- 1 -
الإمام ناصر محمد اليماني
26 - 04 - 1430 هـ
22 - 04 - 2009 مـ
09:21 مساءً
_______



وقت خروج دجال از کتاب- قرآن عظیم- ..


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين النَّبي الأميّ الأمين وآله الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..



برادر گرامی؛ همانا که خداوند امام مهدی را با بیان حق قرآن عظیم برانگیخته و او با علم و منطقی که در دنیای واقعی و حقیقی وجود دارد با آنها جهادی بزرگ می‌کند. من از خواسته‌ها و امیال آنان پیروی نمی‌کنم و آن را-قرآن- برای مردمی که عالمند روشن می‌سازم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


{وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيات وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (105)} صدق الله العظيم [الأنعام:105].

{ و این چنین ما آیات خود را گونه گون می‌‌آوریم؛ برای این که بگویند: اینها را-از جایی- یاد گرفته‌ای وبرای این که آن را برای عالمان روشن گردانیم}

درمورد بیان علمی ازقرآن؛ در این مجال تنها اهل علم آن را درک می‌کنند و می‌بینند حق است و از نزد پروردگار آمده است و راه خداوند حمید را نشان می‌دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن ربّك هُوَ الحقّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (6)} صدق الله العظيم [سبأ:6].
{آنان كه از دانش برخوردارى يافته‌اند مى‌بینند كه آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است حق است و به راه خداى عزیز و حمید راه مى‌نمايد}

پس اگر از عالمان باشی؛ برایت روشن خواهد شد که این بیان از نظرمنطقی و علمی حق است؛ خداوند قرآن را مرجع دقیق علوم عالم وجود قرار داده و ما از علوم نسبی پیروی نمی‌کنیم؛ من ازهرچیزی که در علوم نسبی برخلاف علوم قرآنی در مورد عالم وجود(کون) باشد؛ پیروی نمی‌کنم. برای مثال موضوع دوران و چرخش خورشید زمانی کشف شد که یکی ازعلمای نجوم لکه سیاهی را روی سطح خورشید مشاهده کرد؛ این لکه پنهان شد و بعد از ۲۵ روز لکه دیگری ظاهر گردید و گمان کرد خورشید در این مدت یک بار دور خود چرخیده است.او گمان کرد این لکه ثابت و همان لکه‌ای است که قبلا دیده است و دانسته‌های خود را بر همین اساس منتشر نمود. اما متوجه شدند که لکه‌های خورشیدی متعددند و ظاهر و مخفی می‌شوند و گمان آن دانشمند نجوم غلط از آب درآمد که فکر می‌کرد یک لکه ثابت روی سطح خورشید است و بر اساس ظهور مجدد آن لکه روی سطح خورشید فرضیه علمی خود در مورد مدت زمان چرخش خورشید به دورخودش (حرکت وضعی) را پایه ریزی کرده بود. اما روشن شد در سطح خورشید لکه‌های متعدد وجود دارند- نه یک لکه -که ظاهر و مخفی می‌شوند

قرآن عظیم روشن می‌کند که سرعت ماه بیش از خورشید است؛ اما آنها سرعت خورشید را بیشتر دانستند چون می‌گویند خورشید در عرض ۲۵ روز؛ یک دور به دور خودش می‌چرخد ولی من این امر را رد کرده و به حق از کتاب برهان آوردم و سال شمسی در خود آفتاب و سال قمری در خود ماه را برای‌شان تشریح کرده و آن را به حق ثابت نمودم. و الحمدلله که آنها در سطح خورشید لکه‌های متعدد پیدا کرده‌اند؛ در سطح خورشید تنها یک لکه وجود ندارد و هم چنین دریافته‌اند اینها ثابت نیستند و به علت کنش‌های حرارتی خورشید (الوهج الشمسی) ایجاد می‌شوند و تمام حقایق علمی‌ای

که پیرامون دوران خورشید به ان رسیده‌اند بر اساس دیدن لکه‌های خورشیدی است؛ اما این نمی‌تواند مبنای محاسبه زمان دوران خورشید به دور خود باشد چون این لکه ها ثابت نیستند. اما مشکل آنها این است که وقتی متوجه می‌شوند خطا کرده‌اند؛ آن را برای مردم روشن نمی‌کنند چون می‌ترسند جایگاه وموقعیت علمی‌شان در برابر سایر علوم به خطر بیفتد. به اکتشافات علمی اخیر آنها که نشان می‌دهد این لکه‌ها ثابت نیستند بنگرید:
تعداد این لکه‌های خورشیدی متغیر و در زمان‌های مختلف زیاد و کم می‌شود و در طول هر ده یا یازده سال از جمله سال‌های ۱۴۳۷ میلادی و ۱۹۴۷ و ۱۹۵۸ میلادی؛ دانشمندان توانستند تعداد بسیار زیادی از این لکه‌ها را شناسایی کنند. اشکال این لکه‌هایی که در سطح خورشید هستند هم متنوع است و اگر روزانه آنها را زیر نظر داشته باشیم متوجه حرکت آنها در سطح خورشید می‌شویم .اما وجود آنها نشانه‌ای دال برچرخش خورشید دور محور خود است و با زیر نظر گرفتن این لکه ها دانشمندان می‌توانند سرعت دوران خورشید به دور خود و مدتی را که برای این دوران لازم است را محاسبه کنند.

برخی اوقات ممکن است خورشید صدها لکه داشته باشد و در اوقات دیگرفاقد آنها باشد و این به علت این است که لکه‌های خورشیدی دوره‌های زمانی دارند که در خلال آن ظاهر می‌شوند و این دوره‌های زمانی حدود ۱۱ سال است. برای مثال در سال اول خورشید هیچ لکه‌ای ندارد و بعد از پنج و نیم سال بالاترین تعداد لکه‌های در سطح آن دیده می‌شود و پنج سال و نیم بعد؛ هیچ لکه‌ای روی سطح خورشید نیست....
پایان سخنان آنان...

لذا نمی‌دانند برای کامل شدن دوران خورشید حول محور خود چقدر زمان لازم است؛ ولی از خلال بررسی لکه‌های خورشیدی متوجه چرخش خورشید شدند اما نمی‌دانند چقدر طول می‌کشد تا خورشید یک دور حول محور خود بچرخد؛ چون نمی‌توانند. خورشید روز شب ندارد همیشه روشن است و آنها با زیرنظر گرفتن لکه‌های خورشیدی به چرخش آن پی برده‌اند.

اما من آن علومی که منطقی و دقیق هستند تصدیق می‌کنم ولی از علوم نسبی آنها پیروی نمی‌کنم؛ اگر بر خلاف کتاب خدا باشند؛ شایسته نیست مهدی منتظر حق؛ بنا حق از امیال آنها پیروی کند.

من این نکته را که زمین در مدت ۳۶۵ روزمسیر فلکی ( حرکت انتقالی) را طی می‌کند را هم رد می‌کنم؛ این "النسیء" است و در کتاب زیاد کردن ایام سال بیش از ۳۶۰ روز حرام شده است.

این برخلاف کلام خداوند تعالی است که می‌فرماید:

{إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:36].

{شمار ماه‌ها در نزد خدا، در كتاب خدا از آن روز كه آسمانها و زمين را بيافريده، دوازده است. چهار ماه، ماه‌هاى حرامند.}

از نظر اسرار حساب در کتاب؛ زمان از لحظه تولد هلال محاسبه می‌شود. در کتاب چنین می‌یابم که نمی‌توان قبل از گذشتن ۱۲ ساعت از عمرهلال و دور شدن آن از خورشید؛ هلال را با چشم(غیر مسلح)رؤیت کرد،و اگر از هر ماه ۱۲ ساعت کم کنیم و از آنجا که براساس کتاب هر سال ۱۲ ماه دارد؛ پس با کم کردن ۱۲ ساعت از هر ماه؛ شش روز از سال حقیقی- براساس لحظه تولد هلال- کم آورده و سال هجری ۳۵۴ روز می‌شود. ولی اگر تولد هلال را درست ازلحظه ولادتش حساب کنیم؛ طول یک سال با دقت تمام و بدون خطا ۳۶۰ روز می‌شود و اضافه کردن به این عدد" النسیء" ودروغ و ناحق است.


به حساب کتاب نگاه کن؛ یوم الله بر اساس حساب؛ برابر هزار سال شماست؛ حال سنة الله(سال خدا) در کتاب چقدر خواهد شد؟ جواب: ۳۶۰هزار سال بر حسب شمارش ما؛ و در این هیچ شک و تردیدی نیست؛ این بر اساس حساب روزها نزد ما و کامل شدن حرکت کره زمین در مدارش در عرض یک سال-بر اساس محاسبات زمینی- است؛ از آنجا که واحد عالم وجود در کتاب "ذره" است و عالم وجود از ذرات ساخته شده؛ واحد زمان در کتاب هم ثانیه است و اگر در کتاب به ثانیه بنگریم می‌بینیم که ثانیه‌های یوم الله در حساب- کتاب- هر ثانیه‌اش برابر ۳۶۰ هزار ثانیه ساعتی است که بر دست شماست. و اما یک دقیقه از دقایق یوم الله در کتاب برابر ۳۶۰ هزار دقیقه از دقایق ساعت شماست و یک ساعت از ساعات بر اساس یوم الله در کتاب برابر ۳۶۰ هزار ساعت شماست و امام یک روز از ایام الله در کتاب معادل ۳۶۰ هزار ورز شماست و اگر این ۳۶۰ هزار روز را به سال تبدیل کنیم نتیجه دقیق و بدون خطای آن برابر هزار سال شما می‌شود= كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ.

تصديق فرموده خداوند تعالى: {وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ ربّك كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [الحج:47].

{خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید!}
من شما را به چالش می‌کشم که اگر می‌توانید یک ثانیه خطا در طول "هزار سال" بر اساس سال شما پیدا کنید. واگر بخواهیم این محاسبات را بار دیگر و بر اساس روز در زمین دارای دو مشرق انجام دهیم؛ زمینی که "آدم" در آن بود و در حال حاضر مسیح دجال ساکن آن است( مترجم:الأرض ذات المشرقین در باطن زمین قرار دارد) و محاسبات را از لحظه‌ی آغاز کنیم که امر بر این زمین نازل گردید – یعنی زمانی که آدم خلیفه آن گردید- تا زمان آخرین خلیفه که خلافت مهدی منتظر خواهد بود؛ می‌بینیم مدت آن برابر هزار سال بر اساس محاسبات زمانی در زمین دارای دو مشرق است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [السجدة:5].

{امور این جهان را از آسمان به سوی زمین تدبیر می‌کند؛ سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید بسوی او بالا می‌رود}
در اینجا به شما خبر می‌دهیم که زمان آخرین خلیفه‌ای که خداوند فرمان اطاعت از او را برای بشریت نازل می‌فرماید؛ یعنی اخرین خلیفه خدا بر بشر؛ هزار سال بر اساس محاسبات زمان در زمین دارای دو مشرق است(مترجم: بین نزول فرمان خلافت آدم تا فرمان خلافت آخرین خلیفه خدا در زمین هزار سال فاصله است: هزار سال بر اساس محاسبات زمان در زمین دارای دو مشرق در باطن کره زمین) و این هزار سال معادل یک سال بر اساس محاسبات یوم الله در کتاب است. چون طول یک روز در زمین دارای دو مشرق برابریک سال زمینی ماست؛ پس یک سال در زمین دارای دو مشرق برابر ۳۶۰ سال ماست و اگر ۳۶۰ را ضرب در هزار کنیم دقیقا -و بر اساس واحد زمانی حق که با ثانیه شروع می‌شود- برابر ۳۶۰ هزار سال ما می‌شود و چون یک روز از ایام الله برابر هزار سال شماست؛ پس یک ماه (حسب ایام الله) برابر ۳۰ هزارسال ماست( مترجم: یک ماه یعنی سی روز پس یک ماه براساس ایام الله برابر ۳۰ هزار سال ما می‌شود) و یک سال برابر ۳۶۰ هزار سال می‌شود( یک سال دوازده ماه است . پس ۳۰ ضرب در ۱۲ برابر ۳۶۰ هزار سال است). اما در این آیه از میقات نزول امر- بعد از هزار سال شما -سخن گفته می‌شود؛ مقصود بر اساس مدت روز در زمینی است که آدم در آن ساکن بودـ یعنی در باطن زمین-. حال روز در زمین دارای دو مشرق چقدر است؟ چون یک روز در زمین دارای دو مشرق برابر یک سال ماست؛ پس یک سال در آن زمین برابر ۳۶۰ سال ما می‌شود و اگر آن را در هزار ضرب کنیم معادل ۳۶۰ هزار سال ما- براساس واحد زمانی ثانیه- لذایقین داشته باشید زمین در عرض ۳۶۰ روز یک دور می چرخد ( ۳۶۰ روز طول می کشد تا یک دور در مدارش به نقطه اول باز گردد: حرکت انتقالی) نه ۳۶۵ روز و شش ساعتی که شما حساب می‌کنید.


حق مانند شما و علمای‌تان عمل نکرده وبه هیچ وجه پیرو امیال آنها نشده و نخواهد شد! من حقی را تصدیق می‌کنم که کتاب آن را ثابت می‌کند و هرچه را که مخالف حقایق علمی باشند که در کتاب آمده‌اند؛ رد می‌کنم و چه کسی درست‌تر از خداوند سخن می‌گوید؟ و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین.


من شما را با علم و منطق به چالش می‌کشم؛ به شرط این که بر اساس کتاب خدا حکم کنیم و هرچه که مخالف آن باشد باطل است و من آن را قبول نکرده و نخواهم کرد؛ چه کسی راست‌گوتر از خداوند است؟ و بعد ازآیات و حدیث خداوند؛ به چه چیزی ایمان می‌آورید؟وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
[SIZE=4]الصرخی الحسنی؛ ما می‌دانیم چه می‌خواهی؛ تونمی‌توانی از کتاب بر ناصر محمد یمانی غلبه کنی؛ چون هیچ آیه‌ای را نمی‌آوری مگر این که ما تفسیر بهتری برای آن بیاوریم وبرهانت را به حق از تو بگیریم. آیا می خواهید روی امری باطل تکیه کرده و بگویید این حقیقتی علمی است و با آن بیان ناصر محمد یمانی را باطل گردانی؟ هیهات هیهات؛ اگر که این خواسته و آرزویت باشد والحُكم لله وهو أسرعُ الحاسبين.

وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
الداعي بالاحتكام إلى كتاب الله الحقّ المُهيمن بعلمه على كافة البشر الإمام المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني.


اقتباس المشاركة: 5031 من الموضوع: وقت خروج الدّجال في الكتاب ..



Englishفارسی Español Deutsh Italiano Melayu Türk Français

- 1 -

الإمام ناصر محمد اليماني
26 - 04 - 1430 هـ
22 - 04 - 2009 مـ
09:21 مساءً
_______



وقت خروج الدّجال في الكتاب ..


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين النَّبي الأميّ الأمين وآله الطاهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..

أخي الكريم؛ إنما بعث الله الإمام المهديّ بالبيان الحقّ للقرآن العظيم فيُجاهدهم به جهاداً كبيراً بالعلم والمنطق على الواقع الحقيقي، ولا أتبع أهواءهم، وأبّينّه لقوم يعلمون. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيات وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (105)} صدق الله العظيم [الأنعام:105].

وبالنسبة للبيان العلميّ من القرآن العظيم فلن يفقه إلا أهل العلم في ذلك المجال فيرون أنه الحقّ من ربّهم ويهدي إلى صراط الحميد. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن ربّك هُوَ الحقّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (6)} صدق الله العظيم [سبأ:6].

فإن كنت من أهل العلم فسوف يتبيّن لك أنّه البيان الحقّ بالعلم والمنطق، والقرآن قد جعله الله المرجع للعلوم الكونيّة الدقيقة، ولا نتبع العلوم النسبيّة، فما خالف من العلوم النسبيّة علوم القرآن الكونيّة فلا أتبعه، وعلى سبيل المثال اُكتشف دوران الشمس من خلال بقعة سوداء رآها في سطح الشمس أحد علماء الفلك حتى إذا اختفت ثم ظهرت بقعةٌ أخرى بعد مُضي 25 يوماً فظنّ الشمس أكملت دورتها حول نفسها، بظنّه أن تلك البقعة هي ثابتة وظنّها هي نفسها التي رآها من قبل، ونشر علمه على هذا الأساس. ولكنهم اكتشفوا أنه يوجد بقع شمسيّة تظهر وتختفي فأصبح ظنّه خاطئاً لأنه ظنّ أنها بقعةٌ ثابتةٌ في سطح الشمس وبنى حقيقته العلميّة لزمن دوران الشمس حول نفسها حول ظهور تلك البقعة مرةً أخرى، وهي بُقعٌ وليست بقعةً واحدةً، وكذلك تظهر وتختفي.

والقرآن العظيم يبين أنّ القمر أسرع من الشمس، ولكنهم جعلوا الشمس أسرع من القمر نظراً لقولهم أنها تدور حول نفسها في 25 يوماً، ولكني أنكرت ذلك وآتيتهم بالحقّ من الكتاب وفصّلت لهم السنة الشمسيّة لذات الشمس والسَّنة القمريّة لذات القمر وأثبت ذلك بالحقّ. والحمد لله أنهم وجدوا على سطح الشمس بقعاً شمسيّة وليست بقعةً واحدةً، وكذلك وجدوا أنها غير ثابتة بل تظهر وتختفي حسب نشاط الوهج الشمسيّ، وكلّ ما توصّلوا إليه من الحقيقة العلميّة الحقّ هو دوران الشمس من خلال رؤية البقع الشمسيّة ولا يعتمد ذلك على مقياس زمن دورانها لأنها ليست بُقعاً ثابتة، ولكن مُشكلتهم أنهم أحياناً يكتشفون الخطأ فلا يصححوه للناس خشية أن تذهب مصداقيتهم العلميّة لدى الناس في علوم أخرى، فانظر لاكتشافهم العلمي حول البقع الشمسيّة مؤخراً أنها ليست ثابتة، وقالوا:
ويكون عدد هذه البقع الشمسيّة أكثر منه في أحيان أخرى، وفي مدى كل عشر سنوات أو إحدى عشر كما في السنوات 1937م، 1947م، 1958م، تمكن العلماء من ملاحظة وجود بقع من كلف الشمس بأعداد كبيرة جداً.
ولهذه الكلف السوداء التي تقع على سطح الشمس أشكال متنوعة، وإذا ما واصلنا مراقبتها يوماً بعد الآخر وجدنا أنها تتحرك على سطح الشمس، ولكن هذا يدل في حقيقته على دوران الشمس حول نفسها، وبمراقبة الكلف الشمسيّة تمكن العلماء من حساب سرعة دوران الشمس حول محورها، والوقت الذي تستغرقه لذلك.
من الممكن أن تحتوي الشمس على مئات البقع الشمسيّة في فترات، ومن الممكن ان لا تحتوي على أيٍ منها خلال فترات أخرى. وذلك عائدُ إلى أن البقع الشمسيّة لها دورات تظهر من خلالها، وهذه الدورات تحدث خلال 11 سنة.
فعلى سبيل المثال خلال السنة الأولى لا تحتوي الشمس على أي بقع، وبعد خمس سنوات ونصف سوف تحتوي الشمس على أعلى عدد من البقع، وبعد خمس سنوات ونصف سوف لن تحتوي الشمس على أي بقعة.
انتهى قولهم..

إذاً لم يدركوا زمن اكتمال دورانها حول نفسها، ولكنهم أدركوا من خلال تحرِّ البقع أنّ الشمس تدور ولم يعلموا زمن اكتمال دورانها حول نفسها لأنهم لا يستطيعون، فليس فيها ليلٌ ونهار بل كلها ضياء، وإنما استنتجوا حركتها فقط من خلال مراقبة البقع الشمسيّة.

ولكني أُصدِّق ما كان حقاً من العلوم المنطقيّة الدقيقة ولا أتّبع علومهم النسبيّة، فإذا خالفت الكتاب فلا ينبغي للمهديّ المنتظَر الحقّ أن يتبع أهواءهم بغير الحقّ.

وكذلك أنفي أنّ دوران الأرض في فلكها ينقضي بعد مضي 365 يوماً، فذلك هو كذلك من النسيء المُحرَّم في الكتاب على الذين جعلوا عدّة أيام السنة أكثر من 360 يوماً.
ولكن ذلك مخالف لقول الله تعالى:
{إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ} صدق الله العظيم [التوبة:36].

ولكني أجد أنّ الحساب بالنسبة لأسرار الكتاب يبدأ من لحظة ميلاد الهلال، وأجد في الكتاب إنه لا ينبغي لهم أن يشاهدوا رؤية الهلال بالعين المجرّدة ما لم يمضي من عمره اثنا عشرة ساعة ليبتعد عن الشمس، فإذا خصمنا الاثني عشرة ساعة من كلّ شهرٍ، وبما أن أشهر السَّنة في الكتاب اثنا عشر شهراً إذاً من كلّ شهر نخصم اثنتي عشرة ساعة فيظهر لنا النّقص ستة أيام من السّنة الحقيقية من لحظة ولادة الهلال فتصبح السنة الهجرية 354، ولكن إذا حسبناها من لحظة ولادة الهلال بدءاً من ثانيته الأولى من لحظة ولادته فسوف تظهر لنا السنة بدقة مُتناهية عن الخطأ هي 360 يوماً وما زاد على ذلك فهو نسيء مُفترًى بغير الحقّ.

فانظر للحساب في الكتاب عن يوم الله في الحساب تجده ألف سنة مما تعدون، فكم تصير سنة الله في الكتاب والجواب = 360000 ألف سنة مما نعده نحن لا شك ولا ريب حسب أيامنا وحسب إكمال دوران الأرض في فلكها الذي يُعادل سنة بأيامنا، وبما أن الوحدة الكونيّة التي يتكون منها الكون في الكتاب هي الذرة، ويتكون الكون من الذرات، وكذلك الوحدة الزمنية في الكتاب هي الثانية، وإذا نظرنا للثانية في الكتاب من ثواني يوم الله في الحساب تجد الثانية الواحدة من ثواني يوم الله في الكتاب = 360000 ألف ثانية من ثواني ساعاتكم التي بأيدكم، وأما الدقيقة من دقائق يوم الله في الكتاب فهي = 360000 ألف دقيقة من دقائق ساعاتكم، وأما الساعة الواحدة من ساعات يوم الله في الكتاب فهي = 360000 ألف ساعة من ساعاتكم، وأما اليوم الواحد من أيام الله في الكتاب فهو = 360000 ألف يوم من أيامكم، ولو حولت 360000 ألف يوم إلى سنين مما نعده نحن فيظهر لك الناتج بدقة مُتناهية عن الخطأ أنه = ألف سنة مما تعدون. تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ ربّك كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [الحج:47].

وأتحدى أن تجدوا خطأً في ثانيةٍ واحدةٍ على مدار ألف سنةٍ مما تعدون، وإذا أردنا أن نفحص الحساب مرةً أخرى بحساب يوم الأرض ذات المشرقين التي كان فيها آدم ويسكنها الآن المسيح الدّجال ثم نحسب من أول لحظة نزل فيها الأمر بالخلافة لآدم إلى آخر أمر في الخلافة بالخلافة للمهديّ المنتظَر فسوف نجد مقداره ألف سنة من سنين الأرض المُفروشة ذات المشرقين. تصديقاً لقول الله تعالى:
{يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ} صدق الله العظيم [السجدة:5].

وفي هذا الموضع أخبركم بأن آخر خليفة يتنزل الأمر من الله بطاعته من البشر خاتم خُلفاء الله من البشر هو بعد ألف سنة من سنين الأرض ذات المشرقين وذلك يعدل سنة واحدة فقط من سنين الله في الكتاب. وبما أن يوم أرض المشرقين يعدل سنة بحسب أيامنا إذاً السنة الواحدة من سنين أرض المشرقين هي تعدل 360 سنة بحسب أيامنا إذا نضرب 360 في 1000 = 360000 ألف سنة بحسب أيامنا بمنتهى الدقة بالوحدة الحقّ بدءاً من الثانية وبما أن اليوم الواحد من أيام الله كألف سنة مما تعدون إذا الشهر ثلاثون ألف سنة إذا السنة = ثلاثمائة وستون ألف فانظر= 360000 سنة بحسب أيامنا، ولكنه في هذه الآية أخبركم عن ميقات تنزيل الأمر بعد ألف سنة مما تعدون أي حسب يوم الأرض التي فيها آدم فكم يوم الأرض ذات المشرقين؟ فبما أنه يعادل سنة بحسب أيامنا إذاً السنة الواحدة لذات المشرقين = 360 سنة ثم نضربها في ألف سنة 360 في 1000 = 360000 ألف سنة بحسب أيامنا بل بحساب الوحدة الزمنية من الثانية، إذاً عليكم أن تتيقنوا أن الأرض تكمل دورتها حول نفسها بعد مضي 360 يوماً حسب أيامنا وليس كما يزعمون 365 يوماً وست ساعات حسب زعمهم.

ولا ولن يتبع الحقّ أهواءهم أبداً كما تفعلون أنتم وعلماؤكم! وأُصدِّق بالحقّ الذي يثبته الكتاب وأنكر ما جاء مخالفاً للحقائق العلميّة في الكتاب، ومن أصدقُ من الله قيلا؟ وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين. وأتحدى بالعلم والمنطق شرط أن نحتكم إلى كتاب الله وما خالفه فهو باطل ولا ولن أقبله أبداً، ومن أصدقُ من الله قيلاً؟ فبأي حديث بعد الله وآياته تؤمنون؟ وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

وأعلم ما تُريد أيها الصرخي الحسني، فأنت لن تستطيع أن تُلجم ناصر محمد اليماني من الكتاب لأنك لا تأتيه بآيةٍ تُحاجه بها إلا أتاك بالحقّ وأحسن تفسيراً فيسلبك برهانك بالحقّ، فهل تريدون أن تعمدوا إلى شيء باطل وتريد أن تقول إنه حقيقة علميّة وتريد أن تبطل بها بيان ناصر محمد اليماني؟ فهيهات هيهات إن كان ذلك مُبتغاك.. والحُكم لله وهو أسرعُ الحاسبين.

وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
الداعي بالاحتكام إلى كتاب الله الحقّ المُهيمن بعلمه على كافة البشر الإمام المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني.
________________