الإمام ناصر محمد اليماني
28 - 07 - 1433 هـ
18 - 06 - 2012 مـ
04:51 صباحاً
ــــــــــــــــــــ


بیان امام مهدی برای قومی که محبوب خداوند و محب او..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمدٍ وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كل دهر ما تعاقب الليل والنهار إلى اليوم الآخر..


عزیز من احمد سودانی؛ چرا خداوند بین قلب تو و قلب‌های انصار الفت برقرار نمی‌کند؟ والله که محبت آنها به یکدیگرخیلی بیش از محبتشان نسبت به خانواده وفرزندانشان است؛ مگر اعضایی از خانواده که با آنها هم عقیده- واز انصار-باشند. همانا که اجتماع آنان بر پایه حب خداوند است؛ اما می‌بینم به ناحق به آنان تعدی کرده وبعضی از آنها را بیمار روانی خطاب کرده‌ای! آیا از نظر تو محبت در راه خدا این گونه است؟ ای مرد مشکل تو چیست؟ اگر هنوز درمورد حقیقت اسم اعظم الهی به یقین نرسیده‌ای و گمان می‌کنی که ناصر محمد یمانی ممکن است مهدی منتظر باشد؛ این گمان خوبی است اگر که یقین به دنبال آن بیاید؛ به خدا قسم به مهدی منتظر بودن ناصر محمد یمانی یقین نخواهی کرد؛ مگر اینکه به حقیقت اسم اعظم الهی که خداوند صفت رضوان خود نسبت به بندگان در نفسش را درآن نهاده ؛ یقین کنی.
به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ عظیم‌ترین نشانه و آیتی که خداوند در عالم وجود با آن عبد خود را یاری کرده ؛ آیت و نشانه‌ای است که با آن مهدی منتظر را یاری نموده و این نشانه دعوت بشریت به سوی نعیمی است که از ملکوت تمام آیات خداوند دردنیا و آخرت عظیم‌تر است.
به شما وعده داده‌ایم هرکس این حقیقت را درک کرد؛ همین الآن و درحالی که هنوز در حیات دنیوی به سر می‌برد؛ حلاوت و شیرینی نعیم اعظم و حقیقت رضوان پروردگار را در قلبش احساس می‌کند؛ سپس با خداوند رحمن عهد می‌بندد که تا تحقق یافتن رضوان در نفس خدا؛ راضی نشود؛ اینان بندگانی هستند که در مقام عبودیت، خداوند را آن گونه که شایسته اوست شناخته‌اند. خدا هم آنان را دوست داشته و از آنان راضی است و به مقام قرب خود می‌رساند و با روح رضوان خود در نفسشان آنان را یاری می‌نماید . سپس آنان احساس می‌کنند تا زمانی که نعیمی که از ملکوت دنیا و آخرت عظیم‌تر است محقق نشود و خداوند در نفس خود راضی نباشد؛ راضی نخواهند شد. همانا که دلیل اصرار آنها برای تحقق رضوان خدا در نفسش؛ شدت محبت و حب آنان به پروردگارشان است و می‌گویند:" چطور ما از نعیم مادی و حورالعین لذت ببریم؛ در حالی که محبوب‌ترین چیز نزد ما؛ برای بندگان گمراه و نادم خود که درحال عذاب هستند، متحسر و حزین است؟!"
و دلیل وجود حسرت در نفس خداوند این است که او ارحم الراحمین است؛ ودر تمام ملکوت خدا؛ نمی‌تواند عبدی وجود داشته باشد که از خداوند ارحم الراحمین؛ رحیم‌تر باشد.ای بندگان خدا؛ به خدا قسم اگر پسری یک عمر در برابر مادرش عصیان کرده و در حیات دنیوی او را بزند وسپس مادر، فرزندش را ببیند که در آتش سوزان جهنم فریاد می‌کشد و دریابد فرزندش از این که در برابر او عصیان کرده و او را کتک زده؛ به شدت نادم است؛ چقدر در نفس خود برای فرزندش حسرت خواهد خورد؛ تصور کنید شدت حسرت مادر چقدر است؛ حال گمان می‌کنید شدت حسرت خداوند ارحم الراحمین که از مادر به فرزند رحیم‌تر است چگونه است؟
و ممکن است یکی از مسلمانان بخواهد سؤال کند و بگوید:" ناصر محمد؛ آیا خداوند در نفسش برای بندگان گمراهی که گرفتارعذاب شده‌اند و از کوتاهی‌هایی که درنزد پروردگارشان کرده‌اند نادمند؛ متحسر است؟" مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در پاسخش می‌گوید: عزیز من ؛ آیا به این ایمان داری که خداوند بی شک و تردید و حقاً ارحم الراحمین است؟ جواب روشن است؛ خواهی گفت:" کارت عجیب است ناصر! چه کسی است که باور نداشته باشد خداوند ارحم الراحمین نیست؟ اگر چنین باشد که نسبت به رحمت خدا کافراست؛ تمام مسلمانان در مشرق‌ها و مغرب‌های عالم همگی متفق القول به صفت رحمت خدا در نفسش ایمان داشته و خداوند را ارحم الراحمین می‌دانند؛ میان بندگان خدا؛ بنده‌ای نیست که بیش از خداوند نسبت به بندگانش رحم داشته باشد؛ این موضوعی است که مسلمانان بر سر آن هیچ جدالی ندارند". امام مهدی در پاسخش می‌گوید: راست گفتی عزیز من وعقیده‌ی همه‌ی مسلمانان درمورد ارحم الراحمین بودن خداوند درست است. پس بیا عقل و منطق را به کار بگیریم. از آنجا که خداوند حقاً ارحم الراحمین است؛ پس حتما و بی هیچ شک وتردیدی برای بندگانی که به دور از ظلم؛هلاک‌شان کرده متحسراست؛ خداوند با آنان ظلم نکرده، چون آنها خودشان رسولان پروردگار را تکذیب می‌کردند و فرستادگان خداوند برعلیه آنان دعا می‌نمودند و پروردگارشان نیزوعده خود به رسولانش را عملی نموده و دعای آنان را اجابت می‌کرد؛ پس آن مردم گرفتار صیحه شده و از معذبینی می‌شدند که به خاطر کوتاهی در نزد پروردگار نادمند؛ حال جواب عقل و منطق چیست؟ خواهید دید که عقل‌تان فتوا داده و به شما می‌گوید: چون خداوند ارحم الراحمین است؛ پس باید برای بندگان گمراه و نادم خود که از عذاب شوندگان هستند متحسر باشد و حزن خداوند به دلیل صفت رحمت عظیم خدا در نفس اوست چون خداوند ارحم الراحمین است. این جواب عقل و منطق است؛ حال بیایید ببینیم آیا خداوند در آیات محکم کتابش این جواب عقل و منطق را تصدیق می‌کند؟ جواب را مستقیم به پروردگار می‌سپاریم . خداوند در آیات محکم کتابش فتوا می‌دهد برای بندگان گمراهش که گرفتار عذاب شده‌اند و از کوتاهی‌های خود در نزد پروردگار پشیمانند؛ متحسر و حزین است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].
{فقط یک صیحه بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲) }
اینجاست که خردمندان درنگی کرده و نزد خود تدبر نموده و می‌گویند: برای ما روشن شد که بعد از آن که صیحه، به حق بربندگان گمراه فرود آمد وآنان از کوتاهی در نزد پروردگار پشیمان شدند تا جایی که از شدت ندامت دستشان را می‌گزیدند؛ خداوند ارحم الراحمین برایشان متحسر و حزین می‌شود و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّ‌سُولِ سَبِيلًا ﴿٢٧﴾ يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿٢٨﴾ لَّقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ‌ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿٢٩﴾} [الفرقان].
{روزی را که ستمکار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان می‌گزد و می‌گوید: «ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم! (۲۷) ای وای بر من، کاش فلان را دوست خود انتخاب نکرده بودم! (۲۸) او مرا از ذکر-قرآن- گمراه ساخت بعد از آنکه به سراغ من آمده بود!» و شیطان همیشه خوارکننده انسان بوده است! (۲۹)}
و به خاطر کوتاهی‌ در نزد پروردگار متحسر و نادم می‌شوند و تک تک‌شان می‌گویند:
{يَا حَسْرَتَي علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم [الزمر:56].
{افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم!»}
و از آنجا که آنها به خاطر کوتاهی‌ در نزد پروردگارشان، نادمند؛ حتماً خداوند ارحم الراحمین برای آنها متحسر و حزین است؛ وبعد از آن که آنان در نزد خود حسرت می‌خورند که چقدر در نزد پروردگارشان کوتاهی کرده‌اند؛ خداوند نیز در نفسش برای‌شان متحسر می‌گردد؛ پس خردمندان به این نتیجه حتمی رسیده و تک تک‌شان می‌گویند:"پس در این صورت ما از جنت النعیم و حورالعین چه می‌خواهیم در حالی که محبوب‌ترین چیز نزد ما یعنی خداوند ارحم الراحمین متحسر و حزین است؟ چطوراز جنت نعیم و حورالعین لذت ببریم درحالی که حبیب ما متحسر و حزین است؟ هیهات هیهات"! سپس گریه کرده و به دنبال آن نوبت بستن عهد و میثاق در نفس‌شان می‌رسد و تک تک‌شان می‌گویند:" به خداوند بزرگ قسم به جنت نعیم و حورالعیم راضی نخواهم شد تا خداوند نعیم اعظم خود را برایم محقق سازد و در نفسش راضی شده و متحسر وحزین نباشد" و اگر خداوند برای بندگان مرد و زن خود این امر را محقق نسازد؛ پیش خود این سؤال را مطرح می‌کنند که: " اگر خداوند نعیم رضوان نفس خود را برای ما محقق نمی‌کند؛ پس برای چه ما را آفریده است؟ چون ما تا زمانی که حبیب‌مان متحسر و حزین است به جنت نعیم و حورالعین راضی نخواهیم شد؛ پس فایده اینها چیست؟ آیا خداوند برای خوردن و آشامیدن و لذت بردن ازجنت نعیم و حورالعین و قصرهای آن ما را آفریده است!" پس جواب درباره حکمت خلقت آنها را، مستقیما به پروردگارشان می‌سپاریم:
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56].
{ جن و انس را نیافریدم مگر برای این که مرا عبادت کنند}
ای عزیزان من؛ بی‌تردید تمام کسانی که رضوان خدا را عبادت می‌کنند؛ چیزی رابا خدا شریک نمی‌گیرند، ولی گروهی از آنان از رضوان خدا به عنوان وسیله‌ای برای نجات از آتش وورود به بهشت استفاده می‌کنند؛ و برخی هم رضوان خدا غایت‌شان است؛ اینها هستند که خداوند با ملکوت دنیا و آخرتش آنها را راضی نمی‌کند تا خود راضی شود؛ وچگونه خداوند راضی می‌شود؟ این محقق نخواهد شد تا این که بندگانش را مشمول رحمتش فرماید.
ای بندگان خدا! هرکس رضوان خدا را به عنوان غایت خود درنظر گرفته بداند که خداوند از کفر بندگنش راضی نیست و شکرگزار بودن‌شان او را راضی می‌کند. پس مشتاق و حریص هدایت تمام امت باشید و تلاش کنید مردم به امتی واحد در صراط مستقیم بدل شوند، تا به این ترتیب رضوان خداوند در نفسش محقق گردد؛ و بدانید که شیاطین جن و انس از رضوان خداوند بیزارند واز آن کراهت دارند و برای همین می‌بینید که شب وروز تلاش می‌کنند از مردم امتی کافر بسازند تا همراه آنها همگی وارد آتش جهنم شوند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً} صدق الله العظيم [النساء:89].
{ آنان آرزو می‌کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوی یکدیگر باشید.}
انصار عزیزم؛ آرزو نکنید خداوند برای یاری و نصرت شما بر تکذیب کنندگان؛مردم را عذاب کند چرا که درمیان آنها برخی گمراه شده‌اند؛ پس فایده‌ی این که خدا شما را یاری کرده و تکذیب کنندگان گمراه را هلاک نماید چیست ؟ آنها پشیمان می‌شوند که کاش دعوت به حکمیت بر اساس- فرامین- خدا را پذیرفته بودند و سپس خداوند هم بعد ازاین که هلاک‌شان کرد و از معذبین شدند، برای آنان متحسر می‌گردد. لذا این چه فایده‌ای دارد؟ پس اگر رضوان خدا را عبادت کرده و آن را غایت خود می‌دانید؛ تلاش کنید تمام امت‌ها را نجات دهید و در برابر آزار آنان -هرچه که باشد- صبر پیشه کنید، مگر این که قصد جان‌تان را بکنند؛ اینجا دفاع از نفس بر شما واجب است؛ اما در آرزوی رویارویی با کافران و ریختن خون آنها به دست شما ویا ریختن خون شما به دست آنان نباشید تا به شهادت برسید. همانا که این غایت کسانی است که رضوان خدا بر خود را وسیله تحقق بهشت می‌دانند که نصیب‌شان خواهد شد چرا که خداوند خلف وعده نمی‌کند. ولی عبادت آنها تجارتی است میان آنها و پروردگارشان و خداوند جان و مال آنها را در قبال بهشت از آنان می‌خرد. اما قومی که محبوب خداوند و محب او(یحبهم الله و یحبونه) رضوان خدا را به عنوان غایت خود برگزیده و آرزوی شهادت در راه خدا در رویارویی با کافران را نمی‌کنند، مگر مجبور شوند تا از خود دفاع کنند. بلکه این گروه- محبوبان خدا و محبان او-عبادت خود برای پروردگارشان را کاملا از مادیات پاک و مطهر کرده‌اند و برای همین پروردگارشان با ملکوت دنیا و آخرت راضی‌شان نمی‌کند تا این که خود در نفسش متحسر و حزین نباشد. همانا که تحقق رضوان نفس پروردگارشان؛ نعیمی است که از ملکوت دنیا و آخرت بزرگ‌تر است و لذا نمی‌پذیرند ملایکه آنان را به سوی بهشت سوق دهند و می‌گویند:" ما می‌خواهیم نعیمی که از این بهشت بسیار بزرگ‌تر است محقق گردد". پس خداوند به ملایکه فرمان می‌دهد تا آنها را بر منابر نور گرد آورده و به سوی ذات خداوند بالا ببرند تا بر اساس درجات‌شان در فاصله‌های متفاوتی از حجاب وجه خداوند تعالی قرار گیرند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا} صدق الله العظيم [مريم:85].
{ در آن روز که پرهیزگاران را دسته جمعی بسوی خداوند محشور می‌کنیم...}
سپس پروردگارشان از ورای حجاب آنها را مورد خطاب قرار می‌دهد طوری که تمام بندگان جن و انس و ملایکه کلام او را می‌شنوند. خداوند به آنان می‌فرماید: پروردگارتان بر خود چنین فرض نموده که اگر از کسی راضی بود؛ بر پروردگارش است که او را راضی کند. تصدیق وعده پروردگارتان در آیات محکم کتابش:
{رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ} صدق الله العظيم [المائدة:119].
{ خداوند از آنان راضی و آنها از او راضیند}
آیا از این که وارد بهشت‌تان کرده و از آتش حفظ‌‌تان کردم؛ راضی نیستید؟ آیا نمی‌بینید چقدر بهشت من بزرگ است؟ و جواب آنها به پروردگارشان جز این نیست که:" هیهات ...هیهات... ما قبل از این که نعیم اعظم را برای‌مان محقق فرمایی، یعنی راضی شوی؛به این-نعیم جنت خداوند- راضی نمی‌شویم" بین آنان و پرودگارشان گفتگویی طولانی رخ می‌دهد که تمام خلایق می‌شنوند. تا این که بزرگ‌ترین شگفتی در کتاب رخ می‌دهد و بندگان نادم خداوند این شگفتی بزرگ را با صدای خداوند سبحان از ورای حجاب می‌شنوند و سپس به میهمانان مکرم خداوند رحمن می‌گویند:
{قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العظيم [سبأ:23].
{پروردگارتان چه گفت؛ می‌گویند: «حقّ را و اوست بلندمقام و بزرگ‌مرتبه }
ای بندگان خدا! خداوند از فرازعرش عظیمش شاهد فتوایی است که برای شما می‌دهم هیچ یک از انبیا ورسولان و پیروان‌شان و امام مهدی و پیروانش حق شفاعت برای بنده در پیشگاه رب المعبود را ندارند؛ بلکه شفاعت؛همه برای خداست و رحمتش در برابر غضبش شفاعت بندگانش را می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} صدق الله العظيم [الزمر:44].
{ بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند}
ممکن است یکی از کسانی که نمی‌خواهند سخن را بفهمند، بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ آیا شفاعت کردن را برای انبیا و رسولان خدا حرام و برای خودت و انصارت حلال می‌کنی؟"پس مهدی منتظر در پاسخش می‌گوید: پناه برخدا که امام مهدی ناصر محمد یمانی جرأت کند حتی برای مادر یا پدرش شفاعت نماید؛ در این صورت جز خدا ولی و نصیری-برای نجات از آتش- نخواهم داشت؛ من که بیش از خداوند ارحم الراحمین نسبت به مادر و پدرم رحم ندارم. ای مردم شما را چه می‌شود که نمی‌خواهید موضوع را درک کنید! همانا که میهمانان مکرمی که بر بالای منابر نور در پیشگاه پروردگاررحمن گرد آورده می‌شوند؛ برای احدی از بندگان خدا شفاعت نمی‌کنند ؛ این در حد و شأن آنها نیست و شایسته نیست چنین کنند. بلکه آنها با پروردگارشان بر سر تحقق نعیمی که از ملکوت دنیا و آخرت -هرچقدر هم که این نعیم مادی بزرگ باشد- محاجه می‌کنند و تا زمانی که رضوان نفس پروردگارشان محقق نشود؛این نعیم مادی برای‌شان ارزشی ندارد. خداوند به آنان اجازه می‌دهد تا از ورای حجاب با پروردگارشان سخن گویند وراضی می‌شود و با تحقق رضوان خدا در نفسش؛ شفاعت محقق می‌گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم [النجم:26].
{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد-تا سخن بگوید- و(در نفس خود)راضی شود }
لذا راز شفاعت؛ تحقق رضوان در نفس خداوند تعالی است و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم.
{و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد-تا سخن بگوید- و(در نفس خود)راضی شود }
به خاطر نا آگاهی از راز و چگونگی شفاعت در نفس خدا؛ عقیده به شفاعت-بنده در پیشگاه رب المعبود- اساسی‌ترین عامل شرک به خدا در بسیاری از امت‌ها گردید و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [يوسف:106].
{ اکثر آنها ایمان نمی‌اورند مگر آلوده به شرک}
وخداوند تعالی می‌فرماید:
{وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لا يَعْلَمُ فِي السَّمَوَاتِ وَلا فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [يونس:18].
{و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمانها و زمین از آن بي خبر است ؟ منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند! }
من امام مهدی حق پروردگارتان، خدا را بر شما شاهد می‌گیرم
و به حق فتوا می‌دهم کسانی که معتقد به شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود هستند؛ به خدا شرک آورده‌اند وبه خاطر اعتقاد به شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود؛ جز خدا برای خود ولی و نصیری نخواهند یافت. من از کتاب در مورد این عقیده باطل به آنان هشدار می‌دهم، همان طور که تمام انبیا و رسولان خداوند از کتاب این هشدار را داده‌اند؛ امیدوار نباشند که در پیشگاه پروردگار بنده‌ای از بندگان خدا برای آنان شفاعت کند چون پروردگار از تمام بندگانش نسبت به آنان رحیم‌تر است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51].
{ و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
بنگرید که خداوند در آیات محکم کتابش درباره شفاعت چه فتوایی می‌دهد؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
{لَيْسَ لَهُمْ مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم،
{یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
اما کسانی که به خدا ایمان نمی‌آورند مگر این که بندگان مقرب خدا را با او شریک گرفته باشند؛ نسبت به این فتوای پروردگارشان کافرند و به فتوایی غیر از فتوای خداوند مبنی بر نفی شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود ایمان دارند؛ آنها معتقدند در پیشگاه خداوند ولی یا نبی برای آنان شفاعت می‌کند! ولی جز خدا یاور و نصیری نخواهند یافت...
ای بندگان‌ خدا! رحمت خدا در نفسش برای‌تان روشن شد؛ پس چه کسی می‌تواند بیش ازخداوند نسبت به شما رحیم باشد که منتظر هستید در پیشگاه خداوند ارحم الراحمین شفاعت‌تان را بکند! آیا عقل‌تان را بکار نمی‌گیرید؟
شاید یکی از انصار بخواهد بگوید:" امام من؛ به درگاه خداوند دعا کن تا مرا از کسانی قرار دهد که به شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود اعتقاد ندارند". پس امام مهدی در پاسخش می‌گوید: تو با درخواست دعا از بنده‌ای که مثل خودت است؛ به خدا شرک آورده‌ای؛ بین خدا و خودت واسطه‌ای قرار نده؛ همانا که خداوند دعای بنده مؤمن برای برادر مؤمنش را قبول می‌کند؛ اما به شرطی که بدون اطلاع برایش دعا کند و آن بنده از بنده‌ای مانند خودش نخواسته باشد تا برایش دعا کند و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَىٰ قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر].
{و دوزخیان به نگهبانان گویند از پروردگارتان بخواهید که روزی از [روزهای‌] عذاب ما را کاهش دهد (۴۹)گویند آیا چنین نبود که پیامبرانتان معجزاتی برایتان آوردند؟ گفتند چرا [نگهبانان‌] گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌ (۵۰)}
به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
{قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلالٍ} صدق الله العظيم.
{گویند پس(خداوند را) دعا کنید، و دعای کافران ( درخواست از غیر خدا)جز در گمراهی نیست‌}
یعنی از خدا درخواست کنید-به درگاه خداوند دعا کنید- که رحمت او به شما بیش از ماست ودعای کافران به درگاه بندگان و خواندن آنان به جای خدا، جز گمراهی نیست....سبحان الله العظیم؛ چطور با وجود این که در آتش جهنم در حال عذاب شدن هستند، بازهم برای پروردگارشان شریک قایل می‌شوند! علت شرک آنان این است که تصور می‌کنند شرک تنها پرستیدن و عبادت بت‌ها است و لذا در آخرت وقتی برای‌شان روشن شد که پرستیدن بت‌ها گمراهی آشکار بوده است؛ نسبت به آن کافر می‌شوند و نمی‌دانند استفاده از واسطه برای دعا خواندن پروردگار؛ شرک به خداست. برای همین هم چنان نسبت به پروردگار مشرکند و نمی‌دانند و هم چنان از دیدن حق ناتوان و کورند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الإسراء:72].
{ اما کسی که در این جهان (از شناخت حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
اما کسانی که ایمان نمی‌آورند مگر این که آن را به شرک آلوده کرده باشند، خواهند گفت:" از پیروی از ناصر محمد یمانی حذر کنید که او گمراه است و گمراه‌تان می‌کند" امام مهدی در پاسخ آنان می‌گوید: اگر کسی که مردم را به سوی عبادت بدون شرک خداوند یکتا دعوت می‌کند؛ گمراه شده و دیگران را گمراه می‌کند؛ پس حکم را به خدا می‌سپاریم و خواهند دانست کدام یک در راه درست و کدام یک مشرک شده و به بیراهه رفته و تابع هوی و هوس شده است ؛ مانند آن که از آسمان سقوط کرده و پرندگان او را ربوده و یا باد او را به مکان سحیق(جهنم) افکنده باشد. خدایا شاهد باش که ابلاغ کردم؛ خدایا شاهد باش...
ای جماعت انصار؛ چرا می‌بینم که انگاربعضی از شما گرفتار وهن شده و نورتان رو به خاموشی می‌رود؛ از خدا پروا کنید . ما این بیان را برای‌تان نگاشتیم تا خداوند با آن نور شما را کامل گرداند و عده‌ی کثیری از مسلمانان را هدایت فرماید؛ و کسی که خداوند او را با این بیان هدایت نکند؛ تا زمانی که از عقلش استفاده نکند؛ابداً هدایت نخواهد شد؛ آیا بعد از حق؛ جز گمراهی چیزی هست؟ خدایا شاهد باش که ابلاغ کردم؛ خدایا شاهد باش...
خداوندا؛ احمد سودانی را عامل فتنه مؤمنان مگردان؛ پروردگارا احمد سودانی را عامل خیر برای اسلام و مسلمین قرار ده و بعد از این که هدایت شد؛ او را گرفتار فتنه مکن و رحمت تو به او بیش از بنده توست و وعده تو حق است و ارحم الراحمینی. عزیزان من؛ مشتاق و حریص نجات برادرتان باشید و در برابرش صبر پیشه کنید و با او با احترام وکرامت سخن بگویید؛ پروردگارا او را مورد مغفرت خود قرار ده و به او رحم کن و وعده تو حق است و تو ارحم الراحمینی...
وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 47960 من الموضوع: بيان الإمام المهديّ إلى قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه..






[ لمتابعة رابط المشـاركـــة الأصليَّة للبيــــان ]
الإمام ناصر محمد اليماني
28 - 07 - 1433 هـ
18 - 06 - 2012 مـ
04:51 صباحاً
ــــــــــــــــــــ


بيان الإمام المهديّ إلى قومٍ يحبّهم الله ويحبّونه..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمدٍ وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار في كل دهر ما تعاقب الليل والنهار إلى اليوم الآخر..

ويا حبيبي في الله أحمد السوداني، لماذا لم يؤلف الله بين قلبك وقلوب الأنصار؟ فإنّهم والله ليحبّون بعضهم بعضاً حبّاً شديداً أكثر من حبّهم لآلهم وذويهم إلا من كان من أهلهم على نهجهم، وإنّما اجتمعوا على حبّ الله، وأراك تتعدّى عليهم بغير الحقّ وتصف بعضهم بأصحاب الأنفس المريضة! فهل هذه هي المحبة في الله في نظرك؟ ويا رجل فما هي مشكلتك؟ فإمّا إنّك لم تبلغ بعد إلى مستوى اليقين بحقيقة اسم الله الأعظم وإنّما تظنّ أنّ ناصر محمد اليماني قد يكون هو المهديّ المنتظَر ونعم الظنّ لو يتلوه اليقين، ألا والله الذي لا إله غيره إنك لن توقن أنّ الإمام المهديّ هو حقاً ناصر محمد اليماني حتى توقن بحقيقة اسم الله الأعظم الذي جعله الله صفةً لرضوان نفسه على عباده.

ألا والله الذي لا إله غيره إنّ أعظم آيةٍ أمدها الله لعبدٍ في الوجود إنّها الآية التي أيّد الله بها المهديّ المنتظَر أن يدعو البشر إلى النعيم الأعظم من ملكوت آيات الله أجمعين في الدنيا والآخرة.

ومن ثمّ وعدناكم أنّ من أدرك هذه الحقيقة بأنّه ومن الآن وهو لا يزال في الحياة الدنيا سوف يجد حلاوة النعيم الأعظم حقيقة رضوان الربّ في القلب، ومن ثمّ يتخذ عند الرحمن عهداً أنه لن يرضى حتى يتحقق رضوان الله في نفسه، أولئك قدروا ربهم حقّ قدره في العبوديّة فأحبّهم ورضي الله عنهم وقربهم وأمدّهم بروحٍ من رضوانه إلى أنفسهم، ومن ثمّ يشعرون أنّهم لن يرضوا في أنفسهم حتى يتحقق لهم النعيم الأعظم من ملكوت الدنيا والآخرة فيرضى الله في نفسه، وإنما سبب إصرارهم حتى تحقيق رضوان الله في نفسه هو من شدّة حبّهم لربهم فيقولون: "وكيف لنا أن نستمتع بالنعيم المادي وحور العين وأحب شيء إلى أنفسنا متحسرٌ وحزينٌ على عباده الضالين النادمين المعذّبين!؟".
وسبب الحسرة في نفس الله هو لأنه هو أرحم الراحمين، فلا ينبغي أن يوجد في العبيد في ملكوت الله من هو أرحم من الله أرحم الراحمين، ويا عباد الله وتالله لو أنّ أمّاً عصاها ولدها وضربها في الحياة الدنيا ومن ثمّ رأته يصرخ من عذاب الحريق في نار جهنم وعلمت بشديد ندم ولدها على عصيانها وضربها فتصوروا كم مدى حسرتها في نفسها على وليدها، فما ظنّكم بحسرة من هو أرحم من الأمّ بولدها الله أرحم الراحمين؟

ولربّما يودّ أن يقاطعني أحد السائلين من المسلمين فيقول: "يا ناصر محمد، وهل الله يتحسر في نفسه على عباده الضالين المعذَّبين النادمين على ما فرطوا في جنب ربهم؟". ومن ثمّ يردُّ عليه المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني وأقول: يا حبيبي في الله، فهل تؤمن أنّ الله هو حقاً أرحم الراحمين لا شك ولا ريب؟ ومعلوم الجواب علينا فسوف يقول: "عجب أمرك يا ناصر! فمن لا يؤمن أنّ الله هو أرحم الراحمين فقد كفر برحمة الله؛ بل جميع المسلمين في مشارق الأرض ومغاربها متّفقون على عقيدة صفة الرحمة في نفس الله أنّه هو أرحم الراحمين، فلا يوجد بين عباده الرحماء من هو أرحم من الله بعباده، فهذا شيء لا جدال فيه بين المسلمين أجمعين". ومن ثمّ يردُّ الإمام المهديّ وأقول: صدقت يا حبيبي في الله وصدق جميع المسلمين في عقيدتهم أنّ الله هو أرحم الراحمين، فتعالوا لنجرب العقل والمنطق، فبما أنّ الله هو حقاً أرحم الراحمين فحتماً لا شك ولا ريب أنّه متحسرٌ على عباده الذين أهلكهم الله بغير ظلمٍ منه؛ بل كذبوا برسل ربهم فدعوا عليهم الله فاستجاب لهم ربهم ولن يخلف وعده لرسله، ومن بعد أن أخذتهم الصيحة فصاروا من المعذَّبين النادمين على ما فرّطوا في جنب ربهم، فما هو جواب العقل والمنطق؟ ولسوف تجدون عقولكم تفتيكم بالحق فتقول لكم: فبما أنّ الله هو أرحم الراحمين فلا بد أنّه متحسر وحزين على عباده الضالين المعذَّبين النادمين على ما فرطوا في جنب ربهم، وسبب تحسر الله وحزنه هو بسبب صفة عظيم الرحمة في نفس الله فهو أرحم الراحمين. وهذا هو جواب العقل والمنطق، فتعالوا لننظر جواب العقل والمنطق هل يصدقه الله في محكم الكتاب؟ ونترك الجواب من الربّ مباشرة يفتيكم في محكم كتابه أنّه متحسرٌ وحزين على عباده الضالين المعذَّبين النادمين على ما فرطوا في جنب ربهم. وقال الله تعالى:
{إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَ‌ةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّ‌سُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَ‌وْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُ‌ونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْ‌جِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُ‌ونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].

وهنا يتوقف أولو الألباب للتفكر مع أنفسهم ومن ثمّ يقولون: لقد تبيّن لنا أنّ أرحم الراحمين متحسرٌ وحزينٌ على عباده الضالين النادمين من بعد أن أخذتهم الصيحة بالحقّ ومن ثمّ ندموا على ما فرطوا في جنب ربهم ويعضّون على أيديهم من شدة الندم. وقال الله تعالى:
{وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّ‌سُولِ سَبِيلًا ﴿٢٧﴾ يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا ﴿٢٨﴾ لَّقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ‌ بَعْدَ إِذْ جَاءَنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا ﴿٢٩﴾} [الفرقان].

وصاروا متحسرين ونادمين على ما فرّطوا في جنب ربهم فيقول كلٌ منهم:
{يَا حَسْرَتَي علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ} صدق الله العظيم [الزمر:56].

وبما أنّهم صاروا نادمين على ما فرّطوا في جنب ربّهم فحتماً الله أرحم الراحمين متحسر عليهم وحزين، وإنما الحسرة في نفس الله تأتي من بعد أن جاءت الحسرة في أنفسهم على ما فرّطوا في جنب ربهم، ومن ثمّ يخرج أولو الألباب بنتيجة حتمية فيقول كلٌ منهم: "إذاً فماذا نبغي من جنات النعيم والحور العين وأحبّ شيء إلى أنفسنا الله أرحم الراحمين متحسر وحزين؟ فكيف نستمتع بالنعيم والحور العين وحبيبنا متحسر وحزين؟ هيهات هيهات". ومن ثمّ يبكون، ومن ثمّ يأتي العهد والميثاق إلى أنفسهم فيقول كلٌ منهم: "أقسم بالله العظيم لن أرضى بجنات النعيم والحور العين حتى يحقق الله لي النعيم الأعظم فيرضى في نفسه لا متحسراً ولا حزيناً". وإذا لم يحقق الله لعبده وأمَته ذلك فسوف يجدون في أنفسهم سؤالاً آخر فيقولون: "فإذا لم يحقِّق الله لنا نعيم رضوان نفسه فلماذا خلقنا كوننا لن نرضى بجنات النعيم والحور العين وحبيبنا متحسر وحزين، فما الفائدة؟ فهل خلقنا الله من أجل أن نأكل ونشرب ونستمتع بنعيم الجنة وحورها وقصورها!". ومن ثمّ نترك الجواب بالحقّ عن الحكمة من خلقهم من ربهم مباشرة:
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56].

ويا أحبتي في الله، إنّ جميع الذين يعبدون رضوان الله لا يشركون به شيئاً، ولكنّ منهم من يتخذ رضوان الله وسيلةً لكي ينقذه من ناره ويدخله جنته، ومنهم من يتخذ رضوان الله غايةً أولئك لن يرضيهم الله بملكوت الدنيا والآخرة حتى يرضى، وكيف يرضى الله؟ فلن يتحقق ذلك حتى يدخل عباده في رحمته فيرضى.

ويا عباد الله فمن كان يتخذ رضوان الله غاية فاعلموا أنّ الله لا يرضى لعباده الكفر بل يرضى لهم الشكر، فاحرصوا على هدى الأمّة كلها، فاسعوا لتجعلوا الناس أمّةً واحدةً على صراطٍ مستقيمٍ ليتحقق رضوان الله في نفسه، واعلموا أنّ الشياطين من الجنّ والإنس كرهوا رضوان الله ولذلك تجدونهم يسعون الليل والنهار ليجعلوا الناس أمّةً واحدةً على الكفر حتى يكونوا معهم سواء في نار جهنم. وقال الله تعالى:
{وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً} صدق الله العظيم [النساء:89].

ويا أحبتي الأنصار لا تتمنّوا العذاب للناس لكي ينصركم على المكذبين منهم الضالّين، فما الفائدة؟ فإن نصركم الله وأهلك المكذبين الضالّين فسوف يندمون لو أنّهم استجابوا لدعوة الاحتكام إلى الله ومن ثمّ يتحسر عليهم ربهم من بعد أن يهلكهم ويكونوا من المعذَّبين، إذاً فما الفائدة يا أحبتي في الله؟ فإن كنتم تعبدون رضوان الله غايةً فاسعوا لإنقاذ الأمّة كلها واصبروا على أذاهم مهما كان إلا أن يمدوا أيديهم لقتالكم فهنا وجب عليكم الدفاع عن أنفسكم، ولكن لا تتمنوا لقاء الكفار لتسفكوا دماءهم ويسفكوا دماءكم لكي تنالوا بالشهادة، وإنما تلك غاية الذين يتخذون رضوان الله عليهم وسيلة لتحقيق الجنة ولهم ذلك إنّ الله لا يخلف الميعاد، ولكن عبادتهم هي تجارةٌ بينهم وبين ربهم وقد اشترى منهم أنفسهم وأموالهم بأنّ لهم الجنة، ولكن قوماً يحبّهم الله ويحبّونه سوف يتخذون رضوان الله غاية ولذلك لا يتمنون الشهادة في سبيله بلقاء الكافرين إلا أن يُجْبَروا على ذلك للدفاع عن أنفسهم؛ بل هدف قوم يحبّهم الله ويحبّونه قد تطهرت عبادتهم لربّهم من المادة تطهيراً ولذلك لن يرضيهم ربهم بملكوت الدنيا والآخرة حتى يرضى في نفسه لا متحسراً ولا حزيناً، ألا وإن تحقيق رضوان نفس ربهم هو النعيم الأعظم من ملكوت الدنيا والآخرة أولئك رفضوا أن تسوقهم الملائكة إلى جنات النعيم وقالوا: "بل نريد تحقيق النعيم الأعظم منها". ومن ثمّ أمر الله ملائكته أن يحشروهم على منابر من نور ليرفعهم إلى ذات الله فيرتقوا إلى درجات متفاوتة من حجاب وجهه تعالى. تصديقاً لقول الله تعالى:
{يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا} صدق الله العظيم [مريم:85].

ثم يخاطبهم ربُّهم من وراء الحجاب على مسمع من عبيد الله بالملكوت من الجنّ والإنس والملائكة ثم يقول لهم: لقد كتب ربكم على نفسه عهداً لذاته أنّ من رضيت عنه كان حقاً على ربه أن يرضيه تصديقاً لوعد ربكم في محكم كتابه:
{رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ} صدق الله العظيم [المائدة:119]. أفلا يرضيكم أن أدخلكم جنتي وأقيَكم ناري؟ أفلا ترون أنّ جنتي ذات نعيمٍ عظيمٍ؟ وما كان جوابهم على ربهم إلا أن قالوا: "هيهات.. هيهات أن نرضى بذلك قبل أن تحقق لنا النعيم الأعظم من ذلك فترضى". وصار بينهم وبين ربهم تبادل حديثٍ طويلٍ على مسمع من الخلائق حتى تحدث أكبر مفاجأة في الكتاب فسمع النادمون المفاجأة الكبرى بصوت الله سبحانه من وراء الحجاب ومن ثمّ قالوا لوفد الرحمن المكرمين: {قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ} صدق الله العظيم [سبأ:23].

ويا عباد الله، أُشهِد الله على فتواي إليكم من فوق عرشه العظيم أنه لا ينبغي لكافة الأنبياء والمرسلين وأتباعهم ولا للإمام المهديّ وأتباعه الشفاعة للعبيد بين يدي الربّ المعبود
بل لله الشفاعة جميعاً، فتشفع لعباده رحمته في نفسه من عذابه. تصديقاً لقول الله تعالى: {قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعاً لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} صدق الله العظيم [الزمر:44].

ولربّما يودّ أن يقاطعني أحد الذين لا يفقهون قولاً فيقول: "يا ناصر محمد اليماني، فهل تحرّم الشفاعة على الأنبياء والرسل وتحلّها لك ولأنصارك؟". ومن ثمّ يردُّ عليه المهديّ المنتظَر وأقول: أعوذ بالله أن يتجرأ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني ليشفع حتى لأمّه أو أبيه، إذاً فلن أجد لي من دون الله ولياً ولا نصيراً، فلست بأرحم بأمي وأبي من الله أرحم الراحمين. فما خطبكم يا قوم لا تكادون أن تفقهون حديثاً! وإنما الوفد المكرمون الذين يتمّ حشرهم إلى الرحمن وفداً على منابر من نور لن يسألوا من الله الشفاعة لأحدٍ من عبيد الله وما ينبغي لهم؛ بل يحاجّون ربهم في تحقيق النعيم الأعظم فيرضى كون رضوان نفس ربهم هو النعيم الأعظم من ملكوت الدنيا والآخرة مهما بلغ النعيم المادي فلا يساوي لديهم شيئاً ما لم يتحقق رضوان نفس ربهم ويأذن الله لهم بالخطاب بينهم وبين ربهم من وراء الحجاب ويرضى، ثم تتحقق الشفاعة بتحقيق رضوان نفس الله. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم [النجم:26].

إذا سرّ الشفاعة هو في تحقيق رضوان نفس الله تعالى. ولذلك قال الله تعالى: {وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظيم. وبسبب عدم فهم سرّ الشفاعة في نفس الله كانت عقيدة الشفاعة هي السبب الرئيسي لشرك كثير من الأمم. وقال الله تعالى: {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [يوسف:106].

وقال الله تعالى:
{وَيَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لا يَعْلَمُ فِي السَّمَوَاتِ وَلا فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [يونس:18].

وأشهد الله عليكم أنّي الإمام المهديّ الحقّ من ربكم أفتيتُكم بالحقّ أنّ الذين يعتقدون بشفاعة العبيد للعبيد بين يدي الربّ المعبود أنّهم قد أشركوا بالله ولن يجدوا لهم من دون الله ولياً ولا نصيراً بسبب عقيدة الشفاعة للعبيد بين يدي الربّ المعبود، وأنذرهم من تلك العقيدة الباطلة كما أَنْذَرَهُم بالكتاب كافةُ الأنبياء والمرسلين أن لا يرجون من ربهم أن يشفع لهم عبدٌ بين يديه وهو أرحم بهم من عبيده أجمعين. وقال الله تعالى:
{وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:51].

فانظروا لفتوى الله في محكم كتابه عن الشفاعة:
{لَيْسَ لَهُمْ مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ} صدق الله العظيم، ولكن الذين لا يؤمنون بالله إلا وهم مشركون به عبادَه المقربين كفروا بفتوى ربهم واعتقدوا بغير فتوى الله في نفي شفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود؛ بل يعتقدون بين يدي الله بوَليٍّ أو نبيٍّ يشفع لهم بين يدي الله! ولن يجدوا لهم من دون الله ولياً ولا نصيراً.

ويا عباد الله قد بيّنا لكم رحمة الله في نفسه فمن ذا الذي هو أرحم بكم من الله حتى ترجون شفاعته بين يدي الله أرحم الراحمين! أفلا تعقلون؟
ولربّما يودّ أحد الأنصار أن يقول: "يا إمامي ادْعُ الله أن يجعلني من الذين لا يعتقدون بشفاعة العبيد بين يدي الربّ المعبود". ومن ثمّ يردُّ عليه الإمام المهديّ وأقول: قد أشركت بالله بطلبك الدعاء من عبد مثلك، فلا تجعل بينك وبين الله وسيط، وإنما يجيب الله دعوة المؤمن لأخيه المؤمن حين تكون عن ظهر الغيب ومن غير طلب الدعاء من عبد مثله. وقال الله تعالى:
{وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ‌ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَ‌بَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿٤٩﴾ قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُ‌سُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَىٰ قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِ‌ينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [غافر].

فانظروا لقول الله تعالى:
{قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلالٍ} صدق الله العظيم. أي فادعوا الله هو أرحم بكم منا وما دعاء الكافرين عباده من دونه إلا في ضلال. ويا سبحان الله العظيم فكيف أنهم لا يزالون مشركين بربهم وحتى وهم يتعذبون في نار جهنم! وسبب شركهم هو أنهم ظنوا إنما الشرك فقط عبادة الأصنام وإنهم قد كفروا بها في الآخرة حين تبيّن لهم أنهم كانوا على ضلالٍ مبينٍ، فهم لا يعلمون إن استخدام الوساطة في دعاء الله شرك بالله. إذاً فهم لا يزالون مشركين بربهم وهم لا يعلمون أنهم لا يزالون عميان عن الحقّ. وقال الله تعالى: {وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الإسراء:72].

ولكن الذين لا يؤمنون بالله إلا وهم مشركون سوف يقولون: "احذروا اتّباع ناصر محمد اليماني فإنه ضالٌ مضلٌ". ومن ثمّ يردُّ عليهم الإمام المهديّ وأقول: فإذا كان من يدعو إلى الله وحده لا شريك له قد صار ضالاً مضلاً فالحكم لله، ولسوف تعلمون أيُّنا على الصراط السوي وأيُّنا أشرك بالله فغوى وهوى وكأنّما خرَّ من السماء فتخطّفه الطير أو تهوي به الريح إلى مكانٍ سحيقٍ، اللهم قد بلغت اللهم فاشهد.

ويا معشر الأنصار، ما لي أرى وكأنه أصاب بعضكم الوهن وخبا نوره، فاتقوا الله وقد كتبنا لكم هذا البيان ليتمّ الله به نوركم ويهدي به كثيراً من المسلمين، ومن لم يهدِه الله بهذا البيان فلن يهتدي إذاً أبداً ما دام لا يستخدم عقله شيئاً. وهل بعد الحقّ إلا الضلال؟ اللهم قد بلغت اللهم فاشهد..

اللهم لا تجعل أحمد السوداني فتنةً للمؤمنين، اللهم فاجعل أحمد السوداني سبب الخير للإسلام والمسلمين، ولا تفتنه بعد إذ هديته وأنت أرحم به من عبدك ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين. فاحرصوا على إنقاذ أخيكم أحبتي في الله واصبروا عليه وقولوا له قولاً كريماً، ربِّ اغفر له وارحمه ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين.

وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
ـــــــــــــــــــــ