و بعد از آنکه ایمان آوردید باعث بازگشت-به گذشته- و کفر شما نسبت به آیات محکم خداوند در قرآن عظیم شوند؛ آیات محکمی که خداوند آنها را اساس کتاب- ام الکتاب- قرار داده است. کسانی که به ظاهر صحابه رسول الله هستند شما را از قرآن عظیم دور کرده‌اند؛ خداوند به شما خبر داده است که گروهی از یهودیان آمده و اعلان می‌کنند که اسلام آوده‌اند تا بتوانند در ظاهر امر از صجابه رسول الله شوند و راوی حدیث و به این ترتیب از راه سنت محمدی و با احادیثی که رسول الله -عليه الصلاة والسلام- نگفته بودند؛ شما را از راه خدا بازدارند؛ احادیثی که به کل مخالف کتاب خداوند و سنت رسول او-صلى الله عليه وآله وسلّمـ بوده و اختلاف بسیار زیادی با آن دارند.

    خداوند در قرآن عظیم این مکر یهود را برای شما روشن کرده و می‌فرماید:
    { إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) }صدق الله العظيم [المنافقون]


    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌‌گویند: «ما شهادت می‌‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌‌دهند! (۲)}

    آنگاه خداوند برای‌تان روشن می‌کند که آنها چگونه مردم را از راه خداوند بازمی‌دارند؛ این کار با استفاده از شمشیر نیست بلکه با احادیثی است که رسول الله الصلاة و السلام آنها را نفرموده‌‌اند. خداوند در آیات محکم قرآن عظیم مکرآنها را برای‌تان روشن نموده است . خداوند تعالی می‌فرماید: { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }صدق الله العظيم [النساء]
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    می‌بینید که این سخن خداوند به خصوص متوجه علمای امت است:
    { أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }
    صدق الله العظيم


    {آيا درباره قرآن نمي انديشند كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند}

    این آیه آمده تا بر فرمان خداوند تأکید کند که :
    { وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ }صدق الله العظيم [الشورى:10]


    {در هر چیزدچار اختلاف شدید، داوریش با خداست؛}

    به این معنی که هرگاه در سنت دچار اختلاف شدید، برای یافتن راه حل به حکم خداوند که در قرآن عظیم آمده است، رجوع کنید و کسانی که از میان شما اولوالأمر هستند از قرآن عظیم حکم را برای‌تان استنباط خواهند کرد و خواهید دید بین فرموده خداوند در قرآن عظیم و سخنی که در سنت محمد رسول الله آورده شده اختلاف زیادی وجود دارد چون سنت هم مانند قرآن عظیم از نزد خدا فرستاده شده است ولی درمورد حفظ سنت از تحریف؛ خداوند هیچ وعده‌ای به شما نداده است؛ بلکه وعده حفظ قرآن به شما داده شده تا در موارد اختلاف در سنت؛ مرجع شما باشد و به قرآن رجوع کنید و درآیات محکم قرآن که درهمان مورد آمده‌اند تدبر نمایید. اگرحدیث دروغ و افترا باشد خواهید دید حتماً با آیات محکم قرآن عظیم اختلاف زیادی دارد و به این ترتیب درمی‌یابید که این حدیث سنت از خدا و رسول او نیست و دلیل هم این است که سنت نیز از نزد خدا آمده ِهمان‌طور که قرآن نیز از نزد خداوند سبحان آمده است و این ایه برهان درستی و حق بودن این حدیثی نقل شده از محمّدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم:[ ألا و إنّي أوتيت القرآن و مثله معه] [ همانا که من قرآن و چیزی مثل آن آورده‌ام ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم

    سنت محمد رسول الله آمده است تا قرآن را برای مسلمانان بیشتر توضیح دهد و همانا که بیان قرآن نیز از نزد خداوند سبحان و تعالی آمده است؛ تصدیق فرموده خداوند در آیات محکم کتابش:
    { فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19) }صدق الله العظيم [القيامة]


    {چون خوانديمش، تو آن خواندن را پيروى كن. (۱۸) سپس بيان آن بر عهده ماست. (۱۹)}
    و من مهدی منتظر خلیفه خدا بر بشر و امام دوازدهم از آل بیت پاک و مطهرم؛ من نه از شیعیان دوازده امامی هستم و نه از اهل سنت و به هیچ یک از فرقه‌های شما وابستگی و تعلق ندارم؛ بلکه خداوند مقرر فرموده تا به عدل میان شما حکم کرده و سخن آخر و نهایی را بگویم. ممکن است در میان احکام من ببینید دریک مسئله حکم من موافق سخن یکی از مذاهب دیگر است و نادانان فکر کنند من از آن گروه هستم و به آنها وابستگی دارم ولی اگر در بیانات دیگر من تدبر کنید؛ خواهید دید در موارد دیگر با بسیاری از احکام آنها مخالفم و به این نتیجه می‌رسید که ناصر محمد یمانی از آن طائفه‌ای که گمان کرده بودید؛ نیست.
    ای علمای امت؛ همانا که من میان شما عادلانه حکم می‌کنم و سخن نهایی و آخر را بر زبان می‌آورم ؛ حکم حق را از القول الفصل-قرآن عظیم- استنباط می‌کنم که هزل و بیهوده نیست؛ من حکم را به عقلم وانمی‌گذارم؛ بلکه حکم حق پروردگارم در هرمورد و مسئله را از قرآن عطیم استنباط می‌نمایم و برای مردمی که پرهیزگارند چه حکمی بهتر از حکم خداوند است؟ به کتاب خداوند و سنت رسولش صلّى الله عليه وآله وسلّم پای‌بند و مقید و نسبت به سنت یهودی که سنت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم را آلوده کرده کافرم و به سراغ شما نیامده‌ام تا از قرآن دفاع کنم که قرآن تا یوم الدین از تحریف محفوظ است؛ بلکه برای دفاع از سنت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم به سوی‌تان آمده‌ام. سنت یهودی جعلی وارده در آن را برای‌تان روشن کرده و با کلام خداوند که مستقیما از قرآن عظیم می‌آورم، آن را تکذیب می‌کنم؛ چرا که خداوند با بیان حق قرآن مرا یاری نموده تا با استناد مستقیم به قرآن عظیم حق بودن حدیث را روشن کنم. ولی من صحابه‌ی رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم که حدیث را که راوی حدیث هستن
    د؛ دشنام نمی دهم؛ می‌دانید چرا؟ چون مفتریان احادیث را به دروغ به ایشان نسبت داده‌‌اند و آنها همانند گرگ در داستان خون یوسف؛ از این گناه بری هستند. این مکر منافقان است و اگر برای‌تان روشن کردم حدیثی به دروغ به رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نسبت داده شده و برهان تکذیب آن را از کلام خداوند برای‌تان آوردم- ولو اینکه حدیث از برخی از صحابه نیکوکار نقل شده باشد-؛ شما را از دشنام دادن به صحابه برحذر می‌دارم که کسی که چنین کند قلبش گناه‌کار است؛ آیا شما حدیث را با گوش خود از آنها شنیده‌اید که دشنام دهید از کجا می‌دانید؟! بلکه این منافقان هستند که به خدا و رسول خدا و صحابه برگزیده‌اش نسبت دورغ داده‌اند؛ چرا اگر حدیث از قول فلان صحابه یهودی او هم از قول دیگر صحابه یهودی و او از قول رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نقل شده بود که نمی‌توانست باعث گمراهی امت از راه راست شود برای همین احادیث-جعلی- به دروغ به آنها نسبت داده شدند. فقط اینکه بعضی از صحابه به حرف آنان گوش می دادند و گمان می‌کردند حرف ناحق نمی‌زنند و مسلمانان نیز از آنان شنیدند تا اینکه احادیثی به دست شما علمای امت اسلامی رسید که با حدیث خداوند در قرآن عظیم به کل مغایرت داشته و برخلاف آنها هستند. من نمی‌گویم مخالف آیات متشابه قرآن هستند؛ در ظاهر با این آیات مشابهت دارند؛ مقصود من مخالفت با آیات محکم کتاب است؛ آیاتی که خداوند آنها را اساس و ام الکتاب قرار داده و تنها هلاک شده‌ای که قلبش از حق تنگ و روگردان است از حق واضح و روشنی که در آنهاست، دلتنگ ومنحرف می‌شود ودر پی تأویل آیات متشابهی از قرآن می‌رود که با حدیث دروغ هماهنگ به نظر می‌رسد؛ حدیثی که با مکری خبیثانه جعل شده تا شبیه ظاهر آیات متشابه باشد و کسانی که قلب‌شان از آیات محکم قرآن منحرف شده تصور می‌کنند که این حدیث برای بیان این آیه آمده است؛ آیه‌ای که هم‌چنان نیازمند تأویل و تفسیر است و شما علمای امت از متشابه پیروی کرده و آیات محکم و واضح و روشنی را که اساس و ام الکتابند رها کرده‌اید؛ آیا از خدا نمی‌ترسید؟ دیدم که "طالب العلم" درخواست کرده اگر حاضر به پیروی از آنچه که یهود به دروغ در سنت محمد رسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم وارد کرده نشوم؛ با من مباهله کند...در جواب به او می‌گویم: ای "طالب العلم"و ای تمام علمای امت از هر فرقه و مذهب؛ اگر به قرآن عظیم ایمان دارید؛ پس بیایید تا حکم خدا در قرآن را در برابر سنت محمدی که مخالف آن است بپذیریم. ممکن است یکی از شما بخواهد بگوید تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند و آنچه که از گذشتگان صالح به ما رسیده برای‌مان کافی است. ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: تو گفتی که تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند و تمام قرآن را نامفهوم دانسته‌ای به طوری که تأویل آن را فقط خدا می‌داند. آیا برای این سخنت دلیل داری با ندانسته به خداوند نسبت می‌دهی؟ ولی خداوند می‌فرماید آیات قرآن به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ آیات محکم واضح که برای عالم و جاهل روشن بوده و تنها هلاک شوندگان از آنها منحرف می‌شوند که به دنبال آیات دیگری از قرآن می‌روند که تأویل آنها را جز خداوند نمی‌داند و هم‌چنان نیازدارند تأویل شده و مقصودشان توضیح داده شوند و یهود از این آیات متشابه استفاده لغوی کرده و احادیث مشابه با آنها را جعل کرده‌اند.همچنین از حدیث حق رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم استفاده کرده اند که می‌فرماید [ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم. سند درستی این حدیث قران و این فرموده خداوند تعالی است: { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلافًا كَثِيرًا (82) }صَدَقَ اللهُ العظيمُ [النساء]

