بـــيانــات هـــامّـة وعــــاجــلة

العربية  فارسى  اردو  English  Français  Español  Türk  Deutsh  Italiano  русский  Melayu  Kurdî  Kiswahili

تحذيرٌ إلى كافة المؤمنين بالله ثم ألبسوا إيمانهم بظلمِ الشرك بالله؛ إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ

Warning to the entire believers in Allah then they cover their belief with wrongdoing of association with Allah; indeed polytheism is a grievous injustice

The Awaited Mahdi is calling to the global peace among the human populations

The fact of Planet-X, the planet of chastisement from the decisive Book as a reminder to the possessors of understanding-minds

A brief word about The Insolent (Antichrist) the Liar Messiah

Donald Trump is an enemy to the original American people, and an enemy to all Muslim and Christian people and their Governments, and an enemy to human populations altogether except the human satans the extremest ones in satan’s party

عــــاجل: تحذيرٌ ونذيرٌ لكافة البشر

تذكيـرٌ من محكم الذّكر لصُنّاع القرار من المسلمين

الإمام المهديّ يعلن غرّة الصيام الشرعيّة لعامكم هذا 1439 بناء على ثبوت هلال رمضان شرعاً

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يحذّر الذين يخالفون أمر الله ورسوله من غضب الله ومقته وعذابه

سوف تدرك الشمس القمر أكبر وأكبر في هلال رمضان لعامكم هذا 1439 تصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكُبر وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني

إعلان مفاجأةٌ كبرى إلى كافة البشر لمن شاء منهم أن يتقدّم أو يتأخّر، والأمر لله الواحد القهار

صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 12

الموضوع: بیاناتی درمورد چگونگی تکثیر بنی آدم

  1. الترتيب #1 الرقم والرابط: 222234 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي بیاناتی درمورد چگونگی تکثیر بنی آدم

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 09 - 1429 هـ
    24- 09 - 2008 مـ
    ۳-مهر-۱۳۸۷ه.ش.
    11:29 مســاءً
    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ حق از کتاب به فیصل الیمانی...

    سؤالی از طرف ( الفيصل اليماني )
    در تاريخ: 24 – 09 – 2008 / 12:25 am
    بنی آدم چگونه تکثیر پیدا کرد؟
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته جناب سيد ناصر محمد يماني. می‌خواهم بدانم بنی‌آدم چگونه تکثیر شد؟ همه ما می‌دانیم پدرمان آدم علیه السلام و مادرمان حواء به فرمان خداوند به زمین هبوط کردند و داستان هابیل و قابیل را هم می‌دانیم ولی تکثیر بنی‌آدم از ابتدا چکونه صورت گرفت. خواهش می‌کنم جواب بدهید خداوند یاری‌تان فرماید
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين وجميع التابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..

    برادر فیصل الیمانی،بعد از بیرون رفتن آدم و حواء از مقام کریم- یعنی بهشتی که در باطن و عمق زمین مسکونی ماست- و آمدن آنها به سطح زمین ؛ هنوز شریعتی درباره ازدواج نازل نشده بود، آنها با هم ازدواج می‌کردند چون هنوز دستوری برای نحوه ازدواج نیامده بود تا این که به تعداد انسان‌ها اضافه شد؛ سپس هدایت الهی در این باره آمد و هرکس از هدایت خداوند پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه دچار سختی و شقاوت.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:38]
    {گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند.»}
    تا این که هدایت خداوند آمد و ازدواج بین خواهر و برادر را حرام نمود و دین حنیف برای ایشان تشریع گردید و هرکس از هدایت خداوند پیروی کند ترس و حزنی نخواهد داشت. وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.
    درمورد آنچه که درصدد انجام آن هستی یعنی یافتن أصحاب کهف و رقیم در تابوت سکینه،سستی نکن.( امام در بیانات بعدی بنابه دلایلی از جمله خطر برای انصار آنان را از پیگیری برای یافتن محل غار منع فرمودند) رقیم به أصحاب کهف اضافه شده
    است و او بنده خداوند و رسولش مسیح حق عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام است و مکان آنها در قریه "الأقمر" کنار خانه‌هایی است که در روی زمین هستند و نزدیک خانه فردی است که نامش محمد سعد است.از یکی از افراد دهکده که اسمش برازنده اوست" جداً برحذر باش تا تو را از راه حق دور نکند؛ او با شیاطین رابطه دارد. به او بگو توبه کرده و با انابه به سوی خداوند باز گردد که پروردگارش را غفور و رحیم خواهد یافت وبرحذر باش تو را ازغار درست (
    غاری که تابوت سکینه در آن قرار دارد؛) دور نکند؛مگر این که به سوی خداوند بازگردد و برایت قسم بخورد که به سوی خداوند توبه کرده ؛در این صورت کمک او را بپذیر، و اگر بخواهد تو را گول بزند؛ خدا برایتان کافی است، به خداوند قسم که اگر تو و قبیله‌ات بتوانید حق را برای عالمیان روشن کنید، بعد از ظهور تو و قبیله‌ات را گرامی خواهیم داشت و از مکرمان خواهید بود، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.

    أخوكم؛ المهدي المنتظر الإمام الناصرُ لمُحمدٍ -لما جاء به محمدٌ رسولُ الله صلى الله عليه وآله وسلم- ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 3864 من الموضوع: ( التكاثر بين بني آدم ) الجواب الحقّ من الكتاب للفيصل اليماني ..



    ( التكاثر بين بني آدم )

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 09 - 1429 هـ
    24- 09 - 2008 مـ
    11:29 مســاءً
    ــــــــــــــــــــــ



    الجواب الحقّ من الكتاب للفيصل اليماني ..

    سؤال من ( الفيصل اليماني )
    بتاريخ: 24 – 09 – 2008 / 12:25 am
    كيف حدث التكاثر بين بني آدم؟ السلام عليكم ورحمة الله وبركاته السيد ناصر محمد اليماني أود أن أعرف كيف تكاثر بني آدم؟ فكلنا نعلم أنه بعد أن هبط أبونا آدم عليه السلام وأمنا حواء بأمر ربهم إلى الأرض,نعلم قصة هابيل وقابيل ولكن كيف حدث التكاثر منذ البداية ,أرجو منكم الجواب أيدكم الله.
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدِّي خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين وجميع التابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..
    أخي (الفيصل اليماني)، إنه بعد خروج آدم وحوّاء من المقام الكريم إلى عَراء هذه الأرض لم يأتِ بعدُ التشريع في الزواج؛ لذلك كانوا يتزاوجون نظراً لأنه لم يأتِ التشريع في الزواج حتى إذا تكاثروا ومن ثم أتى الهدى من الله فمن تَبِعَ الهُدى فلا يضِلّ ولا يشقى تصديقاً لقول الله تعالى: {قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    حتى إذا جاء هُدى الله حرَّم الزواج بين الإخوة وشرع لهم الدين الحنيف فمن تَبِعَ هُدى الله فلا خوفٌ عليهم ولا هم يحزنون. وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.

    ولا تَهِن فيما أنت في صَدَدِه وهو العثور على أصحاب الكهف والرقيم بتابوت السكينة؛ ذلك الرقم المُضاف إلى أصحاب الكهف؛ ذلك عبد الله ورسوله المسيح الحقّ عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام ويوجد في قرية الأقمر عند البيوت التي في الأرض على مقرُبةٍ من دار رجلٍ يُدعى محمد سعد، واحذر ثم احذر رجلاً من أصحاب القرية أن يصدَّك عن الحقّ واسمه (علي قرينه) فإنه يتعامل مع الشياطين وقل له أن يتوبَ إلى الله متاباً فيُنيب لربه وسوف يجد الله غفوراً رحيماً، واحذره أن يصُدَّك عن الكهف الحقّ الذي يوجد فيه تابوت السكينة إلا أن يتوب إلى الله متاباً ويحلف لك أنه تاب لله متاباً فعند ذلك تقبل مساعدته، وإن أراد أن يخدعك فإنَّ حسبكم الله، وتالله لئِن نجحتَ أنت وقبيلتك في تِبيان الحقّ للعالمين لأجعلنَّك أنت وقبيلتك لمن المُكرَّمين من بعد الظهور، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.

    أخوكم المهدي المنتظَر الإمام الناصرُ لمحمدٍ - لما جاء به محمدٌ رسولُ الله صلّى الله عليه وآله وسلّم - ناصر محمد اليماني.
    _______________________


  2. الترتيب #2 الرقم والرابط: 222235 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 10 - 1429 هـ
    27 - 10 - 2008 مـ
    ۸-آبان-۱۳۸۷ه.ش
    12:35 صــباحاً
    ـــــــــــــــ



    سلام و خیر مقدم به محقق ؛جناب"المستشار"؛ باشد که از پیشگامان برگزیده باشد...

    باحث المستشار
    10-24-2008, 06:53 pm
    برادر ناصر اليماني... بیش از سه سال است که تعداد زیادی از بیانات شما را در پایگاه‌های مختلف می‌خوانم و بسیاری از سخنانت را تصدیق می‌کنم و از پاسخ‌هایت خوشم می‌آید و از نظرم حق هستند یا حداقل بعضی‌هایش...ولی هم زمان می‌بینم مطالبی را بیان می‌کنی که یا با عقل نمی‌خوانند یا با نقل.. آن چه که با عقل نمی‌خواند؛ مقدور است چون عقل ابداً قادر به درک خداوند سبحان نیست و هم چنین بسیاری از تصریفات و تدابیرخداوند سبحان در امور مربوط به قضاء و قدر و علم و حکمت اوبا عقل قابل تصور نیست..اما در مورد نقل اشکال باقی است. چون این تشریع است مثلا آن چه که درمورد قضیه تکاثر ذریه آورده‌ای..توو بسیاری از علما در این مسیر رفته‌اید که آنها با خواهران‌شان ازدواج کرده‌اند. این به صورت مشخص در عهد القدیم آمده و اولین کسی که آن را به این صورت نقل کرده ابن کثیر است که از تورات نقل نموده ولی قبل آوردن آن این هشدار را داده و گفته: در این مورد- مقصودش تکثیر فرزندان آدم است- به جز کتاب یهود در اسرائیلیات سندی برایش پیدا نکرده‌ام.لذا به دلیل نداشتن مصادرآن را آورده ولی نه تأیید می‌کند نه تصدیق( پایان سخن ابن کثیر) و به دنیال آن متون اسرائیلی می‌آورد که نشان می‌دهد آنها با خواهران خود مباشرت و نزدیکی کرده‌اند.. از شما پنهان نیست که یهود در یک دوره زمانی؛ قبل از تولد عیسی بن مریم علیه السلام( در زمان یحیی و زکریا علیهما السلام) تلاش کرد که اجازه ازدواج خواهر با برادر را به صورت تشریع درآورد و این زمانی رخ داد که پادشاهشان به خاطر علاقه‌ای که به خواهرش داشت؛ از آنها خواست راهی پیدا کنند.. به خاطر همین زکریا و یحیی که سلام بر آنان و رسول ما باد؛ کشته شدند.. و این نقل او صحیح است.و حال آیا می‌خواهید باور کنیم دریک زمان خاص-نه غیر آن- نزدیکی با نزدیکان حلال بوده است؟ خوب اگر این تشریع خالق است؛ آیا خالق سبحان نمی‌داند شهوت برادر نسبت به خواهر به صورت خودکار از راه ژنتیکی و وراثتی منتقل می‌شود و بعد از مدتی به یکی از سنت‌های زمین بدل خواهد شد؟؟؟!!!پس عزیز من از منظردیگرآیا سرقت کردن روزگاری جایز بود؟؟ قتل چه؟؟ زنا چه؟؟ مطمئناً چنین نیست چون شرع خدا به هیچ وجه تغییر نمی‌کند؛ پس چگونه در زمان ازدواج با خواهر تغییر کند؟؟ برادر عزیز ناصر یمانی؛ من مهدی منتظر بودن شما را نه رد می‌کنم و نه تصدیق.. و تو نیزبا ما به عنوان مهدی منتظر سخن نمی‌گویی تا زمانی که ثابت شود مهدی منتظری و آن گاه با تو بیعت می‌کنیم و یا عکس آن ثابت می‌شود و با تو می‌جنگیم و یا حداقل تنها به تو می‌گوییم:"سلاما".. در هر صورت به خاطر اجتهادت از تو تشکر می‌کنیم؛ اجتهادت مطمئنا روزی ما را به شناخت حقیقت خواهد رساند..خداوند قلبت را روشن کند و با نوری که خاموشی در آن نیست هدایتت فرماید و برای تو یا برعلیه تو حجت عنایت فرماید.

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين وبعد..
    برادر"المستشار" به پایگاه خودت و پایگاه گفتگوی تمام مردم یعنی"پایگاه امام ناصر محمد یمانی" خوش آمدی. برادر، می‌بینم که جواب حق من به سؤال فیصل الیمانی در باره تکثیر ذریه آدم تو را قانع نکرده است.
    برادر کریم،برتوست که بدانی من جز حق به خداوند نسبت نمی‌دهم ولو اینکه خطای املایی داشته باشم اما شایسته من نیست که در بیان حق قرآن اشتباه کنم. یقین داشته باش که تکثیر انسان از آدم و حواء بوده ومن جنس دیگری را در این امر شریک نمی‌دانم. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ربّكم الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا} صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که هنگامی که چیزی از یکدیگر می‌خواهید، نام او را می‌برید! و در امر خویشاوندان خود، پرهیزکار باشید! زیرا خداوند، مراقب شماست.}
    در فرموده خداوند تعالی تدبر کنید:
    {الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً}
    ؛
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت.}
    جنس سوم بجز آدم و حواء را از کجا آورده اید؟و اما درباره تشریع؛ هرگاه شریعت و تحریم آمد، آن وقت باید شرع و قانون خداوند اجرا شود و گذشته، گذشته است.برای مثال خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:22].
    { با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    بعد از خروج آدم؛ از آنجا که جز آدم و حواء کسی نبود؛ شریعتی برای ازدواج مقرر نشد. بنا به حکمت خداوند؛ بعد از تکثیر و زیاد شدن انسان؛ تکلیف شرع در این باره نازل شد و ازدواج بین خواهر و برادر ممنوع و بین عمو زاده ها حلال شد تا دختر با پسرعمو یا پسرعمه اش ازدواج کند و شریعت ازدواج ادامه یابد؛ اما به خاطر گذشته خداوند آنها را مورد محاسبه قرارنداد؛ چون آن اعمال قبل از نزول شریعت ازدواج بوده است.
    وهمان طورکه خواهر جزو محرمات است؛ زن پدر نیز ازمحرمات است؛ اما می‌بینیم خداوند کسانی را که قبل از نزول تحریم ازدواج با همسر پدر؛ با آنان نکاح کرده بودند مورد محاسبه و سرزنش قرار نمی‌دهد؛ چون هنوز حجت برای ایشان اقامه نشده بود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:22].
    { با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    به همین ترتیب؛ خواهر هم جزو محرمات است ولی شریعت و آئین مبنی بر تحریم ازدواج با خواهر تنها بعد از زیاد شدن تعداد انسان‌ها نازل شد و بعد از تکثیر بود که حکم شرع برای حرام کردن ازدواج با خواهر فرستاده شد، همین طور می‌بینید که برای پسر، ازدواج با مطلقه پدرش؛ حرام گردید. "المستشار"آیا حق برایت روشن شد وفهمیدی که شریعت چگونه است؟ خداوند قبل ازنزول دستورات شرع خود، گذشته را مورد محاسبه قرار نمی‌دهد و محاسبه بعد از نزول آن خواهد بود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}
    صدق الله العظيم
    { با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    "المستشار" آیا موضوع را درک کردی؟ اگر از کسانی هستی که عقل و اندیشه‌شان قادر به جدا کردن حق و باطل است پس از خردمندان وکسانی باش که درآیات کتاب تدبر می‌کنند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:29].
    { این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!}
    تصور می‌کنم تو از خردمندانی؛ و این را از خلال گفتگویت که مملو از ادب و اخلاق است دریافتم؛ چه مرد خوبی هستی؛ خداوند علم و نور تو را افزون سازد و تو وتمام فرزندانت راعامل خیر بسیار برای اسلام و مسلمین قرار دهد که پروردگارم شنونده دعا است.ظن تو نیز به ناصر محمد یمانی نیک است واو را تکذیب نمی‌کنی،اما هنوز یقین پیدا نکرده‌ای اومهدی منتظر است و می‌ترسی من مهدی منتظر نباشم و تو در تصدیق من عجله کنی و یا مهدی منتظر حق پروردگارت باشم و تو از پیشگامان برگزیده نباشی؛ "المستشار"در پاسخت می‌گویم: اگرتصدیق نمی‌کنی که من مهدی منتظرم؛ پس می‌خواهی مهدی منتظر چگونه باشد؟ شما می‌دانید که محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم آخرین نبی خداوند است؛ به این معنی که مهدی منتظر با مردم با کتاب جدیدی گفتگو نمی‌کند؛ بلکه از قرآن عظیم سخن می‌گوید.
    برادر"المستشار" برایت به پروردگار عالمیان قسم می‌خورم که من خودم را انتخاب نکردم؛ براستی که خداوند به من خبر داد که مهدی منتظر حق او هستم؛ پس از شکرگزاران باشید؛ درک عصر مهدی منتظر؛ منت خداوند بر شماست؛ امت‌های زیادی منتظر او بودند و خداوند مرا در این امت قرارداد. من شخص مغروری نیستم؛ پناه برخداوند که از جاهلان باشم؛اما به حق سخن می‌گویم و مردم را به سوی بصیرتی فرا می‌خوانم که از جانب پروردگارم است؛ یعنی همان بصیرت محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، قرآن عظیم و با آن با شما جدل کرده و از قرآن عظیم برای تان حجت اقامه می‌کنم.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وإنه لذكرٌ لك ولقومك وسوف تُسْألون} صدق الله العظيم [الزخرف:44].
    {و این مایه یادآوری تو و قوم تو است و از آن سؤال خواهید شد}
    چرا؟ چون تا فرا رسیدن روز قیامت، این قرآن رساله فراگیرخداوند است که برای تمام مردم فرستاده شده و حجت او برای تمام عالمیان است؛هرکس به آن تمسک جست نجات یافته و به راه راست هدایت می‌شود؛ و هرکس از آن دورشد وچیزی را برگزید که مخالف آن است و از نزد خداوند نازل نشده، در مسیر کتاب خداوند و سنت حق رسول نیست و گمراه شده و سقوط کرده است و مانند آن است که از آسمان فرو افتاده باشد و پرندگان او را بربایند یا باد او را به مکانی دوردر آتش جهنم(سحیق) افکند(اشاره به آیات کریمه: حُنَفَاءَ لِلَّـهِ غَيْرَ‌ مُشْرِ‌كِينَ بِهِ ۚ وَمَن يُشْرِ‌كْ بِاللَّـهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ‌ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ‌ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّ‌يحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿٣١﴾ سوره الحج)؛چرا که ای جماعت مسلمانان،قرآن عظیم همان ریسمان و حبل الهی است که خداوند به شما فرمان می‌دهد به محکمات آن پای بند باشید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا}
    صدق الله العظيم [آل عمران:103].
    {و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید!}
    آنچه که می‌ماند این است که بدانیم دقیقاً ریسمانی که باید به آن تمسک جوییم و نسبت به هرچه که مخالف آن است کافر شویم چیست؛ جواب را درفرموده خداوند تعالی می‌یابیم:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به آن چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    پس بیندیشید: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا}{و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید!} .
    سپس خداوند شما را آگاه می‌سازد این حبل المتین و عروة الوثقی که گسستی در آن نیست چیست. همانا که مقصود قرآن عظیم است؛ نور حفاظت شده پروردگار که برای تمام مردم نازل شده است و خداوند فرمان داده تا به شدت به آن پای‌بند بوده و نسبت به هرچه مخالف محکمات قرآن عظیم است کافر شوید. پس از من پیروی نمایید تا راه درست را به شما نشان دهم و قرآن عظیم بین من و شما باشد؛ پس ای جماعت مسلمانان؛ ای مردم؛ آیا آن را تصدیق کرده و همگی به حبل الهی قرآن عظیم تمسک می‌جویید؟. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به آن چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    می‌خواهید با چه چیزی شما را مورد خطاب قرار دهم؟ با تورات یا انجیلی که تحریف شده است؟ یا با سنت نبوی که خداوند وعده حفظ آن از تحریف را به شما نداده است؟ البته من تابع و پیرو سنت محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- هستم ؛ مگر اینکه برخلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد. من از کسانی هستم که به شدت هرچه که مخالف قرآن باشد را انکار کرده و نسبت به آن کافرم چون یقین دارم هرچه که برخلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛ ازخدا و رسولش نیست. من آنچه از سنت نبوی که حق است را تأیید و بر آنچه که باطل است؛ مهر باطل می‌زنم. پس ای علمای مسلمین؛ اگر به قرآن عظیم ایمان دارید؛ بر اساس آن حکم می‌کنیم.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالحقّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الجاثية:6].
    ینها آیات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:185]،
    {بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟!}
    پس شما را به خدا قسم؛ مهدی منتظر باید با چه حدیث و سخنی برای شما حجت بیاورد؛ اگر اهل تعقل باشید؟! اگر من با چیزی غیر آن -قرآن - با شما مباحثه کرده و حجت بیاورم؛ با مطالب باطلی که نزد ایشان است مرا شکست می‌دهند ولی من چنین راهی را برای شما باز نمی‌کنم و یا قرآن عظیم بر تمام علمای امت چیره خواهیم شد. من نمی‌گویم با آیات متشابه برای شما حجت می‌آورم؛ بلکه با آیات ام الکتاب قرآن عظیم که شما آن را مهجور گذاشته‌اید، مجادله می‌کنم. ای عجب! به خدا قسم که من برای برخی از کسانی که با من مجادله می‌کنند آیه محکم و بینه‌ای را می‌آورم که نیاز به تأویلی توسط من یا غیر من ندارد و در مقابل آنها برای من روایتی می‌اورند که مخالف آن ایه محکم و بینه‌ای است که به عنوان حجت برای‌شان آورده‌ام. من درباره ابن عباس و دیگر صحابه رسول الله جز خیر نمی‌گویم؛ مهم این است که اگر چیزی را مخالف آیات محکم قرآن عظیم بیابم؛ حتی اگر تریلیون تریلیون راوی موثق آن را روایت کرده باشند آن را باطل دانسته و نسبت به آن کافر خواهم بود؛ چون من به فرموده پروردگارم اطمینان دارم و آن را تصدیق کرده و هرچه که برخلاف آن باشد؛ تکذیب می‌کنم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلاً}
    صدق الله العظيم [النساء:122].
    {و کیست راستگوتر از خدا؟}،
    چون می‌دانم آنچه که از محمدٍ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلَّم- و صحابه برگزیده ایشان نقل شود و مخالف آیات محکم کتاب باشد؛ از آنان نیست و در میان روایات جاسازی شده است. جناب " مستشار" از پیشگامان برگزیده مهدی منتظرباش ....ومن امام ناصر محمد یمانی نه شعر می‌خوانم و نه داستان‌سرایی می‌کنم. چقدر گفتم و تکرار کردم که ای مردم؛ خورشید به ماه رسیده و ادراک رخ داده است و این تصدیق یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت و نشانه تصدیق مهدی منتظر است. در نتیجه این حادثه؛ هلال ماه قبل از اقتران متولد شده و ماه و خورشید در حالی که هلال ماه نو در اول ماه متولد شده؛ با هم تقارن پیدا می‌کنند. این هشداری به بشریت است تا بدانند سیاره دهم نزدیک می‌شود و به علت عبور آن از کنار زمین؛ شب از روز پیشی می‌گیرد و خداوند به واسطه آن؛ گروهی را که بخواهد عذاب کرده و گروهی دیگر را به نا به اراده خود هلاک خواهد نمود و برگزیدگان پیشگام از انصار را که قبل از ظهورمن در کنار بین العتیق؛ امر مرا تصدیق کرده و بهترین مردمان و آفریدگان هستند؛ نجات خواهد داد آنان نجات خواهند یافت؛ هرچقدر هم که گناهان‌شان زیاد باشد؛ خدا آنان را بخشیده ودوست‌شان داشته و به قرب خود می‌رساند. آنها کلام پروردگارشان را تصدیق کرده و نسبت به هرچه که مخالف آن بوده و از خدا ورسولش نباشد کافرند. ای علمای امت؛ اگر می‌بینید من قرآن را به رأی خود تفسیر می‌کنم؛ مرا درحد خود متوقف کرده واگر راست می‌گویید تفسیری بهتر و تأویلی نیکوتربیاورید. به خداوند علی العظیم البر الرحیم که بهشت را آفرید و به نیکان نوید داد و آتش را آفرید و به کافران وعده داد؛ قسم می‌خورم؛ من قبل شروع گفتگوها قسم می‌خورم که قادر به چنین کاری نبوده و نخواهید شد چون سخن من حقی است که از جانب پروردگارتان آمده است و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو المُستشار وجميع السابقين الأخيار وجميع المُسلمين الإمام المهدي؛ ناصر محمد اليماني.



    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 10 - 1429 هـ
    27 - 10 - 2008 مـ
    12:35 صــباحاً
    ــــــــــــــــــــــــ



    أهلاً وسهلاً ومرحباً بالباحث المُستشار، عسى أن تكون من السابقين الأخيار ..

    باحث المستشار
    10-24-2008, 06:53 PM
    أخي ناصر اليماني... لقد قرأت لك الكثير الكثير منذ أكثر من ثلاثة أعوام مضت في عدة منتديات وأصدقك القول كثيراً ما كنت أتعجب من ردودك ويترائى لي أنه الحق ما جئت به أو ببعضه...ولكن في نفس الوقت أجدك تقول ما يخالف إما العقل أو النقل...فأما ما يخالف العقل فهذا مقدور عليه فالله سبحانه لا يتصوره العقل أبداً ولا يتصور أيضاً الكثير من تصريفاته سبحانه لقضاءه وقدره وعلمه وحكمته....ولكن الإشكالية تكمن في النقل...وهو التشريع فعندك مثلاً هذه القضية التي وردت تكاثر الذرية..فذهبت أنت وعلماء كثيرون إلى أنهم كانوا يتزاوجوا مع أخواتهم وهذا ما ورد تحديداً في العهد القديم وكان إبن كثير أول من أورده بهذا الشكل نقلاً من التوراة ولكنه قد حذر قبلها قائلاً : لم أجد ما أستند عليه في هذا المقام(يقصد تكاثر أبناء أدم) سوى ما ورد في كتب اليهود من الإسرائيليات وأنا سأستأنس بها لإنقطاع المصادر فلا تكذبوها ولا تصدقوها.(إنتهى كلامه) وأورد بعدها النصوص الإسرائيلية التي تبين أنهم كانوا يعاشرون أخواتهم....ولايخفى عليك أن اليهود سعوا في فترة من الفترات قبل ولادة عيسى بن مريم عليه السلام ( زمن يحى وزكريا عليهما السلام ) إلى وضع تشريع يجيز الأخت لأخوها وذلك نزولاً عند طلب ملكهم أن يجدوا له حلاً حيث أنه متيماً بأخته....وعلى هذا قتل زكريا ويحى عليهما وعلى رسولنا الصلاة والسلام...وهذا ما صح نقله. والأن هل تريدنا أن نصدق أن سفاح القربى كان محللاً في زمن معين دون غيره؟؟طيب إذا كان هذا تشريع الخالق فهل الخالق سبحانه لا يعلم أن شهوة الأخ تجاه أخته أنها ستنتقل تلقائياً عن طريق الجينات الوراثية وتصبح بعد فترة من الزمن سنة من سننه في الأرض؟؟!! ثم أنه من ناحية أخرى ياعزيزي هل السرقة كانت جائزة يوماً ما ؟؟ طيب القتل؟؟ طيب الزنى؟؟ بالتأكيد لا لإن شرع الله لا يتبدل أبداً فكيف يتبدل عند تزاوج الإخوة ؟؟ أخي العزيز ناصر اليماني أنا لا أنفي أنك المهدي المنتظر وكذلك لا أثبت أنك هو أيضاً...وأنت أيضاً بالتالي لا تتخاطب معنا بصفة المهدي المنتظر حتى يتبين لنا هذا فنبايعك...أو يتبين لنا عكسه فنحاربك...أو على الأقل نقول لك "سلاما".. على كل الأحوال أشكر لك إجتهادك فيما تفعل فبالتأكيد إجتهادك هذا سيوصلنا لمعرفة الحقيقة يوماً ما ..أنار الله قلبك ودربك بنوره الذي لا ينطفئ وأظهر عليك الحجة أو بك.
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيِّبين الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين وبعد..
    أخي (المُستشار)، أهلاً وسهلاً بشخصكم الكريم في موقعك (موقع الإمام ناصر محمد اليماني) موقع كافّة البشر للحوار، ويا أخي إني أراك لم تقتنع بعدُ بالجواب بالحقّ على سؤال (الفيصل اليماني) في شأن كيف تكاثرت ذُرِّية آدم.

    ويا أخي الكريم عليك أن تعلم علم اليقين بأني لا ولن أقول على الله غير الحقّ وما ينبغي لي أن أُخطئ في البيان الحقّ للقرآن كما أُخطئ في الإملاء فكُن من الموقنين بأن التكاثر كان من حوّاء وآدم ولا أعلم بجنسٍ آخرَ شاركهم تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿١﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فتدبر قول الله تعالى: {الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} فمن أين جئتم بجنسٍ ثالثٍ لآدم وحوّاء؟ وأما بالنسبة للتشريع فحين يأتي التشريع والتحريم فمن وقتها يكون شرع الله ساري المفعول وما مضى قد مضى، كمثال قول الله تعالى: {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    وبعد خروج آدم لم يأتِ بعدُ التشريع في الزواج لأنه ليس إلا آدم وحوّاء، ولحكمةٍ من الله جاء التشريع بعد أن تكاثروا ومن ثم حرَّم الزواج بين الأخ وأخته وأحلَّه لأبناء العمومة، فكانت تتزوج البنت ولد عمّها واستمرّ التشريع في الزواج، أما الماضي فلم يُحاسبهم الله عليه من قبل نزول تشريع الزواج.

    وكما أن الأخت من المُحرَّمات فكذلك امرأة الأب من المُحرَّمات، ولكنّنا نجد بأن الله لم يحاسب أو يُعاتب الذين تزوجوا ما نكح آباءهم من قبل من النساء نظراً لعدم إقامة الحجّة عليهم لعدم نزول تحريم الزواج على الأبناء ما نكح آباؤهم من النساء تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم.

    وكذلك الأخت من المُحرَّمات ولكنه لم ينزل التشريع بتحريم الزواج من الأخت إلا بعد التكاثر وبعد نزول التشريع تمَّ تحريم الزواج من الأخت كما تراه تمَّ التحريم على الابن من الزواج بمطلَّقة أبيه، فهل تبيَّن لك الحقّ أيها (المُستشار)؟ وتفهم التشريع بأنّ الله لا يُحاسب على الماضي من قبل نزول شرع الله ولكن الحساب يكون من بعد تنزيله تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم، فهل فهمت أيها المُستشار؟ فكن من أولي الألباب الذين يتدبَّرون آيات الكتاب إن كنت من أصحاب العقول التي تُفرِّق بين الحقّ والباطل تصديقاً لقول الله تعالى: {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [ص].

    وإني أظنك من أولي الألباب، ويُعرف ذلك من خلال حوارك المليء بالأدب والأخلاق، فنِعم الرجل وزادك الله علماً ونوراً وجعل الله فيك خيراً كثيراً للإسلام والمسلمين وفي ذُرِّيتك أجمعين إنَّ ربّي سميع الدعاء، فقد أحسنت الظنّ بناصر محمد اليماني وإنك لا تُكذِّبه ولكنك لم توقن بعد أنه هو المهديّ المنتظَر وتخاف أن تُصدِّقني تسرُّعاً منك وأنا لست المهديّ، وتخاف أن أكون المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّك وأنت لم تكن من السابقين الأخيار، ومن ثمّ أردّ عليك أيها (المُستشار) وأقول: إذا لم تُصدِّقوا بأني المهديّ المنتظَر فكيف تريدون إذاً أن يكون المهديّ المنتظَر وأنتم تعلمون بأن خاتم الأنبياء هو محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم؟ بمعنى أن المهدي لا يأتي بكتابٍ جديدٍ ليُحاوِر الناسَ به بل بالقرآن العظيم.

    ويا أخي (المُستشار) إني أُقسم لك بربّ العالمين ما اصطفيتُ نفسي من ذات نفسي وإن الله أعلمني بأني المهديّ المنتظَر الحقّ من عنده فكونوا من الشاكرين، فقد مَنَّ الله عليكم أنْ أدركتم زمان المهديّ المنتظَر الذي تنتظره الأمم فجعلني الله في هذه الأمّة، وأنا لست شخصاً مغروراً وأعوذ بالله أن أكون من الجاهلين، ولكني أنطق بالحقّ وأدعو الناس على بصيرةٍ من ربّي وهي ذاتها بصيرة محمدٍ رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - هذا القرآن العظيم الذي أُحاجُّكم به فأُقيم عليكم الحجّة بالقرآن العظيم تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

    ذلك لأن القرآن رسالةٌ من الله شاملةٌ إلى الناس كافةً إلى يوم الدين وحُجّة الله على العالمين، من استمسك به نجا وهُدي إلى صراطٍ مستقيمٍ ومن زاغ عنه واستمسك بما خالفه وهو من عند غير الله فهو ليس على كتاب الله ولا سنّة رسوله الحقّ وغوى وهوى وكأنما خرَّ من السماء فتخطفه الطير أو تهوي به الريح إلى مكانٍ سحيقٍ؛ ذلك لأن القرآن العظيم هو الحبل الذي أمركم الله بالاعتصام بمُحْكمه يا معشر المسلمين تصديقاً لقول الله تعالى: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا} صدق الله العظيم [آل عمران:103].

    وبقي معنا أن نعلم ما هو بالضبط هذا الحبل الذي نعتصم به ونكفر بما خالفه، ثم نجده في قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فتدبَّروا {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا} ومن ثم علَّمكم الله بحبله المتين ذي العروة الوثقى لا انفصام لها، إنه القرآن العظيم النور المحفوظ من ربّكم إلى الناس كافّةً الذي أمركم أن تعتصموا به والكُفر بما خالفه "مُحْكم القرآن العظيم"، فاتّبعوني أهدِكم صراطاً سويّاً وبيني وبينكم هو مُحْكم القرآن العظيم فهل أنتم مصدِّقون يا معشر المسلمين والناس أجمعين فتعتصموا بحبل الله القرآن العظيم تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم.

    وما تريدون أن أخاطبكم منه؟ هل من التوراة المُحرَّفة أم من الإنجيل المُحرَّف أم من السّنة النَّبويّة التي لم يعِدكم الله بحفظها من التحريف؟ ولكني أتَّبع جميع سنة محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - إلا ما جاء مُخالفاً لمحكم القرآن العظيم فإني لمِن أشدّ الناس بما خالف القرآن كُفراً لأني أعلم علم اليقين أن ما خالف لمُحكم القرآن العظيم أنه من عند غير الله ورسوله وأُحِقُ الحقَّ من السّنة النَّبويّة وأُبطِل الباطل، فلنحتكم إلى مُحكم القرآن العظيم يا معشر علماء المسلمين إن كنتم به تؤمنون تصديقاً لقول الله تعالى: {تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الجاثية].

    وتصديقاً لقول الله تعالى: {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:185].

    فبالله عليكم بأيِّ حديثٍ تريدون أن يأتي المهديّ المنتظَر يحاجُّكم به أفلا تعقلون؟ فإن حاجَجْتكم من سواه فسوف تُلجِموني بالباطل إلجاماً ولكني لن أجعل لكم عليَّ سلطاناً وسوف أكون المُهيمِن على جميع علماء الأمّة بالقرآن العظيم ولا أقول بأني سوف أجادلهم بالآيات المتشابهات بل بأُمِّ الكتاب بمُحكم القرآن العظيم الذي اتخذوه مهجوراً. ويا عجبي! تالله إني أُخاطب بعض المُجادِلين بآيةٍ مُحكمةٍ واضحةٍ بيِّنةٍ لا تحتاج لتأويلٍ مني ولا من سواي ومن ثم يأتي بروايةٍ مخالفةٍ للآية المحكمة التي أجادله بها وأنا لا أقول في ابن عباس وجميع صحابة رسول الله إلا خيراً، المهمّ أنه ما وجدته مخالفاً لمحكم القرآن العظيم فإني أكفر بالباطل لو كانت رواته ترليون ترليون من الرواة الثقات، وذلك لأني أثق في كلام ربّي وأُصدِّقه وأُكذِّب ما خالفه تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّـهِ قِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:122]. لأني أعلم أن المُخالف لمُحكمه موضوعٌ عن محمدٍ رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - وعن صحابته الأخيار، فكُن أيها (المُستشار) من السابقين الأخيار إلى المهديّ المنتظَر فقد حضر، وإني الإمام ناصر محمد اليماني فلا أَتغنّى لكم بالشعر ولا مُساجعٌ بالنثر فكم أُكرِّر وأقول: يا معشر البشر لقد أدركت الشمس القمر تصديقاً لأحد أشراط الساعة الكُبَر وآية التصديق للمهدي المنتظر فيولد هلال الشهر من قبل الاقتران فتجتمع الشمس بالقمر وهو هلالٌ في أول الشهر نذيراً للبشر عن مرور الكوكب العاشر الذي بسببه سوف يسبق الليل النهار ويُهلِك اللهُ به من يشاء من البشر ويُعذِّب من يشاء ويُنجِّي الأخيار السابقين الأنصار خير البريّة وصفوة البشرية من بعد التصديق من قبل الظهور عند البيت العتيق مهما كانت ذنوبهم غفر الله لهم وأحبَّهم وقرَّبهم؛ صدَّقوا حديثَ ربّهم وكفروا بما خالفه من عند غير الله ورسوله، فإن كنتم تروني أُفسِّر القرآن يا معشر علماء الأمّة على هواي فأوقفوني عند حدِّي إن كنتم صادقين بتفسيرٍ هو خيرٌ من تفسيري وأحسن تأويلاً، وأقسم بالله العلي العظيم البرّ الرحيم الذي خلق الجنّة فوعد بها الأبرار وخلق النار فوعد بها الكفار قسماً مُقدَّماً من قبل الحوار بأنكم لا ولن تستطيعوا وذلك لأني أخاطبكم بالحقّ من ربّكم فهل بعد الحقّ إلا الضلال.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
    أخو (المُستشار) وجميع السابقين الأخيار وجميع المسلمين الإمام المهدي ناصر محمد اليماني .
    ___________________


  3. الترتيب #3 الرقم والرابط: 222284 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي


    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - 11 - 1429 هـ
    17- 11 - 2008 مـ
    01:22 صــباحاً
    ــــــــــــــــــــ



    پاسخ مهدی منتظر به المستشار؛ امیدواریم او از انصار پیشگام برگزیده باشد

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على النبي الأمي خاتم الأنبياء والمُرسلين وأحبهم وأقربهم إلى الله ربّ العالمين مُحمدٍ رسولِ الله -صلّى الله عليه وسلّم- وآله الأطهار من الذين طهَّرهم الله تطهيراً والتابعين بالحقّ إلى يوم الدين، وبعد..


    بازهم به "المستشار" که در جستجوی حق است؛ خیرمقدم می‌گوییم. اگر تو به دنبال حق باشی، برای تو و امت به حق قسم می‌خورم که من مهدی منتظر حق هستم؛ شایسته نیست که جز حق به خداوند نسبت دهم. اما خداوند قسم مرا حجت قرار نداده است؛ رؤیائی که در خواب دیده شود و هم چنین نام هم حجت خدا نیست؛ بلکه حجت بالغه مهدی منتظر برای تمام علمای امت؛ برهان علمی محکم از قرآن عظیم است به طوری که همگان را خاموش سازد و کسی درقضاوتی که بین آنان شده در نزد خود احساس ناراحتی نکرده و به طور کامل تسلیم آن شود.امیدوارم تو و تمام علمای امت و همه حق‌جویان ما را به خاطر طولانی بودن بیاناتمان از قرآن عظیم؛ مورد ملامت قرار ندهند. این امری بسیار جدی و عظیم است و ملتٰها هزاران سال است که در انتظار مهدی منتظرند. دعوت ناصر محمد یمانی از امت ممکن است بشارتی بزرگ برای مردم باشد واو با بیان حق قرآن عظیم ایشان را قانع کند که به حق مهدی منتظر است و ممکن است ناصر محمد یمانی آشکارا گمراه باشد و از آنانی باشد که ندانسته به خداوند نسبت می‌ٔدهند و به خاطر سخنانی که با ظن و اجتهاد بر زبان می‌آورند باعث گمراهی امت‌های زیادی شده‌اند؛ و این در حالی است که خداوند به آنان فتوا داده است که ظن و گمان؛ کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. لذا من تفسیر قرآن از روی اجتهاد را حرام می‌کنم؛ چنان که خدا و رسولش نیز آن را حرام کرده‌اند. محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم فرموده‌اند:
    [ من قال لا أعلم فقد أفتى ]
    [کسی که می‌گوید نمی‌دانم؛ مانند این است که فتوا داده باشد]
    ،
    یعنی خداوند به او اجر فتوا-ی درست- دادن را می‌دهد چرا که از خدا پروا کرده وچون مشتاق و حریص بوده تا چیزی را که نمی‌داند به خدا نسبت ندهد؛ گفته است: نمی‌دانم. سپس به دنبال آن باشد که درمورد آن فتوا که از ترس خدا درباره‌اش نظری نداده تا خداوند پاسخ حق آن را به او بیاموزد؛ دانش بیشتری از پروردگارش بیاموزد. در این صورت خداوند می‌داند که این محقق تنها به دنبال حق است و بر خداوند است که او را به راه حق هدایت نماید. تصدیق فرموده خداوند با این وعده حق:


    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين} صدق الله العظيم [العنكبوت:69].

    { و آنها که در راه ما تلاش وجهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است}

    اما اگر عالمی درباره مسئله‌ای فتوا دهد که هنوز درمورد آن در حال اجتهاد و جستجوست و هنوز علمش به آن احاطه نیافته و برهان روشنی برایش ندارد؛ این کار در کتاب خدا و سنت حق رسولش بر وی حرام است. مگر شما نمی‌دانید که اجتهاد به معنی تحقیق و بررسی درمورد حق و سپس دعوت مردم به سوی پروردگار و براساس بصیرت الهی است؟

    مُحمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم مجتهد بود بعنی در آرزوی شناخت حق بود و در غار حراء با خود خلوت می‌کرد تا کسی فکرش را مشغول نکند و درباره آفرینش آسمان‌ها وزمین تدبر می‌کرد. پس دانست که خداوند اینها را بیهوده خلق نکرده است و این امر عظیمی است؛ ولی درباره آن متحیر بود و نمی‌دانست راه حق کدام است؟ آیا روش مردمش که بت‌ها را می‌پرستیدند حق است؟ یا راه مسیحیان حق است؟ یا طریق یهودیان؟ و یا روش مجوس که آتش پرست هستند؟

    مُحمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم متحیر بود و نمی‌دانست کدام راه حق است تا از آن پیروی کند؛ و در برابر این چهار روش متحیر بود و راه درست را نمی‌شناخت؛ راه مردمانش؛ راه مجوس؛ راه مسیحیان و راه یهودیان؛ خداوند دید که او در برابر این چهارعقیده؛ راهش را گم کرده است و نمی‌داند کدام راه؛ حق را نشان می‌دهد. مُحمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم متألم بود؛ چون حق را می‌خواست و نمی‌دانست کدام راه حق است تا آن را درپی گیرد! سپس خداوند در تصدیق وعده حق خود در لوح محفوظ؛ ایشان را هدایت نمود:

    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين} صدق الله العظيم [العنكبوت:69].

    { و آنها که در راه ما تلاش وجهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است}

    و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است:

    {وَوَجَدَكَ ضَالا فَهَدَى} صدق الله العظيم [الضُحى:7]

    { و تو را سرگشته و حیران نیافت و رهنمودت کرد؟}

    خداوند آرزوی او را محقق نمود و وی را برگزید و به او دانش عطا کرد و ایشان را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت نمود.

    لذا مُحمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم مجتهد بود؛ اما نه از راه خواندن؛ چون ایشان امی بودند و توان خواندن نداشتند؛ بلکه اجتهاد ایشان فکری و با تدبر بود و برای همین در غار حراء با خود خلوت می‌کرد. خلیل الله ابراهیم هم مجتهد بود و به دنبال حق می‌گشت؛ او در مورد ملکوت آسمان‌ها و زمین فکر می‌کرد چون با بت‌پرستی قانع نشده بود و می خواست چیزی برتر از بتها را عبادت کند. زمانی که شب در برابرش پدیدار شد؛ به ستاره نظر افکند و گفت این پروردگار من است و وقتی غروب کرد؛ گفت آنچه را که غروب می‌کند دوست ندارم: سپس ماه درخشان را دید و گفت این پروردگار من است و زمانی که ماه غروب کرد، گفت:

    {لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:77]

    {اگر پروردگارم مرا راهنمائی نکند، بدون شکّ از زمره‌ی قوم گمراه خواهم بود.}

    اما او به دنبال حق بود و در آرزوی شناختن راهی بود که او را به سوی حق هدایت کند؛ اما راه را گم کرده و نمی‌دانست روش حق کدام است؟ از نظر روحی و در نزد خود متألم بود و نمی‌دانست راه حق کدام است و آن را گم کرده بود! احساس تألم می‌کرد و گفت بیمار است؛ سپس به ستاره‌های آسمان نگریست و کواکب نورانی و درخشان را به دیده تفکر می‌نگریست و به عبادت آنها قانع نشده بود. لذا با تألم روحی به درگاه پروردگارش انابه کرد و گفت:

    {لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:77]

    {اگر پروردگارم مرا راهنمائی نکند، بدون شکّ از زمره‌ی قوم گمراه خواهم بود.}

    و سپس وعده پروردگارعالمیان به حق‌جویان محقق شد:

    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين} صدق الله العظيم [العنكبوت:69].

    { و آنها که در راه ما تلاش وجهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است}

    پس خداوند او را هدایت کرد و برگزید و ابراهیم قومش را با بصیرتی که از نزد پروردگارش بود به سوی او دعوت نمود. و این تعریف درست اجتهاد است:

    مجتهد کسی است که به دنبال حق می‌گردد تا جایی که پروردگار؛ او رابا بصیرتی از جانب خود هدایت کند و سپس مردم را بر اساس آن بصیرت به سوی راه پروردگار دعوت نماید.

    از خلال این موضوع؛ به این نتیجه درست و حق می‌رسیم که انبیا مجتهدانه و با تفکربه دنبال حق بودند و آروز داشتند تا آن را یافته و پیروش گردند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّـهُ آيَاتِهِ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الحج:52].
    {هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو می‌کرد، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را رونوشت مي كند ( مي نويسد ) ، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.}

    وآن آرزو چیست؟ به دنبال حق گشتن، تا جایی که خداوند او را هدایت کند و برگزیند و انتخاب کند. بعد از اینکه برگزیده شد؛ چیز دیگری رخ می‌دهد و آن عقیده حق‌جویان است که فکر می کنند بعد از اینکه هدایت شدند و یقین کردند بی شک و تردید حق است؛ دیگر درباره آن دچار شک نمی‌شوند و ابداً منحرف نمی‌گردند. اینجاست که خداوند می‌خواهد به آنان درسی بدهد تا به یقین بدانند که خداوند بین انسان و قلبش حائل می‌شود و این اعتقاد آنها درباره خودشان که دیگر بعد از اینکه خداوند آنها را به راه حق هدایت کرد؛ دیگر ابداً گمراه نمی‌شوند درست نیست. بعد از رسیدن به حق؛این اتفاق برای تمام حق‌جویان از جمله انبیا رخ می‌دهد. آنان بعد از آنکه برگزیده شده و به سوی قومشان فرستاده شدند؛ در نفس خود در مورد انتخاب و فرستاده شدنشان دچار شک و تردید می‌شوند؛ اما خداوند آیات خود را برای آنان استوارمی‌سازد تا قلب‌شان اطمینان یابد که در راه راست-صراط مستقیم- قرار دارند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي} صدق الله العظيم [البقرة:260].
    {هنگامی را که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد(و مطمئن شود)}

    سپس خداوند آیات خود را در عالم واقعیات برای او حاکم ساخت و به او فرمود:

    {قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:260].

    { فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! و آنها را قطعه قطعه کن (و در هم بیامیز)! سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است؛ (۲۶۰)}

    و بعد از آنکه خداوند نشانه‌ها را در عالم واقعیات روشن ساخت؛ یقین به قلب ابراهیم علیه الصلاة و السلام بازگشت. نبی الله موسی نیز چنین بود. او بعد از آن که خداوند او را به عنوان رسول به سوی فرعون فرستاد؛ یقین داشت که برحق است و ممکن نیست در این امر دچار شک و تردید شود؛ سپس خداوند خواست درباره اعتقادات و عقاید؛ درسی به او بیاموزد تا اعتماد کند. خداوند خواست تا موسی این امر را یاد بگیرد که خداوند بین انسان و قلبش حائل می‌شود؛ او به خودش اطمینان داشت که دچار شک نخواهد شد، تا اینکه " یوم الزینة" از راه رسید؛ یعنی همان روزی که با فرعون وعده گذاشته و او را درباره سحر به چالش کشیده بود تا برای فرعون روشن شود موسی رسول پروردگارش است. موسی به خود اطمینان کامل داشت و تصور می‌کرد کوچک‌ترین شکی ندارد. اما بعد از آن که ساحران طناب‌ها و عصاهایشان را انداختند، اعتماد او متزلزل شد . سپس خداوند ایات خود را در عالم واقعیات پایدار و استوار کرد تا قلب موسی اطمینان یابد که بر حق است. خداوند خواست تا به او هم مانند انبیایی که قبل از او آمده بودند درسی بیاموزد تا بدانند همانا که خداوند بین انسان و قلبش حائل می‌شود. خداوند تعالی می‌ُفرماید:

    :{قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ ﴿٦٥﴾قَالَ بَلْ أَلْقُوا ۖ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ ﴿٦٦﴾فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَىٰ ﴿٦٧﴾} [طه].
    {گفتند: اى موسى، آيا تو مى‌افكنى يا ما نخست بيفكنيم؟ (۶۵) گفت: شما بيفكنيد. ناگهان از جادويى كه كردند چنان در نظرش آمد كه آن رسنها و عصاها به هر سو مى‌دوند. (۶۶) موسى خويشتن را ترسان يافت. (۶۷)}

    اینجا بود که موسی نزد خود جاخورد و دراطمینان به حق بودنش خلل وارد شد و خداوند خواست به او این درس را بیاموزد که خدا بین انسان و قلبش حائل می‌شود. سپس نشان‌های خود را در عالم واقعبات و به صورت حقیقی برایش استوار کرد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَىٰ ﴿68﴾ وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ ﴿69﴾} صدق الله العظيم [طه].

    { گفتيم: مترس كه تو برتر هستى. (۶۸) آنچه در دست راست دارى بيفكن تا هر چه را كه ساخته‌اند ببلعد. آنان حيله و سحر ساخته‌اند و جادوگر هيچ گاه پيروز نمى‌شود. (۶۹}

    بعد از اینکه خداوند آیات خود را در عالم واقعیات محکم ساخت؛ قلب موسی اطمینان پیدا کرد که در راه حق قرار دارد.

    حال به سراغ
    خاتم الأنبياء والمُرسلين محمدٍ رسول الله -صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم می‌آییم. ایشان در آرزوی یافتن حق بودند ؛ پس خدا هدایت‌شان فرموده و برای هدایت مردم او را برانگیخت. ایشان به خود اطمینان داشت که بعد از شناختن حق؛ دیگر گمراه نمی‌شود و در مورد آن ابداً شک نمی‌کند. خداوند خواست تا در مورد این اعتقاد درسی به ایشان بیاموزد تا بداند خداوند بین انسان و قلبش حائل می‌شود. مردم گفتند یکی از خدایانشان به رسول الله آسیب رسانده و ایشان به همین دلیل درمورد خود دچار تردید شدند؛ پس خداوند فرمود:

    {فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَأُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الحقّ مِنْ ربّك فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ} صدق الله العظيم [يونس:94].
    { و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (۹۴) }

    ولی خداوند رسول خود را رها نکرد تا از کسانی که کتاب به آنان داده شده بود سؤال کنند؛ چون اگر ازبرخی آنان سؤال می‌کرد؛با آن که می‌دانستند او به حق از نزد پروردگار عالمیان آمده است؛ باز فتوای حق نمی‌دادند. لذا خداوند او را رها نکرد تا از کسانی که کتاب به آنان داده شده بود؛ سؤآل کند؛ بلکه جبریل همراه با دعوتی ازخداوندعرش عظیم به سوی او فرستاد تا آیات خود را در عالم واقعیات و به صورت حقیقی به او نشان دهد. به جبریل فرمان داد تا ایشان را از کنار آتشی که به کافران وعده داده شده عبور دهد و شاهد عذاب آنان در آتش باشد؛ سپس او را به سوی بهشتی که به متقیان وعده داده شده؛ بالاببرد و سپس او را برای معراج به سدرة المنتهی برساند. این امربا قدرت الهی در شب اسراء و معراج رخ داد و خداوند وعده‌ای که به نبی داده بود را محقق ساخت:

    {وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:95].

    {و ما اگر بخواهيم كه آنچه را به آنان وعده داده‌ايم، تو را بنمايانيم، مى توانيم}

    مقدمه تمام شد. می‌خواستیم به شما بیاموزیم اجتهاد به چه معناست. اجتهاد یعنی در جستجوی حق بودن؛ تا اینکه خداوند فرد را هدایت کرده و او نیز با بصیرت آمده از نزد پروردگارش مردم را به سوی خدا بخواند و این دعوت باید براساس علم هدایت پروردگار باشد نه از روی ظن و گمان؛ چون ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. این امر در مورد اولیائی که مدت‌های طولانی در مورد مهدی منتظر جستجو می‌کردند نیز رخ می‌دهد. آنان بعد از آن که او را یافتند و برای‌شان روشن شد او مهدی منتظر حق پروردگارشان است؛ گمان نمی‌کردند درمورد ناصر محمد یمانی گرفتار شک و تردید شوند. پس خداوند به آنان درسی عقیدتی داد تا بدانند خدا بین انسان و قلبش حائل می‌شود؛ پس ای خدایی که بین انسان و قلبش حائل می‌شوی؛ ای مثبت القلوب؛ قلب‌های ما را در امر تصدیق حق ثابت قدم فرما و وعده تو حق است و تو ارحم الراحمینی.....

    و اما درمورد تکثیر تکاثر ذریه آدم؛ دراین مورد آیات محکمی آمده است که نشان می‌دهد آدم قبل از آن که شریعتی برای ازدواج نازل شود از بهشت خارج شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ}
    صدق الله العظيم [البقرة:38].
    {گفتیم: همگی از آن(بهشت باطن زمین) فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند. (۳۸)}

    برادر "المستشار" این آیه، از آیات واضحی است که نشان می‌دهد خروج آدم از بهشت(باطن زمین) قبل از نزول شریعت بوده است و چنین نبوده که اول ازدواج خواهر و برادر را حلال و سپس حرام کند؛ بلکه زمانی که شریعت نازل شد؛ چنین ازدواجی در آن حرام بود و آنچه که قبل از آن انجام شده بود مورد عفو قرار گرفت. واقعیت این است که این ابتلایی از سوی خداوند بود؛ اگر آنها دربرابر شهوت‌شان صبر کرده بودند، خداوند برای آنان به عنوان تکریمی از پروردگار عالمیان،حور العین می‌فرستاد؛ اما انسان عجول است. ولی آنها با خواهران‌شان ازدواج کردند و ذریه آدم تکثیر شد؛ سپس شریعت نازل گردید و این عمل حرام شد و کسی که راه هدایت خداوند را در پیش گیرد؛ خوف و حزنی نخواهد داشت.

    در قرآن عظیم چنین یافته‌ام که تکثیر ذریه آدم؛ چه مذکر و چه مؤنث؛ تنها از دو موجود بوده و لاغیر. خداوند این فتوا را واضح و آشکار در قرآن عظیم آورده است که ذریه آدم تنها از دونفر تکثیر یافته است و خداوند جنس دیگری را برای مشارکت در این تکثیر نیافریده است. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ربّكم الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت.}

    پس به فرموده خداوند تعالی بنگر: {مِنْهُمَا} خطاب مثنی است و مقصود از آن آدم و حوا است؛ با اینکه اصل ذریه در پشت-­ظَهرـ آدم قرار دارد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی: {مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ} {از یک انسان}. همانا که خداوند جنس مؤنث را ازجنس مذکر پدید می آورد و همانا که زنان کشتزار بذر بشر هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:223].

    {زنانتان كشتزار شما هستند.قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}

    و کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند؛ می‌گویند مقصود از {فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} این است که از راه مهبل یا مقعد با زنان خود نزدیکی کنید؛ این تفسیر که با رأی شخصی و اجتهاد انجام شده؛ افترا به خداوند است و کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. اگر در قرآن جستجو کنید؛ در می‌یابید فتوای حق کدام است و مقصود از آیه این تفسیر نیست؛ نزدیکی از راه مقعد با زنان‌ حرام است. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَيَسْأَلونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:222].
    تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديك مشويد تا پاك گردند. و چون پاك شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد }

    وخداوند در اینجا روشن می‌فرماید که مرد اجازه ندارد از راه مقعد با همسرش نزدیکی کند؛ بلکه خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ}
    صدق الله العظيم،

    {از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد }

    خداوند مقصود از "حیث" را در اینجا روشن می‌فرماید:

    {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم.

    {زنانتان كشتزار شما هستند.قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}

    ( مترجم:معنای آن این است که مرد حق نزدیکی با همسرش را بجز از راهی که خداوند برای تولید نسل منظور داشته است ندارد)

    باقی می‌ماند این کلام خداوند: {أَنَّى شِئْتُمْ}، و در این امر حکمت بالغه‌ای وجود دارد که خردمندان آن را درک می‌کنند. یعنی اگر قصد کام‌جویی از همسرش را دارد؛ نباید مستقیمآ این کار را بکند بلکه باید او را آماده کند تا زن نیز به این کار رغبت بیابد و سپس به سراغ کشتزار خود برود. به این ترتیب زن از شوهرش لذت می‌برد وابداً به کسی جز او فکر نمی‌کند. ولی اگر مانند حیوانات با او نزدیکی کند و زن لذت نبرد ؛ روی علاقه او اثر گذاشته و ممکن است سراغ کسی دیگر برود. نوازش و بازی نکردن از علل اصلی گسترش گناه فحشاء در میان زنان وشوهران مؤمن است. در مورد ازدواج هم همین طور است. وقتی مرد همسرش را می‌بیند؛ اگر به او لبخند بزند و با او خوش رفتاری نماید و تلاش کند؛ محبت او را جلب نماید؛ راه نفوذ شیطان را سد کرده و زن خود را از اعمال بد و فحشاء منصرف می‌کند تا زن با فرمان پروردگارش مخالفت نکرده و فرزندی را که از همسرش نیست به دنیا نیاورد و به او نسبت ندهد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:12].

    { و به دروغ فرزندی را به خود و شوهر خود نسبت ندهند که زاده‌ی ایشان نیست،}.

    شما را به خدا؛ آیا بهترنیست که مرد تکبر و غرور خود را کنار گذاشته و با همسرش با ملاطفت برخورد کند تا میان‌شان مودت و رحمت ایجاد شود و به این ترتیب او را از اعمال سوء و فحشا حفظ کند و یا به تکبر خود نسبت به همسرش ادامه دهد تا او نیز فرزندی به دنیا آورد که از ذریه او نیست؟ در هر حال این مطالب در بیانات جداگانه ای که در مورد ازدواج است در زمانی که خدا بخواهد به تفصیل بیان خواهد شد تا رحمتی برای مؤمنان باشد.


    "المستشار" به موضوع گفتگویمان بازمی‌گردیم. دلایل مهدی منتظر درباره تکثیر انسان اینهاست و اگر به آنها یقین نداری؛ برهان بیاور که موجود سومی وجود داشته و تکثیر انسان به واسطه آن صورت گرفته است. اما دلایل حق من ، تکثیر انسان تنها از دو تن بعنی آدم و حواء صورت گرفته است و دلیل در قرآن به صورت واضح و کاملاً روشن در این فرموده خداوند تعالی آمده است:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ربّكم الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از اوآفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت.}

    ودلیلی که در این آیه آمده کاملاً روشن و واضح است و نشان می‌دهد که ذریه بشر چه مذکر و چه مؤنث از آدم نشأت گرفته است و همه آنها از مرد منشأ گرفته‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ربّكم الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ } صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید}

    و اما زیاد شدن نسل بشر-مذکر و مؤنث ـ از آدم و حواء بوده است و برهان آن هم به صورت واضح همین فرموده خداوند تعالی است:

    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ربّكم الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت.}

    من فتوا می‌دهم که این آیه ازآیات محکم و واضح است؛ خدا تو را هدایت کند؛ در این ایه تدبر کن. موجود دیگری با آنها نبوده تا مرد با خواهرش نزدیکی نکند؛ بلکه قبل از نزول شریعت؛ آنها با هم نزدیکی می‌کردند نمی‌دانستند این حرام است چون شریعتی تا آن زمان نازل نشده بود. تا اینکه حکم شرع نازل شد و کسانی که راه هدایت پروردگارشان را در پیش گرفتند؛ خوف و اندوهی ندارند و خدا گذشته آنها را عفو کرده است. در این مورد برایت مثالی آوردیم؛ ازدواج پسر با زن پدرش را خداوند حلال نکرده بود ولی هنوزحکم شریعت برای آن نازل نشده بود. وقتی حکم آمد که این کار حرام است و از آن به عنوان گناهی فاحش و بسیار زشت و راهی ناپسند یاد شد؛ مسلمانان از این حکم شرعی حق پروردگارشان تبعیت کردند تا فرمان محکم خداوند را اجرا کرده باشند. خداوند قبل از آن این کار را حلال نکرده بود؛ کما اینکه ازدواج فرزندان آدم با خواهران‌شان را حلال نکرده بود؛ ولی بعد از اینکه حکم شریعت نازل شد؛ هرکس از آن حکم و هدایت پیروی کرد؛ خوف و حزنی نخواهد داشت. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا} صدق الله العظيم [النساء:22].
    { با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}

    معنی این نیست که خداوند قبل از آن ازدواج با خواهرانشان را حلال کرده بود؛ سبحان الله! بلکه اولین حکمی که درمورد ازدواج نازل شد؛ حرام کردن ازدواج با تمام محارم و بیان کردن آنها بود. سپس یا در برابر فرمان پروردگارشان سر فرو می‌آوردند و یا بعد از اقامه حجت در آتش جهنم گرفتارعذاب شدید خواهند شد. برای مثال ازدواج با زن پدر از ازل و دراولین حکم شرعی؛ حرام بوده است و از ازل و در تشریع اول تمام محارم؛ محرم بوده‌اند و این طور نبوده که خداوند ازدواج با محارم را اول حلال دانسته و سپس آن را حرام کرده باشد.. سبحان الله! اما مردم با زنانی که با پدران‌شان ازدواج کرده بودند؛ ازدواج می‌کردند و گمان می‌کردند این کار حرام نیست؛ تا اینکه بیان تحریم این امر نازل شد و این ازدواج به عنوان گناهی بسیار زشت و ناپسند و نفرت آور وصف شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا}
    صدق الله العظيم [النساء:22].
    { با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته (پیش از نزول این حکم) انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}

    چه برسد به ازدواج با خواهر؟ خداوند هرگز و از روز ازل چنین امری را حلال نکرده بود و بی‌تردید حکم شرع نازل شد تا برای مردم روشن شود که خدا چه چیزی را برای آنان حلال و چه چیزی را حرام کرده است. سپس التزام به دنبال آن می آمد و هرکس بعد از اقامه حجت خداوند؛ سرباز زد؛ وارد جهنم شده و در آنجا با خواری خواهند مان(اشاره به آیه کریمه سوره فرقان: وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿٦٩﴾).

    برادر"المستشار" اگر دلیل و برهان روشنی داری که نشان دهد تناسل بشر از راه معجزه بوده آن را بیاور. من می‌دانم که خداوند قادر است هرکاری انجام دهد و آدم را بدون پدر و مادر خلق نموده است. حواء را هم بدون مادر خلق نموده است و عیسی را هم بدون پدر و شهادت می‌دهم که خداوند بر هر کاری قادر است(وأشهد أن الله على كُل شيء قدير) ولی من ندانسته به خداوند نسبت نداده و نمی‌دهم مگر چیزی را در کتاب خداوند یافته باشم. در کتاب آمده است که تکثیر انسان‌ها از آدم و حواء بوده و زیاد شدن نسل بشر از ذریه آن دو بوده است. حتی اگر آدم و حواء تریلیون تریلیون زن و مرد به دنیا آورده باشند؛ مشکل پابرجاست ودرهرصورت همه برادر و خواهر هم بودند چون از یک پدر و مادر به دنیا آمده بودند و سپس نسل بشر از بین می‌رفت چون این مردان و زنان نزدیکی نمی‌کردند و یا خداوند حورالعین می‌فرستاد. من می‌گویم بله؛ اگر آنها به خواهران خود نزدیک نمی‌شدند و منتظر شرعی می‌شدند که خداوند وعده آن را داده بود؛ به خداوند قسم که پروردگاراز جنت نعیم حورالعین برایشان می‌فرستاد ولی انسان عجول بود. در هر صورت این موضوع گذشته و تمام شده است و خداوند اعمال گذشته آنها را که به شرع پروردگارشان ملتزم نشده و بعد از نزول حکم تحریم ازدواج با تمام محارم به آن عمل کردند؛ مورد بخشش قرار داد. وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.

    و اما در باره استنساخ اگر توانسته باشند ؛ به شما می‌گویم: جنس مذکر و مؤنث همه از آب منی مرد به وجود می‌آیند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى (45) مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى (46)} صدق الله العظيم [النجم]،
    {و اوست كه جفتهاى نر و ماده را آفريده است، (۴۵) از نطفه، آنگاه كه در رحم ريخته مى‌شود. (۴۶)}.

    و اما زنان تنها کشتزاری هستند که بذر بشری در آن رشد می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:223].
    {زنانتان كشتزار شما هستند.قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}
    معنی "حَرْثٌ لَكُمْ" یعنی مرد بذر بشری را دارد و خداوند از منی او جنس مذکر و مؤنث را می آفریند و تخمکی که از زن می‌اید آن ( اسپرم ) را می‌پوشاند و رشد داخل آن صورت می‌گیرد؛ همان طور که جوجه داخل تخم رشد می‌کند. وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين...

    و اگر "المستشار" یا هرکس دیگر به این بیان یا هر یک از آیاتی که در این بیان آمده اعتراضی دارد؛ برای گفتگو قدم جلو بگذارد ؛ ما استقبال می‌کنیم.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليمانی


    اقتباس المشاركة: 3866 من الموضوع: التكاثر بين بني آدم..



    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - 11 - 1429 هـ
    17- 11 - 2008 مـ
    01:22 صــباحاً
    ـــــــــــــــــــــــ



    رد المهديّ المنتظَر على المستشار، وأرجو من الله أن يكون من السابقين الأخيار ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على النبيّ الأميّ خاتم الأنبياء والمرسلين وأحبهم وأقربهم إلى الله ربّ العالمين محمدٍ رسولِ الله صلّى الله عليه وسلّم وآله الأطهار من الذين طهَّرهم الله تطهيراً والتابعين بالحقّ إلى يوم الدين، وبعد..

    أُكرِّر الترحيب بالمستشار الباحث عن الحقّ فإن كنتَ تُريد الحقّ فأُقسم لك وللأمّة بالحقّ بأني المهديّ المنتظَر الحقّ، حقيقٌ لا أقول على الله غير الحقّ ولم يجعل الله حُجّتي بالقسم ولا في الحُلُم في المنام ولا في الاسم؛ بل جعل الله الحجّة للمهدي المنتظَر البالغة على جميع علماء الأمّة هو السلطان المُحكم المُلجم من القرآن العظيم حتى لا يجدوا في أنفسهم حرجاً ممّا قضيتُ بينهم بالحقّ ويُسلموا تسليماً، وأرجو منك ومن جميع علماء الأمّة والباحثين عن الحقّ عدم اللوم علينا من تطويل البيان الحقّ للقرآن، فالأمر جداً عظيمٌ والأمم تنتظر للمهدي المنتظر منذ آلاف السنين، وبما أن دعوة ناصر محمد اليماني للأمّة هي إمّا تكون بشرى كبرى للبشر فيُقنِعهم أنه حقاً المهديّ المنتظَر بسلطان البيان الحقّ للقرآن العظيم، وإمّا أن يكون ناصر محمد اليماني على ضلالٍ مُبينٍ من الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فأضلوا الأمّة عن كثيرٍ من الحقّ بقولهم بالظن اجتهاداً منهم برغم أن الله أفتاهم بأن الظنّ لا يُغني من الحقّ شيئاً، ولذلك أُحرِّم تفسير القرآن اجتهاداً منهم كما حرَّمه الله ورسوله، وقال محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم: [من قال لا أعلم فقد أفتى]، بمعنى أنَّ الله كتب لهُ أجراً كما لو أفتى نظراً لأنه اتقى الله وقال لا أعلم حرصاً منه أن لا يقول على الله غير الحقّ، ومن ثم عليه أن يجتهد باحثاً عن المزيد من علم ربِّه في تلك الفتوى التي اتقى الله ولم يُفتِ فيها حتى يُعلِّمه الله بالحقّ، وإذا علِم الله أن هذا الباحث لا يريد غير الحقّ فحقٌّ على الله أن يهديه إلى سبيل الحقّ تصديقاً لوعده الحقّ في قوله تعالى: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [العنكبوت].

    أمّا أن يُفتي العالِمُ في مسألةٍ وهو لا يزال مجتهداً ولم يتوصّل إلى علمٍ وسلطانٍ منيرٍ في شأنها فذلك مُحرَّمٌ عليه في كتاب الله وسنة رسوله الحقّ، أم أنكم لا تعلمون بأن الاجتهاد هو البحث عن الحقّ والتمنّي للوصول إلى الحقّ ومن بعد أن يهديه الله إلى سبيل الحقّ ومن ثُمّ يدعو إلى الحقّ على بصيرةٍ من ربّه؟ وكان محمدٌ رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - مُجتهداً يتمنَّى معرفة الحقّ وكان يخلو بنفسه في غار حراء بحيث لا يشغل تفكيره أحدٌ فيتفكَّر في خلق السماوات والأرض فعلِم بأن الله لم يخلُقهما عبثاً وأن الأمر عظيمٌ ولكنه في حيرةٍ من الأمر؛ أيُّ الطُرقِ تؤدِّي إلى الحقّ فهل هي طريقة قومه بعبادة الأصنام؟ أم إنَّ الحقّ في طريق النّصارى؟ أم إن الحقّ في طريق اليهود؟ أم إن الحقّ في طريق المجوس الذين يعبدون النار؟ فأصبح مُحمدٌ رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - مُحتاراً لا يدري أيّ الطرق تؤدِّي إلى الحقّ فيتّبعها فأصبح ضالّاً أمام أربع طرق: طريق قومه وطريق المجوس وطريق النّصارى وطريق اليهود، فوجده الله ضالّاً أمام مُفترَق أربع طرقٍ لا يعلم أيّهم تؤدِّي إلى الحقّ فتألَّم محمدٌ رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - تألُّماً نفسِيّاً لأنه يريد الحقّ ولا يعلم طريق الحقّ مع مَن حتى يسلكها! ومن ثم هداه الحقّ إليه تصديقاً للوعد الحقّ في اللوح المحفوظ: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم، وذلك هو البيان الحقّ لقول الله تعالى: {وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الضحى]، وحقَّق الله له أُمنيته فاصطفاه وعلَّمه وأرشده إلى صراط العزيز الحميد.

    إذاً مُحمدٌ رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - كان مجتهداً ولكن ليس باجتهاد البحث بالقراءة لأنه أمّيُّ؛ بل اجتهادٌ فكريٌّ ولذلك كان يخلو بنفسه في غار حراء. وكذلك خليل الله إبراهيم كان مجتهداً باحثاً عن الحقّ وكان يتفكَّر في ملكوت السماء والأرض نظراً لأنه لم يقتنع بعبادة الأوثان وأراد أن يعبد ما هو أسمى من الأوثان، فلما جَنَّ عليه الليل نظر إلى كوكبٍ قال هذا رَبِّي فلما أفل قال لا أُحب الآفلين، ومن ثم رأى القمر بازغاً قال هذا ربي، فلما أفل قال: {لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:77]، وذلك لأنه يُريد الحقّ ويتمنَّى معرفة الطريق التي تُؤدِّي إليه ولكنه ضالٌّ لا يعلم أيّ الطريق تُؤدِّي إلى الحقّ، ومن ثم تألَّم نفسِيّاً فكيف يهتدي إلى الطريق الحقّ ولكنه ضالٌّ عنها! فتألَّم تألُّماً نفسِيّاً وقال: "إني سقيم" بعد نظْرة التفكُّر في النجوم؛ كواكب السماء المُضيئة والمُنيرة ولم يقتنع بعبادتها ولذلك تألَّم تألُّماً نفسِيّاً مُنيباً إلى ربِّه وقال: {لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}، ومن ثم جاء تصديق الوعد من ربّ العالمين للباحثين عن الحق: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم، فهداه الله إلى الحقّ واصطفاه ومن ثم دعا قومه على بصيرةٍ من ربِّه.

    وهذا هو التعريف الحقّ للاجتهاد:
    هو أن يجتهد الباحث عن الحقّ حتى يهديه الله إليه على بصيرةٍ من ربِّه ومن ثم يدعو إلى سبيل ربِّه على بصيرةٍ.

    ومن خلال ذلك نظهر بنتيجة حقٍّ وهي أنّ الأنبياء كانوا مجتهدين يبحثون عن الحقّ بحثاً فكريّاً فيتمنّون أن يَعلموه فيتبعوه تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّـهُ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٥٢﴾} صدق الله العظيم [الحج].

    فما هو التمني؟ إنه البحث عن الحقّ حتى يهديه الله إليه فيصطفيه ويختاره، ومن بعد الاصطفاء يحدث شيءٌ آخرُ وهي العقيدة لدى الباحثين عن الحقّ فيما هداهم إليه وأيقنوا أنه الحقّ بلا شكٍ أو ريبٍ فاعتقَدوا أنهم لن يشكّوا فيما علِموا من الحقّ شيئاً ولن يضلّوا عنه أبداً، ومن ثم يريد الله أن يَعلموا علم اليقين أن الله يحول بين المرء وقلبه وعقيدتهم التي في أنفسهم أنهم لن يضلّوا عن الحقّ أبداً بعد أن هداهم الله إليه، وهذا يحدث بعد الوصول إلى الحقيقة لجميع الباحثين عن الحقّ كمثل الأنبياء لم يحدث لهم إلا من بعد اصطفائهم وبعثهم لقومهم ومن ثم يحدث في النفس شكٌّ في شأنهم من بعد اصطفائهم وإرسالهم، ومن ثم يُحْكِمُ الله لهم آياته لتطمئِنّ قلوبهم أنهم على صراطٍ مستقيم وقال الله تعالى: {وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي} صدق الله العظيم [البقرة:260].

    ومن ثم حكّم الله له آياته على الواقع الحقيقي وقال له: {قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّـهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:260]، ومن ثم عاد اليقين إلى قلب إبراهيم عليه الصلاة والسلام بعد أن بيَّن الله له آياته على الواقع الحقيقي.

    وكذلك نبيّ الله موسى بعد أن بعثه الله إلى فرعون رسولاً وبدأ دعوته موقِناً أنه على الحقّ وأنه لا يمكن أن يشكّ فيه شيئاً، ومن ثم أراد الله أن يُعلِّمَه درساً في العقيدة حتى يثق، وأراد الله أن يُعلِّمه أنَّ الله يحول بين المرءِ وقلبِه، وكان واثقاً من نفسه بأنه لن يشكّ في أمره شيئاً حتى إذا جاء يوم الزينة؛ الوعد الذي أعطاه لفرعون بتحدِّي السحرة ليعلم فرعون أنه رسولٌ من ربِّه وكان واثقاً موسى من نفسه كل الثقة أنه لن يشكّ في أمره شيئاً، وبعد أن ألقى السحرة حبالَهم وعصيَّهم تزعزعت الثقة ومن ثم حكّم الله له آياته على الواقع الحقيقي ليطمئِن قلبه أنه على الحقّ وإنما يريد الله أن يُعلِّمه درساً كما علّم الأنبياء من قبله بعدم الثقة في أنفسهم فيعلمون أن الله يحول بين المرءِ وقلبِه.

    وقال الله تعالى: {قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ ﴿٦٥﴾ قَالَ بَلْ أَلْقُوا ۖ فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ ﴿٦٦﴾ فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَىٰ ﴿٦٧﴾} [طه]، وهنا تزعزعت ثقة موسى في نفسه وأراد الله أن يُعلِّمَه درساً بأن الله يحول بين المرءِ وقلبِه ثم حكَّم الله له آياته على الواقع الحقيقي وقال تعالى: {قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَىٰ ﴿٦٨﴾ وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا ۖ إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ ۖ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [طه]، ثم اطمأنَّ قلبُ موسى أنه على الحقّ بعد أن حكَّم اللهُ له آياتِه على الواقع الحقيقي.

    ومن ثم نأتي إلى خاتم الأنبياء والمرسلين محمد رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - بعد أن تمنَّى الحقّ فهداه الله إليه وابتعثه ليدعو إلى الحقّ فكان واثقاً من نفسه أنه لن يضلّ عنه بعد أن عرفه ولن يشكّ في أمره شيئاً، وأراد الله أن يُعلِّمَه درساً في العقيدة أن الله يحول بين المرء وقلبه فشكَّكَه قومُه في أمرِه بأنه اعتراهُ أحدُ آلهتِهم بسوءٍ ثم جاء قول الله تعالى: {فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿٩٤﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    ولكن الله لم يترك رسوله أن يسأل الذين أوتوا الكتاب لأن منهم من لو سأله لأفتاه بغير الحقّ وهو يعلم أنه الحقّ من ربّ العالمين، ولذلك لم يتركه يسأل الذين أوتوا الكتاب بل بعث الله إليه جبريل بدعوةٍ من ذي العرش العظيم ليُحكِم الله له آياته بالحقّ على الواقع الحقيقي، وأمر جبريل أن يَمُرّ به على النار التي وعد بها الكفار فيَشهدهم يتعذبون فيها ومن ثم يعرُج به إلى الجنّة التي وعد بها المتقين ثم إلى سدرة المنتهى للمعراج وذلك في ليلة الإسراء والمعراج بقدرة الله تصديقاً لوعد الله لنبيِّه بالحقّ في قوله تعالى: {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿٩٥﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    انتهت المُقدِّمة لأُعلمكم ما هو الاجتهاد وأنه البحث عن الحقّ حتى يهديه الله إليه ومن ثم يدعو إلى الحقّ على بصيرةٍ من ربِّه بعلمٍ وهدىً من ربّ العالمين وليس بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً. وكذلك يعلم الأولياء الذين طال بحثهم في شأن المهديّ المنتظَر حتى عثروا عليه فقد يأتي في أنفسهم أنهم لن يشكّوا في شأن ناصر محمد اليماني شيئاً بعد أن تبيَّن لهم أنه المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم ومن ثم يُعلِّمهم الله درساً في العقيدة ليعلموا أنَّ الله يحول بين المرءِ وقلبه ومن ثم يقولوا: "يا مُثبِّت القلوب ثبِّت قلوبنا على التصديق بالحقّ من عندك يا من تحول بين المرءِ وقلبه ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين".

    وأما تكاثر ذُرية آدم فقد جاءت في هذا الشأن آياتٌ مُحكماتٌ بأن آدم خرج من الجنة قبل تنزيل الشريعة في الزواج وقال الله تعالى: {قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ويا أخي المُستشار، إن هذه من الآيات الواضحات تُخبِر بأن خروج آدم قبل نزول التشريع، ولم يُحِلّ الله لهم الزواج من أخواتهم ثم حرَّم عليهم ذلك؛ بل جاء التشريع بالتحريم وعفا الله عما سلف، وإنما ذلك ابتلاءٌ من الله لهم ولو أنهم صبروا على شهوتهم لأنزل إليهم حوراً عيناً تكريماً من ربّ العالمين وكان الإنسان عجولاً، ولكنهم أتوا أخواتهم فتكاثرت ذرية آدم ثم جاء التشريع فحرّم عليهم ذلك فمن تبع هُدى الله فلا خوفٌ عليهم ولا هم يحزنون.

    ثم أني أجد في القرآن العظيم بأن التكاثر لذُرية آدم ذكرهم والأنثى كان من اثنين فقط وليس من غيرهم شيئاً، وهذه الفتوى جعلها الله واضحةً وجليّةً في القرآن العظيم بأن ذُرية آدم محصورةٌ بين اثنين ولم يخلق الله جنساً آخر للمشاركة في التكاثر وقال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].

    فانظر لقول الله: {مِنْهُمَا} بالمُثنّى ويقصد من آدم وحواء برغم إن أصل الذرية هي في ظهر آدم تصديقاً لقول الله تعالى: {مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ} وإنما يخلق الله الإناث من الذكور وإنما الإناث حرثٌ للبذور البشرية تصديقاً لقول الله تعالى: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:223].

    وقال الذين يقولون على الله غير الحقّ بأن المُراد من قوله تعالى: {فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ} أنه من القُبل أو من الدُّبُر افتراءً على الله بتفسير كلامه بالرأي والاجتهاد الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً ولو بحثوا في القرآن لوجدوا الفتوى بالحقّ أنه لا يقصد ذلك وأنه مُحرَّمٌ عليهم أن يأتوا حرثهم من الدُّبُر وقال الله تعالى: {وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ ۖ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّـهُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿٢٢٢﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وهُنا بيَّن الله على الرجل أنه لا يجوز له أن يأتي زوجته في دُبُرها بل قال تعالى: {فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّـهُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ} صدق الله العظيم، و(حيث أمركم الله) قد علَّمكم به في قوله تعالى: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ} صدق الله العظيم. وبقي البيان لقوله تعالى: {أَنَّىٰ شِئْتُمْ}، وفي ذلك حكمةٌ بالغةٌ يُدرِكها أولو الألباب، إذا أراد أن يستمتع ويُمتِّع فلا يباشرها بل المُداعبة قبل ذلك حتى تتأجَّج الرغبة لدى المرأة والرجل ومن ثم يأتي حرثه وهنا تستمتع المرأة بزوجها أطيب المتعة فلا تُفكِّر في سواه أبداً أمّا إذا كان يُباشرها كمثل الحيوانات فإنها لا تستمتع به ممّا يؤثِّر على العلاقة ولربما تنصرف لسواه، وعدم المُداعبة والمُلاعبة من الأسباب الرئيسة لانتشار الفاحشة بين المؤمنين المتزوجين، وكذلك المعاملة في الزواج فإن الرجل حين يرى زوجته فيتبسم لها ويُخالقها بخُلُقٍ حسنٍ ويُحاول أن يكسب ودَّها حتى لا يجعل للشيطان عليها سُلطاناً فتنصرف للسوء والفحشاء فتخالف أمر ربها فتأتي له ببُهتانٍ بين يديها وأرجلها فتلد له من غير ذريته وقال الله تعالى: {وَلَا يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:12].

    فبالله عليكم أليس الأفضل للرجل أن يتنازل عن تكبُّره وغروره فيكون لطيفاً مع زوجته ليجعل الله بينهم مودةً ورحمةً فيعصمها بذلك من السوء والفحشاء خيراً له من أن يستمرّ في تكبُّره على زوجته فتلد له ذريةً ليس منه وهو لا يعلم؟ وعلى كُلِّ حالٍ هذه تفاصيل تأتي في بيانات العِشرة الزوجية حين يشاء الله فنُفصِّلها تفصيلاً رحمةً للمؤمنين.

    ونعود لموضوع الحوار أيها المُستشار وإليك أدلة المهديّ المنتظَر في التكاثر للبشر، فإن لم توقِن بها فأتِنا بسلطانك أنت بأنه يوجد جنسٌ ثالثٌ أُضِيفَ لكي يتمّ التكاثر، وأما أدلتي الحقّ أن التكاثر حصرياً من اثنين فقط وهما آدم وحواء والدليل واضحٌ وجليٌّ في القرآن العظيم في قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1]، والدليل في هذه الآية واضحٌ وجليٌّ أنَّ الذرية البشرية جاءت من آدم سواء الذكر والأنثى فجميعهم من الرجل تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ} صدق الله العظيم.

    وأما التكاثر فجميع الذكور والإناث من آدم وحواء، والبرهان كذلك واضحٌ وجليٌّ في نفس الموضع في قوله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم.

    وأنا أفتي بأن هذه الآية من المُحكمات الواضحات فتدبَّرها هداك الله ولن تجد معهم خلقاً آخرَ حتى لا يُجامِع الرجل أخته؛ بل تجامعوا فيما بينهم قبل نزول التشريع وهم لا يعلمون أن ذلك حرامٌ ولم يأتِ التشريع بعد، حتى إذا جاء التشريع فالذين اتَّبعوا هُدى ربّهم فلا خوفٌ عليهم ولا هم يحزنون وعفا الله عما سلف، وضربنا لك على ذلك مثلاً في زواج الابن من زوجة أبيه فلم يُحِلّ الله ذلك من قبل لهم حتى إذا جاء التشريع بالتحريم ووصف ذلك أنه فاحشةً ومقتاً وساء سبيلاً ثم اتَّبع المسلمون شريعة ربّهم بالحقّ تنفيذاً لأمره المحكم والذي لم يُحِلّه من قبل، كما لم يُحِلّ لأولاد آدم الزواج من أخواتهم ولكن بعد نزول التشريع فمن تبِع هُدى الله فلا خوفٌ عليهم ولا هم يحزنون وقال الله تعالى: {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    وليس معنى ذلك أن الله كان قد أحلّ لهم بالزواج من أخواتهم، ويا سبحان الله! بل أول ما جاء نزول التشريع في الزواج حرَّم الزواج من كافة المحارم وبيَّنها لهم ثم يأتمرون بأمر ربّهم أو يُعذِّبهم عذاباً نكراً في نار جهنم بعد إقامة الحجّة عليهم، فمثل زوجة الأب من الحرمات منذ الأزل في التشريع الأول وجميع المحارم مُحرّمٌ نِكاحهنّ من الأزل في التشريع الأول وليس أن الله كان يُحِلّ الزواج بالمحارم، ومن ثّم حرَّمه فيما بعد، ويا سبحان الله! ولكن الناس كانوا يتزوجون ما نكح آباءهم من النساء ويظنون بأن ذلك ليس فيه أيّ حُرمةٍ حتى جاء بيان التحريم، ووصف هذا الزواج أنه كان فاحشةً ومقتاً وساءَ سبيلاً وقال الله تعالى: {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم.

    فما بالك بنكاح الأخت؟ وإن الله لم يُحِلّ ذلك يوماً ما أبداً مُنذ الأزل الأول وإنما يأتي التشريع ليُبيِّن الله للناس ما أحلَّه الله لهم وما حرَّمه عليهم ومن ثم يتم الالتزام ومن أبى أقام الله عليه الحجّة وأدخله نارَ جهنّمَ يخلد فيها مُهاناً.

    ويا أخي المُستشار إن كان لديك علمٌ وسلطانٌ منيرٌ بأن التناسل تمَّ بمعجزاتٍ فأنا أعلم أن الله على كل شيءٍ قديرٌ، وخلق الله آدم بغير أبٍ ولا أُمٍّ، وخلق الله حواء من غير أمٍّ وخلق الله عيسى من غير أبٍ وأشهد أن الله على كل شيءٍ قديرٌ، ولكني لا ولن أقول على الله ما لا أعلم بغير ما ورد في الكتاب بأن التكاثر للبشر حدث من آدم وحواء فتكاثرت ذريتهم فيما بينهم؛ حتى ولو أنجب آدم وحواء ترليون رجلاً وترليون أنثى فالمشكلة مكانها فهم إخوةٌ جميعاً على أمٍّ وأبٍ ثم تنقضي أعمارهم وهم لم يَقْرَب الرجالُ الإناثَ فينتهي نسل البشرية أو يبعث الله لهم بحورٍ عينٍ من عنده، وأقول بلى لو لم يَقْرَبوا أخواتِهم فينتظروا شرعَ ربّهم كما وعدهم؛ تالله ليُنزِل لهم حوراً عِيناً من جنة النعيم ولكن الإنسان كان عجولاً، وعلى كُلّ حالٍ هذه قضيةٌ قد مضت وانقضت وعفا الله عنهم فيما سلف والتزموا بالتشريع من ربّهم بعد أن جاء التشريع بتحريم الزواج من المحارم أجمعين. وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.

    وأما الاستنساخ إن استطاعوا؛ فأقول لك: إن الذكور والإناث جميعهم يأتون في ماء الرجل، وقال الله تعالى: {وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَىٰ ﴿٤٥﴾ مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [النجم].

    وأما النساء فهنّ لَسْنَ إلا حرث ينبت فيه البذور البشرية، تصديقاً لقول الله تعالى: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:223].

    ومعنى حرثٌ لكم أيْ: أنَّ البذور البشرية لدى الرجل يخلق الله من منيه الذكر والأنثى فتتغشّاه البويضة الآتية من المرأة فينمو بها كما ينمو شُقران الدجاجة في البويضة. وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.

    وإذا كان لدى المُستشار أو سواه أيُّ اعتراضٍ لبيان أيٍّ من الآيات في هذا البيان فليتفضّل للحوار مشكوراً.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني .
    _________________


  4. الترتيب #4 الرقم والرابط: 222663 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي


    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 11 - 1429 هـ
    18 - 11- 2008 مـ
    ۲۸-آبان ـ ۱۳۸۷ه.ش.
    12:23 صــباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    بیان حق کلمه بث و مترادف‌های آن در قرآن عظیم را به شما بشارت می‌دهم...

    نوشته ( الباحث المستشار ) بتاريخ / 11-17-2008, 08:49 AM: برادر ناصريماني شاه‌کار منحصر به فرد... برادر والله تنها آرزویم این بود که کلمه ( بث ) را برای من معنی کنی آیا لطف کرده و به من جواب می‌دهی معنی ( بث منهما رجالاً كثيراً ونساءا ) چیست. خدا می‌داند من اجتهاد نمی‌کنم ولی روی کلام خدا با سنت المصطفى عليه الصلاة والسلام و سنت أنبياء الله أجمعين تدبر می‌کنم....تدبر وتفكر فدر خلقت و ایات الهی.. روی آن نکته از فتوا تأکید و استناد نکن من آن را در بسیاری از بیاناتت خوانده‌ام.ف....تنها چیزی که می‌خواهم این است که ایات خدا آن گونه که خدا می‌خواهد تأویل گردد. این که گفتی خداوند جنس وسمی را نیافریده؛ این فتوای توست نه من ...تمام سؤال من در مورد کلمه ( بث ) است... خواهش می‌کنم با آن چه که خدا برای شما گشوده و بیان کرده به ان بنگرید...وصلى الله وسلم على سيدنا محمد وعلى آله الطيبين وصحبه الأكرمين والحمد لله رب العالمين.
    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين وبعد..



    برادر "المستشار" وقتی در قرآن عظیم معنی کلمه‌ای را نمی‌فهمی؛ برتوست که در جاهای دیگر قرآن عظیم به دنبال آن بگردی و این جستجو باید فراگیر باشد و اگر کلمه در موضع دیگری پیدا شد؛ این قیاسی برای استنباط نیست؛ بلکه برای فهم معنی کلمه‌ای است که معنای آن را نمی‌دانی. برای مثال این فرموده خداوند تعالی را می‌آوریم:
    {وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّـهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا ﴿18﴾ وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّـهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿19﴾} صدق الله العظيم [ الجن ].
    { و مسجدها از آنِ خداست. و با وجود خداى يكتا كسى را به خدايى مخوانيد. (
    ۱۸) چون بنده خدا براى پرستش او بر پاى ايستاد، نزدیک بود همگی علیه او جمع شوند(۱۹)}

    و بیان حق این آیه چنین است که زمانی که محمد رسول الله با کفر نسبت به بت‌هایی که داخل بیت العتیق گذاشته شده بود برخاست و خداوند را به یگانگی خواند؛ کفار قریش وقتی دیدند مُحمد -رسول الله صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم نسبت به عبادت بت‌ها کافر است و در مسجد الحرام خداوند یکتا را می‌خواند؛ خشمگین شدند و کافران قریش حاضر در آنجا نزدیک بود همگی جمع شده و او را از عبادت خداوند یکتا نهی کنند و بگویند او به جای خدایان به یک خدای قائل است! نکته مهم این است که می‌فهمیم معنی {كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا} چیست. یعنی نزدیک بود همگی علیه او وارد عمل شوند؛ برای ما روشن شد مقصود حق از لِبَدًا "همگی " است.آنچه که می‌ماند این است که برای معنی حقی که برای کلمه {لِبَدًا}آوردیم یعنی "همگی" از قرآن برهان قاطعی بیاوریم. پس داستان کافرانی را می‌آوریم که تمام اموال‌شان را بر ضد خدا و رسولش انفاق کردند ولی شکست خورده و آنچه که برای‌شان ماندتنها حسرت در نزد پروردگار بود. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ} صدق الله العظيم [الأنفال:36].
    { كافران اموالشان را خرج مى‌كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اموالشان را خرج خواهند كرد و حسرت خواهند برد، سپس مغلوب مى‌شوند.}

    برای مثال ولیدبن المغیره که تمام مال خود را داد تا مردم را از راه خدا باز دارد. او همه مال خود را در این راه انفاق کرد ولی بعد از آن شکست خورد و کشته شد و تمام اموالی که انفاق کرده بود حسرتی شد در پیشگاه پروردگار. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ (5) يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالاً لُّبَداً (6)} صدق الله العظيم [البلد].
    {آيا مى‌پندارد كه كس بر او چيره نگردد؟ (۵) مى‌گويد: تمام مالم را تباه كردم. (۶)}
    به این معنی که تمام مال خود را برای تجهیز سپاهی انبوه بر ضد خدا و رسولش؛ تباه کرد و تصور می‌کرد هیچ کس بر او غلبه نخواهد کرد. اما شکست خورد و مالی که برای باز داشتن راه حق صرف کرده بود عامل حسرت او در نزد پروردگارش گردید.
    از خلال این بحث معنی حق کلمه (لبَداً) را که دوبار در قرآن آمده است؛ دریافتیم. یک بار در این فرموده خداند تعالی: {يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالاً لُّبَداً} یعنی تمام مالش را برای تجهیز سپاهی بر ضد خداو اولیایش انفاق کرد و وقتی خداوند او را شکست داد؛ مالش حسرتی شد در پیشگاه پروردگارش و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ} صدق الله العظيم [الأنفال:36].
    { كافران اموالشان را خرج مى‌كنند تا مردم را از راه خدا بازدارند. اموالشان را خرج خواهند كرد و حسرت خواهند برد، سپس مغلوب مى‌شوند.}
    كلمه ( لبَداً ) در جای دیگری از قرآن عظیم هم آمده است:
    {وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّـهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا ﴿18﴾ وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّـهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿19﴾} صدق الله العظيم [ الجن ].
    { و مسجدها از آنِ خداست. و با وجود خداى يكتا كسى را به خدايى مخوانيد. (۱۸) چون بنده خدا براى پرستش او بر پاى ايستاد، نزدیک بود همگی علیه او جمع شوند(۱۹)}
    واین گونه به این نتیجه روشن و اکید رسیدیم که معنی فرموده خداوند تعالی: {يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالاً لُّبَداً} یعنی تمام مالش را تباه کرد. همین معنی را هم در این فرموده خداوند تعالی می‌یابیم:
    {
    وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّـهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿19﴾} صدق الله العظيم [ الجن ].
    { چون بنده خدا براى پرستش او بر پاى ايستاد، نزدیک بود همگی علیه او جمع شوند(۱۹)}
    یعنی نزدیک بود همه علیه او جمع شوند. حال به سراغ بحثی فراگیر درمورد کلمه "
    بث" در قرآن عظیم می‌آییم که در جاهای مختلفی آمده است. از جمله این فرموده خداوند تعالی:
    {قَالَ إِنَّمَا أَشْكُوا بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [يوسف:86].
    { گفت: شکایت و اندوهی که از زبانم خارج می‌شود را به (درگاه) خدا می‌برم، و من از سوی خدا چیزهائی می‌دانم که شما نمی‌دانید.}
    یعنی کلامی که از زبان او درباره مصیبتی که گرفتارش شده جاری می‌شود، تنها خطاب به پروردگارش است و بس و اینکه او از رحمت خداوند مأیوس نیست باشد که خداوند یوسف و برادرش را به او بازگرداند. او از رحمت خداوند مأیوس نیست و چنین یأسی تنها کار ظالمان است. در اینجا معنی کلمه " بث"را آموختیم که به معنی خارج شدن و بیرون آوردن است. همانا که مقصود یعقوب این بود: کلامی که از دهان یعقوب خارج شده و گوش آن را می‌شنود؛ هذیان نیست و او از روی گمراهی قدیمی سخن نمی‌گوید. بلکه این کلام از دهانش خطاب به پروردگارش که می‌شنود و می‌بیند و از حال او آگاه است؛ بیرون می‌آید . یعقوب امید به رحمت خداوند دارد تا یوسف و برادرش را باز آورد و از رحمت خدا مأیوس نیست. کلمه " بث" در این فرموده خداوند تعالی واضح و به معنی خارج کردن و بیرون آوردن است:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ ربّكم الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء} [النساء:1].
    {ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت.}
    یعنی از خدای‌تان پروا کنید؛ همان پروردگاری که شما را از یک تن آفرید که همان آدم بود و از او همسرش را آفرید و از آن دو تعداد زیادی از زنان و مردان را به وجود آورد. پس برایمان روشن شد که معنی "بث" خارج شدن و منتشرشدن است خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاللَّـهُ أَخْرَ‌جَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ} صدق الله العظيم [النحل:78].
    { خداوند شما را از شکم‌های مادران‌تان بیرون آورد}.
    و برایمان روشن شد که معنی کلمه "بث" بی شک و تردید خارج شدن و بیرون آوردن است و مقصود خداوند از {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء} این است که از آن دو ذریه آنها که تعداد زیادی مرد و زن بودند خارج شدند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ} [القارعة:4].
    { روزی که مردم مانند ملخ هر سو پراکنده شوند}.
    و در اینجا هم کلمه "بث" مترادف انتشار و پراکنده شدن است. در این فرموده خداوند تعالی:
    {يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ} [القارعة:4]{ روزی که مردم مانند ملخ هر سو پراکنده شوند}.
    مقصود این است که از شدت کثرت مانند ملخ‌ها پراکنده هستند.
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ} صدق الله العظيم
    { همچون ملخ‌های پراکنده از قبرها خارج می‌شوند،}
    و این فتوای حق ما درمورد معنی کلمه"بث" و مترادف‌های آن است یعنی "بث" و "نشر" و "أخرج". ما برایت دو آیه آوردیم که برای نشان دادن کثرت مردم در روز رستاخیز به شدت واضح هستند و آنها را به ملخ‌های پراکنده تشبیه کرده است. این دو آیه این فرموده‌های خداوند تعالی هستند:
    {يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ} صدق الله العظيم [القارعة:4]
    { روزی که مردم مانند ملخ هر سو پراکنده شوند}
    {يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ} صدق الله العظيم
    { همچون ملخ‌های پراکنده از قبرها خارج می‌شوند،}

    به یقین دانستیم معنی کلمه "بث" نشر است؛ سپس از درستی معنی حق و روشن کلمه "المبثوث" یعنی منتشرمطمئن شدیم. از مترادفات "بث" پخش و پراکنده است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا} صدق الله العظيم [الإنسان:19].
    {چون آنها را ببينى، پندارى مرواريد پراكنده‌اند.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ}
    صدق الله العظيم [الإنفطار:2]،
    { و آنگاه كه ستارگان پراكنده شوند،}
    یعنی در فضا منتشر و پراکنده شدند. یعنی اجرام آسمانی به صورت بک مجموعه واحد بودند و بعد از انفجار پراکنده و در فضا منتشر شدند. لذا معنی آن "انتشرت" یعنی پراکنده شدن در فضاست. پس معنی "المبثوث" هم یعنی منتشر و پراکنده و "بث" یعنی نشر.


    و بعد از بررسی کلی وفراگیر درمورد کلمه "بث" که در کلام خداوند تعالی آمده است به اینجا می‌رسیم: {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء} یعنی از آن دو مردان و زنان زیادی خارج شدند. {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء} یعنی از آن دو مردان و زنان زیادی منتشر شدند. {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء} یعنی از آن دو، مردان و زنان زیادی پراکنده شدند. ممکن است برادر المستشار گمان کند در ابتدای کار بارداری به این صورت بوده که برادر به خواهرش بگوید باردار شو و بارداری صورت گیرد ولی این ادعا نیاز به برهان قاطع و روشن وواضح از قرآن دارد تا کسی که با تو با دلیل و برهان مباحثه می‌کند؛ قانع شده و پیرو تو شود و یا با علمی که از دانش تو هدایت کننده‌تر است، تو را قانع کند و تو پیرو او شوی. تمام آنچه که ما آوردیم تنها برای یک کلمه واحد قرآن است یعنی کلمه "بث" و آن عالم " منتشر شده " ذریه آدم و حواست. مهدی منتظر ناصر محمد یمانی از علم نحو تقریبا چیزی نمی‌داند ؛ ولی شایسته نیست در معنی لغوی اشتباه کنم چون من خود را ملزم می‌دانم از خود قرآن برهان قاطع داشته باشم. برای همین است که بیانات حق من از قرآن عاری از خطای لغوی در امر معانی کلمات قرآنی است؛ اما ممکن است درآن خطای املایی دیده شود. این هم برهان ناصر محمد یمانی است که نشان می‌دهد او بیان حق قرآن را با وحی تفهیمی از خداوند رحمن و رحیم دریافت می‌کند و خداوند مرا به سوی برهانی از همین قرآن راهنمائی می‌کند . این عجیب است چون من قرآن را حفظ نیستم و چقدر در پیام رسان‌ها از من سؤال می‌شود که آایا قرآن را از حفظ می‌دانم؟ جواب من به آنها این است که که من معنا و بیان قرآن را از حفظ دارم و وقتی به بعضی از آنها می‌گویم "له الحمد" تصور می کنند مقصودم این است که " آن را از حفظ می‌دانم". ممکن است یکی ازشما بگوید" چرا نمی‌گویی خیر قرآن را از حفظ نمی‌دانم"؟ در پاسخ می‌گویم در این صورت افراد جاهل همان جا رو گردانده و می‌روند وسپس می‌گویند "چطور می‌گویی مهدی منتظری ولی قرآن را از حفظ نمی‌دانی!" در پاسخ این افراد دوباره تکرار کرده و می‌گویم: حفظ نبودن قرآن معجزه بزرگ خداوند است. چون چطور ممکن است با اینکه ناصر محمد یمانی قرآن را از حفظ نمی‌داند؛ ولی برهان و دلایل مربوطه را ازهمین قرآن و ازمواضع پراکنده و از اینجا و آنجای قرآن جمع کرده و برایتان استنباط کند؟
    داستانی را درمورد یکی از دوستانم که نزد من بسیار عزیز است و نامش بدر محمد است برایتان بازگو می‌کنم. او در مورد بیان این آیه از من سؤال کرد:
    ‏‏{وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ‏} صدق الله العظيم [الصافات:96]،
    {در حالی که خداوند شما را و آنچه را که می سازید(بتها) آفریده است}
    به او گفتم آیا این آیه از قرآن است و خداوند تعالی فرموده است: ‏‏{وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ‏} ؟و به پروردگار عالمیان قسم می‌خورم نمی‌دانستم این آیه قرآنی است. ولی اگر همان طور که می‌گویی به حق آیه از قرآن است؛ به یقین مقصود خداوند بت‌هایی است که به جای خداوند عبادت میشوند و خود آفریده خداوندند فرقی ندارد که از خرما باشد یا از طلا ، آهن ، سنگ ویا مس؛ همه این مواد آفریده خدا هستند. این بیان با وحی تفهیمی از پروردگار عالمیان به قلب من رسید. ولی از کجا می‌توانم بدانم این الهام از خداوند رحمن است نه از جانب شیطان. پس باید مطمئن شوم این آیه از قرآن است و اگر در قرآن بود؛ برادر بدرمطمئن باش تأویل آن همین است و بی‌تردید مقصود خداوند این است که این پروردگار است که هم آنها را آفریده و هم آنچه که آنها می‌سازند، یعنی بت‌هایی که آنها می‌سازند چه از خرما باشد یا طلا؛ آهن ، مس، سنگ با نقره ؛ همه این مواد آفریده خداوندند. تمام اینها آفریده خداست؛ پس چگونه خالقی که آنها و مصنوعات آنها را آفریده رها کرده و مخلوق را به عنوان بت می‌پرستند؟ بدر به من گفت: از کجا می‌دانی بیان آیه این است. در این آیه ذکری از عبادت نیامده؛ بلکه خداوند تعالی می‌فرماید: ‏‏{وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ‏} و نگفته است "و آنچه که عبادت می‌کنید"؟در جواب او گفتم: اگر این آیه ‏‏{وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ‏} در قرآن باشد؛یقین داشته باش این بیان حق آن است که خداوند و پروردگار عالیمان آن را به من الهام نموده است. ما در خانه یکی از دوستان بدر بودیم ولی دوست بدر آنجا نبود. کتاب قرآن هم در دسترس ما نبود. بدر بلند شد و با شخصی که قرآن را از حفظ می‌دانست تماس گرفت و به او گفت آیه‌ای که در آن خداوند تعالی فرموده است: ‏‏{وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ‏} صدق الله العظيم و هم چنین آیه قبل و بعد آن را برایمان قرائت کند:
    {فَرَاغَ إِلَىٰ آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿91﴾ مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿92﴾ فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿93﴾ فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿94﴾ قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿95﴾ وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿96﴾ قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿97﴾ فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿98﴾} صدق الله العظيم [ الصافات ].
    {آنگاه پنهانی نزد معبودانشان رفت و گفت: آیا (چیزی) نمی خورید؟ (۹۱) شما را چه شده است که سخن نمی گویید (۹۲) پس به سوی آنان روی آورد (و) ضربه ای محکم (با دست راست) بر آنها زد (۹۳) آنها (= قومش) شتابان به سوی او روی آوردند. (۹۴) (ابراهیم) گفت: آیا چیزی را می پرستید که خود تراشیده اید؟! (۹۵) در حالی که خداوند شما را و آنچه را که می سازید(بتها) آفریده است (۹۶) (بت پرستان) گفتند: بنائی برایش بسازید، و او را در آتش بیفکنید (۹۷) پس آنها در حق او نیرنگ و مکر ورزیدند و ما آنها را (مغلوب و) پست ساختیم. (۹۸)}
    اینجا بود که دوست من بدر متحیر شد که چطور من تأویل آن را با دقت کامل و بدون خطا می‌دانم. به او گفتم به خداوندی که انسان را از خاک خلق نموده و قرآن را نازل کرده و ابرها را روان می‌سازد و أحزاب را پراکنده کرد و هزیمت داد؛ من از وجود این آیه در قرآن عظیم خبر نداشتم: {وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم، دوستم بدر گفت؛ من هم نمی‌دانستم این آیه در کجای قرآن آمده است و آیه قبل و بعد آن را هم نمی‌دانستم چیست؛ فقط اطمینان داشتم این ایه از قرآن است و قبلاً آن را خوانده‌ام و در نمازی که با صدای بلند خوانده می‌شود آن را شنیده و حفظ کرده بودم{وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم، و خواستن بپرسم چگونه خداوند عمل انسان را می‌آفریند. تا اینکه تو بیان حق آن را برایم عنوان کردی با اینکه وجود این ایه در قرآن را نپذیرفتی تا اینکه به نام پروردگارم قسم خوردم که این آیه از قرآن است. تو چند دقیقه‌ای فکر کردی و سپس گفتی اگر این آیه در قرآن موجود باشد؛ بیان آن چنین و چنان است و برایم روشن شد بیان تو حق است و این حاصل تدبر تو در قرآن نبود بلکه الهام مستقیم خداوند رحمن الرحیم است
    من از ا
    و حرفهائی شنیدم که به من شرح صدر داد و امیدوارم خداوند او را پایدار نگه دارد. به خدا قسم می‌خورم با آنکه من تنها جزیی کوچک از قرآن و از سوره‌های کوتاه و هم چنین تعداد کمی از ایات از اینجا و آنجا را از حفظ دارم ولی فکرم بسیار مشغول آن است و اگر آیه‌ای را خوانده و یا در نماز بشنوم و ندانم از کجای قرآن است؛ درمورد آن فکر می‌کنم و می‌گویم؛ پروردگارا؛ مقصود تو از چنین کلامی چیست و می‌خواهم آن را بفهمم. فکر می‌کنم و گاهی این تفکر به طول می‌انجامد وناگهان تأویل آن از همین قرآن برایم آشکار شده و به صورت روشن و واضح در پیش رویم قرار می‌گیرد. سپس در قرآن به دنبال برهانی برای آن بیان می‌گردم تا اطمینان پیدا کنم ابن الهام از نزد خداوند رحمن است نه اینکه از جانب شیطان و یا وسوسه او باشد. پس اگرآیه‌ای به خاطرم آمد و بیان آن را خواستم؛ به خوبی فکرمی‌کنم تا این که برهان آن در قرآن به خاطرم می‌اید؛ فقط نمی‌دانم این برهان در کدام سوره است؛ این چه کسی است که برهان را از اینجا و آنجای قرآن به من الهام می‌کند؟ این وحی تفهیمی از خداوند رحمن است نه وسوه شیطان رجیم. و برای آن که بدانم این وسوسه شیطان رجیم نیست که برهان علمی را از جای جای قرآن به من الهام می‌کند، دلیل را از خود همین قرآن برایتان می‌آورم. من خیلی وقت‌ها از سؤال حق‌جویان در باره اینکه:آیا قرآن را از حفظ می‌دانی فرار می‌کنم. اگر بگویم نه قرآن را از حفظ نمی‌دانم؛ اگر طرف از جاهلان باشد رو گردانده و به پشت سرش هم نگاه نمی‌کند. ولی خردمندان خواهند گفت: سبحان الله؛ چه کسی بیان حق قرآن را این گونه به تو آموخته است که طوری از مواضع مختلف و سوره‌های متعدد دلیل می‌آوری که انسان گمان می‌کند قرآن را از حفظ می‌دانی ولی تو آن را از حفظ نیستی؟ در این صورت این معجزه‌ای برای توست و از جانب تو نیست چون خداوند است که بیات حق را به تو آموخته تا بتوانی از مواضع مختلف و متفرق قرآن دلیل آورده و بیان قانع کننده‌ای ارائه دهی؛ در حالی که تمام قرآن را حفظ نیستی. این نشانه‌ی آن است که بیان حق را از خداوند حکیم و علیم دریافت می‌کنی و حفظ نبودن قرآن از جانب من باعث ایمان بیشتر و استوارتر او می‌شود.اینان خردمندند. اگر هر کس که قرآن را از حفظ می‌دانست، می‌توانست برای آن بیان بیاورد؛ تمام کسانی که قرآن را ازحفظ می‌دانند می‌توانستند قرآن را برای شما بیان کرده و توضیح دهند؛ آیا فکر نمی‌کنید؟

    در این که قران را از حفظ نیستم با من مجادله ( و تکذیب ) نکنید ؛ با اینکه من آن را از حفظ نمی‌دانم ولی خدا را شاهد می‌گیرم - وشهادت خدا کافی است- که من مانند الاغی نیستم که بارش پر از نوشته‌هاست ولی نمی‌داند چه بر پشت خود حمل می‌کند. برای همین قبل از حفظ قرآن در آن تدبر و تفکر می‌کنم تا آن را بفهمم و این اطاعت فرمان خداوند به خردمندان است که قبل از حفظ کتاب در آن اندیشه و تدبر کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَابِ} صدق الله العظيم[ص:29].
    {كتابى مبارك است كه آن را بر تو نازل كرده‌ايم، تا در آياتش بينديشند و خردمندان از آن پند گيرند.}
    ای مردم؛ بی‌تردید خداوند قرآن را برای استفاده کردن فرستاده است تا از آن سود برده و بسیاری از أمور آموخته شود؛ و اگر شنونده قرآن تنها برای حفظ آن را بشنود؛ مانند کسی است درگوش او آوزای شود ولی تنها چیزی که می‌شنود آن بانگ است و کلامی را درک نمی‌کند. لذا مانند کسی می‌شود که به صدا گوش می‌دهد اما در حقیقت نمی‌شنود.خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ} صدق الله العظيم [البقره:171].
    { مَثَل كافران، مثَل حيوانى است كه كسى در گوش او آواز كند، و او جز بانگى و آوازى نشنود.کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی‌فهمند!}
    یعنی مانند چهارپایان هستند. وقتی شما به چهارپایان بانگ می‌زنید؛ کلام را نمی‌فهمند ولی از شما می‌گریزند. با اینکه نمی‌دانند چه به آنها می‌گویید ولی صدا و ندای شما باعث فرار آنها می‌شود.کافرانی هم که قرآن را نمی‌فهمند همین طور عمل می‌کنند. قرآن را نمی‌فهمند و برای همین از آن رومی‌ گردانند؛ چون اگر می‌فهمیدند در قرآن چه چیزی آمده است؛ می‌دانستند که حق است و نازل شده از نزد پروردگار. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِمَّا تَقُولُ ْ} صدق الله العظيم [هود:91].
    { گفتند: «ای شعیب! بسیاری از آنچه را می‌گویی، ما نمی‌فهمیم}
    لذا عدم فهم؛ عامل این بود که نسبت به کتب پروردگارشان کافر شوند؛ چون اگر ساکت شده و گوش می‌دادند می‌توانستند بفهمند که حق است یا افسانه‌های گذشتگان؛ به محض آن که به آن گوش و چشم فرا می‌ٔدادند؛ خداوند برای آنان نوری مقرر می‌داشت تا سینه‌هاشان گشاده شده و بصیرت یابند. ولی استکبارانسان در برابر حق و قناعت بدون برهان و دلیل به آنچه که به آن اعتقاد دارد برای او فاجعه‌آمیز است . برای همین مستعد نیست تا آنچه که به او گفته می‌شود را بفهمد؛ چون یقین دارد بر حق است و نیازی به تدبر در سخنان و آنچه که درنزد توست ندارد. این اشتباه بسیاربزرگی است؛ فرض کنیم کسی که دعوتی را مطرح می‌کند در مسیر باطل باشد؛ برماست که بدانیم أولا چه چیزی دارد و حجت او چیست تا برای ما روشن شود آشکارا در گمراهی است. سپس به او بگوییم درباره این آیه که گمان می‌کنی بیان آن چنین و چنان است؛ اشتباه می‌کنی؛ بیا تا بیان حق آن را برایت گفته و به طور مفصل شرح دهیم. اینجاست که سلاح علمی‌ مورد استنادش را که به آن متکی است از او می‌گیرید و تنها کاری که می‌تواند بکند این است که از پروردگارش طلب استغفار نماید و بداند که آشکارا گمراه بوده وبعد از آن که حق آمده از نزد پروردگارش برایش روشن شد،پیروآن گردد. اگر حق‌جو درمورد ناصر محمد یمانی بگوید: خداوند با دادن عقل به من یاری رسانده و اگر عقلم زایل شود؛ دیگر اعمالم ثبت نمی‌شوند. پس اگر ناصر محمد یمانی مجنون و یا گمراه باشد؛ با تدبر در کلامش متوجه خواهم شد و می‌فهمم دلایل مورد استنادش که با آنها تمام علمای امت را به چالش می‌کشد چیست. او به خداوند قسم می‌خورد؛ حتی قبل از شروع گفتگو قسم یاد می‌کند که همه آنها را به حق خاموش ساخته و بر ایشان چیره خواهد شد. ممکن است مجنون و گمراه باشد؛ ممکن هم هست با اطمینان کامل به حق سخن گفته و راه راست را نشان دهد. برای همین تا ندانیم در سرش چه می‌گذرد درباره او قضاوت نمی‌کنیم. ما از خلال بیاناتش می‌توانیم دریابیم که آیا بیانات او مثل دیگر مدعیان مهدویت؛ وسوسه شیطان رجیم است؟ اگر چنین امری برایمان روشن شد تلاش می‌کنم ناصر محمد یمانی را نجات دهم تا به خاطر نجات او و جاهلانی که پیرو او شده‌اند از خدا اجر ببرم و برای او و پیروانش روشن سازم که گمراه هستند. چنین کسانی؛ مسلمانان خردمند هستند؛ کسانی که امر دین برای‌شان اهمیت دارد و حریص هستند مانع از این شوند که گمراهان باعث به بیراهه رفتن و گمراهی مسلمانان شوند.
    اما متأسفانه کسانی که اهل اندیشه و تدبر نیستند می‌گویند: چگونه از پشت اینترنت و کامپیوتر باور کنیم او مهدی منتظر است؟ اگر او مهدی منتظر حق پروردگارعالمیان است؛ چرا دربرابر امت حاضر نمی‌شود؟ در پاسخ می‌گوییم: آیا ایمان نداری که مهدی منتظر در کنار رکن یمانی و بین رکن و مقام حاظر خواهد شد تا بیعت بگیرد؟ جواب خواهد داد: بله؛ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم فرموده است:
    [ المهدي يظهر بين الركن والمقام ]. در پاسخ می‌گوییم: ایا از نظر شما منطقی است که من بین رکن و مقام در میان مردم حاضر شده و بگویم؛ ای اهالی مکه من مهدی منتظرم و آنها هم به من احترام گذاشته و خوش‌آمد بگویند! خیر خداوند آنها را فوراً هلاک خواهد کرد؛ چون به خاطر وجود تعداد زیادی از مدعیان مهدویت که ندانسته و به ناحق و با وسوسه شیطانی ادعای مهدویت کرده‌اند؛ مردم به من هجوم می‌آورند و نمی‌فهمهند چه در چنته داشته و نزد من است. عمل این مدعیان باعث شده تا وقتی مهدی منتظر حق پروردگارشان بیاید؛ مستقیماً از او روی گردان شوند؛ چون هر از چندگاهی خبر خروج مهدی منتظر جدیدی را از جایی شنیده‌اند؛ لذا راه حل این قضیه چیست؟ راه حل این است که قبل از ظهور گفتگو صورت گیرد و بعد از تصدیق امر؛ درکنار بیت العتیق حاضر شوم. اگر بنا را بر روگرداندن و سرباز زدن از حق بگذارید؛ پروردگارتان مهدی منتظر حق را در یک شب با سیاره عذاب یا "الرجفة"که قبل آن رخ می‌دهد بر تمام مردم جهان غلبه خواهد داد در حالی که همگان ناتوان و شده‌اند.
    و اما اینکه چرا اینترنت را انتخاب کردم؟ در پاسخ می‌گویم: این انتخاب برای دعوت از تمام علمای مسلمان و یهود و مسیحی است تا با بیان حق قرآن شأن خود را به آنان ثابت نمایم و برایشان روشن شود آن ( بیان قران ) حق است و از جانب پروردگارشان آمده است. تعداد علمای مسلمین و یهود و مسیحی و علمای سایر ادیان بسیار زیاد است؛ آیا نمی‌بینید اینترنت جهانی در زمانی که خداوند مقدر نموده است به وجود آمد چون تنها راهی است که گفتگوی مهدی منتظر با تمام علمای بشر را تسهیل می‌کند و هر دانشمند و عالمی در منزل خود نشسته و برای گفتگو نیازی به مسافرت نیست؛ بلکه تنها با روشن کردن کامپیوتر و نوشتن ( پایگاه ناصر محمد یمانی) می‌تواند بر سر میز جهانی گفتگوی او حاضر شده و ببیند که کسی که به زعم خود مهدی منتظر وخلیفه خداوند بر بشر است؛چه می‌گوید، آیا راست می‌گوید یا تنها دروغ‌گویی جسور و گستاخ است؟ او می‌تواند بعد از تدبر در هر یک از بیانات، برای اعتراف به حق بودن آن و یا برای رد آن بیان در (پایگاه ناصر محمد یمانی) عضو شود و مستقیم به موضوع پاسخ دهد.
    من هم اکنون به مدیریت پایگاه دستور می دهم به محض اینکه کسی در این پایگاه ثبت نام کرد؛ فوری عضویت او فعال شود تا بتواند بدون انتظار کشیدن مطالب خود را بنویسد. این امر قبلا اتفاق افتاده و مدیریت به دستور من عمل کرده است. ولی مشکلی که وجود دارد این است که برخی از سفیهان و افراد خیابانی در سایت لینک‌هایی می‌گذارند که مروج فحشاء و منکر است و آن را به پایگاه ناصر محمد یمانی لینک می‌دهند. برای همین به مدیریت پایگاه گفتم آنچه که می خواهی انجام بده و تا زمان بررسی؛ فعال کردن عضویت را به تأخیر بینداز. اما ابن عمر این مکر آنان است چون نمی‌خواهند نور خداوند کامل شود. پس بار دیگر دستور می‌دهم اجازه فعال شدن فوری عضویت کسانی را که در پایگاه ثبت نام می‌کنند بده. و اما لینک‌هایی که حاوی بی بندوباری است؛؛ مردم خواهند دانست که کار سفیهان است و اگر من یا تو از آن باخبر شدیم؛ حذف‌شان می‌کنیم و عضویت آن فرد را فوری لغو می‌نماییم. خداوند در برابر او برای ما کافی است؛ آیا فکر می‌کند هیچ کس اعمال او را نمی‌بیند؟ ایا خداوند به او دو چشم نداده است؟ کسی که چیزی ندارد؛ نمی‌تواند عطایی بکند؟ و مادامی که خداوند به او چشم داده تا ببیند؛ خداوند هم می‌بیند و می‌شنود که او در این پایگاه پاک و مطهر از بدی و فحشا؛ چه می‌کند. مجرمان باعث نشوند دستور مرا اجرا نکنی. خداوند در برابر همه آنها برای ما کافی است.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين .
    من شما را به مبارزه می‌طلبم تا با قرآن با من محاجه کنید. هرآیه‌ای که بیاورید؛ من تفسیر و بیانی بهتر و نیکوتر از شما خواهم آورد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالحقّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا} صدق الله العظيم [الفرقان:33].
    {و هیچ مَثَلی برای تونمی‌آورند، مگر آنکه ما حق را با نیکوترین تفسیر (و بیان) برایت آوریم}
    وسلام ٌعلى المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 3867 من الموضوع: ( التكاثر بين بني آدم ) الجواب الحقّ من الكتاب للفيصل اليماني ..



    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 11 - 1429 هـ
    18 - 11- 2008 مـ
    12:23 صــباحاً
    ـــــــــــــــــــــــ



    أَبشِر بالفتوى الحقّ لكلمة {بثَّ} في القرآن العظيم مع مرادفاتها ..

    كتب ( الباحث المستشار ) بتاريخ / 11-17-2008, 08:49 AM: أخي ناصر اليماني الفذ المتفرد... يا أخي والله إني ما وددت إلا أن تجيبني على كلمة ( بث ) فهلا تجيبني من فضلك ماذا تعني كلمة ( بث منهما رجالاً كثيراً ونساءا ) . ويعلم الله أني لا أجتهد ولكني أستبصر كلام الله على سنة المصطفى عليه الصلاة والسلام وعلى سنة أنبياء الله أجمعين....التدبر والتفكر في خلق الله وفي أياته...فلا تعمد إلى نقطة الفتوى هذه التي إعتدت أن أقرأها كثيراً في مقالاتك....أنا أريد شيئاً واحداً عدم تأويل أيات الله إلا بما أراده الله...فإن قلت أن الله لم يخلق جنساً ثالثاً فهنا أنت قمت بالإفتاء وليس أنا...أنا كل ما أسألك عنه كلمة ( بث ) ...أرجوا النظر فيها بما فتح الله عليكم...وصلى الله وسلم على سيدنا محمد وعلى آله الطيبين وصحبه الأكرمين والحمد لله رب العالمين.
    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين وبعد..
    أخي المستشار، حين لا تفهم المعنى لكلمةٍ ما في القرآن العظيم فعليك أن تبحث عن معناها في مواضعَ أخرى في القرآن العظيم فتجعل بحثك شاملاً، ولو كانت في موضعٍ آخرَ فليس ذلك قياساً لاستنباط حكمٍ؛ بل لمعرفة المعنى الحقيقي للكلمة التي تجهل معناها، وعلى سبيل المثال قال الله تعالى: {وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّـهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا ﴿١٨﴾ وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّـهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الجن].

    والبيان الحقّ لهذه الآية: بأن كفار قريشٍ حين قام محمدٌ رسول الله في المسجد الحرام يدعو الله وحده وكافراً بعبادة الأوثان التي نصبوها داخل البيت العتيق فيعبدونها من دون الله وحين رأوا محمداً رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - كافراً بعبادتها وقام في المسجد الحرام يدعو الله وحده أغضب ذلك كفار قريش الحاضرين حين قام يدعو الله وحده فكادوا أن يكونوا عليه جميعاً فيَنقَضُّون عليه جميعاً ناهينه عن عبادة الله وحده فيقولون: "أجعل الآلهة إلهاً واحداً!" المهمّ أنّنا عرفنا أن معنى {كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا} أيْ: كادوا أن يكونوا عليه جميعاً، فتبيَّن لنا المعنى الحقّ لكلمة لبداً أنه يقصد (جميعاً)، وبقي السلطان الواضح من القرآن لبرهان المعنى الحقّ لكلمة {لِبَدًا} أنها جميعاً فآتيكم به من قصة الكفار الذين ينفقون أموالهم جميعاً ضدّ الله ورسوله ثم تكون عليه حسرةً عند ربّهم فيُغلَبون، وقال الله تعالى: {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ} صدق الله العظيم [الأنفال:36].

    كمثال الوليد ابن المغيرة الذي أنفق ماله كُلَّه لِيَصُدَّ عن سبيل الله فأنفق ماله جميعاً ثم غُلِب وقُتِل ثم كان ماله الذي أنفقه جميعاً حسرةً عليه عند ربه وقال الله تعالى: {أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ ﴿٥﴾ يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [البلد].

    بمعنى أنه أهلك ماله جميعاً لتجهيز جيشٍ جرّارٍ ضدّ الله ورسوله فيحسب أنْ لن يقدِر عليه أحدٌ، ثم يُغلَب ثم يكون عليه مالُه حسرةً عند ربِّه الذي أنفقه جميعاً للصدِّ عن الحقّ.

    ومن خلال البحث فهمنا المعنى الحقّ لكلمة (لبَداً) التي وردت في القرآن مرتين في قول الله تعالى: {يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا ﴿٦﴾} أيْ: أنفق ماله جميعاً لتجهيز الجيش ضدّ الله وأوليائه ثم يغلبه الله ثم يكون ماله عليه حسرةً عند ربه وقال الله تعالى: {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ} صدق الله العظيم، وكذلك وردت كلمة (لبَداً) في موضعٍٍ آخر في القرآن العظيم في قول الله تعالى: {وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّـهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّـهِ أَحَدًا ﴿١٨﴾ وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّـهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم.

    وها نحن خرجنا بنتيجةٍ بيِّنةٍ مؤكّدةٍ أن المعنى لقول الله تعالى: {يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا ﴿٦﴾} أيْ: أهلك ماله جميعاً، وكذلك نجدها هي نفس المعنى في قول الله تعالى: {وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّـهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم، أيْ: كادوا أن يكونوا عليه جميعاً.

    ونأتي الآن للبحث الشامل في القرآن العظيم لكلمة (بثّ) التي وردت في عدة مواضيع في القرآن العظيم في قول الله تعالى: {قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّـهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [يوسف].

    بمعنى أنه يخرج كلامه من لسانه مُخاطِباً به ربَّه وليس لسواه بما أصابه وأنه لن ييأس من رحمته عسى الله أن يأتيه بيوسف وأخيه جميعاً؛ إنه لا ييأس من رحمة الله إلا الظالمون، وعلمنا المعنى الحقّ لكلمة (بثَّ) في هذا الموضع بأنه الإخراج، وإنما يقصد يعقوب أن كلامَه الذي أخرجه لسانه فسمعوه أنه ليس هذياناً منه وليس في ضلاله القديم؛ بل يبثه إلى ربِّه الذي يسمع ويرى ويعلم بحاله راجياً رحمته أن يأتيه بيوسف وأخيه وأنه لن ييأس من رحمته، برغم أن المعنى واضحٌ لكلمة بثَّ أنه الإخراج في قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} [النساء:1].

    بمعنى اتقوا الله ربّكم الذي خلقكم من نفسٍ واحدةٍ وهو آدم وخلق منها زوجها وهي حواء وأخرج منهما رجالاً كثيراً ونساءً وتبيَّن لنا أن البث أنه الإخراج وقال الله تعالى: {وَاللَّـهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ} صدق الله العظيم [النحل:78].

    وتبيَّن لنا بلا شكٍّ ولا ريبٍ أنَّ (البث) هو الإخراج، بمعنى أن المقصود لقوله تعالى {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} أيْ: أخرج منهما ذُريةً كثيراً من النساء والرجال وقال الله تعالى: {يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿٤﴾} [القارعة].

    وكذلك آتيك بالمُرادف لكلمة البث في هذا الموضع أنه (النشر)، وذلك لأن معنى قوله تعالى: {يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿٤﴾} أيْ: كالجراد المنشور لكثرتهم وقال الله تعالى: {يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ} صدق الله العظيم [القمر:7]، وها نحن أفتيناك بالحقّ لمعنى كلمة بثَّ مع مرادفاتها وهي: (بث - نشر - أخرج)، وأتيناك بآيتين أشد وضوحاً بتشبيه الكثرة للناس يوم البعث كالفراش المبثوث أيْ: المنتشر، وهنَّ قول الله تعالى: {يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿٤﴾} {يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ}. فعلِمنا علم اليقين المعنى لكلمة (بثّ) أيْ: نشر، ثم أكَّده المعنى الحقُّ والبيّنُ لكلمة (المبثوث) أيْ: المنشور، وكذلك من مرادفات البثّ أيْ: النثر، وقال الله تعالى: {إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا} صدق الله العظيم [الإنسان:19]. وقال الله تعالى {وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ ﴿٢﴾} [الإنفطار]، أي انتشرت في الفضاء فتفرقت من بعد أن كان الكوكب مُجتمِعاً كُتلةً واحدةً فينفجر فينتشر فينتثر في الفضاء. إذاً معنى انتشرت: مبثوثة في الفضاء. إذاً المبثوث أيْ: المنشور؛ إذاً بثّ أيْ: نشر.

    وبعد البحث الشامل في القرآن العظيم لكلمة (بثّ) التي وردت في قول الله تعالى: {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} أيْ: أخرج منهما رجالاً كثيراً ونساءً، {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} أيْ: نشر منهما رجالاً كثيراً ونساءً، {وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} أيْ: نثر منهما رجالاً كثيراً ونساءً، ولربما ظنَّ أخي المُستشار أن الحمل كان بادئ الرأي بكلمةٍ يقولها الأخ لأخته فتحمل ولكنك تحتاج إلى سلطانٍ واضحٍ وبيِّنٍ من القرآن حتى تُقنِع من يُجادلك بعلمٍ وسلطانٍ فيتبعك أو يُقنِعك بعلمٍ أهدى من علمك فتتبعه، وما أوردناه جميعاً هو ليس إلا بحثاً في كلمةٍ واحدةٍ من كلمات القرآن وهي (بثّ) وأنه العالم (المبثوث) من ذُرية آدم وحواء.
    والمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني لا يكاد أن يكون عنده من علم النحو شيئاً ولكنه لا ينبغي لي أن أخطئ في لُغة المعنى لأني مُلتزِمٌ بالسلطان من ذات القرآن، ولذلك تجدون بياناتي الحقّ للقرآن خاليةً من الخطأ اللغوي في المعنى للكلمة ولكنها توجد لديَّ أخطاءٌ إملائيةٌ، وتِلك بُرهانٌ أن ناصر مُحمد اليماني يتلقّى البيان الحقّ للقرآن بوحي التفهيم من الرحمن الرحيم فيَدُلُّني على البرهان من ذات القرآن.
    والأعجب من ذلك أني لا أحفظ القرآن، وكم وجَّه الكثير لي هذا السؤال على الماسنجر فيقولون: "وهل تحفظ القرآن؟"، فأردّ عليهم بأني أحفظ معناه وبيانه وبعض منهم أقول له: له الحمد. فيظن أني أقصد أني أحفظه.

    ولربما يود أحدكم أن يقول: "ولماذا لا تقول كلا لا أحفظ القرآن؟"، ومن ثم أرد عليه وأقول: إن الجاهل سوف يُولِّي مُدبِراً ولم يُعقِّب فيقول: "وتزعم أنك المهديّ المنتظَر ثم لا تحفظ القرآن"، ومن ثم أرُدّ عليه مرةً أخرى وأقول: بل جعل الله عدم حفظي للقرآن معجزةً كُبرى، إذْ كيف يستطيع ناصر محمد اليماني أن يستنبط لكم السلطان من ذات القرآن من مواضعَ متفرقةٍ ومَن عَلَّمه بالدليل والسلطان هنا وهناك برغم أنه لا يحفظ؟

    وسوف أذكر لكم قصةً مع أحد أصدقائي من الذين يَعزّون علي ويُسمّى (بدر محمد) وجَّه إليَّ سؤالاً عن البيان لآية: ‏‏{وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم [الصافات]، فقلت له: وهل هذه آيةٌ في القرآن يقول الله فيها: ‏‏{وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾}؟ أُقسم بربّ العالمين أني لا أعلم بأن هذه الآية في القرآن، ولكن إذا كانت حقاً كما تقول أنها آيةٌ في القرآن فاعلم علم اليقين أن الله يقصد أصنامهم التي يعبدونها من دون الله أنها من خلق الله سواء يعملونها من تمرٍ أو من ذهبٍ أو من حديدٍ أو من حجرٍ أو من نحاسٍ فهي من خلق الله وهذا ما تلقّيتُه بوحي التفهيم إلى القلب من ربّ العالمين، ولكن كيف لي أن أعلم أن هذا الإلهام من الرحمن وليس من الشيطان؟ فلا بدّ لي أن أتأكّد من أن هذه الآية في القرآن، فإذا كانت في القرآن فتأكّدْ أخي بدر أن هذا هو تأويلها؛ بأن الله يقصد أنه الذي خلقهم وخلق ما يعملون ويقصد الأصنام التي يعملونها مما خلق الله من التمر أو من الذهب أو من الحديد أو من النحاس أو من الفضة أو من الحجر، وكُلّ ذلك من خلق الله فكيف يعبدون المخلوق ويذرون الخالق الذي خلقهم وما يعملون من الأصنام؟ ومن ثم ردَّ علي بدر قال: "وما يُدريك بأن بيان هذه الآية هكذا، فهو لم يذكر العبادة فيها بل قال الله تعالى: ‏‏{وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} ولم يَقُل وما تعبدون؟:، ومن ثم ردَّيت عليه وقُلت: إذا كانت موجودةً هذه الآية في القرآن ‏‏{وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} فاعلم علم اليقين بأن هذا هو بيانها الحقّ قد ألهمني الله ربّ العالمين.

    وكنّا في بيتٍ لأحد الأصدقاء لبدر ولم يكن صديقه موجوداً وليس لدينا كتاب القرآن أو قريباً منا ومن ثم قام بدر واتصل بشخصٍ حافظٍ للقرآن، وقال له آتنا بالآية لقول الله تعالى: ‏‏{وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾‏} وكذلك الآية التي من قبلها ومن بعدها: {فَرَاغَ إِلَىٰ آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿٩١﴾ مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿٩٢﴾ فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿٩٣﴾ فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿٩٤﴾ قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿٩٥﴾ وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾ قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿٩٧﴾ فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿٩٨﴾} صدق الله العظيم [الصافات].

    وعندها اندهش صديقي بدر كيف أني أتيت بتأويلها بالحقّ بدقةٍ مُتناهيةٍ عن الخطأ، وقلت له أُقسم بمن خلق الإنسان من تراب وأنزل الكتاب وأجرى السحاب وهزم الأحزاب أني لم أكن أعلم بوجود هذه الآية في القرآن العظيم {وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم، ومن ثم قال صديقي بدر: "أنا كذلك لم أكن أعلم في أيِّ موضعٍ جاءت في القرآن وكذلك لا أعلم ما الآية التي قبلها وما الآية التي من بعدها غير أني متأكدٌ أنها في القرآن وقد قرأتها من قبل وسمعتها في الصلاة الجهريّة وحفظت هذه الآية {وَاللَّـهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾} فأردت أن أسألك عنها كيف يخلق الله عمل الإنسان، ومن ثم جئتني ببيانها الحقّ مع أنك عارضتَني أنها موجودةٌ في القرآن حتى إذا أقسمتُ لك بربّي أنها موجودةٌ في القرآن ومن ثم أطرقتَ بالتفكير بضع دقائقَ وقلتَ لي إذا كانت حقاً موجودةً في القرآن فبيانها هو كذا وكذا وكذا فتبيَّنَ لي أن بيانك هو الحقّ؛ لم تَحصُل عليه من تدبّرك للقرآن بل إلهامٌ مُباشرٌ من الرحمن الرحيم".

    فسمعتُ منه ما شرح صدري وأرجو له التثبيت من الله، وأُقسم بالله العظيم برغم أني لم أحفظ غير جزءٍ يسيرٍ من سُوَر القرآن من السُّوَر القصار وقليلٍ من الآيات هنا وهناك من أماكنَ متفرِّقةٍ، ولكن فِكري مشغولٌ به كثيراً، فإذا قرأتُ آيةً أو سمعتها في الصلاة الجهريّة ولم أفهم مَوْضِعاً فيها أقوم بالتفكُّر، وأقول: يا ربِّ ما تقصد بقولك كذا وكذا؟ أريد أن أفهم. وأُفكِّر وأحياناً يطول عليَّ التفكير فيها، وفجأةً أفهم تأويلها من ذات القرآن فإذا هي واضحةٌ وجليّةٌ أمامي، ومن ثم أقوم بالبحث عن ذلك السُلطان للبيان في القرآن لأتأكَّد أنَّه إلهامٌ من الرحمن وليس علماً لَدُنِّيًّا من وسوسة الشيطان، فإذا تذكّرتُ الآية وأريد بيانها أُفكِّر ملياً فأتذكَّر سلطانها في القرآن غير أني لا أعلم بأيِّ سورةٍ، فمن الذي علَّمني بالسلطان هنا وهناك في مواضع القرآن؟ إنه الرحمن بوحي التفهيم وليس وسوسة شيطانٍ رجيمٍ، وحتى أعلم أنها ليست وسوسة شيطانٍ رجيمٍ يُعلِّمني بسلطان العلم من مواضعَ متفرقةٍ في القرآن العظيم وآتيكم بالدليل من ذات القرآن، وأتهرّب كثيراً حين يسألني بعض الباحثين عن الحقّ فيقول: وهل تحفظ القرآن؟ فإن قلت له: كلا لا أحفظ القرآن؛ فإذا كان من الجاهلين سوف يُولِّي مُدبِراً ولم يُعقِّب شيئاً، أما أولو الألباب فسوف يقول: (سُبحان الله من علَّمك السلطان الحقّ بالبيان للقرآن من هنا وهناك من مواضعَ مختلفةٍ وسُوَرٍ متعددةٍ حتى يظن من يقرأ بيانك أنك تحفظ القرآن وأنت لا تحفظه! إذاً فتلك كذلك معجزةٌ لك وليس عليك لأن الله هو من علَّمك البيان الحقّ فتأتي بالبيان المُقنِع من ذات القرآن من مواضعَ متفرقةٍ في الكتاب برغم أنك لا تحفظ القرآن كلَّه فهذا يدلّ على أنك تتلقَّى البيان الحقّ من لدُن حكيمٍ عليم، ثم لا يزيده عدم حفظي للقرآن إلا إيماناً وتثبيتاً؛ أولئك من أولي الألباب، ولو كان البيان يعلم به كُلُّ من يحفظ القرآن إذاً لآتاكم بالبيان الحقّ للقرآن جميعُ الذين يحفظون القرآن، أفلا تعقلون؟

    فلا تُماورني بعدم حفظي للقرآن، وبرغم أني لا أحفظه فإني أُشهِد الله وكفى بالله شهيداً إني لست كالحمار الذي يحمل على ظهره وعاءً مملوءً بحمولة الأسفار وهو لا يعلم ما يحمل على ظهره، ولذلك أتفكَّر وأتدبَّر للفهم من قبل الحفظ تنفيذاً لأمر الله لأولي الألباب بتدبُّر الكتاب من قبل الحفظ وقال الله تعالى: {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم[ص].

    ويا قوم، إنما أنزل الله القرآن للفائدة فنستفيد منه فيُبيِّن كثيراً من الأمور، وإذا كان المُستمع للقرآن يستمعه للحفظ فهو مثل الذي يَنعِقُ بما لا يسمع فهو لا يسمع إلا كلاماً ولكنه لا يفهمه فأصبح مثله كمثل الذي يَنعِقُ بما لا يسمع وقال الله تعالى: {وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً ۚ صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿١٧١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    بمعنى أنهم كالأنعام، وأنتم تنعِقون الأنعام فتهرب منكم برغم أنها لا تفهم الكلام الذي تزجرونها به وإنما هربت بسبب دُعاءكم ونداءكم ولكنها لم تفهم من كلامكم شيئاً، وكذلك الذي لا يفهمون القرآن من الذين كفروا ولذلك يُعرِضون عنه لأنهم لو فهموا ما جاء فيه لَعلِموا أنه الحقّ من ربهم وقال الله تعالى: {قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ} صدق الله العظيم [هود:91].

    إذاً عدم الفهم هو سبب الكفر بكتب ربّهم لأنهم لو استمعوا إليه بإنصاتٍ لِيفهموا أحقٌّ هو أم أساطير الأوَّلين، فمُجرَّد ما تصغي إليه آذانهم وأبصارهم يجعله الله عليهم نوراً تنشرح به صدورهم فإذا هم مُبصِرون، ولكن الاستكبار عن الحقّ والاقتناع على ما هو عليه المرء بغير سُلطانٍ بيِّنٍ هي الكارثة عليه، ولذلك هو ليس مُستعِدًّا لفهم ما تقول لأنه موقنٌ أنه على الحقّ ولا داعي أن يتدبَّر قولك أو يفهم ما عندك، وهذا خطأٌ كبيرٌ فلنَفرِض أن الداعية على باطلٍ، فعلينا أن نفهم أولاً ما عنده وما هي حُجته حتى يتبيَّن لنا إن كان على ضلالٍ مبينٍ، ومن ثم نقول له إن الآية التي ظننتَ بيانها كذا وكذا قد أخطأتَ فتعال لنُعلِّمك بالبيان الحقّ لها فنفصِّله لك تفصيلاً، وهُنا أخذتم منه سلاح علمه الذي كان يستند عليه ويركن إليه فأصبح بلا سلاحٍ وما عليه إلا أن يستغفر ربِّه فيعلم أنه كان على ضلالٍ فيتبع الحقّ بعد أن تبيَّن له أنه الحقّ من ربه، ولو كان الباحث عن الحقّ في شأن ناصر محمد اليماني يقول: "أنا قد أمدَّني الله بعقلٍ وإذا أَذهب عني عقلي رفع عني القلم إلا إذا كان ناصر محمد اليماني مجنوناً فسوف يتبيَّن لي جنونه من خلال تدبُّر بيانه، أو هو على ضلالٍ فسوف أفهم ما يستند عليه في دعوته حتى يتحدَّى بإقناع علماء الأمّة بأسرها؛ بل ويقسم بالله قسماً مُقدَّماً لَيُخرِسنَّ ألسنتهم بالحقّ فيُعلن عليهم النصر من قبل الحوار، فهو إما أن يكون مجنوناً أو على ضلالٍ أو واثقاً كُل الثقة أنه ينطق بالحقّ ويهدي إلى صراطٍ مستقيمٍ ولذلك لن أحكم على ناصر محمد اليماني حتى أفهم ما برأسه، أَعْلَمُ بذلك من خلال بيانه، ومن ثم إن كان وسوسة شيطانٍ رجيمٍ كمثل الذين ادَّعوا المهديّة من قبل فسوف يتبيّن لي ذلك فأحاول أن أُنقِذ ناصر محمد اليماني لكي يكون لي أجرٌ عند رَبِّي لأني أنقذته من ضلالٍ وأنقذت الجاهلين الذين قد يصدقونه فيتبعونه، فأُبيِّن له ولأتباعه أنه على ضلالٍ مبينٍ"؛ أولئك هم أولو الألباب من المُسلمين والذين يهمُّهم أمر دينهم ويحرصون أن لا يُضِلّ المسلمين أحدُ الضالين المُضلين.

    ولكن للأسف إن الذين لا يعقلون يقولون: "وكيف نُصدِّق مهديّاً منتظراً على النت وراء الجهاز؟ لماذا لا يظهر للأمّة إن كان هو المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّ العالمين؟". ومن ثم أرد عليه وأقول: ألست تؤمن بأن المهديّ المنتظَر يظهر عند الركن اليماني بين الركن والمقام للمبايعة؟ ومن ثم يقول: "بلى وقال رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم: [المهدي يظهر بين الركن والمقام]"، ومن ثم أرد عليه وأقول: فهل ترى من المنطق أن أظهر للناس بين الركن والمقام وأقول يا أهل مكة إني أنا المهديّ المنتظَر ومن ثم أتلقَّى منهم الترحيب والتكريم؟! بل سوف يُهلِكهم الله فوراً لأنهم سوف يكونون عليَّ لُبَداً ولن يتفهموا ما عندي نظراً لكثرة المهديِّين المُفترِين على الله بغير الحقّ من وسواس الشياطين، حتى إذا جاء المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم يُعرضون عنه مُباشرةً فقد سَئِموا بين الحين والآخر خروج مهديٍّ منتظرٍ جديدٍ، إذاً ما هو الحلّ لهذه المعضلة؟ إنه الحوار من قبل الظهور ومن بعد التصديق أظهر لكم عند البيت العتيق، وإن أبيتم وأعرضتم عن الحقّ من ربّكم فسوف يُظهِر الله المهديّ المنتظَر الحقّ على كافة البشر في ليلةٍ وهم صاغرون بكوكب العذاب أو بالرجفة قبل ذلك.

    وأما بالنسبة لماذا اخترتُ وسيلة الإنترنت؟ فأرد عليه وأقول: أدعو للحوار كافة علماء المسلمين وكذلك النّصارى واليهود لأُثبِت لهم شأني بالبيان الحقّ للقرآن العظيم حتى يتبيّن لهم أنه الحقّ من ربّهم وما أكثر علماء المسلمين والنّصارى واليهود وجميع العلماء على مختلف الديانات، ألا ترى أن الإنترنت العالمية جاءت بقدرٍ مقدورٍ لأنها هي الوحيدة التي تصلح لحوار المهديّ المنتظَر لكافة عُلماء البشر وكُلُّ عالِمٍ في منزله ولا يحتاج للسفر من أجل الحوار بل يفتح جهازه فيكتب (موقع ناصر محمد اليماني)، فإذا هو على طاولة الحوار العالمية فينظر إلى ما يقوله من يزعم أنه المهديّ المنتظَر خليفة الله على البشر هل جاء بالحقّ أم كذّابٌ أشر؟ ومن بعد التدبّر لأيٍّ من البيانات ويريد بالرد بالاعتراف بالحقّ أو الإنكار ثم يُسجِّل عضويته في (موقع ناصر محمد اليماني) ويضغط مُباشرةً بالرد على الموضوع.

    وها أنا ذا أُصدِر أمراً إلى المشرف على طاولة الحوار بموقعي العالمي أن يجعل البدء للمشاركة فور التسجيل وليس الانتظار، وسبق وأن صدر هذا الأمر إليه وقام بتنفيذه، ولكنه شكى بأن بعض السفهاء من أبناء الشوارع يأتون بروابطَ غيرِ مشروعةٍ من التي تنشر الفحشاء والمنكر فيجعلون الرابط بموقع ناصر محمد اليماني، ومن ثم قلت له افعل ما تشاء بتأخير الموافقة على العضوية حتى يتمّ التحريّ، ولكن ذلك مكرٌ يا ابن عمر لأنهم لا يريدون أن يَتِمّ نورُ الله ولذلك آمرك مرةً أخرى أن تجعل الذي يُسجِّل لدينا عضواً جديداً أن تسمح له بالمشاركة فور التسجيل، وأما الراوبط الخليعة فالناس سيعلمون أنها موضوعةٌ من قِبَل السفهاء وحين يتمّ العثور عليها سوف تقوم أنت أو أنا بحذفها ثم حجب عضوية من فعل ذلك مباشرةً وحسبنا الله عليه، أيحسب أن لن يَراه أحدٌ؟ ألم يجعل الله له عينين؟ وفاقد الشيء لا يعطيه، وما دام الله جعل له أَعْيُناً يرى فكذلك الله يسمعُ ويرى حين يصنع ذلك في الموقع الطاهر من السوء والفحشاء، فلا يثنيكَ عن تنفيذ أمري المجرمون وحسبنا الله عليهم أجمعين. وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين.

    أتحدّاكم لِتُحاجّوني بالقرآن، وأيُّ آيةٍ تُحاجّوني بها فسوف آتيكم ببيانها خيراً منكم وأحسنَ تفسيراً تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].

    وسلام ٌعلى المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    _________________


  5. الترتيب #5 الرقم والرابط: 222665 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي


    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 11 - 1429 هـ
    18 - 11 - 2008 مـ
    03:22 صــباحاً
    ــــــــــــــــــــ



    برادر گرامی المستشار ، کسی که مشورت کند پشیمان نمی‌شود و کسی که استخاره کند، ناامید نمی‌گردد.

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين، وبعد..
    چقدر این فرموده خداوند تعالى روشن و واضح است:

    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ ربّكم الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء}
    صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید و همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت.}
    مهدی منتظر و المستشار از ذریه آدم و حوا هستند؛ ما از ذریه آدم و حوا هستیم . کار تو غریب است! نمی‌دانم آیا من سؤال تو را درست نفهمیده‌ام؟! پس چرا در بیان این آیه مسایل را پیچیده می‌کنی؛آیه‌ای که معنای آن را هر کسی زبان عربی مبین را بداند می‌فهمد چون از آیات واضح و بینه است؛ تو دقیقاً به چه چیزی می‌خواهی برسی؟ ما به حق درباره این آیه برایت فتوا داده و به تفصیل آن را تشریح کردیم؛ ای مرد اگر بیان دیگری برای این آیه داری؛ بیاور! خداوند به دانش تو بیافزاید؛ به این شرط که اقناع به روش بازی با کلمات و نظر و رأی شخصی و گمان و توقع نباشد. من این را نمی‌پذیرم و از مردم هم انتظار ندارم حرف مرا این‌گونه بپذیرند. بلکه باید حجت را با حجت و بر اساس علم و بصیرتی درخشان پاسخ داد. اما درباره ظن؛ برادر گرامی بدان ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و من ابداً از آن پیروی نکرده و به هیچ وجه بر این اساس فتوا نمی‌دهم. از موضوع مورد مباحثه هم خارج نمی‌شوم تا در مورد بیان حق این فرموده خداوند تعالی به نتیجه برسیم:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ ربّكم الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء} صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید و همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت.}
    ما بیان خود درباره این آیه را آوردیم؛ مانده که تو بیانت را بیاوری و یا اعتراف کنی بیانی که درباره این آیه آوردیم؛ حق است. سپس به سراغ موضوعی که تو می‌خواهی می‌رویم هرچه که باشد و مفید و سود رسان باشد.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 3868 من الموضوع: التكاثر بين بني آدم..



    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 11 - 1429 هـ
    18 - 11 - 2008 مـ
    03:22 صــباحاً
    ـــــــــــــــــــــــ



    أخي الكريم المستشار، ما ندم من استشار ولا خاب من استخار ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين، وبعد..
    فما أشدَّ وضوح قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].

    والمهديّ المنتظَر وكذلك المستشار من ذُرية آدم وحواء؛ أتينا من ذرية آدم وحواء فأمرُك غريبٌ! فلا أدري هل أنا لم أفهم سؤالك جيداً! أم لماذا عقَّدت الأمور في بيان آيةٍ يعلم بمعناها كلُّ ذي لسانٍ عربيٍّ مبِينٍ لأنها من الواضحات البيِّنات، فماذا تريد أن تتوصَّل إليه بالضبط؟ وقد أفتيناك بالحقّ في بيان الآية وفصَّلناه تفصيلاً، فإذا كنتَ ترى لهذه الآية بياناً آخرَ فأتِنا به يا رجل! زادك الله من علمه شرطَ أن يكون ليس الإقناع بالكلام والرأي والتوقّع والظن، فهذا لا أقبله ولا أريد من الناس أن يقبلوه مني بل اِدْرَأْ الحجّة بالحجّة على علمٍ وبصيرةٍ منيرةٍ، أما الظنّ أخي الكريم فاعلم أنه لا يُغني من الحقّ شيئاً ولن أتبعَه أبداً ولن أفتي به أبداً، وكلا ولا ولن نخرج إلى موضوعٍ آخرَ حتى نتوصَّل إلى البيان الحقّ لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم.

    فقد أتيناك ببيانها وبقي الآن أن تأتينا ببيانك، أو تعترف بالبيان الحقّ في شأن هذه الآية ومن ثم نخوض فيما تريد مَهما تريد، وتُفيد وتستفيد.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    _________________




  6. الترتيب #6 الرقم والرابط: 222818 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 11 - 1429 هـ
    22 - 11 - 2008 مـ
    01:22 صــباحاً
    ـــــــــــــــــــــ



    {جَاءَ الحقّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً}..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي وآل بيته الأطهار الأولين والآخرين والتابعين للحقّ في كُل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم يقوم الناس لربّ العالمين، وبعد..
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ على بصيرةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ} صدق الله العظيم [يوسف:108].
    { بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»}
    از تابع حق نبی امی و یاری دهنده حق او که به روش او اقتدا کرده و مردم را با بصیرت به سوی خداوند دعوت می‌نماید؛ من و کسی که پیرو من باشد و سبحان الله و من از مشرکان نیستم وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.
    جناب المستشار و همراه دیگر او؛ برحذر باش؛ برحذر باش و به خداوند ندانسته نسبت مده که این کار فرمان شیطان است؛ نه فرمان خداوند رحمن. از دستورالعمل شیطان پبروی مکن چرا که شیطان فرمان می‌دهد اعمال سوء و فحشا انجام داده و چیزی را به خداوند نسبت دهید که با برهان علمی واضح و روشن از آیات محکم قرآن به آن یقین و ایمان نداشته باشید. من پیش ازاین درباره کلمه "بث" برایت فتوا دادم و گفتم معنی آن انتشاراست و تو می‌خواهی با من مجادله لغوی کنی. من هم از نظر معنای لغوی تو را به چالش می‌کشم و پناه برخدا که در مورد معنی این لغت خطا کرده باشم؛ اگر خطا یا اشتباهی صورت گیرد؛ خطای من املایی است که هیچ ایرادی در بیان حق ایجاد نمی‌کند و این هم حکمتی الهی دارد. خداوند تعالی می‌فرماید: {وَبَثَّ مِنْهُمَا}، یعنی از آن دو انتشار داد اگر به تو بگویم لانه مورچه پیدا کرده‌ام که از آن گروهی مورچه منتشر شد؛ این یعنی مجموعه‌ای از مورچه در لانه وجود دارد. پس برایت دلیل آوردم که یکی از مترادفات "بث" یعنی خارج شدن. برهان آن هم مناجات یعقوب با پروردگارش بود. یعقوب به خاطر یاد کردن از یوسف و احساس حزنی که ادامه داشت، مورد نکوهش و عتاب قرار می‌گرفت . پس گفت شکوه و شکایتی که به خاطر مصیبتش از دهانش خارج می‌شود خطاب به پروردگارش است و خدا او را از چیزی آگاه کرده که دیگران نمی‌دانند. اما می‌بینم تو تلاش می‌کنی برای "بث" و انتشار ذریه آدم معنی دیگری قائل شوی و ان را پراکنده شدن و اتشار ندانی. ولی وقت آن است که برهانی برایت بیاورم که خاموش شوی و بپذیری مقصود "انتشار ذریه از صلب آدم" است و برای این که حق را بفهمی؛ باید سؤالی از شما بکنم و بگویم: برادر المستشار به من فتوا بده مقصود از این فرموده خداوند تعالی چیست:
    {وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الإسراء:72].
    { اما کسی که در این جهان نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
    من منتظر جوابت نمی‌مانم چون نه می‌خواهم تو را در تنگنا قرار دهم و نه می‌خواهم به خاطر آنچه که پروردگارم به من آموخته فخرفروشی کنم. اگر چیزی را ندانی عیبی ندارد؛ بلکه عیب این است که علم را از اهل آن نپرسی. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:7].
    {و اگر خود نمى‌دانيد از اهل ذکر بپرسيد}
    برتوست که بدانی خداوند برای طالبان علم شرایطی مقرر داشته که اهمیت بسیار زیادی دارند. دلیل آن هم این است که بعد از بازگشت به نزد مردمشان چیزی که خداوند برهانی برای آن نازل نفرموده؛ به مردمشان بیاد ندهد و باعث کوری و گمراهی بیشتر ایشان نگردند. اما این شرطها کدامند؟ شنیدن؛ بصیرت داشتن و به کار گرفتن قلب تا روشن شود این علم از نظر عقلی قابل قبول است و قلب به آن اطمینان دارد؟ آیا با برهان علمی روشن و واضح همراه است یا سخنی است که از روی ظن و گمان -که ظن و گمان کسی را ازحق بی‌نیاز نمی‌کند- بیان شده است؟ اگر برهانی وجود نداشت؛ این به معنای آن است که از روی ظن درباره خداوند سخن گفته شده است. می‌بینم که برادر المستشار این وصیت را می‌کند ولی متأسفانه گرچه به مردم را به نیکی امر می‌کنی ولی خودت را فراموش کرده‌ای و با ظن- که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- درمورد معنی {وَبَثَّ مِنْهُمَا}به خداوند نسبت می‌دهی و می‌خواهی با حجت برادر و خواهری معنایی غیر از پراکنده شدن برای آن درنظر بگیری و این کلمه حقی است که قصد باطل در آن نهفته است. اما من اول از همه به انصار پیشگام برگزیده و سپس به همه حق‌جویان توصیه و نصیحت می‌کنم که خداوند هشدار داده و شما را از پیروی از امری که از آن خبر ندارید نهی نموده است. خداوند امر نموده تا از گوش و چشم و قلب‌تان استفاده کنید تا روشن شود آیا برهان فرد دعوت کنندهعلمی و قانع کننده است؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:36].
    { از پى آنچه ندانى كه چيست مرو، زيرا گوش و چشم و دل، همه را، بدان بازخواست كنند.}
    لذا حجت خدا بر انسان عقل اوست و اگر عقل زائل شود؛ اعمال فرد ثبت نخواهد شد.
    شاید برادر المستشار بخواهد سخن مرا قطع کرده وبگوید:" صبرکن. از من سئوال نکن که بعد خودت جوابش را بدهی. اجازه بده علم خود را به تو ثابت کنم. جواب سؤال تودر مورد این فرموده خداوند تعالی را می‌دهم:
    {وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً}
    صدق الله العظيم [الإسراء:72].
    { و هر كه در اين دنيا نابينا باشد، در آخرت نيز نابينا و گمراه‌تر است.}
    مقصود خداوند این است که هرکس در این دنیا نابینا باشد در آخرت هم نابینا و گمراه است" در پاسخ تو می‌گویم: البته که چنین است. این آیه محکم و واضح و روشن است.ولی من سؤال دیگری از تو دارم که بسیار مهم است: درباره این بیان خداوند تعالی فتوا بده:
    {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا} صدق الله العظيم [طه:125].
    { گويد: اى پروردگار من، چرا مرا نابينا محشور كردى و حال آنكه من بينا بودم؟}
    اینجاست که تفکر متوقف شده و منافقان و کسانی که قلب‌شان بیمار است و هم چنین آنان که آگاه نیستند می‌گویند این تناقض در قرآن است! چگونه در یک آیه قرآنی می‌فرماید: {وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} صدق الله العظيم،{ و هر كه در اين دنيا نابينا باشد، در آخرت نيز نابينا و گمراه‌تر است.} و در جای دیگر قرآن می‌فرماید: {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا} صدق الله العظيم، { گويد: اى پروردگار من، چرا مرا نابينا محشور كردى و حال آنكه من بينا بودم؟}
    عالمی که می‌خواهد آیات قرآنی که از حفظ دارد را بفهمد و مانند الاغی نباشد که نمی‌داند چه نوشته‌ هائی بر گرده دارد؛ در اینجا درنگ می‌کند و برخود واجب می‌داند طبق فرمان خداوند قبل از حفظ کردن این آیات در آنها تدبر نماید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَ‌كٌ لِّيَدَّبَّرُ‌وا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ‌ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [ص].
    { كتابى مبارك است كه آن را بر تو نازل كرده‌ايم، تا در آياتش بينديشند و خردمندان از آن پند گيرند}
    اگرطالب علم بخواهد معنی این را بفهمد و سپس برای مثال به سراغ تفسیر ابن کثیر برود تا مقصود فرموده خداوند تعالی را دریابد:
    {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا}
    صدق الله العظيم،
    {
    گويد: اى پروردگار من، چرا مرا نابينا محشور كردى و حال آنكه من بينا بودم؟}
    بدون آن که عقلش را بکار گیرد که آیا آن تفسیر مقصود این آیه است؛ بالای منبر رفته و آن را برای مردم بگوید. و اگر از خردمندان متفکر باشد دنبال برهانی می‌رود که ابن کثیر آورده تا ببیند آیا برهان او منطقی است و دیده بصیرتی که هرگز نابینا نمی‌شود؛ آن را می‌پذیرد؟ نمی‌ورد تا به مسلمانان بیان قرآن وامور دینی که حق نیستند را بیاموزد چون حریص است که ندانسته به خداوند نسبت ندهد. از چیزی که نمی‌داند هم پیروی نمی‌کند و به یاد دارد که خداوند او را از چنین کاری نهی نموده است و از گوش و چشم و قلبش مورد سؤآل واقع خواهد شد. آیا به این علم اعتماد و اطمینان دارد تا از آن پیروی کرده و سپس آن را به مردم یاد دهد؟ پس اگر جستجو کند وببیند که قلبش مطمئن نیست؛ اینجاست که معلمی که به همه چیز احاطه دارد به او وحی می‌کند و با وحی تفهیمی حق را به او الهام می‌کند و به حق آن را به او می‌آموزد چون می‌داند این بنده از پروردگارش می‌ترسد و نمی‌خواهد جز حق چیزی به خداوند نسبت دهد و نمی ‌خواهد چیزی که حق نیست به خداوند نسبت دهد. اینجاست که برخداست تا حق را به او نشان داده و به سوی راه حق هدایتش نماید. تصدیق وعده حق خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:69].
    {كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‌هاى خويش هدايتشان مى‌كنيم، و خدا با نيكوكاران است}
    علت اینکه خداوند علم و برهان درخشان و حق را با وحی تفهیم به او القا می‌کند این است که بنده از خدا تقوا کرده و حاضر نیست تا از نظر علمی قانع نشده ؛ از آن پیروی کرده و آن را به امت بیاموزد و برای همین هم خداوند به او یاد می‌دهد تا وعده حق پروردگار تصدیق شود که فرموده است:
    {وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم.
    { و از خدا بترسید و خداوند به شما می‌آموزد، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.}
    می‌رویم ببینیم امام ابن تیمیة در تفسیر فرموده خداوند تعالی چه می‌گوید:
    امام این دو آیه را چنین جمع‌بندی می‌کند: در آیه اول {وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى} مقصود این است که در برابر حجتش کور است؛ حجتش {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى} است یعنی از حجتش {وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا} که با آن مخاصمه می‌کند. خداوند او را کور می‌کند تا حجتش را نبیند و نتواند از آن سود جوید. فرموده دیگر خداوند هم همین طور است: {فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَنْبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَسَاءَلُونَ} یعنی : حجت‌ها؛ حجت های‌شان گم شده است و نمی‌توانند حجت‌هایشان را ببینند. خداوند آنها را رها کرده است و برای همین خداوند سبحان می‌فرماید: : فَهُمْ لا يَتَسَاءَلُونَ فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَنْبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَسَاءَلُونَ و تمام حجت‌هایشان از بین رفته است. و اما فرموده خداوند تعالی: {فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ} این زمانی است که خداوند کافر را برمی‌انگیزد و از قبرش خارج می‌شود و دیده‌اش کار می‌کند و نمی‌تواند چشم برهم زند تا تمام چیزهایی که درمورد رستاخیز انکار می‌کرده ببیند. او همه أمور مربوط به رستاخیز را انکار کرده و می‌گفت: رستاخیز و برخاستن از قبر درکار نیست؛ حساب و کتاب و بهشت و جهنمی درکار نیست و من در پیشگاه خداوند قرار نخواهم گرفت. لذا وقتی از قبر برمی‌خیزد چشمانش بصیر است و همه چیز را می‌بیند و رستاخیز و برانگیخته شدنش را می‌بیند. می‌بیند که در پیشگاه پروردگارش قرار گرفته است؛ حساب‌رسی را هم می‌بیند و این معنای {فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ} است یعنی چشم‌هایش را نمی‌تواند برهم بگذارد تا تمام چیزهایی که در مورد رستاخیز انکار می‌کند ببیند. لذا فرموده خداوند عزوجل {لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ} یعنی اول غافل بود ولی بعد از آن که برانگیخته شد؛ چشمش مانند آهن خواهد شد و همه آنچه را که در مورد رستاخیز انکار می‌کرد می‌بیند و لذا اشکال رفع شد. این مثال بیست و دوم است هرچند کوتاه است اما مبحثی است که -إن شاءالله- بحث خواهد شد در آن سخنی است شاید که به مثال بیست و دوم واقف شویم و این آخرین مثالی است که امام رحمه الله آورده است.
    فتوای ابن تیمیة درباره این آیه تمام شد.
    یکی از مفسرین درباره {رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بصیرا} گفته مقصود بصیر بودن در دنیاست: اما چه کسی مرا به این حالت فجیع درآورده است. احتمال دارد مقصود این باشد که حشر یا برانگیخته شدنش در آتش در حالی است که نه چشمش می‌بیند و نه بصیرتش. همان طور که خداوند تعالی می‌فرماید:{وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا}[الإسراء: 97]. و برای همین می‌گوید: {رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا}یعنی در دنیا.
    و حال به سراغ امام مهدی می آییم که با وحی تفهیمی که از نزد خداوند حکیم و علیم آمده است به حق سخن می‌گوید:
    {قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ ربِّه وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ ﴿١٢٧﴾} صدق الله العظيم [ طه ].
    { فرمود: «همگی فرود آیید، در حالی که بعضی دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود!(۱۲۳) و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!» (۱۲۴) می‌گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵)می‌فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (۱۲۶) و این گونه جزا می‌دهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است! (۱۲۷) }
    ای مردم؛ خداوند روزی که پدرمان آدم را خلق نمود؛ همه ما را مانند نفسی واحد و قبل از مرحله وارد شدن به شکم مادرانمان همراه با پدرمان آدم آفرید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ} صدق الله العظيم [النجم:32].
    {او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که به صورت جنینهایی در شکم مادرانتان بودید}
    به این معنی که بشر در صلب پدرمان آدم علیه الصلاة و السلام وجود داشت و سپس خداوند ما را به سخن گفتن آورد و همه ما از "ظهر" پدرمان آدم به سخن آمدیم. سپس خداوند از تمام بشریت میثاق گرفت و ما به حق شهادت داده و میثاق بستیم. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِذْ أَخَذَ ربّك مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {وزمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بی‌خبر ماندیم)»! (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!» (۱۷۳) }
    و این انسان منوی در روزی که خداوند آنها را به سخن آورد؛ بصیر بود.آنها بصیرت یافته و خداوند از آنان سؤال کرد:
    {أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾} صدق الله العظيم.
    {«آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بی‌خبر ماندیم)»! (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!» (۱۷۳) }
    انسان در زمان ازل و عهد قدیم و در مرحله اول که با پدرمان آدم آفریده شدیم؛ بینا و بصیر بود . خداوند ما را به سخن آورد و از "ظهور" و پشت پدرمان به سخن آمده و به حق شهادت دادیم لا إله إلا الله وحده لا شريك له و سپس خداوند خود ما را شاهد گرفت. اما ما این عهد را به یاد نداریم مگردر روز قیامت؛ روزی که یاد و خاط
    ره نرم شده و انسان همه چیز را به یاد می‌آورد؛ حتی آن عهد اولی را. برای همین کسی که عهد خود را در این دنیا شکسته باشد می‌گوید:
    {قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ ربِّه ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ ﴿١٢٧﴾} صدق الله العظيم [ طه].
    { فرمود: «همگی فرود آیید، در حالی که بعضی دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود!(۱۲۳) و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!» (۱۲۴) می‌گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵)می‌فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (۱۲۶) و این گونه جزا می‌دهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است! (۱۲۷) }
    لذا ذریه بشر؛همگی در روزی که خداوند پدرمان آدم را آفرید؛ خلق شدند و سپس از یک نفس واحد؛ مردان و زنان بسیاری پراکنده و منتشر شدند. این ذریه مانند بذری وارد رحم مادر می‌شود ولی اساس انتشار نوع انسان از پدرمان آدم بود و مردان و زنان بسیار از او نشأت گرفتند. یعنی همه ما-زن و مرد- در "ظهور" ( پشت ها ) وجود داشتیم و ما هنوز دلایل و برهان‌های زیاد کوبنده‌ای برای جدل دراین مورد داریم. آیا قانع شدی که مقصود از "بث" انتشار ذریه از "ظهر" یا پشت اصلی بوده و مردان و زنان بسیار از آن پراکنده شدند؟
    و اما این سخنت که: "همانا خداوند قبل از پدرمان آدم؛ بشری را آفرید تا در ابتدای امر نزدیکی با قومی دیگر صورت گیرد".
    پس می‌گوییم: حقی است که به باطل می‌انجامد؛ یعنی چگونه مرد با خواهرش نزدیکی کند؟ و این حقی است که به منظور باطل گفته می شود و خداوند برهانی برای آن نفرستاده و در قرآن برهانی پیدا نمی‌کنیم؛ اگر تو برهانی داری و راست می‌گویی؛ ارائه کن.
    به خدا که گمان می‌کریم از انصار پیشگام برگزیده خواهی بود جناب المستشار و هنوز ظن خوبی به تو می‌بریم و نمی‌خواهیم بدون دلیل قانع شوی و نمی‌خواهم تو هم بدون برهان با من جدالی عقیم و بی‌حاصل داشته باشی. چقدر برایت دلیل و برهان حقیقی آوردیم که "بث" أمواج تلویزیون یا رادیو نیست؛ بلکه انتشار ذریه و به دنیا آمدن مردان و زنانی بسیار است که از راه تجانس جنسی و خارج شدن حیوان منوی رخ می‌دهد به این شرط که با لذت از انسان خارج شود ولو در رحم نباشد. شرط این نیست. شرط این است که با لذت باشد.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
    كتب البيان شخصياً الإمامُ المهدي؛ ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 3869 من الموضوع: التكاثر بين بني آدم..



    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 11 - 1429 هـ
    22 - 11 - 2008 مـ
    01:22 صــباحاً
    ــــــــــــــــــــــــ



    {جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا} ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي وآل بيته الأطهار الأوَّلين والآخرين والتابعين للحقّ في كل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم يقوم الناس لربّ العالمين، وبعد..
    قال الله تعالى: {قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [يوسف].

    من التابع للحقّ النبيَّ الأميّ والناصر له بالحقّ مُقتدِياً أثرَه فأدعو إلى الله على بصيرةٍ أنا ومن اتبعني وسبحان الله وما أنا من المشركين، وسلام على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..

    أيها المستشار وقرينُه الآخر، الحذر الحذر فلا تقولوا على الله ما لا تعلمون فذلك من أمر الشيطان وليس من أمر الرحمن فلا تتبعوا خطوات الشيطان إنما يأمركم بالسوء والفحشاء وأن تقولوا على الله ما لا تعلمون علم اليقين الإيماني المؤيَّد بسلطان العلم الواضح والجليّ من مُحكم القرآن، وقد أفتيتك عن كلمة (بثّ) بأنه الانتشار وأردتَ تُجادلني باللغة، وأنا كذلك أتحدَّى بالمعنى اللغوي وأعوذ بالله أن أُخطِئ فيه شيئاً وإنما أخطائي هي إملائيةٌ لا تُعِيب بيان الحقّ شيئاً لحكمةٍ إلهية، وقال تعالى: {وَبَثَّ مِنْهُمَا} [النساء:1] أيْ: نشر منهما، فلو أقول لك وجدتُ جُحرَ نملٍ انتشرت منه أمةٌ من النمل بمعنى أنَّ النمل كان مجموعاً في الجُحر، ثم أتيناك بأن كذلك من مُرادفات البث هو الإخراج ببرهانِ مُناجاةِ يعقوبَ لربِّه حين عاتبوه على تذكُّر يوسف وعاد حُزنه من جديدٍ وقال إنما يَبُثّ كلمات الشكوى لما أصابه إلى ربِّه ويعلم من الله ما لا يعلمون، وأراك تحاول أن تجعل لِبَثِّ ذُرية آدم معنىً آخرَ وأنه ليس الإنجاب ولكن آن الأوان أن آتيك بالسلطان المُلجم بأن الله يقصد بثّ الذرية من صُلب آدم ولكي تفهم الحقّ فرَضاً أُوجِّه إليك سؤالاً وأقول: يا أخي المُستشار أَفتِني عن قول الله تعالى: {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]؟

    ولن أنتظر الجواب منك لأني لا أريد إحراجك أو التفاخر عليك بما علَّمني رَبِّي وليس العيب إن كنتَ لا تعلم بل العيب أن لا تَطلب العلم من أهله إن وُجِدوا تصديقاً لقول الله تعالى: {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:7].

    وعليك أن تعلم بأن الله وضع لطالب العلم شروطاً ذات أهميةٍ كبرى وذلك حتى لا يعود إلى قومه بعلمٍ ما أنزل الله به من سلطانٍ فلا يزيدهم إلا عمىً وضلالاً، وما هي هذه الشروط؟ وهي: استخدام السمع والأبصار والأفئدة؛ هل هذا علمٌ معقولٌ يقبله العقل ويطمئنّ إليه القلب؟ فهل هو مؤيَّدٌ بسُلطان العلم البيِّن الواضح أم قولٌ بالظن الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً؟ فإذا افتقد السُلطان فهذا يعني أنَّه قولٌ على الله بالظن، وأرى الأخ المُستشار يستوصي بذلك، ولكن للأسف إنك تأمر الناس بالبِرّ وتنسى نفسك، وها أنت تقول على الله بالظن الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً في معنى {وَبَثَّ مِنْهُمَا} وتريد أن تجعل له معنىً غير الإنجاب بحُجَّة أنهم إخوةٌ وذلك حقٌّ يُراد به باطلٌ، ولكني أوَّلاً أعِظُ جميع الأنصار السابقين الأخيار وكذلك جميع الباحثين عن الحقيقة وأقول لهم: لقد نهاكم الله وحذَّركم أن تتّبعوا ما ليس لكم به علمٌ وأمَرَكم باستخدام سمعِكم وأبصارِكم وأفئدتِكم هل سُلطان علم الداعية هذا إلى علمٍ هو مُقنِعٌ؟ وقال الله تعالى: {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]. إذاً حُجّة الله على الإنسان هي العقل، وإذا ذهب عقله رُفِع القلم عنه.

    ولرُبَما يودُّ الأخ المُستشار أن يُقاطعني فيقول: "مهلاً لا تسأل ثم تأتي بالجواب فدعني أُثبِت لك علمي فأجيبك عن سؤالك عن بيان قول الله تعالى: {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم. فيقصد الله بأن من كان في هذه الدنيا أعمى فهو في الآخرة أعمى وأضلُّ سبيلاً"، ومن ثم أردّ عليك وأقول: اللهم نعم وهذه آيةٌ مُحكمةٌ واضحةٌ بيِّنةٌ ولكني سوف أُوجِّه لك سؤالاً آخرَ هاماً للغاية وأقول لك: أفتني عن بيان قول الله تعالى: {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾} صدق الله العظيم؟ [طه].

    وهنا يتوقف التفكير ويقول المُنافقون والذين في قلوبهم مرضٌ والذين لا يعلمون: إن في القرآن تناقضاً! فكيف أنه يقول في آيةٍ في القرآن: {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم، ومن ثم يقول في موضع آخر في القرآن: {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾} صدق الله العظيم؟ وهُنا يتوقف العالِم الذي يريد أن يفهم ما يحمل في قلبه من آيات القرآن حتى لا يكون كالحمار يحمل الأسفار في وعاءٍ ولا يعلم ما يحمل على ظهره؛ بل يرى أنّ عليه أن يهتمّ بالتدبّر من قبل الحفظ كما أمر الله بذلك في قول الله تعالى: {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [ص].

    وإذا كان طالبُ علمٍ يُريد أن يفهم ومن ثم يذهب العالِم على سبيل المثال إلى تفسير ابن كثير يريد أن يفهم المقصود من قول الله تعالى: {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾} صدق الله العظيم، ومن ثم يذهب بهذا التفسير فيُعلِّم به الناسَ من على منبر الخُطبة دونما يستخدمُ عقله هل فعلاً هذا هو المقصود؟ وإذا كان من أولي الألباب الذين يتفكرون فسوف يبحث في السلطان الذي أتى به ابنُ كثيرٍ للإقناع بتفسيره، وهل هو سلطانٌ منطقيٌّ يقبله البصر الذي لا يعمى؟ ما لم؛ يذهب؛ حتى لا يُعلِّم المسلمين بيان القرآن وأمور دينهم بغير الحقّ، فهو يحرص على أنه لا يقول على الله ما لا يعلم، وكذلك لا يتّبع ما ليس له به علمٌ ويتذكر بأن الله نهاه عن ذلك وسوف يسأله عن سمعه وبصره وفؤاده؛ هل يطمئن لهذا العلم حتى يتَّبعه فيُعلِّم به الناس؟ فإذا بحث ولم يجد ما يطمئِن إليه قلبه فهُنا يوحي إليه المُعلِّم الذي أحاط بكُلِّ شيءٍ علماً، فيوحي إليه بوحي التفهيم فيُعلِّمه بالحقّ لأنه عَلِمَ أن عبده هذا يتقي ربَّه أن لا يقول عليه إلا الحقّ ولا يُريد أن يقول على الله غير الحقّ وأصبح حقاً على الله الحقّ أن يُعلِّمَه فيهديه إلى الطريق الحقّ تصديقاً لوعده بالحقّ في قوله تعالى: {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّـهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [العنكبوت].

    وسبب أن الله علَّمه بوحي التفهيم بالحقّ بعلمٍ وسلطانٍ منيرٍ هو لأنه اتقى اللهَ فأبى أن يتّبع ما ليس له به من علمٍ مقنعٍ ليُعلِّم به الأمّة، ولذلك علَّمه الله تصديقاً لوعد الله بالحقّ في قوله تعالى: {وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّـهُ ۗ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:282].
    وسوف نذهب لننظُر ما يقول الإمام ابن تيمية:
    في تفسير قول الله تعالى الإمام جمع بينهما في أن الآية الأولى {وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى} يعني أعمى عن الحجّة ،عن حجته {قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى} يعني عن حجتي {وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا} مخاصمًا بها، أعماه الله عن حجته، فلا يستطيع، وذلك مثل قوله تعالى: {فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأََنْبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَسَاءَلُونَ} يعني: الحجج، ضاعت عنهم الحجج، أعمى عن حجته، خذله الله، ولهذا قال سبحانه: فَهُمْ لا يَتَسَاءَلُونَ فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأََنْبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَسَاءَلُونَ ضاعت حجتهم. وأما قوله تعالى: {فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ} هذا حينما يبعث الكافر، ويخرج من قبره، يشخص بصره ولا يطرف بصره حتى يُعاين جميع ما كان يُكذب به من أمر البعث، كان يُكذب بأمر البعث، يقول: ما في بعث ولا جزاء، ولا حساب ولا جنة ولا نار، ولا وقوف بين يدي الله. فإذا خرج من قبره شخص بصره، فرأى كل شيء، رأى البعث أنه بعث، إنه وقف بين يدي الله، ورأى الحساب هذا معنى قوله {فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ} يعني لا يطرف بصره حتى يُعاين جميع ما كان يُكذب به من أمر البعث، فذلك قول الله -عز وجل- {لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ} كان في غفلة، ثم بعد ذلك لما بُعث صار بصره حديدا، فصار يُعاين جميع ما يُكذب به من أمر البعث، فزال الإشكال.المثال الثاني والعشرون، هذا وإن كان قصير لكن فيه بحث سيتم بحثه -إن شاءالله-، فيه كلام لعلَّنا نقف على المثال الثاني والعشرين، وهو آخر الأمثلة التي ذكرها الإمام -رحمه الله-
    انتهت فتوى ابن تيمية عن بيان هذه الآية.
    وقال أحد المفسرين:
    {رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ} في دار الدنيا {بَصِيرًا} : فما الذي صيرني إلى هذه الحالة البشعة، ويحتمل أن يكون المراد أنه يُحشَر أو يبعث إلى النار أعمى البصر والبصيرة أيضًا، كما قال تعالى: {وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا} [الإسراء: 97]. ولهذا يقول: {رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا}أي: في الدنيا.
    ومن ثم نأتي الآن لمن ينطق بالحقّ الإمام المهديّ بوحي التفهيم من لدن حكيمٍ عليم: {قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ ﴿١٢٧﴾} صدق الله العظيم [طه].

    ويا قوم لقد خلقنا الله كنفسٍ واحدةٍ يوم خلق الله أبانا آدم من التراب وخلقنا معه مرحلة خلْقنا الأولى قبل الدخول في بطون أمهاتنا وقال الله تعالى: {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ} صدق الله العظيم [النجم:32].

    بمعنى أن البشر كانوا موجودين في صُلب أبينا آدم عليه الصلاة والسلام، ومن ثم أنطقَنا الله، فنطقْنا جميعاً من الظهور من ظهر أبينا آدم، ومن ثم أخذ الله الميثاق من البشر أجمعين وأعطيناه الميثاق فشهدنا بالحقّ وقال الله تعالى: {وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    وهنا كان الإنسان المنوي بصيراً يوم أنطقهم الله من الظهور فأبصروا وسألهم الله: {أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾} صدق الله العظيم.

    وكان الإنسان مُبصِراً في الزمن الأزلي القديم لمرحلة خلقنا الأوّل مع أبينا آدم وأَنطقَنا الله ونطقنا من الظهور وشهِدنا بالحقّ لا إله إلا الله وحده لا شريك له ثم أَشهدَنا الله على أنفسنا، ولكننا لا نتذكر العهد هذا إلا يوم القيامة يوم تَلِين الذاكرة فيتذكر الإنسان كل شيءٍ حتى ذكر هذا العهد الأزلي، ولذلك قال الذي نكث عهده في هذه الحياة الدنيا قال: {قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ ﴿١٢٧﴾} صدق الله العظيم [طه].

    إذاً الذُريّة هي كُلها خُلقت يوم خلق الله أبانا آدم ومنه تمّ بثُّ الذُريّة من نفسٍ واحدةٍ رجالاً كثيراً ونساءً، وإنما أُدخِل كبذرةٍ في حرث أمّه ولكن أساس البثّ هو من أبينا آدم فبثَّ منهما رجالاً كثيراً ونساءً، وذلك لأن جميعنا ذكرنا والأنثى موجودون في الظهور، ولا يزال لدينا براهينٌ كثيرةٌ وكبيرةٌ وداحضةٌ للجدل، فهل أيقَنْتَ أن البث هو انتشار الذُريّة من الظهر الأصلي رجالاً كثيراً ونساءً؟

    وأما قولك: "إن الله خلق بشراً قبل أبينا آدم حتى يكون التجامع مع قومٍ آخرين بادئ الرأي". فنقول: حقٌ يُرادُ به باطل، أيْ: كيف يُجامِع الرجل أخته؟ وهذا حقٌ يُرادُ به باطلٌ ما أنزل الله به من سلطانٍ ولم أجد له أيَّ بُرهانٍ في القرآن، فإن كان لديك بُرهانٌ فأْتِ به إن كنت من الصادقين.

    تالله لقد ظننتُك من الأخيار السابقين الأنصار أخي المستشار ولا يزال ظنّي فيك حسناً ولا أريدك أن تقتنع بغير سلطانٍ ولا أريدك أن تجادلني بغير سلطانٍ جدالاً عقيماً، فكم آتيتُك من البراهين لحقيقة البث أنه ليس إرسالاً تلفزيونيًّا أو ذبذبةَ راديو! بل بثّ الذرية رجالاً كثيراً ونساءً بالتجانس الجنسي أو خروج الحيوان المنوي شرط أن يُمنى بلذةٍ من الإنسان ولو لم يكن مباشرةً في الرحم، فليس ذلك شرطاً بل الشرط أن يُمنى بلذة.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
    كتب البيان شخصياً الإمامُ المهدي؛ ناصر محمد اليماني .
    ___________________


  7. الترتيب #7 الرقم والرابط: 222819 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 11 - 1429 هـ
    23 - 11 - 2008 مـ
    02:48 صــباحاً
    ــــــــــــــــ



    به الشاهد والمُستشار حیران ومتحیر که برای گفتگو و مباحثه برهان نمی‌آورند...

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين وبعد..



    ای دو مردی که بدون علم و برهان با ما مجادله می‌کنید؛ ازگام‌های شیطان پیروی نکرده و چیزی را که نمی‌دانید به خداوند نسبت ندهید.اولین نشأت برای من و شما و تمام انسان‌ها؛ قبل از وارد شدن به رحم مادر رخ داده است تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى} صدق الله العظيم [النجم:32].


    {او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که به صورت جنینهایی در شکم مادرانتان بودید پس شهادت به پاکی یک‌دیگر ندهید، او پرهیزگاران را بهتر می‌شناسد! }
    در فرموده خداوند تعالی تدبر کنید:



    {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ}{او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که بصورت جنینهایی در شکم مادرانتان بودید}یعنی قبل از اینکه وارد شکم مادرانمان شویم یک نشأت اولیه داشتیم این نشأت و آفرینش اولیه در پشت(ظهر) پدرمان آدم بوده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلآئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ} [الأعراف:11].


    {ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود}
    سپس خداوند میثاق محکمی از ما گرفته است. خداوند تعالی می‌فرماید:


    {وَإِذْ أَخَذَ ربّك مِنْ بَنِي ءادَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ(172) أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ ءابَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ (173) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(174)} صدق الله العظيم [الأعراف].


    {وزمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بی‌خبر ماندیم)»! (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!» (۱۷۳) این گونه، آیات را توضیح می‌دهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند (۱۷۴)}


    آدم پیمان خود را فراموش کرد؛ ما هم فراموش کردیم. خداوند تعالی می‌فرماید:


    {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا} [طه:115].


    { پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ امّا او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم}
    وخداوند تعالى می‌فرماید: {قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ} [البقرة:38].


    { گفتیم: همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند}
    وخداوند تعالى می‌فرماید:
    {قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ ربِّه وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ ﴿١٢٧﴾}
    صدق الله العظيم [طه].
    { فرمود: «همگی فرود آیید، در حالی که بعضی دشمن یکدیگر خواهید بود! ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از هدایت من پیروی کند، نه گمراه می‌شود، و نه در رنج خواهد بود!(۱۲۳) و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!» (۱۲۴) می‌گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵)می‌فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (۱۲۶) و این گونه جزا می‌دهیم کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد! و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است! (۱۲۷) }
    پس اگر به بیان حق قرآن یقین ندارید؛ چگونه معنای این آیه را خواهید دانست که خداوند تعالی فرموده است:
    {وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى(124)قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا}

    و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!» (
    ۱۲۴) می‌گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵)
    پس اگر گفتید مقصود بصیر بودن در دنیاست در پاسختان خواهیم گفت؛ به هیچ وجه چنین نیست بلکه در این دنیا هم نابیناست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:



    {وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الإسراء:72].
    {
    اما کسی که در این جهان نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}


    پس از مردانی باشیم که بر عهدی که با پروردگارشان بستند وفادار مانده وهیچ چیز را با او شریک نگرفتند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {مِنَ المُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا} صدق الله العظيم [الأحزاب:23].


    {در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند ، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند.}
    برادر من المستشار؛ از خدا بترس و به ما نسبت ناحق مده. من فتوای حق خود را تغییر نداده و از امیال تو پیروی نمی‌کنم؛ در مورد "بث" پیش از این فتوا دادم و گفتم به معنای انتشار ذریه در "ظهور" انسانهاست که از پشت ( ظهر) پدرمان آدم صورت گرفته است و انسان مذکر است که ذریه پدرش را حمل می‌کند و اما جنس مؤنث ذریه داماد را بار برمی‌دارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا}
    صدق الله العظيم [الفرقان:54]،


    {خدا است که از آب (مَنی) انسانها را آفریده است و ایشان را به (دو گروه) ذُکور و إناث تبدیل کرده است، و پروردگار تو همواره توانا بوده و هست.}


    و اما "النسب" جنس مذکر است که ذریه را با خود دارد و "الصهر" مقصود جنس مؤنث است که ذریه داماد را بار برمی‌دارد.



    ای الشاهد و المستشار؛ از انصار پیشگام برگزیده و بهترین مردم و آفریدگان باشید؛ کسانی که بیان حق قرآن را در دوران گفتگو و قبل از ظهوری که با گرفتاری سهمگینی از نزد پروردگار عالمیان رخ خواهد داد؛ تصدیق کرده‌اند و به یقین بدانید که اقتران خورشید در ابتدای ذی الحجه سال ۱۴۲۹ هجری در حالی با ماه اقتران پیدا می‌کند که هلال ماه نو از قبل متولد شده است و این تصدیق یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت و قیامت و نشانه‌ای برای تصدیق مهدی منتظر است؛ نشانه‌ای کیهانی که برای دانشمندانی که نسبت به حرکات ماه و خورشید عالم هستند؛ نشانه‌ای آشکار و نمایان ( چشمگیر ) است.


    من به تمام بشریت -زن و مرد و در بادیه ها و شهرهای عالم اعلان می‌کنم که به اذن خداوند آغاز شرعی ماه ذی الحجه سال ۱۴۲۹ روز مبارک جمعه و وقوف در عرفه در روز شنبه و روز قربانی روز یکشنبه خواهد بود . این سخن حق است و من از نزد خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. از دانشمندان نجوم پیروی نمی‌کنم و شما شاهد باشید. اگر من از آنها پیروی می‌کردم؛ مانند کشور عربستان سعودی؛ حرف علمای نجوم را تکرار می‌نمودم که امکان ندارد هلال ذی‌الحجه سال ۱۴۲۹ را بتوان در غروب روز جمعه رؤیت کرد چون ماه قبل از اقتران و تولد از دیده‌ها مخفی می‌شود. با اینکه من دانش علمای نجوم را تصدیق می‌کنم ولی آنها نمی‌دانند بشریت وارد دورانی شده است که نشانه‌های بزرگ ساعت-قیامت- درحال وقوع هستند و نمی دانند خورشید در حالی به ماه می‌رسد که هلال ماه نو از قبل متولد شده است وخورشید در سمت شرق ماه قرار گرفته و ماه به آن رسیده و از آن می‌گذرد. آنان از این امر بی‌خبرند.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
    أخوكم في دين الله الذليل عليكم والعزيز على أعدائِكم الإمام المهدي؛ ناصر مُحمد اليماني


    اقتباس المشاركة: 3870 من الموضوع: التكاثر بين بني آدم..



    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 11 - 1429 هـ
    23 - 11 - 2008 مـ
    02:48 صــباحاً
    ـــــــــــــــــــــــ



    إلى الشاهد والمستشار المُحتار الذين لا يأتون بسلطان العلم في الحوار ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين وبعد..
    أيُّها الاثنان اللذان يُجادِلان بغير علمٍ ولا سلطان، فلا تتبعوا خطوات الشيطان فتقولا على الله ما لا تعلمان، ولقد سبقت لي ولكم ولكلّ إنسان نشأةٌ أولى قبل أن يدخل رحم أمّه تصديقاً لقول الله تعالى: {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ ۖ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:32].

    فتدبَّروا قوله تعالى: {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ}، بمعنى أن لنا نشأةً أولى من قبل أن ندخل بطون أمهاتنا وتلك النشأة الأولى في ظهر أبينا آدم تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿١١﴾} [الأعراف].

    ثم أخذ منا الميثاق الغليظ قال الله تعالى: {وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَا ۛ أَن تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَـٰذَا غَافِلِينَ ﴿١٧٢﴾ أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ونسي آدم عهده ونسينا وقال الله تعالى: {وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾} [طه].

    وقال تعالى: {قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾} [البقرة].

    وقال تعالى: {قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ ﴿١٢٧﴾} صدق الله العظيم [طه].

    فإذا لم توقنوا بالبيان الحقّ للقرآن فكيف إذاً سوف تعلمون قول الله تعالى: {وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾}؟ فإن قُلتم "أيْ: بصيراً في الدنيا". ومن ثم نرد عليكم: كلا بل هو أعمى في الدنيا تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    فكونا من الرجال الذين أوفَوا بعهد ربّهم ولم يشركوا به شيئاً تصديقاً لقول الله تعالى: {مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [الأحزاب].

    ويا أخي المُستشار، اتقِ الله ولا تَفترِ علينا بغير الحقّ وأنا لم أُغيِّر فتواي بالحقّ فأتَّبع هواك، وسبقَت الفتوى في البث بأنها انتشار الذرية في الظهور من ظهر أبينا آدم، والإنسان الذَّكر هو الذي يحمل الذُرية لأبيه، وأما الأنثى فتحمل ذُرية الصهر تصديقاً لقول الله تعالى: {وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا} صدق الله العظيم [الفرقان:54]، فأما النسب فهو الذَّكر حامل الذُرية، وأما الصِّهر فيقصد الأنثى فهي تحمل ذرية الصِّهر.

    ويا أيها الشاهد والمُستشار، كونا من الأنصار السابقين الأخيار خير البرية وصفوة البشرية الذين صدَّقوا بالبيان الحقّ للقرآن في عصر الحوار من قبل الظهور ببأسٍ شديدٍ من ربّ العالمين، واعلما علم اليقين بأن الشمس سوف تدرك القمر في هلال شهر ذي الحجّة 1429هـ في أول الشهر تصديقاً لأحد أشراط الساعة الكُبَر وآية التصديق للمهدي المُنتظر آية كونية ظاهرة وباهرة لأولي العلم منكم في جريان الشمس والقمر.

    وأعلن للبشر أُنثاهم والذَّكر في البوادي والحضر بأن غُرّة ذي الحجّة الشرعية لعام 1429 يوم الجمعة المباركة بإذن الله والوقوف بعرفة يوم السبت والأحد يوم النحر بالقول الحقّ لأني أعلم من الله ما لا تعلمون ولم أتَّبع عُلماء الفلك وأنتم على ذلك لمن الشاهدين، فلو اتبعتهم لقُلت لكم كمثل قولهم أن المملكة العربية السعودية لا ينبغي لهم أن يشهدوا رؤية هلال ذي الحجّة لعام 1429هـ بعد غروب شمس الجمعة نظراً لغياب القمر من قبل الاقتران ومن قبل الميلاد، وبرغم أني أُصدِّق عِلمهم ولكنهم لا يعلمون بأن البشر دخلوا في عصر أشراط الساعة الكُبَر وأن الشمس أدركت القمر فيولد الهلال من قبل الاقتران والشمس إلى الشرق منه فيُدرِك ويَتجاوز وهم لا يعلمون.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
    أخوكم في دين الله الذليل عليكم والعزيز على أعدائِكم الإمام المهدي؛ ناصر محمد اليماني .
    _____________________


  8. الترتيب #8 الرقم والرابط: 222950 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 11 - 1429 هـ
    23 - 11 - 2008 مـ
    11:14 مســاءُ
    ــــــــــــــــ



    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّـهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿3﴾{
    صدق الله العظيم [الحج]كُ
    ــــــــــــــــــــــ

    أعوذُ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم
    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّـهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿3﴾{ صدق الله العظيم [الحج]كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ(4)}صدق الله العظيم [الحج]
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين وبعد..

    جناب شاهد و مستشار؛ برای هر ادعایی برهان و دلیل روشن لازم است و از آنجا که شما ادعا می‌کنید در عهد قدیم؛ جنس دیگری در تناسل و ازدیاد بشر نقش داشته‌اند و این امر حاصل ازدواج جنس بشر با خودش نبوده است؛ اگر راست می‌گویید برهانتان چیست؟ من در قرآن درباره ادعای شما چیزی پیدا نکردم و اگر شما برای ادعایتان برهانی می‌دانید؛ آن را ارائه کنید که برای هر ادعایی برهان لازم است. بدون اینکه خداوند برهانی به شما داده باشد؛ در آیات خداوند مجادله نکنید. خداوند فرموده است همسران ما از خود ما هستند نه آفریده‌ای دیگر؛ بجز کسانی که در آفرینش خداوند تغییر ایجاد کرده و با شیاطین مؤنث نکاح نمود‌ه‌اند؛ اینها شیاطین بشر هستند که حاصل این نکاحشان تکثیر تعداد زیادی انسان بوده است- که حاصل نزدیکی مردان از جنس بشر با شیاطین انس می‌باشند-. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَّرِيدًا ﴿117﴾ لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا ﴿118﴾ وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّـهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّـهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا ﴿119﴾ يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا ﴿120﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    {(مشرکان) جز خدا مؤنث ها(دختران ابلیس) را می خوانند و (در حقیقت) جز شیطان سر کش را نمی خوانند.(117)خداوند او را از رحمت خویش دور ساخته ، و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معین خواهم گرفت.(118)و آنها را گمراه می‌کنم! و به آرزوها سرگرم می‌سازم! و به آنان دستور می‌دهم که گوش چهارپایان را بشکافند، و آفرینشِ پاک خدایی را تغییر دهند! و هر کس، شیطان را به جای خدا ولّیِ خود برگزیند، زیانِ آشکاری کرده است. (۱۱۹) شیطان به آنها وعده‌ها می‌دهد؛ و به آرزوها، سرگرم می‌سازد؛ در حالی که جز فریب و نیرنگ، به آنها وعده نمی‌دهد. (۱۲۰)}

    کسانی که آفرینش خدا را تغییر داده‌اند از شیاطین بشر هستند که به جای خداوند طاغوت را عبادت می‌کنند . آنها دانسته این گونه عمل کرده وشیطان به آنها وعده‌ها می‌دهد؛ و به آرزوها، سرگرم می‌سازد؛ در حالی که وعده شیطان جز فریب و نیرنگ نیست. شیطان به آنان فرمان داده است که خلقت خداوند را تغییر دهند.آنان با شیاطین مؤنث مباشرت کرده و شیاطین زیادی از ذریه بشرتکثیرمی‌شوند تا سپاه طاغوت باشند. همان طور که فتوا دادیم مادران آنها جن و پدران‌شان انسان هستند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ إِنَّ ربّك حَكِيمٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [الأنعام:128].
    {و روزی که همه آنان را گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
    همان طور که دیروز برای‌تان فتوا دادیم؛ می بینم که شما با عنوان کردن حق می‌خواهید نتیجه باطل از آن بگیرید( حق یراد به الباطل). مقصودم جدال شما در این مورد است که چطور ممکن است خواهر برای برادرش حلال باشد؛ پس باید زنانی باشند که از ذریه آدم نبوده باشند.آیا می‌خواهید مانند شیاطین بشر؛ خلقت خداوند را تغییر دهید؛ یعنی مانند آنانی که از طاغوت فرمان برده و خلقت خدا را تغییر دادند و با زنانی نکاح کردند که خداوند از خود آنان(یعنی از جنس بشر) برای انسان نیافریده بود و در اطاعت از امر شیطان خلقت خدا را تغییر دادند؟ ولو اینکه به صراحت چنین نگفته باشید؛ اما طوری عمل می‌کنید که انگار از شیاطین بشرهستید و یا مس شیطان در شما سرگردان شده است و به شما وحی می‌کند با باطل به جدال با حق بپردازید؛ باطلی که از نزد خدا برهانی برای آن نازل نشده است. اما حجتی که شما می‌آورید یعنی چگونه برادر با خواهرش نزدیکی کند؛ حق است و این حقی است که برای امری باطل استفاده می‌شود. تشریع حق نازل شده و این کار حرام است. اما آن ازدواج قبل از نزول شرع صورت گرفته و تا زمانی که فرمان تحریم این کار نازل نشده باشد؛ بر آنان حرجی نیست و خداوند تا رسولی نفرستاده باشد که حلال خدا را حلال وحرام خدا را حرام اعلان کند؛ از اعمال گذشته آنان می‌گذرد و اگر بعد نزول حکم کسی توبه نکند؛ ظالم است. خداوند تعالی می‌فرماید:


    {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15].

    { ما هرگز مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه رسولی مبعوث کرده باشیم}
    من نشانی از اینکه همسرانی از جنس دیگر برای انسان فرستاده شده باشند ؛ نمی‌یابم. پس به خداوند افترا نزده و نسبت دروغ ندهید. خداوند در کتابش به شما فتوا داده که از همان اول همسران شما از جنس خود شما- از خودتان- آفریده شده‌اند نه از خلقتی دیگر. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَمِنْ آَيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [الروم:21].

    { و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند!}
    از کجا برای فرزندان آدم؛ جنس مؤنثی آورده‌اید که از ذریه آدم نباشند؛ من بنا به "حکمتی الهی" نسبت به چیزی که شما قصد ثابت کردن آن را دارید؛ توجه نکرده بودم ! من گمان داشتم شما معنی حق کلمه" بث منهما رجالاً كثيراً ونساءً" را می‌خواهید بدانید. این یعنی تعداد زیادی زن و مرد از ذریه آدم و حوا نشأت گرفته و در زمین پراکنده شدند و خداوند همسران ما را از خود ما قرار داده است نه از ذریه شیاطین. ممکن است بگویید: " ولی مقصود ما جنیان مؤنث نیست" . در جواب می‌گویم: بله؛ شما صراحتاً چنین چیزی را نگفتید تا نیت‌ و امرتان فاش نشود؛ البته ممکن است این کارتان تعمدی نباشد و لذا نمی‌خواهم در حق‌تان ظلم کرده و حکمی بدهم که ناحق باشد. پس پسندیده است که برهان آشکار خود را درمورد اینکه ذریه اولیه آدم چگونه تناسل و تولید مثل کرده‌اند، بیاورید؛ من چیزی در کتاب پیدا نمی‌کنم! مقصود من این نیست که من درمورد چگونگی تولید مثل فتوا نمی‌دهم؛ بلکه فتوای حق من برای‌تان این است که همسرانی که از خود ما نباشند پیدا نمی‌کنم. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَاللَّـهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ۚ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّـهِ هُمْ يَكْفُرُونَ} صدق الله العظيم [النحل:72].
    { خدا از جنس خودتان همسرانی برای شما ساخت و از همسرانتان پسران و نوادگانی به شما داد و چیزهای پاکیزه‌ای به شما عطا کرد. آیا به باطل ایمان می‌آورند وبه نعمت خدا کافر می‌شوند؟}

    پس از خدا بترسید و پروا کنید. به خداوند قسم درموردتان شک کرده‌ام ولی نمی‌خواهم -در صورتی که به دنبال حق باشید- درحق‌تان ظلم کنم. پس حکم درمورد شما را به تأخیر می‌اندازم و این جدال قومی است که می‌خواهند توجه را به زنانی منعطف کنند که از جنسی دیگر-غیر از انسان- هستند تا ازدواج در ابتدای امر با آنها صورت گرفته باشد و پسران آدم با خواهران‌شان ازدواج نکرده باشند. محققآن این را امری منطقی می‌بینند که لابد باید در آن برهه زمانی زنانی از جنسی دیگر خلق شده باشند؛ چگونه ممکن است برادر با خواهرش ازدواج کند؟ در جواب‌تان می‌گویم؛" به خداوند قسم اگر شرع نازل نشده و این امر حرام نشده بود؛ ازدواج برادر با خواهرو بار برداشتن اواز برادرش، امری طبیعی به نظر می‌آمد. ولی چون از اول شرع این عمل را حرام کرده است؛ خداوند اعمال قبل از آن را می‌بخشد و مانند یکی از تردید کنندگان که با کلام خود نسبت به امام مهدی گناهی بزرگ مرتکب شده؛ از فرزندان آنان به عنوان أولاد زنا یاد نمی‌کند.

    ای جماعت انصار؛ اگر اینها دربرابر امامتان حجت اقامه کرده باشند؛ شما نباید از من پیروی نمایید مگر اینکه ببینید امامتان با بیان حق قرآن عظیم بر ایشان چیره شده باشد. اما موضوع آنان این است که اگر به پاسخ‌های‌شان توجه کنید می‌توانید چیزی را که می‌خواهند بگویند دریابید ؛چیزی که به آن رسیده اند وسوسه شیطان است نه وحی تفهیمی از خداوند رحمن. سپس می‌گویند: ناصر محمد یمانی؛اگر این طور باشد؛ تو برهانی برای چگونگی ازدواج بین فرزندان آدم نیاورده‌ای. اگر بگویی دختران آدم از برادرانشان باردار شدند و لذا فرزندانشان عموزداه هم هستند و دختر با پسرعمویش ازدواج کرده؛ ما در جواب می‌گوییم چگونه برادر اجازه دارد با خواهرش ازدواج کند؟" در جوابتان می‌گویم: چون شریعتی نازل نشده بود؛آنها نمی‌دانستند این کار حرام است. بلکه خداوند به آنان وعده داده بود بعد ازخارج شدن از بهشت- باطنی زمین- جایی که هستید؛ برایشان شریعت و منهاج نازل خواهد کرد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:35].
    { ای فرزندان آدم! اگر رسولانی از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا برای شما بازگو کنند، کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمناک می شوند.}
    و ما می‌دانیم که آدم؛ نبی بود نه رسول. ولی منهاج با انبیاء نازل نمی‌شود بلکه رسولان روش ومنهاج -راه روشن و آشکار- را می‌آورند و انبیاء بی‌تردید علم کتاب را از رسولان به ارث می‌برند. تمام رسولان نبی هستند ولی همه انبیا، رسول نیستند. اما آدم منهاج-راه روشن و آشکار- عبودیت پروردگار را می‌دانست چون خداوند آن را به او آموخته بود؛ ولی او را با شریعت برنیانگیخته بود؛ بلکه رسولان از ذریه آدم برگزیده شدند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:35].
    { ای فرزندان آدم! اگر رسولانی از خود شما به سراغتان بیایند که آیات مرا برای شما بازگو کنند، کسانی که پرهیزگاری پیشه کنند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمناک می شوند.}
    خداوند اولین فرزندان آدم را به خاطر ازدواج با خواهرانشان مورد محاسبه قرار نمی‌دهد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15].

    {و ما هرگز مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه رسولی مبعوث کرده باشیم}

    علت این است که آنها در برابر پروردگارشان حجت خواهند داشت چون رسولی به سوی ایشان فرستاده نشده بود تا این عمل را حرام کرده باشد و اگر ثابت شود خداوند رسولی به سوی ایشان فرستاده تا شرع مربوط به ازدواج را برایشان بیان کند و آنها از فرمان پروردگارشان سرپیچی کرده باشند؛ این حجت بر هابیل و قابیل خواهد بود و خداوند به خاطر اینکه با خواهرانشان ازدواج کرده‌اند؛ آنان را عذاب خواهد کرد. اما اگر ثابت شود که آنها قبل از برانگیخته شدن رسول در میانشان؛ چنین ازدواج کرده‌اند؛ خداوند در مقابل آنان حجتی ندارد. بلکه آنها هستند که به خاطر برانگیخته نشدن رسول و نهی آنان از این کار،درپیشگاه خداوند حجت خواهند داشت. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}[الأنعام:48].

    {ما رسولان را، جز بشارت دهنده و بیم دهنده، نمی‌فرستیم؛ آنها که ایمان بیاورند و اصلاح کنند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند}

    به این ترتیب؛ رسولان حجت خدا بر مردم هستند و قبل ازبرانگیخته شدن آنان؛ خداوند حجتی در برابر مردم ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:165]

    { رسولانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این رسولان، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند و خداوند، توانا و حکیم است.}

    آیا نمی‌بینید؛ اگر خداوند بخواهد فرزندان آدم را مورد حساب رسی قرار دهد؛با توجه به عدم نزول شریعتی که ازدواج با خواهر را حرام کرده باشد؛ آنان دربرابر خداوند حجت دارند؟و بعد از صدور حکم تحریم؛ کسانی که تابع حق شوند خوفی نداشته و اندوهی بر ایشان نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}[الأنعام:48].

    {ما رسولان را، جز بشارت دهنده و بیم دهنده، نمی‌فرستیم؛ آنها که ایمان بیاورند و اصلاح کنند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند}

    و می‌بینم می‌خواهید درباره چگونگی تولید مثل و تناسل به شما فتوای حق بدهم. پس در پاسخ شما می‌گویم: همانا که شما با همان برهان محکم و واضح و بینه که در همین مورد آمده است مجادله می‌کنید:

    {يَاأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ربّكم الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت.}

    خداوند در این آیه‌ای محکم روشن فرموده که تولید مثل تنها با مشارکت فرزندان مؤنث و مذکر آدم صورت گرفته است؛ مگر آنان که درخلقت خداوند تغییر ایجاد کرده‌اند. شما هم می‌خواهید این شریعت باطل را ثابت کنید که باعث تغییر خلقت خدا می‌شود و می‌گویید باید جنس مؤنثی غیر از ذریه آدم بوده باشد تا تولید مثل در ابتدا با مشارکت آنان انجام شده باشد. من ازپاسخ‌هایی که داده‌اید متوجه شده‌ام مقصودتان چیست و به کجا می‌خواهید برسید. اما باز تکرار می‌کنم: من نمی‌خواهم فتوا دهم شما از شیاطین بشر هستید؛ تا با این حجت که چگونه می‌توان خواهر را به نکاح درآورد؛ از ذکر خداوند رحمن روگردانده و دنباله‌رو چیزی شوید که خداوند برهانی برای آن نازل نفرموده است؟ ما با آیات محکم و بینه برای‌تان فتوا دادیم که: خداوند برعلیه هابیل و قابیل حجت ندارد که چرا با خواهران‌شان ازدواج کردند؛ چون هنوز رسولی از نزد پروردگار برای آنان فرستاده نشده بود تا شرع خداوند را برایشان روشن سازد. خداوند به شما خبر داده که او برعلیه آنان حجت ندارد و ایشان را مورد محاسبه قرار نمی‌دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:165].

    { رسولانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این رسولان، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند و خداوند، توانا و حکیم است.}

    گفتگو بین مهدی منتظر و المستشار و شاهدش-اگر خود المستشار نباشد- ادامه دارد. من حسن ظن به تو داشتم چون در ابتدای امر از سخنانت خوشم می‌آمد تا اینکه برایم روشن شد که چه فتوایی می‌خواهی بدهی، یعنی مطرح کنی خداوند برای ذریه اولیه آدم" حرث"( رحم) دیگری خلق کرده است. اما من می‌دانم این جنس مؤنثی که تو می‌خواهی به عنوان برهان بیاوری؛ خلقت خداوند را تغییر داده وکشتزارخبیثی است که رویش آن بی‌ارزش و پست است{ اشاره به آیه مبارکه شوره الأعراف: وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُ‌جُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَ‌بِّهِ ۖ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُ‌جُ إِلَّا نَكِدًا ۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّ‌فُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُ‌ونَ ﴿٥٨﴾} . اگر به او بگویم از خدا بترس؛ تعصب و غرور او را به گناه می‌کشاند و بعد از ان که حق برایش روشن شد؛ راه درست را درپیش نمی‌گیرد؛ آنها ذریه قومی هستند که سخنشان در دنیا باعث اعجاب تو می‌شود؛ درحالی که آنان از سرسخت‌ترین دشمنان پروردگار عالمیان هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿204﴾ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّـهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿205﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّـهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ ۚ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ ۚ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ﴿206﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    {و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می‌شود؛ و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می‌گیرند. آنان، سرسخت‌ترین دشمنانند. (۲۰۴) هنگامی که روی برمی‌گردانند در راه فساد در زمین، کوشش می‌کنند،وباعث تباهی حرث(رحم)و نسل می شوندو خدا فساد را دوست نمی‌دارد. (۲۰۵ )و هنگامی که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» و لجاجت و تعصب، آنها را به گناه می‌کشاند. آتش دوزخ برای آنان کافی است؛ و چه بد جایگاهی است! (۲۰۶)}

    از حق نمی‌توانید رها شوید؛ پس اگر از کسانی هستید که حق را می‌خواهید؛ و وقتی حق برایتان روشن شد از آن پیروی کنید. ما آن را به تفصیل برایتان تشریح کردیم. ممکن است المستشار یا الشاهد بخواهند حرف مرا قطع کرده و بگویند:" ناصر محمد یمانی؛ تو فتوا می‌دهی که هر کس تو را تصدیق نکرده و پیرو تو نشود؛ شیطانی است سرکش و خبیث" در پاسخ می‌گویم: پناه برخدا که از جاهلان باشم. بین من و مردم؛ کتاب خداوند و سنت رسول اوست و وقتی کسی با کتاب خدا و سنت رسولش غلبه کرد و طرف مقابل حاضر نشد از حق پیروی کندو در حالی که به کتاب خدا و سنت رسولش ایمان دارد و نسبت به آن کافر نیست، راه حق را درپیش نگرفت و با جدال باطل قصد سرکوب حق را داشت ؛ شأن او برای من روشن می‌شود و من به اذن خداوند در حق هیچ کس ظلم نمی‌کنم. کسانی که به دنبال حق هستند؛ خداوند شأن آنها را به حق برای من روشن می‌نماید. ممکن است ابتدای کار خیلی هم با من مجادله کنند؛ ولی وقتی حق برایشان روشن شد؛ از خدا پروا می‌کنند. اگر المستشار و الشاهد به حق به دنبال حق باشند؛ با روشن شدن حق، از آن پیروی خواهند کرد وبا روشن شدن اینکه این حقی است که از نزد پروردگارشان آمده است؛ غرور و تعصب آنها را به گناه نمی‌کشاند. ولی گروهی دیگر هستند که بیان حق تنها باعث افزوده شدن به پلیدیآنان می‌شود؛ چون وقتی برایشان روشن می‌شود حق آمده از پروردگارشان چیست، می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش سازند. خداوندا اگر المستشار و شاهد او در پی حق هستند؛ آنان را به سوی آن هدایت فرما و اگر ناصر محمد یمانی باطل است و آنان برحق‌اند؛ به آنها در برابر ناصر محمد یمانی حجتی عنایت فرما. خدایا من بنده و خلیفه حق تو هستم و با قرآن عظیم با مردم مجادله می‌کنم که حجت تو بر مُحمد رسول الله است؛ اگر که او رسالت و حجت تو را به قومش تبلیغ نکرده باشد وبعد از تبلیغ به آنان حجت رسول بر قومش خواهد بود... و بعد از تبلیغ و اطلاع‌رسانی؛ او شاهد بر مردم است و وقتی قوم او آن را به دیگران رساندند؛ حجت آنان بر مردم خواهد بود و آنان شاهد بر تمام مردم خواهند شد و اگر چنین نکنند در حقیقت قرآن را مهجور گذاشته و رساله پروردگارشان را به مردم نرسانده‌اند تصدیق فرموده حقت:

    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْئَلُونَ} صدق الله العظيم

    { وآن مایه یادآوری تو و قوم تو است و بزودی سؤال خواهید شد.}

    پس اگر محمد رسول الله چنین نکرده و قومش را از آن مطلع نساخته بود ؛ حساب او با پروردگارش است و جز او ولی و نصیری نخواهد بافت. و وقتی ایشان رساله خداوند را به قومش ابلاغ نمود؛ خداوند ذکر را حجت خود و حجت رسولش بر آنها قرار خواهد داد و رسولشان را بر آنان شاهد می‌گیرد تا بعد از ابلاغ رسالت؛ آنان نیز رساله پروردگارشان را به تمام مردم ابلاغ کرده باشند. پس اگر قوم او چنین نکرده باشند؛ حسابشان با خداوند است و جز او ولی و نصیری نخواهند داشت. و اگر قوم او رسالت پروردگارشان را به مردم ابلاغ کرده باشند؛ خداوند ذکر را حجت خود برمردم و حجت آنان برمردم قرار داده و قوم او را به حق-بر مردم- به شهادت می‌گیرد که رسالت پروردگارشان را که ذکری برای تمام عالمیان است ابلاغ کرده‌اند تا هرکس بخواهد بتواند راه راست را در پیش گیرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً} صدق الله العظيم [البقرة:143].
    {همان‏گونه شما را نيز، امت ميانه ‏اى قرار داديم (در مکانی وسط جهانیان ) تا بر مردم گواه باشيد؛ و پيامبر هم بر شما گواه است.}

    خداوندا؛ تو بیان حق را به بنده‌ات آموختی و من شهادت می‌دهم جز تو کسی آن را به من نیاموخته است و من بیانات حق بسیاری را به اطلاع مردم رسانده‌ام و همچنان آیات محکم کتابت را برای آنان تشریح می‌کنم؛ خداوندا اگر می‌دانی که این بنده‌ات مردم را بر اساس بصیرت حق یعنی قرآن عظیم به سوی تو دعوت می‌کند؛ برای این بنده‌ات درمقابل تمام علمای امت حجتی قرار ده و اگر ناصر محمد یمانی گمراه است؛ به آنان در برابر ناصر محمد یمانی حجت عنایت فرما. حکم با توست خدای من و تو خیر الحاکمینی. جناب المستشار و شاهد او-اگر هردو یکی نباشید- همانا که من شما را به سوی کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت

    محمد -رسول الله صلَّى الله عليه وآله- وسلَّم - که بر خلاف آیات محکم کتابش نباشد- دعوت می‌کنم و هرکس به کتاب خداوند و سنت حق رسولش تمسک جست؛ به راه راست و صراط مستقیم هدایت می‌شود و حکم با خداوند است و او اسرع الحاسبین...

    می‌بینم که می‌گویید ناصر محمد یمانی راعاجز کرده‌اید. این منم که خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که اگر عالمی از قرآن عظیم بر من غلبه کند؛ هرکس که پیرو من بماند، از آنانی خواهد بود که به ائمه خود تمسک جسته و حتی وقتی برای‌شان روشن می‌شود امام و رهبرشان گمراه است ؛ به ناحق از او دفاع می‌کنند. حتی اگر ناصر محمد یمانی از آنان باشد؛ عالمی دیگر که علمش از علم ناصر محمد یمانی هدایت‌گرتر است خواهد آمد ومادامی که کسی پیدا شود که با برهان علمی و دانشی هدایت‌گرترو سخنی محکم‌تر و تفسیری بهتر از دانش من بر من غلبه کند برای آنان روشن می‌شود من امام نیستم. خداوند به شما عقل داده پس از آن استفاده کنید و از چیزی که نسبت به آن علم و آگاهی ندارید پیروی نکنید؛ مانند آنچه که المستشار و الشاهد عنوان می‌کنند در حالی که حتی یک دلیل از آیات محکم قرآن عظیم برای اثبات آن نیاورده‌اند تا نشان دهد اولین ذریه آدم حاصل باردار شدن جنس دیگری از زنان - جنسی غیر از انسان- بوده است. بگو اگر راست می‌گویید دلیل‌تان چیست....
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.
    أخو المُسلمين؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ} صدق الله العظيم [البقرة:204].


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ

    اقتباس المشاركة: 3871 من الموضوع: ( التكاثر بين بني آدم ) الجواب الحقّ من الكتاب للفيصل اليماني ..



    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 11 - 1429 هـ
    23 - 11 - 2008 مـ
    11:14 مســاءً
    ــــــــــــــــــــــ



    { وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّـهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ } صدق الله العظيم ..


    أعوذُ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّـهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿٣﴾ كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [الحج]، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين وبعد..

    أيها الشاهدُ والمُستشار لكل دعوى بُرهانٌ وسلطانٌ بيِّنٌ، وبما أنكم تدَّعون بأن التناسل للبشرية في العهد القديم كان في حرثٍ آخرَ وليس في أزواجٍ منهم من أنفسهم، قُل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين؟ وذلك لأني لا أجد في القرآن ما تدَّعون وإذا تعلمون بسلطانكم على دعواكم فأْتوا به فلكل دعوى برهان، ولا تجادلوا في آياتِ الله بغير سلطانٍ أتاكم، فإن فعلتم فقد خالفتم أمر الرحمن واتّبعتم أمر الشيطان بقولكم على الله ما لا تعلمون، ذلك لأن الله قال بأن أزواجنا من ذات أنفسنا وليس من خلقٍ آخر إلا الذين غيَّروا خلق الله فنكحوا إناث الشياطين من شياطين البشر فاستكثروا منهم خلقاً كثيراً من البشر تصديقاً لقول الله تعالى: {إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَّرِيدًا ﴿١١٧﴾ لَّعَنَهُ اللَّـهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا ﴿١١٨﴾ وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّـهِ ۚ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّـهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا ﴿١١٩﴾ يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ ۖ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا ﴿١٢٠﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    أولئك الذين غيّروا خلق الله من شياطين البشر من الذين يعبدون الطاغوت من دون الله وهم يعلمون ويُمنِِّيهم ويَعِدُهم وما يَعِدُهم الشيطان إلا غروراً، وأمَرهم أن يُغيّروا خلق الله فتَغشَّوا إناث الشياطين من الجنّ فاستكثروا منهم خلقاً كثيراً آباؤهم من شياطين البشر وأمهاتهم من إناث الشياطين فاستكثروا من ذُريات البشر خلقاً كثيراً ليكونوا من جيش الطاغوت كما أفتيناكم بأن أمهاتِهم من الجنّ وآباءهم من الإنس وقال الله تعالى: {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ ۖ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا ۚ قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿١٢٨﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    كما أفتيتكم بالأمس؛ إني أرى جدالكم حقاً يُراد به باطل، وأقصد جدالكم إذ كيف تَحلّ الأخت لأخيها فلا بُدّ من إناثٍ من غير ذُرية آدم، فهل تريدون تغيير خلق الله كما يفعل شياطين البشر الذين أطاعوا الطاغوت فغيّروا خلق الله فنكحوا إناثاً لم يخلُقهن الله من أنفسِهم وغيّروا خلق الله تنفيذاً لأمر الشيطان؟ ولو أنكم لم تفصحوا بذلك وكأنكم من شياطين البشر أو تتخبطكم مسوس الشياطين فيوحون إليكم أن تجادلوا الحقّ بالباطل الذي ما أنزل الله به من سلطان، وأما حجتكم إذ كيف يُجامع الأخ أخته فهذا حقٌ يُراد به باطلٌ وقد جاء التشريع الحقّ وحرّم ذلك، وحدث ذلك قبل نزول التشريع وليس عليهم في ذلك شيءٌ حتى يأتي التحريم وما كان الله لِيُحاسبهم على ذلك ما لم يبعث إليهم رسولاً يُحلّ لهم ما أحلّه الله ويُحرِّم عليهم ما حرَّم الله وعفا الله عما سلف ومن لم يتُب فأولئك هم الظالمون، وقال الله تعالى: {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15].

    ولم أجد الأزواج أتت إلينا من خلقٍ آخرَ فلا تفتروا على الله الكذب وقد أفتاكم الله في مُحكم كتابه أن أزواجكم من أنفسكم من البداية وليس من خلقٍ آخرَ وقال الله تعالى: {وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الروم].

    فمن أين جئتم لأولاد آدم بإناثٍ من غير ذرية آدم؟ ولَم آخُذ بالي (لحكمةٍ إلهيّةٍ) ما كنتم تريدون إثباته! وظننتُ أنكم تريدون المعنى الحقّ لكلمة: {بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً}، أيْ: بثّ من ذُرية آدم وحواء رجالاً كثيراً ونساءً فجعل الله لنا أزواجاً من أنفسنا وليس من ذُريات الشياطين، ولربما تقولان: "ولكننا لم نقصد إناث الجنّ"، أقول: نعم لم تُفصحوا بذلك إذاً لاكْتُشِف أمركم وما تريدون ولكن لربما ذلك بغير قصدٍ منكم، ولذلك لا أريد أن أحكم عليكم بظلمٍ بغير الحقّ، والمطلوب منكم أن تأتوا ببرهانٍ مبينٍ كيف كان التناسل لذرية آدم الأولى، فلا أجد في الكتاب! وليس معنى ذلك أني لم أُفتِكم كيف كان التناسل بل أفتيتكم بالحقّ بأني لم أجد أزواجاً لنا من غير أنفسنا، وقال الله تعالى: {وَاللَّـهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ۚ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللَّـهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [النحل].

    فاتقوا الله، تالله لقد أصبحتُ في شكٍّ من أمركم غير إني لا أريد أن أظلمكم إن كنتم لا تريدون غير الحقّ ولذلك سوف أُرجِئ الحكم عليكم فهذا جدال قومٍ يريدون لفت الانتباه إلى إناثٍ من خلقٍ آخرَ تمَّ التزاوج بينهم بادئ الرأي حتى لا ينكح أولادُ آدم أخواتِهم، وقد يراه الباحث شيئاً منطقياً فلا بُدّ من إناثٍ من خلقٍ آخرَ؛ فكيف يتزوج الأخ أخته؟ ومن ثم أردّ عليكم بالحقّ وأقول: تالله لولا جاء الشرع وحرّم ذلك لكان الأمر شيئاً طبيعياً أن ينكح الأخ أخته فينجب منها ذريته، ولكن نظراً لأن الشرع جاء من أوّل مرةٍ بتحريم ذلك وعفا الله عما سلف ولم يصِفْهم الله بأولاد زنى كما يقول أحدُ المُمترين ويتلفظ على الإمام المهدي بإثمٍ كبير.

    ويا معشر الأنصار، لَئِنْ أقام هؤلاء على إمامكم الحجّة فإياكم أن تتبعوني ما لم تجدوا إمامكم هو المُهيمِن بالبيان الحقّ للقرآن العظيم، وأما موضوع هؤلاء فإن تدبَّرتم ردودهم فسوف تستنتجون ما يريدون أن يقولوه فيتوصلون إليه بوسوسةٍ من الشيطان وليس بتفهيمٍ من الرحمن، ومن ثم يقولون: إذاً يا ناصر اليماني أنت لم تأتِ بالبرهان كيف تمّ التزاوج بين أبناء آدم، فإن قلتَ: أنجبوا من أخواتِهم أولادَهم فأصبحوا عيال عمٍّ ومن ثم تزوَّجَت البنتُ ولدَ عمّها، ومن ثم نقول لك: وكيف يجوز أن ينكح الأخ أخته؟ ومن ثم أردّ عليكم وأقول: بسبب أنهم لا يعلمون أن ذلك محرَّمٌ عليهم بسبب عدم وجود التشريع؛ بل وعدهم الله بالشريعة والمنهاج من بعد خروجهم إلى حيث أنتم وقال الله تعالى: {يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي ۙ فَمَنِ اتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    ونحن نعلم بأن آدم ليس برسولٍ بل نبيٌّ ولكن المنهج لا يأتي به الأنبياء؛ بل يأتي به الرُسل، وإنما يورث الأنبياء علم كتب المرسلين وكل رسولٍ نبيٌّ وليس كل نبيٍّ رسولاً، ولكن آدم يعلم منهج العبودية لربّه كما علَّمه الله ولكنه لم يبعثه بالتشريع؛ بل الرسل جاءت من ذُرية آدم تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي ۙ فَمَنِ اتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم، ولن يُحاسب أولاد آدم الأولين بسبب نِكاحهم لأخواتهم تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15].

    وذلك لأن لهم حُجةً على ربّهم إن لم يبعث إليهم رسولاً ليُحرِّم عليهم ذلك، فإن ثبت أن الله ابتعث إليهم رسولاً ليُبيِّن لهم التشريع في الزواج ومن ثم عصوا أمر ربّهم فهنا قامت على هابيل وقابيل الحجّة فيُعذِّبهم الله بسبب نكاحهم لأخواتهم، وأما إذا ثبت أنهم نكحوا أخواتهم من قبل مبعث الرسل إليهم فلا حُجة لله عليهم؛ بل الحجّة لهم على الله بسبب عدم بعث الرسول الذي ينهاهم عن ذلك وقال الله تعالى: {وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ ۖ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٤٨﴾} [الأنعام].

    إذاً الرُسل هم حُجّة الله على الناس وقبل مبعثهم فلا حُجّة لله عليهم تصديقاً لقول الله تعالى: {رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    أفلا ترون بأن لأولاد آدم حجةً على ربّهم لَئِن حاسبهم على نكاح أخواتهم بادئ الأمر نظراً لعدم وجود شرعٍ يُحرِّم ذلك عليهم؟ ومن بعد التحريم فمن اتَّبع الحقّ فلا خوفٌ عليهم ولا هم يحزنون تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ ۖ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٤٨﴾} صدق الله العظيم.

    وأراكم تُطالبون بسلطان الفتوى بالحقّ كيف تمَّ التناسل فأردُّ عليكم وأقول: إنكم تُجادلون بذات السُلطان المُحكم الواضح والبيِّن في هذا الشأن وهو قول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].

    فقد بيَّن الله لكم في هذه الآية المُحكمة بأن التناسل لم يتجاوز الذكر والأنثى من أولاد آدم إلا الذين غيَّروا خلق الله، كما تريدون إثبات تلك الشريعة الباطلة بتغيير خلق الله بأن لابُدّ من إناثٍ من غير ذُرية آدم حتى يتم التناسل بادئ الأمر بينهم، وهذا ما تبيَّن لي من ردودكم وهو ما تُريدون التوصل إليه، ولكني أكرر: لا أريد أن أفتي بأنكم من شياطين البشر حتى تُعرضوا عن ذِكر الرحمن فتتبعوا ما لم يُنزل الله به من سُلطان بحجة أنه كيف ينكح الأخ أخته؟ وقد أفتيناكم بآياتٍ مُحكماتٍ بيِّناتٍ أنهُ: لا حُجة لله على هابيل وقابيل بسبب نكاح أخواتهم نظراً لأنهم لم يأتوا بعدُ رسُلٌ منهم بشرع ربّهم وأخبركم الله بذلك أنه لا حُجة له عليهم ولن يُحاسبهم على ذلك تصديقاً لقول الله تعالى: {رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّـهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّـهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ﴿١٦٥﴾} صدق الله العظيم. أفلا ترون أنه لا تثريب عليهم ولا حساب؟ نظراً لعدم إقامة الحجّة لربِّهم عليهم بسبب أنه لم يأتِهم رسولٌ حرَّم عليهم ذلك فعصوا أمر ربهم.

    فليستمر الحوار بين المهديّ المنتظَر والمُستشار وشاهدهُ إن لم يكن هو، وظننت فيك الخير لأنه أعجبني قولك بادئ الرأي حتى تبيَّن لي ما تُريد أن تُفتي به وهو وجود حرثٍ آخرَ ذرأ الله فيه ذُرية آدم الأولى، ولكني أعلم بأن هذا الحرث الذي تريد البرهان له بتغيير خلق الله حرثٌ خبيثٌ لا يخرج نباته إلا نكدا، وإذا قيل له اتَّقِ الله أخذته العزة بالإثم بعدما تبيَّن له الحقّ فلا يتّخذه سبيلا أولئك ذُريات قومٍ يُعجبك قولهم في الحياة الدنيا وهم من ألدّ الخصام لله ربّ العالمين تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿٢٠٤﴾ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّـهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿٢٠٥﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّـهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ ۚ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ ۚ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٢٠٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ولن تُفلتا من الحقّ فإن كنتم من الذين يريدون الحقّ فاتّبعوا الحقّ بعدما تبين لكم أنه الحقّ وقد فصلناه تفصيلاً. ولربما يود المُستشار أو الشاهد أن يُقاطعني فيقول: "يا ناصر محمد اليماني، إنك تفتي بأن الذي لم يُصدِّقك فيتّبعك بأنه شيطانٌ مريدٌ"، ومن ثم أرد عليه وأقول: أعوذ بالله أن أكون من الجاهلين، وبيني وبين الناس كتاب الله وسنة رسوله فمن غَلبتُه بكتاب الله وسنة رسوله ثم لم يتبع الحقّ وهو يؤمن به وليس من الكافرين ثم لا يتخذه سبيلاً ويجادل بالباطل ليدحض به الحقّ فقد تبيَّن لي شأنه ولن أظلم أحداً بإذن الله، فالذين يريدون الحقّ سوف يُبيِّنهم الله لي بالحقّ، ولربما يجادلوني بادئ الأمر جدلاً كبيراً حتى إذا حصحص لهم الحقّ اتَّقَوا الله، فإن كان المُستشار والشاهد حقاً من الباحثين عن الحقّ فسوف يتّبعون الحقّ إن تبيَّن لهم أنه الحقّ فسوف يتّبعونه ولن تأخذهم العزّة بالإثم بعدما تبيَّن لهم الحقّ من ربّهم، وأما آخرون فلن يزيدهم البيان الحقّ إلا رجساً إلى رجسهم لأنه تبيَّن لهم أنه الحقّ من ربّهم ويريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم، اللهم إن كان المُستشار وشاهده يريدون الحقّ فاهدهم إليه وإن كان ناصر محمد اليماني على الباطل وهم على الحقّ فاجعل لهم الحجّة على ناصر محمد اليماني، اللهم إني عبدك وخليفتك بالحقّ أُجادِل الناس بالقرآن العظيم حُجتك على محمدٍ رسول الله إن لم يُبلغ برسالتك؛ وحجتك وحُجة رسولك على قومه من بعد التبليغ فيكون عليهم شهيداً؛ وحُجة قومه وحُجتهم على الناس من بعد التبليغ فجعلتَهم شُهداء بالحقّ، وإن لم يفعلوا فما بلَّغوا رسالة ربّهم للناس إن اتخذوه مهجوراً تصديقاً لقولك الحق: {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزخرف]، فإن لم يفعل مُحمدٌ رسول الله ولم يُبلِّغ به قومه فحسابه على ربِّه ولن يجد له من دون الله ولياً ولا نصيراً، وإن بلَّغ به قومه فقد جعل الله الذِّكر حُجته عليهم وحُجة رسوله وجعل رسولهم عليهم شهيداً من بعد التبليغ لهم ليُبلِّغوا برسالة ربّهم إلى الناس أجمعين، فإن لم يفعل قومُه كان على الله حسابهم ولن يجدوا لهم من دون الله ولياً ولا نصيراً، وإن فعلوا وبلَّغوا رسالة ربّهم إلى الناس فسوف يجعل الله الذِّكر حُجته على الناس وحجتهم على الناس ويجعل قومه شُهداء بالحقّ أنهم بلَّغوا برسالة ربّهم ذِكر العالمين لمن شاء منهم أن يستقيم تصديقاً لقول الله تعالى: {وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا} صدق الله العظيم [البقرة:143].

    اللهم قد علّمتَ عبدَك البيان الحقّ وإني أَشهد أنه لم يُعلِّمني سواك وبلَّغتُهم بكثيرٍ من البيان الحقّ للقرآن ولا أزال أُفصِّل لهم تفصيلاً من مُحكم كتابك، اللهم إن كُنتَ تعلم أن عبدك يدعو إليك على بصيرة الحقّ القرآن العظيم فاجعل لعبدك الحجّة على كافة علماء الأمّة، وإن كان ناصر محمد اليماني على ضلالٍ فاجعل لهم الحجّة على ناصر محمد اليماني والحُكم لك إلهي وأنت خير الحاكمين.

    ويا أيها المُستشار وشاهده - إن لم تكونا واحداً - إني أدعوكما إلى كتاب الله القرآن العظيم وسنة محمدٍ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم التي لا تُخالِف لمحكم كتابه في شيءٍ ومَن استمسك بكتاب الله وسنة رسوله الحقّ فقد هُدِي إلى صراطٍ مستقيمٍ والحُكم لله وهو أسرع الحاسبين.

    وأراكم تقولون بأنكم أعجزتم ناصر محمد اليماني، وها أنا ذا أُشهِد الله وكفى بالله شهيداً بأنه إذا غلبني عالمٌ يُحاورني بالقرآن العظيم فمن اتّبع ناصر محمد اليماني من بعد ذلك فإنه من الذين يستمسكون بأئمتهم ويجادلون عنهم بغير الحقّ حتى ولو تبيَّن لهم أن إمامهم كان من الضالين حتى ولو كان منهم ناصر محمد اليماني إذاً أتاكم عالِمٌ آخرُ بعلمٍ أهدى من علم ناصر محمد اليماني فقد تبين لكم بأني لست إمامَ حقٍ أَهدي بالحقّ إلى صراطٍ مستقيمٍ ما دمتم وجدتم أحداً غلبني بعلمٍ وسلطانٍ منيرٍ هو أهدى من علمي وأقوم قيلاً وأحسن تفسيراً، فقد أيَّدكم الله بعقولٍ فاستخدموها ولا تتبعوا ما ليس لكم به علمٌ كعلم المُستشار والشاهد الذين لم يأتوا حتى بدليلٍ واحدٍ فقط من مُحكم القرآن العظيم أن ذرية آدم الأولى تمّ إنجابهم من إناث خلقٍ آخر، قُل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.
    أخو المسلمين؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ} صدق الله العظيم [البقرة:204].
    ___________________


  9. الترتيب #9 الرقم والرابط: 223099 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي


    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 11 - 1429 هـ
    24 - 11 - 2008مـ
    10:46 مســاءً
    ـــــــــــــــــــ



    { قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً }

    أعوذُ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم،


    خداوند تعالی می‌فرماید: {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ (3) كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ(4)}صدق الله العظيم [الحج].
    { گروهی از مردم، بدون هیچ علم و دانشی، به مجادله درباره خدا برمی‌خیزند؛ و از هر شیطان سرکشی پیروی می‌کنند. (۳) بر او نوشته شده که هر کس ولایتش را بر گردن نهد، بطور مسلّم گمراهش می‌سازد، و به آتش سوزان راهنماییش می‌کند! (۴)}
    خداوند تعالی می‌فرماید: {وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ} [الأنعام:121].

    {و شیاطین به دوستان خود القا می‌کنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود!}
    خداوند تعالی می‌فرماید:{وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُ‌كُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    {و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    ای جماعت انصار پیشگام برگزیده؛ بیایید تا به شما یاد بدهم چگونه کسی که مردم را به با وحی تفهیمی -و با استنباط برهان علمی از آیات محکم قرآن عظیم برای درهم کوبیدن باطل - به راه راست دعوت می‌کند؛ تشخیص دهید. پس اگر باطل باشد؛ با برهان علمی از کتاب خداوند قرآن عظیم بر حجت باطل غلبه کرده و با ایات محکم قرآن عظیم آن را نابود می‌کند و می‌بینید که با علم و هدایتی که از کتاب منیر گرفته شده و بر اساس بصیرت پروردگارش مجادله می‌نماید. برای همین هم از گام‌های شیطان پیروی نکرده و در آیات خداوند بدون علم و هدایت و کتاب منیر مجادله نمی‌کند. من امام مهدی به خداوند یکتا و بی‌شریک ایمان دارم. ایمان دارم که محمد عبد و رسول اوست و ایمان دارم من مهدی منتظر؛ عبد و خلیفه حق خدا بوده و به حق حکم کرده و از کتاب به جز حق به خدا نسبت نمی‌دهم. تصدیق فرموده حق خداوند تعالی:


    {وَبِالحقّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالحقّ نَزَلَ} صدق الله العظيم [الإسراء:105].

    {و ما قرآن را بحق نازل کردیم؛ و بحق نازل شد}

    پروردگارم به من آموخته است که به المستشار و کسانی که به او کمک می‌کنند ـ کسانی که بدون برهان الهی در ایات خداوند مجادله می‌نمایند- چه پاسخی بدهم و به آنها خبر دهم جواب خداوند به آنها و امثال آنها چیست. خداوند آنچه را که قبلا به جدم فرموده بود به من هم می‌فرماید تا در پاسخ اینان بگویم:

    {قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظنّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:148].
    {بگو: «آیا دلیل روشنی دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید. شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمین‌های نابجا می‌زنید.»}

    و اما درمورد گرفتن ذریه از ظهور{اشاره به آیه کریمه سوره الأعراف: وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ﴿۱۷۲﴾}؛ خداوند از "ظهر"پدرم آدم عليه الصلاة والسلام آنها را گرفت. بعد از اینکه خداوند نام تمام خلفای الهی که ذریه آدم بودند به وی آموخت؛ با قدرت خود تمام ذریه آدم را از پشتهای‌شان گرفت و ملائکه ناظر بودند. خداوند فقط نفوس زنده‌ای را که بعدها در زمان مقدر در رحم‌ها وارد می‌شدند ، گرفت سپس از میان آنها خلفای خود در زمین را برگزید .این رویداد به قدرت الهی در برابر تمام ملائکه رخ داد . پس خداوند آنها-خلفای الهی در زمین- را به ملائکه نشان داد و فرمود:

    {ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:31].
    {سپس اسامی-خلفای خداوند در زمین- را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید}

    در این کلام که خداوند با شدت و اهانت در برابر ملائکه می‌فرماید؛ حجتی را می‌یابید که خداوند در برابر ملائکه اقامه می‌فرماید: {إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} و علت آن هم اعتراضی است که آنها به خاطر انتخاب خلبفه از میان آدمیان مطرح کردند:

    {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء} [البقرة:30]

    { آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند}

    اما این تحدی و به چالش کشیدن مربوط به خلیفه اول آدم نیست که از نصیحت شیطان پیروی نمود و از آن درخت خورد و در برابر فرمان الهی عصیان نمود؛ به همین دلیل می‌بینید که خلیفه اول یعنی آدم از موضوع این تحدی خارج است ؛ بلکه این تحدی درباره گروهی ازذریه‌ آدم است که خداوند آنها را برگزید و به ملائکه نشان داد و فرمود:

    {وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(۳۱)} صدق الله العظيم،[البقرة]

    {سپس اسامی-خلفای خداوند در زمین- را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}

    واین بعد از آن است که خداوند ذریه بشر را از ظهوری گرفت که اصل آن از" ظهر" اصلی- یعنی پدر بشر آدم عليه الصلاة والسلام- بود و این کار به قدرت الهی و در رابطه با علم روح صورت گرفت و دانش که به شما عطا شده بسیار کم است{ اشاره به آیه کریمه سوره الإسراء: وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّ‌وحِ ۖ قُلِ الرُّ‌وحُ مِنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا (۸۵)}. خداوند با قدرت خود آنها را به سخن آورد بجز یکی از خلفا را که در ذریه آدم نبود ومقرر بود تا مثال آفرینش او مانند آفرینش آدم باشد. خداوند می‌خواست او را برهانی مبین برای کسانی قرار دهد که به ناحق تردید می‌کردند ودر آینده درمورد میثاق ازلی به مجادله برخاسته و می‌گفتند چگونه ذریه‌ای که هنوز در"ظهور" قرار دارد به سخن آمده و شهادت داده که خدا یکی است و به عبودیت خداوند یکتا و بی شریک گواهی می‌دهد؛ در حالی که انسان چنین چیزی را نمی‌داند و نیاموخته مگر زمانی که رشد کند و به عقل برسد و خداوند به سوی انسان رسول بفرستد تا اینها را به او بیاموزد؛ آیا این مخالف عقل نیست؟ خداوند برای آنکه زبان این تردیدکنندگان را که بدون آگاهی و هدایت و کتابی روشن در آیات خداوند مجادله می‌کنند ،به حق خاموش سازد؛ خلقت یکی از خلفا را به تأخیر انداخت و او را در ذریه آدم قرار نداد. او درمیان خلفایی که خداوند به ملائکه نشان داد، نبود. حکمت این کار هم این بود تا او برهانی آشکار و حقیقی در برابر چشم مردم و اثبات امکان پذیر بودن عهد ازلی باشد که با ذریه آدم بسته شد. آنها گفتند:

    { يَا أُخْتَ هَارُ‌ونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَ‌أَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا ﴿٢٨﴾ فَأَشَارَ‌تْ إِلَيْهِ ۖ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ﴿٢٩﴾} [مريم].

    { ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بد کاره‌ای!!» (۲۸) (مریم) به او اشاره کرد؛ گفتند: «چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟!» (۲۹)}
    سپس برهان و معجزه پروردگار عالمیان رخ داد؛ خداوندی که انسان منوی را در عهد ازلی به سخن آورد تا به حق سخن گویند؛ آن نوزاد در گهواره را نیز به سخن آورد با اینکه از نظرعقل بشر سخن گفتن طفلی که تازه به دنیا آمده است و بر زبان آوردن شهادت حق غیر ممکن است؛ برای همین هم گفتند:
    كيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا}؟ خداوند هم ؛ برهان قدرت خود را به آنان نشان داد؛همان طور که در روز به سخن درآوردن ذریه بشر و سخن از توحید گفتن آنها قدرت خود را با ملائکه نشان داده بود. خداوند به همان گونه؛ نوزادی را که در گهواره بود و در روز عهد ازلی غایب؛ به سخن آورد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شيئاً فَرِيًّا (27) يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا (28) فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا (29) قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِي الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا (30) وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا (31) وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا (32) وَالسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا(33) ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الحقّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ ما كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (34)} صدق الله العظيم [مريم].
    {در حالی که او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد؛ گفتند: «ای مریم! کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! (۲۷) ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بد کاره‌ای!!» (۲۸) (مریم) به او اشاره کرد؛ گفتند: «چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوییم؟!» (۲۹) گفت: «من بنده خدایم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پیامبر قرار داده است! (۳۰) و مرا -هر جا که باشم- وجودی پربرکت قرار داده؛ و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است! (۳۱) و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده؛ و جبّار و شقی قرار نداده است! (۳۲) و سلام بر من، در آن روز که متولّد شدم، و در آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد!» (۳۳) این است عیسی پسر مریم؛ گفتار حقّی که در آن تردید می‌کنند! (۳۴)}

    جناب المستشار؛ اگر می‌خواستی حق را درمورد چگونگی به سخن آمدن ذریه آدم و شهادت حق آنها بدانی؛ حال حق برایت روشن شد؛ این با قدرت "کن فیکون" خداوند بوده است.

    من هنوز فتوا نداده‌ام تو از شیاطین بشر هستی؛ حال درباره تو به حق فتوا می‌دهم که مس غفلت شیطان رجیم در تو وجود دارد و تو را از حق باز داشته و به سوی ناحق می‌کشد؛ در حالی که خودت تصور می‌کنی برحقی و برایت روشن نشده که این مس شیطان است که تو را از حق باز داشته است و به تو فرمان می‌دهد؛ چیزی را که نمی‌دانی به خدا نسبت دهی تا روزی که به ملاقات پروردگارت برسی و در آن روز او خواهد گفت من باعث طغیان او نشدم؛ او خودش به شدت گمراه بود. آن زمان است که برایت روشن می‌شود شیطانی که قرین تو بوده بر ضد تو از زبان خودت سخن می‌گوید چون در جسم تو سکونت دارد. آن زمان است که نسبت به او شدیداً اکراه پیدا می‌کنی ولی او در جسد توست و از تو جدا نمی‌شود و هر دو در یک جسد گرفتار عذابی مشترک خواهید بود. او تو را ترک نمی‌کند در حالی که تو به شدت از او متنفری و اکراه داری و آروز می‌کنی بین تو و او فاصله دو مشرق باشد و چقدر قرین و هم‌نشین بدی است...تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ (36) وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (37) حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ (38)} صدق الله العظيم [الزخرف].

    {و هر کس از یاد خدا روی‌گردان شود شیطان را به سراغ او می فرستیم پس همواره قرین اوست! (۳۶) و آنها [= شیاطین‌] این گروه را از راه خدا بازمی‌دارند، در حالی که گمان می‌کنند هدایت‌یافتگان حقیقی آنها هستند! (۳۷) تا زمانی که (در قیامت) نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود؛ چه بد همنشینی بودی! (۳۸)}

    به پروردگار عالمیان قسم من هیچ ظلمی به تو نکرده‌ام؛ و می‌دانم این شیطان که در جسد تو ساکن شده است؛ به تو وحی می‌کندتا این جدال بی‌حاصل را انجام دهی و تو از اینکه این وسوسه اوست بی‌خبری ولی من از هدف او آگاه شده‌ام و می‌دانم چه هدفی را دنبال می‌کند. هدف او این است که دیگران را قانع کند، برای ذریه بشر رحم (جنس مؤنث)دیگری غیر از ذریه آدم وجود دارد و حجت آن هم این است که هابیل و قابیل چگونه می‌توانستند با خواهران‌شان ازدواج کنند! پروردگارم به من خبر داده که شیطانت چه می‌خواهد و خداوند شاهد و وکیل این سخن من است. این تمهید شیاطین و مکر آنهاست تا بشر را قانع کنند یأجوج و مأجوج برادران آنها هستند. ولی من می‌دانم آنها برادران شیاطین و اولیای آنان هستند که در کشتزارها-رحم‌های ـ خبیثی دانه کاشته‌اند که رویش آن جز پستی و تباهی نیست. آنها به جای خداوند؛ طاغوت را عبادت می‌کنند و می‌خواهند همه مردم را از راه راست و صراط مستقیم گمراه کنند. صرف نظر از اینکه تو می‌دانی این امری شیطانی است یا نه؛ در هرصورت بدون علم با من مجادله می‌کنی و ندانسته به خداوند نسبت می‌دهی. مهم این است که من دانستم این الهام شیطانی است نه وحی خداوند رحمن؛ چون برهان علمی از کتاب پشتوانه آن نیست.

    المستشار؛ من به خاطر خداوند کریم تو را نصیحت می‌کنم که غرور و تعصب تو را به گناه نکشاند. به خداوند بزرگ قسم که ثابت قدم ماندن و تثبیت از اوست؛ اگر جای تو بودم؛ بعد از اینکه حق برایم روشن شد، به پیروی از باطل ادامه نمی‌دادم چون تنها این کار است که مرا ازگرفتارشدن به خشم شدید خدا و عذاب جاودانه او نجات می‌دهد. نگاه کن که شیطان ابلیس چه سرنوشتی داشته و نهایت کارش چیست .او به علت تکبر گرفتار غضب و لعنت خداوند شد که تا یوم الدین ادامه خواهد داشت. اگر او می‌گفت پروردگارا مرا ببخش؛ خداوند به او پاسخ می‌داد و خدایش را رحیم و غفور می‌یافت. ولی او به خداوند گفت به من مهلت بده و خداوند هم خواسته او را اجابت کرد. مورد لعنت خدا قرار گرفت و به وی و تمام کسانی که از او پیروی کنند وعده عذاب جهنم را داد که وعده‌گاه تمام سپاهیان ابلیس است . و تو مرا نصیحت می‌کنی که پیرو تو شوم؟ به خداوند علی العظیم قسم که ثابت قدم ماندن از اوست؛ اگر می‌دانستم حق با توست؛ از اولین کسانی می‌شدم که از تو پیروی می‌کردند و با تمام قوتی که به من داده شده؛ تو را یاری می‌نمودم. خود را فدای تو کرده و در هیچ امری از تو سرپیچی نمی‌کردم تا اطاعت می‌نمودم و با خضوع و سجود در برابر پروردگارم؛ فرمان او را برای اطاعت از کسانی که علم کتاب به آنان عطا شده؛ پیروی می‌نمودم. این درصورتی بود که ببینم خداوند تو را بر ناصر محمد یمانی مهیمن ساخته است. ولی از آنجه که حق با ناصر محمد یمانی است؛ خداوند او را بر تو و تمام علمای امت مهیمن نموده است. هم چنان درمورد مهدی منتظرحق پروردگار به انصار فتوا داده و می‌گویم: بی‌تردید پروردگارتان علم کتاب را به مهدی منتظرعنایت فرموده است و او را بر تمام علمای امت غالب ومهیمن ساخته و عالمی وجود ندارد که از قرآن با او مجادله کند و مهدی منتظر به حق بر او غلبه نکند تا یا کاملاً دربرابر حق تسلیم شود و یا غرور و تعصب او را به گناه بکشاند؛ که در این صورت آتش دوزخ برای او کافی است و چه بد جای‌گاهی است. از خدا می‌خواهم بیانات حق باعث نشود؛ بر پلشتی تو افزوده شود و بعد از آن که برایت روشن شد این حقی است که از جانب پروردگارت آمده است ؛غرور تو را به گناه بکشاند. پس از خدا پروا کن و پیرو من باش تا تو را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت نمایم. بی‌تردید پروردگارم در راه مستقیم است. از کسی که در برابر خداوند به کارت نخواهد آمد پیروی مکن که من ناصح امین تو هستم. برای اینکه درمورد فتوای من درباره خودت اطمینان پیدا کنی؛ نزد شیخی برو تا آیات قرآن را برای شفای بیماری و سوزاندن شیاطین با نور قرآن؛ برایت تلاوت نماید. یک ساعت کامل قرآن را برایت تلاوت نماید و آن وقت است که برایت روشن خواهد شد که به هیچ وجه درحق تو ظلم نکرده‌ام و خداوند شاهد و وکیل سخن من است.

    ای مردم؛ اگر به دنبال حق هستید؛از خداوند آن گونه که شایسته اوست پروا کنید و بیان حق را تصدیق نمایید و بدانید بعد از حق؛ چیزی جز گمراهی باقی نمی‌ماند. برای شما به آن که ما را آفریده و از شما میثاقی محکم گرفته است قسم می‌خورم که من مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم و برشماست؛ برشماست؛ برشماست که بدون دانش و هدایت و کتابی منیر؛ و تنها به خاطر قسمی که من خورده‌ام مرا تصدیق نکنید که اگر چنین کنید از جاهلان هستید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُمْ مِنَ الأَرْضِ وَإِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى} صدق الله العظيم [النجم:23].
    {او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام که شما را از زمین آفرید و در آن موقع که به صورت جنین‌هایی در شکم مادران‌تان بودید پس همدیگر را گزینش نکنید، او پرهیزگاران را بهتر می‌شناسد!}

    و این فرمان تصدیق با قسم یا نام فرد نیست؛ این فرمان تصدیق براساس علم است و اینکه اگر عاقل و اهل اندیشه هستید،تا نمی‌دانیدعلمی از نزد پروردگارتان است با خیر؛ از آن پیروی نکنید.بی‌تردید درمورد گوش و چشم و قلب‌تان مورد سؤآل واقع خواهید شد.

    می‌بینم کسی که خود را با نام الشاهد می‌نامد مرا کذاب می‌خواند! در پاسخ او چنین فتوا می‌دهم که تو سخن مرا تکذیب نکرده‌ای؛ بلکه کلام خداوند و پروردگار عالمیان را کذب می‌خوانی و از ایات او به ناحق رو می‌گردانی. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:33].
    { ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند.}

    خداوندا؛ من بنده توام و رضوان نفس تو را عبادت می‌کنم تا تو در نفست راضی باشی و این به دلیل رغبت من به حب و قرب توست نه طمع به عطای ملک از جانب تو.... این وسیله تحقق غایت برای مورد غفران قرار گرفتن کسانی است که نمی‌دانند؛ خداوندا حق را به ایشان حق نشان بده و پیروی از آن را روزی تمامی انسان‌ها گردان؛ مگر کسانی که حتی اگر برایشان روشن شود من مهدی منتظر حق پروردگارشان هستم که بیان حق قرآن را به مردم می‌آموزد و حتی وقتی برایشان روشن می‌شود این بیانات حق هستند؛ از آن اکراه داشته و می‌خواهند نور خداوند را با دهان‌شان- سخنان‌شان- خاموش سازند. خداوندا من هیچ برای چنین کسانی درخواست مغفرت نمی‌کنم. اگر بخواهی عذاب‌شان می‌کنی و اگر بخواهی هدایت‌شان می‌نمایی و همانا که می‌خواهی با این عبدت به جز آنها تمام مردم را و تمام امت‌های مانند آنها- از پشه گرفته تا بالاتر از آن - را هدایت نمایی. تصدیق وعده حق تو در کتاب:

    {إنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الحقّ مِن ربّهم وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلا الْفَاسِقِينَ (26) الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ(27)} صدق الله العظيم [البقرة].
    { خداوند از این که پشه، و فراتر از آن، مثال بزند شرم نمی‌کند آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان؛ و اما آنها که راه کفر را پیموده‌اند، می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!» خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می‌کند؛ ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‌سازد! (۲۶) فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، می شکنند؛ و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روی زمین فساد میکنند؛ اینها زیان‌کارانند. (۲۷)}

    و در اینجاست که شأن امام مهدی حق پروردگارتان را می‌یابید؛ او که تمام مردم به جز شیاطین را هدایت خواهد کرد، چون شیاطین وقتی برایشان روشن شد این بیانات حق از جانب پروردگارشان است؛ تنها بر پلشتی‌شان افزوده می‌شود و تلاش می‌کنند با حجت‌های باطل به حق حمله کنند در حالی که می‌دانند من امام مهدی حق پروردگارشان هستم. دربرابر همه آنان خداوند مرا کافی است وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.
    جناب الشاهد یا المستشار؛ می‌بینم که می‌گویی من از شما برهان روشن خواسته‌ام و این شما هستید که باید از من برهان روشن بخواهید. آخر چگونه ممکن است عکس باشد؛ مگرمن فتوا داده‌ام رحمی ازجنسی دیگر وجود دارد تا ذریه أولاد آدم درآن پرورش یابند که حال شما از من برهان علمی روشن و بینه می‌خواهید! پناه برخدا که من به ناحق به خداوند افترا بزنم؛ این شما هستید که با این حجت که أولاد آدم حق ازدواج با خواهران‌شان را نداشته‌اند؛ چنین فتوایی داده‌اید و می‌خواهید مردم را قانع کنید که رحمی دیگر برای پرورش ذریه أولاد آدم وجود داشته؛ برای همین بود که من از شما خواستم از آیات محکم کتاب فتوای حق پروردگار را بیاورید. شما را چه می‌شود؛ این شماهستید که از امر شیطان پیروی و در برابر فرمان خداوند عصیان کرده و ندانسته به خداوند نسبت داده‌اید. اما ناصر محمد یمانی تنها دربرابر شما حجت و برهان حق آورد که از زمانی که خداوند پدرتان آدم را آفرید،همسران شماـرحم‌هایی که فرزندان آدم را پرورش می‌دهند- از جنس خود شما هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا ربّكم الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].
    { ای مردمان! از پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک نفس بیافرید و (سپس) همسرش را از او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت.}

    و این از آیات محکم قرآن است که از عهد ازل و از همان زمان قدیم؛ همسرانی غیر از دریه آدم وجود نداشتند و شرع و حکم تحریم ازدواج با محارم بعد از آن نازل شد و هرکس از خدا پروا کرد و کار درست را انجام داد نه ترسی دارد و نه اندوهی. من در کتاب خداوند نشانی از اینکه همسران انسان در عهد ازل و اول حیات و آفرینش آنها توسط خداوند؛ از جنسی غیر از خود ما باشند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمِنْ آَيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [الروم:21].

    { و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند}
    و اما ازدواج با محارم ؛ من آن را همان طور که خداوند و رسولانش از زمان نزول اولین شریعت از جانب پروردگار عالمیان؛ حرام کرده بودند؛ حرام می‌دانم و این ازدواج تنها بین اولین ذریه آدم رخ داد و سپس شرع نازل شد و این کار را حرام نمود و تا روز قیامت این عمل حرام خواهد بود. اگر شما می‌دانید که خداوند رحمی دیگر برای ذریه هابیل و قابیل خلق نموده؛ در پاسخ همانی را که خداوند امر نموده به شما وامثال شما بگوییم؛ خواهیم گفت:
    {قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظنّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:148].
    {بگو: اگر شما را دانشى هست آن را براى ما آشكار سازيد. ولى شما، تنها، از گمان خويش پيروى مى‌كنيد و گزافه‌گويانى بيش نيستید}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني


    اقتباس المشاركة: 6405 من الموضوع: ( التكاثر بين بني آدم ) الجواب الحقّ من الكتاب للفيصل اليماني ..



    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 11 - 1429 هـ
    24 - 11 - 2008 مـ
    10:46 مساءً
    ــــــــــــــــــــــ



    {قُلْ كَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا } صدق الله العظيم ..

    أعوذُ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم، قال الله تعالى: {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّـهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿٣﴾ كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿٤﴾} صدق الله العظيم [الحج].

    وقال تعالى: {وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ} [الأنعام:121].

    وقال تعالى: {وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار تعالوا لأُعلِّمكم كيف تُميِّزون بين الداعي إلى الصراط المستقيم بوحي التفهيم لاستنباط سلطان العلم من محكم القرآن العظيم لِيُدْحِض به الباطل فيدمغه فإذا هو زاهقٌ فيُهيمِن عليه بسلطان العلم من كتاب الله القرآن العظيم بالحجّة الداحضة من محكم القرآن العظيم فتجدونه يُجادل بعلمٍ وهدىً من الكتاب المنير على بصيرةٍ من ربه، فذلك لا يتّبع خطوات الشيطان فيُجادِل في آيات الله بغير علمٍ ولا هدىً ولا كتابٍ منيرٍ، وأنا الإمام المهدي آمنتُ بالله وحده لا شريك له وآمنتُ أنَّ محمداً عبدُه ورسوله وآمنتُ بأني المهديّ المنتظَر عبده وخليفته الحقّ وأحكمُ بالحقّ ولا أقول على الله غير الحقّ من الكتاب تصديقاً لقوله الحق: {وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ} صدق الله العظيم [الإسراء:105].

    وعلَّمني رَبِّي أن أردَّ على المستشار ومن والاه من الذين يجادلون في آيات الله بغير سلطان أتاهم فأُعلِّمهم بِردّ الله عليهم وعلى أمثالهم، وقال لي ما قاله لجدي من قبل أن يقول لهم: {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:148].

    وأما بالنسبة لأخذ الذرية من الظهور فقد أخذها الله من ظهر (أبي الذّرية آدم) عليه الصلاة والسلام بعد أن علَّمه بكافة أسماء الخُلفاء من ذريته ومن ثم أخذ بقدرته تعالى كافة ذرية آدم من ظهورهم والملائكة ينظرون، ولم يأخذ إلا ذات الأنفس الحية من التي سوف يذرأها في الأرحام في قدره المعلوم، ثم اصطفى من بينهم خلفاء الله في الأرض، وكان ذلك الحدث بقدرة الله على مشهدٍ من كافة الملائكة فعرضهم على الملائكة وقال تعالى: {ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:31].

    وتجدون في هذا الكلام الذي يخاطب الله به ملائكته بإقامة الحجّة عليهم وقولاً غليظاً ومُهِيناً وهو قوله تعالى: {إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}، وذلك بسبب اعتراضهم على ربّهم في شأن اصطفاء خليفته من البشر بقولهم: {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ} [البقرة:30]. ولكن التحدي من الله بإقامة الحجّة على ملائكته كان خارجاً عن الخليفة الأول آدم الذي اتَّبع نصيحة الشيطان فأكل من الشجرة وعصى آدمُ ربَّه وغوى ولذلك تجدون التحدي خارج عن نطاق آدم خليفة الله الأوّل، بل التحدي كان في نطاق الذُرية ممن اصطفاهم الله وعرضهم على الملائكة وقال لهم: {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} تصديقاً لقول الله تعالى: {وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [البقرة]، وذلك بعد أن أخذ الذُرية البشرية من الظهور من الظهر الأصل أبا البشرية آدم عليه الصلاة والسلام وذلك يدخل في علم الروح بقدرة الله، وما أوتيتم من العلم إلا قليلا، فأنطقهم بقدرته ونطقوا بالحقّ بقدرة الله إلا واحداً من الخلفاء لم يكُن موجوداً في ذُرية آدم؛ بل مثله كمثل آدم ويريد الله أن يجعله برهاناً مبِيناً للممترين بغير الحقّ من الذين سوف يجادلون في الميثاق الأزلي فيقولون وكيف تنطق ذُريةٌ لا تزال في الظهور فتنطق بكلمة التوحيد فتَشهدُ لله بالوحدانية والعبودية له وحده لا شريك له وهي لم تعلم ولم تتعلَّم وما يدريهم بذلك ما لم يَكبُروا ويعقلوا ثم يبعث الله إليهم رسولا ليُعلِّمهم بذلك؛ بل إن هذا مخالفٌ للعقل! وحتى يُخرِس اللهُ بالحقّ ألسنةَ الممترين الذين يجادلون في آيات الله وقدراته بغير علمٍ ولا هُدىً ولا كتابٍ منيرٍ، ولذلك أَخَّرَ اللهُ خلقَ أحدِ الخلفاء فلم يخلقه في ذُرية آدم ولم يكن موجوداً بين الخلفاء من الذين عرضهم على الملائكة، والحكمة من ذلك ليجعله الله البرهان للعهد الأزلي على الواقع الحقيقي أمام البشر وقالوا: {يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا ﴿٢٨﴾ فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ ۖ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ﴿٢٩﴾} [مريم].

    ومن ثم جاء برهان المعجزة من ربّ العالمين الذي أنطق الإنسان المنَوي بالعهد الأزلي فأنطقه بالحقّ كما أنطق من كان في المهد صبياً برغم أن ذلك يستحيل في نظر العقل البشري أن ينطق طفلٌ حديث الولادة بالكلام وشهادة الحقّ ولذلك قالوا: {كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا}؟ فأراهم الله بُرهان قُدرته كما أرى الملائكة من قبل يوم أنطق الذُرية بكلمة التوحيد وكذلك أنطق الذي كان غائباً وهو في المهد صبياً وقال الله تعالى: {فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ ۖ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا ﴿٢٧﴾ يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا ﴿٢٨﴾ فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ ۖ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ﴿٢٩﴾ قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا ﴿٣٠﴾ وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ﴿٣١﴾ وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا ﴿٣٢﴾ وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا ﴿٣٣﴾ ذَٰلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ۚ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ ﴿٣٤﴾ مَا كَانَ لِلَّـهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ ۖ سُبْحَانَهُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [مريم].

    والآن تبيَّن لك الحقّ أيها المُستشار إن كنت تريد الحقّ أنَّ الذي أنطق ذُرية آدم فشهدوا بالحقّ إنما كان بقُدرة الله كن فيكون.

    وأنا لم أُفتِ في شأنك بعدُ بأنك من شياطين البشر، والآن أُصدِرُ فيك هذه الفتوى الحقّ بأنه يوجد فيك مسُّ الغفلة شيطانٌ رجيمٌ فيصدّك عن الحقّ إلى غير الحقّ وتحسبُ أنك على الحقّ ولن يتبيّن لك ذلك أنه من كان يصدّك عن الحقّ ويأمرك أن تقول على الله ما لم تعلم إلا يوم لقاء ربّك فيقول: "رَبِّي ما أطغيته ولكن كان في ضلالٍ بعيد"، ثم يتبيّن لك قرينك الشيطان فينطق ضدّك بمنطق لسانك لأنه يسكن فيك، ومن ثم تكرهه كرهاً شديداً وهو في جسدك لا يُفارِقك وأنتم في العذاب مُشترِكون في جسدٍ واحدٍ ولا يُفارِقك وأنت تكرهه كُرهاً شديداً وتتمنّى لو أن بينك وبينه بُعد المشرقين فبئس القرين تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿٣٦﴾ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ﴿٣٨﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].

    وأُقسم بربّ العالمين أني لم أظلمك شيئاً، وأعلم أنَّ هذا الشيطان الذي يسكُنك هو من يوحي إليك بهذا الجدل العقيم وأنت لا تعلم أنه من يوسوس لك بذلك ولكني علمتُ بهدفه وما يُريد التوصّل إليه وهو إقناع الآخرين بأنه توجد حروثٌ لِذُريات البشر من غير ذُرية آدم بحُجة أن هابيل وقابيل كيف يتزوجون من أخواتهم! وقد علَّمني رَبِّي ما يريده شيطانك بالضبط والله على ما أقول شهيدٌ ووكيلٌ، وذلك تمهيدٌ من مكر الشياطين لإقناع البشر بيأجوج ومأجوج إنما هم إخوتهم، ولكني أعلم أنهم إخوان الشياطين وأولياؤهم نبتوا في حُروثٍ خبيثةٍ لا يخرج نباتها إلا نكِداً ويعبدون الطاغوت من دون الله ويريدون أن يُضِلّوا الناس أجمعين عن الصراط المستقيم، بِغضِّ النظر هل تعلم بذلك أنه من أمر الشيطان لك أن تُجادلني بغير علمٍ وتقول على الله ما لم تعلم فالمهم أني علمت أنه من إلهام الشيطان وليس من الرحمن لأنه يفتقد لسلطان العلم من الكتاب.

    ويا أيها المُستشار إني أنصحك نصيحةً لوجه الله الكريم أن لا تأخذك العزّة بالإثم، وأقُسم بالله العظيم ومنه التثبيت لو كنتُ مكانك لما استمرّيت في اتّباع الباطل بعدما تبيَّن لي الحقّ لأنه من يُنقذني من بأس الله الشديد وعذابه الخالد، فانظر إلى مصيبة ومصير الشيطان إبليس بسبب التكبّر؛ غضِب الله عليه ولعنه إلى يوم الدين، ولو أنه قال رب اغفر لي لَأَجابَه الله ووجَد الله غفوراً رحيماً، ولكنه قال "ربِّ أخِّرني" فكذلك أجابه الله ولعنه وأَعدَّ له ولِمن اتَّبعه عذاب جهنم موعد جنود إبليس أجمعين، وأنت تنصحني أن أتبعك! وأقسم بالله العلي العظيم ومنه التثبيت لو كنت أعلم بأن الحقّ معك لكنتُ من أوّل التابعين وأنصرك بكُلّ ما أوتيتُ من قوةٍ وأفتديك بنفسي فلا أعصي لك أمراً طاعةً وخضوعاً وسجوداً لله الذي أمر بطاعة الذين يؤتيهم علم الكتاب وذلك لو وجدتُ بأن الله جعلك المُهيمِن على ناصر محمد اليماني ولأن الحقّ مع ناصر محمد اليماني جعله الله مُهيمِناً عليك وعلى كافة علماء الأمّة، ولا أزال أُفتي الأنصار في شأن المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم وأقول لهم: إنّ الله يؤتي المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم علم الكتاب فيجعله الله المهيمن على كافة علماء الأمّة فلا يُجادله عالِم من القرآن إلا غلبه بالحقّ حتى يُسلِّم للحقّ تسليماً أو تأخذه العزّة بالإثم وحسبه جهنم وساءت مصيراً. وأرجوا من الله أن لا يزيدك البيان الحقّ رجساً إلى رجسك فتأخذك العزّة بالإثم بعدما تبيّن لك أنه الحقّ من ربك، فاتّقِ الله واتّبعني أهدِك إلى صراط العزيز الحميد إن رَبِّي على صراطٍ مستقيمٍ ولا تتّبع من لا يغني عنك من الله شيئاً إني لك ناصحٌ أمينٌ، وحتى تتأكد من فتواي في شأنك بالحقّ أن تذهب إلى شيخٍ يتلو آيات القرآن لشفاء المرضى وإحراق الشياطين بنور القرآن لكي يتلو عليك قدر ساعةٍ كاملةٍ وسوف يتبيَّن لك أني لم أظلمك شيئاً والله على ما أقول شهيدٌ ووكيلٌ.

    يا أيها الناس، اتقوا الله حق تُقاته وصدِّقوا بالحقّ إن كنتم تريدون الحقّ فما بعد الحقّ إلا الضلال وأُقسمُ لكم بمن خلقكم وأخذ منك ميثاقاً غليظاً إني أنا المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم وإياكم ثم إياكم ثم إياكم أن تُزكّوني بالتصديق بغير علمٍ ولا هُدىً ولا كتابٍ مُقنعٍ بالحقّ نظراً لأني أقسمت لكم أني المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّكم ومن أجل القسم صدَّقتم ناصر محمد اليماني إذاً فأنتم جاهلون تصديقاً لقول الله تعالى: {هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ ۖ فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ ۖ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ} صدق الله العظيم [النجم:23].

    فليس هذا أمرٌ يُصدَّق بالقسم ولا بالاسم بل بالعلم، فلا تتبعوا ما ليس لكم به علمٌ من ربّكم إن كنتم تعقلون، وعن سمعكم وأبصاركم وأفئدتكم سوف تُسألون.

    وإني أرى من يُسمِّي نفسه الشاهد يُناديني بالكذاب! وأردّ عليه وأفتيه بأنه لم يُكذِّب حديثي بل كذَّب بكلام الله ربّ العالمين ويَصدِف عن آياته بغير الحقّ تصديقاً لقول الله تعالى: {قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَـٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّـهِ يَجْحَدُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    اللهم إني عبدك أعبد رضوان نفسك حتى تكون أنت راضياً في نفسك رغبةً مني بحُبك وقربك وليس طمعاً في العطاء من مُلكك، بل ذلك وسيلةٌ لتحقيق الغاية أن تغفر للذين لا يعلمون فتُريهم الحقّ حقاً وترزقهم اتباعه من الناس أجمعين إلا الذين لو تبيَّن لهم بأني الإمام المهدي الحقّ من ربّهم الذي يُعلِّم الناس بالبيان الحقّ للقرآن حتى يتبيّن لهم أنه الحقّ ثم يكونون للحقّ لمن الكارهين ويريدون أن يطفِئوا نورَ الله بأفواههم، اللهم إني لا أدعوك أن تغفر لهم شيئاً فإن شئتَ عذبتَهم وإن شئتَ هديتَهم وإنما أريدُ أن تهدي بعبدك ما دونهم من الناس أجمعين ومن كافة الأمم أمثالهم من البعوضة فما فوقها تصديقاً لوعدك الحقّ في الكتاب: {إِنَّ اللَّـهَ لَا يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۖ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـٰذَا مَثَلًا ۘ يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا ۚ وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ ﴿٢٦﴾ الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّـهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّـهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    وفي هذا الموضع تجدون شأن الإمام المهدي الحقّ من ربّكم الذي يهدي الله به الناس أجمعين ما دون الشياطين الذين لو تبيَّن لهم أنه البيان الحقّ من ربّهم لما زادهم إلا رجساً إلى رجسهم ولجادلوا بالباطل ليدحضوا به الحقّ وهم يعلمون أني الإمام المهدي الحقّ من ربّهم، وحسبي الله عليهم أجمعين وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.

    وأراك تقول أيها الشاهد أو المُستشار بأني أُطالبكم بسلطان بيِّنٍ وأنتم من تطالبوني بسلطانٍ فكيف يكون العكس وكأني أَفتيت بأنهُ يوجد حرثٌ آخرُ ذَرَأ الله فيه ذُرية أولاد آدم حتى تطالبوني بسلطان العلم! وأعوذ بالله أن أفتري على الله بغير الحقّ؛ بل أنتم من أفتى بذلك بحجة أنه لا يجوز لأولاد آدم أن يتزوجوا بأخواتهم وتريدون أن تُقنِعوا الناس أنه يوجد حرثٌ آخرُ ذَرَأ الله فيه ذُرية أولاد آدم ولذلك طالبتكم بالفتوى الحقّ من ربّكم من مُحكم الكتاب، ما لم فأنتم تقولون على الله ما لا تعلمون فاتَّبعتم أمر الشيطان وعصيتم أمر الرحمن، وأما ناصر محمد اليماني فقد أقام عليكم الحجّة والبرهان بالحقّ أن حرثَكم منكم منذ أن خلق الله أباكم آدم تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً} صدق الله العظيم [النساء:1].

    وهذه من الآيات المُحكمات أنه لم يأتِ بأزواجٍ من غير ذرية آدم منذ الأزل القديم وجاء الشرع وحرَّم الزواج بالمحارم ومن اتقى وأصلح فلا خوفٌ عليهم ولا هم يحزنون، وأنا لم أجد في الكتاب أن أزواج البشر منذ الأزل الأوّل في الحياة خلقهنّ الله من غير أنفسنا تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الروم].

    وأما زواج المحارم فأنا أُحرِِّمه كما حرَّمه الله ورُسله منذ أول تشريعٍ أتى من ربّ العالمين ولم يحدث ما تُفنِّدون فيه إلا بين الذُرية الأولى لآدم، ثم جاء الشرع وحرَّم ذلك ولا يزال مُحرَّماً إلى يوم الدين، فإن كنتم تعلمون بأن الله خلق حرثاً آخرَ يذرأ فيه ذُرية هابيل وقابيل فأقول لكم ما قاله الله لأمثالكم: {قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:148].

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    ____________


  10. الترتيب #10 الرقم والرابط: 223162 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,029

    افتراضي

    - 10 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 11 - 1429 هـ
    25 - 11 - 2008 مـ
    02:18 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ



    جواب مختصر مهدی منتظر به المُستشار..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين وبعد..

    جناب المستشار؛ من مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم و عالمی نیست که از قرآن با من مجادله کند و من به حق به او غلبه نکنم و بعد از حق جز گمراهی نیست و به حق فتوا می‌دهم در کتاب نشانی از این که برای بشر غیر از جنس خودشان رحمی دیگر برای بارداری باشد وجود ندارد؛ تصدیق آیات محکم قرآن عظیم در این مورد و در این فرموده خداوند تعالی:
    {جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجاً يَذْرَؤُكُمْ فِيه} صدق الله العظيم [الشورى:11].
    {و از جنس شما همسرانی برای شما قرار داد و جفتهایی از چهارپایان آفرید؛ و شما را به این وسیله [= بوسیله همسران‌] زیاد می کند}
    والسلام على من اتَّبعُ الهدى، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين، پس اگر تکذیب کنی؛ حکم با خداوند است و خداوند اسرع الحاسبین است.
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.



    اقتباس المشاركة: 6406 من الموضوع: ( التكاثر بين بني آدم ) الجواب الحقّ من الكتاب للفيصل اليماني ..



    - 10 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 11 - 1429 هـ
    25 - 11 - 2008 مـ
    02:18 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ



    الرد المختصر على المستشار من المهديّ المنتظَر ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين وبعد..
    يا أيها المستشار، إني أنا المهديّ المنتظَر الحقّ من ربك، ولن يُجادلني عالِمٌ من القرآن إلا غلبتُه بالحقّ وما بعد الحقّ إلا الضلال وأفتي بالحقّ بأني لم أجد في الكتاب حرثاً للبشر من غير أنفسهم يذرأهم فيه تصديقاً لمُحكم القرآن العظيم في هذا الشأن في قول الله تعالى: {جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا ۖ يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ} صدق الله العظيم [الشورى:11].

    والسلام على من اتَّبع الهدى، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين، فإن كذبت فالحُكم لله وهو أسرع الحاسبين.
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
    ____________



صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة

المواضيع المتشابهه

  1. حکم درمورد خودکشی؛ تصاویر و مجسمه‌ها....
    بواسطة فاطمه في المنتدى فارسي
    مشاركات: 6
    آخر مشاركة: 14-04-2016, 10:34 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 22-02-2014, 11:54 AM

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •