الإمام ناصر محمد اليماني
12 - 09 - 1432 هـ
12 - 08 - 2011 مـ
۲۱-مرداد-۱۳۹۰ه.ش.
8:17 صباحاً
ـــــــــــــــــــــ

بیان بیشتر پیرامون معنای"نسخ" در قرآن و بیانی در مورد لغت"قرة الاعین"


بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله إلى كافة البشر وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار ما تعاقب الليل والنهار إلى اليوم الآخر، أمّا بعد..
سلام الله ورحمة الله عليكم معشر الأنصار السابقين الأخيار، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
ای جماعت انصار پیشگام برگزیده در دوران گفتگو قبل از ظهور؛ مهدی منتظر به سلامت از سفر بازگشت؛ نگران امام‌تان نباشید؛ خداوند واحد قهار که شب وروز بیدار است و نمی‌خوابد مراقب اوست ای زنان و مردانی که نور چشمان(قرة العین) مهدی منتظرهستید. شاید یکی از جاهلان بخواهد سخن مهدی منتظر را قطع کرده و بگوید:" ای مهدی منتظر تو را چه می‌شود که به بانوان انصار می‌گویی قرة العین؟ آیا این لغت از کلمات عاشقانه نیست؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: وقتی من به انصارم می‌گویم قرة العین، این یعنی دختران و پسرانم؛ چون در آیات محکم کتاب معنای قرة العین را چنین یافته‌ام؛ یعنی فرزندان. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قرّة أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً} صدق الله العظيم [الفرقان:74].
{و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرارده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان! }
اینان اولیای خدا هستند که امیدوارند خداوند از همسران‌شان، فرزندانی-قرة العین- نصیب آنان کند و آنها را پیشاپیش به پروردگارشان انفاق می‌کنند تا خداوند فرزندان‌شان را پذیرفته و آنها را رهبر و امام مردم قرار دهد تا انسان‌ها را از تاریکی به روشنایی و نور ببرند؛ هدف بندگان مقرب خدا از داشتن فرزند این است؛ مثل همسر عمران علیهم الصلاة و السلام:
{إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ ربّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ} صدق الله العظيم [آل عمران:35]
{هنگامی را که همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرَّر» (و آزاد، برای خدمت تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!}
چون هدف این بانو از داشتن فرزند این بود که به اسلام و مسلمین نفع برساند نه این که فقط طمع داشته باشد عمران بن یعقوب ذریه داشته باشد؛ ولی با کمال تأسف هدف مسلمانان از داشتن فرزند همان هدف کافران است که حریصند فرزند بیاورند تا زینت‌شان باشد و و همین طور بعد از مرگ‌شان نسل‌شان ادامه یابد و منقرض نشود. پس خطاب به کافران و مسلمانان می‌گویم: ای عجب! آیا این قدر حریص هستید که حتی بعد از مرگ هم در دنیا یاد و ذکر شما باقی بماند؟ آیا نمی‌دانید که اموال و اولادتان فتنه‌ای از نزد خداوند است؛ و باید اینها را به خاطر خدا و خانه آخرت بخواهید؟ یا حریصانه به دنبال مال و فرزند در دنیا هستید چون به زینت‌های دنیا علاقه دارید و به همین بسنده می‌کنید؟ اگر این طور است؛ پس به شما می‌گوییم همانا که مال دنیا و فرزندان فتنه و امتحان است که روشن شود آیا با اینها به دنبال دنیا هستید یا آخرت؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ} صدق الله العظيم [الأنفال:28].
{بدانيد كه داراييها و فرزندان وسيله آزمايش شمايند و پاداش بزرگ در نزد خداست.}
و
خداوند تعالی می‌فرماید:

{مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الآخِرَةَ}صدق الله العظيم [آل عمران:152].
{بعضى خواستار دنيا شديد و بعضى خواستار آخرت}
خداوند برخوردار بودن و لذت بردن از زینت دنیا را بر شما حرام نفرموده؛ آن چه که خدا حرام کرده این است که اینها تبدیل به غایت و نهایت آرزوی‌تان شود؛ در حالی که خداوند اینها را وسیله تحقق هدف اصلی کرده که در نفس شما برای خدا وخانه آخرت وجود دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:

{فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَ‌بَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَ‌ةِ مِنْ خَلَاقٍ ﴿٢٠٠﴾ وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَ‌بَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَ‌ةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ‌ ﴿٢٠١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
{برخى از مردم مى‌گويند: اى پروردگار ما، ما را در دنيا چيزى بخش. اينان را در آخرت نصيبى نيست. (۲۰۰) و برخى از مردم مى‌گويند: اى پروردگار ما، ما را، هم در دنيا خيرى بخش و هم در آخرت، و ما را از عذاب آتش نگه دار. (۲۰۱)}
مقصود خداوند تعالی از این که می‌فرماید:‌

{فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَ‌بَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَ‌ةِ مِنْ خَلَاقٍ}
{برخى از مردم مى‌گويند: اى پروردگار ما، ما را در دنيا چيزى بخش. اينان را در آخرت نصيبى نيست}
مسلمانانی است که به خاطرعلاقه به داشتن زینت‌های دنیوی از پروردگار شان مال و فرزند طلب می‌کنند و هدف‌شان از داشتن مال و اولاد؛ خداوند و خانه آخرت نیست. ولی متقیان می‌گویند:
{رَبَّنَا آَتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآَخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ} صدق الله العظيم،
{ اى پروردگار ما، ما را، هم در دنيا خيرى بخش و هم در آخرت، و ما را از عذاب آتش نگه دار.}
آنها داشتن مال و فرزند را برای تحقق هدف والای خود که قرب به در گاه پروردگار است می‌خواهند. اینها بندگان خداوند الرحمن هستند که در آیات محکم قرآن درموردشان چنین آمده است:
{وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ‌ وَإِذَا مَرُّ‌وا بِاللَّغْوِ مَرُّ‌وا كِرَ‌امًا ﴿٧٢﴾ وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُ‌وا بِآيَاتِ رَ‌بِّهِمْ لَمْ يَخِرُّ‌وا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ﴿٧٣﴾ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَ‌بَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّ‌يَّاتِنَا قرّة أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿٧٤﴾ أُولَـٰئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْ‌فَةَ بِمَا صَبَرُ‌وا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا ﴿٧٥﴾ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّ‌ا وَمُقَامًا ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].
{و کسانی که شهادت به باطل نمی‌دهند ؛ و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن می‌گذرند. (۷۲) و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روی آن نمی افتند. (۷۳) و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرارده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!» (۷۴) آنها هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیباییشان به آنان پاداش داده می‌شود؛ و در آن، با تحیّت و سلام روبه‌رو می‌شوند. (۷۵) در حالی که جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه قرارگاه و محلّ اقامت خوبی! (۷۶) }
ای جماعت انصا
ر از داشتن مال و فرزند هدفی عظیم برای خدا داشته باشید و در این دنیا برای تحقق هدف والا و عظیمی در نفس خداوند زندگی کنید وهر یک از شما ذریه خود را در حالی که هنوز در شکم مادران‌شان هستند انفاق کنند تا خداوند انفاق اولاد در راه پروردگار را از آنان بپذیرد:

{إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ ربّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ} صدق الله العظيم [آل عمران:35].
{هنگامی را که همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرَّر» (و آزاد، برای خدمت تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!}
اگر چنین کنید ودر نفس‌تان؛هدف‌تان از داشتن اولاد به خاطر خدا باشد ، خدا ذریات شما را می پذیرد و آنها را به نیکی پرورش می دهد؛ همان طور که از همسر عمران، مریم دختر عمران بن یعقوب را پذیرفت و خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا} صدق الله العظيم [آل عمران:37].
{خداوند، او را به نیکویی پذیرفت؛ و به طرز شایسته‌ای، او را و پرورش داد}
ای عزیزان من که درمورد این بیان فرموده خداوند تعالی مجادله می‌کنید:

{فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ} صدق الله العظيم [الحج:52]،
{ خداوند القائات شیطان را می نویسد}
ما قبلا از آیات محکم کتاب در این باره فتوا داده بودیم: همانا که بیان حق "نسخ" به هیچ وجه محو شدن نیست؛ بلکه "نسخ" یعنی چیزی را از روی چیزی نوشتن؛ تصویری برابر اصل؛ پس به سراغ مقصود خداوند از "نسخ" در این فرموده خداوند تعالی می‌آییم:
{فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ}
{ خداوند القائات شیطان را می نویسد}
یعنی خداوند به ملایکه فرمان می‌دهد وسوسه‌ای که در نفس ایجاد شده را بدون این که کوچک ترین ظلمی شده باشد، دقیقا بنویسند چون خداوند درباره آن از شما سؤآل خواهد کرد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ} صدق الله العظيم [البقرة:284].
گر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‌کند.}
فقط این که رقیب و عتید ازوسوسه‌ای که در نفس انسان رخ می‌دهد بی‌خبرند؛ و آن را از طریق وحی از خداوندی که از چشم‌های خیانت بار و رازهای پنهان در سینه‌ها باخبر است؛ دریافت می‌کنند؛ خداوندی که به خاطر آگاهی و علمش ازرگ ورید انسان به اونزدیک‌تر است.
تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ ﴿١٦﴾ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿١٧﴾}
صدق الله العظيم [ق].

{ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌های نفس او را می‌دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم! (۱۶) هنگامی را که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را( از طریق وحی الهی ) دریافت می‌دارند؛ (۱۷)}
یعنی از خداوند به آنها درمورد وسوسه‌ای که در نفس انسان می‌شود؛ وحی می‌رسد و باید آن وسوسه‌ای که درنفس انسان شده نوشته شود؛ حال چه خداوند آن را مورد مغفرت قرار دهد و یا فرد را مورد محاسبه قرار دهد وباید خداوند آن را به ملایکه رقیب یا عتید وحی کند تا آن وسوسه‌های که در نفس بنده‌اش شده و خدا از آن باخبر است؛ بنویسند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ} صدق الله العظيم [البقرة:284].
گر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‌کند.}
و این به کتاب اعمالش اضافه می‌شود تا حجت در برابر انسان باشد؛ و یا برای این که توبه کنندگان بدانند خداوند چقدر از گناهان آنها را آمرزیده است؟ حتی وسوسه‌ای که در نفس انبیا می‌شود را هم خداوند به ملایکه وحی می‌کند تا آن را درست مثل و مطابق وسوسه‌ای که در نفسشان گذشته در کتاب اعمال‌شان بنویسند و سپس خداوند آیات خود را برای آنان استوار می‌سازد. و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است که :

{فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ}صدق الله العظيم [الحج:52].
{ خداوند القائات شیطان رامی نویسد}
یعنی آن چه که در نفسش می‌گذرد را برای نوشتن به ملایکه خبر می‌دهد تا درست همان چیزی که در نفس گذشته است ثبت شود چون این ملایکه تنها خیر یا شری را که انسان بر زبان می‌آورد می‌دانند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ ﴿١٦﴾ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿١٧﴾ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَ‌قِيبٌ عَتِيدٌ ﴿١٨﴾ وَجَاءَتْ سَكْرَ‌ةُ الْمَوْتِ بالحقّ ۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿١٩﴾ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ‌ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ﴿٢٠﴾ وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ﴿٢١﴾ لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَـٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُ‌كَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿٢٢﴾ وَقَالَ قَرِ‌ينُهُ هَـٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ﴿٢٣﴾ أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ‌ عَنِيدٍ ﴿٢٤﴾ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ‌ مُعْتَدٍ مُّرِ‌يبٍ ﴿٢٥﴾ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿٢٦﴾ قَالَ قَرِ‌ينُهُ رَ‌بَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَـٰكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿٢٧﴾ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿٢٨﴾ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿٢٩﴾ يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ‌ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿٣٢﴾ مَّنْ خَشِيَ الرَّ‌حْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿٣٣﴾ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿٣٤﴾ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [ق].
{ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌های نفس او را می‌دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم! (۱۶) هنگامی را که دو فرشته راست و چپ که ملازم انسانند اعمال او را(از راه وحی الهی) دریافت می‌دارند؛ (۱۷) انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌آورد مگر اینکه همان دم، فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت (و ضبط آن) است! (۱۸) و سرانجام، سکرات مرگ بحق فرامی‌رسد این همان چیزی است که تو از آن می‌گریختی! (۱۹) و در «صور» (كالبد ) دمیده می‌شود؛ آن روز، روز تحقّق وعده وحشتناک است! (۲۰) هر انسانی وارد محشر می‌گردد در حالی که همراه او حرکت دهنده و گواهی-عتید و رقیب- است! (۲۱) تو از این صحنه غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملاً تیزبین است! (۲۲) فرشته همنشین او(رقيب ) می‌گوید: «این نامه اعمال اوست که نزد عتید حاضر و آماده است!» (۲۳) هر کافر متکبّر لجوج را در جهنّم افکنید! (۲۴) آن کسی که به شدّت مانع خیر و متجاوز و در شکّ و تردید است ؛ (۲۵) همان کسی که معبود دیگری با خدا قرار داده، (آری) او را در عذاب شدید بیفکنید! (۲۶) و همنشینش (از شیاطین) می‌گوید: «پروردگارا! من او را به طغیان وانداشتم، لکن او خود در گمراهی دور و درازی بود!» (۲۷) (خداوند) می‌گوید: «نزد من جدال و مخاصمه نکنید؛ من پیشتر به شما هشدار داده‌ام ((۲۸) سخن من تغییر ناپذیر است، و من هرگز به بندگان ستم نخواهم کرد!» (۲۹) روزی را که به جهنّم می‌گوییم: «آیا پر شده‌ای؟» و او می‌گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!» (۳۰) بهشت را به پرهیزگاران نزدیک می‌کنند، و فاصله‌ای از آنان ندارد! (۳۱) این چیزی است که به شما وعده داده می‌شود، و برای کسانی است که بسوی خدا بازمی‌گردند و پیمانها و احکام او را حفظ می‌کنند، (۳۲) آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبی پرانابه در محضر او حاضر شود! (۳۳) بسلامت وارد بهشت شوید، امروز روز جاودانگی است! (۳۴) هر چه بخواهند در آنجا برای آنها هست، و نزد ما بیش از این هست است (۳۵)}
اگر در این آیات تدبر کنید می‌بینید خداوند آن وسوسه‌ای که در نفس انسان شده را به ملایکه وحی می کند تا بنویسند. سؤالی که مطرح می‌شود این است: آیا آن چه را که خداوند به ملایکه وحی خواهد کرد موکدا همان وسوسه‌ای
نیست که در نفس بنده رخ داده بدون این که کم و زیاد شده باشد و درست مثل نسخه اصلی است؟ و این بیان فرموده خداوند تعالی است:

{فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ} صدق الله العظيم [الحج:52].
{ خداوند القائات شیطان را می نویسد}
آیا نمی‌دانید به علت این که مفسران این آیه را درست نفهمیده و نسخ را محو کردن معنا کرده‌اند؛ هم خود و هم مردم بسیاری را گمراه کرده‌اند؟ و ما هم چنان برای بیان "نسخ" و این که در تمام جاهایی از کتاب که کلمه نسخ آمده است؛معنای آن تصویری درست به شکل اصل است؛ برهان‌های آشکاری دیگری داریم و من از راست‌گویانم.
چقدر ابو محمد الکعبی ابو ناصر مردم خوبی است؛ و چه ناصر و یاور خوبی است( سبحان الله و بحمده )( اسم معرف یکی از انصار ) که درمورد مقصود خداوند از : {فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ}{ خداوند القائات شیطان را می نویسد} به صورت مختصر به شما فتوا داد .ولی عبدالنعیم در بیان "نسخ"در این آیه اشتباه کرده است.ولی امام مهدی از عبدالنعیم و انصار عزیزم تعریف می‌کند؛ و عبدالنعیم عزیزم این درسی از سوی پروردگارت است تا در مورد چیزی فتوا ندهی مگر برهان واضحی از سوی پروردگارت داشته باشی که بی شک و تردید درست باشد. و من همه را به چالش می‌کشم که هر انسانی که بدون برهان از نزد خداوند در امر دین فتوا دهد؛ در بیان حق به خطا می‌رود. امور به خداوند بازمی‌گردد که ازخیانت چشم‌ها و رازهای پنهان در سینه‌ها باخبر است و همه در پیشگاه او گرد خواهند آمد...


وسلام ٌعلى المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

اقتباس المشاركة: 20264 من الموضوع: مزيدٌ من البيان عن النسخ في القرآن وعن قرّة الأعين..



الإمام ناصر محمد اليماني
12 - 09 - 1432 هـ
12 - 08 - 2011 مـ
8:17 صباحاً
[ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
http://www.the-greatnews.com/showthread.php?p=20260
ـــــــــــــــــــــ



مزيدٌ من البيان عن النّسخ في القرآن وعن قرّة الأعين ..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله إلى كافة البشر وآله الأطهار وجميع أنصار الله الواحد القهار ما تعاقب الليل والنهار إلى اليوم الآخر، أمّا بعد..

سلام الله ورحمة الله عليكم معشر الأنصار السابقين الأخيار، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المرسَلين والحمد للهِ ربِّ العالمين..

ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار في عصر الحوار من قبل الظهور، لقد عاد المهديّ المنتظَر من السفر بالسلامة فلا تقلقوا على إمامكم فإنّه بأعين الله الواحد القهار الذي لا ينام الليل والنهار يا قرّات أعين المهديّ المنتظَر الأنثى منهم والذَّكر، ولربّما يودّ أحد الجاهلين أن يقاطع المهديّ المنتظَر فيقول: "يا أيّها المهديّ المنتظَر ما خطبك تقول لنصيراتك من الإناث قرّة عيني أليس ذلك من كلمات الغزل؟". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني وأقول: إنّما أقول لنصيراتي قرّات أعيني أي بناتي وأبنائي كوني أجد المقصود من قرّة العين في محكم الكتاب أي الأبناء، تصديقاً لقول الله تعالى:
{
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿٧٤} صدق الله العظيم [الفرقان].

أولئك أولياء الله يرجون من ربّهم أن يهبَ لهم من أزواجهم قرّة أعين وأنفقوهم لربّهم مسبقاً بأن يتقبّل منهم أبناءهم فيجعلهم أئمّةً للناس ليُخرِجوا الناسَ بهم من الظلمات إلى النور، فذلك هو هدف عباد الله المقرّبين من إنجاب الأبناء كمثل هدف امرأة عمران عليهم الصلاة والسلام:
{
إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي ۖ إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [آل عمران].

كون لها هدف من الولد لكي تنفع به الإسلام والمسلمين وليس حرصاً فقط على ذرّية عمران بن يعقوب، ولكن للأسف إنّ المسلمين هدفهم من الأبناء هو ذات هدف الكافرين فهم يحرصون على إنجاب الأبناء كونهم زينة وكذلك يريدون أن يحافظوا على عدم انقطاع نسلهم في الحياة الدنيا من بعد موتهم، ومن ثم نقول للكافرين والمسلمين: عجيبٌ أمركم! فهل أنتم حريصون على ذكركم في الحياة الدنيا حتى من بعد موتكم؟ أفلا تعلمون أنّما أموالكم وأولادكم من الله فتنةٌ لكم تبتغون بها وجه الله والدار الآخرة؟ أم تحرصون على المال والولد في الدنيا حبّاً في زينة الحياة الدنيا وحسبكم ذلك؟ ومن ثم نقول لكم إنّما المال والبنون فتنةٌ لكم هل تبتغون بهم الدنيا أم تبتغون الآخرة؟ وقال الله تعالى:
{
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّـهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ ﴿٢٨} صدق الله العظيم [الأنفال].

وقال الله تعالى:
{
مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الْآخِرَةَ} صدق الله العظيم [آل عمران:152].

وما حرَّم الله عليكم التمتّع بزينة الحياة الدنيا، وإنّما حرَّم الله عليكم أن تكون هي غايتكم ومنتهى أملكم؛ بل أحلَّها الله لكم لتجعلوها وسيلةً لتحقيق الهدف الأسمى في أنفسكم لله والدار الآخرة، وقال الله تعالى:
{فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَ‌بَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَ‌ةِ مِنْ خَلَاقٍ ﴿٢٠٠﴾ وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَ‌بَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَ‌ةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ‌ ﴿٢٠١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

ويقصد الله تعالى بقوله:
{فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَ‌بَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَ‌ةِ مِنْ خَلَاقٍ}، أي أنَّ أحد المسلمين يسأل ربّه المال والبنين حبّاً في امتلاك زينة الحياة الدنيا وليس له هدفاً من ماله وأولاده لله والدار والآخرة، وأمّا المتّقون فيقولون: {رَبَّنَا آَتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآَخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ} صدق الله العظيم، فهم يريدون من امتلاك المال والبنون تحقيق هدفٍ سامٍ قربةً إلى ربِّهم، أولئك عباد الرحمن في محكم القرآن: {وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ‌ وَإِذَا مَرُّ‌وا بِاللَّغْوِ مَرُّ‌وا كِرَ‌امًا ﴿٧٢﴾ وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُ‌وا بِآيَاتِ رَ‌بِّهِمْ لَمْ يَخِرُّ‌وا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ﴿٧٣﴾ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَ‌بَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّ‌يَّاتِنَا قرّة أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿٧٤﴾ أُولَـٰئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْ‌فَةَ بِمَا صَبَرُ‌وا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا ﴿٧٥﴾ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّ‌ا وَمُقَامًا ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].

ويا معشر الأنصار فليكن لكم هدفٌ عظيمٌ من المال والبنين من أجل الله، وعيشوا في الحياة من أجل تحقيق هدفٍ سامٍ عظيم في نفس الله؛ بل ولينفق أحدكم ذريّته وهم لا يزالون في بطون أمهاتهم حتى يتقبّل الله منهم إنفاق أولاده لوجه ربهم:
{
إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي ۖ إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [آل عمران].

فلو تفعلوا ذلك فتجعلوا الهدف في أنفسكم من أولادكم هو هدف من أجل الله لتقبّل الله منكم ذريّاتكم وأنبتهم نباتاً حسناً كما تقبّل الله من امرأة عمران مريم ابنة عمران بن يعقوب، وقال الله تعالى:
{
فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا} صدق الله العظيم [آل عمران:37].

ويا أحبّتي في الله الذين يتجادلون في بيان قول الله تعالى:
{
فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ} صدق الله العظيم [الحج:52]، لقد سبقت فتوانا بالحقّ في محكم الكتاب: إنَّ البيان الحقّ للنسخ ليس المحو على الإطلاق؛ بل النسخ هو نسخ شيء من شيء صورةٌ طِبق الأصل، ونأتي للمقصود بالنسخ في قول الله تعالى: {فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ} أي يأمر الله ملائكته بكتابة ما وسوست به النفس بالضبط من غير ظلمٍ كون الله سوف يحاسبكم بذلك، تصديقاً لقول الله تعالى: {وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّـهُ} صدق الله العظيم [البقرة:284].

غير أنّ رقيب وعتيد لا يعلمون بما توسوس به نفس الإنسان؛ بل يتلقّونه بوحيٍ ممّن يعلم خائنة الأعين وما تُخفي الصدور؛ ممّن هو أقرب للإنسان بعلمه من حبل الوريد، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ ﴿١٦﴾ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿١٧﴾} صدق الله العظيم [ق].

أي يَتَلَقيان الوحيّ من الله بما وسوست به نفس الإنسان فلا بدّ أن يكتبا ما وسوست به نفس الإنسان سواءً سوف يغفر له ذلك أو يحاسبه به فلا بدّ من أن يوحي الله إلى ملائكته رقيب أو عتيد ليقوما بكتابة ما علم الله به من وسوسةٍ في نفس عبده، تصديقاً لقول الله تعالى:
{وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّـهُ} صدق الله العظيم [البقرة:284].

ويضاف ذلك إلى كتاب أعماله حتى يكون حجّةً على الإنسان؛ أو ليعلم التائبون كم غفر الله لهم من ذنوبهم، وحتى الوسوسة التي تحدث في أنفس الأنبياء يوحي الله لملائكته بنسخةٍ منها طبقاً للطائف الذي في نفسه ليقوموا بكتابته بالضبط في كتاب عمله ومن ثمّ يحكم الله له آياته، وذلك هو البيان الحقّ لقول الله تعالى:
{فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ} صدق الله العظيم [الحج:52].

أي ينسخ ما في نفسه إلى ملائكته ليقوموا بكتابته طبق للأصل لما في نفسه كونهم لا يعلمون إلا ما لفظ به لسان الإنسان من خيرٍ أو شرٍ، ولذلك قال الله تعالى:
{وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِ‌يدِ ﴿١٦﴾ إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيدٌ ﴿١٧﴾ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَ‌قِيبٌ عَتِيدٌ ﴿١٨﴾ وَجَاءَتْ سَكْرَ‌ةُ الْمَوْتِ بالحقّ ۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيدُ ﴿١٩﴾ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ‌ ۚ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ ﴿٢٠﴾ وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ ﴿٢١﴾ لَّقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَـٰذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُ‌كَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ﴿٢٢﴾ وَقَالَ قَرِ‌ينُهُ هَـٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ ﴿٢٣﴾ أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ‌ عَنِيدٍ ﴿٢٤﴾ مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ‌ مُعْتَدٍ مُّرِ‌يبٍ ﴿٢٥﴾ الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّـهِ إِلَـٰهًا آخَرَ‌ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ ﴿٢٦﴾ قَالَ قَرِ‌ينُهُ رَ‌بَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَـٰكِن كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ ﴿٢٧﴾ قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيدِ ﴿٢٨﴾ مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿٢٩﴾ يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾ وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ‌ بَعِيدٍ ﴿٣١﴾ هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ ﴿٣٢﴾ مَّنْ خَشِيَ الرَّ‌حْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ ﴿٣٣﴾ ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ۖ ذَٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ﴿٣٤﴾ لَهُم مَّا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [ق].

وإذا تدبّرتم هذه الآيات تجدوا أنّ الله يوحي إلى ملائكته الكَتَبَة بما وسوست به نفس الإنسان. والسؤال الذي يطرح نفسه: أليس ما سوف يوحيه الله إلى ملائكته مؤكد سوف يكون هو ذات الوسوسة التي في نفس عبده من غير زيادة ولا نقصان أي نسخة طبق الأصل؟ وذلك هو البيان الحقّ لقول الله تعالى:
{فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ} صدق الله العظيم [الحج:52].

أفلا تعلمون أنّه بسبب عدم فهم المفسّرين لهذه الآية جعلوا النسخ هو المحو فأضلّوا أنفسهم وأضلّوا أمّتهم؟
ولا يزال لدينا من البرهان المبين عن بيان النسخ أنّه صورة لشيءٍ طِبق الأصل في جميع مواضع كلمات النسخ في الكتاب وإنّا لصادقون.

فنِعم الرجل يا أبا محمد الكعبي أبا ناصر، ونعم الناصر سبحان الله وبحمده؛ أفتاكم فتوى مختصرة عن المقصود من قول الله تعالى:
{فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ}، وأما (عبد النعيم) فأخطأ في بيانه للنّسخ في هذه الآية ولكنّ الإمام المهدي ليثني على حبيبه عبد النعيم وعلى أحبّتي الأنصار، وهذا درسٌ لك حبيبي في الله (عبد النعيم) من ربّك حتى لا تفتي في شيء إلا بسلطانٍ من ربّك واضحٍ وبيِّنٍ لا شك ولا ريب. وأتحدى أن يفتي أيُّ إنسانٍ في الدين من غير سلطانٍ من الله إلا ويخطئ في البيان الحقّ، وإلى الله ترجع الأمور يعلمُ خائنة الأعين وما تُخفي الصدور وإليه النشور.

وسلام ٌعلى المرسَلين، والحمدُ للهِ ربِّ العالمين ..
أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .
_____________