    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82)}
    یعنی اگر حدیث نبوی از خداوند نباشد؛ بین آن و حدیث خداوند در قرآن عظیم اختلاف زیادی وجود خواهد داشت و برای همین محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: [ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ] یعنی آنچه که با قرآن اختلاف داشته باشد ازایشان -عليه الصلاة والسلام- نیست. ولی متأسفانه علمای امت این حدیث واضح و روشن را نفهمیده و برخی به ان ایراد می‌گیرند و می‌گویند ازمحمدرسول الله صلّى الله عليه و آله وسلّم نیست در حالی که ایشان -عليه الصلاة والسلام-، از روی هوی و میل سخن نمی‌گفتند و قرآن و سنت هدایت‌گر بر ایشان نازل می‌گردید. پس مقصود از این حدیث محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم و کلام ایشان -عليه الصلاة والسلام- وآله[ ما تشابه مع القرآن فهو منّي ] را برای‌تان روشن خواهم ساخت. مقصود ایشان این نیست که آن را با ظاهر آیات متشابه تطبیق دهید؛ بلکه مقصود ایشان این است که این حدیث نبوی را با آیات محکم و واضح و بینه قرآن مقایسه کنید. اگر مخالف عقاید آمده در آنها نبود، پس از محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است. برای مثال حدیثی که به دورغ به ایشان -عليه الصلاة والسلام- نسبت داده شده را می‌آوریم. از ابی هریرة- که گمان می‌کنم از این روایت بری است- نقل شده که قال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمودند: [إنّكم سترون ربّكم يوم القيامة كما ترون البدر جليّاً لا تضامون في رؤيته][ شما پروردگارتان را در روز قیامت خواهید دید همان طور که ماه بدر درخشان را می‌بینید و در این رؤیت هیچ شکی نیست همگی قادر به دیدن آن خواهید بود؟ّ]. ای علمای امت اگر این حدیث را با آیات متشابه قرآن تطبیق دهید؛ این‌طور به نظر می‌رسد که این حدیث بی شک و تردید برای تأیید این فرموده خداوند تعالی آمده است که: { وجوهٌ يومئذٍ ناضرةٌ (22) إلى ربها ناظرةٌ (23) }صدق الله العظيم [القيامة]

    {در آن روز صورت‌هایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و منتظر -رحمت- پروردگارش است! (۲۳)}
    ولی مقصود خداوند منتظر رحمت پروردگار بودن است؛ همان رحمتی که خداوند بر خود فرض نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قل لمن ما في السماوات والأرض قل لله كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون }صدق الله العظيم [الأنعام:12]


    {بگو: «آنچه در آسمانها و زمین است، از آن کیست؟» بگو: «از آن خداست؛ رحمت را بر خود، حتم کرده؛ بطور قطع همه شما را در روز قیامت، که در آن شکّ و تردیدی نیست، گرد خواهد آورد. فقط کسانی که وجود خویش را از دست داده و گرفتار خسران شدند، ایمان نمی‌آورند.}
    اما ای علمای امت؛ اگر این حدیث را با آیات محکم قرآن مطابقت دهید؛ خواهید دید که بین آیات محکم قرآن با این حدیث اختلاف بسیاری هست . خواهید دید این حدیث را چنان نفی می‌کنند که هیچ شک وتردید در آن نباشد. آن‌گاه خواهد دانست که این حدیث جعل شده تا از نظر لغات شبیه آیات متشابه باشد و از رسول الله صلّى الله عليه وسلّم نیست چون ایشان فرموده‌اندهرچه با قرآن تشابه داشت از من است؛ چگونه ممکن است با آیه‌ای تشابه داشته باشد که هنوز نیاز به تأویل دارد و با آیات محکم و واضح و روشنی که درهمان مورد و درباره عقیده مسلمانان برای دیدن پروردگارشان است مخالف است. و به این نتیجه می‌رسید که این حدیث(دیدن اشکار خداوند) از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیست چون مخالف آیات محکمی است که در همان مورد آمده‌اند و شایسته نیست احادیث بیان برای متشابهات قرآن برخلاف آیات محکم و واضح و روشن قرآن که خداوند آنها را اساس و ام الکتاب قرار داده است، باشند.




    ای علمای امت اسلامی، همانا که من از سنت حق محمد رسول الله صلی الله علیه و آله سلم دفاع می‌کنم . این سنت پنهان نیست و مانند قرآن در دست شماست ولی مفتریان یهود؛ احادیثی را که برخلاف روآیات حق سنت درهمان مورد است درآن جای داده‌اند؛ احادیثی که با آیات محکم و اساسی قرآن عظیم و عقاید اصیل مسلمین هم مغایرت دارند. حال که حکم قرآندر این باره را برای‌تان بیان کردیم؛ بیایید تا احادیث سنت محمدی علیه الصلاة و السلام را با قرآن تطبیق دهیم ولی با این شرط که احادیث با آیات محکم و واضح و بینه مطابقت داده شوند؛ آیاتی که خداوند در همان مورد آنها را آیات اساسی و ام الکتاب قرار داده است. اما اگر سرباز زده و بخواهید از آیات متشابه -که هنوز نیاز دارند تأویل شوند- برای تطبیق استفاده کنید؛اگر چنین کنید، هلاک خواهید شد چرا؟ چون آیات محکمی که در همان مورد آمده‌اند را رها کرده‌اید و به دنبال متشابه رفته‌اید و اگر از آیات متشابه پیروی کرده و آیات محکم واضح وبینه را رها کنید، قلب‌تان از حق منحرف شده است....

    پس بیایید درست به سنت محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نگاه کنیم تا ببینیم آیا در مورد دیدن خداوند سبحان، سنت حق با حکم امام ناصر محمد یمانی از قرآن مخالف است یا خیر.بی شک و تردید خواهیم دید بین احادیث وارده در این مورد اختلاف زیادی وجود دارد، چون احادیث حق مطابق آیات محکم قرآن بوده و احادیث باطل با آیات محکم و اساسی کتاب درهمین مورد مغابرت خواهند داشت ولی ظاهر آنها با ایات متشابه منطبق خواهد بود. به سراغ سنت و احادیثی می‌رویم که در این مورد آمده‌اند تا برای‌مان روشن شود کدام حدیث نبوی حق است و از خدا و رسول اوست و کدام حدیث ازخدا و رسولش نیست . اول سنت محمدی حق را تطبیق می‌دهیم تا صحت آن روشن شود. محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در تصدیق آیات محکم در مورد رؤیت خداوند فرموده است: [ لن يرى الله أحدٌ في الدنيا ولا في الآخرة ]صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام، این حدیث حق با فرموده خداوند تعالی در ایات محکم و واضح و روشن خداوند منطبق است که:
    { وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ }
    صدق الله العليّ العظيم [الأعراف:143]
    { و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»}




    { لَن تَرَانِي }، و راست گفت رسول کریم او که: [ لن يرى الله أحدٌ في الدّنيا ولا في الآخرة ]، اما نور خداوند سبحان را که از ورای حجاب ابرها می‌تابد، خواهیم دید و زمین با نور او روشن خواهد شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا } صدق الله العظيم [الزمر:69]،{ و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می‌شود}و تصدیق فرموده خداوند عزّ وجلّ: { هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ }صدق الله العظيم [البقرة:210]

    {آیا جز این انتظار دارند که خدا با ملائکه در پرده‌های ابر بر آنها در آید و حکم فرا رسد؟ و کارها همه به سوی خدا باز گردد.}
    به سراغ حدیث حق محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم درمورد دیدن خداوند می‌آییم . ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند:
    [ يهبط و بينه وبين خلقه حجابٌ ]صدق محمّدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام،تصدیق فرموده خداوند تعالی: { وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنزِيلاً }صدق الله العظيم [الفرقان:25]،


    { و روزی که آسمان با ابرها شکافته می‌شود، و فرشتگان نازل می‌گردند}

    و تصدیق حدیث محمّدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم در شب معراج و اسراء در نفی دیدن پروردگارش؛ ایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند: [ نورٌ أراه ]صدق محمّدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، و این حدیث با آیات محکم خداوند تعالی تطابق دارد که می‌فرماید:
    { وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ }
    صدق الله العظيم [الشورى:51]
    {و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    ولی ای خردمندان،شما را به خدا قسم بیایید تا در حدیث دروغ و افترا و بهتانی که به خدا و رسولش زده شده تدبر کنیم البته من به راوی آن خرده نمی‌گیرم.در این حدیث که قرآن و سنت و عقل و نقل همه با آن مخالفند تدبر کنید. راوی گفته است رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم:
    [قال أناسٌ: يا رسول الله! هل نرى ربّنا يوم القيامة؟ فقال: هل تضارّون في الشمس ليس دونها سحابٌ؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: هل تضارّون في القمر ليلة البدر ليس دونه سحابٌ؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتّبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطّواغيت الطّواغيت، وتبقى هذه الأمّة فيها منافقوها إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنار بّكم، فيقولون: أنت ربّنا، فيتبعونه، ويضرب جسر جهنّم، قال رسول الله صلّى الله عليه وسلّم: فأكون أوّل من يجيز، ودعاء الرّسل يومئذٍ: اللهمّ سلّم سلّم، وبه كلاليب مثل شوك السّعدان، أما رأيتم شوك السّعدان؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال: فإنّها مثل شوك السّعدان، غير أنّه لا يعلم قدر عظمها إلا الله، فتخطف الناس لأعمالهم، فمنهم الموبق بعمله، ومنهم المخردل ثمّ ينجو، حتى إذا فرغ الله من القضاء بين عباده وأراد أن يخرج من النار من أراد -أن يخرج من كان يشهد أن لا إله إلا الله- أمر الملائكة أن يخرجوهم فيعرفونهم بعلامة آثار السّجود، وحرّم على النار أن تأكل من ابن آدم أثر السّجود، فيخرجونهم قد امتحشوا، فيصبّ عليهم ماءٌ يقال له: ماء الحياة، فينبتون نبات الحبّة في حميل السّيل..]




    [مردم گفتند: رسول الله! آیا پروردگارمان را روز قیامت خواهیم دید؟ ایشان فرمودند: آیا در دیدن خورشید در آسمانی بدون ابر تردید دارید؟ گفتند: خیر یا رسول الله. فرمود: آیا در دیدن ماه در شب بدر در آسمانی بدون ابر تردید دارید؟ گفتند: خیر با رسول الله! فرمود: در روز قیامت او را مانند این دو خواهید دید. خداوند مردمان را جمع کرده و می‌فرماید: هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود و می‌گوید من پروردگارتان هستم؛آنها می‌گویند: تو پروردگارما هستی و به دنبالش می‌روند وروی پل جهنم می‌رسند. رسول الله صلّى الله عليه وسلّم فرمود: اولین کسی که از پل جهنم رد می شود من هستم و دعای پیامبران این است : اللهم سلم سلم. در پل جهنم خارهائی مانند " خار السعدان" ( نوعی بوته خار دار ) وجود دارند؛ آیا خار السعدان را دیده‌اید؟ گفتند: بلی یا رسول الله! فرمود: آن مانند خار السعدان است تنها فرقش این است که اندازه و عظمت آن را جز خدا کسی نمی‌داند. مردم را به خاطر اعمال‌شان می‌رباید و بعضی از آنها به خاطر اعمال‌شان هلاک می‌شوند. برخی -توسط خارهای پل صراط جهنم- مورد حمله قرار می‌گیرند ولی بعد نجات می‌یابند. تا اینکه قضاوت خداوند میان مردم خاتمه می‌یابد و هرکس را که بخواهد از آتش خارج می‌کند و هرکس شهادت بدهد لا اله الا الله از آن خارج خواهد شد. به ملائکه فرمان می‌دهد آنها را از آتش خارج کنند و نشانه آنها وجود علامت سجود در پیشانی‌شان است و بر آتش حرام شده که کسی که نشانه سجود بر پیشانی دارد را فرو برد. آنها رادر حالی که پوست‌شان سوخته از آتش خارج کرده و آبی به روی آنان می‌ریزند که به آن آب حیات گفته می‌شود ومانند دانه‌های گیاه در خاشاک سیل رویش میکنند....] و الی آخر...



    به بدترین قسمت نگاه کنید که بدترین بلاها انسان را به خنده می‌اندازد: [فرمود: در روز قیامت او را مانند این دو خواهید دید. خداوند مردمان را جمع کرده و می‌فرماید: هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود و می‌گوید من پروردگارتان هستم؛آنها می‌گویند: تو پروردگارما هستی و به دنبالش می‌روند]



    شما را به خدا؛ چگونه ممکن است بندگان دنبال خدا راه بیفتند و از کجا و تا کجا این دنباله‌روی ادامه خواهد یافت؟ آیا شما خداوندی که فاطر السماوات و الأرض است را مانند انسانی قرار داده‌اید که راه می‌رود و پیروانش به دنبال او راه می‌روند؟ آیا فکر نمی‌کنید؟ والله این مسیح دجال است که در این دنیا به شما می‌گوید به دنبال من بیایید تا شمار ا به بهشت ببرم! چگونه می‌گویند روز قیامت خداوند را خواهند دید؟ بعد،این افترا زننده می‌گوید خداوندمردم را جمع کرده و می‌گوید: (هرکس آنچه را که عبادت می‌کرده به دنبالش می‌رود.پس خورشیدپرستان به دنبال خورشید می‌روند. ماه پرستان به دنبال ماه و طاغوت‌پرستان به دنبال طاغوت‌ها به راه می‌افتند. این امت می‌ماند که در میانش منافقان نیزهستند. خداوند با صورتی که می‌شناسند در برابرشان ظاهر می‌شود) مگرخداوند را از قبل می‌شناسید که وقتی صورتش را دیدید بدانید او خداست؟ ای کسانی که این حدیث دروغ را که به کل برخلاف کتاب خداوند و سنت رسولش است،باور کرده‌اید؛ یعنی این‌قدرهم از عقل خود استفاده نمی‌کنید؟ اگر شما تابع کتاب خداوند سنت رسول هستید؛ بفرمایید من با آیات محکم کتاب خدا به سراغ‌تان آمده‌ام وبعضی ازشما مرا گمراه و خود را در مسیر حق می‌داند؛ آیا تو مرد عاقلی هستی؟

    من با قرآن تو را می‌ترسانم؛ آیا تو از وعده خدا می‌ترسی؛ "طالب العلم" وتمام علمای امت بدانند که از دست من رها نمی‌شوند و ما درموارد اختلاف شما یکی یکی حکم خواهیم کرد و به شما وعده می‌دهم که حکم خود را جز از آیات محکم واضح و بینه استنباط خواهم کرد؛ آیاتی که تنها کسانی از آن منحرف می‌شوند که قلب‌شان منحرف است. و می‌بینید که آیات محکم را پشت‌سرشان می‌اندازند طوری که انگار ناصر محمد یمانی دلیل و حجتی برای‌شان نیاورده است و حتی کوچک‌ترین اندیشه‌ای هم در آن نمی‌کنند و با ناصر محمد یمانی بحث و جدل می‌کنند چرا این آیات را آورده و این آیات چه ربطی به موضوع دارند و یا از او می‌خواند آنها را تأویل کند و او نمی‌تواند تأویل بیاورد چون آیات فوق کاملا واضح بوده وبا توجه به وضوح کامل، آیات محکم کتاب نیازی به تأویل ندارند . من از همین ایات محکم حکم حق را برای‌تان استنباط می‌کنم و این وعده راستین من به شماست. آیا درمورد عدم رؤیت آشکار خداوند از ایات متشابه دلیل آوردم؟ حاشا لله رب العالمین. من تنها آیات محکم را برای نفی رؤیت خداوند آورده‌ایم { لن تراني }و ثابت کردیم خداوند سبحان را نمی‌توان آشکار دید ولی از ورای حجاب با مردم سخن خواهد گفت. سپس برای‌تان روشن کردیم که بین بندگان و معبودشان حجاب ابر قرار دارد و از آیات محکم کتاب حکم رؤیت خدا را برای شما روشن نمودیم و به یک ایه متشابه هم نزدیک نشدیم ولی بسیاری از علمای امت قادرنیستند بین محکم و متشابه تمیز قائل شوند . از آنها و تمام علمای امت سؤالی مطرح می‌کنم:



    خداوند تعالی می‌فرماید: { إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق اللهُ العظيم [ال عمران:77]
    { کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد و آنها را پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست.}


    خداوند تعالی می‌فرماید: { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا }صدق اللهُ العظيم [الأنعام:128]

    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، ویاران آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند}

    و اما در آیه اول می‌بینیم سخن گفتن خداوند با کافران نفی شده است و خداوند تعالی می‌فرماید: { إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق اللهُ العظيم [ال عمران:77]

    { کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد و آنها را پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست.}
    ولی درآیه دیگرکه از آیات محکم است می‌بینیم خداوند با آنها سخن خواهد گفت و خداوند تعالی می‌فرماید: { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا }صدق اللهُ العظيم [الأنعام:128]


    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، ویاران آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند }



    و سؤال موجه؛ یک نکته دردو آیه و امر سخن گفتن خداوند با کافران است؛ در آیه اول سخن گفتن خداوند با کافران در روز قیامت نفی شده و در آیه دوم نشانه این است که خداوند با آنان سخن گفته و می‌فرماید: { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا }صدق اللهُ العظيم [الأنعام:128]

    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، ویاران آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند }

    " الطالب العلم" این جواب تو از کتاب خداست؛ من نمی‌خواهم تو را در سختی قرار داده و یا خبر را برایت بیان نکنم؛ بلکه می‌خواهم به تو یاد دهم که اگر واقعاً طالب علم هستی به شما خبر دهم که چطور شیاطین با مکری خطرناک احادیث -دروغ- را درست می‌کنند. و اما در آیه اول که خداوند تعالی می‌فرماید: { إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَئِكَ لاَ خَلاقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق اللهُ العظيم [ال عمران:77] { کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود را به بهای ناچیزی می‌فروشند، آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد و آنها را پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست.}
    در اینجا آیه‌ای متشابه پیدا می‌کنید یعنی این فرموده خداوند تعالی: { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }
    {خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد}، کسی که نسبت به قرآن جهل دارد تصور می‌کند خداوند با آنها سخن نگفته و رو به آنان نمی‌کند تا نگاهی به ایشان بیندازد گویا که خداوند از آنان رومی‌گرداند، پاک و منزه است او؛ و برای مثال اگر یکی از صحابه یهودی بخواهد حدیث دروغی بسازد می‌گوید( همانا که خداوند در روز قیامت با کافران سخن نگفته و با چشم خود به ایشان نگاه نخواهد کرد)؛ ببینید خداوند تعالی چه فرموده است:‌ { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظیم و سپس مفتریان از این آیه متشابه استفاده کرده و می‌گویند ( بلکه خداوند مسیح عیسی فرزند خود را به محاسبه مردم می‌گمارد) و علمای حدیث که تنها از احادیث پیروی می‌کنند و تنها همین برای‌شان کافی است؛ حتما به این گمان می‌رسند که خداوند یکی از مخلوقات خود را مسئول رسیگی به حساب کافران خواهد کرد و بر اساس این حدیث که از نظر آنها حق است؛ با کافران سخن نگفته و به آنها نگاهی هم نمی‌کند. پناه برخدا که از افترا زنندگان باشم که چنین حدیث دروغی را ساخته‌اند که: ( همانا که خداوند در روز قیامت با کافران سخن نگفته و با چشم خود به ایشان نگاه نخواهد کرد)؛ همانا که مثالی زدم تا برای‌تان روشن کنم چگونه دشمنان خداوند با چنان مکری احادیث را جعل می‌کنند که کسانی که نسبت به قرآن جهل دارند؛ هیچ شکی به آن نکنند و چگونه شک کنند؛ دلیل واضح و روشن آن در قرآن- بر حسب ظن آنها- آمده است ودلیل قرآنی آن این است که خداوند تعالی فرموده است: { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظيم

    و تصور می‌کند این آیه ازآیات محکم و واضح است و نیاز به تأویل ندارد. در نظر او این آیه واضح است؛ خداوند در روز قیامت با کافران سخن نگفته و به آنان نمی‌نگرد یعنی با چشم خود به آنها نگاه نمی‌کند چون خشمگین است. این برای مثال آورده شده و اگر مفتریان متوجه آن شوند می‌گویند مسیح عیسی بن مریم پسر خداست پس او مردم را مورد حساب قرار می‌دهد چون پسر خداوند است و این بدان جهت است که خداوند متکبر است...سبحان الله...و در روز قیامت با کافران سخن نگفته و با چشم خود به آنان نمی‌نگرد و روز حساب؛ برای رسیدگی به اعمال آنان حاضر نخواهد شد و پسر خود مسیح عیسی بن مریم را وکیل خواهد کرد تا به حساب کافران رسیدگی نماید؛ مگراین فرموده خداوند تعالی را نخوانده‌اید که:{ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }لذا پسر خود مسیح عیسی بن مریم را وکیل رسیدگی به حساب آنان خواهد کرد و آیه موافق عقیده مسیحیان می‌شود. سبحان الله وتعالى علوّاً كبيراً.... به خداوند قسم که اگر به خداوند نسبت دروغ داده و این حدیث و سپس آیه متشابهی که با آن توافق دارد را بیاورم؛ مسیحیان و یهودیان مرا به دوستی خواهند گرفت و اما مسیحیان از آن خوش‌شان می‌آ‌‌ید چون با عقاید آنها موافق است و امام یهود؛ آنها به یقین خواهند دانست که این نسبت دروغ به خدا و رسول اوست ولی اگر من از افترا زنندگان به خدا و رسولش باشم؛ مرا به دوستی خواهند گرفت.



    "الطالب العلم" ؛ ای علمای امت اسلامی؛ من راه جعل کردن احادیث دروغ را برای‌تان روشن کردم. آنها احادیث دروغ را مشابه آیاتی از قرآن درست می‌کنند که از نظر لغوی با آن تشابه دارد تا شما گمان کنید آن حدیث برای بیان این آیه آمده است. به خداوند علی العظیم قسم که آنها شما را از ایات محکم قرآن عظیم؛ آیاتی که هرکس از آن منحرف شود؛ هلاک خواهد شد؛ دور کرده‌اند. بیایید تا تأویل این آیه متشابه را که برای نشان دادن روش و مکر دشمنان‌تان آوردم به شما بگویم و پناه بر خدا که از افترا زنندگان به خدا و رسول او باشم. و اما تأویل حق فرموده خداوند تعالی:
    { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }
    صدق الله العظيم


    {خداوند با-قلب- آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت به دیده رحمت نمی‌نگرد}

    مقصود این نیست که خداوند سبحان آشکار و رو در رو با آنان سخن نمی‌گوید؛ بلکه مقصود این است که خداوند با وحی تفهیمی با قلب آنان سخن نمی‌گوید تادریابند باید از او به حق رحمتی که بر خود فرض نموده درخواست- مغفرت- نمایند، خداوند آن گونه که با آدم با وحی تفهیم سخن گفت با آنان سخن نخواهد گفت؛ سخنی که باعث شد آدم بگوید: { رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ }صدق الله العظيم [الأعراف:23]،{ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»}
    و به همین ترتیب با دیده رحمت به ایشان نمی‌نگرد تا وارد بهشت‌شان کرده و از آتش حفظ‌شان کند و مقصود دیدن با چشم نیست...




    ای مردم از متشابه قرآن بترسید و تأویل آن را به اهلش واگذارید که من از سوی خداوند با آیات محکم قرآن عظیم به شما هشدار و انذار می‌دهم. به این حدیث دروغ توجه کنید:



    [وأخرج ابن النّجار عن ابن عباسٍ قال: "سألت رسول الله صلّى الله عليه وسلّم عن الكلمات التي تلقّاها آدم من ربّه فتاب عليه قال: سأل بحقّ محمّدٍ، و عليٍّ، وفاطمة، والحسن، والحسين، إلّا تبت عليّ فتاب عليه" (كنز العمال-سورة البقرة).. وكذلك أخرج الديلميّ في مسند الفردوس بسندٍ واهٍ عن عليٍّ قال: "سألت النبيّ صلّى الله عليه وسلّم عن قول الله {فتلقّى آدم من ربّه كلماتٍ فتاب عليه} فقال: إنّ الله أهبط آدم بالهند، وحوّاء بجدّة، وإبليس ببيسان، والحيّة بأصبهان. وكان للحيّة قوائم كقوائم البعير، ومكث آدم بالهند مائة سنةٍ باكياً على خطيئته حتى بعث الله إليه جبريل وقال: يا آدم ألم أخلقك بيدي؟ ألم أنفخ فيك من روحي؟ ألم أسجد لك ملائكتي؟ ألم أزوّجك حوّاء أمتي؟ قال: بلى. قال: فما هذا البكاء؟ قال: وما يمنعني من البكاء وقد أخرجت من جوار الرحمن! قال: فعليك بهؤلاء الكلمات. فإنّ الله قابلٌ توبتك، وغافرٌ ذنبك. قل: اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ، سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم. اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فتب عليّ إنّك أنت التوّاب الرحيم. فهؤلاء الكلمات التي تلقّى آدم" (كنز العمال - سورة البقرة)]

    [وأ ابن النّجار از ابن عباسٍ نقل کرد" از رسول الله صلی الله علبه و سلم سؤآل کردم که کلماتی که خداوند به آدم تفهیم نمود و او نیز توبه آدم را پذیرفت چه بود. فرمود: به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین از او درخواست توبه کرد و خداوند نیز پذیرفت" (كنز العمال-سورة البقرة).. دیلمی در مسند الفردوس با سندی قطعی از علی نقل کرده: از نبی النبيّ صلّى الله عليه وسلّم از فرموده خداوند تعالی سؤل کردم: {فتلقّى آدم من ربّه كلماتٍ فتاب عليه} فرمود: همانا که خداوند آدم را در هند؛ حواء را در جده؛ ابلیس را دربیسان(در فلسطین) و مار را در أصفهان فرود آورد و مار دست و پایی مانند شتر داشت. آدم صد سال در هند ماند و به خاطر گناهش می‌گریست تا اینکه خداوند جبریل را به سوی او فرستاد و گفت: ای آدم آیا را تو را با دست خود خلق نکردم؟ ایا روح خود را در تو ندمیدم؟ ایا فرشتگانم را در برابر تو به سجده درنیاوردم؟ ایا کنیز خود حوا را به ازدواج تو درنیاوردم؟ گفت: بله. فرمود: پس گریه‌ات برای چیست؟ گفت: دور شدن از جوار خداوند رحمن باعث شده که گریه من قطع نشود! فرمود: این کلمات را بگو که خداوند توبه تو را قبول می‌کند و گناهت را می‌بخشد. بگو: : اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ، سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم. اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمدٍ وآل محمدٍ سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءاً وظلمت نفسي فتب عليّ إنّك أنت التوّاب الرحيم. و این کلماتی بود که به آدم تفهیم شد" (كنز العمال - سورة البقرة)]

    پس بیایید تا به تأویل حق این فرموده خداوند تعالی از قرآن بنگریم:
    { فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }
    صدق الله العظيم

    { پس آدم کلماتی را از سوی پروردگارش دریافت کرد و [پروردگار ]توبه اش را پذیرفت؛ زیرا او بسیار توبه پذیر و مهربان است}



    ای خردمندان؛این سخن گفتن با تفهیم به قلب است . وقتی خداوند اراده نمود تا آدم و همسرش را مورد رحمت خود قرار دهد به قلب آنها وحی تفهیمی فرستاد و این کلماتی است که به قلب آنها الهام شد:
    { قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ }
    صدق الله العظيم]
    ،{ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»}

    و مقصود از "تکلم"، این‌گونه سخن گفتن با قلب ؛ در این فرموده خداوند است: { وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظيم
    یعنی آن‌چه که به قلب آدم و حواء وحی شد؛ به قلب اینان وحی نمی‌شود: { قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ }{ گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»}و به همین ترتیب؛ خداوند سبحان با رحمت نفس خود به آنان نمی‌نگرد تا ایشان را مورد آمرزش قرار دهد....و این تأویل فرموده خداوند تعالی است: {وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }صدق الله العظيم یعنی با رحمت خود به آنان نمی‌نگرد و مقصود نگریستن با چشم خداوند سبحان نیست.



    ای علمای امت اسلام؛ به خداوند قسم که شیاطین یهود شما را از راه راست گمراه کرده‌اند،‌پس برای گفتگو در "دوران قبل ظور" به پایگاه امام ناصر محمد یمانی بیایید و اگر ناصر محمد یمانی آشکارا گمراه است؛ پس مسلمانان را از علوم او که از نظرتردید کنندگان و مبطلین باطل است حفظ کنید تا آنان را به فتنه نیندازد و اگرناصر محمد را حقآ یاری کننده به محمد رسول الله و قرآن عظیم دانستید -چون از حقیقت نام مهدی منتظرو "تواطؤ" که نشانه امر اوست باخبر شده‌اید - پس به سرعت و بدون تأخیر و قبل از اینکه فرصت از دست برود به گفتگو با او بپردازید. چون عالمی نیست که با قرآن با من مجادله کند و من بر او چیره نشوم . اما درمورد انسان جاهل؛ به خدا قسم که اگر تریلیون تریلیون دلیل از قرآن عظیم بیاورم که از ایات محکم و بینه آن استنباط شده باشد؛ قانع نخواهد شد و قادر به دیدن حق نخواهد بود و دلایلی و حجت‌هایی برایم می‌آورد که به کل با کتاب و سنت مخالفند و با این حال گمان می‌کند به کتاب و سنت ایمان داشته و به کتاب خدا و سنت رسولش مقید و پای‌بند است در حالی که نه تابع کتاب خداست و نه سنت رسول او؛ بلکه به آنچه که مخالف کتاب خدا و سنت رسولش است، پای‌بند بوده و تصور می‌کند دعوتش حق است و مردم را به راه راست می‌خواند. در حالی که دعوت کننده به راه شیطان رجیم است. قصد این کار را ندارد اما در زمره کسانی است که فکر می‌کنند کار نیک انجام می‌دهند اما تلاش‌شان در دنیا به هدر رفته است.

    ای مردم؛ عدم رؤیت اشکار خداوند حجت شما دربرابر مسیح دجال است که با ادعای ربوبیت به سراغ‌تان خواهد آمد و آشکار با شما سخن خواهد گفت، درحالی که با چشم خود او را در هیئت انسانی مانند خودتان خواهید دید؛ خداوند انسان نیست و هیچ چیزمانند خداوند نیست سبحانه وتعالى علوّاً كبيراً... ای علمای امت؛ ای حق‌جویان! ماپیش از این به شما هشدار داده‌ایم که وارد دوران نشانه‌های بزرگ ساعت-قیامت- شده‌اید و خورشید به ما رسیده-ادراک- است. ما بارها درستی این نشانه را در ماه‌های زیادی به شما ثابت کردیم و هم‌چنین اعلان کردیم که باز بی شک و تردید خورشید یه ماه خواهد رسید و ۱۴۲۹ در کشورعربستان سعودی بعد از غروب خورشید در روز دوشنبه پایان رمضان و رؤیت هلال شوال اعلان خواهد شد که باعث غافلٰگیر شدن تمام دانشمندان نجوم آن کشور وجهان و حتی دانشمندان سازمان امریکایی ناسا خواهد شد و این نشانه‌ای که روی آن تأکید دارم و قبل از وقوع از آن به شما خبر داده‌ام؛ رخ خواهد داد و نشانه و تصدیق یکی از نشانه‌های بزرگ قیامت و تصدیق مهدی منتظر ناصر محمد یمانی خواهد بود تا بدانید او به حق از جانب پروردگارتان آمده است شاید هدایت شوید. ولی متأسفانه بعد از تصدیق حق و روشن شدن آن در برابر کسانی که به دنبال حق هستند؛ علمای دین و دانشمندان نجوم درگیر اختلاف شدیدی خواهند شد؛ با وجود اینکه مهدی منتظر قبل از بروز این اختلاف ؛ موضوع را روشن و میان‌شان حکم کرده است و به آنها خبر داده که کشورعربستان سعودی چنین خبری را اعلان خواهد کرد و هم‌چنین برای‌‌شان توضیح داده که چرا با وجود غیر ممکن بودن رؤیت هلال شوال سال ۱۴۲۹ در آن شب، آغاز شوال اعلان خواهد شد، ولی متأسفانه انگار مهدی منتظر ناصر محمد یمانی میان آنها نیست و توجهی به حکم او نمی‌شود. اگر روگرداندن شما ازمهدی منتظر از روی تکبر باشد؛‌خداوند بین من و شما به حق حکم خواهد کرد و او اسرع الحاسبین است. ای علمای امت چقدر ندا داده و شما را برای گفتگو دعوت کرده‌ایم. شما در خانه‌های خود هستید و تنها باید کامیوتر را روشن کرده و وارد اینترنت جهانی شوید و هرکس هرچه در چنته دارد به پایگاه امام ناصر محمد یمانی بیاورد تا برای مسلمانان و علمای‌شان روشن شود او حق را برای‌شما آورده یا از لاعبین است و پناه بر خدا که از جاهلآن باشم.

    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..


    الإمام المهديّ المنتظر ناصر محمّدٍ اليمانيّ.

    اقتباس المشاركة: 49788 من الموضوع: ردود الإمام على المكنّى طالب العلم: إلى طالب العلم هَلُمّ إلى الحوار..





    - 10 -

    الإمام ناصر مُحمد اليماني
    02 - 10 - 1429 هـ
    03 - 10 - 2008 مـ
    11:16 مســاءً
    ________


    {قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ}

    ردّ الإمام المهديّ إلى السلطان متعب..
    حقيقٌ لا أقول على الله بالبيان للقُرآن غير الحقّ من ذات القُرآن ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..
    ويا أيُّها السائل، ألم تسأل نفسك لماذا سوف يأتي الدّجال فيدّعي الربوبيّة وإنّ لديه جنّة ونار؟ وذلك لأنّه استغل يوم البعث الأوّل للرجعة لمن يشاء الله من الكافرين، والذي لطالما أكّدناه حصريّاً من القُرآن العظيم بأنّه يوجد هُناك بعثان وهما:
    البعث الأوّل لرجعة الذين أهلكهُم الله وكانوا كافرين، ويحدث في يوم الآزفة، وهو يومٌ قدريٌ في الكتاب ويبدأ فيه الرحيل إلى الأرض المفروشة، تصديقاً لوعد الله بالخلافة فيها إلى ما يشاء الله. ومن بعد ذلك بزمنٍ يأتي البعث الشامل وهو يوم التلاق لجميع الأوّلين والآخرين.

    وقال الله تعالى:
    {فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿١٤﴾ رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ ﴿١٥﴾ يَوْمَ هُم بَارِزُونَ ۖ لَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ ۚ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ۖ لِلَّهِ الْوَاحِدِ القهّار ﴿١٦﴾ الْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ ۚ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿١٧﴾ وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ ۚ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [غافر].

    فأمّا البعث الشامل للنّاس أجمعين فهو البعث الشامل يوم يقوم النّاس لربّ العالمين بعد أن يُهلِك الله كُلّ شيء ويبقى وجه ربّك ذو الجلال والإكرام، وهذا هو البعث الشامل يحدث يوم التلاق للأوّلين والآخرين للنّاس أجمعين. تصديقاً لشطرٍ من الآيات أعلاه في قول الله تعالى:
    {يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ ﴿١٥﴾ يَوْمَ هُم بَارِزُونَ ۖ لَا يَخْفَىٰ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ ۚ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ۖ لِلَّهِ الْوَاحِدِ القهّار ﴿١٦﴾ الْيَوْمَ تُجْزَىٰ كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ ۚ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ ۚ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم، ولكنّه يوجد هُناك بعث جُزئي لمن يشاء الله من الذين أهلكهُم الله وكانوا كافرين ويحدث في يوم الآزفة يوم البعث الأوّل، وهو المقصود من قول الله تعالى:{وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ ۚ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم، وهذا البعث الأوّل يبعث الله فيه الكافرين لكي يهديهُم الله بالمهديّ المُنتظر إلى صِراط العزيز الحميد فيجعل الله النّاس أمّةً واحدةً بعد أن أخذوا نصيبهم الأوّل من العذاب في نار جهنّم ويُريد الله أن يرحمهم وإن عُدْتُم عُدنا فيُدخلهم الله مرةً أُخرى في نار جهنّم. تصديقاً لقول الله تعالى:{عَسَىٰ ربّكم أَن يَرْحَمَكُمْ ۚ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا ۘ وَجَعَلْنَا جهنّم لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا ﴿٨﴾ إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    والهالكون من اليهود من الذين يفترون على الله الكذب وهم يعلمون لهم بعثين وحياتين وموتين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شيئاً قَلِيلًا ﴿٧٤﴾ إِذًا لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثمّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿٧٥﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ويقصد الله بأنّ نبيّه لو اتّبع اليهود وافترى على الله كما يفترون لأذاقه الله كما سوف يُذيقهم ضِعف الحياة وضِعف الممات، وذلك لأنّ المجرمين لهم حياتين وموتين. وللأسف بأنّ منهم من سوف يعود إلى الكُفر بالحقّ كما كانوا يفعلون من قبل في حياتهم الأولى. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَوْ تَرَىٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النّار فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نردّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ ربّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٧﴾ بل بَدَا لَهُم مَّا كَانُوا يُخْفُونَ مِن قَبْلُ ۖ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وفعلاً سوف يعودون من بعد الرجعة لِما نُهوا عنه وإنّهم لكاذبون، وإن الهُدى هُدى الله وما يُدريهم أنّهم إذا رجعوا بأنّهم لن يعودوا لما نُهوا عنه والهُدى هُدى الله يصرف قلوبهم كيف يشاء، ولكنّهم يجهلون! ونظراً لجهلهم عن معرفة ربّهم بأنّه يحول بين المرء وقلبه ولذلك سوف يعودون لما نُهوا عنه وإنّهم لكاذبون، ولا يقصد الله بأنّهم نَوَوا الكذب بعد أن وقفوا على نار جهنّم، وإنّما يقصد الله بقوله:
    {وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ} أيّ: كاذبون بقولهم: {يَا لَيْتَنَا نردّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ ربّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}. فما يُدريهم بأنّهم سوف يكونوا من المُؤمنين والله يحول بين المرء وقلبه والهُدى هُدى الله؟ ولكنّهم لم يعلموا بأنّ الله يحول بين المرء وقلبه فيُصرف القلوب كيف يشاء، ونظراً لجهلهم بهذه القُدرة حتماً لابدّ أن يُبيّن الله لهم ذلك فيُرجِعهم في يوم الرجعة ومن بعد ذلك يعودون لما نُهوا عنه ولم يُصدقوا الله ما وعدوه في قولهم: {يَا لَيْتَنَا نردّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ ربّنا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}.

    وفي يوم التلاق يوم البعث الشامل بعد أن قضوا حياتين وموتين وبعثين فيقول الله لهُم: {كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثمّ يُمِيتُكُمْ ثمّ يُحْيِيكُمْ ثمّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وتجدون جوابهم في موضعٍ آخر، قال الله تعالى:
    {قَالُوا ربّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿١١﴾}
    صدق الله العظيم [غافر].

    إذاً يا قوم إنّ الكُّفار المُفترين على الله الكذب لهم حياتين وموتين وبعثين. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شيئاً قَلِيلًا ﴿٧٤﴾ إِذًا لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثمّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا ﴿٧٥﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ولكن جدّي مُحمد رسول الله ثبّته الله ولم يفترِ على الله بغير الحقّ، وإنّما لو اتّبعهم وافترى على الله مِثلهُم لجعل الله له كما لهم بعثين وحياتين وموتين، وذلك لأنهم يُعذّبون بعد الموت الأوّل في النّار ومن ثمّ يُخرجهم لقضاء حياتهم الثانية ومن ثمّ يعودون لما نُهوا عنه ومن ثمّ يُدخلهم النّار مرةً أُخرى، ولكن أكثركم يجهلون البعث الأوّل في هذه الحياة والذي سوف يستغله المسيح الدّجال والذي هو ذاته الشيطان الرجيم الذي طلب من الله أن يُنظره إلى يوم البعث وهو البعث الأوّل قال إنّك لمن المُنظرين، ويُريد الشيطان أن يستغل البعث الأوّل فيقول: "إنّه المسيح عيسى ابن مريم، وإنّه الله ربّ العالمين". وإنه كذّاب وليس المسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام ما كان له أن يقول ذلك؛ بل ذلك المسيح الكذّاب وليس المسيح عيسى ابن مريم ولذلك يُسمّى المسيح الكذّاب، فأين التناقض يا من وصفت بأنّ في بيان المهديّ المُنتظر تناقض؟ بل لم تفهم الخبر جيداً هداك الله للحقّ وشرح صدرك ونوّر قلبك إن ربّي غفورٌ رحيمٌ.

    وأنا أُصدّق عقيدة الشيعة الاثني عشر في الرجعة وأخالفهم في بعث أبي بكر وعُمر كما يزعمون بغير الحقّ! ولربّما يزعم الجاهلون بأنّي من الشيعة الاثني عشر ما دمت صدّقت بالرجعة والبعث الأوّل،
    ولستُ من الشيعة في شيء غير إنّي أُصدّق العقائد الحقّ لديهم وأُخالفهم فيما كان باطلاً مُفترًى على مُحمدٍ رسول الله والأئمة الإحد عشر من قبلي، وأتحدّى الشيعة بالحقّ حصريّاً من القُرآن العظيم.

    وكذلك لم يجعلني الله من أهل السنّة في شيء من الذين يُصدّقون بأحاديث تُخالف لِمُحكم القُرآن العظيم وهي موضوعةٌ وهم لا يعلمون أنها أحاديث مُفتراة! غير إنّي أُصدّق العقائد الحقّ لدى أهل السنّة وأُخالف ما كان باطلاً مُفترًى مدسوساً في السُنّة المُحمديّة، وأتحدى أهل السنّة حصريّاّ من القُرآن العظيم. وبرغم أن أهل السنّة لديهم أحاديث مُفتراة أكثر مما لدى الشيعة الاثني عشر ولكنّي أعتبر أهل السنّة أقرب إلى الحقّ من الشيعة وهل تدرون لماذا؟ وذلك لأنّ كثيراً من الشيعة يدعون آل بيت مُحمدٍ رسول الله من دون الله وذلك هو الشرك بالله، وبرغم أنّ الشيعة من أكثر المذاهب الإسلاميّة إحاطةً بشأن المهديّ المُنتظر ولكنّه أضلّ كثيراً منهم سرداب سامراء! فكم أُكرر وأقول: يا معشر الشيعة الاثني عشر لقد ظهر البدر، وأُقسم بالله العظيم إنّكم لن تشاهدوا البدر ما لم تخرجوا من سرداب سامراء المُظلم، فلا أظنّ من كان في سردابٍ مُظلمٍ أن يُشاهد البدر ولو صار وسط السماء!

    وكذلك لا أنتمي إلى أيٍّ من المذاهب الإسلاميّة، وأكفر بتفرّق المُسلمين في دينهم إلى فرقٍ وشيعٍ وكُلّ حزبٍ بما لديهم فرحون، ولستُ منهم في شيء، وكذلك مُحمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ليس منهم في شيء، فكيف يستمسكون بحديثٍ مُفترى:
    [اختلاف أُمتي رحمة] وهو يُخالف جميع آيات القُرآن العظيم المُحكمة في هذا الشأن؟ وقال الله تعالى:{إِنَّ الَّذِينَ فرّقوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ} صدق الله العظيم [الأنعام:159].

    أم لم ينهَكم الله عن التفرّق يا معشر عُلماء المُسلمين؟
    وكذلك نهاكم الله يا معشر علماء المُسلمين وأتباعهم أن تكونوا كمثل أهل الكتاب فتفرّقوا دينكم شيعاً، فتجدون أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى: {فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (30) مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (32)} صدق الله العظيم [الروم].

    وكذلك أمر الله الصادر في قوله تعالى:
    {شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (13)} صدق الله العظيم [الشورى].

    وكذلك في قوله تعالى:
    {انَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (159)} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وكذلك أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّ‌قُوا وَاذْكُرُ‌وا نِعْمَتَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَ‌ةٍ مِّنَ النَّارِ‌ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:103].

    وكذلك أمر الله الصادر في محكم كتابه في قوله تعالى:
    {وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌يحُكُمْ} صدق الله العظيم [الأنفال:46].

    ولكنكم يا معشر علماء الأمّة وأتباعهم خالفتم جميع أوامر ربكم المكررة في هذه الآيات المحكمات فتنازعتم وفشلتم وذهبت ريحكم كما هو حالكم الآن مستضعفين فذهب عزّكم إلى أعدائكم نظراً لمخالفتكم لأمر ربكم وقد وعدكم الله بأنه إذا خالفتم أمره بأنكم سوف تفشلون وتذهب ريحكم كما هو حالكم الآن، فلا تستطيعون أن تنكروا بأنكم تنازعتم فتفرقتم وفشلتم فذهبت ريحكم.

    وابتعثني الله فضلاً من لدنه ورحمةً لكم لأنقذكم من فتنة المسيح الدجال وأحكم بينكم في جميع ما كنتم فيه تختلفون لجمع شملكم ولتوحيد صفّكم، فيتمّ بعبده نوره على العالمين لتكون كلمةُ الله هي العليا، فيعزّكم الله بعبده، والعزّة لله جميعاً، فأيَّدني بتصريح الاصطفاء للخلافة والقيادة عليكم فأيّدني بالتصريح فزادني عليكم بسطةً في العلم لأحكم بينكم في جميع ما كنتم فيه تختلفون وأهديكم إلى صراطٍ ــــــــ مُستقيم، مُعتصماً بكتاب الله وسنة رسوله وكافراً بما خالف من السّنة لأمّ الكتاب في آياته المُحكمات والتي جعلهنَّ الله الأساس للعقيدة الإسلاميّة الحنيفيّة ملّة إبراهيم ومن قبله ومن بعده لجميع الأنبياء والمُرسلين.

    وأما سبب كفري لما خالف من السُّنة للقرآن المحكم وذلك لأنّي أعلم أنها سنةٌ مدسوسةٌ من الشيطان الرجيم ليردوكم هو وأولياؤه من شيطان البشر فيفتنوكم فيردّوكم من بعد إيمانكم كافرين بآيات الله المُحكمات في القرآن العظيم والتي جعلهنَّ الله أمّ الكتاب فصدّكم صحابةُ رسول الله ظاهر الأمر عن القرآن العظيم كما نبأكم الله بذلك بأنها جاءت طائفةٌ من اليهود فأعلنوا إسلامهم ليكونوا من صحابة رسول الله ظاهر الأمر فيكونوا من رواة الحديث ليصدّوكم عن سبيل الله عن طريق السُّنة المحمديّة بأحاديثَ غير التي يقولها عليه الصلاة والسلام؛ بل مخالفة لكتاب الله وسنّة رسوله صلّى الله عليه وآله وسلم جملةً وتفصيلاً بل اختلافاً كثيراً، وقد بيَّن الله لكم هذا المكر اليهودي في القرآن العظيم في قوله تعالى:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2)} صدق الله العظيم [المنافقون:2].

    ومن ثم بيَّن الله لكم كيفية صدّهم عن سبيل الله بأنه ليس بالسيف بل بأحاديث لم يقلها عليه الصلاة والسلام فبيَّن الله ذلك المكر لكم في القرآن العظيم في محكم كتابه في قول الله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فتجدون قول الله الموجَّه إلى علماء الأمّة خاصة:
    {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كثيراً} صدق الله العظيم [النساء].

    وهذه الآية جاءت تأكيدَ الأمر لقول الله تعالى:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَ‌بِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:10]؛ بمعنى أنّه ما اختلفتم فيه من شيء في السُّنة بأن تردّوا حكمه إلى الله في القرآن العظيم يستنبطه أولي الأمر منكم من القرآن العظيم فتجدون بين قول الله في القرآن العظيم وبين هذا القول في سنة محمدٍ رسول الله اختلافاً كثيراً ومن ثم تعلمون بأنّ هذا الحديث السُني من عند غير الله ورسوله، وذلك لأنّ السنة هي كذلك جاءت من عند الله كما جاء القرآن من عنده سبحانه، وهذه الآية كذلك جعلها الله برهان للحديث الحقّ عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: [ألا و اني أوتيت القرآن و مثله معه]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم؛ بل سُنَّة محمد رسول الله جاءت للبيان فتزيد القرآن توضيحاً للمسلمين؛ ألا وإنّ البيان من عند الله سبحانه وتعالى. تصديقاً لقول الله الحق في محكم كتابه: {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)} صدق الله العظيم [القيامة].

    وأنا المهديّ المنتظَر خليفة الله على البشر الإمام الثاني عشر من آل البيت المُطهر؛ مُستمسكٌ بكتاب الله وسنّة رسوله صلى الله عليه وآله وسلم، وكافرٌ بالسُّنّة اليهوديّة المدسوسة في سنّة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، ولم آتِكم للدفاع عن القرآن فهو محفوظٌ من التحريف إلى يوم الدين؛ بل جئتكم للدفاع عن سنّة محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فأُبيّن لكم السُّنّة اليهوديّة المدسوسة فيها فأكذِّبها بقول الله مُباشرةً من القرآن العظيم وذلك لأنّ الله أيّدني بالبيان للقرآن وذلك لكي أسند الحديث الحقّ مباشرةً إلى القرآن العظيم غير إنّي لا أشتم الذين قيل عنهم إنّهم من صحابة رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وهل تدرون لماذا؟ وذلك لأنّ المفترين قد يسندوه إلى الصحابة الحقّ وهم بَراء من روايته كبراءة الذئب من دم يوسف، وذلك مكر من المنافقين. فإن بيّنتُ لكم حديثاً كان مفترًى على محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - فاستنبطتُ لكم برهان تكذيبه من قول الله برغم أنّ ذلك الحديث مرويٌّ عن بعض الصحابة الأبرار، فأحذِّركم أن تسبّوهم شيئاً فمن سبَّهم فهو آثمٌ قلبه، فهل سمعه منهم حتى يعلم علم اليقين فيشتمهم؟ فما يدريكم بأنّ المنافقين هم المفترون على الله ورسوله؟ وذلك لأنّ الحديث لو جاء مرويّاً عن الصحابي اليهوديّ فلان وعن الصحابي اليهوديّ فلان عن رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - لما استطاعوا أن يُضِلّوا الأمّة عن الصراط المستقيم؛ بل كانوا يسندوه إليهم كذباً، غير إنّ في الصحابة سمَّاعون لهم ويظنّونهم لا يكذّبون! وكذلك يأخذ عنهم السمّاعون لهم من بعض المسلمين. فوردت إليكم يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة أحاديث تخالف حديث الله في القرآن العظيم جملةً وتفصيلاً، ولا أقول بأنّها تخالف الآيات المتشابهات في اللغة معهن بل تخالف الآيات المحكمات التي جعلهنَّ الله أمّ الكتاب لا يزيغ عنهنّ إلا هالكٌ في قلبه زيغٌ عن الحقّ الواضح والبيِّن ابتغاء تأويل الآيات المتشابهات من القرآن مع ذلك الحديث المُفترى بمكرٍ خبيثٍ فجعلوه يتشابه مع ظاهرهن ليزعم الذين في قلوبهم زيغٌ عن المحكم بأنّ هذا الحديث جاء بياناً لتلك الآية والتي لا تزال بحاجة إلى التأويل! وقد اتّبعتم المُتشابه يا معشر علماء الأمّة وتركتم المُحكم الواضح والبيّن وهُن أمّ الكتاب، أفلا تتقون؟

    وقد وجدتُ طالب العلم يقول بأنّه سوف يدعونني للمُباهلة إنْ لم أتّبع الملّة اليهوديّة المُفتراة في سنّة محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم، وردّي عليه هو: يا طالب العلم ويا معشر جميع علماء الأمّة على مختلف فرقهم ومذاهبهم، إن كنتم تؤمنون بالقرآن العظيم فلمَ المبُاهلة ما دمتم تؤمنون بالقرآن العظيم؟ فتعالوا إلى حكم الله في القرآن فيما خالفه من السُّنة المحمديّة. ولربّما يودّ أحدكم أن يقول: "إنه لا يعلم تأويل القرآن إلا الله وكفانا ما وجدنا عليه السلف الصالح من قبلنا"، ومن ثم يردّ عليه ناصراليماني فأقول: لقد قلتَ إن القرآن لا يعلم تأويله إلا الله وجعلتَ القرآن كُله غير مفهومٍ ولا يعلم تأويله إلا الله! فهل عندك سُلطان بهذا أم تقول على الله ما لا تعلم؟ ولكنّ الله يقول إن القرآن تنقسم آياته إلى قرآنٍ محكمٍ واضحٍ بيِّن للعالِم والجاهل لا يزوغ عنهنّ إلا هالكٌ فيتّبع آياتٍ أخرى في القرآن العظيم لا يعلم تأويلهنّ إلا الله، ولأنهنّ لا يزلن بحاجة إلى التأويل وتوضيح المقصود فيهن فاستغلّ اليهود تلك الآيات المتشابهات لغوياً فدسّوا أحاديث تتشابه مع تشابهن اللغوي في ظاهرهن، وكذلك استغلوا الحديث الحقّ عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم.

    فهذا الحديث سنده من القرآن هو قوله تعالى:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:81]؛ بمعنى إنّه إذا كان هذا الحديث النّبويّ من عند غير الله فسوف نجد بينه وبين حديث الله في القرآن العظيم اختلافاً كثيراً، ولذلك قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم: [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ بمعنى أنّه ما اختلف مع القرآن فهو ليس منهُ عليه الصلاة والسلام، ولكن للأسف حتى هذا الحديث الواضح والبيّن لم يفهمه علماء الأمّة ومنهم من يطعن فيه إنّه ليس عن رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- الذي لا ينطق عن الهوى عليه الصلاة والسلام؛ بل يوحى إليه القرآن العظيم والسّنة المُهداة.

    ولسوف أبيّن لكم يا معشر علماء الأمّة المقصود من حديث محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - بقوله عليه الصلاة والسلام وآله:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ فهو لا يقصد أن تقوموا بتطبيقه مع ظاهر الآيات المتشابهة؛ بل يقصد أن تقوموا بتطبيق المقارنة بين هذا الحديث النّبويّ وبين الآيات المحكمات الواضحات البيّنات، فإذا لم يخالف العقائد التي جاءت فيهنّ فهو عن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم. وعلى سبيل المثال الحديث المُفترى عنه عليه الصلاة والسلام وعن أبي هريرة؛ وأظنّهُ بريئاً من روايته إنّه قال رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم:
    [إنكم سترون ربكم يوم القيامة كما ترون البدر جليا لا تضامون في رؤيته]
    فإذا قمتم يا معشر علماء الأمّة بتطبيقه على المتشابه في القرآن فسوف تجدون وكأنّ هذا الحديث جاء تأكيداً بلا شكّ أو ريب إذ ترونه مطابقاً لقوله تعالى: {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة].

    ولكنّ الله يقصد منتظرة إلى رحمته تعالى التي كتب على نفسه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ قُل لِّلَّـهِ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّ‌حْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَ‌يْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُ‌وا أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:12].

    ولكن يا معشر علماء الأمّة إذا رجعتم لتطبيق هذا الحديث مع المحكم من القرآن فسوف تجدون بأنّ بينه وبين هذا الحديث اختلافاً كثيراً؛ بل سوف تجدون النفي الذي لا يحتمل الشكّ، ومن ثم تعلمون بأنّ هذا الحديث موضوعٌ ليتشابه مع هذه الآية المتشابهة لغويّاً وأنّه ليس عن رسول الله صلى الله عليه وسلم لأنه قال:
    [ما تشابه مع القرآن فهو مني]؛ فكيف إنّه يتشابه مع آيةٍ لا تزال بحاجة إلى تأويل ومن ثم يكون مخالفاً للمحكم والواضح والبيّن في هذا الشأن؛ في شأن عقيدة المسلم؟! ومن ثم تخرجون بنتيجةٍ أنّ هذا الحديث لم يكن عن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلّم نظراً لأنّه خالف الآيات المُحكمات في هذا الشأن، ولا ينبغي لأحاديث البيان للمُتشابه من القرآن أن تأتي مخالفةً للقرآن المحكم الواضح والبيّن واللاتي جعلهنّ الله هنّ أم الكتاب.

    ويا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة، إنّما أدافع عن سنّة محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - الحقّ، فهي لم تختفِ بل موجودةٌ بين أيديكم كما القرآن بين أيديكم ولكن المفترين من اليهود دسّوا لكم أحاديثَ تخالف لأحاديث السُّنة الحقّ في هذا الشأن وكذلك تخالف للآيات المحكمات البيان أمّ الكتاب في القرآن العظيم وأصل العقيدة للمسلم.

    وبعد أن بيّنا لكم حكم القرآن في هذا الشأن تعالوا لنطبق الأحاديث في السُّنة المحمديّة عليه الصلاة والسلام شرط أن يتمّ التطبيق لهذه الأحاديث مع الآيات المحكمات الواضحات البيّنات والتي جعلهنّ الله أمّ الكتاب في هذا الشأن، ولئن أبيتُم إلا تطبيقه مع المتشابهة واللاتي لا تزال بحاجة إلى تأويل فقد هلكتم لئن فعلتم وذلك لأنّكم تركتم الآيات المحكمات في هذا الشأن واتّبعتم المُتشابه، وإنّ في قلوبكم زيغٌ عن الحقّ لئن اتّبعتم الآيات المتشابهات في القرآن العظيم وتركتم الآيات المُحكمات الواضحات البينات.

    فتعالوا لننظر سويا في سُنّة محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - لكي ننظر هل السُّنّة الحقّ تخالف لحكم الإمام ناصر اليماني من القرآن في شأن الرؤية لله سبحانه؟ وحتماً بلا شكٍّ أو ريبٍ سوف نجد أنّ بين الأحاديث الواردة في هذا الشأن اختلافاً كثيراً فيما بينها، وذلك لأنّ الحقّ منها سوف تجدونه ينطبق مع المحكم تماماً، ولكنّكم سوف تجدون هذا الحديث الحقّ متخالفٌ مع الآيات المتشابهة مع أحاديث أخرى وهي الموضوعة في هذا الشأن، بمعنى أنّنا سوف نجد الحديث الحقّ يتطابق مع المحكم ومُخالف للمتشابه في ظاهرها، وأمّا الحديث المفترى فسوف نجده مخالفاً للمُحكم (أمّ الكتاب) في هذا الشأن ولكنه يتّفق مع الآيات المتشابهات في ظاهرهنّ في هذا الشأن.

    فلنذهب إلى السّنة للنظر في الأحاديث في هذا الشأن حتى يتبيّن لنا الحديث النّبويّ الحقّ الذي من عند الله ورسوله مِنَ الذي مِنْ عند غير الله ورسوله، فلنبدأ للتطبيق للتصديق للسُّنّة المحمّدية الحقّ، قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم مصدقاً للآيات المحكمات في شأن الرؤية قال:
    [لن يرى الله أحد في الدنيا ولا في الآخرة]. صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام.

    وهذا الحديث الحقّ قد اتفق مع القرآن المحكم الواضح والبيّن في قول الله تعالى:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَ‌بُّهُ قَالَ رَ‌بِّ أَرِ‌نِي أَنظُرْ‌ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَ‌انِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ‌ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ‌ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَ‌انِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَ‌بُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ‌ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}صدق الله العلي العظيم [الأعراف:143]. {لن تراني}؛ وصدق رسوله الكريم في قوله: [لن يرى الله أحد في الدنيا ولا في الآخرة]، ولكننا نشاهد نوره سُبحانه يشعُّ من وراء حجاب الغمام فتشرق الأرض بنور ربها. تصديقاً لقول الله تعالى في محكم كتابه: {وَأَشْرَ‌قَتِ الْأَرْ‌ضُ بِنُورِ‌ رَ‌بِّهَا} صدق الله العظيم [الزمر:69].

    وتصديقاً لقوله عزوجل:
    {هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (210)} صدق الله العظيم[البقرة]، فيأتي الحديث الحقّ عن محمدٍ رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - في شأن الرؤية، وقال عليه الصلاة والسلام: [يهبط وبينه وبين خلقه حجاب]، صدق محمدٌ رسول الله عليه الصلاة والسلام. وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا} صدق الله العظيم[الفرقان:25].

    وتصديقاً لحديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم في نفي رؤيته لربِّه ليلة الإسراء والمعراج. وقال عليه الصلاة والسلام:
    [نورٌ أراه]. صدق محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم. ويتّفق هذا الحديث مع الآيات المحكمة في قوله تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ (51)} صدق الله العظيم[الشورى].

    ولكن بالله عليكم يا معشر أولي الألباب تعالوا لنتدبّر حديث الإفك والافتراء والبهتان عن الله ورسوله، غير إني لا أشتم راويهِ فتدبّروا هذا الحديث الذي يرفضه القرآن والسّنة والعقل والنقل جملةً وتفصيلاً، وقالوا إنّه قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [قال أناس: يا رسول الله! هل نرى ربنا يوم القيامة؟ فقال: هل تضارون في الشمس ليس دونها سحاب؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: هل تضارون في القمر ليلة البدر ليس دونه سحاب؟ قالوا: لا يا رسول الله! قال: فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة فيها منافقوها.. إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنا ربكم، فيقولون: أنت ربنا، فيتبعونه، ويضرب جسر جهنم، قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: فأكون أول من يجيز، ودعاء الرسل يومئذ: اللهم سلم سلم، وبه كلاليب مثل شوك السعدان، أما رأيتم شوك السعدان؟ قالوا: بلى يا رسول الله! قال: فإنها مثل شوك السعدان، غير أنه لا يعلم قدر عظمها إلا الله، فتخطف الناس لأعمالهم، فمنهم الموبق بعمله، ومنهم المخردل ثم ينجو، حتى إذا فرغ الله من القضاء بين عباده وأراد أن يخرج من النار من أراد -أن يخرج ممن كان يشهد أن لا إله إلا الله- أمر الملائكة أن يخرجوهم فيعرفونهم بعلامة آثار السجود، وحرم على النار أن تأكل من ابن آدم أثر السجود، فيخرجونهم قد امتحشوا، فيصب عليهم ماء يقال له: ماء الحياة، فينبتون نبات الحبة في حميل السيل..]
    الحديث.

    فانظروا إلى شر البلية وشر البلية ما يُضحك:
    [فإنكم ترونه يوم القيامة كذلك؛ يجمع الله الناس فيقول: من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس،ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة في منافقوها إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون، فيقول: أنا ربكم، فيقولون: أنت ربنا، فيتبعونه ]
    فبالله عليكم كيف يتّبعون الله؟ لعبادة من وإلى أين يتبعونه؟ فهل جعلتم الله فاطر السماوات والأرض إنساناً يمشي وأتباعه يمشون وراءه؟ أفلا تعقلون! وتالله لا يتّبعون إلا المسيح الدجال في الدُنيا؛ يقول: "اتّبعوني لأدخلكم جنتي". بل كيف قولهم أنّهم يرون الله يوم القيامة، ثم يقول المفتري إنّ الله يجمع الناس ثم يقول:
    [من كان يعبد شيئاً فليتبعه، فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس، ويتبع من كان يعبد القمر القمر، ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت، وتبقى هذه الأمة فيها منافقوها..إلى أن قال: فيأتيهم الله في الصورة التي يعرفون]
    وهل يعرفون الله من قبل حتى إذا شاهدوا صورته فيعرفونه؟ أفلا تعقلون! فهل إلى هذا الحدّ لا تستخدمون عقولكم يا معشر المُصدِّقين لهذا الافتراء الذي يخالف كتاب الله وسنّة رسوله جملةً وتفصيلاً؟

    فهل تريد أن تباهلني يا طالب العلم على هذا الحديث المفترى فتنال لعنة الله بحقّ وحقيقة؟ ولكني والله العلي العظيم لا أريد ربي الله أن يلعنك، فلا تفعل، ولاتجبر المهديّ المنتظَر أن يجيبك إلى المباهلة، وأقسم بالله العلي العظيم إنّك يا رجل تطلب المباهلة من المهديّ المنتظَر الحق، والعجيب في أمرك إنّك تقول أنّك تتّبع كتاب الله وسنّة رسوله، وها أنا ذا آتيك بالآيات المحكمات من كتاب الله، فلا تتّبعهن وتصفني بأنّي على ضلالٍ وإنّك على الحقّ، فهل أنت رجُلٌ رشيد؟ فإني أخوِّفك بالقرآن، فهل تخاف وعيد؟
    ولن تفلت مني يا طالب العلم..

    ويا معشر جميع علماء الأمّة فسوف نحكتم في خلافاتكم نقطةً نقطةً، وأعدكم أني لن أستنبط حُكمي إلا من الآيات المُحكمات الواضحات البيِّنات لا يزيغ عنهنّ إلا الذين في قلوبهم زيغٌ فسوف ترونهم ينبذون هذه الآيات وراء ظهورهم وكأنّ ناصر اليماني لم يحاجِج بهنّ شيئاً؛ بل لا تجدوه حتى يُعلق عليهنّ شيئاً فيحاجِج ناصر اليماني لماذا أوردهن فما علاقتهن بالموضوع، أو يأتي بتأويل لهنّ فهو لا يستطيع لأنهنّ واضحاتٍ ولسنَ بحاجة إلى التأويل نظراً لوضوحهنّ من ربهنّ الذي أنزلهن في مُحكم كتابه. ومن هذه الآيات المُحكمات أستنبط لكم الحكم الحقّ ذلك وعد علينا غير مكذوب، فهل تروني حاجَجْتكم في عدم رؤية الله جهرةً بالآيات المُتشابهة؟ حاشا لله ربّ العالمين ما أتيتكم إلا بالآيات المحكمات التي تنفي الرؤية
    {{لَن تَرَانِي}}.

    وأثبتنا بأنّ الله لن يُرى جهرةً سبحانه ولكنه يُكلّم الناس من وراء حجابٍ ومن ثم بيّنا لكم حجاب الغمام بين العبيد والمعبود، وفصَّلنا الحكم في رؤية الله من الآيات المُحكمات ولم أقرب آيةً واحدةً من المُتشابهات، ولكن يا طالب العلم إنّك لا تميِّز بين المُحكم والمُتشابه.

    وإليك سؤالي ولجميع علماء الأمّة:
    قال الله تعالى:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    وقال الله تعالى:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    فأمّا في الآية الأولى فنجد نفي التكليم من الله للكافرين. وقال تعالى:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    ولكن الآية الأخرى المُحكمة سوف تجد بأنّ الله يكلمهم. وقال الله تعالى:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    والسؤال الموجّه هو في نقطةٍ واحدةٍ في الآيتين وهو في تكليم الله للكفار فالآية الأولى تنفي التكليم من الله للكفار يوم القيامة ومن ثم تجد الآية الأخرى تفيد بأنّ الله يُكلمهم، وقال لهم:
    {يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:128].

    وإليك الجواب من الكتاب يا طالب العلم، فلا أريد إحراجك ولا بيان خبرك؛ بل أريد أن أعلّمك إن كنت طالب علمٍ بحقٍّ فأعلمك كيف يضع الشياطين الأحاديث بمكرٍ خطيرٍ، فأما الآية الأولى في قوله تعالى:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    وفيها توجد آيةٌ من المُتشابهات، وهو قوله تعالى:
    {{وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} صدق الله العظيم [آل عمران:77]. ولكن الجاهل عن القرآن سوف يظنّ بأنّ الله لا يخاطبهم ولا ينظر إليهم ليراهم وكأنه معرض عنهم سبحانه! وعلى سبيل المثال إن أراد أحد الصحابة من اليهود أن يفتري حديث فيقول: "[إن الله لا يكلم الكفار يوم القيامة ولا ينظر ببصره إليهم] وانظروا لقوله تعالى: {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}"، وعُلماء الحديث الذين لا يتّبعون غير الحديث وحسبهم ذلك حتماً سوف يظنون أنّ الله يوكل بحساب الكفار أحداً من خلقه، وأما هو فلا يكلمهم ولا ينظر إليهم تصديقاً لهذا الحديث الحقّ في نظرهم، وأعوذ بالله أن أكون من المفترين [أن الله لا يكلم الكفار يوم القيامة ولا ينظر ببصرة إليهم].

    وإنما ضربت لكم على ذلك مثلاً كيف أنّ أعداء الله يضعون الحديث بمكرٍ خطيرٍ لدرجة أنّ الجاهل عن القرآن لن يشكّ فيه شيئاً وكيف يشكّ فيه ودليله واضحٌ وجليٌّ في القرآن كما يظنّ، وسوف يأتي بالدليل من القرآن وهو قوله تعالى:
    {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} وهو يظنّ أنّ هذه الآية مُحكمةٌ واضحةٌ ولا تحتاج إلى تأويلٍ فهي واضحةٌ في نظره أنّ الله لا يكلّم الكفار يوم القيامة ولا ينظر إليهم أي ببصره لأنه غضبان.

    وهذا على سبيل المثال لو انتبه لذلك المُفترون وقالوا: "إنّما المسيح عيسى ابن مريم ابن الله هو من سوف يحاسب الناس لأنه ابن الله وذلك لأنّ الله المتكبر سبحانه لا يكلّم الكفار يوم القيامة ولا ينظر إليهم ببصره ولن يحضر يوم الحساب، بل يوكّل عنه ابنه المسيح عيسى ابن مريم ليحاسب الكفار أم لم تقرأوا قول الله تعالى:
    {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}! إذاً الله لا يحضر يوم القيامة ليحاسب الكفار وكيف يحاسبهم وهو لم يكلّمهم ولا ينظر إليهم كما نبأكم في القرآن {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إذاً يوكل للحساب ابنه المسيح عيسى ابن مريم".

    فأصبحت الآية موافقة لما يعتقده النصارى، سبحان الله وتعالى علواً كبيراً! وتالله لو أفتري على الله وآتي بهذا الحديث ثم الآية المتشابهة التي توافقه إذاً لاتّخذني النصارى واليهود خليلاً، فأمّا النصارى فعجبهم بذلك لأنّه وافق عقيدتهم وأما اليهود فهم سوف يعلمون علم اليقين أنهُ افتراءٌ على الله ورسوله، ولذلك سوف يتخذونني خليلاً لو كنت من المُفترين على الله ورسوله.

    ويا طالب العلم ويا معشر جميع علماء الأمّة الإسلاميّة، لقد بيّنت لكم كيف هي الطريقة التي توضع بها الأحاديث المُفتراة وأنهم يجعلونها تتشابه مع آيات في القرآن تشابهاً لفظيّاً لتظنون أنّ هذا الحديث جاء بياناً لهذه الآية، وأقسم بالله العلي العظيم أنهم قد أخرجوكم من آيات الله المُحكمات في القرآن العظيم التي لا يزيغ عنهن إلا هالكٌ، وتعالوا لأعلِّمكم تأويل هذه الآية المُتشابهة ما دمتُ قد ذكرتها لكم لكي أريكم طريقة مكر أعدائكم، وأعوذ بالله أن أكون من المُفترين على الله ورسوله، فأمّا التأويل الحقّ لقول الله تعالى:
    {{وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}} صدق الله العظيم [آل عمران:77]، فهو لا يقصد سبحانه أنه لا يكلّمهم تكليماً بل يقصد سبحانه أنه لا يكلّمهم بتكليم التفهيم إلى قلوبهم أن يسألوه برحمته التي كتب على نفسه فيقولون: {رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23]، وكذلك لا ينظر إليهم برحمته فيدخلهم جنته ويقيهم من ناره وليس النظر نظر الأعين!

    يا قوم اتّقوا المُتشابه من القرآن وذروا تأويله لأهلّه إني لكم من الله نذيرٌ مُبينٌ بالمُحكم من القرآن العظيم. فانظروا لهذا الحديث المُفترى:
    وأخرج ابن النجار عن ابن عباس قال "سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه قال: سأل بحق محمد، وعلي، وفاطمة، والحسن، والحسين، ألا تبت علي فتاب عليه". (كنز العمال - سورة البقرة).
    وكذلك:
    وأخرج الديلمي في مسند الفردوس بسند واه عن علي قال "سألت النبي صلى الله عليه وسلم عن قول الله {فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه} فقال: إن الله أهبط آدم بالهند، وحواء بجدة، وإبليس ببيسان، والحية بأصبهان. وكان للحية قوائم كقوائم البعير، ومكث آدم بالهند مائة سنة باكيا على خطيئته حتى بعث الله إليه جبريل وقال: يا آدم ألم أخلقك بيدي؟ ألم أنفخ فيك من روحي؟ ألم أسجد لك ملائكتي؟ ألم أزوجك حواء أمتي؟ قال: بلى. قال: فما هذا البكاء؟ قال: وما يمنعني من البكاء وقد أخرجت من جوار الرحمن! قال: فعليك بهؤلاء الكلمات. فإن الله قابل توبتك، وغافر ذنبك. قل: اللهم إني أسألك بحق محمد وآل محمد، سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءا وظلمت نفسي فاغفر لي إنك أنت الغفور الرحيم. اللهم إني أسألك بحق محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءا وظلمت نفسي فتب علي إنك أنت التواب الرحيم. فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم". (كنز العمال - سورة البقرة).
    فتعالوا لننظر تفسيرها الحقّ في القرآن. قال الله تعالى: {فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:37].

    وذلك هو التكليم بالتفهيم إلى القلب يا أولي الألباب، فأوحى الله إلى قلب آدم وزوجته حين أراد أن يرحمهم فكلَّمهم بوحي التفهيم إلى القلب وهذه الكلمات التي أوحاها الله إلى قلوبهم هي قولهم:
    {قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23]، وهذا النوع من التكليم إلى القلوب هو المقصود من قول الله تعالى: {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    أي لا يوحي إلى قلوبهم كما أوحى إلى قلب أدم وحواء:
    {قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23].

    وكذلك لا ينظر إليهم برحمته من ذات نفسه سبحانه فيرحمهم، وهو التأويل لقوله تعالى:
    {وَلَا يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} صدق الله العظيم، أي لا ينظر إليهم برحمته وليس أعينه سبحانه.

    ويا معشر علماء الأمّة، أقسم بالله العظيم أنّ اليهود الشياطين قد أضلّوكم عن سواء السبيل فهلمّوا إلى الحوار من قبل الظهور إلى (موقع الإمام ناصر مُحمد اليماني). فإن كان ناصر اليماني على ضلالٍ مُبينٍ فأنقذوا المُسلمين من علمه الباطل في نظر المُبطلين حتى لا يفتن المُسلمين وإن رأيتم أنّ ناصر مُحمد هو حقاً الناصر لمُحمدٍ رسول الله والقرآن العظيم فقد علمتم حقيقة اسم المهديّ المنتظَر بأنّ التواطؤ لكي ( يحمل الاسم الخبر)، فهلمّوا للحوار عاجلاً غير آجل قبل فوات الأوان وذلك لأنه ما جادلني عالِمٌ إلا وغلبته، وأما الجاهل فوالله لو أتيته بترليون ترليون دليل من القرآن العظيم فأستنبطه من الآيات المُحكمات البيِّنات بأنه لن يقتنع ولن يرى الحقّ ومن ثم يحاجني بكل ما خالف الكتاب والسُّنة ومن ثم يزعم أنه مؤمنٌ بالكتاب والسّنة وأنه مستمسكٌ بكتاب الله وسنّة رسوله وهو ليس على كتاب الله ولا سنّة رسوله؛ بل مستمسك بما خالف كتاب الله وسنّة رسوله فيظنّ أنه يدعو إلى الحقّ وإلى صرطٍ مُستقيمٍ وهو يدعو إلى صراط الشيطان الرجيم وليس بقصدٍ منه ولكنه من الذين ضلَّ سعيهم في الحياة الدُنيا وهم يحسبون أنهم يحسنون صُنعاً.

    ويا قوم إن عدم رؤية الله جهرةً حجّة لكم على المسيح الدّجال الذي سوف يدّعي الربوبيّة فيكلمكم جهرةً وأنتم تشاهدونه رأي العين جهرةً بين أيديكم إنساناً كمثلكم ترونه، والله ليس إنساناً وليس كمثله شيء سُبحانه وتعالى علوّاً كبيراً ..


    ويا معشر عُلماء الأمّة وجميع الباحثين عن الحقّ، سبق وأن أنذرناكم بأنّكم دخلتم في عصر أشراط الساعة الكُبرى وأنها سوف تدرك الشمس القمر كما أكّدنا لكم تصديق هذا الشرط المُتكرر في عدد من الشهور، وكذلك أعلنت لكم بأنّها سوف تدرك الشمس القمر بلا شك أو أدنى ريب ونظراً لذلك سوف تُعلن رؤية الهلال المملكةُ العربية السعودية بأنّها ثبتت رؤية هلال شوال لعام 1429 بعد غروب شمس الاثنين رمضان 1429؛ بل تفاجَأ برؤيته جميع عُلماء المملكة الفلكيين وجميع عُلماء الفلك في العالمين؛ بل حتى عُلماء وكالة ناسا الأميركية وتلك الآية التي أكّدت لكم وقوعها من قبل الحدث أخبرتكم بأنّها سوف تحدث تصديقاً لأحد أشراط الساعة الكُبر وتصديقاً للمهدي المُنتظر ناصر مُحمد اليماني لتعلموا أنّه الحقّ من ربّكم لعلكم تهتدون، ولكن للأسف فمن بعد التّصديق للحقّ وحصحص أمام الذين يُريدون الحقّ فإذا عُلماء الدين والفلكيين يدخلون في جدل شديد برغم أن المهديّ المُنتظر قد حكم بينهم فيما سوف يختلفوا فيه من قبل أن يختلفوا؛ بل وأخبرتهم بأن التي سوف تعلن به هي المملكة العربية السعودية، وكذلك أخبرتهم لماذا سوف تتم رؤية الهلال في ليلة يستحيل فيها رؤية هلال شوال لعام 1429 وللأسف مرةً أُخرى وكأنّ المهديّ المُنتظر ناصر مُحمد اليماني لم يكن بينهم شيئاً مذكوراً! فهل إعراضكم عن المهديّ المُنتظر بقصد التكبّر عليه؟ فسوف يحكم الله بيني وبينكم بالحقّ وهو أسرع الحاسبين.

    فكم أُناديكم يا معشر عُلماء الأمّة للحوار وأنتم في منازلكم وليس المطلوب سوى فتح الجهاز للإنترنت العالميّة وكُلّ يدلو بدلوه بموقع الإمام ناصر مُحمد اليماني حتى يتبيّن للمُسلمين وعُلماءهم هل جئتكم بالحقّ أم كُنت من اللاعبين؟ وأعوذ بالله أن أكون من الجاهلين.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــ




المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 18-09-2014, 05:54 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 17-07-2014, 08:48 PM

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •