بـــيانــات هـــامّـة وعــــاجــلة

العربية  فارسى  اردو  English  Français  Español  Türk  Deutsh  Italiano  русский  Melayu  Kurdî  Kiswahili

تحذيرٌ إلى كافة المؤمنين بالله ثم ألبسوا إيمانهم بظلمِ الشرك بالله؛ إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ

Warning to the entire believers in Allah then they cover their belief with wrongdoing of association with Allah; indeed polytheism is a grievous injustice

The Awaited Mahdi is calling to the global peace among the human populations

The fact of Planet-X, the planet of chastisement from the decisive Book as a reminder to the possessors of understanding-minds

A brief word about The Insolent (Antichrist) the Liar Messiah

Donald Trump is an enemy to the original American people, and an enemy to all Muslim and Christian people and their Governments, and an enemy to human populations altogether except the human satans the extremest ones in satan’s party

عــــاجل: تحذيرٌ ونذيرٌ لكافة البشر

تذكيـرٌ من محكم الذّكر لصُنّاع القرار من المسلمين

الإمام المهديّ يعلن غرّة الصيام الشرعيّة لعامكم هذا 1439 بناء على ثبوت هلال رمضان شرعاً

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يحذّر الذين يخالفون أمر الله ورسوله من غضب الله ومقته وعذابه

سوف تدرك الشمس القمر أكبر وأكبر في هلال رمضان لعامكم هذا 1439 تصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكُبر وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني

إعلان مفاجأةٌ كبرى إلى كافة البشر لمن شاء منهم أن يتقدّم أو يتأخّر، والأمر لله الواحد القهار

صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 14

الموضوع: احکام مربوط به ازدواج؛ طلاق و یتیمان و حرام بودن ازدواج متعه-موقت-...

  1. الترتيب #1 الرقم والرابط: 232936 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي احکام مربوط به ازدواج؛ طلاق و یتیمان و حرام بودن ازدواج متعه-موقت-...

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 04 - 1430 هـ
    21 - 04 - 2009 مـ
    02:37 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    بیان مهم و بشارت برای مؤمنان
    ازدواج و طلاق و احکام مربوط به آنها ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء النبي الأميّ وآله الطيبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..
    خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿٢٤﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است. (۲۲) حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها که ملک یمین هستند اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}
    واما بیان حق؛ برای کسی که حق را می‌خواهد، سزاوارنیست که جز حق به خدا نسبت داده شود و شایسته است از حق پیروی گردد و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم،
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    در این آیه خداوند ازدواج پسر با همسران پدرش را حرام می‌کند؛ فرقی ندارد از پدر طلاق گرفته باشند یا پدر از دنیا رفته باشد:
    {إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً}
    صدق الله العظيم.

    {عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    سپس خداوند زنانی که جزو محارم هستند و ازدواج با آنها حرام است را در آیات محکم خود بیان می‌کند:
    حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم.
    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است.}
    سپس ازدواج با زنانی که جزو این دسته نیستند را برای شما حلال می‌کند اما به شرط این که بر اساس شرع خداوند که در کتاب آمده ازدواج تحکیم شود و با پاک‌دامنی باشد؛ با دو یا سه یا چهار زن؛ و اگر از این بترسید که نتوانید عدالت را اجرا کنید به یک همسر قناعت شود؛ پس خداوند از زنانی که بر شما حرام هستند سخن می‌گوید و سپس به غیر از آنها را بر شما حلال می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظیم
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید}

    یعنی به جز موارد معین شده می‌توانید با دیگر بانوان بر اساس شریعت اسلامی ازدواج کنید؛ با پاک‌دامنی نه این که با آنان زنا کرده و در برابرش به آنها مزد بدهید؛ بلکه خداوند برشما حلال می‌کند که از اموال‌تان برای ازدواج شرعی استفاده کرده و با زنان آزاد مؤمن تا حداکثر چهار زن ازدواج کنید و همین برای شما بس است مگر ملک یمین باشد(زنانی که از همسران کافر خود گریخته و به مسلمانان پناه آورده باشند). تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً} صدق الله العظيم،[النساء:۳]
    { با زنانی که برای شما پاک است ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید،}
    پس اگر با وی ازدواج کرده و هم‌بستر شدید؛ حقی که برایش مقرر کردید؛ واجب است پرداخته شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    و اگر بعد مشخص کردن این حق واجب؛ به توافق رسیده و همسر بخواهد از برخی از حقوقی که برگردن شوهرش گذاشته بگذرد؛ آن مال بر شوهرش حلال و گواراست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً (4)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید!}

    و اگر قبل از آن که مرد از همسرش کام گیرد یعنی قبل از این که با اونزدیکی کند؛ زن درخواست طلاق کند؛ حق واجبی که برایش مقرر شده-مهریه- ساقط می شود چون وقتی شوهرش با او هم بستر نشده -در حالی که خدا این کار را برایش حلال کرده است- و زن درخواست طلاق دارد و طالب جدایی است؛ اینجا حق واجب زن-مهریه- به کل ساقط می‌شود؛ چطور قبل از نزدیکی شوهر با او درخواست طلاق دارد و مهریه را هم می‌خواهد؟ باید در برابر طلاق حق شوهر را به او پس دهد. اما اگر مرد قبل ازهمبستر شدن با زن درخواست طلاق کند و زن چنین درخواستی نداشته باشد؛ نصف حق زن - نصف مهریه- باید به او پرداخت شود و نصف دیگر به شوهر برمی‌گردد که خواسته زنش را طلاق دهد در حالی که زن درخواست طلاق ندارد. اینجا مرد باید نصف اجر ازدواج-مهریه- را پرداخت کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    { و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها آمیزش‌جنسی کنید؛ طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‌اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‌اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    و بیان حق این فرموده خداوند تعالی:

    {إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ}؛
    { مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد.}
    یعنی مگر این که زنی که شوهرش او را طلاق داده از این نصف مهریه بگذرد. خداوند او را مخیر کرده و اگر خودش بخواهد از این حق- نصف مهریه مقرر شده- بگذرد و یا کسی که امر نکاح به دست اوست و ولی زن است از آن بگذرد چون همسرش با او نزدکی نکرده و کام نگرفته است ولی خداوند بر او واجب می‌کند و باید نصف اجری که قبل از ازدواج بر آن توافق کرده بودند را بپرداز البته به شرطی که مرد خواهان طلاق باشد نه زن؛ در این صورت باید نصف مهریه‌ای که بر آن توافق کرده بودند پرداخت شود.
    مهم این است که اگر مرد قبل از نزدیکی خودش درخواست طلاق بدهد ، در این صورت براو واجب است نصف آن چه که بر سر آن توافق کرده بودند به زن مطلقه بپردازد؛ مگر زن و یا کسی که نکاح بر عهده اوست و ولی زن است به دلیل این که مرد با همسرش نزدیکی نکرده؛ از آن بگذرند. همانا که خداوند آن را برای ادب کردن شوهرمقرر نموده و هم چنین برای این که جلوی زیاد شدن طلاق گرفته شود. ولی به زن مطلقه اختیار داده شده که اگر خواست آن نصف مهریه را که قبلا بر آن توافق کرده بودند بگیرد و یا این که اگر خواست به شوهر بازگرداند. سپس خداوند مردم را آگاه می‌کند که این گذشت به تقوا نزدیک‌تر است و اجرشان با خداست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    {و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    اما اگر مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد و با او نزدیکی کرده و از زن کام گرفته باشدو زن نخواهد طلاق بگیرد؛ مرد حق ندارد کمترین چیزی از او بگیرد ولو این که “قنطاری”(یک کیلو طلا ) به زن داده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم [النساء:20].
    {و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و یک قنطار ( یک کیلو طلا ) (بعنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟! }
    اما اگر زن درخواست طلاق کند و همسرش با او نزدیکی کرده باشد؛ نصف حق (مهریه) به شوهرش باز می‌گردد(یعنی اگر مهریه را به زن داده باشد زن باید نصف آن را پس بدهد) و نصف دیگر به مرد داده نمی‌شود چون با زن نزدیکی کرده است فرقی ندارد همسرش باکره بوده باشد یا خیر؛ مهریه کامل به شوهر برگردانده نمی‌شود چون با زن ازدواج کرده و با او همبستر شده است. زن مانند مرد نیست؛ او باکره بوده و حال باکره نیست؛ چگونه ممکن است ولو زن درخواست طلاق کند؛ تمام مهریه به مرد برگردانده شود؟ بعضی از مردان لئیم وقتی می‌خواهد زن‌شان را طلاق دهند؛ چون می‌دانند اگر بخواهند او را طلاق دهند و زن درخواست طلاق نداشته باشد؛ حقش ساقط شده و مهریه کامل به زن تعلق می‌گیرد ولو “قنطاری”(یک کیلو) از طلا باشد؛ پس زن را ازحقوق زناشویی‌اش- همبستر شدن و خرجی- محروم می‌کند تا زن از معاشرت با همسرش متنفر شده و درخواست طلاق بدهد تا نصف حقی که قبل از ازدواج بر سر آن توافق کرده بودند به خودش ( مرد ) برگردد. اما خداوند چنین مردانی را می‌شناسد و برای همین هم کناره گرفتن از زن و محروم کردن او از حقوقش را تا جایی که زن مجبور به درخواست طلاق گردد را بر مرد حرام کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    {و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید!}
    درصورت درخواست طلاق از سوی مرد؛ حق واجب زن ساقط نمی‌شود مگر این که زن مرتکب گناه فاحش-زنا- شده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند.}
    هم چنین ای جماعت مؤمنان؛ خداوند برشما حرام کرده که مرد با زنی که او را نمی‌خواهد و مرد هم می‌داند زن او را نمی‌خواهد به زور و اجبار ازدواج کند ؛ خداوند چنین کاری را در کتاب برشما حرام کرده است و کسی که چنین کند به خود ظلم نموده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شيئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا} صدق الله العظيم [النساء:19].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست از که زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید!! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها کراهت داشتید چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد!}
    و بیان حق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا} صدق الله العظيم،
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید!!}
    مقصود خداوند از: {أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا}؛ یعنی درحالی که زن نمی‌خواهد به زور با او ازدواج کنید چون مرد بعد از مرگ زنش از او ارث می‌برد و وقتی زن بمیرد مرد وارث او می‌شود. در اینجا مقصود ازدواج است چون برخی از دختران وقتی پدرشان می میرد برادر پدر یعنی عمو ولی امرشان می‌شوند سپس دختر را برای پسرش می‌گیرد -حتی اگر دختر او را نخواهد -تا میراث به مرد دیگری نرسد!!
    خداوند به شما امر می‌کند زنان را وقتی تمایل ندارند با شما ازدواج کنند، آنها را به زور به عقد ازدواج خود در نیاورید. فرقی ندارد پدرش را با پول به فتنه بندازید و یا او و پدرش را به زور وادار کنید تا دختر را علی رغم میلش به عقد او درآورد در حالی که می‌داند دختر او را نمی‌خواهد این از نظر شرعی مجاز نیست. فتوای مهم و حق این است که نمی‌توان با زور با زنی ازدواج کرد که آن مرد را نمی‌خواهد؛ و اگر چنین کنند ظلم بزرگی در حق او مرتکب شده است چون ازدواج مثل خرید و فروش اتوموبیل نیست؛ بلکه ازدواج ملحق شدن دو روح است و اگر الفت نباشد وزندگی زن با مرد در سختی باشد و او را دوست نداشته باشد در معرض فتنه قرارگرفته و ممکن است مرتکب گناه زنا شود و پدرش را شرمنده کرده و برای شوهرش فرزندی بیاورد که از ذریه او نیست. پس برحذر باشید و دخترانتان را که می‌خواهند پاکدامن باشند؛ مجبور نکنید به گناهی بزرگ کشیده شوند. او را به کسی شوهر دهید که دوست دارد ولو این که از نظرشما فقیر باشد. برای انسان زندگی در کوخ با کسی که دوستش دارد بهتر و خوش‌تر از این است که در قصری فاخر با کسی زندگی کند که دوستش ندارد. این باعث می‌شود در معرض زنا قرار گیرد؛ مهم این است که شوهر دادن دخترتان به مردی که دوست ندارد بر شما حرام است.
    و اما اگر مرد از زن خوشش نیاید؛ اگر مرد زنش را نخواهد و بخواهد او را طلاق دهد و برای این که نصف حق -مهریه- به خودش بازگردد؛ او را از حقوقش محروم کند تا زن درخواست طلاق کند؛ این هم مجاز نیست. اگر از زن خوشش نمی‌آید و می‌خواهد طلاقش دهد با این که زنی پاک دامن و دین دار و در راه درست و راست قرار دارد و فقط مرد از او خوشش نمی‌آید با این که زن پاک دامن و دین‌دار است و شاید چون به زن دیگری علاقه پیدا کرده که از این زن زیباتر است و می‌خواهد با آن زن ازدواج کند و برای همین می خواهد همسر اولش را با این که دین دار است طلاق دهد و شاید از او فرزندانی هم داشته باشد ولی به خاطر فتنه محبت به زنی دیگر از او اکراه دارد و به خاطر فتنه عشق به زن دیگر می‌خواهد زنش را طلاق دهد؛ بداند چه بسا از چیزی اکراه داشته باشد ولی آن برایش خیر زیادی داشته و ذریه او هم برایش خیر زیادی داشته باشند؛ پس در پی زن دین دار و پاک دامن باش عزیز من.
    و اما زنی که ( آن مرد ) فکر می‌کند به او علاقه دارد و به خاطر او از زن اولش بیزار شده است؛ این زن دین دار نیست چون اگر دین دار بود چرا باید به آن مرد اجازه می‌داد همسر اولش را طلاق دهد و می‌گفت:" چطور زنی را می خواهی طلاق بدهی که هیچ گناهی ندارد و نمی‌خواهد از تو طلاق بگیرد؟ در پیشگاه خدا تو چنین اجازه‌ای را نداری. خدا ازدواج با چهار زن را برای تو حلال کرده است ولی فرمان داده که عدالت را بین آنها رعایت کنی و اگر می‌ترسی نتوانی عدالت را رعایت کنی پس به یک زن اکتفا کن و زن تو ارجح تر است که مادر فرزندانت است". در این زن و ذریه او خیرزیادی هست و اگر با این زن ازدواج کند و زن اولش را هم نگه دارد؛ این نور علی نور است و ذریه آنها پاک خواهند بود و شیطان در ذریه آنها شریک نمی‌شود. اما اگر با وجود این که همسر اول او دین دار است او را طلاق دهد و از محبت خود به زنی دیگر پیروی نماید و او را با زن اولش عوض کند؛ بداند دراین زن خیری برایش نیست؛ خیر در همسر اولش است که به خاطرعلاقه به ازدواج با زنی دیگر؛ از او خوشش نمی آید. بداند بی شک و تردید، خیر او درهمسری است که از او خوشش نمی‌آید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شيئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:19]،
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید!! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها کراهت داشتید چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد!}
    چون مرد همسرش را تحت فشار می‌گذارد تا زن درخواست طلاق کند تنها برای این که مرد کس دیگری را دوست دارد و می‌خواهد او را جای همسرش بیاورد.
    درمورد کسانی که بیش از یک همسر دارند هم اگر بین آنها عدالت را رعایت نکنند؛ به آنها بشارت می‌دهم به خاطر عدم رعایت عدالت بین همسران‌شان، گرفتار فقر خواهند شد که دعای زن مظلوم مستجاب خواهد شد. وقتی می‌بیند شوهرش با همسر دیگرش خوب رفتار می‌کند و از او دریغ می‌کند؛ دعا می‌کند خداوند مالش را ببرد و او را حقیر و فقیر کند؛ خداوند هم دعایش را مستجاب می‌کند چون مظلوم است و همان طور که آن مرد این زن را از چیزهایی که به همسر دیگرش می‌دهد محروم کرده است؛ خدا نیز او را از رزق محروم می‌کند و وعده فقربه کسانی که عدالت را رعایت نمی‌کنند تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم [النساء:3].
    {با زنانی که برای شما پاکند ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا به ملک یمین اکتفا کنید که این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}
    و این وعده فقر یه کسانی است که بیش از یک همسر دارند و عدالت را رعایت نمی‌کنند:
    فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم [النساء:3].
    { اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا به ملک یمین اکتفا کنید که این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}

    و معنی فرموده خداوند تعالی: {ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم؛ یعنی به تقوا نزدیک‌تر است تا به خاطر عدم رعایت عدالت میان همسران‌تان دچار فقر نشوید؛ و این فقر رخ نمی‌دهد مگر این که همسر مظلومش بر علیه او دست دعا بلند کند . ولی اگر همسرش دعا نکرد ولی او را عفو هم نکرد؛ بعد از مرگ جزایش را خواهد دید و روز قیامت به خاطر عدم رعایت عدالت به سوی عذاب بزرگی رانده خواهد شد او از فرمان پروردگارش سرپیچی کرده است. پروردگار او را برحذر داشته بود که اگر می‌ترسد عدالت را رعایت نکند؛ به یک همسر اکتفا نماید. و برخی از کسانی که نمی‌دانند؛ کلام خدا را طبق میل خود تفسیر می کنند و می‌گویند:" شما قابل سرزنش نیستید چون نمی‌توانید عادلانه رفتار کنید؛ مگر خداوند تعالی نفرموده است:
    {وَلَن تَسْتَطِيعُوۤاْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ} صدق الله العظيم [النساء:129]؟".
    { و نمی‌توانید عدالت را بین زنان رعایت کنید}
    پس مرد به ظلم در حق همسر دیگرش ادامه می‌دهد و گمان می‌کند این فتوای خداوند است که او ولو حریص باشد که به عدالت رفتار کند، نمی‌تواند. از خدا بترسید؛ همانا که در این آیه مقصود محبت است و خدا در سینه یک مرد دو قلب قرار نداده است و این به اسلوب و روش همسرداری زن وحکمت بالغه او بازمی‌گردد؛ او نباید همسرش را در خلوت اذیت کند؛ تا شوهرش او را بهشتی لذت بخش ببیند که با مهربانی رفتار کرده و شوهرش را با محبت در آغوش می گیرد نه مانند یک موجود جامد و بی‌روح. و هم چنین با درخواست‌های خود قبل از نزدیکی؛ اوقات شوهرش را تلخ نکند. زن حکیم صحیتی نکرده و چیزی که شوهرش را مکدر می‌کند از او نمی‌خواهد، مگر بعد از این که زمینه اسایش و راحتی او را فراهم کرد و باعث شد لبخند برلبش بیاید.چون اگر مرد عصبانی شود؛ کنار می‌کشد و نمی‌خواهد با همسرش نزدیکی کند و با او عشق بازی هم نمی‌کند. پس اگر زن می‌خواهد چیزی بگوید آن را به تأخیر بیندازد؛ به خصوص اگر فکر می‌کند اوقات شوهرش تلخ خواهد شد. پس چیزی نمی‌گوید مگر بعد از این که همسرش را شادمان و راضی و روح همسرش را آرام کرد و قلبش را به دست آورد. این یک زن عاقل است که قلب شوهرش را از میان دیگر همسرانش به دست می‌آورد.
    مرد نمی‌تواند همسرانش را به یک اندازه دوست داشته باشد؛ ولی خداوند بین شما مودت و رحمت را مقرر فرموده و لذا اگر یکی از همسران محبت را ببرد؛ دیگری رحمت را خواهد داشت و این رحمت تمام همسران دیگر او را نیز شامل می‌شود رحمت درجه پایین‌تری از محبت و عشق است ولی عاشق نمی‌تواند بیش از یک نفر را دوست داشه باشد وابداً نمی‌تواند در قلبش محبت را تقسیم کند و این مقصود فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلَن تَسْتَطِيعُوۤاْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُم} صدق الله العظيم [النساء:129]
    {شما هرگز نمی‌توانید (از نظر محّبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید!}.
    مرد اجازه ندارد کاملا به سمت یک زن تمایل داشته باشد؛ اگر یکی را دوست دارد؛ می تواند در تمام موارد از خرجی و نوبت شب با آنها یک‌سان رفتار کند و به زنی که بیشتر دوستش دارد بیش از همسر دیگر ندهد تا به آنها ظلم نکرده باشد.
    این استنباط ما از شریعت ازدواج در دین حنیف اسلام است. و خدا را به شهادت می‌گیرم من در کتاب خدا هیچ چیز در تأیید ازدواج موقت -متعه - پیدا نکرده و نسبت به ازدواج متعة (صیغة موقت ) کافرم؛ این شریعت شیطان است و به هیچ وجه شریعت خداوند رحمن نیست. و آن چه که باعث گمراه شدن شما از حق شده این است که در معنی کردن این فرموده خداوند تعالی از فرمان شیطان پیروی کرده و از روی ظن و گمان چیزی را که نمی‌دانستید به خداوند نسبت داده‌اید:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}صدق الله العظيم [النساء:24].
    { اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}
    از خدا حیا کنید! چگونه گمان می‌کنید در این آیه خداوند ازدواج متعه (موقت ) را برای شما حلال کرده است ای جماعت شیعیان؟ شما چیزی که خداوند برهانی برای آن نازل نفرموده به دروغ به خدا نسبت داده وبه او افترا زده‌اید. ای جماعت اهل سنت شما هم به خدا نسبت دروغ داده‌اید آنجا که گفته‌اید ازدواج موقت -متعه - حلال بود و سپس خداوند آن را حرام کرد! آیا از خدا نمی‌ترسید ؟ بلکه درهیچ یک از کتب پیامبران از اولی تا آخرین‌شان که نبی امی امین است؛ برهانی برای این کار نازل نشده است.
    ای امت اسلام دلیل شما برای ازدواج متعه این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}
    سبحان الله! چگونه با پیروی از
    فرمان شیطان که گفته چیزی را که نمی‌دانی به خدا نسبت دهید؛؛سخن خدا را از موضعش تحریف می‌کنید؟ بفرمایید. ما به تفصیل این آیه را از کتاب توضیح دادیم با این که از آیات محکم است. بعد از این که خداوند تمام زنانی که ازدواج با آنها برشما حرام است-محارم و غیره - را بیان کرد؛ سپس ازدواج با زنانی غیر از گروه‌های یاد شده را برشما حلال می‌کند تا بر اساس شریعت شناخته شده و معروف اسلامی با آنها ازدواج کنید. شیطان با این فرموده خداوند تعالی شما را فریب داده است:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}
    !
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهر آنها را بپردازید}
    خدا با شما بجنگد! اسم ازدواج را متعه گذاشتید و کلام خدا را از موضع مورد نظر تحریف کردید. اما من مقصود از این را برای‌تان توضیح دادم؛ مقصود این است که اگر زن درخواست طلاق کرد و شوهرش بر طبق آن چه که خدا برایش حلال کرده، به حق از او کام نگرفته بود؛ برای زن اجری نیست و فتوا می‌دهد که حق مرد باید کامل به خود او بازگردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ} صدق الله العظيم؛
    {مگر آنکه بترسید حدود دین خدا را راجع به احکام ازدواج نگاه ندارند، در چنین صورت زن مهر خود به شوهر (برای طلاق) ببخشد بر آنان روا باشد.}
    یعنی حق مرد به او بازمی‌گردد. ولی اگر از همسرش کام گرفته بود و زن طلاق خواست؛ نصف حق بازمی‌گردد ولی اگر بعد از نزدیکی مرد درخواست طلاق کند تا زن دیگری جای او بگیرد؛ حق ندارد هیچ چیز از حق زنش را ضایع کند ولو این که مهریه زن “قنطاری” از طلا باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم؛[البقرة:۲۲۹]
    {بعد از نزدیکی ( کام گرفتن) با آنان مهر آنها را بپردازید}
    یعنی اجر زن را به صورت کامل به او بدهد و هیچ چیز ازحق زن کم نکند ولو "قنطاری"از طلا به او داده باشد؛ "القنطار" معادل یک کیلو طلاست و مرد حق ندارد کمترین چیزی از آن کم کند این اجر ازدواج همسرش است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم.
    {و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و یک قنطار ( یک کیلو طلا ) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟! }
    لذا کام گرفتن ( استمتاع ) یعنی نزدیکی کردن با همسر؛ ولی شما متعه را ازدواج قرار دادید و اسم آن را ازدواج موقت ـ زواج متعه- گذاشته‌اید؛ ای کسانی که به خدا افترا زده و چیزی را که حلال نکرده به او نسبت می‌دهید؛ از خدا به کجا می‌خواهید پناه ببرید؟ فرقی بین ازدواج موقت -متعه- و روسپی‌گری نیست؛ یعنی زنا کند و پولش را بدهد و برود؟ اهل سنت هم از این موضوع مبری نیستند چون می‌گویند در زمان رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ازدواج متعه حلال بوده و بعد حرام شده است! خدا را به شهادت می‌گیرم؛ کسانی که در این امت از خدا می‌ترسند را به شهادت می‌گیرم که اهل سنت و شیعیانی که ندانسته به خدا نسبت می‌دهند؛ دروغ می‌گویند و من از تمام علمای شیعه و اهل سنت دعوت می‌کنم تا در پایگاه امام ناصر محمد یمانی بر سر میز گفتگو حاضر شوند.




    حال به سراغ احکام طلاق در کتاب می‌آییم:




    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ ۖوَاتَّقُوا اللَّـهَ رَبَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّـهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّـهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا ﴿١﴾فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّـهِ ۚ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿٢﴾وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا﴿٣﴾وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ ۚ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ﴿٤﴾ذَٰلِكَ أَمْرُ اللَّـهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا ﴿٥﴾} صدق الله العظيم [الطلاق].
    { ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در وقت فرا رسیدن عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید؛ و از خدایی که پروردگار شماست بپرهیزید؛ نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند! (۱) و چون عده آنها سرآمد، آنها را به طرز شایسته‌ای نگه دارید یا به طرز شایسته‌ای از آنان جدا شوید؛ و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید؛ و شهادت را برای خدا برپا دارید؛ این چیزی است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده می‌شوند! و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند، (۲) و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است! (۳) و از زنانتان، آنان که از عادت ماهانه مأیوسند، اگر در وضع آنها شک کنید، عده آنان سه ماه است، و همچنین آنها که عادت ماهانه ندیدند(منظم عادت نمی‌شوند)؛ و عده زنان باردار این است که بار خود را بر زمین بگذارند؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می‌سازد! (۴) این فرمان خداست که بر شما نازل کرده؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند گناهانش را می‌بخشد و پاداش او را بزرگ می‌دارد! (۵)}
    واما بیان حق وسزاوار نیست که جز حق به خدا نسبت داده شود؛ ای مسلمانان؛ خداوند به شما فرمان داده است وقتی زنی را طلاق می‌دهید؛ تنها زمانی از نظر شرعی طلاق و جدایی قطعی است که مدت طلاق -عده- تمام شود که این مدت بجز برای زنان مطلقه باردار و زنانی که همسرشان از دنیا رفته سه ماه است و زن مطلقه هم چنان
    برگردن شوهرش است-ولو هزار بار بگوید طلاقش داده- تا این که -این مدت بگذرد- و آن گاه جدایی و طلاق شرعی است. تنها بعد از گذشت این زمان که سه ماه است می‌گوییم طلاق صورت گرفته است. برای زن حلال است تا تمام شدن این مدت و جاری شدن طلاق و جدایی در خانه همسرش بماند. یعنی تا زمانی که این مدت به سر نیامده؛ زن هم چنان همسر مرد باقی می‌ماند؛ این مدت برای زنی که عادت ماهیانه می‌شود و حامله نیست؛ سه ماه است و اگر قبل از سر آمدن این مدت به توافق برسند و از طلاق گرفتن منصرف شوند؛ زن بر شوهرش حلال است. طلاق زمانی است که این مدت تمام شود. ( این زمان عده برای زنان مطلقه سه ماه و برای زنانی که شوهرشان از دنیا برود چهار ماه و ده روز و برای زنان باردار؛ تا به دنیا آمدن فرزندشان است).


    برای زنان مطلقه حلال است در خانه همسرشان بمانند و تا زمانی که آن مدت برای هریک از زنان به سر نیامده اگر بخواهند از طلاق دست کشیده و به سوی هم بازگردند؛ برای هم حلال هستند. قبل از تمام شدن عده طلاق حق ندارند زن را از خانه شوهر بیرون کنند؛ زنان هم حق ندارند خارج شوند؛ بلکه باید در خانه‌اش بماند تا مدت مذکور تمام شود و تا تمام شدن مدت عده هنوز همسر شوهرش به حساب می‌آید. تا زمانی که عده طلاق به سرنیامده وزمان جدایی نرسیده، حق ندارند او را از خانه همسرش به زور بیرون کنند؛ مگراین که گناه فاحش-زنا- مرتکب شده باشد. ای جماعتی که در حق این زنان مسلمان و مؤمن ؛خواهران دینی امام مهدی؛ ظلم می‌کنید از خدا بترسید. به آنها ظلم نکرده وبلافاصله بعد از طلاق و قبل تمام شدن عده؛ آنها را از خانه شوهرشان بیرون نکنید؛ آنها هم مجاز نیستند قبل از تمام شدن عده از خانه شوهر خارج شده و به منزل خانواده خود بروند که این تعدی از حدود الهی است و هرکس به حدود الهی تعدی کند به خود ظلم کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً} صدق الله العظيم [الطلاق:1].
    {ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در وقت فرا رسیدن عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید و از خدایی که پروردگار شماست بپرهیزید؛ نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند!}
    و هدف از ماندن زن در خانه همسر این است که شاید عصبانیت شوهر فروکش کند و پشیمان شده وقبل از تمام شدن عده از طلاق صرف نظر کند و آنها آشتی کرده و به هم بپیوندند و محبت و رحمتی بسیار بزرگ‌تر از گذشته میان آنها بازگردد. این حکمت ماندن زن در خانه هسمرش است و زن حق ندارد از خانه شوهر خارج وبه منزل خانواده‌اش برگردد؛ چون حتی اگر زن و شوهر تصمیم به بازگشت بگیرند؛ غرور و تعصب خانواده را به گناه می‌کشاند و مانع می‌شوند. برای همین خداوند فرمان داده تا در خانه‌شان بمانند که منظورهمان خانه شوهرشان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً} صدق الله العظيم.
    {نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند!}
    و در این ماندن؛ حکمتی نهفته تا شاید خدا بعد از این چیزی بخواهد و آن صرف نظر کردن از طلاق و بازگشت آنها به آغوش یک‌دیگر است البته قبل از آن که موعد و زمان جدایی فرا برسد؛ و اگر توافق کردند و قبل از رسیدن این زمان آشتی کردند؛ به سوی هم بازگردند واین ابداً ابداً ابداً طلاق محسوب نمی‌شود مگر عده تمام شده باشد.
    و وقتی مهلت سه ماه تمام شد و هنوز به توافق نرسیده و آشتی نکرده‌اند؛ حتی اگر یک روز بگذرد؛ دیگر به هم حلال نیستند مگر با عقد شرعی جدید از سوی کسی که عهده‌دار نکاح زن و ولی اوست. این اولین طلاق به حساب می‌آید؛ حتی اگر مرد بگوید "تو را سه طلاقه کردم". این بدعتی است که خداوند برهانی برای آن نازل نفرموده است و از نظر شرعی این یک طلاق به حساب می‌آید و هم چنین طلاق زمانی از نظر شرعی طلاق است که آن مهلت تمام شده و مرد هنوز مصر باشد جدا شود. در اینجاست که طلاق شرعی و جدایی رسمی می‌شود؛ یعنی طلاقی در کار نیست مگر عده تمام شده باشد و قبل آن توافق و آشتی صورت نگرفته باشد. بعد از تمام شدن این مهلت اجازه هست که زن از خانه شوهرش بیرون شود و اینجا طلاق صورت گرفته و این تنها یک نوبت طلاق به حساب می‌آید.
    اگر عده تمام شد و زن از خانه شوهرش خارج شد و به منزل اقوام خود رفت و شوهرش خواست او را بازگرداند و زن هم خواست بازگردد؛ مادامی که زن بخواهد به نزد شوهرش بازگردد ،
    ولیّ امر زن حق ندارد جلوی عقد نکاح را بگیرد؛ چون شوهرش برای عقد کردن او به دیگران ارجح است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ} صدق الله العظيم [البقرة:232].
    {و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عدّه خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد.}
    و ازدواجی در کار نیست مگر با عقد شرعی از ولی زن که امرنکاح به دست اوست و ولیّ امر زن است؛ و مجاز نیست بدون اجازه ولیّ زن؛ نکاح صورت گیرد. ولیّ زن حق دارد دوبار اجازه عقد بدهد؛ همان طور که طلاق هم فقط دو مرتبه است. ازدواج بدون عقد امکان ندارد و عقد شکسته ( باز ) نمی‌شود مگر عده تمام شده باشد. و اگر عده گذشت و شوهر خواست زن را بازگرداند؛ باید برای بازگرداندن مجدد زن؛ او را عقد کند. و اگر برای بار سوم طلاقش داد و مهلت سه ماه تمام شد و گذشت؛ باید از منزل شوهرش خارج شود و دیگر بر او حلال نیست مگر با مرد دیگری ازدواج کند و اگر زن از شوهر جدیدش جدا شد و مدت عده گذشت و از خانه او خارج گردید و به منزل اقوام بازگشت؛ اگر شوهر اول خواست می‌تواند او را برگرداند؛ بعد از این که با مرد دیگری ازدواج کرد-و طلاق گرفت و عده تمام شد- می‌توان با عقد شرعی از سوی ولی زن؛ او را بازگرداند.
    شاید یکی از علمای امت بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" صبرکن صبرکن؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ} صدق الله العظيم [البقرة:229]"،
    {طلاق، دو مرتبه است؛ باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند ، یا با نیکی او را رها سازد}
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ به حق فتوا می‌دهد که: البته که همین طور است؛ عقد دوبار و طلاق هم دوبار است. قبل از این که به تفصیل جوای سؤالت را بدهم؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌خواهد از تو سؤالی بکند و جوابش را می‌خواهد جناب شیخ محترم: به من فتوا بده آیا اگر مرد زنش را برای بار سوم طلاق داد آیا سه ماه عده را برایش حساب می‌کنید یا می‌تواند قبل از تمام شدن این مدت با کسی دیگری که بخواهد ازدواج کند؟ جواب‌تان معلوم است:" خدایا خیر؛ باید عده طلاق که سه ماه است تمام شود". پس سوال دیگری از شما دارم: آیا خداوند به شما اجازه داده قبل از تمام شدن عده سه ماه زنان مطلقه؛ او را از خانه شوهرش بیرون کنید؟ و جواب: خداوند بیرون کردن او را قبل از تمام شدن عده حرام کرده است و اگر طلاق بار سوم است؛ سه ماه درخانه شوهرش می‌ماند تا عده تمام شود. بعد که این سه ماه که نود روز است گذشت و آفتاب نودمین روز غروب کرد؛ در این زمان عده طلاق سوم تمام می‌شود و دیگر زن به شوهرش حلال نخواهد شد؛ مگر زن با مرد دیگری ازدواج کند؛ چون عقد دوبار است نه سه بار.آیا نمی‌بینید که ظالمید؟ ای مسلمانان درمورد ارحام و همسران‌تان از خدا بترسید باشد که رستگار شوید.


    اما زنی که ازدواج کند و همسرش با او نزدیکی نکرده باشد؛ عده ندارد و اگر خواست زن را طلاق بدهد وبا جماع با او نزدیکی نکرده بود؛ عده‌ای بر زن نیست؛ پس بدون نزدیکی زن عده ندارد.پس با کمال احترام و به نیکی او را رها کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جميلاً} صدق الله العظيم [الأحزاب:49]،
    {
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید، عدّه‌ای برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید؛ آنها را با هدیه مناسبی بهره‌مند سازید و بطرز شایسته‌ای رهایشان کنید.}

    و
    نصف چیزی را که با هم شرط کرده بودند را به زن بپردازد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى} صدق الله العظيم [البقرة:237]
    {و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها آمیزش‌جنسی کنید طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‌اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‌اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست}
    و خداوند شما را آگاه فرموده مادامی که شوهر از زن کام نگرفته باشد؛ به تقوا نزدیک‌تر است که از این حق گذشت کنید و زن بعد از خروج از خانه شوهرمستقیماً می‌تواند ازدواج کند و ولیّ زن حق دارد با توجه به این که حکم عده برای این زن وجود ندارد او را به عقد کسی دیگر درآورد.
    ای امت اسلام؛ من شما را در برابر تمام علمای امت به شهادت می‌گیرم؛ هر کس در مورد دستور ازدواج و طلاق در شرع امام مهدی که همان شریعت محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- است اعتراضی دارد؛ اجازه ندارد سکوت کند. بر اساس کتاب خدا حکم می‌کنیم واگر من با شرع حقی که از سوی پروردگارتان درآیات محکم کتابش آمده است؛ به حق برشما غلبه کردم یا هیچ نزد خود احساس ناراحتی و سختی نکرده و حکمیت حق در میان‌تان را پذیرفته و تسلیم آن می‌شوید و یا به احکام ازدواج و طلاق در قرآن عظیم کافر می‌گردید. و اگر برای گفتگو حاضرشدید و از ایات محکم کتاب خدا ثابت کردید شرع ناصر محمد یمانی مخالف آن چیزی است که خداوند نازل کرده است؛ حال که من با احکام طلاقی که برخلاف احکام شرعی خداوند در کتابش است حکم دادم ؛ انصارم اجازه ندارند به پیروی از من ادامه دهند. اما اگر احکام حق خداوند در آیات محکم کتابش پیرامون طلاق را ثابت کردم ولی به حق آمده از نزد پروردگارشان اعتراف نکردند و به ظلم در حق زنان ادامه دادند؛ چه از پیروان تورات باشند و انجیل یا قرآن؛ به آنها هشدار می‌دهم که عذاب شدیدی از سوی خدا در انتظارشان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} [المائدة:47]
    {و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند}
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ} [المائدة:44]

    {و آنها که بر طبق آنچه که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند}
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [الْمَائِدَةِ:45].

    {و هر کس بر طبق آنچه که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.}
    صــدق الله العظيـــــم
    اگر حکم طلاق را به حق و درست اجرا کنید؛ نسبت طلاق در جهان اسلام ۹۵ ٪ کاهش خواهد یافت؛ ار من پیروی کنید باشد که مورد رحمت خداوند قرار گیرید



    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو علماء المُسلمين وأمّتهم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـ


    اقتباس المشاركة: 6274 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..






    - 1 -

    الإمام ناصر محمد اليماني

    25 - 04 - 1430 هـ
    21 - 04 - 2009 مـ
    02:37 صباحاً

    ـــــــــــــــــــــ


    بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين
    الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء النبي الأميّ وآله الطيبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..
    قال الله تعالى:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿٢٤﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    وإلى البيان الحقّ، حقيقٌ لا أقول على الله إلا الحقّ لمن أراد الحقّ والحقّ أحقّ أن يُتبع وما بعد الحقّ إلا الضلال،
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم، وفي هذه الآية حرّم الله الزواج على الابن ممن كانت زوجةً لأبيه سواء مُطلقة أو توفي أباه عنها {إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً} صدق الله العظيم.

    ومن ثم حرّم الله عليكم محارمكم من النساء التي حرّم الله عليكم الزواج بهنّ في محكم قول الله تعالى:
    {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم.

    ومن ثم أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك من النساء بشرط التحصين بالزواج حسب شرع الله في الكتاب مثنى وثلاث ورباع، وإن خفتم أن لا تعدلوا فواحدة، فبعد أن ذكر الله ما حرّم عليكم من النساء فمن ثم أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} أي أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك أن تبتغوا بأموالكم مُحصنين بالزواج حسب الشريعة الإسلاميّة غير مُسافحين فتؤتوهن أجورهن مُقابل الاستمتاع بالزنى؛ بل أحلَّ الله لكم بأموالكم مُحصنين بالزواج ما طاب لكم من النساء الحرّات المُؤمنات إلى الرابعة وحسبكم ذلك إلا ما ملكت إيمانكم. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً
    } صدق الله العظيم، فإذا تزوجها واستمتع بجماعها فليأتِها حقّها المفروض. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].

    ولا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة وأرادت الزوجة أن تتنازل عن بعض حقّها المفروض فهو لزوجها هنيئاً مريئاً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً (4)} صدق الله العظيم [النساء].

    وإن طلبت الطلاق ولم يستمتع بها أي لم يأتِ حرثه، فيسقط حقّها المفروض ما دام زوجها لم يستمتع بها كما أحلّه الله له وطلبت منه الطلاق وتريد الفراق من قبل أن يستمتع بها فهنا يسقط حقّها المفروض جميعاً ويعاد إلى زوجها، فبأي حقٍّ تأخذه في حالة أنّها طلبت الطلاق من قبل أن يدخل بها زوجها؟ فوجب إرجاع حقّ الزوج إليه كاملاً مُقابل طلاقها، وأما إذا طلقها زوجها من ذات نفسه قبل أن يستمتع بها وهي لم تطلب الطلاق منه فلها نصف الحقّ المفروض، والنصف الآخر يُعاد إلى زوجها لأنه هو الذي طلقها من ذات نفسه ولم تطلب الطلاق منه، فوجب عليه دفع نصف أجر الزواج. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].

    والبيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ}؛ أي إلا أن تعفو الزوجة التي طلقها زوجها عن النصف الذي فرضه الله لها، غير أنّ الله جعل لها الخيار فإن شاءت عفَتْ زوجها من ذات نفسها عن النصف الذي فرضه الله لها، أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح وهو وليها، لأن زوجها لم يدخل بها ولم يستمتع بها شيئاً، ولكن الله فرض لها أن يعطيها نصف الأجر المُتفق عليه من قبل الزواج ما دام جاء الطلاق من الرجل وليس بطلب المرأة فوجب عليه إعطاؤها نصف الفريضة؛ أجرها المُتفق عليه.

    المهم إن طلقها زوجها من ذات نفسه من قبل أن يستمتع بها شيئاً فوجب عليه إعطاؤها نصف الفريضة المُتفق عليها إلا أن تعفو المُطلقة عنهُ أو يعفو عنه وليّها الذي بيده عقدة النكاح فيُردّ إليه حقه كاملاً لأنه لم يستمتع بها ولم يدخل بها وإنما جعله الله أدباً للزوج، وكذلك ليحدّ ذلك من كثرة الطلاق، ولكن الله جعل للمُطلقة الخيار ولوليّها إما أن يأخذوا نصف المُفروض المُتفق عليه من قبل أو يعيدوه إلى من كان زوجها كاملاً، ثم علمهم الله إن الأقرب إلى التقوى أن يعفون عنهُ إن شاءوا وأجرهم على الله. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].

    وأما في حالة أنّ الزوج طلقها من ذات نفسه ولم تطلب زوجته منه الطلاق وقد دخل بها واستمتع بحرثه منها فلا يجوز له أن يأخذ مما آتاها شيئاً حتى لو آتاها قنطاراً من الذهب. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم [النساء:20].

    وأما في حالة أنّ الزوجة طلبت الطلاق من زوجها وهو قد استمتع بها، فكذلك يعود إلى زوجها نصف الحقّ المفروض والنصف الآخر يسقط مُقابل أنهُ قد استمتع بها وافترشها سواء كانت بكراً أم ثيّباً فلا يعود لزوجها حقّه المفروض كاملاً لأنّه قد تزوجها واستمتع بحرثه منها، وليست المرأة كالرجل لأنها إذا كانت بكراً فقد أصبحت ثيباً فكيف يعود لهُ حقه كاملاً حتى ولو كان طلب الطلاق منها؟ وبعض الرجال لئيمٌ فإذا أراد ان يُطلق زوجته وهو يعلم أنهُ إذا طلقها وهي لم تطلب الطلاق منه بأن حقه سوف يسقط كاملاً حتى ولو كان قنطاراً من الذهب ثم يمنع عنها حقوقها الزوجية في الليلة والكيلة لكي تكره العشرة مع زوجها فتطلب الطلاق منه ثم يعود إليه نصف الفريضة المُتفق عليها من قبل الزواج، ولكن الله علم بهذا النوع من الرجال ولذلك حرّم الله عليهم أن يعضلوهن فيمنعوهن حقوقهن لكي يكرهن معاشرتهم فيطلبن الطلاق من أزواجهن ذلك. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:19].

    ولا يسقط حقّها المفروض إن طلقها زوجها من ذات نفسه إلا في حالةٍ واحدةٍ أن تأتي زوجته بفاحشة مُبينة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].

    وكذلك يا معشر المؤمنين لقد حرّم الله عليكم أن يتزوّج الرجل امرأةً لا تُريد الزواج منه فيتزوجها كرهاً وهو يعلمُ أنها لا تريده فذلك مُحرمٌ عليكم في كتاب الله أن تفعلوه، ومن فعل ذلك فقد ظلم نفسه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شيئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا} صدق الله العظيم [النساء:19].

    والبيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا} صدق الله العظيم، ويقصد الله بقوله: {أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا}؛ أي أن يتزوّج بها كرهاً وهي لا تريده، وذلك لأنّ الزوج يرث زوجته إذا تزوجها فتوفيت فهو يرثها يقصد به الزواج لأن بعض البنات يموت آباؤهن فيتولّى أمرهنّ عمّهن أخو أبيهن، ثم يزوّج ابنة أخية لابنه حتى ولو كانت لا تريده لكي لا يذهب الميراث إلى رجلٍ آخر! فأمركم أن لا تتزوجوا النساء كرهاً وهي لا تريد الزواج ممن تقدم لها ثم يتزوجها كرهاً سواء يفتن أبيها بالمال أو بالغصب عنها وعن ولي أمرها فيجبره أن يعقد له بها وهو يعلمُ أنها لا تريده فذلك لا يجوز شرعاً، وكذلك المهم الفتوى الحقّ، أنه لا يجوز تزويج النساء غصباً عليها وهي لا تريد الرجل، فإن فعل فقد احتمل ظُلماً عظيماً في المرأة، فليس الزواج تجارة سياراتٍ؛ بل الزواج روحين يلتقيان فإذا كانا مُتنافران فتعيش المرأة تعيسة مع زوجٍ لا تحبه فهي مُعرضةٌ للفتنة والفاحشة وقد تخزي أباها أو تجلب لزوجها أولاداً ليسوا من ذريته. فاحذروا أن تُكرِهوا فتياتكم على البغي إن أردنَ تحصّنا، وزوجوها بمن تُحبّ حتى ولو كان في نظركم فقيراً حقيراً، فالعيش لها مع إنسانٍ تحبه في كوخٍ خير وأمتع عندها من أن تعيش مع إنسانٍ لا تحبه في قصرٍ فاخر، فتكون معرضة لارتكاب الفاحشة، المهم أنه مُحرَّم عليكم أن تزوجوا البنت لرجل تكرهه.

    وأما إذا كان الرجل هو من يكرهها، فإذا كرهها الرجل وأراد أن يطلقها فبعضٌ منهم يعضلها فيمنعها حقوقها لكي تطلب الطلاق منه ليسقط نصف حقّها فكذلك هذا لا يجوز، فإذا كرهها وأراد أن يُطلقها برغم أنها ذات دينٍ وامرأةٌ مُستقيمةٌ غير أنه كرهها برغم أنها ذات دينٍ ولربّما سبب كُرهه لها لأنه أحبّ امرأةً أخرى أجمل منها وأراد ان يتزوجها ولذلك أراد أن يُطلق زوجته الأولى برغم أنهُ يعلم أنها ذات دين، ولربما عنده أولاد منها ولكنه لم يعد يحبّها بسبب فتنته بحبّ أخرى فكره امرأته بسبب فتنته بحُبّ أخرى وأراد أن يطلق زوجته فليعلم أنهُ كره شيئاً فيه الخير الكثير وفي ذريتها خير كثير، فاظفر بذات الدين ترِبت يداك.

    وأما تلك المرأة التي ظنّ أنه أحبّها وكره زوجته الأولى فإنها لم تكن ذات دين ولو كانت ذات دين لما تركته يُطلق امرأته الأولى وقالت: "وكيف تُطلق امرأةً لا ذنب لها ولم تطلب الطلاق منك؟ فهذا لا يجوز لك بين يدي ربك وقد أحلَّ لك أربعاً من النساء، وإنما أمرك بالعدل بيننا بالحقّ، وإذا كنت تخشى أن لا تعدل فواحدةً وزوجتك أولى بك وأُم عيالك". فتلك فيها كذلك خير وفي ذريتها، فإن تزوجها على زوجته الأولى فتلك نورٌ على نورٍ وذريتهما طيبون، ولا ولن يشاركهم الشيطان في ذريتهم ابداً، وأما إذا طلق الأولى برغم أنها ذات دين واتّبع رغبة امرأةٍ أحبّها لتحلّ محلها فليعلم أنهُ لا خير فيها والخير في امرأته الأولى التي كرهها بسبب فتنة بمن يريد أن يتزوجها فليعلم أنّ الخير في المرأة التي كرهها لا شك ولا ريب. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شيئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا} صدق الله العظيم [النساء:19]، وذلك لأنهُ لم يعضلها إلا لكي تطلب الطلاق منه لأنه أحبّ أخرى وأراد أن يستبدلها بها.

    وكذلك على الذين يتزوجون أكثر من واحدةٍ ثم لا يعدلون فبشِّرهم بالفقر بسبب عدم العدل بين زوجاته، فدُعاء المظلومة مُستجابٌ، فحين تراه يحسن إلى زوجته الأخرى ويمنعها، فقد تدعو عليه أن يذهب الله ماله ويحقِّره ويفقره، ثم يستجيب الله دُعاءها لأنّها مظلومةٌ فيحرمه الله الرزق كما حرّم عليها مما يؤتيه لزوجته الأخرى، وميعاد الفقر للذين لا يعدلون هو تصديقٌ لقول الله تعالى:
    {فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم [النساء:3].

    وذلك ميعاد الفقر لمن تزوج أكثر من زوجةٍ ولم يعدل. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم؛ ومعنى قوله تعالى: {ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم؛ أي أقرب للتقوى حتى لا تفقروا بسبب عدم العدل بين نساءكم ولن يحدث ذلك إلا إذا دعت عليه أمرأته المظلومة، وأما إذا لم تدعُ عليه ولم تعفُ عنه فسوف يلقى جزاءه من بعد موته، ويوم القيامة يُردّ إلى عذابٍ مُهينٍ بسبب عدم العدل، وعصى أمر ربه الذي حذره إذا خشي عدم العدل فواحدة تكفيه، وبعض الذين لا يعلمون يُؤَوّلون كلام الله كما يمليه عليهم الشيطان فيقول له: "لا تثريب عليك إن لم تعدل لأنك لن تستطيع، ألم يقل الله تعالى: {وَلَن تَسْتَطِيعُوۤاْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ} صدق الله العظيم [النساء:129]؟". ثم يستمر الزوج في ظُلم زوجته الأخرى ويظنّ هذه فتوى من الله أنه لن يستطيع أن يعدل ولو حرص، فاتقوا الله، إنما يتكلم عن الحُبّ وما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه، وهذا يعود إلى أسلوب الزوجة وفنها في الزواج وحكمتها البالغة فلا تؤذيه حين خلوتها به؛ بل يجدها جنةً راضيةً ودودةً تُحسن المُعاملة والعناق وليست جماداً، وكذلك لا تُعكّر مزاج زوجها قبل أن يجامعها إذا كان لها طلب منه أو غير ذلك، فالحكيمة لا تكلم زوجها بطلبٍ أو بشيء قد يعكّر مزاجه إلا بعد أن تسليه وتريحه فتبسطه، لأنّه إذا غضب عزفت نفسه فلا يريد جماعها ولا مداعبتها، فالحكيمة تؤجل أي شيء تريد أن تقوله لزوجها خصوصاً إذا كانت تخشى أن تُعكّر مزاجه، فلن تقوله له إلا بعد أن تبسطه وتريح نفسه وتكسب قلبه، فتلك امرأةٌ حكيمةٌ تفوز بقلب زوجها على زوجاته أجمعين.

    ولن يستطيع أن يعدل الزوج بالحبّ ولكن الله جعل بينكم مودة ورحمة، وذلك حتى إذا فازت إحداهنّ بالودّ وهو الحبّ ثم تفوز الأخرى بالرحمة، والرحمة قد تشمل نساءه الأخريات جميعاً، والرحمة درجةٌ ثانيةٌ بعد الحُبّ، ولكن المحُبّ لن يستطيع أن يُحبّ إلا واحدة، ولن يستطيع أن يعدل بالحبِّ في قلبه فيقسّمه بين اثنتين أبداً، وذلك هو المقصود من قول الله تعالى:
    {وَلَن تَسْتَطِيعُوۤاْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُم} صدق الله العظيم [النساء:129]. فلا يجوز له أن يميل كُلّ الميل، فإن كان يحبّ إحداهن فإنه يستطيع أن يعدل بينهن في الكيلة والليلة فلا يؤتي التي يحبّها أكثر من زوجته الأخرى فيظلم نفسه.

    وذلك ما استنبطته في شريعة الزواج في الدين الإسلامي الحنيف.
    وأشهدُ الله أني لم أجد في كتاب الله زواج المُتعة أبداً وأكفر بزواج المتعة، وذلك جاء من شريعة الشيطان وليس من شريعة الرحمن في شيء، والذي أضلَّكم عن الحقّ هو لأنكم اتَّبعتم أمر الشيطان فقلتم على الله ما لا تعلمون بظنّكم أن معنى قول الله تعالى: {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].

    ويا حياءكم من الله! فكيف تظنون أن هذه الآية أحلَّ الله لكم فيها زواج المُتعة يا معشر الشيعة؟ فقد افتريّتم على الله ما لم يُنزل الله به من سُلطانٍ، وكذلك أنتم يا معشر أهل السنة والجماعة افتريتم على الله بقولكم أنه كان زواج المُتعة حلالاً من قبل ثم حرَّمه الله! أفلا تتقون؟ بل لم يُنزِّل الله به من سُلطان في جميع كُتب المُرسلين من أولهم إلى خاتمهم النبي الأمي الأمين محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

    ويا أمّة الإسلام إنّ دليلهم على زواج المُتعة هو قول الله تعالى:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء]. ويا سُبحان الله! كيف تُحرِّفون كلام الله عن مواضعه المقصودة باتِّباع أمر الشيطان الذي أمركم أن تقولوا على الله ما لا تعلمون؟ وها نحن قد فصَّلنا هذه الآية من الكتاب تفصيلاً برغم أنها مُحكمةٌ، فبعد أن ذكر الله لكم كافة المُحرَّمات عليكم من النساء وبعد أن أكمل الله لكم ذكر المُحرمات من النساء بالزواج منهنّ من المحارم وغيرهنّ ثم أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك بالزواج حسب الشريعة الإسلامية المعروفة، وغرّكم الشيطان بقول الله تعالى: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}! قاتلكم الله فجعلتم اسم الزواج هو المُتعة فحرَّفتم كلام الله عن مواضعه. ولكني فصّلت لكم المقصود أنه يقصد أنه إذا طلبت المرأة الطلاق ولم يستمتع زوجها بما أحلَّه الله له بالحقِّ فلا أجر لها فتفدي نفسها بإرجاع حقه كاملا مُكمّلاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ} صدق الله العظيم؛ وهو أن ترجع إليه حقّه، وأما إذا استمتع بها ثم طلبت الطلاق منه فيرجع إليه نصف حقِّه، وأما إذا استمتع بها ثم طلقها من ذات نفسه ليستبدل زوجاً غيرها فلا يجوز له أن يأخذ من حقّها الذي آتاها شيئاً حتى ولو كان قنطاراً من الذهب. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم؛ بمعنى أنه يؤتيها أجرها كاملاً ولا يأخذ منه شيئاً حتى ولو أعطاها قنطاراً من الذهب، والقنطار يعادل كيلو من الذهب فلا يجوز له أن يأخذ منه شيئاً فهو أجرُ زواجها منه. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم.

    إذاً الاستمتاع هو الدخول بزوجته ولكنكم جعلتم المُتعة هو الزواج فجعلتم له اسم زواج المُتعة، فمن يجيركم من الله يا معشر الذين يفترون على الله ما لم يحلّه؟ وما الفرق إذا بين زواج المتعة المُفترى وبين الفاحشة فيزني بها ثم يعطيها أجرها فتذهب؟ ولا أبرئ أهل السُّنة لأنّهم قالوا أنّ زواج المُتعة كان محللاً من قبل في عهد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ثمّ تمّ تحريمه! وأشهدُ الله وأشهد الذين يخافون الله من هذه الأمّة إنهم لكاذبون الذين يقولون على الله ما لا يعلمون سنة وشيعة، وإني أدعو كافة علماء الشيعة والسنة للحوار بطاولة الحوار (موقع الإمام ناصر محمد اليماني ).

    ونأتي الآن إلى أحكام الطلاق في الكتاب:

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    قال الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ ۖوَاتَّقُوا اللَّـهَ رَبَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّـهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّـهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا ﴿١﴾فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّـهِ ۚ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿٢﴾وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا﴿٣﴾وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ ۚ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ﴿٤﴾ذَٰلِكَ أَمْرُ اللَّـهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا ﴿٥﴾} صدق الله العظيم [الطلاق].

    وإلى البيان الحقّ، حقيق لا أقول على الله إلا الحقّ، يا معشر المُسلمين لقد أمركم الله إذا طلقتم النساء أنهُ لم يعتمد الشرع بتطبيق الطلاق بالفراق إلا بعد انقضاء أجل الطلاق وهو ثلاثة أشهر للمُطلقات غير ذات الأحمال وغير اللاتي يتوفى الله أزواجهن، ولا تزال المُطلقة في رأس زوجها حتى لو طلقها ألف طلقةٍ، ولا يتمّ اعتماده إلا بالفراق، ولا يتمّ تطبيق الفراق إلا بعد انقضاء أجله وهي ثلاثة أشهر، ويحل لها البقاء في بيت زوجها حتى انقضاء الأجل لتطبيق الطلاق بالفراق؛ بمعنى أنها لا تزال زوجته حتى انقضاء الأجل والأجل مدته ثلاثة أشهر للحائض غير ذات الأحمال، ولا تزال تحلّ له فإذا اتفق الزوجان وتراجع عن الطلاق قبل انقضاء الأجل فلا يُحسب الطلاق شيئاً ما لم يأتِ أجله؛ ( ثلاثة أشهر عدة المُطلقات وأربعة أشهر وعشراً للاتي يتوفى الله أزواجهن، وأولات الأحمال عدتهن أن يضعن حملهن).

    ويحل للمُطلقات البقاء في بيوت أزواجهن فلا يزلن يحللن لهم إذا أراد الاتفاق بالرجوع عن الطلاق ثم العناق ما لم يأتِ أجل الطلاق المعلوم لكُلٍّ منهنّ، ولا يجوز إخراجها من بيت زوجها قبل انتهاء أجل الطلاق، ولا يجوز لهنّ الخروج؛ بل البقاء في بيتها حتى يأتي أجل الطلاق المعلوم، فهي لا تزال في عقد زوجها حتى انقضاء العدة، ولا يجوز إخراجها من بيتها كرهاً قبل مجيء أجل الطلاق بالفراق إلا أن تأتي بفاحشةٍ مُبينةٍ، فاتقوا الله يا معشر الظالمين لأخوات الإمام المهديّ في دين الله المُسلمات المؤمنات فلا تظلموهنّ فتخرجوهنّ من بيوت أزواجهن فور طلاقهن، ولا يجوز لهنّ أن يخرجن إلى بيوت أهلهن قبل انقضاء عدتهن فتتعدوا حدود الله ومن يتعدَّ حدود الله فقد ظلم نفسه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً} صدق الله العظيم [الطلاق:1].

    والهدف من بقائهن في بيوتهن لعله يذهب الغضب عن زوجها فيندم فيتراجع عن الطلاق قبل مجيء أجله فيتفقان فيتعانقان فيعود الودّ والرحمة بينهما أعظم من ذي قبل، وتلك هي الحكمة من بقائِها في بيت زوجها، فلا يجوز لها أن تخرج منه إلى بيت أهلها لأنهم قد تأخذهم العزّة بالإثم فلا يعيدوها إليه حتى ولو اتفق فيما بينهما الزوجان للعودة إلى بعضهما، ولذلك أمركم الله وأمرهن بالبقاء في بيوتهن وهي بيوت أزواجهن. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً} صدق الله العظيم. وفي ذلك تكمن الحكمة من بقائِها لعل الله يُحدث بعد ذلك أمراً وهو التراجع عن الطلاق ثمّ الاتفاق والعناق من قبل أن يأتي الأجل لتطبيق الطلاق بعد انقضاء الأجل المعلوم بالفراق، وإذا اتفقا فتعانقا قبل انقضاء الأجل المعلوم فلا يُحسب ذلك طلاقاً شرعاً ومُطلقاً أبداً أبداً أبداً إلا إذا انقضى الأجل.

    فإذا انقضى الأجل ثلاثة أشهر ولا يزالا لم يتفقا ولم يتعانقا حتى لو تجاوز يوماً واحداً فلا تحلّ له إلا بعقدٍ شرعيٍّ جديدٍ من ولي أمرها الذي بيده عقدة النكاح، ثم يُحسب ذلك طلقة واحدة حتى لو قال الزوج لزوجته: "أنتِ طالق بالثلاث"، فتلك بدعة ما أنزل الله بها من سُلطان ولا تُحسب شرعاً إلا طلقةً واحدةً ولا تُطبق شرعاً إلا إذا انقضى أجل الطلاق وهو لا يزال مُصراً، ومن ثم تُطبق شرعاً بالفراق إلا إذا جاء الأجل المعلوم ولم يحدث قبل ذلك الاتفاق والعناق فعند انقضاء أجل الطلاق يجوز إخراجها من بيت زوجها ويتمّ تطبيق الطلاق بالفراق وتعتبر طلقةٌ واحدةٌ فقط.

    وإذا انقضت العدّة وأخرجت إلى بيت أهلها ومن بعد ذلك أراد زوجها أن يسترجعها وهي أرادت أن ترجع لزوجها، فلا يجوز لوليّها أن يمتنع عن عقد النكاح بينهما ما دامت رضيت أن ترجع إلى عقد زوجها الأول فهو أولى بها ممن سواه فليعقد لزوجها فيعيدها إليه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ} صدق الله العظيم [البقرة:232].

    ولا زواج إلا بعقدٍ شرعي من وليّها الذي بيده عقدة النكاح وهو ولي أمرها، ولا يجوز نكاحها إلا بإذن وليّها، ويجوز لوليّها العقد مرتان فقط كما الطلاق مرتان فقط، فلا زواج إلا بعقدٍ ولا ينحل العقد إلا بانقضاء العدة، وإذا انقضت العدة وأراد زوجها أن يرجعها فليعقد له عقداً جديداً ليرجعها إلى زوجها، وإذا طلقها الثالثة وجاء أجل الطلاق ثلاثة أشهر ثم تجاوز فعند ذلك يتم إخراجها من بيت من كان زوجها ثم لا تحل له حتى تنكح زوجاً آخر، فإن افترقا هي وزوجها الجديد وانقضت العدّة وأُخرجت إلى بيت أهلها فإن أراد أن يسترجعها زوجها الأول فهي تحلّ له بعد أن نكحت زوجاً آخر بتطبيق العقد الشرعي من ولي أمرها.

    ولربّما يودُّ أحد علماء الأمّة أن يُقاطعني فيقول: "مهلاً مهلاً قال الله تعالى:
    {الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ} صدق الله العظيم [البقرة:229]"، ومن ثمّ يردُّ عليه الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني وأفتي بالحقِّ وأقول: اللهم نعم العقد مرتان كما الطلاق مرتان، وقبل أن أجيب بالتفصيل على سؤالك فإن للإمام المهديّ ناصر محمد اليماني سؤال أريد الإجابة منك عليه يا فضيلة الشيخ المُحترم: فأفتني هل إذا طلقها زوجها للمرة الثالثة فهل لها عدّة تعتدونها وتحصون العدة ثلاثة أشهرٍ أم إنه يحلّ لكم أن تزوجوها لمن شئتم قبل انقضاء العدة؟ ومعروف جوابكم: "اللهم لا؛ حتى تنقضي عدتها ثلاثة أشهر للمُطلقات"، ومن ثم أورد له سؤالاً آخرَ: وهل جوّز الله لكم أن تخرجوهن من بيوتهن قبل انقضاء عدتهن الثلاثة الأشهر للمُطلقات؟ والجواب: قد حرّم الله إخراجها قبل انقضاء عدتها الثلاثة الأشهر، فإذا كانت الطلقة الثالثة فلتبقَ في بيت زوجها حتى انقضاء عدتها الثلاثة الأشهر فإذا انقضت الثلاثة الأشهر وهي تسعون يوماً ثم غابت شمس آخر يوم في التسعين اليوم فتوارت الشمس بالحجاب فعند ذلك يتمّ تطبيق الفراق بالطلقة الثالثة، فلا تحلّ له أبداً حتى تُنكح زوجاً آخر لأن العقد مرتان وليس ثلاثاً. أفلا ترون أنكم ظالمون؟ فاتقوا الله في أرحامكم ونسائكم يا معشر المُسلمين لعلكم تُفلحون.

    ولا عدّة للتي تزوجت ولم يأتِ زوجها حرثه وأراد أن يُطلقها ولم يمسها بالجماع فلا عدّة لها إذا طلقها قبل أن يُجامعها، فليُكرمها فيسرحها سراحاً جميلاً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جميلاً} صدق الله العظيم [الأحزاب:49]، فيؤتيها نصف الفريضة المتفق عليها. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى} صدق الله العظيم [البقرة:237]. وعلَّمكم الله أنَّ العفو أقرب للتقوى مادام لم يستمتع بها شيئاً، ويحل لها الزواج ولو من بعد خروجها من بيت زوجها مُباشرةً، يحل لوليّها أن يعقد لها بواحد آخر إذا تقدم لها نظراً لعدم وجود حُكم العدة.

    ويا أمّة الإسلام، إني أشهدكم على كافة علماء الأمّة من كان له أي اعتراض في دستور الزواج والطلاق في شرع الإمام المهديّ الذي هو ذاته شرع محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- فلا يجوز لهم الصمت، فلنحتكم إلى كتاب الله وإذا لم أُهيّمن عليهم بالشرع الحقّ من ربِّهم من مُحكم كتابه حتى لا يجدوا في أنفسهم حرجاً مما قضيت بينهم بالحقِّ ويُسلموا تسليماً أو يكفروا بأحكام الله في الزواج والطلاق في القرآن العظيم، وإذا حضروا فأثبتوا من مُحكم كتاب الله أن شرع ناصر محمد اليماني مُخالف لما أنزل الله فعند ذلك لا يجوز لأنصاري الاستمرار في اتباعي ما دُمت حكمت بأحكام في الطلاق مُخالفة لأحكام الله الشرعيّة في الكتاب، وأما إذا أثبتُّ أحكام الله الحقّ في الطلاق من مُحكم كتاب الله ثم لم يعترفوا بالحقِّ من ربِّهم ويستمروا في ظُلم النساء سواء كانوا من أهل التوراة أو الإنجيل أو القرآن فأحذِّرهم ببأس من الله شديد. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} [المائدة:47]
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ} [المائدة:44]
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [الْمَائِدَةِ:45].
    صــدق الله العظيـــــم

    فإذا طبقتم حُكم الله بالحقِّ فسوف تنخفض نسبة الطلاق في العالم الإسلامي إلى نسبة 95 في المائة، فاتبعوني لعلكم تُرحمون.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو علماء المُسلمين وأمّتهم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــ



  2. الترتيب #2 الرقم والرابط: 233036 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 08 - 1431 هـ
    23 - 07 - 2010 مـ
    01:44 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    پاسخ امام درمورد زنان شوهرداری که ازدواج با آنان حلال است..


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    سلامُ الله عليكم أحبتي الأنصار السابقين الأخيار، وسلامُ الله على أخي الكريم فضيلة الشيخ أحمد عيسى إبراهيم، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين.

    سؤال احمد عیسی چنین است:
    وسؤال: این گروه از زنان که به آنها {إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ} گفته شده و از زنانی که ازدواج با آنها حرام است مستثنی شده‌اند و روشن شده که نکاح با آنان حلال است چه کسانی هستند؟
    درپاسخ او به حق چنین می‌گوییم که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید و زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید (و اگر کسی از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد،) و زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید (و اگر کسی از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد مَهری را که پرداخته‌اید مطالبه کنید همان‌گونه که آنها مهر زنانشان را که از آنان جدا شده‌اند از شما مطالبه کنند؛ این حکم خداوند است که در میان شما حکم می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!}
    احمد عیسی فتوا درمورد سؤالت را دقیقاً در این فرموده خداوند تعالی پیدا خواهی کرد:

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید}
    لذا این "محصنات" زنان شوهرداری هستند که به خدا ایمان آورده و همسران کافر خود را ترک کرده و به سوی مسلمانان مهاجرت کرده‌اند. خداوند به مسلمانان فرمان می‌دهد آنها را به کافران بازنگردانند چون دیگر بر آنها حلال نیستند چون همسران‌شان کافرند و برای همین خداوند مسلمانان را از بازگرداندن این زنان به شوهرانشان منع و ازدواج مؤمنین با آنها را حلال شمرده است:

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10]،
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید}
    موضوعی که احمد عیسی درمورد آن سؤآل کرده تمام است.

    حکم حق دیگری را هم اضافه می‌کنیم؛ مؤمنان حق ندارند به همسران کافر این زنان ظلم کنند ؛ منظور همسران زنانی است که به سوی مسلمانان مهاجرت کردند؛ بلکه به مؤمنان امر می‌شود آن چه که کافران به این زنان داده‌ا
    ند ( مهریه ) را به آنها بازگردانند و سپس کسی که مال کافر را پس داده با زن ازدواج کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید}

    هم چنین خداوند فرمان تبادل زنان بین مسلمانان و کافران را داده است؛ مؤمنان زنان کافر خود را رها کنند تا به سوی کفار بروند و به زن مؤمنی که درعقد کافران است اجازه رفتن به سوی مؤمنان داده شود و هریک نفقه‌ای را که به زن داده‌اند به طرف مقابل بازگردانند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {و زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید (و اگر کسی از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد ) مَهری را که پرداخته‌اید مطالبه کنید همان‌گونه که آنها مهر زنانشان را که از آنان جدا شده‌اند از شما مطالبه کنند؛ این حکم خداوند است که در میان شما حکم می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!}


    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 5857 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..


    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 08 - 1431 هـ
    23 - 07 - 2010 مـ
    01:44 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?p=5849
    ــــــــــــــــــــ


    ردّ الإمام المهديّ على فتوى المُحصنات اللاتي أحلَّ الله نكاحهن..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    سلامُ الله عليكم أحبتي الأنصار السابقين الأخيار، وسلامُ الله على أخي الكريم فضيلة الشيخ أحمد عيسى إبراهيم، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين. وسؤال أحمد عيسى هو كما يلي:
    والسؤال: من هنَّ تلك الفئة من النساء اللواتي عنى بهم القول {إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ} فاستثناهم من حرام النكاح وبين أنهم من حلال النكاح؟
    ومن ثم نرد عليك بالحقّ وأقول قال الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].

    وسوف تجد الفتوى لسؤالك يا أحمد عيسى بالضبط في قول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].

    إذاً المُحصنات هُنّ اللواتي آمنّ بالله فتركن أزواجهنّ الكفار وهاجرن إلى المُسلمين، فقد أمر الله المُسلمين بعدم إرجاعهنّ إلى الكفار لأنها لم تعد تحلّ له كون زوجها من الكافرين، ولذلك منع الله المُسلمين أن يعيدوها إلى زوجها الكافر وأحلَّ الله للمؤمنين أن ينكحوهنّ. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10]، وقُضي الأمر الذي فيه تستفتي يا أحمد عيسى.

    ونزيدكم كذلك بالحكم الحقّ أنَّ الله لم يحلّ للمؤمنين أن يظلموا أزواجهنّ من الكافرين وهم أزواج اللاتي هاجرن إليهم؛ بل أمر الله المؤمنين أن يعطوا الكافر ما أنفق في زواجها، ومن ثم يتزوجها الذي أعطى زوجها النفقة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}صدق الله العظيم [الممتحنة:10].

    وكذلك حكم الله بتبادل النساء بين المُسلمين والكافرين، فالكافرات من زوجات المؤمنين يتركها تذهب إلى الكُفار، وأما المؤمنة من نساء الكافرين فيتركونها تذهب للمؤمنين، ويتبادلون النفقات فكلٌ منهم يدفع للآخر ما أنفق في زوجته. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــ



  3. الترتيب #3 الرقم والرابط: 233104 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي



    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    11 - 08 - 1431 هـ
    23 - 07 - 2010 مـ
    03:10 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    بیان حق بیشتری درمورد آیات کتاب خداوند

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    السلام عليكم فضيلة الشيخ الكريم أحمد عيسى إبراهيم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    بخشی از بیان احمد عیسی را با رنگ قرمز در اینجا نقل می‌کنیم:
    خواهش می‌کنم بیانی که برای این فرموده خداوند تعالی آورده شده را شرح و توضیح بفرمایید: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    وسؤال این است:
    1. آیا این فرموده: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} شامل تمام زنان نمی شود خواه محصنه مؤمن یا ملک یمین مثل دختران همسر؛ دختران مؤمن؛بندگان صالح؛ و کنیزان و ...
    2. آیا این گفته نیز شامل آنها نمی شود: فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ....} ؟
    3. بیان می‌گوید " اسْتَمْتَعْتُم نه "تمتعتم"؛ مقصود از "استمتاع" چیست؟
    4. بیان توضیح می‌دهد که "استمتاع" فقط برای مردان است نه کسانی که به همسری‌شان درآمده‌اند؛ آیا این یعنی نزدیکی؟ با علم به این که در این حالت هر دو طرف لذت می‌برند؟
    5. اگر مقصود از "استمتاع" نزدیکی بود؛ لذت بردن بین هر دوطرف مطرح می‌شد ولی در بیان آمده است فما استمتعتم بهن (از کسانی که کام گرفتید ) و یا فما استمتع بعضكم ببعض (آن چه از یک‌دیگر کام گرفتید ) .
    6. منتظر جواب شما هستیم و سپس گفتگو را کامل خواهیم کرد. با عرض تحیت..
    پایان نقل قول.
    سؤال احمد عیسی درست درمورد این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، با انان ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    و مقصود خداوند از : {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} صدق الله العظيم؛ چیست. یعنی بجز زنانی که ذکر شد؛ یعنی بجز مادر و دختر و زن پدر و عروس و عمه که خواهر پدر است و خاله که خواهر مادر است و خواهران رضاعی و زنان محصنه که همان زنان متأهل هستند و لذا ازدواج با آنها حرام است مگر ملک یمین. سپس خداوند تعالی می‌فرماید: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} صدق الله العظيم؛ یعنی بجز موارد یاد شده. چون از زنانی نام برده شده که خداوند ازدواج با آنان را حرام نموده است .سپس خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    صدق الله العظيم [النساء:24].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خودبا آنان ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    ولی به شرط محکمی که در کتاب آمده است بنگر:

    {أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظيم؛
    {با اموال خود، با آنان ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید}
    یعنی ازدواج باید بر اساس شریعتی باشد که خداوند برای انسان مقرر فرموده است نه از راه زنا و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظيم،
    {ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید}
    و " تحصین" یعنی ازدواج براساس کتاب خدا و سنت حق رسولش؛ ولی آن چه که باعث فریب شما شده است این فرموده خداوند تعالی در آیات محکم کتابش است:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم،
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید.}
    امام مهدی از جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم وهمه شیعیان سؤآلی دارد: اگر زنی قبل از این که شوهرش با او نزدیکی کند؛ درخواست طلاق نماید، آیا خداوند به شما دستور داد تا اجرش-مهریه- را به او بپردازید؟ جواب را در آیات محکم کتاب و در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنید: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم،
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید.}
    پس اگر قبل از کام گرفتن و نزدیکی درخواست طلاق کند؛ خداند گرفتن مهریه از مرد را حلال نمی‌کند چون این ظلم در حق اوست. برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}
    صدق الله العظيم،
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید.}

    اما اگر بعد از نزدیکی؛ زن درخواست طلاق کرد؛ نصف مهری که روی ان توافق کرده بودند به زن تعلق می‌گیرد و ما پیش از این در یکی از بیانات به صورت مفصل آن را توضیح دادیم که در ادامه آن را نقل می‌کنیم:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم،
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    در این آیه خداوند ازدواج پسر با همسران پدرش را حرام می‌کند؛ فرقی ندارد از پدر طلاق گرفته باشند یا پدر از دنیا رفته باشد:
    {إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً} صدق الله العظيم.
    {عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    سپس خداوند زنانی که جزو محارم هستند و ازدواج با آنها حرام است را در آیات محکم خود بیان می‌کند:
    {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم.
    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است.}
    سپس ازدواج با زنانی که جزو این دسته نیستند را برای شما حلال می‌کند اما به شرط این که بر اساس شرع خداوند که در کتاب آمده ازدواج تحکیم شود و با پاک‌دامنی باشد؛ با دو یا سه یا چهار زن؛ و اگر از این بترسید که نتوانید عدالت را اجرا کنید به یک همسر قناعت شود؛ پس خداوند از زنانی که بر شما حرام هستند سخن می‌گوید و سپس به غیر از آنها را بر شما حلال می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظیم [النساء:24].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید}
    یعنی به جز موارد معین شده می‌توانید با دیگر بانوان بر اساس شریعت اسلامی ازدواج کنید؛ با پاک‌دامنی نه این که با آنان زنا کرده و در برابرش به آنها مزد بدهید؛ بلکه خداوند برشما حلال می‌کند که از اموال‌تان برای ازدواج شرعی استفاده کرده و با زنان آزاد مؤمن تا حداکثر چهار زن ازدواج کنید و همین برای شما بس است مگر ملک یمین باشد(زنانی که از همسران کافر خود گریخته و به مسلمانان پناه آورده باشند). تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً} صدق الله العظيم،[النساء:۳]
    { با زنانی که برای شما پاک است ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید،}
    پس اگر با وی ازدواج کرده و هم‌بستر شدید؛ حقی که برایش مقرر کردید؛ واجب است پرداخته شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    و اگر بعد مشخص کردن این حق واجب؛ به توافق رسیده و همسر بخواهد از برخی از حقوقی که برگردن شوهرش گذاشته بگذرد؛ آن مال بر شوهرش حلال و گواراست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً (4)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید!}
    و اگر قبل از آن که مرد از همسرش کام گیرد یعنی قبل از این که با اونزدیکی کند؛ زن درخواست طلاق کند؛ حق واجبی که برایش مقرر شده-مهریه- ساقط می شود چون وقتی شوهرش با او هم بستر نشده -در حالی که خدا این کار را برایش حلال کرده است- و زن درخواست طلاق دارد و طالب جدایی است؛ اینجا حق واجب زن-مهریه- به کل ساقط می‌شود؛ چطور قبل از نزدیکی شوهر با او درخواست طلاق دارد و مهریه را هم می‌خواهد؟ باید در برابر طلاق حق شوهر را به او پس دهد. اما اگر مرد قبل ازهمبستر شدن با زن درخواست طلاق کند و زن چنین درخواستی نداشته باشد؛ نصف حق زن - نصف مهریه- باید به او پرداخت شود و نصف دیگر به شوهر برمی‌گردد که خواسته زنش را طلاق دهد در حالی که زن درخواست طلاق ندارد. اینجا مرد باید نصف اجر ازدواج-مهریه- را پرداخت کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    { و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها آمیزش‌جنسی کنید؛ طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‌اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‌اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    و بیان حق این فرموده خداوند تعالی:
    {إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ}؛ صدق الله العظيم؛
    { مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد.}
    یعنی مگر این که زنی که شوهرش او را طلاق داده از این نصف مهریه بگذرد. خداوند او را مخیر کرده و اگر خودش بخواهد از این حق- نصف مهریه مقرر شده- بگذرد و یا کسی که امر نکاح به دست اوست و ولی زن است از آن بگذرد چون همسرش با او نزدکی نکرده و کام نگرفته است ولی خداوند بر او واجب می‌کند و باید نصف اجری که قبل از ازدواج بر آن توافق کرده بودند را بپرداز البته به شرطی که مرد خواهان طلاق باشد نه زن؛ در این صورت باید نصف مهریه‌ای که بر آن توافق کرده بودند پرداخت شود.
    مهم این است که اگر مرد قبل از نزدیکی خودش درخواست طلاق بدهد ، در این صورت براو واجب است نصف آن چه که بر سر آن توافق کرده بودند به زن مطلقه بپردازد؛ مگر زن و یا کسی که نکاح بر عهده اوست و ولی زن است به دلیل این که مرد با همسرش نزدیکی نکرده؛ از آن بگذرند. همانا که خداوند آن را برای ادب کردن شوهرمقرر نموده و هم چنین برای این که جلوی زیاد شدن طلاق گرفته شود. ولی به زن مطلقه اختیار داده شده که اگر خواست آن نصف مهریه را که قبلا بر آن توافق کرده بودند بگیرد و یا این که اگر خواست به شوهر بازگرداند. سپس خداوند مردم را آگاه می‌کند که این گذشت به تقوا نزدیک‌تر است و اجرشان با خداست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    {و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    اما اگر مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد و با او نزدیکی کرده و از زن کام گرفته باشد و زن نخواهد طلاق بگیرد؛ مرد حق ندارد کمترین چیزی از او بگیرد ولو این که "قنطاری"(یک کیلو طلا ) به زن داده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم [النساء:20]
    {و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و یک قنطار ( یک کیلو طلا ) (بعنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟! }
    اما اگر زن درخواست طلاق کند و همسرش با او نزدیکی کرده باشد؛ نصف حق (مهریه) به شوهرش باز می‌گردد(یعنی اگر مهریه را به زن داده باشد زن باید نصف آن را پس بدهد) و نصف دیگر به مرد داده نمی‌شود چون با زن نزدیکی کرده است فرقی ندارد همسرش باکره بوده باشد یا خیر؛ مهریه کامل به شوهر برگردانده نمی‌شود چون با زن ازدواج کرده و با او همبستر شده است. زن مانند مرد نیست؛ او باکره بوده و حال باکره نیست؛ چگونه ممکن است ولو زن درخواست طلاق کند؛ تمام مهریه به مرد برگردانده شود؟ بعضی از مردان لئیم وقتی می‌خواهد زن‌شان را طلاق دهند؛ چون می‌دانند اگر بخواهند او را طلاق دهند و زن درخواست طلاق نداشته باشد؛ حقش ساقط شده و مهریه کامل به زن تعلق می‌گیرد ولو “قنطاری”(یک کیلو) از طلا باشد؛ پس زن را ازحقوق زناشویی‌اش- همبستر شدن و خرجی- محروم می‌کند تا زن از معاشرت با همسرش متنفر شده و درخواست طلاق بدهد تا نصف حقی که قبل از ازدواج بر سر آن توافق کرده بودند به خودش ( مرد ) برگردد. اما خداوند چنین مردانی را می‌شناسد و برای همین هم کناره گرفتن از زن و محروم کردن او از حقوقش را تا جایی که زن مجبور به درخواست طلاق گردد را بر مرد حرام کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    {و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید!}
    درصورت درخواست طلاق از سوی مرد؛ حق واجب زن ساقط نمی‌شود مگر این که زن مرتکب گناه فاحش-زنا- شده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند.}
    {أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    لذا برای‌تان روشن شد مقصود از "استمتاع" بی شک و تردید نزدیکی کردن است و هم چنین برای‌تان روشن شد اگر زن قبل از نزدیکی از شوهرش طلاق بخواهد؛ چیزی به او تعلق نمی‌گیرد و خداوند به شوهرش دستور نمی‌دهد مهریه او را بدهد مگر مرد درخواست طلاق داشته باشد. اما تا زمانی که مرد با همسرش نزدیکی نکرده باشد؛ در صورت درخواست طلاق از سوی زن؛ مهریه به او نمی‌رسد؛ به چه حقی می‌خواهد آن را بگیرد؟ برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    : {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5858 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..


    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    11 - 08 - 1431 هـ
    23 - 07 - 2010 مـ
    03:10 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?p=5854
    ـــــــــــــــــــــ


    مزيدٌ من البيان الحقّ لآيات في القرآن العظيم..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    السلام عليكم فضيلة الشيخ الكريم أحمد عيسى إبراهيم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    ونقتبس من بيان أحمد عيسى إبراهيم ما يلي فنجعله بالأحمر:
    أرجو أن تتابعوا شرح وتوضيح البيان الذي يتبع هذا القول وهو {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    وسؤالي هو:
    1 ـ ألا يشمل القول {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} كل النساء سواء كن محصنات مؤمنات أم ملك يمين مثل ( الربائب، الفتيات المؤمنات، العباد الصالحين، الأيامى.. الخ)
    2 ـ ألا يشملهم كذلك هذا القول {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ....} ؟
    3 ـ البيان يقول استمتعتم وليس تمتعتم، فما هو مفهوم الاستمتاع هنا ؟
    4 ـ البيان يوضح ان الاستمتاع هنا يكون للرجال فقط وليس لمن ينكحوهن، فهل ذلك يعني الجماع علماً أن كلا الطرفين في هذه الحالة يتمتع ؟
    5 ـ لو كان القصد من الاستمتاع هو الجماع والذي هو متعة متبادلة بين الطرفين لكان جاء البيان فما استمتعتم بهن، أو فما استمتع بعضكم ببعض.
    أنتظر منك التفضل بالإجابة ومن ثم نستكمل الحوار.. تحياتي لك.
    انتهى الاقتباس.

    بل سؤال أحمد عيسى هو بالضبط عن بيان قول الله تعالى:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].

    فما هو المقصود بقول الله تعالى:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} صدق الله العظيم؛ ويقصد ما وراء ذلك من النساء أي وما وراء الأمّ والأخت وزوجة الأب وزوجة الابن والعمة أخت الأب والخالة أخت الأم وأخواتكم من الرضاعة والمُحصنات وهُنّ المتزوجات كذلك حرام الزواج منهن إلا ما ملكت أيمانكم. ومن ثم قال الله تعالى: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} صدق الله العظيم؛ أي ما وراء ذلك، وذلك لأنه ذكر النساء التي حرَّم الله الزواج بهن ومن ثم قال الله تعالى: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].

    ولكن انظر للشرط المُحكم في الكتاب:
    {أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظيم؛ بمعنى أن يكون بالزواج حسب شريعة الله للبشر وليس سفاحاً، ولذلك قال الله تعالى: {مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظيم، والتحصين هو الزواج على كتاب الله وسنة رسوله الحقّ ولكن الذي غرّكم هو قول الله المُحكم في كتابه: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم، وعليه فإن الإمام المهديّ يوجه لفضيلة الشيخ أحمد عيسى إبراهيم ولكافة الشيعة هذا السؤال كما يلي: فهل للزوجة التي طلبت الطلاق من زوجها قبل أن يستمتع بها شيئاً فهل أمركم الله أن تؤتوها أجرها؟ والجواب تجدوه في محكم الكتاب في قول الله تعالى: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم، إذاً التي تطلب الطلاق من زوجها قبل أن يأتي زوجها حرثه فلم يحل الله لها أن تذهب من حقه شيء كون ذلك ظُلم في حقّ الزوج، ولذلك قال الله تعالى: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم، ولكن إذا استمتع بها وطلبت الطلاق من بعد ذلك فلها النصف من المتفق، وسبق أن فصلنا في ذلك بياناً مفصلاً نقتبس منه ما يلي: {وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً} صدق الله العظيم [النساء:22].

    وفي هذه الآية حرَّم الله الزواج على الابن ممن كانت زوجة لأبيه سواء مُطلقة أو توفي أباه عنها:
    {إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً} صدق الله العظيم، ومن ثم حرَّم الله عليكم محارمكم ومن النساء التي حرَّم الله عليكم الزواج بهن في محكم قول الله تعالى: {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أمّهاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً} صدق الله العظيم [النساء:23].

    ومن ثم أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك من النساء بشرط التحصين بالزواج حسب شرع الله في الكتاب مثنى وثلاث ورباع وإن خفتم أن لا تعدلوا فواحدة، فبعد أن ذكر الله ماحرَّم عليكم من النساء ثم أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظيم [النساء:24].

    أي أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك أن تبتغوا بأموالكم مُحصنين بالزواج حسب الشريعة الإسلاميّة غير مُسافحين فتأتوهن أجورهن مُقابل الاستمتاع بالزنى؛ بل أحلَّ الله لكم بأموالكم مُحصنين بالزواج ما طاب لكم من النساء الحرات المُؤمنات إلى الرابعة وحسبكم ذلك إلا ما ملكت إيمانكم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً} صدق الله العظيم [النساء:3].

    فإذا تزوجها واستمتع بجماعها فليأتِها حقّها المفروض. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].

    ولا جناح عليكم فيما تراضيتم به من بعد الفريضة وأرادت الزوجة أن تتنازل عن بعض حقّها المفروض فهو لزوجها هنيئاً مريئاً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً} صدق الله العظيم [النساء:4].

    وإن طلبت الطلاق ولم يستمتع بها أي لم يأتِ حرثه فيسقط حقّها المفروض ما دام زوجها لم يستمتع بها كما أحلَّه الله له وطلبت منه الطلاق وتريد الفراق من قبل أن يستمتع بها فهنا يسقط حقها المفروض جميعاً ويعاد إلى زوجها، فبأي حقٍّ تأخذه في حالة أنّها طلبت الطلاق من قبل أن يدخل بها زوجها؟ فوجب إرجاع حقّ الزوج إليه كاملاً مُقابل طلاقها، وأما إذا طلقها زوجها من ذات نفسه قبل أن يستمتع بها وهي لم تطلب الطلاق منه فلها نصف الحقّ المفروض والنصف الآخر يُعاد إلى زوجها لأنه هو الذي طلقها من ذات نفسه ولم تطلب الطلاق منه، فوجب عليه دفع نصف أجر الزواج. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].

    والبيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ} صدق الله العظيم؛ أي إلا أن تعفو الزوجة التي طلقها زوجها عن النصف الذي فرضه الله لها غير إن الله جعل لها الخَيار فإن شاءت أن تعفو زوجها من ذات نفسها عن النصف الذي فرضه الله لها أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح وهو وليّها لأن زوجها لم يدخل بها ولم يستمتع بها شيئاً، ولكن الله فرض لها أن يعطيها نصف الأجر المُتفق عليه من قبل الزواج ما دام جاء الطلاق من الرجل وليس بطلب المرأة فوجب عليه إعطاؤها نصف الفريضة أجرها المُتفق عليه. المهم إن طلقها زوجها من ذات نفسه من قبل أن يستمتع بها شيئاً فوجب عليه إعطاؤها نصف الفريضة المُتفق عليها إلا أن تعفو المُطلقة عنهُ أو يعفو عنه وليها الذي بيده عقدة النكاح فيُرد إليه حقه كاملاً لأنه لم يستمتع بها ولم يدخل بها، وإنما جعله الله أدباً للزوج وكذلك ليحد ذلك من كثرة الطلاق، ولكن الله جعل للمُطلقة الخَيار ولوليّها إما أن يأخذوا نصف المُفروض المُتفق عليه من قبل أو يعيدوه إلى من كان زوجها كاملاً، ثم علمهم الله إنّ أقرب إلى التقوى أن يعفوا عنهُ إن شاءوا وأجرهم على الله. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم.

    وأما في حالة أن الزوج طلقها من ذات نفسه ولم تطلب زوجته منه الطلاق وقد دخل بها واستمتع بحرثه منها فلا يجوز له أن يأخذ مما آتاها شيئاً حتى لو أتاها قنطاراً من الذهب. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَيْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً} صدق الله العظيم [النساء:20].

    وأما في حالة أنّ الزوجة طلبت الطلاق من زوجها وهو قد استمتع بها فكذلك يعود إلى زوجها نصف الحقّ المفروض والنصف الأخر يسقط مُقابل إنهُ قد استمتع بها وافترشها سواء كانت بكراً أم ثيّباً فلا يعود لزوجها حقه المفروض كاملاً لأنه قد تزوجها واستمتع بحرثه منها، وليست المرأة كالرجل لأنها إذا كانت بكراً فقد أصبحت ثيباً فكيف يعود لهُ حقه كاملاً حتى ولو كان طلب الطلاق منها؟ وبعض الرجال لئيم فإذا أراد ان يُطلق زوجته وهو يعلم إنهُ إذا طلقها وهي لم تطلب الطلاق منه بأن حقه سوف يسقط كاملاً حتى ولو كان قنطاراً من الذهب ثم يمنع عنها حقوقها الزوجية في الليلة والكيلة لكي تكره العشرة مع زوجها فتطلب الطلاق منه ثم يعود إليه نصف الفريضة المُتفق عليها من قبل الزواج، ولكن الله علم بهذا النوع من الرجال ولذلك حرَّم الله عليهم أن يعضلوهن فيمنعوهن حقوقهن لكي يكرهن معاشرتهم فيطلبن الطلاق من أزواجهن ذلك تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:19].

    ولا يسقط حقها المفروض إن طلقها زوجها من ذات نفسه إلا في حالةٍ واحدةٍ إلا أن تأتي زوجته بفاحشة مُبينة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهاً وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].

    {أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].

    إذاً تبيّن لكم إن الاستمتاع هو الجماع لا شك ولا ريب، وتبيّن لكم أنّ التي تطلب الطلاق من زوجها ولم يستمتع بحرثه شيئاً فلم يأمر الله زوجها أن يؤتيها أجرها شيئاً إلا أن يشاء من ذات نفسه، ولكنّ الله لم يفرض لها حقاً ما دام زوجها لم يستمتع بحرثه شيئاً، فبأي حقّ تأخذه؟ ولذلك قال الله تعالى:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ



  4. الترتيب #4 الرقم والرابط: 233127 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    12 - 08 - 1431 هـ
    24 - 07 - 2010 مـ
    12:12 صباحاً
    ــــــــــــــــ

    پاسخ کوبنده با برهان علمی ازآیات محکم قرآن عظیم برای کسی که می‌خواهد راه راست را در پیش گیرد...
    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    احمد عیسی مقصودت چیست که بخشی از کلام خدا را حذف می‌کنی تا موافق آن چیزی باشد که تو می‌خواهی؛ برای مثال حذف تمام کسانی که ازدواج با نها حرام شده؟ بیانت را در ادامه می‌آوریم:

    {إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    و سؤال این است که چرا آیاتی را حذف می‌کنی که در آنها زنانی که ازدواج با ایشان برای شما حرام است؛ ذکر شده‌اند؟ و تنها این قسمت از فرموده خداوند تعالی را می‌گذاری که:
    {إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {مگر آنها که ملک یمین هستند(زنان مسلمانی که از کفار گریخته و به مسلمانان پناه آورده‌اند) اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است..}
    احمد عیسی همانا که خداوند زنانی که ازدواج با آنها برای مؤمنان حرام است؛ ذکر کرده و زمانی که سخن از حرمت ازدواج با زنانی می‌شود که به واسطه ازدواج محصنه هستند؛ زنان مؤمنی را استثناء می‌کند که شوهران‌شان کافرند و بر کفر خود اصرار دارند و برای همین این زنان همسران‌ کافرشان را ترک کرده و به سوی مسلمانان هجرت می‌کنند. خداوند از بین زنان محصنه-شوهردار- ازدواج با این گروه از زنان محصنه را برای مؤمنین حلال می‌کند. و اما فرموده خداوند تعالی: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ}؛ مقصود اضافه بر مواردی که خداوند حلال کرده نیست؛ بلکه بجز زنانی است که خداوند ازدواج با ایشان را حرام کرده است که این زنان هستند:

    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿22﴾ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أمّهاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿23﴾ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ} صدق الله العظيم [النساء:22-23-24].
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است. (۲۲) حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛)}
    این زنان برشما حرامند و حق ازدواج با هیچ یک از آنان را ندارید ولی گروهی از زنان محصنه-شوهردار- استثناء شده‌اند که می‌توانید بر اساس کتاب خدا و سنت حق رسولش با آنها ازدواج کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿24﴾ وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ۚ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُم ۚ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ ۚ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ} صدق الله العظيم [النساء].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن با ایمان از ملک یمین ازدواج کنند خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ آنها را با اجازه اهل‌شان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند،}
    سبحان الله! این آیاتی که خداوند محرمات ازدواج را در آن بیان نموده از آیات محکم و ام الکتابند:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ} صدق الله العظيم [النساء:22].
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، ازدواج نکنید!}
    و ازدواج نکنید با:{أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿23﴾ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ} صدق الله العظيم [النساء].

    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛)مگر ملک یمین باشنداینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است}
    سپس خداوند ازدواج با زنانی بجز گروه‌های ذکر شده را برای شما حلال فرموده است:

    {وأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ}؛
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید.}
    یعنی ازدواج با زنانی غیر از آنها که ذکر شد از راه ازدواج شرعی و بر اساس شریعت اسلامی برای شما حلال است. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ}،
    { در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید.}
    آیا این آیه نیاز به بیان و تشریح دارد؟ خیر؛ خداوند به تفصیل درمورد حرام وحلال ازدواج توضیح داده است ولی تو می‌خواهی حرام بعد از حرام را حلال کنی یعنی تو می خواهی زنای با غیر محارم را که خداوند آن را حرام نموده ، حلال کنی . که مساوی همان چیزی است که شما نام آن را ازدواج متعه-ازدواج موقت- گذاشته‌اید. ولو قسم هم بخوری من می‌دانم تو از شیعیان هستی؛ و قسم تو را باور نمی کنم زیرا می‌خواهی به صورت غیر مستقیم ازدواج متعه را ثابت کنی ولی در ظاهر نمی خواهی برای ازدواج متعه برهان بیاوری... به پروردگارم قسم که هرگز چنین نیست؛ قصد تو این است که برای ازدواج متعه- موقت- برهان آورده و آن را برای مسلمانان حلال کنی... هیهات هیهات ولی من امام مهدی به حق فتوا می‌دهم که خداوند در قرآن عظیم هیچ برهانی برای ازدواج متعه-ازدواج موقت- نازل نفرموده است و لعنت خدا بر دورغ‌گویانی باد که حرام خدا را حلال می‌کنند و آگاهانه به خدا نسبت دروغ می‌دهند؛ خداوند نسبت به کسانی که ندانسته به خدا نسبت داده و هم خود و هم امت‌شان را گمراه می‌کنند، خشمگین است. پس گفتگویمان را بر ازدواج متعه متمرکز می‌کنیم و اگر توانستی برهانی برای آن از قرآن بیاوری؛ ناصر محمد یمانی دروغ‌گویی گستاخ خواهد بود نه مهدی منتظر و اگر ناصر محمد یمانی با حکم خدا از آیات محکم قرآنش شما را ساکت کرد و از آن روگرداندید؛ همان چیزی بر سرتان می‌آید که بر سر روگردانان از حکمیت بر اساس کتاب خدا می‌آید.
    اما این که گفته‌ای: آیا نمی‌بینید من از کتاب خدا برایتان حجت می‌آورم. و من می‌گویم: به کسی که با قرآن عظیم با من محاجه می‌کند؛ خوشامد می‌گویم و به خداوند بزرگ؛ پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست و به پروردگار عرش عظیم قسم که اگر تمام بندگان خدا در ملکوت آسمان‌ها و زمین جمع شوند تا با قرآن عظیم با مهدی منتظر ناصر محمد یمانی محاجه کنند؛ نتیجه آن چیزی جز غلبه من بر آنان با برهان علمی از آیات محکم کتاب خدا قرآن عظیم نخواهد بود و شرط صادقانه ما این است که برهان علمی مرا -چه جن و چه انس- هرکسی که با زبان عربی مبین آشنا باشد؛ بفهمد و من از راست‌گویانم.
    ای امت اسلام؛ شیعیان و اهل سنت درامر ازدواج متعه-ازدواج موقت- دروغ گفته و بهتان بسیار زشت و بزرگی به پروردگارشان زده‌اند. ممکن است یکی از علمای اهل سنت بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" صبر کن صبر کن ناصر محمد یمانی؛ چه کسی به تو گفته که علمای اهل سنت ازدواج متعه را حلال کرده‌اند؟" ناصر محمد یمانی درپاسخ می‌گوید: شما هم دراین گناه و افترا زدن به خداوند شریک هستید چون می‌گویید اول خداوند آن را حلال کرده بود ولی بعد حرام شد! ای لعنت بر کسانی که به خدا افترا زده و می گویند این حلال است و این حرام بدون این که دانشی از نزد خدا داشته باشند؛ کسانی که به خداوند نسبت دورغ بزنند رستگار نخواهند شد.

    بیایید تا - از کتاب خداوند-برای شما العادون ( متجاوزان ) ؛ کسانی که به حدود الهی تعدی کرده‌ و به گناه زشت زنا که کاری بسیار ناپسند است دست می زنند را استنباط کنیم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵)مگر از همسران یا ملک یمین( زنان مسلمانی که از کافران گریخته و به مسلمانان پناه می‌آورند) که در این صورت جای ملامت ایشان نیست. (۶) اشخاصی که غیر از این را دنبال کنند، متجاوز بشمار می‌آیند (۷)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:

    {فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم،
    {اشخاصی که غیر از این را دنبال کنند، متجاوز بشمار می‌آیند}
    ولی احمد عیسی ابراهیم " وَرَاءَ ذَلِكَ " را برای مردم حلال کرده و کلام خداوند تعالی را فراموش می‌کند که فرموده است:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵)مگر از همسران یا ملک یمین( زنان مسلمانیکه از کافران گریخته و به مسلمانان پناه می‌آورند) که در این صورت جای ملامت ایشان نیست. (۶) اشخاصی که غیر از این را دنبال کنند، متجاوز بشمار می‌آیند (۷)}
    برادر گرامی از خدا بترس؛ فتوای جناب شیخ ابن مسعود در مورد شما درست است که گفته بود از کسانی هستی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند. برادر گرامی از خدا بترس؛ والله که من تنها زمانی خشمگین می‌شوم که می‌بینم؛ آشکارا حرام خدا را حلال می‌کنید؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟ اگر برهان علمی از ایات محکم قرآن عظیم داری از خشم و عصبانیت امام مهدی نترس. هر ادعایی نیاز به برهان دارد؛پس اگر راست می‌گویی، با برهان علمی دهان امام ناصر محمد یمانی را ببند. اگر پرسیده بودی چرا از دست تو عصبانی شده‌ایم؛ ما با اخلاق نیکوبه حق برایت فتوا می‌دهیم. ولی شیخ احمد عیسی ابراهیم؛ من می‌بینم که انگار با فتوایت می‌خواهی آن چه راکه خدا در آیات محکم کتابش قرآن عظیم حرام کرده را حلال کنی. تا زمانی که با قرآن با من گفتگو کنی؛ حتما ناصر محمد یمانی به اذن خداوند علیم و حکیم؛ تو را خاموش خواهد کرد و اگر تو حق را می‌گویی و راه راست را تو نشان می‌دهی؛ پس ناصر محمد یمانی را خاموش ساز؛ و گفتگو ادامه دارد.


    ای انصار پیشگام برگزیده؛ در گفتگوهای امام مهدی منتظر، تماشاگر باشید؛ فکر نمی کنم تماشاگران در میدان بازی فوتبال شرکت کنند. این درخواست حقی است برای کسانی که بر سر میز گفتگوی مهدی منتظر ناصر محمد یمانی حاضر و مهمان هستند؛ مگر این که در جواب پرسش‌گران بیانات ناصر محمد یمانی را نقل شود . ولی کسانی که برای گفتگو می‌آیند؛ کار آنها را به مهدی منتظر واگذار کنید و من به اذن خداوند علیم و خبیر قادرم به حق از آیات محکم ذکر آنان را خاموش سازم.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 5967 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..


    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    12 - 08 - 1431 هـ
    24 - 07 - 2010 مـ
    12:12 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?p=5890
    ــــــــــــــــ


    الرد الملجم بسلطان العلم من محكم القرآن العظيم لمن أراد أن يستقيم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أيا أحمد عيسى إبراهيم، فما تقصد من حذفك لبعض كلام الله ليوافق مبتغاك كمثال حذفك للمُحرَّمات جميعاً؟ ونقتبس من بيانك ما يلي:
    { إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    والسؤال هو: لماذا حذفت الآيات التي بيَّنت لكم المُحرَّم عليكم الزواج بهن من النساء؟ بل لم تُبقِ منها إلا قول الله تعالى: { إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا } صدق الله العظيم [النساء:24].

    ويا أحمد عيسى، لقد ذكر الله النساء اللاتي حرَّم على المؤمنين الزواج بِهُن، وإنما حين جاء ذكر التحريم من النساء المُحصنات بالزواج ومن ثم استثنى المُحصنات المؤمنات التي آمنت وزوجها كافر مصّر على كُفره ومن ثم هاجرت إلى المُسلمين تاركة زوجها الكافر، فأولئك هُنّ المُحصنات اللاتي أحلَّ الله للمؤمنين الزواج بِهُنّ من بين النساء المُحصنات. وأما قول الله تعالى:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ} فلم يقصد ما وراء ما أحلَّه الله يا رجل؛ بل ما وراء ما حرَّم الله عليكم الزواج بِهن من النساء وهنّ: قال الله تعالى: {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿22﴾ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أمّهاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿23﴾ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ} صدق الله العظيم [النساء:22-23-24].

    فأولئك هُنّ المُحرَّمات عليكم فلا يحلّ لكم ان تتزوّجوا أياً منهنّ جميعاً، وإنما استثنى من المحصنات:
    {إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ} صدق الله العظيم، ومن ثمّ أحلّ الله لكم ما وراء ذلك من النساء بالزواج على كتاب الله وسنة رسوله الحقّ. وقال الله تعالى: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿24﴾ وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ۚ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُم ۚ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ ۚ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ} صدق الله العظيم [النساء].

    ويا سُبحان ربي! بل هذه الآيات من آيات الكتاب المُحكمات هُنّ أمّ الكتاب بين الله لكم ما حرَّم عليكم بالزواج بهُن:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ} صدق الله العظيم [النساء:22].

    ولا تنكحوا{أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿23﴾ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ} صدق الله العظيم [النساء].

    ومن ثم أحلَّ الله لكم ما وراء ذلك من النساء بالزواج بقول الله تعالى:
    {وأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ}؛ أي أحلّ لكم ما وراء ذلك بالزواج الشرعيّ حسب الشريعة الإسلاميّة، ولذلك قال الله تعالى: {مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ}، فهل ترون هذه الآيات تحتاج إلى بيان؟ بل فصَّل الله فيهن الحلال والحرام تفصيلاً ولكنك تريد أن تحلّ ما وراء المُحرم بالمُحرم؛ بمعنى إنك تريد أن تحل ما وراء المُحرم الزواج بهُنّ فتحلّ من بعد ذلك بالزنى مما سواهن بما تسمونه زواج المتعة، وأعلم إنك لمن الشيعة حتى ولو أقسمت لما صدقتك لأنك إنما تريد أن تثبت زواج المتعة بطريقة غير مباشرة وكأنك لا تريد البرهان لزواج المتعة، كلا وربي؛ بل إنك لتريد البرهان لزواج المتعة فتحله للمُسلمين.. هيهات هيهات، ولكني الإمام المهديّ أفتي بالحقّ إن زواج المتعة ما أنزل الله به من سُلطان في القرآن العظيم، ولعنة الله على الكاذبين الذين يحلّون ما حرَّم الله ويقولون على الله الكذب وهم يعلمون، وغضب الله على الذين يقولون على الله ما لا يعلمون فأضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمتهم، فليكن حوارنا مُركزاً على زواج المتعة فإن استطعت أن تأتي له بالبُرهان من القرآن فقد أصبح ناصر مُحمد اليماني كذاباً أشراً وليس المهديّ المنتظَر، وإن ألجمكم بالحقّ ناصر مُحمد اليماني بحكم الله من مُحكم كتابه ومن ثمّ تُعرضون فحتماً ينالكم ما نال المُعرضين عن الاحتكام إلى كتاب الله.

    وأما قولك: "أفلا ترون إني أحاجّكم بالقرآن"، فأقول: أهلاً وسهلاً بمن يحاجُّني بالقرآن العظيم، وأقسمُ بالله العظيم ربّ السماوات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم لو اجتمع كافة عبيد الله في ملكوت الله في السماوات والأرض ليحاجّوا المهديّ المنتظَر ناصر مُحمد اليماني من القرآن العظيم إلا هيمنتُ عليهم بسُلطان العلم من محكم كتاب الله القرآن العظيم شرطاً علينا غير مكذوب أن نجعل سُلطان العلم يفقهه كُلّ ذو لسانٍ عربيٍّ مُبينٍ من الجنّ والإنس وإنا لصادقون.

    فيا أمّة الإسلام، لقد افترى الشيعة والسنة زواج المتعة وجاءوا ببهتانٍ وزورٍ كبيرٍ على ربهم، ولربّما يودّ أن يقاطعني أحد عُلماء السنة ويقول: "مهلاً مهلاً يا ناصر مُحمد اليماني، فمن الذي قال لك إن علماء السنة أحلّوا زواج المتعة؟" ومن ثمّ يردّ عليه ناصر مُحمد اليماني وأقول: بل شاركتم في الإثم والافتراء على الله بقولكم إنّه كان مُحللاً من الله ومن ثم حُرّم! ألا لعنة الله على من افترى على الله كذباً فقال هذا حلالٌ وهذا حرامٌ بغير علمٍ من الله إن الذين يفترون على الله الكذب لا يفلحون.

    وتعالوا لنستنبط لكم العادين الذين يتعدون حدود الله فيبتغون فاحشة الزنى وساء سبيلاً. وقال الله تعالى: {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    فانظروا لقول الله تعالى:
    {فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم، ولكن أحمد عيسى إبراهيم أحلَّ للناس ما وراء ذلك، ونسي قول الله تعالى: {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    فاتَّقِ الله أخي الكريم، وصَدَقَ فضيلة الشيخ ابن مسعود في فتواه عنك إنّك من الذين يقولون على الله ما لا يعلمون. فاتَّقِ الله أخي الكريم فوالله لا يثير غضبي إلا حين أراكم تُحلّون ما حرَّم الله جهرةً بالسوء أفلا تتقون؟ فلا تخشَ من الإمام المهديّ مهما رأيته غضب وعصّب إذا كنت تملك سُلطان العلم من مُحكم القرآن العظيم فلكلّ دعوى برهان فالجم بالعلم الإمام ناصر مُحمد اليماني إن كُنت من الصادقين، ولو إنك سألت لما غضبنا منك بل سوف نفتيك بالحقّ بخُلقٍ عظيم، ولكني أراك تفتي يا شيخ أحمد عيسى إبراهيم وكأنّك لتريد أن تحِلّ ما حرَّم الله في مُحكم كتابه القرآن العظيم، ولكن ما دمت تحاورني من القرآن فحتماً سيلجمك ناصر مُحمد اليماني بإذن الله العليم الحكيم أو تلجم ناصر مُحمد اليماني إن كُنت تدعو إلى الحقّ وتهدي إلى صراطٍ مُستقيم، فليستمر الحوار.

    ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار كونوا جمهور الإمام المهديّ المنتظَر فلا أظنّ الجمهور يُشارك في اللعب في ميدان الكُرة فذلك مطلب حقّ للذين يفِدون إلى طاولة الحوار لحوار المهديّ المنتظَر ناصر مُحمد اليماني إلا في حالةٍ واحدةٍ وهي الردود على السائلين باقتباس من بيانات ناصر مُحمد اليماني، أمّا الذين يأتون للحوار فذروهم للمهديّ المنتظَر فإني على إلجامهم بالحقّ لقدير من مُحكم الذِّكر بإذن الله العليم الخبير.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــ



  5. الترتيب #5 الرقم والرابط: 233299 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي


    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    14 - 08 - 1431 هـ
    26 - 07 - 2010 مـ
    12:07 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــــ


    صبرکن صبرکن احمد عیسی از حد خود جلوتر نرو...


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    شیخ محترم! چیزی را که نمی‌دانی به خداوند نسبت مده! این ندانسته به خدا نسبت دادن تو؛ اطاعت از فرمان شیطان است. این امر خداوند الرحمن نیست . و حال به سراغ بیان حق کلام خداوند تعالی برویم که می‌فرماید:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    جناب شیخ احمد عیسی خداوند شما را حفظ نماید؛ فتوا درمورد بیان حق این آیات را برای شما خواهم آورد و شایسته نیست جز حق به خداوند نسبت داده شود. ما در خلال بیان این آیات به تمام مسلمانان اعلان می‌کنیم جدا کردن مادر از فرزندان یتیمش برشما حرام است و هرکس بین مادر و فرزند یتیمش که هنوز به سن رشد نرسیده؛ جدایی بیندازد؛ به حدوود الهی تعدی کرده و ظلم بسیار بزرگی در حق خود نموده
    است و فریاد خواهد زد وای بر من که هلاک شدم و در شعله‌های سوزان آتش می‌سوزد{ اشاره به آیات کریمه سوره انشقاق: فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا ﴿١١﴾ وَيَصْلَىٰ سَعِيرًا ﴿١٢﴾} جدایی انداختن بین مادر و فرزندان یتیمش که پدر را از دست داده و جز مادر کسی را ندارند؛ از بزرگ‌ترین جرایم درکتاب خداست؛ گناه این کار نزد خداوند بسیار بزرگ است.

    و برای همین خداوند شما را از جدا کردن فرزندان یتیم از مادرشان نهی می‌فرماید؛ بلکه فرمان می‌دهد اگرکسی از شما خواست با مادر یتیمان ازدواج کند؛ فرزندان و اموال آنها را هم برعهده بگیرد و باید میثاق محکمی ببندد که در حق یتیمان با قسط رفتار کند. خداوند به او فرمان می‌دهد اموال یتیمان را با اموال خودش مخلوط نکند؛ بلکه اموال آنها را کنار بگذارد و تنها بخشی از آن را برای نفقه و تربیت و تعلیم مناسب آنها بردارد. ولی اگرمی‌ترسد درمورد یتیمان قسط را رعایت نکند؛ بگذارد زن با فرزندانش بماند و شایسته نیست با او ازدواج کرده و فرزندانش را نزد اقوام بگذارد که مبادا در مورد آنها رعایت قسط را نکند. چون در این صورت بین آنها و مادرشان جدایی انداخته و باعث شده از طرف مادر هم یتیم شوند و به این ترتیب خطای بسیار بزرگی مرتکب شده است و کودکانی که آنها را از مادرشان جدا کرده اید بزرگی این جرم را می دانند و برای همین هم می‌بینید که خداوند در آیات محکم کتاب شما را از جدا کردن فرزندان یتیم از مادرشان نهی می‌فرماید. این فرمان را دراین کلام خداوند تعالی می‌یابید:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    و اما بیان حق فرموده خداوند تعالی:

    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً}
    صدق الله العظيم [النساء:2].

    {{ مال يتيمان را به يتيمان دهيدو اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است}
    برای همین خداوند به کسی که می‌خواهد با مادر یتیمان ازدواج کند؛ فرمان می‌دهد فرزندانش و ارث آنها را نیز با آنها بیاورد تا آنها به سن رشد برسند ودرحضور شاهد، حق‌شان را به آنها بدهد؛ و کسی که ثروتمند است
    از خوردن مال یتیم خودداری ورزد و کسی که فقیر است به اندازه عرف مصرف کند و مال یتیم را صرف تربیت و تعلیم آنها نماید. ولی اگر می‌ترسد نتواند با یتیمان عادلانه رفتار کند؛ سزاوار و شایسته نیست بین آنها و مادرشان جدایی بیندازد؛ زنان زیادی هستند که خداوند ازدواج با آنها را برای مسلمانان حلال نموده و می‌تواند با دو یا سه یا چهار زن ازدواج کنند. و این بیان حق این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيدو اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید؟و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    و یا مگرنمی‌دانید بیان حق این فرموده خداوند تعالى چیست:
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء}صدق الله العظيم [النساء:3].

    {اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، به نكاح درآوريد.}
    و مقصود خداوند این است که به شما اجازه داده نشده که بین مادر و فرزندانش جدایی بیندازید و یکی از شما با او ازدواج کند و او را از فرزندان یتیمش جدا کند؛ به هیچ وجه چنین حقی ندارید؛ بلکه اگر می‌ترسید نتوانید عدالت را در حق فرزندان یتیمش رعایت کند؛باید از آن زن چشم پوشیده و او را برای فرزندانش بگذارید؛ جز او زنان زیادی هستند که خداوند ازدواج با آنها را برای شما حلال کرده است و می‌توانید با دو، سه و یا چهار زن ازدواج کنید و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)} صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    و اما فرموده خداوند تعالی:
    {وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافاً وَبِدَاراً أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيباً}صدق الله العظيم [النساء:6].
    {يتيمان را بيازماييد تا آنگاه كه به سن زناشويى رسند، پس اگر در آنان رشدى يافتيد اموالشان را به خودشان واگذاريد. و از بيم آنكه مباد به سن رشد رسند اموالشان را با اسراف و شتاب مخوريد. هر كه توانگر است عفت ورزد و هر كه بينواست به آن اندازه كه عرف تصديق كند بخورد. و چون اموالشان را تسليمشان كرديد كسانى را بر آنان به شهادت گيريد و خدا براى حساب كافى است}
    این به کسی اختصاص دارد که تربیت یتیمان و خوراک و پوشاک و تعلیم آنها را برعهده می‌گیرد. فرقی ندارد وصی باشد و یا کسی که وصی از او در برابر ازدواج با مادر یتیمان پیمان محکمی گرفته باشد؛ حال چه کسی می‌تواند در بیان این آیه سخنان مهدی منتظر را رد و نفی کند؟

    ای امت اسلام؛ ما هم چنان درمورد بیان آیات کثیری از قرآن عظیم -که شما آن را مهجور گذاشته‌اید- سکوت کرده‌ایم. بعضی را تشریح کرده و در مورد بعضی ایات دست نگه داشته‌ایم تا دین خداوند در نظرتان غریب نیاید. چون شما دیگر بر حق نیستید و برای همین هم حق برای‌تان غریب است؛ ولی اکثرتان نمی‌دانید.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 5968 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..


    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    14 - 08 - 1431 هـ
    26 - 07 - 2010 مـ
    12:07 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?p=5955
    _______________________


    مهلاً مهلاً قفْ عند حدّك يا أحمد عيسى ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين ..
    ويا فضيلة الشيخ المُحترم لا تقُل على الله ما لم تعلم! فإن قولك على الله ما لم تعلم هو من أمر الشيطان وليس من أمر الرحمن وإلى البيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].

    ويا فضيلة الشيخ أحمد عيسى حفظكم الله، فسوف أفتيكم بالبيان الحقّ في هذه الآيات حقيقٌ لا أقول على الله إلا الحقّ ومن خلالها أعلن التحريم على كافة المُسلمين أن يفرِّقوا بين اليتامى وأمّهم، ومَنْ فرّق بين يتيمٍ وأمّه لم يبلغ رُشده فقد تعدى حدود الله وظلم نفسه ظُلماً عظيماً وسوف يدعو ثبوراً ويصلى سعيراً؛ بل ذلك من أعظم الجرائم في الكتاب أن تفرّقوا بين الأمّ وأولادها اليتامى الذي مات أبوهم ولم تبقَ إلا أمّهم ومن ثمّ تفرّقون بينهم وأمّهم فيتزوجها أحدكم فتجعلوهم كذلك يتامى من الأمّ إن ذلك كان عند الله إثماً عظيماً.

    ولذلك نهاكم الله أن تفرقوا بين اليتامى وأمّهم؛ بل أمركم الله أنّ من أراد أن يتزوج أمّ اليتامى أن يأخذ معها أولادها ويأخذ أموالهم جميعاً بعد أن يُؤخذ منه ميثاقاً عظيماً أن يقسط في اليتامى، وأمره أن لا يخلط مال اليتامى بأمواله بل يجعل أموالهم على جنبٍ ويأخذ منها ما يخصّ نفقتهم بالمعروف لتربيتهم وتعليمهم، ولكن إذا خشي أن لا يعدل في اليتامى فليتركها مع أولادها ولا ينبغي له أن يتزوجها ويذر أولادها عند أهلهم خشية أن لا يعدل فيهم، إذاً فقد فرَّق بينهم وبين أمّهم فجعلهم كذلك يتامى من الأمّ وارتكب خطأً كبيراً، ويعلمُ مدى جريمة ذلك الصبيان الذين فرّقتم بينهم وبين أمّهاتهم، ولذلك تجدون في محكم كتاب الله أنه ينهاكم أن تفرّقوا بين اليتامى وأمّهم وتجدون ذلك في قول الله تعالى:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].

    فأمّا البيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً} صدق الله العظيم [النساء:2].

    فذلك أمرٌ إلى من سوف يتزوّج أمّ اليتامى فيأخذها مع أولادها وإرثهم معهم حتى يبلغوا أشدَّهم فيؤتيهم حقّهم فيشهد عليهم، ومن كان غنياً فليستعفف عن مالهم ومن كان فقيراً فليأكل بالمعروف فينفق منه ما يخصّ تربيتهم وتعليمهم، وأما إذا خشي أن لا يعدل في اليتامى فلا ينبغي له أن يفرّق بينهم وبين أمّهم بل النساء كثيرات وأحلَّ الله للمُسلمين أن يتزوجوا منهن مثنى وثلاث ورباع، وذلك هو البيان لقول الله تعالى:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].

    أم إنكم لا تعلمون البيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء}صدق الله العظيم [النساء:3].

    ويقصد الله إنه لم يسمح لكم أن تفرّقوا بينها وبين أولادها فينكحها أحدكم فيأخذها من على عيالها الأيتام فلا يحقّ له على الإطلاق؛ بل يتركها على أولادها إذا خشي أن لا يقسط في اليتامى وهم أولادها؛ بل يصرف النظر عنها فيتركها على أولادها إذا خشي أن لا يعدل في أولادها اليتامى فالنساء كثيرات مما سواها فقد أحلّ الله له أن يتزوج منهن مثنى وثلاث ورباع فذلك هو البيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)} صدق الله العظيم [النساء].

    وأما قول الله تعالى:
    {وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافاً وَبِدَاراً أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيباً}صدق الله العظيم [النساء:6].

    فإن ذلك يخصّ الذي تولّى تربية اليتامى وتولّى مطعمهم وكسوتهم وتعليمهم سواء الوصي عليهم أو الذي أخذ منه الوصي الميثاق زوج أمّهم الجديد، فمن ذا الذي يستطيع أن يفنّد المهديّ المنتظَر في بيان هذه الآية؟

    ويا أمّة الإسلام، فلا نزال ساكتين عن كثير من بيانٍ القرآن العظيم الذي اتخذتموه مهجوراً ونفصّل بعضاً ونترك بعضاً حتى لا يكون عليكم دِين الله غريباً وذلك لأنكم لم تعودوا على الحقّ ولذلك سوف يكون الحقّ عليكم غريباً، ولكن أكثركم يجهلون.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ



  6. الترتيب #6 الرقم والرابط: 233301 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي


    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 - 08 - 1431 هـ
    26 - 07 - 2010 مـ
    12:43 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــــ




    سلام الله عليكم ورحمته وبركاته ...

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    برادر پرسش‌گر؛ به امامت نگو: ولی شما در مورد نکات بسیار مهمی غفلت کردید که همان ملک یمین است . با توجه به صفت زیر نامت می‌بینم؛ تواز انصار پیشگام برگزیده هستی و حق داری در مورد موضوعی که متوجه نشدی سؤال کنی و بگوئی ای امام در مورد ملک یمین برایمان فتوا بده و امام مهدی در پاسخ تو به حق می‌گوید: آنها هم جزو یتیمان هستند؛ چون خانواده واقعی خود را ندارد چون ملک یمین زنی است که ایمان آورده ولی خانواده‌اش کافرند و زن آنها را ترک کرده و مهاجرت کرده و به نزد مؤمنان آمده است و لذا او هم یتیم ( بی خانواده ) است واسلام در مورد آنها به ما سفارش زیادی کرده تا به نیکی با آنان رفتار شود. پیش از این درمورد آنها فتوا داده‌ایم ولی حال وقت آن است که درمورد یتیمانی که صاحب اموال هستند فتوا دهیم ای مرد؛ خداوند تعالی می‌فرماید:


    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].


    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}


    و حال وقت بیان یتیمان در این آیه است چون می‌بینم احمد عیسی می‌خواهد این حکم را استنباط کند که ازدواج با بیش از یک زن بر مؤمنان حرام است مگر این که با مادرانی که فرزند یتیم دارند ازدواج کنند! و برای همین برما واجب شد که این آیه را تفصیل کنیم. ما همچنان بعضی از بیان آن را برای پاسخ به تردید کنندگانی که ندانسته به خدا نسبت می‌دهند نگه می‌داریم.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.


    اقتباس المشاركة: 6045 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..


    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 - 08 - 1431 هـ
    26 - 07 - 2010 مـ
    12:43 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?p=5958
    ــــــــــــــــــــــــ



    سلام الله عليكم ورحمته وبركاته ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخي السائل لا تقُل لإمامك: "ولكنكم غفلتم اشياء هامة جدا !ما هى ملاكات اليمين". فأنت من الأنصار السابقين الأخيار حسب رؤيتي لصفتك تحت اسمك غير إنّه يحقّ لك أن تسأل إمامك فيما أشكل عليك فتقول: "أفتِ أيها الإمام في ملك اليمين"، ومن ثمّ يجيبك الإمام المهديّ بالحقّ وأقول: فهنّ كذلك يتامى الأهل الأصليّين كونها امرأة آمنت وأهلها كافرون، ومن ثم تركتهم وهاجرت إلى المؤمنين فهي كذلك يتيمة الأهل واستوصانا الإسلام فيهن خيراً، وسبقت فتوانا في هذا الشأن من قبل ولكنه آن الأوان أن نبيّن اليتامى أصحاب الأموال يا رجل، ولذلك قال الله تعالى:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].

    وقد آن الأوان لبيان اليتامى في هذه الآية وذلك لأنّي رأيت (أحمد عيسى) يريد أن يستنبط التحريم على المؤمنين بالزواج بأكثر من واحدةٍ إلا في حالة أن يتزوج أمّ اليتامى! ولذلك وجب علينا تفصيل هذه الآية ولا نزال ندخر من بيانها استعداداً للمُمترين الذين يقولون على الله ما لا يعلمون.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ



  7. الترتيب #7 الرقم والرابط: 233351 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي

    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    16 - 08 - 1431 هـ
    28 - 07 - 2010 مـ
    01:29 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    دانش بیشتر از محکمات قرآن درباره-تعداد- همسران مؤمنان
    بیان حق فرموده خداوند تعالى: {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ}
    صدق الله العظيم ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    آن چه که در ادامه می‌آید نقل قولی از بیان أحمد عيسى إبراهيم است که با رنگ قرمزمشخص شده :

    فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ) مقصود از "واحدة"‌در اینجا چیست؟ و ملک یمین در اینجا یعنی چه؟ و آیا برای ما حلال است که در یک زمان هم یک همسر داشته و هم ملک یمین داشته باشیم؟ با سلام
    .
    امام ناصر محمد اليماني درجواب شما به حق فتوا می‌دهد مقصود از "واحد" در این فرموده خداوند تعالی چیست:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ(3)} صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳)}
    و اما بیان مقصود خداوند تعالی :
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى}{اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد}در اینجا فرزندان یتیم زن بیوه مدنظر هستند چون در برابر فرزندان یتیم زن بیوه مسؤلیت بسیار بزرگی برعهده خواهد بود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً}
    صدق الله العظيم [النساء:2].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است.}
    و اما فرموده خداوند تعالی: {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى}{اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد}؛
    در اینجا خداوند امر می‌کند برای این
    که ( مرد ) به عدم رعایت قسط در مورد فرزندان زن بیوه گناه و ظلمی بر گردنش نیفتد؛ از ازدواج با او صرف نظر کند و خداوند او را در مضیقه نگذاشته که حتما با زن بیوه‌ای که مادر یتیمان است ازدواج کند؛ بلکه خداوند ازدواج با زنان مسلمان و مؤمن باکره و غیر باکره را حلال کرده و می‌تواند با دو؛ سه یا چهار زن ازدواج کند، مگر بترسد نتواند بین زنان آزادش عادلانه رفتار کند که در این صورت به یک همسر آزاد قناعت نماید. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:‌
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3].
    { اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید}
    یعنی به جای ازدواج با زن بیوه‌ای که مادر یتمیان است؛ با زنان دیگر-باکره یا غیرباکره- ازدواج کند حال با دو؛ سه یا چهار زن مگر بترسد نتواند عادلانه با آنها رفتار کند و تمام توجه خود را چه از نظرمخارج و چه از نظر روابط زناشویی به یکی معطوف نماید. در اینجا خداوند فرمان می‌دهد برای این که با امر خدا در مورد رعایت عدالت میان زنانش مخالفت نکرده باشد؛ به یک همسر اکتفا نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:‌

    {وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً} صدق الله العظيم [النساء:129].
    {شما هرگز نمی‌توانید (از نظر محّبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را بکلّی متوجّه یک طرف نسازید تا او را همانند زنی بلاتکلیف ( نه شوهردار ونه بی شوهر ) رها نمایید و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.}
    مقصود این است که در قلب‌تان از نظر میزان محبت نمی‌توانید بین آنها عدالت رعایت کنید چون قلبتان دست خودتان نیست. ولی خداوند شما را ازاین که تمام خرجی و نوبت شب را به زنی که دوست دارید اختصاص داده و دیگری را رها کنید به طوری که در وضعیت معلقی بماند و نه متأهل باشد و نه مطلقه چون این زن حقوق زناشویی‌اش را به خاطر ظلم همسرش از دست داده و شوهرش به کسی که بیشتر دوست دارد میل کرده و علاوه بر محبت بیشتر؛خرجی و نوبت شب را هم به او اختصاص می‌دهد واین مقصود خداوند تعالی از این فرموده است:
    {فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}،{ولی تمایل خود را بکلّی متوجّه یک طرف نسازید تا او را همانند زنی بلاتکلیف ( نه شوهردار ونه بی شوهر ) رها نمایید و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.}
    و همسر دیگر بلاتکلیف و مظلوم می‌شود و از حقوق زناشویی‌اش محروم. در اینجاست که خداوند فرما می‌دهد یا او را به خوبی نگه دارید و یا با احسان رهایش کنید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يحلّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً} صدق الله العظيم [البقرة:229].
    { باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند یا یا با نیکی او را رها سازد (و از او جدا شود). و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه به آنها داده‌اید، پس بگیرید}
    چون طلاق از جانب مرد بوده است نه زن و اگر طلاقش بدهد گرفتن آن چه که به او عطا کرده- مهریه و...- حرام است چون از او کام گرفته وبرای همین هم خداوند گرفتن اجر زن را بر مرد حرام کرده تا این فرمان الهی به شوهر در آیات محکم کتاب اجرایی شود:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {بعداز کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید}
    یعنی اگر چیزی از اجر زن بر گردن مرد مانده باید به او پرداخت شود چون ممکن است قسمتی از اجر زن به او پرداخت نشده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.}
    مگر این که زن بخشی از مهریه خود را با رضایت خاطر به شوهرش ببخشد که در این صورت استفاده از آن برای مرد روا ست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً} صدق الله العظيم [النساء:4].
    {مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود.}
    مهم این است که اگر با زن نزدیکی کرده باشد بعد او را طلاق دهد؛ حق ندارد اجر زن -مهریه- را به او ندهد مگر در یک حالت که زن مرتکب گناه زشت زنا شده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    {و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند.}
    و این بیان مختص زنان آزاد است چون خداوند به شوهر فرمان داده تا با عدالت میان آنان رفتار کند و اگر می‌ترسد نتواند و چیزی بر گردنش بماند به یک زن آزاد بسنده کند به اضافه زنانی که ملک یمین او هستند و این زنان (الإماء) جز خدا و شوهرشان کسی را ندارند چون خانواده اصلی خود را ندارد و این "امة" خانواده نداشته و بین زنان یکی از مسلمانان زندگی می‌کند و اگر بخواهد با او ازدواج کند و یا خان
    واده‌ اش باشد؛ یعنی ولی امر اوست و می‌تواند او را به عقد مرد دیگری درآورد؛ خداوند به شما سفارش کرده که به نیکی با آنهار فتار کرده و اجرت مورد توافق آنها رابدهد؛ تا زمانی که از نظر معیشت و لباس تکفل او را داشته باشد؛ بر آن مرد حلال است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6)} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵) تنها آمیزش جنسی با همسران و ملک یمین‌شان را دارند، که در بهره‌گیری از آنان ملامت نمی‌شوند؛ (۶)}
    و این جواب سؤال جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم محترم از آیات محکم کتاب است که پرسیده بود:
    بیان فرموده خداوند تعالى چیست :{فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ}
    و به سراغ بیان فرموده خداوند تعالی می‌آییم: {ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]،
    { این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}
    "العائل" کیست؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى} صدق الله العظيم [الضحى:8].{ و تو را فقیر یافت و بی‌نیاز نمود، }
    لذا بیان حق فرموده خداوند تعالی:{ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم،{ این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}
    این بهتر از آن است تا فقیر نشود، چون تنها کسی که قدرت مالی برای دادن نفقه داشته باشد با دو یا سه یا چهار زن ازدواج می‌کند ولی اگر عدالت را بین زنانش رعایت نکند؛ یکی از آنها برعلیه او دعا کرده و از خدا می‌خواهد او را حقیر و فقیر کند ؛ پس مرد باید بداند وقتی مظلومی دعا کند؛ بین او و خداوند حجابی نیست و دعایش مستجاب است و بعد از مدتی به خاطر دعای زن مظلومش؛مالش از دستش می‌رود.
    می‌دانم جناب شیخ احمد از این سخنش چه مقصودی دارد:
    مقصود از "واحدة"‌در اینجا چیست؟ و ملک یمین در اینجا یعنی چه؟ و آیا برای ما حلال است که در یک زمان هم یک همسر داشته و هم ملک یمین داشته باشیم؟ با سلام.
    او گمان می‌کند مصود از "واحدة" یک زن است فرقی ندارد آزاد باشد یا ملک یمین و سپس می‌خواهد فتوا دهد که مردان مسلمان حق ندارند بیش از یک همسر اختیار کنند مگر در یک صورت. می‌خواهد بگوید داشتن زن آزاد و ملک یمین حلال نیست مگر در یک صورت و آن هم این که مرد با زنی بیوه ازدواج کند مگر بترسد عدالت را رعایت نکند که در این صورت به یک زن اکتفا نماید. سپس می‌گوید این تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]
    { و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید.}
    مقدمتا در پاسخ او می‌گوییم: جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم اگر چنین است؛
    مقصود خداوند تعالی از این فرموده چیست:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6)} صدق الله العظيم [المؤمنون]


    {و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵) تنها آمیزش جنسی با همسران و ملک یمین‌شان را دارند، که در بهره‌گیری از آنان ملامت نمی‌شوند؛ (۶)}؟
    ای مرد چطورمی‌خواهی این فرموده خداوند تعالی:


    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} صدق الله العظيم [النساء:3]،


    {اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، }


    و این فرموده را : {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]


    { و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید.}


    با هم درآمیزی ؟
    اما پیش از این به حق فتوا دادیم:



    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} صدق الله العظيم؛


    {اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، }


    مقصود یتیمانی است که پدرشان را از دست داده‌اند و فرزندان زن بیوه هستند. اما فرموده خداوند تعالی:


    {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم،


    { و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید.}


    زنانی دیگری غیر از بیوگان هستند که شما از ترس عدم رعایت قسط در حق اولادشان؛ از ازدواج با آنها صرف نظر کرده‌اید. اگر مقصودت این است برادر من چنین مکن و ندانسته به خدا نسبت مده.



    امام مهدی به جناب شیخ احمد ابراهیم نصیحت می‌کند هرچقدر یک آیه قرآن درنظرت محکم بیاید؛ به ظاهر آن تکیه نکن؛ باید به صورت عام درعلم کتاب خدا قرآن عظیم رسوخ داشته باشی تا بیانت از قرآن متناقض نباشد و چیزی را که نمی‌دانی به یقین حقی است که از نزد پروردگارعالمیان آمده؛ بر زبان نرانی. درباره تفسیراز روی ظن- که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- برایت مثالی خواهم آورد بیان حق قرآن از خود قرآن است. خداوند تعالی می‌فرماید:



    {أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].


    { آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست}
    اول تفسیر بیان حق این فرموده خداوند تعالی را می‌آوریم:


    {أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ} صدق الله العظيم؛


    { آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت}


    مقصود خداوند این است که در آخرت نصیبی ندارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ} صدق الله العظيم [الشورى:20].


    {و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‌دهیم امّا در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد! }


    و حال سراغ این فرموده خداوند تعالی می‌آییم:


    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ} صدق الله العظيم،


    { خداوند با آنان سخن نمی‌گوید}


    اگر بخواهی بر اساس ظاهر آیه آن را تفسیر کنی؛ آن گاه باعث شدی کلام خداوند سبحان و تعالی متناقض به نظر بیاید چون در آیه‌ای دیگر فتوا داده شده که خداوند با اهالی آتش سخن می‌گوید؛ که با بیان تو برای آیه اول متضاد است؛ چون خداوند تعالی می‌فرماید:


    {أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ (105) قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْماً ضَالِّينَ (106) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ (107) قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ (108) إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (109) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيّاً حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ (110) إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ(111)} صدق الله العظيم [المؤمنون].


    {آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، پس آن را تکذیب می‌کردید؟! (۱۰۵) می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (۱۰۶) پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم!» (۱۰۷) (خداوند) می‌گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸) گروهی از بندگانم می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی! (۱۰۹) امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند؛ و شما به آنان می‌خندیدید! (۱۱۰) ولی من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پیروز و رستگارند!» (۱۱۱)}


    پس فرموده خداوند تعالی برایت روشن می‌شود:


    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77]،


    { آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست}
    برایت روشن می‌شود در این آیه کلمات متشابه وجود دارد که عبارتند از:


    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} صدق الله العظيم؛


    {و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد}


    مقصود این نیست که خداوند با وحی تکلیمی با آنان سخن نمی‌گوید؛ بلکه منظور این است خداوند با وحی با قلب آنان سخن نگفته و به آنها تفهیم نمی‌کند که مانند آدم -که الصلاة و السلام بر او همسرش باد- با کلماتی که خدا با وحی تفهیم به قلب آنان القا کرد از او درخواست رحمت کنند:


    {فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:37].


    {سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است}


    این کلمات چه بودند؟ جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می‌کنی:


    قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23].


    { گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود}


    این کلماتی بود که آدم و همسرش از خداوند دریافت کردند. اما اگر به گفته‌های برخی از مفسرین رجوع کنید می‌بینید حدیثی را از پیامبر نقل می‌کنند که به دورغ به ایشان نسبت داده شده و از آن به عنوان سندی برای تفسیر قرآن استفاده می‌کنند:
    (وأخرج ابن النجار عن ابن عباس قال ‏"‏سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه قال‏:‏ سأل بحق محمد، وعلي، وفاطمة، والحسن، والحسين، ألا تبت علي فتاب عليه‏")


    ‏النجار از ابن عباس نقل می‌کند از رسول الله صلى الله عليه وسلم سؤآل کردم این کلماتی که آدم از پروردگارش دریافت کرد و توبه‌اش پذیرفته شد چه بود. فرمودند: به حق محمد و علی و فاطمة و حسن و حسین از تو می‌خواهم توبه مرا بپذیری و خداوند پذیرفت.
    خداوند برای این افترا زنندگان کافی است. به هر حال بدان در کتاب به حق درمورد وحی تفهیمی از سوی پروردگار به قلب فتوا وجود دارد؛ که آن را در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنی:


    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].


    { و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    و اما فرموده خداوند تعالی:


    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً}؛


    یعنی انسان را نسزد که خداوند با او آشکارا سخن گوید؛ سخن گفتن خداوند با بشر یا از راه وحی به قلب است و اما این فرموده خداوند تعالی:


    {أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ}،


    مقصود وحی تکلیمی با صوت از پس حجاب است


    و اما این فرموده خداوند تعالی:


    {أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم،


    مقصود رسول گرامی خدا جبريل عليه الصلاة والسلام است که به سوی هر بنده‌ای که خدا بخواهد فرستاده می‌شود و خداوند تعالی می‌فرماید:


    {إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (19) ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ (20) مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ (21) وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ(22)} صدق الله العظيم [التكوير].


    {که این (قرآن) کلام فرستاده بزرگواری است [= جبرئیل امین‌] (۱۹) که صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش، مقام والائی دارد! (۲۰) در آسمانها مورد اطاعت و امین است! (۲۱) و مصاحب شما [= پیامبر] دیوانه نیست! (۲۲)}


    جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم؛ همانا که امام مهدی از تو عذر خواهی می‌کند؛ عزیز من مقصود من این نیست که تو از شیاطین بشر هستی؛ ما از تو سؤال کردیم آیا تو آن مردی هستی که درمورد علم میراث لینکی گذاشته‌ای؟ اما باور کردیم که شما نبودید پس در موردت قضاوت نمی‌کنیم و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. و برای همین هم از شما سؤآل کردیم . من حکم نکردم که تو از شیاطین بشر هستی؛ بلکه از علمای والامقام امتی. اما به من اجازه بده تا نتیجه گفتگو بین من و شما را پیشاپیش اعلان کنم؛ امام ناصر محمد یمانی با برهان علمی به اذن خدا بر تو غلبه خواهد کرد و اگر نکردم؛ مهدی منتظر نیستم. اگر با برهان علمی ملجم بر تو غلبه نکنم مهدی منتظر نیستم چون نشانه خلیفه‌ای که خداوند به عنوان امام برای مردم برمی‌گزیند قاعدتا باید این باشد که او را از نظرعلمی بر آنان برتری دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ} صدق الله العظيم [البقرة:247].


    {خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم وسعت بخشیده است.}
    و از آنجا که من امام مهدی برگزیده پروردگار عالمیان هستم؛ باید مرا از نظر علمی به شما برتری داده باشد چون این شیعیان و اهل سنت نیستند که خلیفه خداوند امام مهدی را انتخاب می‌کنند؛ هیچ بنده‌ای از بندگان خدا حق ندارد به جای خدای سبحان خلیفه انتخاب کند که این جاه طلبی بزرگی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}صدق الله العظيم [القصص:68].


    { پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان (در برابر او) اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از شریکانی که برای او قائل می‌شوند!}
    به ما اجازه بده اول گفتگوی خود درمورد فرائض ( میراث ) را به انجام برسانیم و به نتیجه برسیم و سپس گفتگو را در سایر موارد ادامه دهیم. پس آنجا درمورد گفتگو پیرامون فرایض سؤالی از شما می‌کنیم . پس یا شما بیان حق واین آیه را که شک و تردیدی در ان نباشد به من خبر بده و یا من بیان حق آن را به تو یاد خواهم داد و از سوی پروردگار عالمیان آن را به تفصیل و بدون این که شکی در آن راه داشته باشد؛ توضیح خواهم داد.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    ــــــــــــــــــــــ

    اقتباس المشاركة: 49664 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..


    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    16 - 08 - 1431 هـ
    28 - 07 - 2010 مـ
    01:29 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    http://www.the-greatnews.com/showthread.php?p=6037
    ـــــــــــــــــــــ



    مزيدٌ من العلم من القرآن المُحكم عن زوجات المؤمنين ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    وما يلي اقتباس من بيان فضيلة الشيخ أحمد عيسى إبراهيم باللون الأحمر كما يلي:
    فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ)
    فمن هي الواحدة هنا ؟ ومن هي ملك اليمين هنا ؟ وهل يحلّ الجمع في وقت واحد بين تلك الواحدة وبين ملك اليمين ؟ تحياتي لكم.
    ومن ثمّ يردّ عليك الإمام ناصر محمد اليماني وأفتيك بالحقّ عن المقصود بالواحدة في قول الله تعالى: {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ(3)} صدق الله العظيم [النساء].

    فأما البيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} ويقصد أولاد المرأة الأرملة كونه سوف يتحمل مسؤولية عظيمة تجاه اليتامى أولاد الأرملة. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً} صدق الله العظيم [النساء:2].

    وأما قول الله تعالى:
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} وهُنا أمره الله أن يرجع عن الزواج بالأرملة أم اليتامى حتى لا يحبط ذمته في ظلم أولادها بعدم القسط فيهم، ولم يضيّق الله عليه أن لا يتزوج إلا أرملة أم اليتامى بل أحل الله للمُسلم الزواج من النساء البكور والثيب المؤمنات فليتزوج مثنى وثلاث ورباع إلا أن يخاف أن لا يعدل بين زوجاته الحُرّات فواحدة، ولذلك قال الله تعالى: {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3].

    أي من غير الأرامل أمّهات اليتامى فليتزوج إن يشاء مثنى وثلاث ورباع من النساء الأُخريات غير أمّهات الأرامل أمّ اليتامى فليتزوج من النساء الأخريات ثيّباً أو بكراً مثنى وثلاث ورباع إلا في حالة الخشية من عدم العدل فيميل كل الميل في الكيلة والليلة، فهُنا أمره الله أن يكتفي بواحدةٍ حتى لا يُخالف أمر ربّه بالعدل بين نسائه. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً} صدق الله العظيم [النساء:129].

    ويقصد إنّكم لن تستطيعوا أن تعدلوا في الحُبّ بالقلب بينهُن لأنّ قلوبكم ليست بأيدكم ولكن الله نهاكم أن تميلوا في الكيلة والليلة إلى من تحبون فتذرون الأخرى كالمُعلقة لا هي متزوجة ولا هي مُطلّقة كونها افتقدت حقوقها الزوجيّة بسبب ظُلم زوجها كونه يميل إلى التي يحبّها قلبه فزاد ميل الكيلة والليلة إضافة إلى ميل الحب. فذلك هو المقصود بقول الله تعالى:
    {فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}، فأصبحت مُعلّقة مظلومة من حقوقها الزوجيّة وهُنا أمره الله إما إمساكٌ بمعروفٍ أو تسريحٌ بإحسانٍ. تصديقاً لقول الله تعالى: {فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يحلّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً} صدق الله العظيم [البقرة:229].

    كون الطلاق جاء من الرجل من غير طلبٍ من المرأة، فإذا طلقها من ذات نفسه فحرَّم الله عليه أن يأخذ مما آتاها شيئاً كونه قد استمتع بها ولذلك حرَّم الله عليه أن يأخذ من أجرها شيئاً تنفيذاً لأمر الله في مُحكم كتابه إلى الزوج:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:24].

    بمعنى أنه يأتيها أجرها كاملاً إذا لا يزال في ذمته منه شيئاً، وذلك لأنّ من الأجور ما يكون مُؤخَّراً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].

    إلا أن تتنازل الزوجة عن شيء من أجرها لزوجها عن طيب نفسٍ فلا جُناح على الزوج أن يأكله هنيئاً مريئاً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً} صدق الله العظيم [النساء:4].

    المهم إنه إذا استمتع بها وطلقها من ذات نفسه فلا يحقّ له أن يأخذ من أجرها شيئاً إلا في حالةٍ واحدةٍ وهي أن تأتي بفاحشة مُبيّنة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].

    وهذا البيان يخص الزوجات الحُرّات لأن الله أمر الزوج بالعدل فيهنّ وإذا خشي أن يحبط ذمته (فواحدة) من الزوجات الحرّات إضافة إلى ما ملكت يمينكم وهُنّ الإماء التي ليس لها غير الله وزوجها فهو زوجها وأهلها، كونها لا وجود لأهلها الأصليّين كون الأَمَة لا أهل لها فهي تعيش بين نساء أحد المُسلمين إن أراد أن يستنكحها أو يكون أهلاً لها فيكون ولي أمرها فينكحها لآخر، فاستوصاهم الله فيهنّ خيراً وأن يعطوهنّ أجورهنّ المُتفق عليها فأصبح يملكها ما دام تكفل بمعيشتها وكسوتها وأصبحت حليلةً له. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6)} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    وذلك هو الجواب من محكم الكتاب لسؤال فضيلة الشيخ أحمد عيسى إبراهيم المُحترم الذي سأل وقال:
    ما هو البيان لقول الله تعالى ( فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ)
    ونأتي لبيان قول الله تعالى: {ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]، فمن هو العائل؟ وقال الله تعالى: {وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى} صدق الله العظيم [الضحى:8]. إذاً البيان الحقّ لقول الله تعالى: {ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم، أي ذلك أفضل أن لا تفقروا لأنه لا يتزوج مثنى وثلاث ورباع إلا ميسور الحال لديه القدرة الماديّة على النفقة، ولكن إذا لم يعدل بين نسائه فدعت عليه أحداهنّ أن يحقره ويفقره فليعلم أنّ دعاء المظلوم ليس بينه وبين الله حجاب، وأنه دُعاء مُستجاب ولو بعد حين فيُذهب الله ماله فيصبح فقيراً بسبب دُعاء زوجته المظلومة.

    وأعلمُ ما كان يريد قوله فضيلة الشيخ أحمد من قوله:
    فمن هي الواحدة هنا ؟ ومن هي ملك اليمين هنا ؟ وهل يحلّ الجمع في وقت واحد بين تلك الواحدة وبين ملك اليمين ؟ تحياتي لكم
    فهو يظنّ أنّ الواحدة هي امرأةٌ واحدةٌ سواء حُرّة أو مُلك يمين، ومن ثم يُريد أن يفتي إنه لا يحلّ الزواج للمُسلمين إلا بواحدةٍ إلا في حالةٍ واحدةٍ، ويُريد أن يقول إنه لا يحلّ الجمع بينهنّ بين الحرّة ومُلك اليمين إلا في حالةٍ واحدةٍ وهي الزواج بأرملةٍ إلا أن يخاف أن لا يعدل فواحدة. ومن ثم يقول تصديقاً لقول الله تعالى: {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3].

    ومن ثمّ نردّ عليه مقدماً فنقول: إذاً يا شيخ أحمد عيسى إبراهيم فما يقصد الله بقول الله تعالى:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6)} صدق الله العظيم [المؤمنون]؟ ويا رجل كيف تُريد الخلط بين قول الله تعالى: {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} صدق الله العظيم [النساء:3]، وقول الله تعالى: {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]؟

    ولكنها سبقت فتوانا بالحقّ
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} صدق الله العظيم؛ فيقصد بذلك يتامى الأب وهم أولاد الأرملة، وأما قول الله تعالى: {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم، فيقصد النساء من غير الأرملة التي صرفت الزواج عنها خشية أن لا تقسط في أولادها فتعاملهم كما أولادك، فلا تقل على الله ما لم تعلم إن كنت تقصد ذلك أخي الكريم.

    ونصيحةً من الإمام المهديّ لفضيلة الشيخ أحمد إبراهيم أن لا تعتمد على بيان ظاهر الآية في القرآن مهما كانت مُحكمة في نظرك؛ بل لا بد أن يكون لديك رسوخ في علم كتاب الله القرآن العظيم بشكل عام، وذلك حتى لا يكون في بيانك للقرآن تناقضاً فتقول على الله ما لم تعلم علم اليقين إنهُ الحقّ من ربّ العالمين. ولسوف أضرب لك على ذلك مثلاً في تفسير الظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً والبيان الحقّ للقرآن من ذات القرآن، وقال الله تعالى:
    {أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].

    فأولاً نريد أن نفسر البيان الحقّ لقول الله تعالى:
    {أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ} صدق الله العظيم؛ ويقصد الله أنه لا نصيب لهم في الآخرة. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ} صدق الله العظيم [الشورى:20].

    ونأتي لقول الله تعالى:
    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ} صدق الله العظيم، فإذا أردت أن تبينها على ظاهرها فسوف تجعل في كلام الله تناقضاً سُبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً كونها سوف تأتي آية أُخرى تفتي بتكليم الله لأصحاب النار فتكون مضادة لبيانك هذه الآية في قول الله تعالى: {أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ (105) قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْماً ضَالِّينَ (106) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ (107) قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ (108) إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (109) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيّاً حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ (110) إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ(111)} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    إذاً تبيّن لك أنّ قول الله تعالى:
    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77]، وتبيّن لك إن فيها كلمات متشابهات وهي: {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} صدق الله العظيم؛ فهو لا يقصد إنه لا يكلمهم بوحي التكليم؛ بل يقصد إنه لا يكلمهم بوحي التفهيم إلى قلوبهم ليسألوه رحمته كما تلقى آدم عليه الصلاة والسلام وزوجته كلمات من ربهم بوحي التفهيم إلى قلوبهم كما يلي: {فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:37].

    فما هي هذه الكلمات؟ وتجد الجواب في مُحكم الكتاب بما يلي:
    {قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23]. فتلك هي الكلمات التي تلقاها آدم من ربه وزوجته، ولكن إذا رجعت لما يقولونه بعض المُفسرين فسوف تجد في ذلك حديث موضوع مُفترى عن النّبيّ فيسندوه لتفسير القرآن وهو بما يلي:
    (وأخرج ابن النجار عن ابن عباس قال ‏"‏سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه قال‏:‏ سأل بحق محمد، وعلي، وفاطمة، والحسن، والحسين، ألا تبت علي فتاب عليه‏")‏‏
    وحسبي الله على المُفترين، وعلى كل حال فحتى تعلم أنه حقاً يوجد في الكتاب فتوى وحي التفهيم من الربّ إلى القلب فسوف تجد ذلك في قول الله تعالى: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].

    فأما قول الله تعالى:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً}؛ أي وما كان لبشر أن يكلمه الله جهرةً إلا وحياً إلى القلب من الربّ، وأما قول الله تعالى: {أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ}، ويقصد بوحي التكليم بالصوت من وراء الحجاب.

    وأما قول الله تعالى:
    {أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم، ويقصد الرسول الكريم جبريل عليه الصلاة والسلام إلى من يشاء من عباده. وقال الله تعالى: {إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (19) ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ (20) مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ (21) وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ(22)} صدق الله العظيم [التكوير].

    ويا فضيلة الشيخ أحمد عيسى إبراهيم، إنّ الإمام المهديّ ليعتذر منك حبيبي في الله فلا أقصد أنّك من شياطين البشر، وإنّما سألتك فهل أنت ذلك الرجل الذي جئتك برابط ما يقول في علم المواريث ولكني صدقتك أنّك لست هو فلم أحكم عليك، والظنّ لا يغني من الحقّ شيئاً، ولذلك سألتك ولم أحكم إنك من شياطين البشر بل أنت من علماء الأمّة الأجلاء، ولكن اسمح لي أن أعلن بنتيجة الحوار بيني وبينك مُقدماً أنّ الإمام ناصر مُحمد اليماني سوف يُهيمن عليك بسُلطان العلم بإذن الله ما لم؛ فلستُ المهديّ المنتظَر إذا لم أُهيمن عليك بسُلطان العلم المُلجم وذلك لأن آية الخليفة المصطفى الذي جعله الله للناس إماماً -المُصطفى- لا بد أن يزيده الله عليكم بسطةً في العلم. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ} صدق الله العظيم [البقرة:247].

    وبما إني الإمام المهديّ المُصطفى من ربّ العالمين فلا بُد أن يزيدني ربي عليكم بسطةً في العلم كون الذي يختار خليفة الله الإمام المهديّ ليس الشيعة ولا السنة ولا يحق لأيٍّ من عبيد الله أن يختار خليفته من دونه سُبحانه وتعالى علوَّاً كبيراً. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}صدق الله العظيم [القصص:68].

    فدعنا نكمل حوارنا في علم الفرائض أولاً حتى إذا استكملناه فخرجنا بنتيجةٍ ومن ثم نأتي هُنا ليستمر الحوار بيننا، ولسوف أُلقي إليك هُناك في حوار علم الفرائض سؤالاً عن بيان آية في القرآن لتعلمني ببيانها الحقّ الذي لا شك فيه شيئاً ولا ريب، أو أعلمك بالبيان الحقّ لها وأفصِّلها تفصيلاً بالبيان الحقّ لا ريب فيه من ربّ العالمين.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ



  8. الترتيب #8 الرقم والرابط: 233400 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي

    -8-

    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 08 - 1428 هـ
    08 - 09 - 2007 مـ
    01:32 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــ


    فتوای امام درمورد تحریم ازدواج متعه-موقت- و ازدواج عرفی ..
    فتوا از امام مهدی:ازدواج چهار بار است و لاغیر. اگر هم می‌ترسید ظلم کنید به یک نفر بسنده نمایید و خداوند برای ازدواج متعه-موقت - هیچ برهانی نازل نفرموده است؛ بلکه این کار زنا و بدکاری است....

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام ٌعلى المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، السلامُ علينا وعلى عباد الله الصالحين، ثمّ أمّا بعد..


    تنها می‌توان با چهار زن ازدواج کرد و لاغیر و اگر می‌ترسید در حقشان ظلم کنید تنها به یک همسر اکتفا نمایید؛ در قرآن عظیم و در سنت محمد-صلی الله علیه و آله و سلم- چیزی به عنوان ازدواج متعه- ازدواج موقت- وجود ندارد و خداوند برای آن برهانی نازل نفرموده است؛ این زنا و عملی بسیار زشت است.


    اگر در آیات سوره تدبرکنید در می یابید خداوند ابتدا حکم مربوط به زنانی را می‌آورد که ازدواج با آنان حرام است تا بعد از ذکر محارم ؛ خداوند ازدواج با بقیه زنان را برایٔتان حلال نماید به شرط اینکه با پاکدامنی و ازدواج باشد نه با زنا و این ازدواج در شریعت اسلامی برای زنان آزاد است. و هرکس از قرآن عظیم بیانی برای ازدواج متعه بیاورد او را خاموش ساخته و به حق دهانش را می‌بندم .پس هرکس ازدواج متعه را حلال می‌داند برای گفتگو در این باره تشریف بیاورد و خواهیم دید چه کسی از روی علم و هدایت با کتاب منیر سخن می‌گوید و چه کسی بدون علم و هدایت و کتاب منیر خداوند مجادله می‌کند. والسلامُ على من اتبع الهادي إلى الصراط ــــــــــ المستقيم.
    خداوند تعالی می‌فرماید:

    {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿٢٤﴾صدق الله العظيم [النساء].
    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها که ملک یمین هستند اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}}
    امام کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند از کلام خداوند:
    فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً}، استفاده می‌کنند. در حالی که مقصود این است که اگر زنی را طلاق دادید که با او نزدکی نکرده‌اید؛ از نظر مادی حکمش با زنی که با وی نزدیکی کرده‌اید تفاوات دارد. اما ازدواج عرفی همان ازدواج متعه-موقت- و اصلاح جدیدی برای زناست
    ؛ حسبی الله و نعم الوکیل؛ پس چه کسی هست که به مجادله در این مورد برخیزد تا او را به حق خاموش سازم.
    والسلامُ على من اتَّبع علمَ الهُدى من العالمين.
    الإمام ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 49665 من الموضوع: بيــانٌ هــامٌ وبُشرى للمؤمنين: الزواج والطلاق وما يتعلق بهما من أحكام..



    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 08 - 1428 هـ
    08 - 09 - 2007 مـ
    01:32 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــــ

    فتوى من الإمام المهدي:الزواج أربع ولا غير وإذا خشيتم الظُلم فواحدة،
    وزواج المتعة لم يُنزل الله بذلك من سُلطان؛ بل هو زنى وسفاح..



    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين،
    السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، ثمّ أما بعد..

    الزواج أربع ولا غير وإذا خشيتم الظُلم فواحدة، وقضي الأمر الذي فيه تستفتيان، ولا يوجد في القُرآن العظيم ولا سُنَّة محمد -صلى الله عليه وآله وسلم- شيء اسمه زواج المتعة ولم يُنزل الله بذلك من سُلطان؛ بل هو زنى وسفاح.

    ولو تدبرتم آيات السورة لوجدتم بأنّ الله ذكر لكم المحارم واللاتي لا يجوز لكم نكاحهن حتى إذا أتمّ ذكر المحارم أحل الله لكم ما وراء ذلك من النساء بشرط التحصين بالزواج غير مُسافحين، فهذا هو الزواج في الشريعة الإسلاميّة بالنسبة للحرّات. فمن ذا الذي يأتيني ببرهان زواج المُتعة من القُرآن العظيم إلا ألجمته وأخرست لسانه بالحقّ، فمن يحلّ زواج المتعة فليتفضل للحوار مشكوراً وسوف نرى من يجادل في الله بعلم وهُدى وكتابٍ منيرٍ ممن يُجادل في الله بغير علمٍ ولا هُدى ولا كتابٍ مُنيرٍ. والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط ــــــــــــ المُستقيم.

    وقال الله تعالى:
    {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:23].

    ولكن الذين يقولون على الله ما لا يعلمون استغلوا كلمة
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً}، وإنما يقصد إنه إذا طلقها ولم يدخل بها يختلف حكمه المادي عن التي طلقها وقد استمتع بها، أما الزواج العُرفي فذلك هو المتعة وهو مصطلح جديد للزنى
    فحسبي الله ونعم الوكيل، فمن ذا الذي يجادلني حتى ألجمه بالحقّ.

    والسلام على من اتَّبع علم الهُدى من العالمين..
    الإمام ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــــ




  9. الترتيب #9 الرقم والرابط: 233413 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي

    - 9 -

    الفتوى الحقّ في قوله تعالى:
    {الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِ‌كَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِ‌كٌ ۚ وَحُرِّ‌مَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾}

    صدق الله العظيم ..



    یادداشت اصلی توسط ابو هبی نوشته شده است:


    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
    این آیه را برای ما چگونه تفسیر می‌کنید:
    {الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِ‌كَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِ‌كٌ ۚ وَحُرِّ‌مَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾}
    صدق الله العظيم [النور]
    و در این ایام شاهد این هستیم که زنان پاک و طاهر با کسانی ازدواج می کنند که کاملا عکس آنها هستند؛ یا برعکس؟


    برکت خدا بر تو باد امام ما

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..

    برادر پرسش‌گر در اینجا مقصود از نکاح؛ نزدیکی از راه زنا و نکاح غیر شرعی است و این کار بر مؤمنان حرام است
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    أخوك؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ




    - 9 -

    الفتوى الحقّ في قوله تعالى:
    {الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِ‌كَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِ‌كٌ ۚ وَحُرِّ‌مَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾}
    صدق الله العظيم ..



    المشاركة الأصلية كتبت بواسطة أبو وهبي
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
    كيف تفسر لنا الآية :
    {الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِ‌كَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِ‌كٌ ۚ وَحُرِّ‌مَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾}
    صدق الله العظيم [النور]
    ونرى في أيامنا هذه الكثير مما يتزوجون من الطاهرات وهم العكس تماماً، أو العكس ؟
    وبارك الله فيك يا إمامنا ولا تنسانا من الدعاء.

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..

    أخي السائل، إنّ النكاح المقصود في هذا الموضع هو الجماع بالزنى من غير نكاح شرعي وحُرّم ذلك على المؤمنين.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    أخوك؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ



  10. الترتيب #10 الرقم والرابط: 233453 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    2,108

    افتراضي


    -10-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 - 08 - 1433 هـ
    04 - 07 - 2012 مـ
    07:25 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ








    تا زمانی که عده طلاق تمام نشده باشد؛ طلاق در حد یک سخن لفظی است و از نظر شرعی جاری نشده است؛ ای جماعت مؤمنین به زنان ظلم نکنید..

    نوشته اصلی توسط آمنت بنعیم رضوان الله
    آنچه که در ادامه با رنگ قرمز می‌آید نقل قولی از بیان امام مهدی است. ایشان که سلام خدا بر او باد می‌فرماید:
    نوشته اصلی توسط امام ناصر محمد یمانی:
    اگر برای بار سوم طلاق داده شد در خانه شوهرش می‌ماند تا سه ماه زمان عده تمام شود.
    و فرمان خداوند این است که این زن دیگر نمی‌تواند به سوی این مرد بازگردد مگر با کسی دیگر ازدواج کرده و طلاق بگیرد. در این صورت می‌تواند به عقد مرد اول درآید...
    سؤال به ذهنم رسید: چرا با وجود این که اجازه بازگشت و رجوع ندارند؛ باید در منزل شوهرش بماند؟ وقتی نمی‌توانند رجوع کنند؛ ماندنش چه فایده‌ای دارد... و مشروط به ازدواج زن با مرد دیگر است... لطفا به ما جواب دهید.
    و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین.
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جَدّي مُحمدٍ رسول الله وآله الطّيّبين والتابعين للحقِّ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    خداوند تعالی می‌فرماید:



    { يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ } صدق الله العظيم [الطلاق:1].
    {ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را تا وقت عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید}
    سپس دانستید که طلاق با گفتن آن به هیچ وجه جاری نمی‌شود و باید عده شرعی بگذرد تا طلاق به حساب آید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ} صدق الله العظيم
    { آنان را تا وقت عدّه طلاق دهید ، و حساب عدّه را نگاه دارید}
    و اگر بار اول زن را طلاق داد و از تصمیمش بازنگشت تا مدت عده گذشت؛ برای بازگرداندنش باید با اجازه ولی امر زن دوباره او را عقد کرد و این یک طلاق به حساب می‌آید. و اگر بار دوم طلاقش داد و تا بعد از گذشتن زمان عده بر سر تصمیمش ماند؛ این می‌شود طلاق دوم و اگر به صورت نهایی-طلاق سوم- او را طلاق داد؛ این هم تا زمانی که عده تمام نشده طلاق شرعی نیست چون با وجود این که برای بار سوم طلاقش داده ولی از نظر شرعی دو بار او را طلاق داده است مگر این که عده طلاق نهایی بگذرد. اگرزمان عده گذشت و شوهرش قبل از تمام شدن این مدت رجوع نکرد؛ اینجا دیگر "طلاق خلعان" ( طلاق نهائی یا سه طلاقه) صورت گرفته و تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج نکند؛ -و طلاق نگیرد- بر شوهر اول حلال نمی‌شود.
    مادر من می‌بینم که می‌گویی:" ماندن او درخانه همسرش فایده ای ندارد چون طلاق خلعان(سه طلاقه کردن)؛ آخرین طلاق است." در پاسخت می‌گویم: مادر من طلاق خلعان هم باید عده‌اش بگذرد تا از نظر شرعی طلاق به حساب آید چون بعد از رجوع از طلاق دوم؛ هنوز در عقد شوهرش است؛ آیا خبر و بیان حق ذکر را درک کردید؟ به حدود الهی تعدی نکرده و زنان را از خانه‌های‌شان بیرون نکنید مگر بعد از گذشتن زمان عده چون تا این زمان نگذرد؛ بی شک و تردید زن ازنظرشرعی هنوز در عقد شوهرش است. حتی اگر یکی از شما به زنش بگوید من تو را یک میلیون بار طلاق دادم؛ تا عده نگذرد؛ زن هنوز در عقد شوهرش است.
    و زمان عده را حساب کنید تا گناه زشت زنا رخ ندهد؛ چون وقتی عده گذشت؛ طلاق قطعی است و اگر بعد از گذشت زمان عده؛ مرد به زن نزدیک شود؛ بدون این که ولی امر زن؛ او را به عقد مرد درآورده باشد؛ این عمل زناست که راهی بسیار زشت و بد است. چون عقد دوبار و طلاق دوبار است و تنها با گذشتن عده؛ طلاق از نظر شرعی درست به حساب می‌آید.
    پس به یاد داشته باشید: بلافاصله بعد از گفتن لفظ طلاق؛ از نظر شرعی طلاق صورت نگرفته است؛ باید عده بگذرد. برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید: {فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ} صدق الله العظيم [الطلاق:1].
    {آنان را تا وقت عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید}

    "طلاق خلعان" هم همین طور است و مانند طلاق اول و دوم عده دارد و تنها تفاوت آن در این است که بعد از تمام شدن عده اگر خواست زن را بازگرداند؛ دیگر زن بر او حلال نخواهد بود مگر با مردی دیگر ازدواج کند. اما مرد می‌تواند قبل از تمام شدن عده طلاق خلعان -ولو یک روز مانده به تمام شدن آن- با زن تماس داشته باشد چون هنوز عده طلاق سر نیامده و تنها دوبار طلاق شرعی صورت گرفته است و می‌تواند زن را به خوبی نگاه دارد و یا با احسان رهایش کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً} صدق الله العظيم [البقرة:229].
    { طلاق دو بار است (بعد از دو مرتبه طلاق، یکی از دو کار را باید کرد ) نگاهداری (زن) به گونه‌ی شایسته (و عادلانه) یا رهاکردن (او) با نیکی و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه بدیشان داده‌اید بازپس بگیرید}


    چون طلاق تنها در حد لفظ است و تا عده آن نگذرد از نظر شرعی معتبر نیست. حتی "طلاق خلعی"( سه طلاقه) هم عده دارد و زن تا زمانی که عده تمام نشده اجازه ازدواج ندارد.
    بستگان زن حق ندارند او را قبل از تمام شدن عده از خانه شوهرش بیرون بیاورند چون هنوز در عقد مرد به حساب می‌آید. شوهرش هم حق ندارد قبل از تمام شدن عده، زن را از خانه‌ی خود و خانه‌ی او بیرونش کند. زن هم حق ندارد قبل از تمام شدن عده از خانه شوهرش بیرون برود؛ باشد که خداوند امر تازه‌ای مقرر فرماید و شوهر قبل از تمام شدن عده؛از طلاق دادن زن صرف نظر کند. پس ای جماعت مسلمانان به قانون طلاق پای‌بند باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ
    رَ‌بَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِ‌جُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُ‌جْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّـهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ لَا تَدْرِ‌ي لَعَلَّ اللَّـهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرً‌ا ﴿1﴾} صدق الله العظيم [الطلاق].

    {ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید،
    تا زمان عدّه، آنها را طلاق گویید و حساب عدّه را نگه دارید؛ و از خدایی که پروردگار شماست بپرهیزید نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند!}

    خدایا بیان حق کتاب را ابلاغ کردم؛ خدایا شاهد باشد.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله رب العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    پیوست: طبق فرمایشات امام؛ طلاق خلعان به طلاقی گفته می‌شود که دیگر رجوع ندارد مگر زن با مرد دیگری ازدواج کرده و طلاق بگیرد( اصطلاح فارسی آن: سه طلاقه).

    اقتباس المشاركة: 142223 من الموضوع: الفتوى الحقّ في الطلاق وما يتعلق به من أحكامٍ..


    - 2 -
    [ لمتابعة رابط المشـاركة الأصليَّة للبيــان ]
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 - شعبان - 1433 هـ
    04 - 07 - 2012 مـ
    07:25 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــــ


    إنّ الطلاق يظلّ لفظاً ولا يتمّ تطبيقه شرعاً إلا بعد انقضاء عدّتهنّ، فلا تظلموا المؤمنات يا معشر المؤمنين ..


    اقتباس المشاركة الأصلية كتبت بواسطة آمنت بنعيم رضوان الله مشاهدة المشاركة
    فيما يلي ضمن(المقتبس من بيان الإمام المهدي)..باللون الأحمر..قوله عليه السلام:
    اقتباس المشاركة الأصلية كتبت بواسطة الإمام ناصر محمد اليماني مشاهدة المشاركة
    فإذا كانت الطلقة الثالثة فلتبقَ في بيت زوجها حتى انقضاء عدتها الثلاثة الأشهر
    فإن أمر الله أنه لا يجوز أن تعود المرأة لعصمة الرجل إلا بعد أن تتزوج بآخر ويطلقها، عندها يجوز عقدها على الزوج الأول..

    وهنا يتبادر إلى ذهني سؤال..فعلامَ إذاً بقاءها في دار زوجها الأول في حال عدم جواز رجوعهما لبعضهما ؟؟..وبقاءها لايرتجى منه تراجعهما..لأن ذلك مشروط بزواجها من رجل آخر..
    فمن لديه الجواب..فليتفضل به علينا مشكورا
    وسلام على المرسلين والحمد لله رب العالمين .

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جَدّي مُحمدٍ رسول الله وآله الطّيّبين والتابعين للحقِّ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    قال الله تعالى:
    { يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ } صدق الله العظيم [الطلاق:1].

    ومن ثم علمتم أنّ الطلاق لا يتمّ تطبيقه شرعاً حين لفظه على الإطلاق؛ بل يتمّ تطبيقه شرعاً بعد انقضاء العدّة. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ} صدق الله العظيم. فإذا طلقها للمرة الأولى ولم يتراجع عن قراره إلا بعد انقضاء العدّة فهنا يتمّ إرجاعها بعقدٍ جديدٍ من ولي أمرها، وتحسب طلقةً واحدةً، فإذا طلّقها للمرة الثانية ولم يتراجع عن قرار الطلاق إلا بعد انقضاء العدّة فهنا تحسب الطلقة الثانية، فإذا طلّقها الطلاق النهائي فكذلك لا يتمّ تطبيقه شرعاً إلا بعد انقضاء العدّة كونه لم يعتبر أنّه طلقها إلا مرتين برغم أنّه طلقها للمرة الثالثة ولكنّه لا يحسب شرعاً إلا مرّتين حتى تنقضي عدّة الطلاق النهائي، فإذا مضت عدتها وزوجها لم يتراجع من قبل انقضاء العدّة فهنا يتمّ تطبيق طلاق الخلعان، فلا تحلّ له حتى تنكح زوجاً آخر.

    وأراك يا أمّي تقولين: أنّه لا فائدة تُرتُجى من بقائِها في بيت زوجها كونه طلاق الخلعان الأخير. ومن ثمّ نردّ عليك يا أمي ونقول: إنّ طلاق الخلعان كذلك لا يتمّ تطبيقه شرعاً إلا بعد انقضاء العدّة كونها لا تزال في عقده من بعد إرجاعها بعد عدّة الطلاق الثاني. فهل فهمتم الخبر والبيان الحقّ للذكر؟ فلا تتعدوا حدود الله ولا تخرجوهنّ من بيوتهنّ إلا بعد انقضاء عدتهنّ كونها لا تزال في عقد زوجها شرعاً لا شكّ ولا ريب حتى لو قال أحدكم لزوجته أنتِ طالق مليون مرة فهي كذلك لا تزال في عقد زوجها حتى تنقضي العدّة.

    وأحصوا العدّة حتى لا تأتوا الفاحشة لكونها لو انقضت عدّتها أصبح الطلاق نافذاً، فمن مسّها من بعد انقضاء عدتها ولم يعقد له وليّ أمرها فقد أتى فاحشةً وساء سبيلاً، كون العقد مرتان والطلاق مرتان ولا طلاق إلا بعدّة، ولا يتمّ تطبيق الطلاق شرعاً إلا بعد انقضاء العدّة.

    فتذكّروا: إنّ الطلاق لا يتمّ تطبيقه شرعاً مباشرةً من بعد لفظه؛ بل من بعد انقضاء العدّة، ولذلك قال الله تعالى: {فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ} صدق الله العظيم [الطلاق:1].

    وكذلك طلاق الخلعان فله عدّة كما للطلاق الأوّل والثاني غير أنّه يختلف فيما لو انقضت عدّة طلاق الخلعان وأراد أن يرجع عن قراره بعدما مضت وانقضت عدّة طلاق الخلعان فلا تحلّ له حتى تنكح زوجاً آخر، ولكنّه يستطيع أن يمسكها قبل نهاية العدّة ولو بيومٍ واحدٍ كون طلاق الخلعان لا يعتبر طلاقاً إلا إذا بلغ عدّته للمطلقات، وأما إذا كان طلاقُ الخلعان لم يبلغ عدّته فلا يعتبر أنّه طلقها غير مرتين، ويستطيع أن يمسكها بمعروفٍ أو تسريحٍ بإحسانٍ. وقال الله تعالى:
    {الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً} صدق الله العظيم [البقرة:229]. لكون الطلاق له عدّة ويبقى لفظاً ولا يتمّ تطبيقه شرعاً إلا بعد انقضاء العدّة، حتى طلاق الخلعان له عدّة ولا يجوز لها الزواج إلا بعد انقضاء العدّة.

    ولا يجوز لأهلها أن يخرجوها من بيت زوجها من قبل انقضاء عدّتها كونها لا تزال في عقده، ولا يجوز لزوجها أن يخرجها من بيته وبيتها من قبل انقضاء عدّتها، ولا يجوز لها هي أن تخرج من بيت زوجها من قبل انقضاء عدّتها عسى الله أن يحدث بعد ذلك أمراً فيتراجع زوجها عن الطلاق من قبل انقضاء عدّتها. فالتزموا يا معشر المؤمنين بناموس الطلاق. تصديقاً لقول الله تعالى:
    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ رَ‌بَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِ‌جُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُ‌جْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّـهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ لَا تَدْرِ‌ي لَعَلَّ اللَّـهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرً‌ا ﴿1﴾} صدق الله العظيم [الطلاق]. اللهم قد بلغت بالبيان الحقّ للكتاب، اللهم فاشهد.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله رب العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ________________

    ثم أردف الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني موضحاً معنى كلمة الخلعان فقال:
    طلاق الخلعان: هو الذي ليس له رجعة حتى تنكحَ زوجاً آخر.
    ________________



صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •