بـــيانــات هـــامّـة وعــــاجــلة

العربية  فارسى  اردو  English  Français  Español  Türk  Deutsh  Italiano  русский  Melayu  Kurdî  Kiswahili

تحذيرٌ إلى كافة المؤمنين بالله ثم ألبسوا إيمانهم بظلمِ الشرك بالله؛ إنّ الشرك لظلمٌ عظيمٌ

Warning to the entire believers in Allah then they cover their belief with wrongdoing of association with Allah; indeed polytheism is a grievous injustice

The Awaited Mahdi is calling to the global peace among the human populations

The fact of Planet-X, the planet of chastisement from the decisive Book as a reminder to the possessors of understanding-minds

A brief word about The Insolent (Antichrist) the Liar Messiah

Donald Trump is an enemy to the original American people, and an enemy to all Muslim and Christian people and their Governments, and an enemy to human populations altogether except the human satans the extremest ones in satan’s party

عــــاجل: تحذيرٌ ونذيرٌ لكافة البشر

تذكيـرٌ من محكم الذّكر لصُنّاع القرار من المسلمين

الإمام المهديّ يعلن غرّة الصيام الشرعيّة لعامكم هذا 1439 بناء على ثبوت هلال رمضان شرعاً

الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني يحذّر الذين يخالفون أمر الله ورسوله من غضب الله ومقته وعذابه

سوف تدرك الشمس القمر أكبر وأكبر في هلال رمضان لعامكم هذا 1439 تصديق شرطٍ من أشراط الساعة الكُبر وآية التصديق للمهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني

إعلان مفاجأةٌ كبرى إلى كافة البشر لمن شاء منهم أن يتقدّم أو يتأخّر، والأمر لله الواحد القهار

النتائج 1 إلى 3 من 3

الموضوع: به تمام کسانی که به کتاب خدا و سنت حق رسولش ایمان دارند

  1. الترتيب #1 الرقم والرابط: 304186 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,879

    افتراضي به تمام کسانی که به کتاب خدا و سنت حق رسولش ایمان دارند

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    05 - 03 - 1430 هـ
    01 - 03 - 2009 مـ

    ۱۱-اسفند-۱۳۸۷ه.ش.
    09:38 مساءً
    ــــــــــــــــــــ



    به تمام کسانی که به کتاب خدا و سنت حق رسولش ایمان دارند ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين..

    برادر گرامی؛ درمورد امام مهدی یاری دهنده به آن چه که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - با خود آورده است؛ امام ناصر محمد يماني، تنها شرطی که داریم این است که بر اساس کتاب خدا و سنت عبد و رسولش حکمیت کنیم؛ مگر بخشی از سنت که بر خلاف آیات محکم قرآن باشد؛ که در اینجا ما به قرآن عظیم که ریسمان الهی است و خداوند به ما فرمان اعتصام به آن را داده؛ پای‌بند خواهیم بود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا} صدق الله العظيم [آل عمران:103].
    { و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید}
    وریسمانی که خداوند به ما فرمان داده تا به آن بیاویزیم؛ برهان خدا و نور او یعنی قرآن عظیم است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {اى مردم! دلیل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است. و نورى روشنگر [قرآن] را به سوى شما فرود آوردیم. (۱۷۴) پس به زودى کسانى را که به خداوند ایمان آوردند و به آن [کتاب آسمانى] چنگ زدند، در رحمت و فضل خویش وارد مى‌کند و آنان را به سوى خود در راه راست هدایت مى‌‌فرماید. (۱۷۵)}
    این که قرآن مرجع اختلافات شما در مورد احادیث سنت نبوی است را من از خودم نمی‌گویم؛ این اجرای فرمان خداوند و رسولش است که آیات محکم قرآن را مرجع اختلافات در سنت نبوی قرار دهید. تصدیق احادیث حق محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم . وایشان عليه الصلاة والسلام فرمودند:
    [يأتي على النّاس زمانٌ لا تطاق المعيشة فيهم إلا بالمعصية حتى يكذب الرجل ويحلف فإذا كان ذلك الزمان فعليكم بالهرب قيل يا رسول الله وإلى أين المهرب قال إلى الله وإلى كتابه وإلى سنة نبيّه الحقّ].
    [دورانی برای مردم می رسد که معیشت آنها بر اساس معصیت است تا جایی که مرد به دروغ سخن گفته و سوگند می خورد. پس اگر چنین زمانی فرارسید برشماست که بگریزید.سؤال شدای پیامبر خدا به کجا بگریزیم و ایشان پاسخ دادند به سوی خداوند و کتابش و سنت حق پیامبرش بگریزید]
    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [ما بال أقوام يشرّفون المترفين ويستخفّون بالعابدين ويعملون بالقرآن ما وافق أهواءهم، وما خالف تركوه، فعند ذلك يؤمنون ببعض الكتاب ويكفرون ببعض].
    [مردم راچه می شود که به مترفان احترام می گذارند و عابدان را حقیر می شمارند و اگر قرآن بر طبق امیالشان باشد به آن عمل می کنند و هرچه بر خلاف خواسته شان باشد فرو می گذارنددر آن زمان آنها به قسمتی از کتاب ایمان داشته و به قسمتی از آن کافرند]

    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [من اتّبع كتاب الله هداه الله من الضلالة، ووقاه سوء الحساب يوم القيامة، وذلك أن الله يقول‏: ‏{‏فمن اتّبع هداي فلا يضل ولا يشقى‏}‏‏].
    [کسی که از کتاب خدا پیروی نماید؛ خداوند او را از گمراهی رها وهدایت می‌کند و روز قیامت از حساب بد حفظش می‌کند؛ و برای همین خداوند می‌فرماید:{ هر کس از هدایت من پیروى کند، نه گمراه مى‌شود و نه در رنج مى‌افتد}]
    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:

    [يا حذيفة عليك بكتاب الله فتعلمه واتبع ما فيه‏].
    [ای حذیفه برتوست که کتاب خداوند را بیاموزی و از آنچه که در آن آمده است پیروی کنی]]
    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:

    [مهما أوتيتم من كتاب الله فالعمل به لا عذر لأحد في تركه، فإن لم يكن في كتاب الله فسنة مني ماضية].
    [هرچه که در کتاب خدا آمده است باید به آن عمل کنید و احدی عذری برای ترک آن ندارد؛ و اگر در کتاب نیامده بود؛ از سنت گذشته من است]
    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [ما هذه الكتب التي يبلغني أنكم تكتبونها، أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه].
    [ این چیز هایی که باخبر شده ام آنها را نوشته اید چیست؛ آیا با کتاب خداوند کتاب دیگری هست؟ نزدیک است که خداوند برای کتاب خود خشمگین شوّ]

    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [يا أيها الناس، ماهذا الكتاب الذي تكتبون‏: أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه قالوا يا رسول الله فكيف بالمؤمنين والمؤمنات يومئذ‏؟‏ قال‏: من أراه الله به خيراً أبقى الله في قلبه لا إله إلا الله‏].
    [ ای مردم این چیزها چیست که می‌نویسید: آیا کتابی با کتاب خداوند (لازم) است؟ نزدیک است که خداوند به خاطر کتابش خشمگین شود.گفتند: ای پیامبر خدادر آن روز وضع مؤمنان و مؤمنات چگونه است؟ فرمودند خداوند در هر یک از آنان که خیری ببیند در قلبش لا اله الا الله را ثابت می گرداند]

    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [لا تكتبوا عني إلا القرآن، فمن كتب عني غير القرآن فليمحه، وحدثوا عن بني إسرائيل ولا حرج ومن كذب علي فليتبوأ مقعده من النّار].
    [از من مطلبی بجز قرآن ننویسید و هرکس چیزی غیر از قرآن از من نوشته آن را از بین ببرد نقل روایت از بنی اسراییل ایرادی ندارد اما هرکس به من نسبت دروغ بدهد در آتش خواهد بود]

    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإني أخاف أن يخبروكم بالصدق فتكذبوهم أو يخبروكم بالكذب فتصدقوهم، عليكم بالقرآن فإن فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وفصل ما بينكم‏].
    [از اهل کتاب چیزی نپرسید می ترسم راست بگویند و شما آن را تکذیب کنید و یا دروغ بگویند و شما باور نمایید.پس شما راست به قرآن که از گذشته و آینده خبر می دهد و فصل الخطاب شماست[

    محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم فرموده است:
    [لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإنهم لن يهدوكم وقد ضلوا، إما أن تصدقوا بباطل وتكذبوا بحق، وإلا لو كان موسى حياً بين أظهركم ما حل له إلا أن يتبعني‏].
    [از اهل کتاب چیزی نپرسید آنها گمراه شده‌اند و نمی‌توانند شما را هدایت کنند باطل را پذیرفته و حق را تکذیب می‌کنند .جز این نیست که اگر موسی درمیان‌شان زنده بود راهی جز پیروی از من نداشت]
    صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.
    و از خلال این احادیث حق درمی‌یابیم محمد رسول الله به ما فتوا داده است که احادیث سنت نبوی هم مانند قرآن عظیم-محفوظ از تحریف- از نزد خدا آمده‌اند؛ سپس به شما فرمان می‌دهد قرآن را مرجع تشخیص صحت حدیث قرار دهید و اگر دیدید حدیثی از نبیّ روایت شده که برخلاف یکی از آیات محکم و بینه است؛ بدانید ایشان علیه الصلاة والسلام؛ آن را نگفته است؛ مادامی که حدیثی را مخالف آیات محکم قرآن یافتید؛ از ایشان نیست. یعنی آن حدیث -به ظاهر- نبوی از نزد خدا نیست؛ پس اگر تدبر کردید و دریافتید یک حدیث نبوی با آیات محکم قرآن اختلاف دارد، حدیث از نزد خدا نیست. خداوند هم مانند رسولش به شما فرمان داده است درآ
    یات محکم قرآن تدبر کنید؛ و اگر حدیث نبوی دروغ باشد و از نزد خدا نباشد؛ بین حدیث و آیات محکم قرآن اختلاف زیادی پیدا می‌کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند(برای بعد از فوت پیامبر)می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏‌يافتند.(۸۲)}
    ای جماعت علمای امت؛ این حکم حق از کتاب خدا و سنت حق رسولش است که در آنها این فتواهای حق را می‌یابیم:
    ۱
    -سنت نبوی از نزد خدا آمده است؛ همان طور که قرآن عظیم از نزد خداوند تعالی است.
    ۲- قرآن از تحریف محفوظ است و احادیث سنت نبوی از تحریف در امان نیستند. برای همین خداوند و روسلش به شما فرمان می‌دهند تا قرآن را مرجع احادیث نبوی قرار دهید. خداوند و رسولش به شما خبر داده‌اند که بین احادیث دروغ و آیات محکم قرآن عظیم به کلی اختلافات زیادی پیدا می‌کنید.
    ای علمای امت؛ من امام مهدی حق پروردگارتان هستم ؛ سخن هزل نمی‌گویم؛ کلام من حرف آخر و حکم عادلانه است. شایسته نیست حق از امیال شما پیروی کند؛ که اگر چنین کنم؛ هیچ چیز در برابر خدا به کارم نخواهد آمد و سزاوار نیست حق دنباله‌رو امیال شما گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٦٨﴾ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿٦٩﴾ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ ۚ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿٧٠﴾ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ ۚ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ﴿٧١﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { آيا در اين سخن نمى‌انديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟ (۶۸) يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‌اند كه انكارش مى‌كنند؟ (۶۹) يا مى‌گويند كه ديوانه است؟ نه، پيامبرشان با دين حق بر آنها مبعوث شد، ولى بيشترينشان از حق كراهت دارند. (۷۰)}
    وشایسته حق نیست که از روی ظن از امیال آنان پیروی کند؛ ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ پس در برابر خدا به کار من نخواهد آمد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۲۰].
    {و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه علم [الهى] نزد تو آمد، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.}
    برادر گرامی؛ برای شروع گفتگو چه شرط دیگری می‌خواهی برای ما بگذاری غیر این شرط حق که حکمیت بر اساس کتاب خدا و سنت حق رسولش باشد؟ برادر گرامی با حق پیش برو و از حق پیروی کن و غیر از حق از هیچ چیز نترس؛ و اگر به کتاب خدا و سنت حق رسولش ایمان دارید شایسته این است که از حق پیروی شود؛ و اگر سرباز زنید، بعد از حق چه چیزی جز گمراهی می‌ماند. ای علمای امت اسلامی؛ همانا که امت بر ذمه شما هستند. اگر هدایت شوید، هدایت می‌شوند و اگر گمراه شوید؛ بعد شما به گمراهی کشیده می‌شوند، مگر خردمندان که در اقوال اندیشه کرده و از بهترین آنها پیروی می‌کنند و ساده لوح نیستند. بلکه از عقل خود استفاده کرده و در بیان حق ذکر تدبر می‌کنند و در می‌یابند این حق آمده از نزد پروردگارشان است. چگونه می‌توانند بعد از این که برای‌شان روشن شد این حق آمده از نزد پروردگارشان است؛ از آن روبگردانند؟ اینان؛ همان مؤمنان خردمندی هستند که خداوند درباره ایشان می‌فرماید:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [ص].
    {کتاب مبارکى است که به سوى تو فروفرستادیم، تا در آیات آن تدبّر کنند. و خردمندان متذکر گردند.}
    اینان کسانی هستند که تا آخر به سخنان -گوش داده و در آن- تدبر می‌کنند و سپس از بهترین آن پیروی می‌نمایند. اینها خردمندان‌تان هستند پس به آنان اقتدا کنید و همراه‌شان دنباله‌رو و پیرو حق گردید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    { آنان که سخن را مى‌شنوند و بهترینِ آن را پیروى مى‌کنند. آنانند که خداوند هدایتشان کرده، و آنانند همان خردمندان. (۱۸) پس آیا کسى را که حکم عذاب بر او حتمى شده است، آیا تو مى‌توانى کسى را که در آتش است، رهایى بخشى؟ (۱۹)}
    والله کسی از این بیان رونمی‌گرداند مگر این که نسبت به کتاب خدا و سنت حق رسولش کافر شده باشد و تنها به چیزی تمسک می‌ورزد که برخلاف کتاب خدا و سنت رسولش باشد و بیان مرا که حکم حق در آن است از عالمیان پنهان می‌کنند و خدا میان من و آنان به حق حکم خواهد کرد که او خیرالحاکمین است. اکثر علمای امت که خداوند از راه اینترنت آنها را از شأن من باخبر کرده؛ مردد هستند نه تصدیق می‌کنند و نه تکذیب. نه با من هستند نه ضد من؛ آنها نه برای خودشان خیری دارند نه برای امت‌شان. قلب‌های‌شان جبون وترسوست و از ظن و گمان پیروی می‌کنند در حالی که ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. اگر از متقیانی بودند که ندانسته به خدا نسبت نمی‌دهند؛ چرا در راه خدا از ملامت می‌ترسند و از حق پیروی نمی‌کنند؛ ای کسانی که با گمان باطل خود می‌گویید:" اگر ناصر محمد یمانی بر حق است؛ چرامی‌بینید تنها عده کمی از او پیروی می‌کنند". در پاسخ می‌گویم: خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿١١٦﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { و اگر از بیشترِ افراد روى زمین، اطاعت کنى، تو را از راه خداوند، منحرف و گمراه مى‌کنند. زیرا آنان جز از گمان پیروى نمى‌کنند و آنان، جز به حدس و گمان نمى‌پردازند}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم [يوسف].
    { و بیشتر مردم، هر چند اصرار داشته باشی، ایمان نمی‌آورند}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ} صدق الله العظيم [سبأ:13].
    { و عده کمی از بندگان من شکرگزارند!}
    لذا ای مردم: پیروی از حق بسته به اکثریت داشتن نیست. و تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}صدق الله [يوسف:40].
    { این است دین استوارو پابرجا؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند}
    همانا که برانگیخته شدن امام مهدی فضل بسیار بزرگ خدا برای شماست. او از روی ظن و گمان سخن نمی‌گوید؛ ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ او با علم و برهان آشکار با شما محاجه می‌کند و با عدالت حکم داده و حرف آخر و سخن فیصله دهنده-مناقشات- را بر زبان می‌آورد و حرف هزل و بی‌معنی نمی‌زند. مردم را به راه راست هدایت می‌نماید ولی اکثر شما شکرگزار نیستید و ندانسته به خداوند نسبت می‌دهید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ ﴿٦٠﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {کسانى که به خدا دروغ مى‌بندند، روز قیامت چه گمانى دارند؟ همانا خداوند داراى بخشش و فضل بر مردم است؛ ولى بیشترشان سپاس­گزارى نمى‌کنند}
    .ای علمای امت؛ به سوی میز گفتگو و منبر آزاد برای تمام مردم بشتابید؛ پایگاه امام ناصر محمد یمانی که محلی برای گفتگوی فراگیر تمام علمای امت با امام مهدی منتظر حق پروردگارتان است؛ کسی که منتظرش هستید وبرای آمدنش عجله دارید.
    اما شما قبل از آن که خداوند خلیفه خود را برگزیند؛ مهدی منتظر را انتخاب کرده‌اید؛ انگار شما هستید که رحمت خدا را تقسیم می‌کنید! و حال که امام مهدی حق پروردگارتان آمده است؛ از او روگردانید و این امام مهدی است که منتظرتصدیق شماست تا در کنار بیت العتیق حاضر شود؛ ای مردم تا کی انتظار؟ من از عذاب سیاره آتش سقر برای شما می‌ترسم؛ سیاره‌ای که از کنار زمین شما خواهد گذشت. همان که نام سیاره دهم را به آن داده‌اید. این سیاره در شبی که در طی آن شب از روز پیشی می‌گیرد؛ شب ظهور امام مهدی بر تمام بشریت از کنار زمین می‌گذرد . این عذاب شدید خداوند واحد قهار است که بعد از روگرداندن مسلمانان و کافران از کتاب خدا و سنت حق رسولش گریبان‌ گیرتان می‌شود. خداوند تمام آبادی‌هایی که بشر ساکن آن است-چه مسلمان و چه کافر- را با سیاره آتش سقرعذاب می‌کند؛ سیاره‌ای که سنگ‌های آتشین خود را بر سر مردم می‌بارد. اگر ا همگی ازدعوت مهدی منتظر از مردم برای رو کردن به کتاب خدا و سنت رسول اعراض کنند؛ تمام آبادی‌های مسلمان و کافر مشمول عذاب خواهند شد. او با حقایق بزرگ علمی از این قرآن عظیم و با منطق برای مردم حجت می‌آورد؛ حقایقی که در عالم واقعیات وجود دارند تا برای مردم روشن شود او به حق از نزد پروردگارشان آمده است و سخن ناحق نمی‌گوید. اما مردم از حق رومی‌گردانند؛ چون خواهان امام مهدی باطل هستند که به خدا و رسولش افترا زده و از امیال و هواهای آنان پیروی کند. اما مهدی حق پروردگار را که از آنان دعوت می‌کند به کتاب خدا و سنت حق رسولش بازگردند؛ دوست ندارند؛ چرا که افتراها و دروغ‌هایی که در نزد آنان است و به آن تمسک جسته‌ و گمان می‌کنند هدایت شده هستند را رد می‌کند. چگونه ممکن است متمسک به چیزی که بر خلاف کتاب خدا و سنت حق رسول است؛ هدایت شده باشد؟ آیا عقل‌تان را به کار نمی‌گیرید؟
    ای مردم؛ من شما را به سوی کتاب خدا و سنت حق رسولش دعوت می‌کنم ؛ آیا شما به کتای خدا و سنت حق رسولش ایمان دارید؟ پس به سوی میز جهانی گفتگویی که برای تمام علمای امت تدارک دیده شده: پایگاه امام ناصر محمد یمانی بشتابید.
    أخو المسلمين الداعي إلى الحقّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني

    اقتباس المشاركة: 5430 من الموضوع: إلى كلّ مؤمنٍ بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ ..



    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - 03 - 1430 هـ
    01 - 03 - 2009 مـ
    09:38 مساءً
    ــــــــــــــــــــ



    إلى كلّ مؤمنٍ بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين..

    أخي الكريم بالنسبة للإمام المهديّ الناصر لما جاء به محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ناصر محمد اليماني فليس لنا شرط غير الاحتكام إلى كتاب الله وسنّة محمد عبده ورسوله إلا ما خالف منها لمحكم القرآن، فلنحتكم إلى القرآن العظيم حبل الله الذي أمرنا الله أن نعتصم به. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا} صدق الله العظيم [آل عمران:103].

    وحبل الله الذي أمرنا أن نعتصم به هو برهان الله ونوره القرآن العظيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ولم أُفتِكم بأنّ القرآن هو المرجع لما اختلفتم فيه من أحاديث السُّنة النّبويّة من ذات نفسي؛ بل تنفيذاً لأمر الله ورسوله أن تجعلوا محكم القرآن هو المرجع لما اختلفتم فيه من الأحاديث النّبويّة، تصديقاً لأحاديث محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم الحقّ، وقال عليه الصلاة والسلام: [يأتي على النّاس زمانٌ لا تطاق المعيشة فيهم إلا بالمعصية حتى يكذب الرجل ويحلف فإذا كان ذلك الزمان فعليكم بالهرب قيل يا رسول الله وإلى أين المهرب قال إلى الله وإلى كتابه وإلى سنة نبيّه الحقّ].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [ما بال أقوام يشرّفون المترفين ويستخفّون بالعابدين ويعملون بالقرآن ما وافق أهواءهم، وما خالف تركوه، فعند ذلك يؤمنون ببعض الكتاب ويكفرون ببعض].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [من اتّبع كتاب الله هداه الله من الضلالة، ووقاه سوء الحساب يوم القيامة، وذلك أن الله يقول‏: ‏{‏فمن اتّبع هداي فلا يضل ولا يشقى‏}‏‏].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [يا حذيفة عليك بكتاب الله فتعلمه واتبع ما فيه‏].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [مهما أوتيتم من كتاب الله فالعمل به لا عذر لأحد في تركه، فإن لم يكن في كتاب الله فسنة مني ماضية].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [ما هذه الكتب التي يبلغني أنكم تكتبونها، أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [يا أيها الناس، ماهذا الكتاب الذي تكتبون‏: أكتاب مع كتاب الله‏؟‏ يوشك أن يغضب الله لكتابه قالوا يا رسول الله فكيف بالمؤمنين والمؤمنات يومئذ‏؟‏ قال‏: من أراه الله به خيراً أبقى الله في قلبه لا إله إلا الله‏].

    قال محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [لا تكتبوا عني إلا القرآن، فمن كتب عني غير القرآن فليمحه، وحدثوا عن بني إسرائيل ولا حرج ومن كذب علي فليتبوأ مقعده من النّار].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإني أخاف أن يخبروكم بالصدق فتكذبوهم أو يخبروكم بالكذب فتصدقوهم، عليكم بالقرآن فإن فيه نبأ من قبلكم وخبر ما بعدكم وفصل ما بينكم‏].

    قال محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم: [لا تسألوا أهل الكتاب عن شيء فإنهم لن يهدوكم وقد ضلوا، إما أن تصدقوا بباطل وتكذبوا بحق، وإلا لو كان موسى حياً بين أظهركم ما حل له إلا أن يتبعني‏].
    صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم.

    ومن خلال تلك الأحاديث الحقّ نجد بأنّ محمداً رسول الله أفتانا أنّ الأحاديث النّبويّة جاءت من عند الله كما جاء هذا القرآن العظيم المحفوظ من التحريف، ومن ثمّ أمركم أن تجعلوا القرآن هو المرجع لصحتها، فإذا وجدنا الحديث المروي عن النّبيّ جاء مخالفاً لأحد الآيات المحكمات البيِّنات فاعلموا أنّه لم يقُلْه عليه الصلاة والسلام ما دمتم قد وجدتم أنّ هذا الحديث مخالفٌ لمُحكم القرآن العظيم، بمعنى أنّ هذا الحديث النّبوي جاء من عند غير الله ما دمتم قد تدبرتم القرآن ووجدتم بين هذا الحديث النّبويّ وبين محكم القرآن اختلافاً كثيراً، وكذلك أمركم الله كما أمركم رسوله أن تتدبّروا محكم القرآن، فإذا كان الحديث النّبوي مُفترًى من عند غير الله فإنّكم سوف تجدون بينه وبين محكم القرآن اختلافاً كثيراً. وقال الله تعالى: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    ويا معشر علماء الأمّة، هذا هو الحكم الحقّ في كتاب الله وسنّة رسوله نجد فيهما الفتاوى الحقّ وهي :

    1 - إنّ السُّنة النّبويّة جاءت من عند الله كما جاء هذا القرآن العظيم من عنده الله تعالى.
    2 - إنّ القرآن محفوظٌ من التحريف والأحاديث النّبويّة ليست محفوظةً من التحريف، ولذلك أمركم الله ورسوله أن تجعلوا القرآن هو المرجع للأحاديث النّبويّة وعلّمكم الله ورسوله أنّ الأحاديث المُفتراة حتماً ستجدون بينها وبين محكم القرآن العظيم اختلافاً كثيراً جُملةً وتفصيلاً.

    ويا معشر علماء الأمّة إنّي الإمام المهديّ الحقّ من ربّكم ذو قولٍ فصلٍ وحُكْمٍ عَدْلٍ وما هو بالهزل، وما كان للحقّ أن يتّبع أهواءكم، إذاً فلن تغنوا عنّي من الله شيئاً، وما كان للحقّ أن يتّبع أهواءكم. تصديقاً لقول الله تعالى: {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٦٨﴾ أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿٦٩﴾ أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ ۚ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿٧٠﴾ وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ ۚ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ﴿٧١﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].

    وما كان للحقّ أن يتّبع أهواءكم بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً، إذاً فلن تغنوا عنّي من الله شيئاً. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ} صدق الله العظيم [البقرة:120].

    فأيّ شرطٍ تريد أن تمليه علينا لبدء الحوار أخي الكريم غير هذا الشرط الحقّ وهو الاحتكام إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحق؟ أخي الكريم امشِ مع الحقّ، واتّبع الحقّ، ولا تخشَ إلاّ الحقّ، فالحقّ أحقّ أن يتّبع إن كنتم مؤمنين بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ، فإن أبيتم فما بعد الحقّ إلا الضلال، فاتقوا الله يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة فإنّ الأمّة في ذمتكم إن اهتديتم اهتدوا، وإن ضللتم ضلّوا بعدكم إلا أولي الألباب الذين يتدبّرون القول فيتّبعون أحسنة أولئك ليسوا بإمّعات؛ بل استخدموا عقولهم وتدبّروا البيان الحقّ للذكر فوجدوا أنّه الحقّ من ربّهم، فكيف يُعرضون عن الحقّ من بعد ما تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم؟ أولئك هم أولو الألباب من المؤمنين الذين قال الله عنهم: {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [ص].

    أولئك الذين يتدبّرون القول إلى آخره ومن ثمّ يتّبعون أحسنه، أولئك هم أولو الألباب منكم فاقتدوا بهم واتّبعوا الحقّ معهم. تصديقاً لقول الله تعالى: {الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾ أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].

    ألا والله لا يُعْرِض عمّا جاء في هذا البيان إلا من كفر بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ وأبى أن يستمسك إلا بما خالف لكتاب الله وسنّة رسوله، ويخفون بياني بالحُكم الحقّ عن العالمين، ويحكم الله بيني وبينهم بالحقّ وهو خير الحاكمين. وأكثر علماء الأمّة الذين أظهرهم الله على شأني في الإنترنت العالميّة مذبذبين لا مصدقين ولا مكذبين؛ فلا هم مني ولا هم ضدّي ولا خير فيهم لا لأنفسهم ولا لأمّتهم، جُبناء القلوب ويتّبعون الظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً، ولو كانوا من المُتّقين الذين لا يقولون على الله ما لا يعلمون لما خافوا في الله لومة لائمٍ واتّبعوا الحقّ، ويا من تزعمون بالباطل وتقولون: "لو كان ناصر محمد اليماني على الحقّ لما وجدتم أنه لم يتّبعه إلا قليلٌ". ومن ثمّ أردّ عليه وأقول: قال الله تعالى: {وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿١١٦﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم [يوسف].

    وتصديقاً لقول الله تعالى: {وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ} صدق الله العظيم [سبأ:13].

    إذاً يا قوم ليس الاتّباع للحقّ بالأكثريّة. تصديقاً لقول الله تعالى: {ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ} [يوسف:40].

    وإنما بعثُ الإمام المهديّ لكم من الله فضلٌ كبيرٌ فلا يقول على الله بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً ويحاجّكم بعلمٍ وسلطانٍ مبين، ويحكمُ عدلاً ويقول فصلاً وما هو بالهزل، ويهدي إلى صراطٍ مستقيم، ولكنّ أكثركم لا يشكرون ويقولون على الله ما لا يعلمون. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ ﴿٦٠﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    فهلمّوا يا معشر علماء الأمّة إلى طاولة الحوار الحرّة والمنبر الحُر لكافة البشر (موقع الإمام ناصر محمد اليماني) للحوار الشامل لكافة علماء الأمّة للإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم الذي له ينتظرون وكنتم به تستعجلون.

    بل واصطفيتم المهديّ المنتظَر خليفة الله قبل أن يصطفيه الله وكأنّكم أنتم من يقسم رحمة الله، وحتى إذا جاءكم الإمام المهديّ الحقّ من ربّكم فإذا أنتم عن الحقّ مُعرضون، وصار الإمام المهديّ هو من ينتظركم للتصديق لأظهرَ لكم عند البيت العتيق، فإلى متى الانتظار يا قوم؟ إنّي أخشى عليكم من عذاب كوكب النّار سقر الذي سوف يمرّ قريباً على أرض البشر، وهو ما تُسمّونه بالكوكب العاشر في ليلة يسبق فيها الليل النّهار ليلة ظهور الإمام المهديّ على كافة البشر ببأس الله الواحد القهّار من بعد أن أعرضوا عن كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ المسلمين والكُفار، فيعذِّب الله كافة قرى البشر بكوكب النّار سقر الذي سوف يمطر بأحجارٍ من نارٍ ذلك عذابٌ يشمل كافة قرى البشر المسلمين والكفار إن أعرضوا جميعاً عن دعوة المهديّ المنتظَر إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ الذي يحاجِج النّاس بحقائق علميّة كبرى لهذا القرآن العظيم بالعلم والمنطق على الواقع الحقيقي حتى تبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم ولم ينطق بغير الحقّ، ومن ثمّ أعرضوا عن الحقّ لأنّهم يريدون الإمام المهديّ الباطل المُفتري على الله ورسوله الذي يتّبع أهواءهم، وأمّا المهدي الحقّ من ربّهم الذي يدعوهم إلى الرجوع إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ فلم يعجبهم لأنّه يكذّب بالافتراء الباطل الذي بين أيدهم والذي هم به مستمسكون ويحسبون أنّهم مهتدون، فكيف يكون على الهُدى من يستمسك بما خالف لكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ؟ أفلا تعقلون؟

    ويا قوم إنّي أدعوكم إلى كتاب الله وسنّة رسوله الحقّ فهل أنتم مؤمنون بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ؟ فهلمّوا إلى طاولة الحوار العالميّة لكافة علماء الأمّة (موقع الإمام ناصر محمد اليماني). وسلامٌ على المُرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    أخو المسلمين الداعي إلى الحقّ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    _______________



  2. الترتيب #2 الرقم والرابط: 304999 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,879

    افتراضي

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - 03 - 1430 هـ
    02 - 03 - 2009 مـ

    ۱۲-اسفند-۱۳۸۷ه.ش.
    08:32 مســاءً

    ـــــــــــــــــــــــ


    ای عبدالرحمن؛ از خدا بترس و بدون علم و برهان مجادله مکن که در این صورت پیروامر شیطان شده‌ای ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وبعد..
    ای عبدالرحمن؛ بدون علم و برهان روشن از قرآن؛ مجادله مکن؛ اما برهانی که با آن مجادله کرده و می‌گویی امر( قل هو الله احد) که فرمان خدا درمورد "لا اله الا الله وحده لاشریک له" است مثالش مانند این فرموده خداوند تعالی است که :

    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ} [الكهف:22].
    { خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود -تير به تاريكى مى‌افكنند- و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود.}
    آیا این بیان و فتوای تو را عقل و منطق می‌پذیرد که می‌گویی این گفته‌ها امر خداوند در قرآن عظیم هستند :
    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ} [الكهف:22].
    { خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود -تير به تاريكى مى‌افكنند- و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود.} ؟
    تو اشتباه می‌کنی. همانا که خداوند دراین آیات در مورد کسانی به ما خبر می‌دهد که در باره تعداد اصحاب کهف مجادله می‌کنند،. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ ۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [الكهف].
    { خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و گروهي مي‌گويند: «پنچ نفر بودند، که ششمين آنها سگشان بود.» -تیری در تاریکی- و گروهي مي‌گويند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمين آنها سگشان بودبگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» خداوند تعداد آنها را جز اندك نمي‌داند.. پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن ؛ و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}
    عبدالرحمن؛ اگراز کسانی بودی که در قرآن تدبر می‌کنند؛ می‌فهمیدی سخن حقّ سخنی است که در زمان وعهد محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - هنوز گفته نشده و آن سخن اول است: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}، {خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان} خداوند این سخن را به عنوان سخنی که از روی ظن و غیب‌گویی گفته شده (رجم بالغیب) توصیف نمی‌کند؛ بلکه سخنانی که اهل کتاب گفته بودند را به عنوان سخنانی که از روی ظن و غیب‌گویی گفته شده وصف می‌فرماید و آن:

    {وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ ۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا} صدق الله العظيم.
    مي‌گويند: «پنچ نفر بودند، که ششمين آنها سگشان بود.» -تیری در تاریکی- و گروهي مي‌گويند: «آنها هفت نفر بودند، و هشتمين آنها سگشان بودبگو: «پروردگار من از تعدادشان آگاهتر است!» خداوند تعداد آنها را جز اندك نمي‌داند.. پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن ؛ و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}
    وقتی می‌گویم: عبدالرحمن می‌گوید - یقول -" هفت آسمان و هفت زمین" این سخنی است که گفته‌ای و گذشته؛ ولی وقتی خداوند تعالی می‌فرماید:

    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ} صدق الله العظيم،
    {خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان}
    این سخنی است که هنوز در علم غیب است و تا به حال گفته نشده وخداوند این سخن را به عنوان سخنی که از روی ظن و غیب‌گویی گفته شده (رجم بالغیب) وصف نمی‌کند؛ بلکه سخنانی که اهل کتاب در مورد تعداد اصحاب کهف گفته بودند را به عنوان سخنانی که از روی گمان و با حدس گفته شدند توصیف می‌نماید؛ سخنانی که از روی ظن است و ظن و گمان اهل کتاب، کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و خداوند به رسول الله فرمان می‌دهند از هیچ یک از اهل کتاب در مورد اصحاب کهف فتوا نخواهد. چون اهالی باطل ازاهل کتاب؛ نه از تعداد آنها خبر داشتند ونه مدت اقامت آنها را حساب کرده بودند ونه از داستان و اسامی‌شان خبری داشتند و حکمت بقا و ماندن‌شان را- برای این که خداوند آنها را در دوران مهدی منتظر ناصر محمدرسول الله صلی الله علیه و آله وسلم برانگیزد - هم نمی‌دانستند. سپس خداوند برای مؤمنین بیان می‌کند حکمت ماندن آنها چیست؛ دلیل این است تا مردم بدانند کدام گروه زمان اقامت و تعداد آن را به درستی حساب می‌کند و به این ترتیب مردم بدانند حزبی که به درستی تعداد و داستان و مدت اقامت و اسامی آنها و دلیل این اقامت را بیان می‌کند، حزب الله حق است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الكهف].
    {سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم کدام یک از آن دو گروه مدت ماندن را بهتر حساب می‌کند}
    و خداوند از برانگیخته شدن اصحاب کهف بعد از اقامت دوم‌شان سخن می‌گوید؛ و این در دوران مهدی منتظر رخ می‌دهد چون برانگیخته شدن آنها یکی از نشانه‌های بزرگ ساعت-اشراط السّاعة الکبری- است. خداوند پیش از این حکمت پیدا کردن آنها را به شما گفته و دلیل آن ساختن بنایی برای آنان است تا دوران نشانه‌های بزرگ ساعت در عصر مهدی منتظر خلیفه خدا و امام مسلمانان فرا رسد تا مردم دریابند کدام گروه تعداد و مدت اقامات آنها را –درست- حساب می‌کنند و حزب حق را شناخته و پیرو آن گردند. خداوند این حکمت را در این آیه خود برای‌تان بیان فرموده است:

    {ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم.
    {سپس آنان را برانگیختیم تا بدانیم کدام یک از آن دو گروه مدت ماندن را بهتر حساب می‌کند}
    هم‌چنین برای‌تان روشن نموده که حکمت ماندن و اقامت آنها چیست؛ تا در بیان اشراط بزرگ ساعت و قیامت؛ نشانه‌ای از نشانه‌های تصدیق مهدی منتظر باشند و تا مردم بدانند وعده خداوند حق است و ساعت از راه خواهد رسید و هیچ شکی در آن نیست. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الكهف:21].
    { و اينچنين باعث شديم آنها را پيدا كنند تا خلق بدانند که وعده خدا به حق بوده و ساعت قیامت البته بی‌هیچ شک خواهد آمد، }
    شاید عالم گران‌قدر و بلندپایه عبدالرحمن که بدون دانش و هدایت در آیات خداوند مجادله می‌کند؛ بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوبد:" صبرکن صبرکن؛ همانا که مقصود خداوند از :
    {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا} صدق الله العظيم مردمی است که آنها را یپدا می‌کنند تا بدانند وعده خداوند حق است و ساعت بدون شک از راه خواهد رسید." امام مهدی حق ناصر محمد یمانی که جز حق به خدا نسبت نمی‌دهد، در جواب می‌گوید: به هیچ وجه. کسانی که خدا خواست آنها را پیدا کنند؛ حکمت در خواب باقی ماند‌شان را نمی‌دانستند و درمورد داستان و شأن و حکمت باقی ماندن آنها به هم منازعه کردند. در گمانه‌هاشان که داستان آنها چیست؛ به اتفاق نظر و نتیجه نرسیدند و سپس آگاهی از داستان آنها را به خداوند آگاه از غیب سپردند:

    {فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ} صدق الله العظيم [الكهف:21].
    {پس گفتند: برآنان بنائى بسازيد.پروردگارشان به حالشان داناتر است}
    و دانستند باید حکمت بالغه‌ای برای در خواب ماندن آنها وجود داشته باشد و برای همین گفتند:

    {ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ} صدق الله العظيم [الكهف:21].
    {برآنان بنائى بسازيد.پروردگارشان به حالشان داناتر است}
    و گفتند بنایی برای آنان بسازیم که مخفی و مستور بمانند تا زمانی که خداوند در زمان مقدر شده؛ ایشان را برانگیزد و او از داستان و شأن و حکمت درخواب ماندن آنها آگاه‌تر است.
    در سخن حق تدبر کن؛ درمی‌یابی آنان که اصحاب کهف را یافتند؛ حکمتی در کارشان نبود جز این که بنایی برای‌شان بسازند که مخفی بمانند تا زمان اقامت دوم‌شان تمام شود و در آخرالزمان برانگیخته شوند و از آیات و نشانه‌های تصدیق برای حقیقت این قرآن عظیم باشند و مردم بدانند وعده‌ی خداوند حق است و درفرا رسیدن ساعت هیچ شکی نیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ ۖ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَىٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الكهف].
    { و اينچنين باعث شديم آنها را پيدا كنند تا خلق بدانند که وعده خدا به حق بوده و ساعت قیامت البته بی‌هیچ شک خواهد آمد، آن‌گاه که میانشان تنازع و خلاف در امر آنها بود پس گفتند: باید بر آنها بنایی بسازیم خدا به احوال آنها آگاه‌تر است ولی آنها که از امرشان آگاهی یافتند گفتند بر ایشان مسجدی بنا کنیم}
    عبدالرحمن؛ حقیقت تو برای من روشن خواهد شد؛ به یقین می‌دانم تو با اسامی دیگر در باره امور دیگری قبلا با من مجادله داشتی ؛ مشکلی نیست. مهم این است که حق‌جوی واقعی خواهد دید ناصر محمد یمانی با علم و برهان واضح و روشن که از خود قرآن می‌آید -نه از روی ظن و گمانی که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- برتو و امثال تو مهیمن است . علوم او مانند عبدالرحمن نیست که بدون آگاهی و علم مردم را از بیان حق قرآن یازمی‌دارد. عبدالرحمن؛ آیا می‌دانی حکمت نیاوردن نام سه رسول و مجهول ماندن نام آنها در داستان قریه‌ای مجهول و قومی مجهول در این فرموده خداوند تعالی چیست:
    {وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُكُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْتُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [يس]
    {و برای آنها، اصحاب قریه را مثال بزن هنگامی که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند؛ (۱۳) هنگامی که دو نفر از رسولان را به سوی آنها فرستادیم، امّا آنان رسولان (ما) را تکذیب کردند؛ پس برای تقویت آن دو، شخص سوّمی فرستادیم، آنها همگی گفتند ما فرستادگان (خدا) به سوی شما هستیم (۱۴) امّا آنان –مردم-گفتند شما جز بشری همانند ما نیستید، و خداوند رحمان چیزی نازل نکرده، شما فقط دروغ می‌گویید (۱۵) گفتند پروردگار ما آگاه است که ما قطعاً فرستادگان به سوی شما هستیم، (۱۶) و بر عهده ما چیزی جز ابلاغ آشکار نیست (۱۷) آنان گفتند ما شما را به فال بد گرفته‌ایم ، و اگر دست برندارید شما را سنگسار خواهیم کرد وعذاب دردناکی از ما به شما خواهد رسید! (۱۸) (رسولان) گفتند شومی شما از خودتان است اگر درست بیندیشید، بلکه شما گروهی اسراف کارید (۱۹) و مردی (با ایمان) از دورترین نقطه شهر با شتاب فرا رسید، گفت ای قوم من! از فرستادگان پیروی کنید (۲۰) از کسانی پیروی کنید که از شما مزدی نمی‌خواهند و خود هدایت یافته‌اند! (۲۱) من چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده، و همگی به سوی او بازگشت داده می‌شوید؟! (۲۲) آیا غیر از او معبودانی را انتخاب کنم که اگر خداوند رحمان بخواهد زیانی به من برساند، شفاعت آنها کمترین فایده‌ای برای من ندارد و مرا نجات نخواهند داد! (۲۳) اگر چنین کنم، من در گمراهی آشکاری خواهم بود! (۲۴) من به پروردگارتان ایمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهید (۲۵)(بعد قتلش)به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند... (۲۶) که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی‌ داشتگان قرار داده است!» (۲۷)و ما بعد از او بر قومش هیچ لشکری از آسمان نفرستادیم، و هرگز سنت ما بر این نبود؛ (۲۸) فقط یک صیحه بود و ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)} ؟
    برای انسان متفکر این سؤال مطرح می‌شود: چرا خداوند در این داستان نام این سه رسول را نیاورده است؟ این مردمی که رسولان خداوند به سوی‌شان فرستاده شده ولی آنها را تکذیب کردند و وعده دادند اگربه دعوت خود خاتمه ندهند و به سوی ملت‌شان بازنگردند؛ سنگ‌سار شده و به شدت عذاب خواهند شد چه قومی هستند؟

    {قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُكُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْتُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم.
    {گفتند ما شما را به فال بد گرفته‌ایم ، و اگر دست برندارید شما را سنگسار خواهیم کرد وعذاب دردناکی از ما به شما خواهد رسید! (۱۸) (رسولان) گفتند شومی شما از خودتان است اگر درست بیندیشید، بلکه شما گروهی اسراف کارید (۱۹)}
    آنها از جانب قومش‌شان که به آنان وعده دادند مورد مکرشان قرار خواهند گرفت؛ تهدید شدند و لذا به اجبار در غاز مخفی گشتند؛ همان طور که محمد رسول الله و صحابه‌ ابوبکر صدّیق-علیهم الصلاة و السلام- روزی که کفار عزم قتل یا بازداشتن او از دعوتش را داشتند، مجبور به پنهان شدن در غار گردید، این سه رسول هم زمانی که مردم خواستند آنها را سنگ‌سار کرده و یا به ملت(آیین) خود بازگردانند؛ تصمیم گرفتند در غار پنهان شوند تا خداوند به ایشان نظر کند و نمی‌دانستند بعد از آنها چه اتفاقی برای مردم‌شان افتاد. بلکه ما به حق به آنان خبرخواهیم داد که تنها یک مرد به آنان ایمان آورد که ایمانش را مخفی نگاه داشته بود و وقتی از مکر کافران برای سنگ‌سار رسولان پروردگارشان یا بازگرداندن‌شان به آیین‌شان باخبر شد و دریافت رسولان خدا با دین خود فرار کرده‌ و پنهان شده‌اند؛ نسبت به مردمش خشمگین گردید و به میان آنان رفت و نصیحت‌شان کرد و گفت:
    {إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم.
    {من به پروردگارتان ایمان آوردم؛ پس به سخنان من گوش فرا دهید (۲۵)(بعد قتلش)به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «ای کاش قوم من می‌دانستند... (۲۶) که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی‌ داشتگان قرار داده است!» (۲۷)}
    اما آن قوم بعد از کشتن مردی که به رسولان خدا ایمان آورده بود -و خداوند شهادت را برایش نوشت و بلافاصله وارد بهشت گردید- هلاک شدند. خداوند بعد از کشته شدن مرد مؤمن به دست اصحاب آبادی؛ همگی آنان را تنها با یک صیحه هلاک کرد و آبادی را همراه بناهایش در زمین فرو برد. این آبادی در نزدیکی غار-کهف- است که ما محل آن را که در استان ذمار قریه الأقمر یمن قرار دارد؛ به شما نشان دادیم. اما سه رسولی که از دست مردم‌شان درمحل وسیعی ازغار پنهان شده بودند؛ هنوز همان جا هستند تا مدت اقامت دوم‌شان به پایان برسد و سگ‌شان دست‌هایش را در آستانه غار گشوده است. و پول‌شان هنوز در جیب‌شان قرار دارد ای عبدالرحمن! و طناب دروغ کوتاه است و همانا که خواستیم از آنان باخبر شوید تا شاید به نشانه‌های پرودگارتان ایمان بیاورید.

    جناب عبدالرحمن؛ جوانان رسولی داشتند که به او ایمان آورده و تصدیقش کردند در حالی که قومش او را تکذیب نمودند. این جوانان وزرای صدیق نبی الله الیاس بودند و مثال آنها مانند رسول الله موسی-صلی الله علیه و آله و سلم- و وزیر و برادرش هاورن است. سزاوار نیست سه رسالت به سه رسول در یک آبادی در یک زمان نزال شود. رسالت یکی بود که خداوند آن را بر الیاس نازل فرمود و با برادرش ادریس او را یاری و پشتش را محکم نمود و خداوند آن دو را مانند موسی و وزیرش هارون برانگیخت. خدا با هارون سخن نگفت و رسالت تورات را بر وی نازل نفرمود؛ بلکه تورات بر موسی نازل شد و او حامل رسالت الهی بود. خداوند به او وعده داد با برادر و وزیرش هارون او را یاری کند و از کسانی قرار دهد که امر موسی را تصدیق می‌کنند و می‌بینی خداوند میان موسی و هارون فرقی قایل نشده و از هردو به عنوان رسول یاد می‌کند؛ چون خداوند اور ا تصدیق کننده برادرش موسی قرار داد و با او موسی را یاری و پشتیبانی کرد و او را درامرموسی شریک نمود. خداوند تعالی می‌فرماید:
    فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
    { به سراغ فرعون بروید و بگویید: «ما فرستاده‌ى پروردگار جهانیانیم.}
    درمورد رسولان سه گانه هم وضع به همین ترتیب است. خداوند رسالت را بر یکی از آنان نازل فرمود که الیاس بود ولی آن جوانان وزرای او بودند که برادر خود -الیاس- را تصدیق و پشتیبانش بودند و خداوند آنان را در امر برادر شریک فرمود. الیاس رهبر وقائدشان بود و او بود که بعد از تمام شدن مدت اقامت اول به آنان گفت: چقدر اقامت کردید و او بود که گفت: خدا می‌داند چقدردر اینجا مانده‌اید. یکی از شما با پول به این شهر برود و هشدار داد: ̎ اگر از وجود شما با خبر شوند سنگ‌سارتان می‌کنند یا به آیین خود بازمی‌گردانند̎. متکلم رسول الله الیاس علیه الصلاة ‌و السلام است که می‌بینی با جوانان سخن می‌گوید. عبدالرحمن درمورد آنان مجادله مکن[اشاره به آیه کریمه سوره الکهف:.... فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا ﴿٢٢﴾]. از موضوع آنها باخبر خواهی شد و خودشان با شما سخن خواهند گفت و در مورد کسی که خداوند علم کتاب را به او عطا نموده و شأن آنان را به حق بیان کرده؛ شهادت حق خواهند داد. وقتی خداوند علم کتاب را به من عطا نموده؛ چگونه ممکن است مرا از اصحاب کهف باخبر نکرده باشد؛ موضوع آنها هم ازعلوم کتاب قرآن عظیم است!

    شما از صاحب علم کتاب خلیفه خدا مهدی که خداوند و را با بیان حق قرآن عظیم که بر خاتم الأنبیاء و مرسلین والمُرسلين محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نازل شده است؛ باخبر شدید و اگر شما و تمام مردم نسبت به قرآن کافر شوید؛ شاهد بودن خداوند نسبت به حقیقت این قرآن و خلیفه‌اش که علم کتاب را به او عطا نموده است، کافی است. علم کتاب به او عنایت شده تا حقایق قرآن عظیم در آفاق -مثل سیاره آتش و زمین‌های هفت‌گانه- وحقایقی از خودشان-مثل اصحاب کهف که نشانه‌های عجیبی در میان خود مردم هستند – را برای مردم بیان کند تا برای‌شان روشن شود؛ او حق آمده از نزد پروردگارشان است و به راستی که با کتاب خدا شما را مورد خطاب قرارداه و فتوا می‌دهم که خداوند علم کتاب را به من عطا نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴿٤٣﴾} صدق الله العظيم [الرعد].
    {و کسانى که کفر ورزیدند، می‌گویند: «تو فرستاده [خدا] نیستى!» بگو: «گواهى خدا و کسى که علم کتاب نزد اوست، میان من و شما کافى است.»}
    و از آن جا که به شما فتوا می‌دهم خداوند علم کتاب را به من عطا نموده و شاهد حق در قرآن عظیم هستم؛ پس باید مطالبی را برایشما علمای مسلمین روشن کنم که نمی‌دانستید. این مطالب چنین‌اند:

    ۱-حقیقت اصحاب کهف و رقیم و اسامی و مدت اقامت و تعداد و داستان‌شان و این که بعد از آنها بر سر قوم‌شان چه آمده است و مدت اقامت اول و اقامت دوم آنها چقدر است ودلیل گریختن کسانی که آنها را پیدا می‌کنند این است که هیکل آنها بسیار بزرگ و غول آساست و کسانی که آنها را خواهند یافت؛ پشت کرده و می‌گریزند و از آنان به شدت می‌ترسند. علت هم بزرگی هیکل و قامت آنان است و ناظران به طور قطع تا به حال انسان‌هایی مانند آنها را ندیده و برای همین گریخته و به شدت می‌ترسند. سپس از احوال آنان باخبر شده و یا خداوند آنها را برمی‌انگیزد و حق بودن این امررا در جهان واقعیات می‌بینید.
    ۲- هم چنین حقیقت زمین‌های هفت‌گانه را روشن می‌کنم واز آیات محکم قرآن ثابت می‌کنم که این زمین‌ها بعد از زمین شما قرار دارند و برای همین در عالم واقعیات درمی‌یابید که به حق بعد از زمین شما هفت زمین وجود دارد و آخرین و پایین‌ترین آنها زمینی است که آتش بزرگ جهنم را درخود دارد؛ و حق بودن این را در عالم واقعیات خواهید دید.
    ۳- هم چنین از زمین دارای دو مشرق که جنت فتنه است ومحل سکونت مسیح دجال و سپاهش یأجوج و مأجوج و قومی دیگررا برای‌تان روشن می‌کنم که سدّ بزرگ ذوالقرنین آنان را از هم جدا می‌کند.
    ۴- به همین ترتیب حقیقت مسیح دجال و و هویت او را برای‌تان بیان کرده و علت این که به او مسیح دجال گفته می‌شود را روشن می‌سازم و از حقیقت سپاهش یأجوج و مأجوج برای‌تان می‌گویم تا فتنه و مکرشان به شکست کشانده شود و به شما از چیزی خبر می‌دهم که از آن بی‌خبر بودید.
    ۵- به گروهی از اهل کتاب هشدار می‌دهم؛ کسانی که یقین دارند ناصر محمد یمانی امام مهدی منتظر است ولی از حق آمده از نزد پروردگارشان رومی‌گردانند و تلاش می‌کنند مردم را از حق آمده از نزد پروردگارشان بازدارند. خداوند آنها را مانند "اصحاب السبت" لعن کرده و به آنان می‌فرماید به شکل خوک‌های طرد شده درآیید؛ همان طور که با گذشتگان آنان کرد و به آنان فرمود به شکل بوزینه‌های طرد شده در آیید؛ اما مسخ به بوزینه قبلا رخ داده و گذشته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة]،
    { قطعاً از [سرنوشت] کسانى از شما که در روز شنبه، نافرمانى کردند آگاهید، ما به آنان گفتیم: «به شکل بوزینه‌هایی طرد شده درآیید}
    ولی مسخ به خوک در دوران مهدی منتظر رخ می‌دهد که برای هشدار آخر به اهل کتاب آمده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه نازل کردیم -و هماهنگ با نشانه‌هایی است که با شماست- ایمان بیاورید، پیش از آنکه بر قلبهایشان پرده بکشیم و به عقب برگردانیم یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است!}
    و اما مسخ برای شیاطین است؛ شیاطین بشر از قوم یهود که بعد از این که برای‌شان روشن شد ناصر محمد یمانی امام مهدی منتظر حق پروردگارشان است؛ در ظاهر می‌گویند ایمان آورده‌ایم اما کفرشان را پنهان کرده و تلاش می‌کنند مردم را از حق آمده از نزد پروردگارشان باز دارند. آنها به یقین می‌دانند این حق از نزد پروردگارشان است ولی راه حق را در پیش نمی‌گیرند؛ به سوی ما آمده و تظاهر می‌کنند به خدا و قرآن عظیم ایمان دارند و سپس با مغلطه و خدعه در بیان حق ذکر به شدت تلاش می‌کنند مردم را از آن باز داشته و باعث شوند مسلمانان و حق‌جویان به این بیانات حق شک کنند؛ آنها کفر خود را نشان نمی‌دهند، بلکه تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکر خود را پنهان می‌کنند. به آنها هشدار می‌دهم خداوند ایشان را به خوک مسخ می‌کند. می‌خواهند نور خدا را با دهان‌شان خاموش سازند. و خداوند تعالی می‌‌فرماید:

    {قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّـهِ ۚ مَن لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ ۚ أُولَـٰئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿٦٠﴾ وَإِذَا جَاءُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَقَد دَّخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ ۚ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا يَكْتُمُونَ ﴿٦١﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {بگو: «آیا شما را از جایگاه و کیفرى که نزد خدا بدتر از این است، باخبر کنم؟! کسانى که خداوند آنها را از رحمت خود دور ساخته كرده و بر آنها خشم گرفته و بعضى را بوزينه و خوك گردانيده است عبد طاغوت شده‌اند؟ اينان را بدترين جايگاه است و از راه راست گم گشته‌ترند (۶۰) و هنگامى که نزد شما مى‌آیند، مى‌گویند: «ایمان آورده‌ایم.» در حالى که با کفر آمده و با کفر رفته‌اند. و خداوند از آنچه پنهان مى‌داشتند، آگاه‌تر است. (۶۱)}
    اینها کسانی هستند که تظاهربه ایمان کرده و کفرو مکر خود برضد خداوند و رسولش و مهدی منتظر را مخفی می‌کنند و خودشان؛ می‌دانند چه کسانی هستند. به آنها هشدار می‌دهیم که خداوند آنان را به خوک مسخ می‌کند همان طور که با گذشتگان‌شان کرد و به آنان گفت بوزینه‌هایی طرد شده گردید و انذار دهنده معذور است....

    وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5431 من الموضوع: إلى كلّ مؤمنٍ بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ ..



    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - 03 - 1430 هـ
    02 - 03 - 2009 مـ
    08:32 مســاءً
    ـــــــــــــــــــــــ



    يا عبد الرحمن اتّقِ الله ولا تُجادل بغير علمٍ ولا سلطانٍ فتتّبع أمر الشيطان ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وبعد..

    ويا عبد الرحمن، لا تُجادل في الله بغير علمٍ ولا سلطانٍ بيِّنٍ من القرآن، وأمّا سلطانك الذي تُجادل به فتقول بأنّ الأمر (قل هو الله أحد) وهو الأمر لا إله إلا الله وحده لا شريك له مَثَلُهُ كَمَثَلِ قول الله تعالى: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ} [الكهف:22].

    فهل هذا البيان لك يقبله العقل والمنطق وفتواك تقول إنّ هذه الأقوال أمر من الله في القرآن: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ}؟ وإنّك لمن الخاطئين. وإنّما يخبرنا الله بأقوال المُتجادلين في عدد أصحاب الكهف. وقال الله تعالى: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ ۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [الكهف].

    ويا عبد الرحمن، إن كنت من الذين يتدبّرون القرآن فسوف تجد القول الحقّ لم يُقَلْ بعد في عهد محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - وهو القول الأول: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}، ولم يصف الله هذا القول برجمٍ بالغيب؛ بل وصف الأقوال التي قد قيلت من أهل الكتاب وهي: {وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ ۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا} صدق الله العظيم.

    فعندما أقول: ويقول عبد الرحمن "السموات سبع والأرضون سبع" فهذا قول منك مضى وانقضى قلته من قبل. وأمّا عندما يقول الله تعالى: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ} صدق الله العظيم، فهذا قولٌ لا يزال في علم الغيب ولم يُقَلْ بعد ولم يصفه الله أنّه رُجماً بالغيب بل وصف الأقوال الظنيّة التي قد قيلت من أهل الكتاب في عدد أصحاب الكهف ووصفها الله أنّها رجماً بالغيب بالظنّ الذي لا يغني من الحقّ شيئاً من أهل الكتاب، وأمر الله رسوله أن لا يستفتي في أصحاب الكهف من أهل الكتاب أحداً. وذلك لأنّ أهل الباطل من أهل الكتاب لم يُحصوا عددهم ولم يحصوا لَبْثَهم ولم يعلموا قصتهم ولا أسماءهم ولم يعلموا الحكمة من بقائهم إلى أن يبعثهم الله في عصر المهديّ المنتظَر الناصر لما جاء به محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ومن ثمّ بيَّن الله للمؤمنين الحكمة من بقاء أصحاب الكهف وهي ليعلم النّاس أي الحزبين أحصى بالحقّ لعددهم ولبثهم، فيعلم النّاس أنّ هذا هو حزب الله الحقّ الذي أحصى بالحقّ لعددهم وقصتهم ولبثهم وأسماءهم لِما لبثوا أمداً. وقال الله تعالى: {ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الكهف].

    ويتكلم الله عن بعث أصحاب الكهف بعد انقضاء لبثهم الثاني، وذلك يحدث في عصر المهديّ المنتظَر لأنّ بعثهم من أحد أشراط السّاعة الكُبرى، وبيَّن الله لكم الحكمة من العثور عليهم من قبل، وذلك لكي يَبْنوا عليهم بُنياناً حتى يأتي عصر الأشراط الكبرى للساعة في عصر المهديّ المنتظَر خليفة الله وإمام المسلمين ليعلم النّاس أي الحزبين أحصى عددهم ولبثهم، فيعلم النّاس إنّه الحزب الحقّ فيتبعونه، وتلك الحكمة بينها الله في قوله تعالى: {ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم.

    وكذلك بيّن الله الحكمة من بقائهم ليكونوا من آيات التصديق للمهديّ المنتظَر في بيان الأشراط الكبرى للساعة ليعلم النّاس أنّ وعد الله حقّ وأنّ السّاعة آتية لا ريب فيها. ولذلك قال الله تعالى: {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا} صدق الله العظيم [الكهف:21].

    ولربّما يودّ العالم الجليل الفطحول عبد الرحمن الذي يُجادل في آيات الله بغير علمٍ ولا هدًى أن يُقاطعني فيقول: "مهلاً مهلاً وإنّما يقصد الله بقوله: {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا} أي القوم الذين عثروا عليهم ليعلموا أنّ وعد الله حقّ وأنّ السّاعة آتيةٌ لا ريب فيها". ومن ثمّ يردّ عليه الإمام المهديّ الحقّ الذي لا يقول على الله إلا الحقّ ناصر محمد اليماني وأقول: كلا فإنّ القوم الذين أعثرهم الله عليهم لم تتبيّن لهم الحكمة من بقائهم نائمين وتنازعوا في قصتهم وشأنهم والحكمة من بقائهم، ولم تتّفق ظنونهم ولم يصِلوا إلى نتيجةٍ في قصتهم، ومن ثمّ ردّوا علمهم لله علام الغيوب: {فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ} صدق الله العظيم [الكهف:21].

    وعلموا أنّه لا بدّ بأنّ لله حكمةً بالغةً من بقائهم نائمين، ولذلك قالوا: {ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ}، وقالوا: ابنوا عليهم بُنياناً لإخفائهم وسِتاراً لهم حتى يبعثهم الله في العصر المُقدّر لبعثهم وهو أعلمُ بقصتهم وشأنهم والحكمة من بقائهم نائمين.

    فتدبر القول الحقّ تجد أنّ الذين عثروا عليهم ليست الحكمة منهم إلا لكي يبنوا عليهم بُنياناً لإخفائهم إلى انقضاء لبثهم الثاني وبعثهم في آخر الزمان، ليكونوا من آيات التصديق لحقيقة هذا القرآن العظيم، ويعلم النّاس أنّ وعد الله حقّ وأنّ السّاعة آتيةٌ لا ريب فيها. وقال الله تعالى: {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ ۖ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَىٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الكهف].

    وسوف تتبيّن لي حقيقتك يا عبد الرحمن، وأعلمُ علم اليقين أنّك قد جادلتني في أمورٍ أخرى من قبل باسمٍ آخر ولا مشكلة لدينا، المهم إنّ الباحث عن الحقّ سوف يجد أنّ ناصر محمد اليماني هو المهيمن عليك وعلى أمثالك بعلمٍ وسلطانٍ واضحٍ وبيِّنٍ يأتي به من ذات القرآن وليس بالظنّ الذي لا يُغني من الحقّ شيئاً كمثل علم عبد الرحمن الذي يصدُّ عن البيان الحقّ للقرآن بغير علمٍ. وهل تعلم يا عبد الرحمن ما الحكمة من عدم ذكر أسماء الثلاثة الرُسل المجهولين في القصة إلى قرية مجهولة إلى قومٍ مجهولين في قول الله تعالى: {وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ ﴿١٣﴾ إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ ﴿١٤﴾ قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمَـٰنُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَكْذِبُونَ ﴿١٥﴾ قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ ﴿١٦﴾ وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٧﴾ قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُكُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْتُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿١٩﴾ وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَىٰ قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ﴿٢٠﴾ اتَّبِعُوا مَن لَّا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٢١﴾ وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٢٢﴾ أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَـٰنُ بِضُرٍّ لَّا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنقِذُونِ ﴿٢٣﴾ إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٢٤﴾ إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ﴿٢٧﴾ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِن جُندٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ ﴿٢٨﴾ إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [يس]؟

    والسؤال الذي يطرح نفسه للمُتدبر هو: لماذا لم يذكر الله أسماء الرسل الثلاثة في القصة؟ ومن هم القوم الذين أرسلهم الله إليهم فكفروا بهم فتوعّدوهم إن لم ينتهوا عما يدعون إليه ويعودون في ملّتهم ليرجمونهم ويمسونهم بعذاب عظيم؟ {قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ ۖ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٨﴾ قَالُوا طَائِرُكُم مَّعَكُمْ ۚ أَئِن ذُكِّرْتُم ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُونَ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم.

    وهؤلاء تلقَّوا تهديداً ووعيداً من قومهم الذين أرادوا أن يمكروا بهم مما أجبرهم أن يختفوا في غارٍ كما اختفى فيه محمدٌ رسول الله وصاحبه أبو بكر الصديق - عليهم الصلاة والسلام - في الغار يوم أراد الكفار قتله أو تثبيطه عن دعوته، وكذلك الرُسل الثلاثة حين قرر قومهم رجمهم أو يعودوا في ملتهم ومن ثمّ قرروا أن يختفوا في الكهف حتى ينظر الله في أمرهم وهم لا يعلمون ماذا حدث لقومهم من بعدهم؛ بل نحن من سوف يخبرهم بالحقّ أنّه آمن بهم رجلٌ واحدٌ فقط وكان يكتم إيمانه حتى إذا علم بمكر الكفار أن سيرجموا رسل ربّهم أو يعيدوهم في ملتهم وعلم باختفاء الرسل الثلاثة الفارّين بدينهم ومن ثمّ استشاط غضباً من قومه وجاء إلى بين أيديهم فوعظهم وشهد بالحقّ بين أيديهم وقال: {إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ﴿٢٥﴾ قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ۖ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ﴿٢٦﴾ بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم.

    وأمّا قومهم فأهلكهم الله أجمعين بعد أن قتلوا المؤمن برسُل الله فكتب الله له الشهادة وأدخله فور قتله جنتَه، وأمّا أصحاب القرية فأهلكهم الله أجمعين بصيحةٍ واحدةٍ من بعد قتلهم للرجل المؤمن وخسف بهم قريتهم ببنيانهم وهي على مقربةٍ من الكهف الذي علّمناكم به في اليمن في محافظة ذمار في قرية الأقمر، وأمّا الرسل الثلاثة الذين اختفوا من قومهم في فجوة في الكهف فلا يزالون فيه لقضاء لبثهم الثاني، وكلبهم باسط ذراعيه بالوصيد، وعملتهم لا تزال في جيوبهم يا عبد الرحمن، والكذب حباله قصيرة، وسوف يبعثهم الله قريباً وإنما أردنا أن تطّلعوا عليهم لعلكم بآيات ربّكم توقنون.

    ويا عبد الرحمن، إن للفتية رسولاً آمنوا به وصدّقوه وكذّبه قومهم، والفتية وزراء صدّيقون لنبي الله إلياس، ومثلهم كمثل موسى رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - ووزيره أخوه هارون، ولا ينبغي أن تنزل ثلاث رسالاتٍ على ثلاثة رسلٍ إلى قريةٍ في وقتٍ واحدٍ، وإنّما هي رسالةٌ واحدةٌ أنزلها الله على إلياس وشَدَدَ الله أزره بأخيه إدريس وابتعثهم الله كما ابتعث موسى ووزيره هارون، برغم أنّ الله لم يكلم هارون ولم ينزل عليه رسالة التّوراة بل أنزلها الله على موسى وهو حامل الرسالة ووعده الله ليشدد أزره بأخيه هارون وزيراً فيجعله من الصدّيقين بأمره، وتجد أنّ الله لم يفرّق بين موسى وهارون وأسْمَاهما بالمُرسَلين، لأنّه جعله يصدقُ أخاه موسى وشدَّ به أزره وأشركه في أمره. وقال الله تعالى: {فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

    وكذلك الرسل الثلاثة إنّما أنزل الله الرسالة على أحدهم وهو إلياس وأمّا الفتية فهم الوزراء الذين صدّقوا أخاهم إلياس وشدَّ الله بهم أزره وأشركهم في أمره، وهو قائدهم، وهو الذي قال لهم بعد انقضاء اللبث الأول: كم لبثتم، وهو الذي قال: الله أعلم بما لبثتم فابعثوا أحدكم بورقكم هذه إلى المدينة، وحذّرهم: "إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم في ملتهم". والمُتكلم هو رسول الله إلياس عليه الصلاة والسلام الذي تجده يخاطب الفتية، فلا تُمارِ فيهم يا عبد الرحمن، فسوف تعلم نبأهم ويكلمونكم بأنفسهم ويشهدون بالحقّ بالبيان الحقّ في شأنهم ممن آتاه الله علم الكتاب، وما دام الله آتاني علم الكتاب فكيف لا يأتيني بعلم أصحاب الكهف وهم من ضمن علوم الكتاب القرآن العظيم!

    وقد علمتم بصاحب علم الكتاب خليفة الله المهديّ الذي يبتعثه الله بالبيان الحقّ للقرآن العظيم الذي أنزله الله على خاتم الأنبياء والمُرسلين محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، فإن كفرتم بالقرآن أنتم والنّاس أجمعين فكفى بالله شهيداً على حقيقة هذا القرآن وخليفته الإمام المهديّ الذي يؤتيه الله علم الكتاب ليُبيّن للنّاس حقائق بالقرآن العظيم بالآفاق كمثل كوكب النّار والأراضين السبع، وفي أنفسهم كأمثال أصحاب الكهف آيات لهم من أنفسهم عجباً حتى يتبيّن لهم أنّه الحقّ من ربّهم، وإنّما أخاطبكم بكتاب الله وأفتيكم أنّ الله آتاني علم الكتاب. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ ﴿٤٣﴾} صدق الله العظيم [الرعد].

    وبما أنّي أفتيكم أنّ الله آتاني علم الكتاب شاهداً بالحقّ في القرآن العظيم فلا بُدّ أن أبيّن لكم ما لم تكونوا تعلمون يا معشر جميع علماء المسلمين، فأبيّن لكم ما يلي:

    1 - حقيقة أصحاب الكهف والرقيم وأسمائهم ولبثهم وعددهم وقصتهم، وماذا حدث لقومهم من بعدهم، وكم زمن لبثهم الأول وكم زمن لبثهم الثاني، وعن سبب الفرار لمن اطّلع عليهم أنّه من ضخامة أجسادهم العملاقة التي سوف يراها من أعثره الله عليهم فيّولي منهم فراراً ويمتلئ منهم رعباً، وذلك من ضخامة أجسامهم وطولهم فلم يرَ الناظر إليهم قط بشراً مثلهم، ولذلك يولّي منهم فراراً ويمتلئ منهم رُعباً، ثمّ تطلعون عليهم أو يبعثهم الله فترون الحقّ على الواقع الحقيقي.

    2 - كذلك أبيّن لكم حقيقة الأراضين السبع، وأثبت من محكم القرآن أنهنّ من بعد أرضكم، وكذلك تجدون الحقّ على الواقع الحقيقي بأنّ الأراضين السبع حقاً من بعد أرضكم وأسفلهنّ أرضٌ تحمل نار جهنّم الكبرى، ومن ثمّ تجدون الحقّ على الواقع الحقيقي.

    3 - وكذلك أبيِّن لكم الأرض ذات المشرقين جنّة الفتنة التي يسكنها المسيح الدجال وجنوده من يأجوجٍ ومأجوجٍ وقومٍ آخرين يفصل بينهم سدّ ذي القرنين العظيم.

    4 - وكذلك أبيِّن لكم حقيقة المسيح الدجال ومن هو ولماذا يسمّى بالمسيح الدجال، وحقيقة جنوده من يأجوج ومأجوج حتى أُفشل فتنتهم ومكرهم وأعلّمكم ما لم تكونوا تعلمون.

    5 - وأحذّر طائفة من أهل الكتاب الذين علموا علم اليقين أنّ الإمام المهديّ المنتظَر هو حقاً ناصر محمد اليماني ومن ثمّ يعرضون عن الحقّ من ربّهم ويحاولون أن يصدّوا النّاس عن الحقّ من ربّهم، فإنّ الله يلعنهم كما لعن أصحاب السبت ويقول لهم كونوا خنازيرَ خاسِئين كما فُعل بالذين من قبلهم وقال لهم كونوا قردة خاسئين، فأمّا المسخ إلى قردة فقد مضى وانقضى. تصديقاً لقول الله تعالى: {وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم [البقرة]، وأمّا المسخ إلى خنازير فإنّه يحدث في عصر المهديّ المنتظَر الذي جاء بالتحذير الأخير لأهل الكتاب. تصديقاً لقول الله تعالى: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّـهِ مَفْعُولًا ﴿٤٧﴾} صدق الله العظيم [النساء].

    فأمّا المسخ فهو لشياطينٍ من شياطين البشر من اليهود من الذين يقولون آمنا ظاهر الأمر وهم يبطنون الكفر والتصدية عن الحقّ من ربّهم بعد أن تبيّن لهم أنّ ناصر محمد اليماني هو الإمام المهديّ المنتظَر الحقّ من ربّهم الذي ابتعثه الله بالبيان الحقّ للذكر، ثمّ يعلمون علم اليقين أنّه الحقّ من ربّهم ثمّ لا يتخذون سبيل الحقّ سبيلاً، ويأتون إلينا مُظهرين الإيمان بالله وبالقرآن العظيم ثمّ يصدّون عن الحقّ من ربّهم صدوداً شديداً بالمُغالطة والخداع في البيان الحقّ ليشكِّكوا المسلمين فيه والباحثين عن الحقيقة ولا يُظهرون الكفر بل الإيمان ويبطنون الكفر والمكر، وأحذّرهم أن يمسخهم الله إلى خنازير، ويريدون أن يطفئوا نور الله بأفواههم. وقال الله تعالى: {قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللَّـهِ ۚ مَن لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ ۚ أُولَـٰئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿٦٠﴾ وَإِذَا جَاءُوكُمْ قَالُوا آمَنَّا وَقَد دَّخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ ۚ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا يَكْتُمُونَ ﴿٦١﴾} صدق الله العظيم [المائدة].

    أولئك من الذين يُظهرون الإيمان ويُبطنون الكفر والمكر ضدّ الله ورسوله والمهديّ المنتظَر وهم يعلمون أنفسهم، ونُحذّرهم أن يمسخهم الله إلى خنازير كما فعل بالذين من قبلهم وقال لهم كونوا قردةً خاسئين، قد أُعذر من أنذر.. وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين.

    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ____________



  3. الترتيب #3 الرقم والرابط: 305437 أدوات الاقتباس نسخ النص
    الصورة الرمزية فاطمه
    فاطمه غير متواجد حالياً من الأنصار السابقين الأخيار
    تاريخ التسجيل
    Jun 2011
    المشاركات
    1,879

    افتراضي

    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 02 - 1430 هـ
    18 - 02 - 2009 مـ

    ۳۰-بهمن-۱۳۸۷ه.ش.
    10:15 مساءً
    ــــــــــــــــــــــ



    به تمامی آنانی که به قرآن عظیم ایمان دارند ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وبعد..
    ای علمایی ازعلمای امت اسلامی که دین خود را فرقه فرقه کرده و هریک به داشته خود خرسندید! ای مسلمانان پیرو علماء! من امام مهدی ناصر محمد یمانی از تمام مسلمانان سؤالی دارم و جواب آن را سریع می‌خواهم. سؤال این است:
    آیا به قرآن عظیم، ذکر محفوظ از تحریف که رساله خداوند برای تمام انسا‌ّن‌ها از زمان برانگیخته شدن محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - تا فرا رسیدن یوم الدین است؛ ایمان دارید؟ و معنی سخنم که خطاب به تک تک انسا‌نهاست؛ تصدیق کلام خداوند تعالی است که می‌فرماید:
    {إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿٢٧﴾ لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [التكوير].
    {این قرآن چیزی جز تذکّری برای جهانیان نیست، (۲۷) برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد! (۲۸)}
    ای امت اسلام! خداوند مرا به سوی شما فرستاده و به عنوان خلیفه خود برشما انتخاب کرده است تا بر اساس آن چه که خداوند بر محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، نازل فرموده در میان شما حکم کنم. من رسول یا نبیّ نیستم؛ بلکه خداوند مرا برای یاری و نصرت به دعوت محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، فرستاده است و به همین دلیل اسم محمد همراه نام من است: " ناصر محمد" . خداوند مقدر فرموده تا همراهی(التواطوء) اسم محمد در نام من؛ نام پدرم باشد تا اسم من به شما خبر دهد برای چه به سوی شما آمده‌ام: " ناصر محمد"؛ آیا تقوا پیشه می‌کنید؟
    ای جماعت مسلمانان؛ تصدیق من از سوی علمای‌تان حجت حجت خدا دربرابر شنا نیست؛ بلکه حجت خدا بر شما آیات محکم و بینه و ام الکتاب قرآن عظیم است که هر کسی زبان عربی مبین را بداند آنها را می‌فهمد و درک می‌کند؛ و هیچ کس از آن رو نمی‌گرداند مگر هلاک شوندگانی که به خود ظلم کرده‌اند...
    من سؤال و سپس جواب آن را از مستقیماً از خداوند و با آیات محکم و بینه کتاب خواهم گذاشت و هرکس نسبت به آن کافر گردد؛ کلام خدا را تکذیب کرده و خود را به هلاکت افکنده است.
    سؤال ۱- آیا قرآن رساله فراگیر برای تمام شهرها و آبادی‌های بشری تا روز قیامت و یوم الدین است؟
    جواب ۱- خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٥٨﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیامبر درس نخوانده‌ای که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [سبأ].
    { و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا بشارت دهی و بترسانی؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!}
    سؤال ۲- آیا امکان دارد خداوند مردم را بدون آن که با فرستادن رسول برای‌شان حجت آورده باشد؛ عذاب نماید؟
    جواب ۲- خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15].
    { و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم کرد، مگر آنکه پیامبری مبعوث کرده باشیم}
    سؤال ۳- آیا اگر تمام شهرها و آبادی‌های بشری ذکرخود یعنی قرآن عظیم را که رساله فراگیر خداوند برای همه‌ی آنان است، تکذیب کنند؛ خداوند همه‌ی شهرهای عالم را گرفتار عذاب خواهد کرد؟
    جواب ۳- خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِن مِّن قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿٥٨﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { هیچ شهر و آبادی نیست مگر این که آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، لوح مسطورثبت است}
    سؤال ۴- حال که این عذاب؛ قبل از برپایی قیامت رخ خواهد داد؛ آیا نشانه‌ای از نشانه‌های بزرگ ساعت-أشراط السّاعة الکبری- است؟ خدا آنها را با چه چیزی عذاب خواهد کرد؟
    جواب ۴- خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ ﴿٢٧﴾ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ ﴿٢٨﴾ لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ ﴿٢٩﴾ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ﴿٣٠﴾ وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا ۙ وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـٰذَا مَثَلًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿٣١﴾ كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿٣٢﴾ وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣﴾ وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿٣٤﴾ إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿٣٥﴾ نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦﴾ لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر].
    {و تو نمي داني «سقر» چيست! (۲۷) (آتشي است که) نه چيزي را باقي مي گذارد و نه چيزي را رها مي سازد(۲۸ ) و از عصری به عصر دیگر به سراغ زمین می‌آید(۲۹) بر آن نوزده نفر [موکّل] گمارده اند (۳۰) و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان قرار نداده ایم، و شماره آنان را جز آزمایشی برای کافران مقرّر نکرده ایم تا اهل کتاب [به خاطر هماهنگی قرآن با کتابشان] یقین پیدا کنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید، و اهل کتاب و مؤمنان [در حقّانیّت قرآن] تردید نکنند، و تا بیماردلان و کافران بگویند: خدا از توصیف گماشتگان آتش به این [نوزده نفر] چه هدفی دارد؟ این گونه خدا هر که را بخواهد [پس از بیان حقیقت] گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت می نماید، و سپاهیان پروردگارت را جز خود او کسی نمی داند، و این قرآن فقط مایه تذکر و پند برای بشر است. (۳۱) اینچنین نیست که آنها تصوّر می‌کنند سوگند به ماه، (۳۲) و به شب، هنگامی که پشت کند، (۳۳) و به صبح هنگامی که چهره بگشاید، (۳۴) که آن از نشانه های بزرگ است! (۳۵) هشدار و انذاری است برای همه انسانها، (۳۶) برای کسانی از شما که می‌خواهند پیش افتند یا عقب بمانند [= بسوی هدایت پیش روند یا نروند](37) }
    سؤال ۵- آبا آتش خداوند "سقر" در دوران‌های مختلف به سراغ انسان می‌آید؟ و لذا آیا معنی " لواحة للبشر" این است که در دوران‌های مختلف و هرازچندگاهی ظاهر می‌شود و آیا سیاره عذابی که درمردم از آن برحذر داشته می‌شوند؛ سیاره آتش است؟ به این معنی که آیا کسانی که نسبت به بیان حق ذکرکافرند را با سیاره آتش سقر هلاک خواهد کرد؟ یعنی آیا این همان عذابی است که خداوند به کفار وعده داده که قبل از روز قیامت بر سر آنان نازل خواهد شد؛ یعنی قبل از آن که کافران وارد آن شوند؛ خداوند کافران را قبل از روز قیامت با آن هلاک خواهد کرد؟ آیا برای کسانی که به قرآن عظیم ایمان دارند؛ دلیل قطعی برای این امر داری که شکی در آن نباشد؟ اگر چنین است از آیات محکم قرآن دلیلت را بیاور؛ دلیلی که تمام مؤمنان به قرآن عظیم آن را بفهمند و بدانند سیاره عذاب همان سیاره آتش است که قبل از روز قیامت از کنار-زمین-بشر می‌گذرد.
    جواب ۵- خداوند تعالی می‌فرماید:
    {خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿٣٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {انسان از عجله آفریده شده؛ ولی عجله نکنید؛ بزودی آیاتم را به شما نشان خواهم داد! (۳۷) آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (۳۹) بلکه (این مجازات الهی) به طور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.
    {بلکه به طور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.
    {بلکه به طور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.
    {بلکه به طور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
    ای امت اسلام؛ ای کسانی که خداوند برآنان منت گذاشته تا بدانند چگونه با اینترنت جهانی کار کرده و آن طور که خدا دوست دارد و راضی است دین خود را در آن منتشر کرده و امرشان را ابلاغ و امت را تعلیم دهند؛ ما مستقیما با کلام خدا شما را مورد خطاب قرار می‌دهیم و چیزی از خودمان نمی‌آوریم؛ پس اگر تکذیبش کردید؛ قرآن عظیم را تکذیب کرده‌اید.
    شاید یکی ازکسانی که عقلی متفکر دارد بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ ای کسی که گمان می‌کنی امام مهدی منتظری و ما را از سیاره آتش ترسانده و می‌گویی این سیاره از کنار زمین عبور کرده و ساکنان برخی شهرها را هلاک و گروهی دیگر را عذاب می‌کند و خداوند به واسطه آن مهدی منتظر ناصر محمد یمانی را بر تمام بشریت غالب می‌گرداند؛ و از آن جایی که می‌گویی تو مهدی منتظری و درمیان ما حاضری ودر این دوران زندگی می‌کنی و ما را از سیاره سقری-لواحة للبشر- می‌ترسانی که در این دوران از راه می‌رسد...ولی الحمدلله کشف حقیقت امرتو با تطبیق بیانت در عالم واقعیات آسان شده است؛ چون این امت؛ امتی علمی است که خداوند آنها را بر بسیاری از علوم احاطه داده است و فضا را تسخیر کرده است و مانند امت‌های اولیه جاهل نیست. ناصر محمد یمانی این یعنی تو نمی‌توانی حقه بزنی و دروغ بگویی؛ چون ما می‌توانیم حقیقت آن چه را که می‌گویی و بیان تو برای قرآن عظیم را با علم و منطق درعالم واقعیات تطبیق داده و دریابیم علم آن را تصدیق می‌کند یا خیر. پس از فضانوردان و دانشمندان نجوم سؤال می‌کنیم:" ای فضانوردان در سازمان امریکایی ناسا و چین و روسیه و هند وتمام فضانوردان و دانشمندان کیهان؛ آیا در این دوران خبری از آمدن سیاره عذاب که به سمت زمین نزدیک می‌شود دارید؟ اگر جواب‌شان مثبت بود حق روشن می‌گردد و درمی‌یابیم سخنان تو حق است و از نزد پروردگارت آمده است؛ چون تو با کتبی که بشر نوشته است با ما سخن نمی‌گویی؛ بلکه بیان حق ذکر را از خود قرآن عظیم می‌آوری. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ} صدق الله العظيم [فصلت:53]
    {به زودی نشانه‌های خود درآفاق جهان و در میان خودشان را به آنها نشان می‌دهیم تا برای آنان آشکار گردد که او حق است؛}".
    ناصر محمد یمانی حاضرو منتظرپاسخ کسانی است که به دنبال این هستند که دریابند آیا این بیان حق از نظر علمی نیز حقیقت دارد؟ وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الجاثية].
    {اینها آیات خداوند است که ما آن را به حقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}
    {وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٩﴾ قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [سبأ].
    {و ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا بشارت دهی و بترسانی؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند! (۲۸) می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده کی خواهد بود؟!» (۲۹) بگو: «وعده شما روزی خواهد بود که نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنید و نه (بر آن) پیشی خواهید گرفت!» (۳۰)}

    برادرتان الإمام ناصر محمد اليماني.

    اقتباس المشاركة: 5434 من الموضوع: إلى كلّ مؤمنٍ بكتاب الله وسنّة رسوله الحقّ ..



    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 02 - 1430 هـ
    18 - 02 - 2009 مـ
    10:15 مساءً
    ــــــــــــــــــــــ



    إلى كلِّ مؤمنٍ بالقُرآن العظيم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم والتّابعين للحقّ إلى يوم الدّين، وبعد..

    يا معشر علماء الأمّة الإسلاميّة من الذين فرّقوا دينهم شيعاً وكلّ حزبٍ بما لديهم فرحون، ويا معشر أتباعهم من المسلمين، إنّي الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني أوجّه إلى جميع المسلمين سؤالاً أريد الإجابة عليه عاجلاً، وهو:

    هل تؤمنون بالقرآن العظيم الذكر المحفوظ من التحريف رسالة من الله خاصةً إلى كلّ إنسانٍ منذ مبعث محمدٍ رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - إلى يوم الدّين؟ ومعنى قولي خاصة إلى كل إنسانٍ هو تصديقٌ لقول الله تعالى: {إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿٢٧﴾ لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [التكوير].

    ويا أمّة الإسلام لقد ابتعثني الله إليكم فاصطفاني خليفةً لكم لأحكم بما أنزل الله على محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ولم يجعلني نبيّاً ولا رسولاً بل ابتعثني ناصراً لدعوة محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، ولذلك واطأ اسم محمد في اسمي (ناصر محمد)، وجعل قدر التواطؤ للاسم محمد في اسمي في اسم أبي وذلك لكي يكون في اسمي خبر ما جئتكم به (ناصر محمد) أفلا تتّقون؟

    ويا معشر المسلمين لم يجعل الله الحجّة عليكم في تصديق علمائكم بل جعل الله الحجّة عليكم الآيات المحكمات البيِّنات أمّ الكتاب في القرآن العظيم يفقههنّ ويفهمهنّ ويعلمهنّ كلّ ذي لسانٍ عربيٍ مبينٍ، لا يزيغُ عنهن إلا هالكٌ ظالمٌ لنفسه.

    وسوف أقوم بوضع السؤال ثمّ بوضع الجواب من الله مباشرةً بآياتٍ محكماتٍ بيّناتٍ، فمن كذب بهنّ فقد كذب بكلام الله وأهلك نفسه.

    ســ 1 : هل القرآن رسالةٌ شاملةٌ لكافة قرى البشريّة إلى يوم الدّين؟
    جــ 1 : قال الله تعالى: {قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٥٨﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    وقال الله تعالى: {وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [سبأ].

    ســ 2 : وهل يمكن أن يعذِّب الله النّاس من غير إقامة الحجّة ببعث الرسل؟
    جــ 2 : قال الله تعالى: {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا} صدق الله العظيم [الإسراء:15].

    ســ 3 : وهل إذا كذّبت كافة قرى البشريّة بذكرهم القرآن العظيم رسالة الله الشاملة إليهم أجمعين فهل سوف يعذِّب كافة قرى العالمين؟
    جــ 3 : قال الله تعالى: {وَإِن مِّن قَرْيَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا ﴿٥٨﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].

    ســ 4 : مادام العذاب قبل يوم القيامة فهل هذا شرطٌ من أشراط السّاعة الكبرى؟ وبمَ سوف يُعذبهم؟
    جــ 4 : قال الله تعالى: {وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَرُ ﴿٢٧﴾ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ ﴿٢٨﴾ لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَرِ ﴿٢٩﴾ عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ﴿٣٠﴾ وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا ۙ وَلَا يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـٰذَا مَثَلًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ﴿٣١﴾ كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿٣٢﴾ وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣﴾ وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿٣٤﴾ إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿٣٥﴾ نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦﴾ لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر].

    ســ 5 : وهل نار الله سقر هي اللوّاحة للبشر من عصرٍ إلى آخر؟ وذلك لأنّ معنى لوّاحة للبشر أي أنّها تظهر لهم من عصرٍ إلى آخر، فهل كوكب العذاب الذي تُنذر النّاس به هو كوكب النّار؟ بمعنى هل سوف يهلك الكفار بالبيان الحقّ للذكر بكوكب النّار سقر؟ بمعنى هل هو العذاب الذي وعد الله به الكُفار قبل يوم القيامة أي قبل أن يدخلوا فيها فسوف يهلكهم الله بها قبل يوم القيامة؟ وهل لديك دليلٌ قطعي لا يحتمل الشكّ لمن كان يؤمن بالقرآن العظيم فتأتينا به من محكم القرآن يفهمه كلّ مؤمن بالقرآن العظيم فيعلمون أنّ كوكب العذاب هو كوكب النّار يمرّ على البشر قبل يوم القيامة؟
    جــ 5 : قال الله تعالى: {خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ ۚ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿٣٧﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾ لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٣٩﴾ بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].

    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.
    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.
    {بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم.

    ويا أمّة الإسلام يا حُجّاج بيت الله الحرام من الذين مَنَّ اللهُ عليهم بعلم الإنترنت العالميّة فاستخدموه كما يحبّه الله ويرضاه لنشر دينهم وبلاغِ أمرهم وتعليم أمّتهم، إنّما خاطبناكم مباشرةً من كلام الله ولم آتِ بشيءٍ من عندي حتى إذا كذّبتم فقد كذّبتم بالقرآن العظيم.

    ولربّما يودّ أحد أهل العقول المفكرين أن يقول: "يا ناصر محمد اليماني يا من تزعم إنّك الإمام المهديّ المنتظَر وتخوّفنا بكوكب النّار وتقول أنّه قادم فيمرّ من جانب الأرض فيهلك الله به قرى ويعذِّب أخرى فيُظهر الله به المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني على كافة البشر، وبما أنّك تقول أنّك المهديّ المنتظَر موجودٌ معنا وهو أنت في هذا العصر وتخوّفنا بكوكب سقر اللوّاحة للبشر في هذا العصر، فالحمدُ لله أصبح من السهل أن نكشف حقيقة أمرك بتطبيق بيانك للتصديق على الواقع الحقيقي لأنّ هذه الأمّة أمّة علميّة أحاطهم الله بكثيرٍ من العلوم ومن غزو الفضاء وليسوا جُهلاء كالأمم الأولى، بمعنى أنّك لا ولن تستطيع أن تُدَجِّلَ علينا يا ناصر محمد اليماني، وذلك لأنّه من السهل أن نكشف حقيقة ما تقول بالتطبيق لبيانك للقرآن العظيم بالتصديق بالعلم والمنطق على الواقع الحقيقي، فنسأل روّاد الفضاء وعلماء الفلك ونقول لهم: يا روّاد الفضاء بوكالة ناسا الأميركيّة والصين والروس والهند وجميع غزاة الفضاء وعلماء الكون هل تعلمون بقدوم كوكبٍ من نارٍ يقترب من الأرض في عصرنا هذا؟ فإن وجدنا الجواب نعم فعند ذلك حصحص الحقّ وعلمنا أنّ ما تقوله هو الحقّ من ربّك لأنّك لم تخاطبنا من كتيّبات البشر بل بالبيان الحقّ للذكر من ذات الذكر القرآن العظيم. تصديقاً لقول الله تعالى: {سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ} صدق الله العظيم [فصلت:53]".

    ناصر محمد اليماني حاضرٌ وأنا مُنتظرٌ لردِّ الباحثين عن حقيقة البيان الحقّ علميّاً، وسلامٌ على المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الجاثية].

    {وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٩﴾ قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [سبأ].

    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
    _____________

المفضلات

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •