الإمام ناصر محمد اليماني
05 - 01 - 1431 هـ
22 – 12 - 2009 مـ

۱-دی-۱۳۸۸ه.ش.
10:55 مساءً
ـــــــــــــــــ



"من يخاف وعيد" خداوند غفورو ودود صاحب عرش و مجید که هرچه که بخواهد می‌کند؛ تو را دوست بدارد


بسم الله الرحمن الرحيم
(من يخاف وعيد) خداوند غفورو ودود صاحب عرش و مجید که هرچه که بخواهد می‌کند؛ تو را دوست بداردخدایا تمام انصارم را مورد مغفرت خود قرارده و آنان را از کسانی قرار ده که در راه حب و قربت با این بنده‌ات رقابت می‌کنند؛ خدایا از تمام انصارم راضی باش و آنها را گرامی بدار. خداوندا هر كه به بنده‌ات كرم كرد به او کرم‌ كن همانا که تو کریم‌ترین کریمانی. خداوندا ما را با کسی که به خاطرتو محبوب همگی ماست- محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم،- محشور بفرما. خداوندا بالاترین درجه بهشتت را به او عنایت کن چون او را بیش از پدران و مادران و خودمان و تمامی مردم دوست داریم . پروردگارا ما را از کسانی قرار ده که در راه حب و قرب تو با او رقابت می کنند؛ چون تو نزد ما از بنده‌ات محمد علیه الصلاة و السلام محبوب‌تری؛ خدایا ما می‌توانیم به طمع رقابت در راه حب ذات پاک و منزه تو؛ از بالاترین درجه مادی بهشتت به سود محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم، چشم پوشی کنیم و هریک از بندگانت که نسبت به تو غیرت نداشته باشد؛ به حب اعظم تو دست نمی‌یابد مگر این که احساس کند نسبت به خداوند ودود غیرت داشته و می‌خواهد بیش از تمام انبیاء و رسولان الهی و بیش از مهدی منتظر محبوب خدا باشد.
خدایا در دل‌های ما کینه و حسد از مؤمنان قرار مده؛ پروردگارا ما را در راه رقابت برای حب و قربت ثابت قدم نگاه دار. خدایا می‌دانیم تو ما را برای رقابت در راه بهشت نیافریده‌ای؛ بلکه بهشت را برای ما آفریده و ما را برای این آفریده‌ای که تنها تو را عبادت کرده و شریکی برایت نگیریم و در راه حب و قرب تو رقابت کنیم. پروردگارا تو به ما خبر دادی که بندگانت نزد تو با هم فرقی ندارند و همگی بندگانی هستند که برای رسیدن به حب پروردگار و معبودشان رقابت می‌کنند. خدایا مبالغه در حق بندگان را از قلوب ما دور فرما؛ خداوندا من شهادت می‌دهم دلیل هلاکت امت‌ها مبالغه درمورد بندگانت بوده است؛ وقتی می‌فهمیدند تو یکی از بندگان از انبیاء و رسولان و صالحان را گرامی داشته‌ای؛ به سراغ قبرش رفته و با مسح و توسل قصد رسیدن به او را می‌کردند و با سجده بر خاکش برای تو؛ در عبادت پروردگارشان او را با تو شریک می‌گرفتند. اما بنده‌ات به آنان فتوا می‌دهد خداوند برای همگی یکی است و تمام بندگانت حق دارند برای حب و قرب تو رقابت کنند.
خدایا دیدم که علمای مسلمین؛ انبیا و رسولان تو را خط قرمز میان بنده و معبود قرار داده‌اند و به مؤمنان فتوا می‌دهند که انبیاء از گرامی‌ترین بندگانت هستند و صالحان سزاوار نیستند نزد تو از انبیا گرامی‌‌تر و محبوب‌تر باشند و به دلیل این عقیده باطل؛ پیروان-تابعین- از رقابت در راه حب و قربت مأیوس شدند و تو را منحصر به انبیا و رسولان کردند نه صالحان؛ و حجت‌شان این است که تو ایشان را به رسالت برگزیده‌ای و متذکر این نکته نشدند که علی رغم این که آدم از گل خلق شده بود و ملایکه قبل از آفریده شدن آدم –علیه و علیهم الصلاة و السلام- از بندگان مقرب درگاهت بودند؛ به جبریل و تمام ملایکه فرمان دادی در برابر بشر آفریده شده از گل سجده کنند. آیا نمی‌دانند تو غفور و ودود هستی و هرچیزی را که اراده کنی، انجام می‌دهی و دلیل کارت این بود که ملایکه نزد خود به ناحق گمان کردند آنها گرامی‌ترین بندگان تو هستند چون ملایکه مقرب بوده واز نور آفریده شده بودند و اعتقاد داشتند سزاوار هیچ یک از بندگانت نیست که از آنها گرامی‌تر باشد؛ چرا که مگر آنها نبودند که عرش تو را حمل می‌کردند؟ پس خداوند اراده کرد درسی عقیدتی به آنان بدهد. آدم را از گل آفرید تا خودپسندی‌ که در نفس‌شان بود را بر زبان آورده و بگویند:
{أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ} صدق الله العظيم [البقرة:30].
{ آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! و ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.»}
ولی من مهدی منتظر در پیشگاه خداوند با یقین به حق شهادت می‌دهم؛ نزدیک بود به خودشان مغرور شوند؛ چون این از ترس فساد در زمین و خونریزی در آن نبود؛ بلکه مقصودشان این بود که آنها از آدم بهترند و نسبت به بندگانت در اولویت هستند. برای همین گفتند:
{وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ} صدق الله العظيم [البقرة:30].
{و ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.»}
خودپسندی آنها را اغوا کرد تا جایی که درمورد پروردگارشان خطا کردند؛ انگار که آنها از خداوند داناترند. ولی خداوند خشم خود را پنهان کرد و نشان‌شان نداد؛ آدم علیه الصلاة و السلام را آفرید و دانش بیشتری به او عطا نمود و به ملایکه فرمود:
{وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَ‌ضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
{ سپس تمام نام‌های- خلفای الهی- را به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}
اینجا بود که ملایکه متوجه شدند پروردگارشان از آنها راضی نیست و از نظر خداوند؛ آنها صادق نبودند و با سخن گفتن درمورد امری که در آن حقی نداشتند؛ یعنی تعیین خلیفه خدا، از حدود خود تجاوز کرده‌اند. در حالی که این خداوند است که صاحب ملک و ملکوت است وامور گذشته و آینده تنها به دست اوست و ملایکه هیچ اختیاری ندارند. زمانی که خداوند فرمود:
{أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم،
{«اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»}
برای تمام ملایکه روشن شد پروردگارشان در نفس خود از آنان راضی نیست؛ پس با توبه و انابه به درگاه او رو کرده و تسبیح کنان توبه کرده و گفتند:
{قَالُوا سبحانك لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:32].
{فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی}
همان چیزی که در نفس ابلیس بود؛ در نفس ملایکه هم بود؛ یعنی آنها خود را بهترین و گرامی‌ترین بندگان خدا می‌دیدند؛ چون بیش از همه بندگان به عرش الهی نزدیک بوده و گروهی از آنان عرش را حمل می‌کردند. برای همین گمان کردند در کتاب خدا ملایکه بهترین و گرامی‌ترین بندگان خداوندند و هم چنین گمان ‌کردند سزاوارنیست بندگانی که از جنسی دیگر هستند، از آنها گرامی‌تر باشد. والله اگر روی این گمان نفسانی اصرار می‌کردند؛ نزدیک بود راه راست را گم کنند. ولی توبه و انابه کرده و دربرابر قاعده بندگی سر فرو آوردند: در کتاب پروردگار عالمیان، بندگان خدا ازهرچه که آفریده شده و هرجنس و اندازه‌ای هم که داشته باشند ارجحیتی به هم ندارند؛ مگر بر اساس تقوا. اما غرور ابلیس را به گناه کشاند و گفت:
{قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ} صدق الله العظيم [الأعراف:12].
{(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!»}
و گفت:

{لَمْ أَكُن لأسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مّنْ حَمَإٍ مّسْنُونٍ} صدق الله العظيم [الحجر:33].
{گفت: «من این‌گونه نیستم که براى بشرى که او را از گِلى خشکیده، سیاه و بدبو آفریده‌اى، سجده کنم.»}
و به دلیل خودپسندی و تکبر و غرور؛ خداوند او را لعنت نمود و قلبش را منحرف و او را از راه راست گمراه کرد و پروردگارت به هیچ کس ظلم نمی‌کند.
ای مردم – از انصار گرفته تا تمامی مسلمانان- اگر خداوند شما را تکریم نمود و به فرشته بدل کرد؛ به جنس خود اهمیتی نداده و به ملک بودنتان افتخار نکنید؛ هرچقدر خداوند شما را گرامی داشت؛ و با هدایت کردنتان به شما کرم نمود؛ به ملکوت دنیا و آخرت مشغول نشوید؛ خودپسند نباشید که در این صورت به ناحق گرفتار غرور خواهید شد.

. من مهدی منتظر به خداوند واحد قهار قسم می‌خورم؛ پروردگار شما را به خاطر این نیافریده که با زیبایی و مال و ملک و بهشت؛ فخرفروشی کنید؛ بلکه جنت نعیم خداوند را بر خود حرام کنید وبرای تحقق یافتن نعیم اعظم؛ نعیمی که از بهشت خداوند بزرگ‌تر است از من پیروی نمایید. من برای تمام صالحان فتوا داده و خطاب به آنان می‌گویم: به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم تا زمانی که خداوند را بیش از جنت نعیم و حورالعین و درجه عالی و رفیع بهشت دوست نداشته باشید؛ به دعوت مهدی منتظر و حرام کردن بهشت بر خود؛ پاسخ نخواهید داد. شما حق دارید با خداوندمان؛ پروردگار عالمیان محاجه کرده و بگویید:" ای خداوند عالمیان؛ ما دانستیم که تو بیش از بنده‌ات نسبت به بندگان رحم داری . ما ایمان داریم که خداوند رحمن و رحیم؛ ارحم الراحمین است و بنده‌‌ات به ما خبر داده که وقتی بندگان جن و انس کافرت را -از هر جنسی که باشند- هلاک می‌کنی نزد خود چه می‌گویی:
{إِنْ كَانَتْ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30)} صدق الله العظيم [يس]،
{ تنها یک صیحه‌ بود. ناگهان همگى خاموش شدند. (۲۹) اى حسرت بر بندگان! که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند. (۳۰)}
پروردگارا هرچقدر هم که ما را مورد تكريم قرار داده و مقام ما را بالا ببری و حتی اگر ما را به ملایکه مبدل سازی؛ ما تو را بیش از بهشتت وتمام چیزهای دیگردوست داریم. تصدیق فرموده حقت:
{وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ} صدق الله العظيم [الزخرف:60]،
{ و هرگاه بخواهیم از شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین گردند}
ما از این تکریم یعنی تبدیل به فرشته شدن می‌گذریم چون فایده‌ای نداشته و نعیم ما نیست؛ همگی ما -چه انسان‌ها و چه فرشتگان و چه جنیان- بنده تو هستیم. پس این تکریم و دنیا و نعیم آخرت-هرچه که بوده و هست ومی‌خواهد باشد-
چه فایده‌ای دارد؟ چطورمی‌توانیم شادمان و سعادت‌مند باشیم در حالی که دریافته‌ایم چقدر به خاطر بندگانی که به خودشان ظلم کرده‌اند در نفست حسرت می‌خوری؛ پس چطور بهشت و حور العین و قصرهای جنت نعیم برایمان گوارا باشد، در حالی که تو پروردگار عالمیان در نفست راضی نیستی و برای بندگانی که درحق خود ظلم کرده‌اند متحسر و اندوهگینی؟....چطور...چطور... چطور...
خداوندا؛ ما بندگان بشر تو، از مهدی منتظر پیروی کرده و تا زمانی که نعیم اعظم برایمان محقق نشود؛ جنت نعیم را-هرچه هم که باشد- برخود حرام کردیم؛ نعیم اعظم ما راضی بودن خداوند در نفسش و حزین و متحسر نبودن اوست؛ خدایا فرموده‌ای و سخن تو حق است:
{وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:49].
{ و کتاب در میان نهاده مى‌شود، پس مجرمان را مى‌بینى که از آنچه در آن است بیمناکند و مى‌گویند: «واى بر ما! این چه کارنامه‌اى است که هیچ کوچک و بزرگى را فروگذار نکرده، مگر اینکه برشمرده است!» آنچه را انجام داده‌اند،حاضر مى‌یابند و پروردگارت به هیچ‌کس ستم نمى‌کند}
ما شاهد این سخنیم؛ ولی ما پیروان مهدی منتظر از ظلمی که در حقمان شده به درگاهت شکایت می‌بریم؛ ای پروردگار عالمیان ما را برای چه آفریده‌ای؟ و ما می‌دانیم پاسخ حق توازکتاب چیست
{وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56].
{ جن و انس را نیافریدیم مگر برای عبادت}
پس ما از ظلمی که در حقمان شده به تو شکایت می‌کنیم؛ ما از نعیمی که از هرچیزی بزرگ‌تر است، یعنی رضایت تو در نفست و متحسر و اندوهگین و خشمگین نبودنت- محروم شده‌ایم و تمام بندگانی که در حق خودشان ظلم کرده‌اند؛ بین ما و تحقق رضوان نفست قرار گرفته‌اند. خداوندا فرموده‌ای و سخن تو حق است:
{وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا} صدق الله العظيم [يونس:99].
{ و اگر پروردگارت مى‌خواست، همه‌ى مردم روى زمین ایمان مى‌آوردند.}
پروردگارا؛ تمام زمینیان؛ از جنبنده و پرنده گرفته تا تمام امت‌ها چه زندگان و چه مردگان را هدایت فرما... این از روی رحمت ما به آنان نیست؛ به هیچ وجه...خدایا ما ایمان داریم که تو به حق ارحم الراحمینی...علت درخواست ما این است که با هدایت آنها، نعیم اعظم ما که رازو حکمت خلقت ما در آن نهفته است؛ محقق شود. ما رضوان تو را به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به بهشتت؛ عبادت نمی‌کنیم. بلکه به حقیقت نعیم اعظمت ایمان آورده‌ایم و می‌دانیم که این نعیم به حق از نعیم بهشتت بزرگ‌تر است و ما رضوان نفس تو را به عنوان هدف نهایی‌مان عبادت می‌کنیم نه به عنوان وسیله.. خدایا تو پاک و منزهی ... بلکه می‌خواهیم تو در نفست راضی باشی ولی بندگانی که در حق خود ظلم کرده‌اند؛ بین ما و تحقق نعیمی که از بهشت تو بزرگ‌تر است، حائل شده‌اند. ما رضوان نفس تو را عبادت می‌کنیم تا تو در نفست راضی شده و متحسر و حزین و خشمگین نباشی؛ این هدف نهایی و غایت ما و تمام مراد و خواسته ماست؛ خدایا اگر نعیمی که بزرگ‌تر از نعیم بهشت توست محقق نشود؛ پس ما را برای چه آفریده‌ای ای پروردگار عالمیان؟ خداوندا تو ظلم را برخود حرام کرده‌ای . ما از ظلم کسانی که درحق خود -و ما- ظلم کرده‌اند به تو شکایت می‌بریم؛ نعیم ما را از ذات و نفس تو برده‌اند
و ما نعیم رضوان تو را عبادت می‌کنیم و هدف آفریده شدن ما هم همین است...خداوندا خشم و غضب و عذاب خود را از بندگانت بردار؛ ما می‌دانیم در حدّ ما نیست که از روی رحمت نسبت به کافران برای آنان طلب استغفار کنیم در حالی که آنها هم چنان بر کفر خود اصرار دارند... بلکه ما به خاطر ظلمی که در حق ما شده به درگاهت شکایت می‌کنیم؛ ما می‌دانیم اگر بر علیه آنان دعا کنیم و هلاک‌شان کنی؛ بعد ازهلاک شدن‌شان خداوندی که رحیم‌تر از بندگانش است چه خواهد گفت:
{إِنْ كَانَتْ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30)} صدق الله العظيم [يس]
{ تنها یک صیحه‌ بود. ناگهان همگى خاموش شدند. (۲۹) اى حسرت بر بندگان! که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند. (۳۰)}
خدایا مادامی که بعد از هلاکت آنها؛ برای‌شان حسرت بخوری، با نصرت تو شاد نمی‌شویم. مهدی منتظر و پیروان او ربانیونی هستند که نعیم اعظم رضوان پروردگارشان را عبادت می‌کنند و به درگاه او دعا و التماس می‌کنند هیچ یک از بندگانی که اگر هلاک شوند در باره آنان چنین خواهی گفت؛ هلاک نکنی:
{إِنْ كَانَتْ إِلا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30)} صدق الله العظيم [يس].
{ تنها یک صیحه‌ بود. ناگهان همگى خاموش شدند. (۲۹) اى حسرت بر بندگان! که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند. (۳۰)}
ای پروردگار عالمیان هرگز.... خداوندا با هدایت آنها ما را نصرت بده نه با نشانه عذاب...خداوندا تو بین بندگان و قلب‌شان حائل می‌شوی؛ پس به حق رحمتت ای ارحم الراحمین،قلب‌های آنان را به سوی همان چیزی که ما را به سوی ان هدایت کردی؛ هدایت فرما و آنان را از کسانی قرار ده که نعیم رضوانت را عبادت می‌کنند تا تمام بندگانت از نعیم اعظم تو برخوردار شوند و هدف خلقت همگی آنها محقق گردد؛ خدایا آنان را برای چه خلق کرده‌ای، برای ورود به بهشت یا عذاب شدن در آتش؟ خیر بلکه بندگانت را برای این آفریده‌ای که نعیم رضوان نفست را عبادت کنند و از حب و نعیم رضوانت برخوردار شوند؛ خداوندا بندگانت را به امتی واحد بدل فرما که در راه رضوان حب تو قرار دارند؛ خداوندا قلب‌هایشان را به هم الفت ده تا حول حب و نعیم رضوان نفس تو گرد آمده و پروردگار واحدی را که خداوندی جز او نیست و پروردگار آسمان‌ها و زمین و ما بین آنها و پروردگار عرش عظیم و خداوند وپروردگار عالم است؛ عبادت کنند....
ــــــــــــــــــــــــ
پایان.....

ای انصار پیشگام برگزیده؛ اگر نعیم اعظم را عبادت می‌کنید؛ دست دعا بر علیه هیچ انسانی-چه مسلمان و چه و کافر- بلند نکنید؛ مردم را ببخشید تا خداوند شما را ببخشد و به خاطر خدا از آنان درگذرید تا خداوند به خاطر شما از آنان درگذرد و هدایت‌شان کند تا نعیم اعظم‌تان تحقق یابد.

ای مردان و زنان مسلمان؛ ای برادران و خواهران من؛ به نام خداوند بزرگ و نیکوکار و رحیم از شما سؤال می‌کنم؛ چگونه می‌توانید از نعیم و "حورالعین" و " ولدان المخلدین" و قصرهای بهشتی لذت ببرید؛ در حالی که حبیب شما خداوند رحمن در نفس خود راضی نیست و برای بندگانی که در حق خود ظلم کرده‌اند متحسر و حزین است؟ به شما خبر دادیم که خداوند با وجود این که به آنها ظلمی نکرده است نزد خود چه می‌گوید. خداوند به آنان ظلم نکرده بلکه آنها خودشان درحق خود ظلم کرده و از دعوت رسولان الهی و مورد غفران خداوند قرار گرفتن رو گرداندند-همان طور که شما از دعوت مهدی منتظر رو می‌گردانید- و خداوند با یک صیحه آسمانی یا زمینی آنها را هلاک کرد و خاموش شدند...بعد بنگرید خداوند در نفس خود می‌گوید:
{إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ﴿٢٩﴾يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].
{ تنها یک صیحه‌ بود. ناگهان همگى خاموش شدند. (۲۹) اى حسرت بر بندگان! که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند. (۳۰)آیا ندیدند چه بسیار از اقوام پیش از آنان را] نابود کردیم، که آنان هرگز نزد اینان برنمى‌گردند؟ (۳۱) و همه‌ی آنان در قیامت نزد ما احضار مى‌شوند. (۳۲)}
پس ای حبیبان خدا؛ ای کسانی که خداوند را بیش از بهشت و تمام ملکوتش و بیش از نعیم دنیا و آخرت دوست دارید؛ به نام خداوند بزرگ از شما سؤال می‌کنم؛ چگونه می‌توانید از نعیم جنت خداوند-هرچه که هست و ممکن است باشد- برخوردار شده و لذت ببرید در حالی که پروردگارتان برای بندگانی که به خود ظلم کرده‌اند متحسر است؟ آیا می‌دانید چرا پروردگار عالمیان می‌فرماید:
{يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ}؟
{اى حسرت بر بندگان! که هیچ پیامبرى بر آنان نیامد، مگر آن که او را به استهزا گرفتند}
چون او به حق ارحم الراحمین است و هیچ یک از بندگانش مهربان‌تر از او نیستند؛ حتی اگر که در حق بندگانش ظلم نکرده و آنان خودشان در حق خود ظلم کرده‌ باشند؛ رحمت خدا از نفسش نرفته است؛چگونه ممکن است چنین شود؛ در حالی که برای آنان رسول می‌فرستد تا آنها را به سوی غفران خدا دعوت کنند ولی آنها از غفران و نعیم رضوانش رو گرداندند و جواب همگی آنها این بود:
{وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِ‌يبٍ ﴿٩﴾ قَالَتْ رُ‌سُلُهُمْ أَفِي اللَّـهِ شَكٌّ فَاطِرِ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ‌ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ} صدق الله العظيم [إبراهيم:9-10].
{و ما از آنچه شما ما را به آن دعوت مى‌کنید، در شک و تردید هستیم.» (۹) پیامبرانشان گفتند: «آیا درباره خدا، آفریدگار آسمان‌ها و زمین، جای شکى هست؟ او که شما را دعوت مى‌کند تا از گناهانتان بگذرد}
آنها از دعوت به غفران و نعیم رضوان خدا رومی‌گردانند و خداوند برای آنان تأسف خورده و هلاک‌شان می‌کند و سپس برای‌شان متحسر می‌گردد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ} صدق الله العظيم [الزخرف:55].
{بر آنها تاسف خورده و از آنها انتقام کشیدیم}
ای جماعت انصار؛ من از حسرت شما برای مردم و یا خانواده‌تان که دعوت حق پروردگارشان را تصدیق نکرده‌اند؛ با خبرم، ولی حسرت خداوند و پروردگارعالمیان را به یاد بیاورید که بیش از شما نسبت به بندگانش رحیم است. پس به درگاه او انابه کنید تا بندگانش را هدایت کند؛ رحمت را به خانواده خود منحصر نکنید که اگر چنین کردید این رحمت شما را به فتنه انداخته است. بلکه به یاد داشته باشید خداوند بیش از شما نسبت به بندگانش رحیم است؛ پس به درگاهش انابه کنید تا تمام بندگانش را هدایت نماید....برای اصلاح بشریت به من کمک کنید تا خدا به شما کمک کند؛ اگر می‌خواهید خداوند در نفس خود راضی باشد؛ برعلیه مردم دعا نکنید؛ بدانید تا زمانی که تمام امت‌ها مشمول رحمتش نگردند، خداوند در نفسش راضی نخواهد شد. به خد قسم؛ مهدی منتظر مادرش را-که مادر خودش است- تنها جزئی از تمام امت‌ها می‌داند و بدانید: "ان الله علی کل شیء قدیر".
و اما کسانی که این امر برایشان عادی است؛ تنها موضوعی که برایشان مهم است راضی بودن خدا از خودشان است تا به بهشت بروند و از آتش جهنم نجات یابند؛ اما مهدی منتظر سؤالی از آنان دارد: آیا با وجود این که پروردگارتان بالای شما بر عرش استیلا دارد به خاطر بندگانی که بر خود ظلم کرده‌اند متحسر و حزین است؛ ایا می‌توانید از بهشت و قصرهای آن لذت ببرید؟ اگر جواب‌تان آری است؛ باید به شما بگویم: شما خودتان را دوست دارید؛ اما پروردگارم وعده مردمی را به من داده محبوب خداوند و محب او.
ای خداوند ارحم الراحمین از روی رحمتت برای –آمدن -این گروه از مردم تعجیل فرما؛ برخی از آنان به میهمانان مکرم- وفد المکرمون- ملحق شده‌اند و برخی دیگر هنوز از وجود مهدی منتظر بی‌خبرند. چقدر قلب امام‌شان مشتاق است آنان را بعد از تصدیق در کنار بیت عتیق ملاقات کند.
خداوندا بنده‌ات مهدی منتظر تو را به حق لا اله الا انت و به حق رحمتی که برخود فرض نموده‌ای و به حق عظمت نعیم رضوان نفست می‌خواند که اگر صبرم به آخر رسید؛ دعای مهدی منتظررا برای هلاک بندگانت استجابت نفرمایی؛ دعای والدین برعلیه فرزندان‌شان و دعای هیچ انسانی بر علیه برادر انسانش را هم مستجاب نکنی؛ بلکه دعای آنها برای رحمت و هدایت را مستجاب فرما و وعده تو حق است و ارحم الراحمینی. خداوندا بنده نعیم اعظم ( امام مهدی ) تو را بیش از هر چیز دوست دارد؛ هرچه که هست و می‌خواهد باشد تا جایی که راضی بودن تو در نفست همه نعیم او شده است و رضوان نفس تو محقق نمی‌گردد مگر از این که تمام بندگانت مشمول رحمتت شوند و وعده تو حق است و تو ارحم الراحمینی...


وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
خادم البشر؛ المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليمانی

اقتباس المشاركة: 6419 من الموضوع: يا (من يخاف وعيد) أحبَّكَ الغفور الودود ذو العرش المجيد فعالٌ لما يريد ..




الإمام ناصر محمد اليماني
05 - 01 - 1431 هـ
22 – 12 - 2009 مـ
10:55 مساءً
ــــــــــــــــــــ



يا (من يخاف وعيد) أحبَّكَ الغفور الودود ذو العرش المجيد فعالٌ لما يريد ..

بسم الله الرحمن الرحيم
يا (من يخاف وعيد)، أَحبّكَ الغفور الودود ذو العرش المجيد فعّال لما يُريد، اللهم اغفر لأنصاري جميعاً، واغفر لعبدك معهم، اللهم أحِبَّ أنصاري جميعاً واجعلهم ينافسون عبدك في حبّك وقربك، اللهم ارضَ عن أنصاري جميعاً وأكرمهم، اللهم أكرم من أكرم عبدك وأنت أكرم الأكرمين، اللهم احشرنا مع من أحببناه جميعاً من أجلك محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم، اللهم اجعل له أرفع درجةٍ في جنّات النّعيم فإنّه أحبّ إلى أنفسنا من آبائنا وأمهاتنا ومن أنفسنا ومن النّاس أجمعين، اللهم واجعلنا له منافسين في حبّك وقربك لأنّك أحبّ إلى أنفسنا من عبدك محمد عليه الصلاة والسلام، اللهم إنّنا نستطيع أن نتنازل عن أعلى الدرجات المادية في جنّتك لمحمد رسول الله - صلَّى الله عليه وآله وسلَّم - طمعاً في التنافس في الحبّ في ذات نفسك سبحانك، ومن لم يَغِرْ عليك من عبادك فلن يرقى إلى الحُبّ الأعظم حتى يشعر أنّه يغير على الودود من كافة الأنبياء والمرسَلين ومن المهديّ المنتظَر.

اللهم ولا تجعل في قلوبنا غِلّاً ولا حقداً للذين آمنوا، اللهم ثبِّتنا على التنافس في حبّك وقربك، اللهم إنّنا نعلم أنّك لم تخلقنا من أجل التنافس على جنّتك؛ بل خلقت الجنّة من أجلنا وخلقتنا لنعبدك وحدك لا شريك لك لنتنافس في حبّك وقربك، اللهم إنّك قد علمتنا أنّه لا فرق عندك بين عبيدك؛ فجميعهم عبيد متنافسون في حُبِّ ربّهم المعبود، اللهم اصرف المُغالاة من قلوب العبيد للعبيد، اللهم إنّي أشهد أنّ سبب هلاك الأمم هي المغالاة في عبادك، فما أن يعلموا بتكريمك لأحد عبادك من الأنبياء والمرسَلين والصالحين إلا وتمسّحوا في قبره وتوسّلوا به إليك وسجدوا على ترابه لك فأشركوا في عبادتهم لربّهم، ولكن عبدك أفتاهم أنّك إلهٌ واحد للجميع ولعبيدك الحقّ جميعاً في التنافس في حبّك وقربك.

اللهم إنّي وجدت علماء المسلمين قد وضعوا أنبياءك ورسلك خطاً أحمرَ بين العباد والمعبود وأفتوا المؤمنين أنّ الأنبياء أكرم عبادك وأنّه لا ينبغي للصالحين أن يكونوا أكرم منهم عندك أو أحبّ منهم إلى نفسك، وبسبب هذه العقيدة الباطلة استيأس التابعين من المنافسة في حبّك وقربك وجعلوك حصرياً للأنبياء والمرسَلين من دون الصالحين بحُجة أنّك اصطفيتهم لرسالتك، ولم يتذكّروا أنّك أمرت جبريل والملائكة أجمعين أن يسجدوا لبشرٍ خلقته من طينٍ برغم أنّ ملائكتك هم عبادك المُقربّون من قبل أن تخلق آدم عليه وعليهم الصلاة والسلام، أفلا يعلمون أنّك الغفور الودود فعّال لما تريد وإنّما فعلت ذلك بسبب أنّ ملائكتك ظنّوا في أنفسهم بغير الحقّ أنّهم أكرم عبادك نظراً لأنّهم ملائكتك المُقربّون المخلوقون من نورٍ، واعتقدوا إنّه لا ينبغي أن يكون من عبادك من هو أكرم منهم فمنهم حملة عرشك؟ ثم أراد ربّي أن يُعلِّمهم درساً في العقيدة، ثم خلقتَ آدم من طين حتى ينطقوا بما في أنفسهم مما أخفوا من الإعجاب بأنفسهم، ولذلك قالوا: {أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ} صدق الله العظيم [البقرة:30].

ولكنّي المهديّ المنتظَر أشهدُ لله شهادة الحقّ اليقين أنّها كادت أن تأخذهم العزّة بأنفسهم وليس لأنّهم يخشون أن يُفْسِدَ فيها أو يسفك الدماء؛ بل يقصدون أنّهم خيرٌ منه وأنّهم أولى بك من عبادك. ولذلك قالوا: {وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ} صدق الله العظيم. فأغواهم إعجابهم بأنفسهم حتى أخطأوا في حقّ ربّهم وكأنّهم أعلم من الله، ولكنّ الله أسرّ غضبه في نفسه ولم يبدهِ لهم حتى خلق آدم عليه الصلاة والسلام ثم زاده بسطةً في العلم عليهم، وقال لملائكته: {وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

وهنا أدركت الملائكة أن ربّهم لم يعد راضٍ عليهم وأنّهم لم يعودوا صادقين في نظر ربّهم وأنّهم تجاوزوا حدودهم في الخطاب مع ربّهم فيما لا يحقّ لهم فليس لهم من أمر الخلافة شيء؛ بل صاحب الملك والملكوت له الأمر وحده من قبل ومن بعد وليس لملائكته من الأمر شيء، وحين قال الله تعالى: {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم، ومن ثم تبين للملائكة جميعاً أن ربّهم غير راضٍ في نفسه عليهم فتابوا وأنابوا مُسبّحين ربّهم تائبين، فقالوا: {قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

برغم أنّه كان في أنفسهم ما في نفس إبليس وكانوا يرون أنّهم خيرُ خلق الله وأكرم عبيد الله فهم عباد الله المقربون فهم على مقربة من عرشه ومنهم حملة عرشه ولذلك ظنّوا أنّهم خير عباد الله وأكرمهم في كتابه، وكانوا يظنّون أنّه لا ينبغي أن يكون عبدٌ من جنسٍ آخر هو أكرم منهم، ألا والله إنّهم كادوا أن يزيغوا عن الصراط المستقيم لو أنّهم أصروا على ما كان في أنفسهم، ولكنّهم تابوا وأنابوا فخضعوا إلى قاموس العبيد فلا أفضلية بين العبيد في كتاب الله مهما كان خلقه أو جنسه أو حجمه إلا بالتقوى في كتاب ربّ العالمين، وأمّا إبليس فأخذته العزّة بالإثم وقال: {قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

وقال: {لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ} صدق الله العظيم [الحجر:33]. وبسبب إعجابه بنفسه وتكبره وغروره لعنه الله وأزاغ قلبه وأغواه عن الصراط المستقيم، ولا يظلم ربّك أحداً.

ويا معشر البشر الأنصار والمسلمين جميعاً، فلو يكرّمكم الله فيجعلكم ملائكةً فلا تهتموا بجنسكم ولا تتفاخروا بالملك، فلا يلهكم ملكوت الدنيا والآخرة مهما أكرمكم الله، إن اهتديتم فأكرمكم ربّكم فلا تعجبكم أنفسكم فيأخذكم الغرور بغير الحقّ.

وأنا المهديّ المنتظَر، أقسمُ بالله الواحد القهار ما خلقكم الله من أجل التفاخر بالجمال والمال والملك وجنّات النّعيم؛ بل حرِّموا على أنفسكم جنّات النّعيم واتّبعوني لتحقيق النّعيم الأعظم من جنّات النّعيم، ولكنّي سوف أفتي جميع الصالحين وأقول لهم: والله الذي لا إله غيره لن يُجيب دعوة المهديّ المنتظَر فيحرِّم على نفسه جنّة النّعيم حتى يكون اللهُ هو أحبّ إليه من جنّات النّعيم والحور العين ومن الدرجة العالية الرفيعة.

ولكم الحقّ أن تُحاجوا ربّي وربّكم الله ربّ العالمين فتقولوا: "يا إله العالمين، قد علمنا أنّك أرحم بعبادك من عبيدك فنحن نؤمن أن الله الرحمن الرحيم أرحم الراحمين، وقد علّمنا عبدُك ما تقول حين تهلك عبادك الكافرين من الإنس ومن الجنّ ومن كلّ جنس، فإنّك تقول في نفسك: {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [يس]، فيا ربّ إنّنا نحبّك أكثر من جنّتك وأكثر من كلّ شيء، فمهما كرّمتنا ومهما رفعت مقامنا وحتى لو جعلتنا ملائكة. تصديقاً لقولك الحقّ: {وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِي الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ﴿٦٠﴾} صدق الله العظيم [الزخرف]، فنحن مُتنازلون عن التكريم إلى ملائكتك لأنّه لا فائدة فليس في ذلك نعيمنا، فنحن عبيد سواء من البشر أو من الملائكة أو من الجنّ فلا يهمّنا أن تكرّم جنسنا، فما الفائدة من التكريم وما الفائدة من الدنيا وما الفائدة من نعيم الآخرة مهما كان ومهما بلغ ومهما يكون؟ فكيف نكون فيه سعداء وقد علمنا مدى حسرتك في نفسك على عبادك الذين ظلموا أنفسهم، فكيف نهنأ بالنّعيم والحور العين وقصور جنّات النّعيم، كيف.. كيف.. كيف يا إله العالمين وأنت غير راضٍ في نفسك؟ بل مُتحسّر وحزين على عبادك الذين ظلموا أنفسهم.

اللهم إنّنا عبادك من البشر قد اتّبعنا المهديّ المنتظَر وحرّمنا على أنفسنا جنّات النّعيم مهما بلغت ومهما تكون حتى تحقّق لنا النّعيم الأعظم منها فتكون أنت راضياً في نفسك لا مُتحسّراً ولا حزيناً، اللهم إنّك قلت وقولك الحقّ: {وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَـٰذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا ۚ وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا ۗ وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [الكهف]، ونحن على ذلك لمن الشاهدين. ولكننا أتباع المهديّ المنتظَر نشكوا إليك ظُلمنا، فلِما خلقتنا يا إله العالمين ونحن نعلم بجوابك في كتاب الحقّ: {وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].

ثم نشكوا إليك ظُلمنا فقد حرمنا من نعيمنا الأعظم من كلّ شيء وهو أن تكون راضياً في نفسك لا مُتحسِّراً ولا حزيناً ولا غضبان، ولكنّه حال بيننا وبين تحقيق رضوان نفسك كافةُ عبادك الذين ظلموا أنفسهم، اللهم إنّك قلت وقولك الحقّ: {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا} صدق الله العظيم [يونس:99].

اللهم فاهدِ من في الأرض جميعاً مما يَدِبُّ أو يطير من كافة الأمم أحياءهم وأمواتهم، وليس رحمة مني بهم! كلا وربنا بل لأنّنا آمنّا أنّك حقاً أرحم بعبادك منّا، وإنّما نسألك هداهم لكي يتحقّق نعيمنا الذي فيه سرّ الحكمة من خلقنا، فنحن لا نعبد رضوانك كوسيلة لتدخلنا جنّتك بل آمنا بحقيقة اسمك الأعظم إنّه النّعيم وإنّه حقاً أعظم من نعيم جنّتك، فنحن نعبد رضوان نفسك غاية وليس وسيلة سبحانك، بل نريدك أن تكون راضٍ في نفسك، ولكنّ عبادك الذين ظلموا أنفسهم حالوا بيننا وبين تحقيق النّعيم الأعظم من جنّتك، ونحن نعبد رضوان نفسك حتى تكون أنت راضٍ في نفسك لا متحسّراً ولا حزيناً ولا غضباناً، فذلك منتهى هدفنا وغايتنا وكل مرادنا وكل غايتنا، اللهم إذا لم تُحقق لنا النّعيم الأعظم من جنّتك فلِمَ خلقتنا يا إله العالمين؟ اللهم إنّك حرّمت الظلم على نفسك ونشكو إليك ظُلمنا ممن ظلموا أنفسهم وأذهبوا نعيمنا من ذات نفسك ونحن لنعيم رضوانك عابدين ولذلك خلقتنا، اللهم ارفع بأسك ومقتك وغضبك عن عبادك ونحن نعلم أنّه لا ينبغي لنا أن نستغفر للكافرين رحمةً بهم وهم لا يزالون كافرين، ولكنّنا نشكو إليك ظلمنا، فإن دعَوْنا عليهم فأهلكتهم فقد علمنا ما سوف يقول من هو أرحم بهم من عباده: {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [يس] .

فلن نفرح بنصرك ربّي إن أهلكتهم، فما دمت سوف تتحسّر عليهم فإنّ المهديّ المنتظَر وأتباعه الربّانيّون العابدون لنعيم رضوان نفس ربّهم يتضرّعون إليك أن لا تهلك أحداً من عبادك من الذين إن أهلكتهم تقول: {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم.

فكلا يا إله العالمين، اللهم فانصرنا بآيةِ هدايةٍ وليس آية عذاب، اللهم أنّك تحول بين عبادك وبين قلوبهم اللهم فاهدِ قلوبهم إلى ما اهتدينا إليه برحمتك يا أرحم الراحمين فتجعلهم لنعيم رضوانك عابدين حتى يستمتع بنعيم رضوانك عبادُك أجمعون فيتحقّق الهدف من خَلقِهم، فلِمَ خلقتهم؟ أمِنْ أجل أن تدخلهم جنّتك أم من أجل أن تُعذبهم بنارك؟ بل خلقت عبادك ليعبدوا نعيم رضوان نفسك فيستمتعون بحبّك ونعيم رضوان نفسك، اللهم فاجعل عبادك أمّةً واحدةً على صراط نعيم رضوانك وحبّك، فألف بين قلوبهم فيجتمعوا في حبّك ونعيم رضوان نفسك أمةً واحدة يعبدون ربّاً واحداً لا إله إلا هو ربّ السموات والأرض وما بينهما وربّ العرش العظيم؛ الله ربّ العالمين ..
________________
انتهى ..

ويا معشر الأنصار السابقين الأخيار لا تدعوا على البشر مسلمهم والكافر إن كنتم تعبدون النّعيم الأعظم فاغفروا للناس يغفر الله لكم، واعفوا عنهم من أجل الله يعفُ الله عنهم من أجلكم فيهديهم فيتحقّق نعيمكم الأعظم.

ويا معشر المسلمين والمسلمات يا إخواني وأخواتي، سألتكم بالله العظيم البرِّ الرحيم كيف تستطيعون أن تهنأوا بالنّعيم والحور العين وبالولدان المخلدين وقصور الجنان وحبيبكم الله ليس راضياً في نفسه بل مُتحسّرٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم؟ فقد علّمناكم ما يقول في نفسه برغم إنّه لم يظلم عباده شيئاً ولكنّهم ظلموا أنفسهم وأعرضوا عن دعوة رسله ليغفر الله لهم - كما أنتم مُعرضون عن دعوة المهديّ المنتظَر - ثم يهلكهم الله بصيحةٍ واحدةٍ من عنده من السماء أو من الأرض فإذا هم خامدون، ثم انظروا ما يقول في نفسه وقال الله تعالى: {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [يس].

إذا يا أحبّاب الله يا من يحبّون الله أكثر من جنّته وأكثر من ملكه وملكوته وأكثر من نعيم الدنيا والآخرة، سألتكم بالله العظيم كيف تستطيعون أن تهنأوا بالنّعيم مهما بلغ ومها يكون في جنّات النّعيم وربّكم مُتحسرٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم؟ وهل تدرون لماذا ربّ العالمين يقول: {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾}؟ وذلك لأنّه حقاً أرحمُ الراحمين فلا يوجد من هو أرحم من الله بعباده وما ذهبت رحمة الله من نفسه حتى ولو لم يظلم عباده بل هم من ظلموا أنفسهم فكيف إنّه بعث عليهم رسله ليدعوهم إليه ليغفر لهم فأعرضوا عن غفران الله لهم ونعيم رضوانه! وما كان جوابهم جميعاً إلا أن قالوا: {وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿٩﴾ قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللَّـهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ} صدق الله العظيم [إبراهيم:9-10].

فيعرضون عن دعوة الغفران ونعيم الرضوان فيتأسف الله عليهم ثم يهلكهم ثم يتحسّر عليهم، وقال الله تعالى: {فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ} صدق الله العظيم [الزخرف:55].

ويا معشر الأنصار، إنّي أعلم حسرتكم على النّاس أو على أهلكم الذين لم يصدقوا بدعوة الحقّ من ربّهم، ولكن تذكّروا حسرة من هو أرحم بعباده منكم الله أرحم الراحمين، فأنيبوا إليه ليهدي عباده ولا تحصروا الرحمة على أهلّ بيوتكم فإن فعلتم فقد فتنتكم رحمتكم أنتم؛ بل تذكّروا من هو أرحم بعباده منكم وأنيبوا إليه ليهدي عباده جميعاً، وساعدوني في صلاح البشر ساعدكم الله، فلا تدعوا عليهم إن كنتم تريدون الله يكون راضياً في نفسه، فاعلموا إنّه لن يتحقّق ذلك حتى يدخل الأمم في رحمته جميعاً، ألا والله إنّ المهديّ المنتظَر لا يعتبر أُمَّه (وهي أمُّه) إلا جُزءاً من هدفه من أمَمٍ بأسرها، واعلموا أنّ الله على كل شيء قدير.

وأما الذين يرون أنّ الأمر عادي بالنسبة لهم فأهم شيء لديهم هو أن يرضى الله عنهم ليدخلهم جنّته ويقيهم من ناره فلهم ذلك، ولكن سؤال المهديّ المنتظَر إليهم هو: فهل ترون أنّكم سوف تستمتعون بالنّعيم والقصور وربّكم المستوي على عرشه من فوقكم متحسرٌ وحزينٌ على عباده الذين ظلموا أنفسهم؟ فإذا كان جوابكم نعم، فأقول لكم: إذاً أنتم أصلاً تحبون أنفسكم، ولكن ربّي وعدني بقوم يحبهم ويحبونه.

اللهم عجّل لعبدك بهم برحمتك يا أرحم الراحمين فمنهم من انضموا إلى الوفد المُكرم ومنهم من لم يعلم بوجود المهديّ المنتظَر بعد، فكم قلبُ إمامهم في اشتياقٍ للقائهم من بعد التّصديق عند البيت العتيق. اللهم إنّ عبدك المهديّ المنتظَر يدعوك بحق لا إله إلا أنت وبحقّ رحمتك التي كتبت على نفسك وبحقّ عظيم نعيم رضوان نفسك أن لا تُجيب دعوة المهديّ المنتظَر على عبادك بالهلاك لو ينفذ صبري، وأن لا تجيب دعوة الوالدين على أولادهم، وأن لا تجيب دعوة أيّ إنسان على أخيه الإنسان؛ بل أجِب دعوتهم لهم بالرحمة والهدى، ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين. اللهم إن عبد النّعيم الأعظم قد أحبّك أكثر من أي شيء ومن كل شيء مهما كان ومهما يكون حتى أصبح كل نعيم هو أن تكون راضياً في نفسك، ولن يتحقّق رضوان نفسك حتى تدخل عبادك جميعاً في رحمتك ووعدك الحقّ وأنت أرحم الراحمين.

وسلامٌ على المرسَلين، والحمدُ لله ربِّ العالمين ..
خادم البشر؛ المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني .
_______________